چرا اصرار بر اتحاد مقدس؟
پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور، حاوی نکات متعدد و مهمی است که هر کدام از محورهای آن، بهطور مجزا و جداگانه، نیازمند تأمل و تحلیل است. یکی از اصلیترین نکات و محورهای این پیام، تأکید دوباره ایشان بر موضوع اتحاد و انسجام داخلی است.
این مطالبه و فرمان جدی که آقای شهید نیز بارها و بارها، بهخصوص در ایام جنگ ۱۲ روزه و پس از آن نیز، مورد تأکید ایشان بود، نشأتگرفته از یک موضوع بدیهی و البته حیاتی است. برای کشوری که مورد تهاجم خارجی واقع شده و دشمن، موجودیت، تمامیت ارضی، کیان، عزت و استقلال آن را هدف گرفته است، پیش و بیش از آنکه جنگافزارها و ادوات نظامی و سایر اهرمهای مادی ضروری باشد، اتحاد و انسجام اجتماعی و ملّی، حیاتی و پیروزیبخش است.
فراموش نکنیم که برنامه اولیه دشمن چه بود. پس از کودتای سیاه دیماه سال گذشته که چندی پیش منابع صهیونیستی آشکارا اعتراف کردند سرنخ اصلی و واقعی آن در برنامه پیچیده موساد بوده است، دشمن احساس کرد که فرصت برای زدن ضربه نهایی به ایران پدید آمده است و با حمله سنگین هوایی و همراهی شورش خیابانی ناشی از شکاف و انشقاق اجتماعی، میتواند به آرزوی دیرینه خود برای شکست انقلاب اسلامی و بلعیدن دوباره ایران برسد. اما از آنجایی که دشمن مردم ایران را نمیشناسد و در این زمینه دچار خطای محاسباتی فاحش است، حمله و تهاجم نظامی جنایتکارانه و سبوعانه آن، نهتنها مردم را به نفع متجاوزان راهی خیابان نکرد، بلکه مردم فوجفوج، با عقاید و سلایق مختلف، به خیابان آمدند و زیر یک پرچم، برای دفاع از ایران متحد شدند و صحنههایی بینظیر و تاریخی را رقم زدند.
البته که دشمن دست از خباثت و توطئه نکشیده و سعی دارد با انواع و اقسام حیلهها، کار خود را پیش ببرد. این جنگ صرفاً جنگی نظامی نیست و در تمام میادین و ابعاد، بهشدت در جریان است. کلید اول و اصلی پیروزی در همه جبههها، اتحاد است. قطعاً در این جنگ چندوجهی، پیچیده و بسیار شدید، نظرات مختلف و متفاوتی درباره امور گوناگون وجود دارد. این گوناگونی، خود نشانه پویایی و زنده بودن است. هر مسیری نیز مزایا و تبعات خاص خود را دارد و هیچکس نمیتواند ادعا کند، مسیر پیشنهادی او یکسره منفعت است و تبعاتی ندارد، چرا که اساساً این جنگ است و نباید فراموش کرد که در مقابل جبهه ایران، دشمنانی صفآرایی کردهاند که از هیچ جنایت و خباثتی رویگردان نیستند و به هیچ قاعده اخلاقی و انسانی، پایبند نیستند.
در چنین شرایطی، هر تصمیم و اقدام و برنامهای مدافعانی دارد و منتقدانی. خطر از آنجا شروع میشود که انتقادها تبدیل به اختلاف و شکاف شود. هیچ انسان عاقل و دلسوزی، وقتی درگیر چنین جنگی است، در سنگر خودی شلیک نمیکند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این پیام مهم، درباره این موضوع کلیدی و سرنوشتساز، تکلیف همگان را بهوضوح تعیین کردهاند و آن عبارت است از:
وحدت کلمه و اتحاد مقدس، از اصولیترین امور در این برهه است.
در این زمینه، هم مردم و هم مسئولان وظیفه دارند.
پرهیز از اختلاف، فقط در زمینه سیاسی نیست و از برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی نیز باید پرهیز کرد.
«نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباخته انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حسّاستر است.»
مردم باید به مسئولان دلسوز کشور در هر سه قوه اعتماد داشته باشند و هوشیار و فعال، در میدان باشند.
منتقدان که سرمایه ارزشمند نظام و برخی از آنان پیشروان بصیرت هستند، در بیان نقد خود نسبت به مسئولان، باید مراقب باشند ظلمی را بر بیگناهی روا ندارند.
بیان نقدها نباید موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی شود.
باید طوری عمل کرد که دشمن هیچ علامت ضعفی از ما دریافت نکند.
همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز تأکید کردهاند، مراقبت از اتحاد مقدس و رعایت جمیع این نکات در بیان نقدهای دلسوزانه، شکست دشمن را در پی خواهد داشت.

مهر باطل بر محاسبات دشمن
یاوران حضرت زینب سلاماللهعلیها در نبرد عاشورایی
هم صابریم، هم منتقم
زلزله دشمنشکن
مثل جدش حسین علیهالسلام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر شهید انقلاب شخصیتی بودند که محبوبیت و تأثیرگذاری ایشان بسیار فراتر از مرزهای ایران بود. در قارههای مختلف میتوان این محبوبیت و تأثیرگذاری ایشان را بهوضوح دید. مراسم تشییع رهبر شهید نیز به نمایش کمسابقهای از نفوذ معنوی و فرامرز بودن شخصیتی تبدیل شد که دامنه اثرگذاری ایشان دههها از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته بود. حضور هیئتها، شخصیتهای سیاسی، مذهبی، فرهنگی و مردمی از دهها کشور جهان، در کنار برگزاری مراسمهای بزرگداشت در قارههای مختلف، نشان داد که محبوبیت و جایگاه رهبر شهید را نمیتوان تنها در چارچوب مرزهای ایران یا حتی جهان اسلام تحلیل کرد.
در نظام بینالملل، معمولاً میزان نفوذ رهبران با شاخصهایی همچون قدرت اقتصادی، توان نظامی یا جایگاه سیاسی کشورها سنجیده میشود؛ اما گاه شخصیتهایی بیبدیل ظهور میکنند که سرمایه اصلی آنان نه صرفاً قدرت سخت، بلکه قدرت معنوی، گفتمانی و الهامبخش است. رهبر شهید ایران از جمله همین شخصیتها است؛ فردی که طی دههها توانست شبکهای از همدلی، اعتقاد و احترام را در میان ملّتهای مختلف ایجاد کند؛ شبکهای که پس از شهادت او، خود را در گستره وسیع مراسمهای سوگواری آشکار ساخت.
همزمان با برگزاری مراسم تشییع در ایران، دهها مراسم یادبود در کشورهای مختلف برگزار شد. از تشییع میلیونی در عراق گرفته تا لبنان، یمن، پاکستان و افغانستان، تا کشورهای آفریقایی، برخی کشورهای اروپایی، آمریکای لاتین و حتی اجتماعات مسلمانان در آمریکای شمالی، مراسمهای متعددی برای گرامیداشت یاد رهبر شهید شکل گرفت. این گستردگی جغرافیایی نشان میدهد که شخصیت ایشان تنها به عنوان رهبر یک کشور شناخته نمیشود، بلکه برای طیفی از ملّتها نماد مقاومت، استقلالطلبی و ایستادگی در برابر سلطه است.
بازتاب رسانهای این رویداد نیز اهمیت ویژهای دارد. بسیاری از رسانههای بینالمللی، حتی آن دسته که سالها رویکردی انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی داشتند، ناچار شدند ابعاد گسترده مراسم تشییع و حضور میلیونی مردم را پوشش دهند. تصاویر خیابانهای مملو از جمعیت، حضور گسترده هیئتهای خارجی و مراسمهای همزمان در کشورهای مختلف، این پیام را منتقل کرد که با شخصیتی مواجه هستیم که نفوذ اجتماعی او تنها محدود به ساختار رسمی قدرت نبوده است.
نکته مهم دیگر، تفاوت میان «قدرت سیاسی» و «مرجعیت اجتماعی» است. بسیاری از رهبران جهان در دوران مسئولیت خود از قدرت رسمی برخوردارند، اما پس از پایان دوران حکومت یا حتی پس از مرگ، نفوذ اجتماعی آنان بهسرعت کاهش مییابد. در مقابل، رهبر شهید ایران نمونهای از شخصیتی است که بخش مهمی از جایگاه خود را از سرمایه اجتماعی، اعتقادی و گفتمانی کسب کرده است. به همین دلیل، مراسم تشییع ایشان به یک رخداد اجتماعی و فراملّی تبدیل شد.
از منظر روابط بینالملل نیز این مراسم حامل پیامهای مهمی بود. حضور نمایندگان و شخصیتهایی از کشورهای متعدد نشان داد که شبکه ارتباطات فکری و سیاسی شکلگرفته پیرامون اندیشه مقاومت، پس از شهادت رهبر آن نیز همچنان فعال است. در واقع، مراسم تشییع به نمایش انسجام یک جبهه فکری فراتر از مرزهای ملّی تبدیل شد؛ جبههای که خود را صرفاً وابسته به یک دولت نمیداند، بلکه بر پایه مجموعهای از باورها و ارزشهای مشترک شکل گرفته است.
از سوی دیگر، برگزاری مراسمهای متعدد در کشورهای مختلف نشان داد که سرمایه نمادین رهبر شهید تنها محدود به جوامع شیعی نیست. در بسیاری از این مراسمها، شخصیتهایی از مذاهب، ادیان و جریانهای سیاسی مختلف حضور یافتند که وجه مشترک آنان، احترام به مواضع ایشان در دفاع از استقلال ملّتها، مخالفت با اشغالگری و حمایت از آرمان فلسطین بود. همین ویژگی، شخصیت ایشان را از سطح یک رهبر سیاسی به جایگاه یک مرجع الهامبخش برای طیفی گسترده از ملّتها ارتقا داده است.
در نهایت، شاید مهمترین پیام مراسم تشییع رهبر شهید این باشد که نفوذ واقعی را نمیتوان صرفاً با شاخصهای مادی سنجید. گاهی قدرت یک شخصیت در قلب میلیونها انسان، بسیار ماندگارتر از قدرتی است که بر پایه ابزارهای مادی بنا شده است. حضور مردم از دهها کشور، برگزاری مراسمهای بزرگداشت در نقاط مختلف جهان و بازتاب گسترده این رویداد در رسانههای بینالمللی، همگی مؤید این واقعیت است که رهبر شهید ایران شخصیت و میراثی فراتر از مرزها دارد؛ شخصیتی که تأثیر او از جغرافیای ایران فراتر رفت و در حافظه سیاسی و اجتماعی جهان معاصر جایگاهی ماندگار یافت.
در مجموع، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب نشان داد که یکی از شاخصترین ابعاد شخصیتی ایشان، قدرت ایجاد پیوندهای عمیق فکری، فرهنگی و عاطفی با ملّتهای مختلف بود. استمرار برگزاری مراسمهای بزرگداشت در کشورهای گوناگون و بازتاب گسترده آن در افکار عمومی جهان، بیانگر آن است که اندیشه و میراث رهبر شهید به یک مرجع الهامبخش فراملّی تبدیل شده است. از این منظر، تشییع ایشان نه پایان یک دوره، بلکه آغاز مرحلهای تازه از تداوم نفوذ گفتمانی و ماندگاری شخصیتی بود که تأثیر آن همچنان در معادلات منطقهای و بینالمللی قابل مشاهده است.

یاوران حضرت زینب سلاماللهعلیها در نبرد عاشورایی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
آیتالله سیدمصطفی خامنهای فرزند ارشد قائد شهید در مراسم بزرگداشت «آقای شهید ایران» حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، طی سخنانی، پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در تقدیر از رستاخیز عظیم مردم در مراسم تشییع رهبر شهید را ابلاغ کرد. متن کامل سخنان ایشان به عنوان سرمقاله صدای ایران تقدیم مخاطبان میشود.
«بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین، والصلوه والسلام علی سیّدنا و نبینا اباالقاسم المصطفی محمد. صلّی اللّه علیه و علی آله الطیبین الطاهرین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین.
بنده برای ابلاغ یک پیام مصدّع شدم. اما ابتدائاً و به عنوان مقدمه، دو سه جملهی کوتاه عرض میکنم. ابتدائاً این شهادت بزرگ را تبریک و تسلیت عرض میکنم، اول به مولای حاضر و ناظرمان حضرت بقیه اللّه الاعظم (عج)، و بعد به همهی امت اسلامی، ملت عزیز ایران و شما برادران و خواهران ارجمند.
این مصیبت بزرگ، موضوع صبر هست، همچنان که در قرآن کریم وارد شده: «و بشرالصابرین». اما این صبر، به معنای درستش، آن طور خواهد بود که ما این مصیبت بزرگ را آنچنان تحمل کنیم که راه خودمان را، راه روشن خودمان را، به خوبی و درستی ادامه بدهیم و تا هدف نهایی پیش برویم. بنابراین، صبر هیچ منافاتی با انتقام و برخورد با اشرار عالم که در این جنایتهای بزرگ دست داشتند، نخواهد داشت.
نکتهی دوم اینکه ما در حوادث بزرگ هفتهی گذشته، در تشییع پیکر امام شهید امت، شاهد جلوهای از توحید بودیم که باید او را قدر بدانیم. ما نزدیک ۵۰ سال هست که در جامعهی اسلامی خودمان مفتخریم به اینکه توحید مطلوب اسلام و سبب سعادت دائم را، در سطحی دیگر، از آن بهرهمند شدیم؛ با این توضیح کوتاه که در هر جامعهای، امام آن جامعه، اگر به تعبیر روایات، «من اللّه» باشد، امت آن امام که ذیل او و تابع او و مطیع او هستند و او را میپذیرند، به عالم بالا و به آسمان متصل خواهند شد.
و این آن چیزی است که در صحنهی اجتماعی، به خاطر او باید جهاد کرد، و در ایجادش و در حفظ و ابقائش، و به خاطر او باید احیاناً هجرت کرد. این حقیقت، حقیقت بسیار بزرگی است، اما در این چند روز گذشته، جلوهی جدیدی و صفحهی تازهای از این عنوان بسیار مهم که منشأ برکات فراوان الهی هست، جلوهگر شد و همهی عالم شاهد عظمت آن بودند.
بنابراین، باید برای این تجلّی عظیم توحیدی، به امت اسلامی و به ملت شریف ایران واقعاً تبریک گفت که موفق شدند این مرتبهی از قرب الهی را نشان بدهند و برای خودشان اثبات بکنند. لذا همه، انشاءاللّه، باید منتظر باشند که در بعد از این، جوایز بزرگ الهی، برکات بیشمار و فراوان الهی را در محیط الهی خودشان ببینند. منتها این مربوط به گذشته تا الان است. انشاءاللّه ما در ادامه هم، خدای متعال به همهمان توفیق بدهد که در همین مسیر، به عنوان امت امام، قرار داشته باشیم و خدای متعال، آنچنان که به همهی ما در این چند ماه نشان داده است، جلوات رحمت و برکات خودش را بیش از پیش، آنچنان که در شأن وجود مقدس خود اوست، بر ما نازل خواهد کرد، انشاءاللّه.
بعد از این مقدمهای که عرض شد، بنده موظف شدم که پیام تشکر و تقدیر رهبری معظّم و معزز را، به خاطر برپا کردن این رستاخیز چشمگیر و بیسابقه، به همگان ابلاغ کنم، از این جایگاه.
[تشکر میکنم] از مردم عزیز ایران که با وفای فوقالعاده و بصیرت فوقالعادهی خودشان، این صحنه را آنچنان آراستند که برای دشمن، تحمل او بسیار سنگین بود. در تهران، در قم و در مشهد، از همهی کشور، به نظرم حضور داشتند و جمعیت میلیونی، با حضور خودشان و معنای خاصی که آن حضور داشت، آنچه را که قبلاً عرض کردم، رقم زدند و انشاءاللّه در آینده شاهد برکات او خواهیم بود.
در همین جا باید از متصدیان محترم، چه دولت گرامی و چه دستگاههای دیگر که در این زمینه تمهیدات فراوانی انجام دادند، برادران عزیز سپاه، بسیج و دستگاههای دیگر، نیروهای انتظامی، حالا من اسم نمیبرم بیش از این، که اسباب خجالت بنده، به خاطر فراموش کردن بعضی از اسمها، نباشد.
و همچنین نسبت به مردم عزیز عراق که با وفا و بصیرت خودشان صحنهی فوقالعادهای را رقم زدند، چه در شهرهای نجف و کربلا و چه در مسیر بین نجف و کربلا که برادر عزیزمان اشاره کردند، عشایر عراق، از همهی آنها از طرف رهبری معظّم تقدیر میکنم. از بسیج مردمی عزیز عراق، از دولت محترم عراق.
امیدواریم که خدای متعال همهی ما را ثابتقدم بدارد و توفیق بدهد که این راه را که خود در مقابل ما گشوده است، به خوبی طی بکنیم و به اهداف بلند و متعالی انقلاب اسلامی دست پیدا بکنیم.
در پایان، عرائضم را با سلامی بر وجود مقدس ابی عبداللّه علیه السلام که همهی این برکات ناشی از خون مقدس اوست، پایان میدهم.
السلام علیک یا اباعبداللّه و علی الارواح التّی حلّت بفنائک، علیک منی سلام اللّه ابداً ما بقیت و بقی اللیل والنهار و لا جعله اللّه آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
والسلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته.»
آیتاللّه سیّدمصطفی خامنهای؛ ۲۳ تیر ۱۴۰۵

دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو
یک کوه سفر کرد از این شهر
وداعی به وسعت یک ملت
سند حقوق بشر آمریکایی پیش چشم جهان
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
آنچه طی یک هفته در بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب، از مصلای تهران آغاز و به مشهد مقدس ختم شد، فارغ از جلوه باشکوهِ کمی آن، واجد بارها و معانی ماهیتی عمیق و قابل تأملی نیز بود. امواج خروشان انسانی که در عزای مردی بزرگ و قائدی بیبدیل، سیاهپوش بودند و پرچمهایی سرخرنگ در دست و بر دوش داشتند، چنان بود که اگر از فاصلهای بسیار دور و با قابی باز به آنان نگاه میکردی، گویی دریایی است که شعلهور شده است.
و آن، آتشی بود آمیخته از داغ دل برای فراق شهید امت و خشم و کینه نسبت به قاتلان او؛ کسانی که در جنایت، مرزهای جدیدی را درنوردیدند و خونی را بر زمین ریختند که در تاریخ معاصر، و حتی چند صد ساله اخیر، بیسابقه بود. این خون، خونها را به جوش آورده و فریاد خونخواهی و انتقام را به فصل مشترک شعارها و مراثی تبدیل کرده است.
این انتقام و خونخواهی، فریادی از سر احساساتِ صرف نیست؛ عین عقلانیت است. چرا که انتقام، برنامهای عمیق و همهجانبه برای مقابله با دشمن و عقب راندن و بر جای خود نشاندن او است. اگر حرارت انتقام، به مثابه موتور محرکه حرکت و به پیش رفتن، کاهش یابد و ما به سراغ دشمن نرویم، او به سراغ ما خواهد آمد و تجربه، بهخصوص در دو جنگ اخیر، ثابت کرده است که با دشمنی روبهرو هستیم که هیچ و مطلقاً هیچ چیز را مانع خود نمیبیند و نمیداند؛ نه قوانین نوشته و نانوشته بینالمللی و نه اخلاق و انسانیت.
در چنین معادلهای، انتقام عملی واکنشی و منفعلانه نیست، بلکه کنشی برای اجرای عدالت و بازگرداندن تعادل است و هیچ عقل سلیمی نمیتواند در ضرورت آن تشکیک کند. عبور از چراغ سرخ انتقام، چراغ سبزی به دشمن برای جنایات بیشتر و مهیبتر است؛ همان دشمنی که ماهیت خود را در حمله به مدرسه میناب و کشتار کودکان و جنایت بیسابقه لامرد نشان داده است.
و اینجاست که رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیام اخیر خود، خطاب به پیشوای شهیدمان، اینچنین محکم و قاطعانه میفرمایند: «عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بهزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا، هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.»
ما در سینه خود، خشم و کینه از این جنایتکاران را همچون آتشی مقدس روشن نگه داشته و پاسبانی خواهیم کرد؛ آتشی که در این روزگار ظلمانی، راه را به ما نشان خواهد داد تا بتوانیم «مأموریت الهی» خود را در پاک کردن زمین از لوث خونخواران اپستینی به انجام برسانیم.
به قول حکیم طوس:
چنین کار یکسر مدارید خرد
چنین کینه را خرد نتوان شمرد
ز دلها همه ترس بیرون کنید
زمین را ز خون رود جیحون کنید

مثل جدش حسین علیهالسلام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
خون خامنهای میجوشد
آنچه در مراسم تشییع رهبر شهید، در یک هفته اخیر، به نمایش درآمد و بسیاری را مبهوت کرد، بیش و پیش از آنکه وجهی از سوگ و اندوه منفعلانه داشته باشد، نشانهای از به پیش رفتن و عمیق شدن طرح نهضت و بیداری اسلامی در ایران و عراق بود. اتفاقی که هرچند در سطح جغرافیا در دو کشور اتفاق افتاد، اما قابلیت آن را دارد که به بخشهای مهمی از جهان اسلام هم تعمیم داد. غم، سوگ و اندوه میلیونها ایرانی و شیعه عراقی و علاقهمندان به انقلاب اسلامی باعث بهت و قفل شدن و ماندن در گذشته نشده است.
آنها هرچند با اندوه سنگین و عجیبی روبهرو شدهاند که مشابه آن را بعد از ارتحال خمینی کبیر رحمهاللهعلیه تجربه نکرده بودند، اما این مسئله باعث نشده است که با باقی ماندن در این سوگ و اندوه جمعی، غریق بحر انفعال باشند. این سوگ نهتنها آنها را منفعل نکرده، بلکه درست در نقطه مقابل، مایه خروش علیه آمران و عاملان این جنایتها را فراهم آورده است؛ آمران و عاملانی که متهم و مجرم ردیف اول جنایتها و طرحهای استعماری در منطقه هم هستند. از این جهت، اندوه ناشی از شهادت خامنهای عزیز رضواناللهتعالیعلیه خون جدیدی در رگ احساسات آزادیخواهانه و ضداستکباری و ضداستعماری منطقه فراهم آورده است.
در همین راستاست که شور و شعور و شعار علیه امریکا و رژیم صهیونی، پای ثابت مناسک آیینی شهید خامنهای رضواناللهتعالیعلیه در تهران و قم و نجف و کربلا و مشهد بود. این وضعیت نهتنها خون جدیدی در رگهای جبهه ضدامریکایی و ضداسرائیلی است، بلکه لایههای دیگری را هم که دورتر از این فضا بودند، بیدار کرده و به عِده و عُدۀ اردوگاه آزادیخواهان ضدامریکایی و ضداسرائیلی افزوده است. مصداق واضح و روشنی از این گزاره که خون شهید حیات دارد و زندگی میبخشد.
فقدان شهید خامنهای رضواناللهتعالیعلیه هرچند اندوه عظیمی را برای میلیونها ایرانی و شیعیان منطقه و جهان به بار آورده، اما آنچه در خیابانهای تهران و قم و نجف و کربلا و مشهد رخ داد، اثبات این گزاره بود که این فقدان عظیم، دوستداران و علاقهمندانش را منفعل نکرده، در گذشته باقی نگذاشته و باعث توقف و رکود نشده است، بلکه برعکس، حرکت پیشین آنها را تسریع کرده و اقشار و لایههای دیگری را هم به این جمع افزوده است. این غم و سوگ سترگ، با ویژگی حیاتبخش و حرکتبخش خود، تبدیل به حماسه شده است؛ حماسهای که باید چشم به راه نتایج مبارکش بود که این هنوز از نتایج سحر است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
مرزها خیلی چیزها را از یکدیگر جدا میکنند، اما چیزهایی هم هستند که هیچ مرزی را توانِ جدا کردن آنها از هم نیست. آنچه امروز در عراق رخ داد، شمهای از اینها بود. نجف و کربلا زائر داشتند؛ زائری که آخرین بار حدود ۷۰ سال پیش به پابوس صحن و سرای مولای متقیان و سرور و سالار شیعیان آمده بود و اینک نه با پای خویش، که جسمِ غرقه در خونش بر دوش سیل خروشانی از اهل عراق، برای وداع، مهمان ایوان نجف و بینالحرمین میشد.
خونی که در محرم سال ۶۱ هجری در صحرای کربلا بر زمین ریخته شد، خون خدا بود و بیشمار پرچمهای خونخواهی که امروز در تشییع پاسدار اسلام واقعی برافراشته شد، گویندگان لبیک به ندای «یا لثارات الحسین» هستند؛ چرا که قصه همان قصه است. اگر اباعبدالله الحسین در آن دوران حاضر به بیعت با یزید نشد، آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نیز در برابر یزید این زمانه سر خم نکرد و در برابر مستکبرانی که قصد بلعیدن ایران را دارند، ایستاد و چند روز پیش از شهادت فرمود: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چهکار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.»
آن فاسدِ کاخِ روسیاهنشین گمان میکرد با ترور چنین بزرگمردی، ایران را میبلعد و پیروزی و افتخار نصیبش میشود و اینک خود را در برابر میلیونها منتقمی میبیند که محدود به مرزهای ایران هم نیستند و نه تنها پیروز این میدان نشد، بلکه خونخواهان خامنهای شهید تا آخرین روز عمر منحوسش همچون سایه او را تعقیب خواهند کرد.
یکی از اهداف اصلی حمله به ایران، در هم شکستن محور مقاومت بود، اما آنچه امروز در نجف و کربلا رقم خورد، نشان داد دشمن چقدر کوتهفکر است. تشییع رهبر شهید انقلاب در عراق جلوهای بارز، نه تنها از وحدت ساحات، بلکه از وحدت قلوب کسانی است که راه امام حسین علیهالسلام را برگزیدهاند. حماسه امروز عراق پیامهایی راهبردی دارد که دوست و دشمن آن را دریافت و درک خواهند کرد.
اگر یزید توانست بر امام حسین علیهالسلام پیروز شود، آمریکا نیز خواهد توانست بر شهید خامنهای رضواناللهعلیه غلبه کند. کاروان تشییع رهبر انقلاب و خانواده شهید ایشان که از مصلای تهران آغاز شد و از قم به عراق رفت و در آخرین منزل به مشهد مقدس و جوار بارگاه ملکوتی امام رئوف خواهد رسید، سرآغاز بروز و نمود شکست و خواری دشمن است. این ملّت و امتِ مبعوثشده که به حق خود را میراثدار راه رهبر شهید انقلاب میدانند، پرچم مبارزه با استکبار را تا رسیدن به قله بر زمین نخواهند گذاشت و مشت گرهکرده آقای شهید، همچون فانوس دریایی، کشتی مقاومت را در اقیانوس متلاطم منطقه و فراتر از آن هدایت خواهد کرد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
خون خامنهای میجوشد
آنچه در مراسم تشییع رهبر شهید، در یک هفته اخیر، به نمایش درآمد و بسیاری را مبهوت کرد، بیش و پیش از آنکه وجهی از سوگ و اندوه منفعلانه داشته باشد، نشانهای از به پیش رفتن و عمیق شدن طرح نهضت و بیداری اسلامی در ایران و عراق بود. اتفاقی که هرچند در سطح جغرافیا در دو کشور اتفاق افتاد، اما قابلیت آن را دارد که به بخشهای مهمی از جهان اسلام هم تعمیم داد. غم، سوگ و اندوه میلیونها ایرانی و شیعه عراقی و علاقهمندان به انقلاب اسلامی باعث بهت و قفل شدن و ماندن در گذشته نشده است.
آنها هرچند با اندوه سنگین و عجیبی روبهرو شدهاند که مشابه آن را بعد از ارتحال خمینی کبیر رحمهاللهعلیه تجربه نکرده بودند، اما این مسئله باعث نشده است که با باقی ماندن در این سوگ و اندوه جمعی، غریق بحر انفعال باشند. این سوگ نهتنها آنها را منفعل نکرده، بلکه درست در نقطه مقابل، مایه خروش علیه آمران و عاملان این جنایتها را فراهم آورده است؛ آمران و عاملانی که متهم و مجرم ردیف اول جنایتها و طرحهای استعماری در منطقه هم هستند. از این جهت، اندوه ناشی از شهادت خامنهای عزیز رضواناللهتعالیعلیه خون جدیدی در رگ احساسات آزادیخواهانه و ضداستکباری و ضداستعماری منطقه فراهم آورده است.
در همین راستاست که شور و شعور و شعار علیه امریکا و رژیم صهیونی، پای ثابت مناسک آیینی شهید خامنهای رضواناللهتعالیعلیه در تهران و قم و نجف و کربلا و مشهد بود. این وضعیت نهتنها خون جدیدی در رگهای جبهه ضدامریکایی و ضداسرائیلی است، بلکه لایههای دیگری را هم که دورتر از این فضا بودند، بیدار کرده و به عِده و عُدۀ اردوگاه آزادیخواهان ضدامریکایی و ضداسرائیلی افزوده است. مصداق واضح و روشنی از این گزاره که خون شهید حیات دارد و زندگی میبخشد.
فقدان شهید خامنهای رضواناللهتعالیعلیه هرچند اندوه عظیمی را برای میلیونها ایرانی و شیعیان منطقه و جهان به بار آورده، اما آنچه در خیابانهای تهران و قم و نجف و کربلا و مشهد رخ داد، اثبات این گزاره بود که این فقدان عظیم، دوستداران و علاقهمندانش را منفعل نکرده، در گذشته باقی نگذاشته و باعث توقف و رکود نشده است، بلکه برعکس، حرکت پیشین آنها را تسریع کرده و اقشار و لایههای دیگری را هم به این جمع افزوده است. این غم و سوگ سترگ، با ویژگی حیاتبخش و حرکتبخش خود، تبدیل به حماسه شده است؛ حماسهای که باید چشم به راه نتایج مبارکش بود که این هنوز از نتایج سحر است.

دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
امروز تهران، صحنه ماندگارترینِ بدرقههای تاریخ معاصر ایران بود. میلیونها نفر از سراسر کشور خود را به پایتخت رسانده بودند تا در تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضور یابند.
حضوری که از نخستین ساعات بامداد دوشنبه، خیابانهای تهران را به دریایی از جمعیت تبدیل کرد و بار دیگر پیوند عمیق مردم با آرمانهای انقلاب، بویژه قائد شهید امت را به نمایش گذاشت.
اما این تشییع، تنها یک آیین وداع نبود، روزی بود که سه تصویر بزرگ و حماسی را در خود جمع کرده بود.
نخست، سوگ ملّتی که رهبر عزیز خود را با چشمانی اشکبار برای همیشه بدرقه میکرد.
دوم، اقتدارِ حضوری که نشان داد شهادت عزیز ملّت ایران نه تنها اراده ایرانیان را در هم نمیشکند، بلکه انسجام و ایستادگی آنها را حول نام شهید خامنهای پررنگتر هم میکند.
سوم، فریاد خونخواهی و انتقام از عاملان این جنایت؛ مطالبهای که در شعارها، پلاکاردها و چهرههای مصمم مردم موج میزد و از عزم یک ملّت برای پیگیری این خون پاک حکایت داشت.
در کنار همه اینها، حضور چند میلیونی مردم، جلوهای از قدرشناسی نسبت به رهبری بود که برای دههها پرچمدار دفاع از عزت، استقلال و امنیت ایران اسلامی بود و سرانجام نیز در همین مسیر، حسینیوار به شهادت رسید.

سند حقوق بشر آمریکایی پیش چشم جهان
ما رسم وداع با تو را نمیدانیم...
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران ، آقای شهید ایران
ادامه مطلب را ببينيد
مراسم وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی در جوار حسینیه امام خمینی(ره)
امشب (پنجشنبه شب) در میان حزن و اندوه هزاران نفر از خانوادههای مکرم شهیدان مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی انجام شد.
این مراسم امشب در جوار محل شهادت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای برگزار شد.
در مراسم پر حزن و اندوه، مداحان اهلبیت علیهمالسلام در رثای اباعبدالله الحسین(ع) مرثیهسرایی کردند و در عزای رهبر شهید انقلاب نوحهخوانی انجام شد.
در نگاه نخست، آنچه هفته آینده در تهران، قم و مشهد رقم خواهد خورد، آیین بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی است. وداعی باشکوه با ابرمردی که بیش از سه دهه، سکان هدایت انقلاب اسلامی را بر عهده داشتند و عمر مبارک خود را در راه عزت اسلام، استقلال ایران و اعتلای جمهوری اسلامی سپری و فدا کردند.
اما اگر این مراسم تنها به بدرقه یک پیکر تقلیل یابد، حقیقت بزرگ آن نادیده گرفته شده است. تشییعهای پیش رو، بیش از آنکه بدرقه جسم مبارک رهبر شهیدمان باشد، بیعت دوباره با راه، مکتب و اندیشه ایشان است.
میلیونها ایرانی که هفته آینده در خیابانهای تهران، قم و مشهد حضور خواهند یافت، تنها برای ادای احترام به رهبر شهید انقلاب گرد هم نخواهند آمد، آنان میآیند تا بار دیگر اعلام کنند که با قدمهای استوار، در مسیری گام برمیدارند که قائد شهید امت ترسیم کردند.
سوگمندانه، تشییع هفته آینده، آخرین دیدار عمومی مردم با رهبر شهید انقلاب خواهد بود. میلیونها ایرانی، از پیر و جوان، زن و مرد، پیکر رهبر خود را بر دوش خواهند گرفت و با او وداع خواهند کرد. اما این آخرین دیدار، آخرین منزل مثیاق ما نیست.
نسبت میان مردم و رهبر انقلاب، هیچ گاه تنها یک رابطه عاطفی نبوده است که با پایان حیات دنیوی ایشان پایان یابد. این نسبت، بر پایه یک آرمان مشترک و یک مسیر تاریخی شکل گرفته است، مسیری که از سالها پیش، در عصر چهاردهم خردادماه ۱۳۶۸ آغاز شده و امروز نیز همچنان ادامه دارد. از همین رو، تشییعهای پیش رو را نباید پایان این راه دانست، بلکه باید آن را نقطه تجدید عهد ملّتی دانست که تصمیم گرفته است همان مسیر را با استقامت و استواری بیشتری ادامه دهد.
شاید به همین دلیل است که باید تشییع پیش رو، این آخرین دیدار، این وداع جانسوز را بیعت با راه امام شهید نامید. بیعتی که نه با زبان، بلکه با حضور شکل خواهد گرفت. میلیونها مردمی که در این مراسم شرکت میکنند، در حقیقت اعلام میکنند که راه آزادگی، مقاومت و دفاع از عزت ایران اسلامی، با شهادت رهبر انقلاب متوقف نشده است. مردم با حضور خود، بار دیگر به این حقیقت گواهی میدهند که اندیشه آقای شهید ایران را نمیتوان ترور کرد و راه آن عزیز را نمیتوان به خاک سپرد.
در کنار این حقیقت، تشییع پیش رو معنای دیگری نیز در خود دارد، معنایی که آینده جمهوری اسلامی را نیز ترسیم میکند. این حضور عظیم و تاریخی، تنها بیعت با راه رهبر شهید انقلاب نیست، بلکه بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی نیز هست. ملّت ایران، در امتداد همان نگاهی که طی دهههای گذشته تجربه کرده است، استمرار راه، مکتب و مرام رهبر شهید انقلاب را در رهبری جدید میبیند و از همین رو، حضور در این مراسم تنها ادای احترام به گذشته نیست، بلکه اعلام وفاداری به آینده نیز هست.
در عین حال، نباید از پیام بیرونی این حضور تاریخی نیز غافل شد. تشییعهای دهها میلیونی هفته آینده، پاسخی کوبنده و دندان شکن به دشمن و همه کسانی خواهد بود که گمان میکردند با ترور و شهادت مظلومانه رهبر عزیزمان، راه ایشان متوقف خواهد شد.
این حضور، تنها یک مراسم سوگواری نیست، بلکه یک پیام تاریخی است، پیامی که با وضوح و صراحت هرچه تمامتر میگوید شهادت رهبر انقلاب، پایان راه نیست، بلکه آغاز فصل تازهای از مسئولیت مردم مبعوث شده است. پیامی که نشان میدهد راه شهید حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نه در یادها، بلکه در اراده یک ملّت ادامه دارد.
به همه این دلایل، هفته آینده را میتوان هفته بیعت نامید، بیعت با راه امام شهید و بیعت با استمرار آن راه در پرتو رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای. و مگر نه اینکه رسم ما با شهیدان، خداحافظی نیست؟ ما به رهبر شهیدمان نمیگوییم خداحافظ؛ میگوییم به امید دیدار، به امید دیدار در همنشینی با سیدالشهدا علیهالسلام. اما تا آن وعده الهی فرا برسد، عهد ما با عزیز شهیدمان همچون کوه استوار است. راهش را ادامه میدهیم، از آرمانهایش پاسداری میکنیم و پرچمی را که با صلابت بر دوش داشت، لحظهای بر زمین نخواهیم گذاشت.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری ، صدای ایران ، آقای شهید ایران
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مناسبت هفته قوه قضائیه ۱۴۰۵/۴/۷ بیان کردند: «لازمهی توجّه و اهتمام به اجرای دستور رهبر شهید انقلاب در آخرین دیدار مسئولان قضائی با ایشان در تیرماه سال گذشته نسبت به رسیدگی به جنایات صورتگرفته در جنگ تحمیلی دوم، تسرّی دادن آن به جنگ تحمیلی سوم و پیگیری مستمر آن تا وصول به حکم و واگذاری اجرای آن به عناصر صالحه است. این اقدام بهنوبهی خود از تکرار این قبیل جنایات پیشگیری خواهد نمود.»
اما رهبر شهید انقلاب ناظر به رسیدگی به جنایات چه توصیهای داشتند که همچنان آیتالله سیدمجتبی خامنهای بر اهمیت آن تأکید دارند؟ رهبر شهید در ۲۵ تیر ۱۴۰۴، در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه، بیان داشتند: «همین مسئلهی پیگیری قوّهی قضائیّه در محاکم حقوقی ــ چه محاکم حقوقی داخلی، چه محاکم حقوقی بینالمللی ــ دربارهی رسیدگی به این جنایات اخیری است که انجام گرفته؛ این از آن کارهای بسیار لازم و بسیار مهم است. ما در خیلی از قضایای قبلی، در سالهای گذشته، باید این کار را میکردیم و کوتاهی کردیم؛ این دفعه کوتاهی نکنیم. اگر پیگیری این موضوع و مراجعه به دادگاههای بینالمللی و حقوقی و همچنین دادگاههای داخلی، بیست سال هم طول بکشد، اشکال ندارد؛ باید این کار دنبال بشود. بایستی یقهی جنایتکار گرفته بشود.»
اما این مهم الزاماتی دارد که در سه سطح لازم است مورد پیگیری قرار گیرد تا حقوق ملّت عزیز ایران در قبال جنایات جنگی متجاوزان اپستینی پیگیری شده و استیفا گردد.
سطح اول: الزامات تقنینی
دقت نظر رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب بر ادبیات مربوط به رخداد جنایات جنگی علیه ایران عزیز، نشان میدهد اقدامات متجاوزان، ذیل ادبیات جنایات جنگی، علیه بشریت و تجاوز و... باید مورد پیگیری حقوقی و قضایی قرار بگیرد. کمااینکه در پیام رهبر معظم انقلاب تصریح شد که: «از جمله یکی از مهمترین مسائل حقوقی و قضائی مربوط به همهی ملّت ایران در این برههی زمانی، پیگیری و احقاق حقوق تضییعشدهی آنان در اثر جنایات مجرمان بینالمللی و مستکبران و تجاوزکاران جهانی، بهخصوص در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، میباشد.»
ولی مسئله مهم این است که علیرغم تلاش فوری قوه قضائیه و دولت در تدوین و ارسال «لایحه مقابله با جنایات بینالمللی» در ۲۷ مهر ۱۴۰۴ به مجلس، و تصویب این لایحه در کمیسیون حقوقی و قضایی، با توجه به فوریتی که در لایحه ارسالی وجود داشت، هنوز لایحه در صحن مورد بررسی قرار نگرفته است. بهنظر میرسد فوریت و اهمیت این لایحه، مستلزم تصویب این لایحه دقیق در قالب اصل ۸۵ قانون اساسی است.
سطح دوم: الزامات قضایی
با وجود آنکه هنوز لایحه یادشده تصویب نشده است، تنظیم کیفرخواست با توجه به الحاق ایران به کنوانسیون ژنو حسب قانون مصوب ۱۳۳۴، قانون مقابله با اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت مصوب ۱۳۹۹، و همچنین بند (ذ) ماده ۱۱۳ قانون برنامه هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران که جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت، نسلکشی، تجاوز و تروریسم را شناسایی کرده است، انتظار بهحقی است که لازم بود هم ناظر به جنگ تحمیلی دوازدهروزه و هم جنگ تحمیلی سوم صادر میشد.
توجه به توصیههای رئیس قوه قضائیه نشان میدهد که اراده عدلیه، تسریع در ارزیابی و رسیدگیها است، ولی آنچه در عمل رخ داده است و فاصله بین آنچه باید و آنچه هست، مبین فاصلهای است که بخشی از آن نیازمند نظارت جدی قضایی وفق ماده ۲۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری است و بخشی دیگر به عدم تناسب ساختار موجود قضایی با حجم پروندهها و مسائل مربوط است.
سطح سوم: الزامات بینالمللی
رسیدگی به جنایات رخداده، همانقدر که قابلیت رسیدگی ملّی دارد، قابلیت رسیدگی در قالب دو صلاحیت جهانی و بینالمللی را نیز دارد. عدم توجه عملیاتی و برنامهریزیشده، آنطور که رهبر شهید در ۲۵ تیر ۱۴۰۴ مورد تأکید قرار دادند و بیان کردند که: «بالاخره ممکن است یک دادگاه بینالمللی را انسان متّهم کند و واقع هم همین باشد که وابسته باشد به فلان قدرت؛ خیلی خب، یک روز اینجور است، یک روز هم نیست؛ یک روز هم میبینید یک قاضیای آنجا پیدا میشود که قاضی مستقلّی است. این نکتهی اوّل که این قضیّه را خیلی جدّی بگیرید.»، نشان میدهد که این قضیه آنطور که باید جدی گرفته نشده است؛ هرچند برخی اقدامات ارزشمند انجام شده، ولی منسجم و برآیند عزم همه نهادهای مربوط که ظرفیتهای بینالمللی قضایی را فراهم میکنند، نبوده است.

مکتب عاشورا؛ شاگردی که استاد شد
مثل یحیی، مثل حسین علیهالسلام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
جنگ چهلروزه، صرفنظر از نتایج نظامی و سیاسی آن، یک واقعیت مهم را برای همه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای آشکار کرد؛ تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملّی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران است. امروز دیگر هیچ تحلیلگری نمیتواند نقش این آبراه را صرفاً در انتقال انرژی خلاصه کند. تنگه هرمز اکنون به یکی از تعیینکنندهترین مؤلفههای معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه با اثرات گسترده بینالمللی تبدیل شده است.
به همین دلیل، ایران تحت هیچ شرایطی نباید از مدیریت مؤثر این آبراه راهبردی عقبنشینی کند. هرگونه عقبنشینی از این حق، به معنای واگذاری یکی از مهمترین اهرمهای قدرت ملّی است.
▪️اطلاعیه اخیر نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره اعلام یک مسیر جدید برای عبور کشتیها، بدون اطلاع و هماهنگی جمهوری اسلامی ایران، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. سپاه پاسداران با صراحت اعلام کرده که تنها مسیرهای رسمی اعلامشده از سوی جمهوری اسلامی ایران معتبر است و هرگونه تردد خارج از این مسیرها، خطرناک، غیرقابل قبول و مستوجب برخورد خواهد بود.
این موضع، تأکید بر یک اصل بنیادین حقوقی و حاکمیتی است. واقعیت آن است که شرایط تنگه هرمز دیگر به قبل از جنگ چهلروزه بازنخواهد گشت. موازنه قدرت تغییر کرده و نگاه جمهوری اسلامی ایران نیز نسبت به امنیت این آبراه وارد مرحلهای تازه شده است. از این پس، امنیت انرژی جهان و امنیت ملی ایران بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند و مدیریت این گذرگاه باید متناسب با این واقعیت جدید بازتعریف شود.
از منظر حقوق بینالملل نیز ایران مسئولیتهای سنگینی در حوزه تأمین امنیت، هدایت دریانوردی، امداد و نجات، مقابله با آلودگیهای دریایی و کنترل مخاطرات در این منطقه بر عهده دارد. انجام این وظایف مستلزم صرف هزینههای فراوان است. در بسیاری از آبراهها و گذرگاههای مهم جهان نیز هزینه خدمات ناوبری، ایمنی و مدیریت از کشتیهای عبوری دریافت میشود؛ بنابراین، طرح دریافت هزینه خدمات مرتبط با مدیریت و ایمنی تنگه هرمز، موضوعی قابل طرح از منظر حقوقی و اقتصادی است.
در همین چارچوب، شبکه بلومبرگ نیز گزارش داده است که عمان به برخی کشورهای اروپایی اعلام کرده کشتیهای عبوری از تنگه هرمز باید بابت خدماتی مانند کمکهای دریانوردی و کنترل آلودگی هزینه پرداخت کنند.
از سوی دیگر، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، بر این نکته تأکید کردند که حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. این عبارت نشان میدهد که در نگاه جمهوری اسلامی ایران، موضوع تنگه هرمز بخشی از راهبرد کلان جمهوری اسلامی برای حفظ اقتدار، امنیت و منافع ملّی محسوب میشود.
تجربه جنگ اخیر نیز ثابت کرد که هرگاه امنیت ایران هدف قرار گیرد، امنیت مسیرهای حیاتی منطقه نیز از تحولات ایران تأثیر خواهد پذیرفت. بنابراین، مدیریت فعال، هوشمند و مقتدرانه تنگه هرمز، ضرورتی راهبردی برای حفظ منافع ملّی و تثبیت بازدارندگی کشور است.
اکنون زمان آن رسیده است که جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر حقوق حاکمیتی خود، ساختار مدیریت تنگه هرمز را متناسب با واقعیتهای جدید منطقه بازتعریف کند؛ از اعمال کامل مقررات ناوبری و هماهنگی شناورها گرفته تا ایجاد سازوکارهای شفاف برای ارائه خدمات دریایی و دریافت هزینههای مرتبط با این خدمات.
تنگه هرمز سرمایه ژئوپلیتیکی ایران است؛ سرمایهای که نه قابل واگذاری است، نه قابل معامله و نه قابل چشمپوشی. آینده امنیت منطقه، امنیت انرژی جهان و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران، بیش از هر زمان دیگری با نحوه مدیریت این آبراه گره خورده است. اگر ایران میخواهد دستاوردهای راهبردی جنگ اخیر را تثبیت کند، باید مدیریت تنگه هرمز را به یکی از مهمترین پایههای قدرت ملّی خود تبدیل کند؛ زیرا ایران از این اهرم راهبردی دست نخواهد کشید.
در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن مدیریت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز یا ایجاد مسیرهای موازی و خارج از سازوکارهای مورد تأیید ایران، اقدامی مغایر با واقعیتهای جدید امنیتی منطقه خواهد بود و نمیتواند بدون واکنش قاطع باقی بماند. جمهوری اسلامی ایران بارها نشان داده است که در دفاع از حقوق حاکمیتی، امنیت ملّی و منافع راهبردی خود، دچار تردید یا عقبنشینی نمیشود. تنگه هرمز بخشی از قدرت بازدارندگی ایران است و حفظ مدیریت مؤثر آن، به یک مطالبه راهبردی برای صیانت از منافع ملّی تبدیل شده است. از این پس نیز هرگونه تخطی از مقررات و مدیریت اعلامی جمهوری اسلامی ایران در این آبراه حساس، با واکنشی قاطع، متناسب و بازدارنده مواجه خواهد شد.
پیام ایران روشن است؛ تنگه هرمز یکی از مهمترین مؤلفههای اقتدار ملی ایران باقی خواهد ماند و ایران مدیریت این تنگه را رها نخواهد کرد.

مکتب عاشورا؛ شاگردی که استاد شد
مثل یحیی، مثل حسین علیهالسلام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
سلام بر حسین علیهالسلام لبیک یا حسین علیهالسلام
عزای حسین علیهالسلام؛ خروش مقاومت
هر هیئت یک هسته مقاومت
در شرایط کنونی، پدیده مداحی چگونه میتواند مفاهیم مرتبط با ایده مقاومت و پایداری را تقویت کند؟ در روزگاری که جنگ روایتها و نبرد ارادهها بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده سرنوشت ملّتها شده است، توجه به «عناصر اثرگذار بر ذهنها، دلها و افکار عمومی» اهمیتی دوچندان پیدا میکند. رهبر شهید انقلاب در بیانات بیستم آذرماه ۱۴۰۴ خطاب به مداحان، با نگاهی راهبردی، بر شناسایی و تقویت همین عوامل اثرگذار تأکید کردند و در این میان، از «مدّاحی اهلبیت علیهمالسلام» بهعنوان یکی از عناصر مهم و جریانساز یاد کردند؛ پدیدهای که اگر درست فهم شود، میتواند هر هیئت را به یک «هسته مقاومت» تبدیل کند.
در میانهی جنگ روایتها، آنجا که رسانههای پرقدرت جهانی میکوشند هویت و اراده ملتها را دگرگون کنند، برخی پدیدههای ریشهدار فرهنگی هنوز توان ایستادگی و حتی پیشروی دارند. مداحی اهلبیت علیهمالسلام از جمله همین پدیدههاست؛ مداحی رسانهای عمیق و اثرگذار است که میتواند فرهنگ مقاومت را بازتولید و تقویت کند. اگر روزی تصور میشد مقاومت تنها در میدان نظامی معنا دارد، امروز روشن است که قلب این نبرد، فرهنگی و ادراکی است؛ و هیئت، یکی از قرارگاههای اصلی این میدان است.
مدّاحی رسانهای زنده، پویا و ریشهدار در تاریخ تشیع است. رسانهای که از دل مردم برخاسته، با زبان مردم سخن میگوید و بهواسطه پیوند عاطفی عمیق با اهلبیت علیهمالسلام، قدرت نفوذ بالایی در لایههای مختلف جامعه دارد. همین ویژگی، مدّاحی را به بستری مناسب برای انتقال مفاهیم بلند مقاومت و پایداری در برابر فشار دشمن تبدیل کرده است.
مداحی از دل تاریخ شیعه برآمده؛ تاریخی آمیخته با ظلمستیزی، عدالتخواهی، ایثار و ایستادگی. همین پیوند عمیق تاریخی است که به مداحی قدرت میدهد تا مفاهیم مقاومت را در قالب عاطفه، معنا و هویت منتقل کند.
اما نخستین پرسش جدی این است: مداحی امروز، چقدر با این ظرفیت تاریخی و تمدنی فاصله گرفته یا به آن نزدیک شده است؟ پاسخ به این پرسش، بدون آسیبشناسی ممکن نیست. اگر بخواهیم از ظرفیت مدّاحی در گسترش فرهنگ مقاومت سخن بگوییم، ناگزیر باید نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت موجود آن داشته باشیم.
نخستین و اساسیترین عنصر در این پدیده، خودِ مدّاح است. مدّاح اهلبیت علیهمالسلام مدعی معرفت به اهل بیت علیهمالسلام و ناقل پیام و سیره ایشان است. طبیعی است که اگر میان گفتار و کردار او فاصلهای جدی وجود داشته باشد، پیام مدّاحی نیز دچار تزلزل میشود. همانگونه که شهید مطهری هشدار میداد، کسی که خود صالح نیست، اگر در جایگاه اصلاح دیگران بنشیند، نهتنها اصلاحگر نخواهد بود، بلکه به فساد دامن میزند.
در گذشته، تربیت مدّاحان مسیری تدریجی و عمیق داشت. مدّاحان معمولاً زیر نظر استادانی رشد میکردند که اهل عبادت، تقوا و وجاهت اجتماعی بودند. امروز اما با گسترش کمی هیئات و تریبونها، این خطر وجود دارد که تربیت معنوی و شخصیتی مدّاحان به حاشیه رانده شود. اگر مدّاح نتواند در حداقلهای اخلاقی و رفتاری الگو باشد، چگونه میتواند پرچمدار مفاهیمی چون ایثار، ایستادگی، عدالتخواهی و ظلمستیزی شود؟
پس از شخصیت مدّاح، نوبت به هنر مدّاحی میرسد؛ هنری که شامل انتخاب سبک، نوا و شعر است. تاریخ نشان داده است که شعر و موسیقی، از مؤثرترین ابزارهای انتقال پیام بودهاند. دلیل حضور شاعران در دربار پادشاهان نیز همین قدرت نفوذ کلام و وزن بود. در روزگار ما، نمونه روشن این تأثیرگذاری را در پدیدههایی چون «سلام فرمانده» دیدیم؛ سرودی که با تکیه بر روح مدّاحی، توانست فراتر از مرزها و زبانها، پیام خود را منتقل کند و به یک خاطره جمعی تبدیل شود.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
هر هیئت یک هسته مقاومت
هر هیئت یک هسته مقاومت
در شرایط کنونی، پدیده مداحی چگونه میتواند مفاهیم مرتبط با ایده مقاومت و پایداری را تقویت کند؟ در روزگاری که جنگ روایتها و نبرد ارادهها بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده سرنوشت ملّتها شده است، توجه به «عناصر اثرگذار بر ذهنها، دلها و افکار عمومی» اهمیتی دوچندان پیدا میکند. رهبر شهید انقلاب در بیانات بیستم آذرماه ۱۴۰۴ خطاب به مداحان، با نگاهی راهبردی، بر شناسایی و تقویت همین عوامل اثرگذار تأکید کردند و در این میان، از «مدّاحی اهلبیت علیهمالسلام» بهعنوان یکی از عناصر مهم و جریانساز یاد کردند؛ پدیدهای که اگر درست فهم شود، میتواند هر هیئت را به یک «هسته مقاومت» تبدیل کند.
در میانهی جنگ روایتها، آنجا که رسانههای پرقدرت جهانی میکوشند هویت و اراده ملتها را دگرگون کنند، برخی پدیدههای ریشهدار فرهنگی هنوز توان ایستادگی و حتی پیشروی دارند. مداحی اهلبیت علیهمالسلام از جمله همین پدیدههاست؛ مداحی رسانهای عمیق و اثرگذار است که میتواند فرهنگ مقاومت را بازتولید و تقویت کند. اگر روزی تصور میشد مقاومت تنها در میدان نظامی معنا دارد، امروز روشن است که قلب این نبرد، فرهنگی و ادراکی است؛ و هیئت، یکی از قرارگاههای اصلی این میدان است.
مدّاحی رسانهای زنده، پویا و ریشهدار در تاریخ تشیع است. رسانهای که از دل مردم برخاسته، با زبان مردم سخن میگوید و بهواسطه پیوند عاطفی عمیق با اهلبیت علیهمالسلام، قدرت نفوذ بالایی در لایههای مختلف جامعه دارد. همین ویژگی، مدّاحی را به بستری مناسب برای انتقال مفاهیم بلند مقاومت و پایداری در برابر فشار دشمن تبدیل کرده است.
مداحی از دل تاریخ شیعه برآمده؛ تاریخی آمیخته با ظلمستیزی، عدالتخواهی، ایثار و ایستادگی. همین پیوند عمیق تاریخی است که به مداحی قدرت میدهد تا مفاهیم مقاومت را در قالب عاطفه، معنا و هویت منتقل کند.
اما نخستین پرسش جدی این است: مداحی امروز، چقدر با این ظرفیت تاریخی و تمدنی فاصله گرفته یا به آن نزدیک شده است؟ پاسخ به این پرسش، بدون آسیبشناسی ممکن نیست. اگر بخواهیم از ظرفیت مدّاحی در گسترش فرهنگ مقاومت سخن بگوییم، ناگزیر باید نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت موجود آن داشته باشیم.
نخستین و اساسیترین عنصر در این پدیده، خودِ مدّاح است. مدّاح اهلبیت علیهمالسلام مدعی معرفت به اهل بیت علیهمالسلام و ناقل پیام و سیره ایشان است. طبیعی است که اگر میان گفتار و کردار او فاصلهای جدی وجود داشته باشد، پیام مدّاحی نیز دچار تزلزل میشود. همانگونه که شهید مطهری هشدار میداد، کسی که خود صالح نیست، اگر در جایگاه اصلاح دیگران بنشیند، نهتنها اصلاحگر نخواهد بود، بلکه به فساد دامن میزند.
در گذشته، تربیت مدّاحان مسیری تدریجی و عمیق داشت. مدّاحان معمولاً زیر نظر استادانی رشد میکردند که اهل عبادت، تقوا و وجاهت اجتماعی بودند. امروز اما با گسترش کمی هیئات و تریبونها، این خطر وجود دارد که تربیت معنوی و شخصیتی مدّاحان به حاشیه رانده شود. اگر مدّاح نتواند در حداقلهای اخلاقی و رفتاری الگو باشد، چگونه میتواند پرچمدار مفاهیمی چون ایثار، ایستادگی، عدالتخواهی و ظلمستیزی شود؟
پس از شخصیت مدّاح، نوبت به هنر مدّاحی میرسد؛ هنری که شامل انتخاب سبک، نوا و شعر است. تاریخ نشان داده است که شعر و موسیقی، از مؤثرترین ابزارهای انتقال پیام بودهاند. دلیل حضور شاعران در دربار پادشاهان نیز همین قدرت نفوذ کلام و وزن بود. در روزگار ما، نمونه روشن این تأثیرگذاری را در پدیدههایی چون «سلام فرمانده» دیدیم؛ سرودی که با تکیه بر روح مدّاحی، توانست فراتر از مرزها و زبانها، پیام خود را منتقل کند و به یک خاطره جمعی تبدیل شود.

قاسم هنوز در خط...
هر هیئت یک هسته مقاومت
عزای حسین علیهالسلام؛ خروش مقاومت
سیرک بزرگ!
سلام بر حسین علیهالسلام لبیک یا حسین علیهالسلام
این پرونده بستهشدنی نیست
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
سیرک بزرگ!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و شصتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، سپهبد شهید محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح که در اثر حملۀ موشکی رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و شصت
سرمقاله
سیرک بزرگ!
با فرو نشستن تدریجی گرد و غبار تجاوز آمریکایی-صهیونی به ایران، فرصت مناسبی برای ارزیابی ادعاهای مطرحشده از سوی دونالد ترامپ درباره نتایج این جنگ فراهم شده است. رئیسجمهور آمریکا از ابتدای جنگ چهلروزه و بهویژه پس از شروع آتشبس دوهفتهای در فروردینماه، تلاش کرده است خود را به عنوان پیروز این رویارویی معرفی کند و حتی توافق پایان جنگ را نیز به عنوان نشانهای از موفقیت سیاستهایش یاد میکند. اما در تحلیل راهبردی، این روایتسازی ملاک پیروزی نبوده، بلکه میزان تحقق اهداف اعلامی در میدان عمل، نشانه پیروزی است.
برای سنجش ادعای پیروزی ترامپ، ابتدا باید به یاد آورد که اهداف اولیه آمریکا چه بود. در طول جنگ، ترامپ و متحدانش بارها از لزوم تغییر رفتار بنیادین ایران سخن گفتند. حتی در مقاطعی، ادبیات سیاسی و رسانهای کاخ سفید فراتر رفت و مقامات آمریکایی از «تسلیم بیقید و شرط ایران»، «فروپاشی قریبالوقوع نظام» و «تغییر معادلات داخلی ایران» سخن به میان آوردند. ارسال کمکهای نظامی گسترده به اسرائیل، حمایت آشکار از عملیات نظامی و پیامهایی نظیر «کمک در راه است» در راستای حمایت از اغتشاشگران نیز همگی در راستای ایجاد این تصور بود که جمهوری اسلامی ایران در آستانه شکست قرار دارد و تنها مسئله، زمان مطرح است.
اما واقعیتهای میدان مسیر دیگری را طی کرد. نه نظام سیاسی ایران فروپاشید، نه تسلیمی رخ داد و نه تغییر راهبردی مورد نظر واشنگتن محقق شد. در عوض، ایران توانست با بهرهبرداری از برگهای جدید، مانند تنگه هرمز، فشار مضاعفی بر متجاوزان وارد کند. از سوی دیگر، اتحاد و انسجام اجتماعی شکلگرفته در ایران یکی از مهمترین پیروزیهای ایران در این جنگ به شمار میرود که همه سلیقههای سیاسی را حول محور وطن متحد کرد. درست است که جنگ خسارتهای زیادی را به ایران تحمیل کرده است، اما اصل مسئله همچنان پابرجاست: آیا آمریکا توانست اهدافی را که برای توجیه آغاز این جنگ مطرح میکرد، به دست آورد؟ پاسخ منفی است.
در ادبیات راهبردی، شکست زمانی رخ میدهد که هزینههای پرداختشده با اهداف محققشده تناسب نداشته باشد. آمریکا و متحدانش وارد جنگی شدند که قرار بود موازنه قدرت را به شکل بنیادین تغییر دهد. اما پس از هفتهها درگیری، نه تنها چنین تغییری رخ نداد، بلکه به اذعان برخی از مقامات آمریکایی، این ترامپ بوده که برای توافق پایان جنگ با ایران بسیار عجله دارد. آندریا یونکر، فعال رسانهای آمریکایی، در اشاره به ادعاهای ترامپ در مورد پیروزی، با زبان کنایه نوشته است: «باید حق را به ترامپ داد؛ او قول داده بود که بدون تسلیم کامل، هیچ توافقی با ایران امضا نخواهد شد. به قولش هم عمل کرد. فقط نگفته بود منظورش از «تسلیم کامل»، تسلیم شدنِ آمریکا است.»
در برابر این شکست راهبردی، ترامپ اکنون تلاش میکند روایت دیگری از وقایع ارائه دهد. او میکوشد پایان جنگ را به عنوان نتیجه فشارهای موفق آمریکا معرفی کند و از توافق پایان جنگ نیز تصویری از پیروزی بسازد. این رویکرد البته پدیده جدیدی در رفتار سیاسی او نیست. ترامپ بارها نشان داده است که میان واقعیتهای میدانی و روایت رسانهای تمایز قائل میشود و در بسیاری از موارد ترجیح میدهد شکستهای عملیاتی را با پیروزیهای تبلیغاتی جایگزین کند.
ویژگی اصلی این شیوه، تمرکز بر کنترل روایت به جای کنترل واقعیت است. به همین دلیل، ترامپ معمولاً پس از هر ناکامی، حجم گستردهای از مصاحبهها، سخنرانیها و اظهارنظرهای رسانهای را به راه میاندازد تا چارچوب تفسیر رویدادها را تغییر دهد.
اما مشکل اصلی چنین رویکردی آن است که واقعیتهای راهبردی را نمیتوان برای مدت طولانی پشت پرده روایتها پنهان کرد. در نهایت، این نتایج عینی هستند که موفقیت یا شکست را نشان میدهند. اگر هدف، تغییر نظام بوده و چنین اتفاقی رخ نداده است، اگر هدف، تسلیم بوده و تحقق نیافته است و اگر هدف، نابودی توان مقاومت ایران بوده و همچنان طرف مقابل به عنوان یک بازیگر فعال حضور دارد، آنگاه ادعای پیروزی ترامپ تنها تلاشی رسانهای برای پنهان کردن تبعات شکست است.
از همین رو، مواجهه با روایتسازیهای ترامپ باید بسیار حسابشده باشد. بهترین راه مقابله با چنین روایتی، بازگشت مداوم به اهداف اولیه و مقایسه آنها با نتایج نهایی است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
دشمن جز این زبان را نمیفهمد!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید معصومه پیرهادی، شهروند ایرانی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و پنجاه و هفت
سرمقاله
دشمن جز این زبان را نمیفهمد!
وضعیت امروز نظام بینالملل یک افتضاح کامل است. همه شعارها و مدعاهای تمدن غرب و در رأس آنها ایالات متحده که در قرن بیستم بر سر دست گرفته و از حقوق انسانها و حق انتخاب ملتها و سازوکارهای بینالمللی برای دفاع و پاسداری از این حق دم میزدند، حالا صرفاً به کار یک خنده تلخ و مضحکهآمیز میآیند. حسب قرائت آمریکایی، دنیا و سازوکارهای حاکم بر آنها و نهادهایی که از دل این سازوکارها سر برآورده بود، به منتهاالیه کمال بشری رسیده و ایستگاه پایانی تاریخ را برای بشر رقم زده بود؛ طوری که بشر دیگر ورای این وضعیت رویایی نداشت.
حالا و در دو دهه ابتدایی قرن بیستویکم، همه این شعارها و داعیهها روانه سطل زباله تاریخ شدهاند. حاکم یک دولت استعماری در غرب آسیا، در سه سال گذشته بیش از ۶۰ هزار انسان بیگناه با اکثریت مطلق زنان و کودکان را از دم تیغ گذرانده و خونشان را بر زمین ریخته و مدعیان طرح پایان تاریخ به حمایت تمامقد از این ماشین کشتار پرداختهاند. ایالات متحده سلاح و پول و تجهیزاتشان را تأمین کرده و اروپای متمدن و لیبرال هم چتر سیاسی و تبلیغاتی را. آش آنقدر شور شده که برخی انسانهای آزاده در همین پایتختهای اروپایی که تسلیم این ساختار ضدانسانی نشدهاند، قصد اعتراض و راهپیمایی و گردهمایی خیابانی میکنند تا حداقل جلوی وجدان خویش شرمنده نباشند، اما دولتهای اروپایی حتی جلوی این اعتراضات را هم میگیرند.
جهان در جنگلیترین وضعیت خود به سر میبرد. درست نقطه مقابل آن اتوپیای آرمانی که غرب در قرن نوزدهم برای دیگر جوامع ترسیم میکرد. دنیای فعلی دنیای زور است و قدرت است. هیچ ردی از منطق و گفتوگو و خرد انسانی در دنیای امروز و ساختارهای آن وجود ندارد. جهان به میزانی مضحکه شده که اگر کشوری زور و توان و قدرتی نداشته باشد و نخواهد به این وضعیت استعماری تن دهد، سرنوشتی جز مدل تخریب غزهای و رئیسجمهورربایی ونزوئلایی ندارد. تنها زور و قدرت است که میتوان به مدد آنها در برابر اقوام بردهدار اروپایی و آمریکایی ایستاد. گوش انسان سفید غربی برای شنیدن سخن کرامت و حقوق انسانی زیادی سنگین است. او فقط زبان زور و قدرت را میفهمد.
زور و توانش اگر به دیگر جوامع برسد، خاک و منافع و منابع آنها را به توبره خواهد کشید و اگر نرسید هم با پمپاژ سنگین دستگاه تبلیغاتی و تهدید، در پی خالی کردن این جوامع از اراده مقاومت برمیآید. ایران امروز پس از چهار دهه تحریم و فشار و یک دهه سیاست فشار حداکثری و تحمیل دو جنگ در کمتر از یک سال، گواه روشن این مدعاست. ایران اگر پس از جنگ تحمیلی مسیر قدرتمند شدن و ایستادن روی پای خود را طی نکرده و به وعدههای پرزرقوبرق اروپایی و آمریکایی دلخوش کرده بود، الان سرنوشتی مانند ونزوئلا و سوریه داشت؛ کشوری فروریخته و در آستانه تجزیه و منابعی به یغما رفته. رفتارهای عصر حجری سردمداران تمدن نوین بشری به گونهای است که استعمارگران کلاسیک قرن هفده و هجده در برابر آن، مدعیان حقوق بشر محسوب میشوند.
ایران امروز اگر به این وضعیت نیفتاده، به دلیل آن است که جمهوری اسلامی ایران زبان سخن گفتن با این استعمارگران نوین را خوب بلد است. ایرانیها مبتنی بر دو قرن تاریخ خود، با گوشت و پوست و استخوان درک کردهاند که با این مدعیان فقط باید با زبان قدرت و زور سخن گفت. تمام شعارها و لفاظیهای متمدنانه و گفتوگو و مذاکره و به تعبیر خودشان توافق، صرفاً برای زمانی است که زورشان به کسی نرسد. وقتی زورشان به کسی نرسید، گزینه جنگ و کارزار نظامی را کنار میگذارند و به سراغ دیگر ابزارها میروند. اگر امروز موقتاً درگیری و جنگ گسترده را کنار گذاشتهاند، به سبب بهرهمندی ایران از ابزارهایی است که با زبان زور و قدرت با آنها طرف میشود.
تفاهم موقت، فارغ از جزئیاتش و اینکه به نتیجه برسد یا نه، باعث نخواهد شد که ایران مسیر قدرتمند شدن را رها کند. ایران قوی اگر تا پیش از این یک ایده بود که در راهبردهای رهبر شهید به جد پیگیری میشد، حالا و در عرصه عمل هم درستی و کارآمدی خود را اثبات کرده است. آمریکاییها اگر از کارزار نبرد عقب کشیده و به تهدید و لفاظی بسنده کرده و میدان نبرد از جنگ نظامی به کارزار دیپلماتیک تغییر شکل داده، به سبب دست پر و قدرتمند ایران در میدان است. ایران این مسیر را رها نخواهد کرد؛ مسیری که حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای هم در پیامهای اخیر خود به آن اشارات صریحی داشتهاند. ایران قوی یک شعار نیست؛ عین زیست و زندگی ایرانیان بود و هست و خواهد بود.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
این پرونده بستهشدنی نیست

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سرتیپدوم پاسدار وحید فاطمینژاد، سرتیم حفاظت دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور که در اثر حملۀ موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و پنجاه و هشت
سرمقاله
این پرونده بستهشدنی نیست
تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در جریان جنگ چهلروزه و تداوم آن در ماههای بعد، منجر به جنایتهای زیادی علیه مردم ایران شد. حتی اگر تحولات سیاسی و دیپلماتیک به تفاهم یا حتی توافقی با آمریکا منجر شود، اما واقعیت آن است که پرونده جنایتهای جنگی رخداده در این دوره، موضوعی مستقل از روندهای سیاسی و مذاکراتی است و نباید به هیچ دلیلی به فراموشی سپرده شود.
در طول این جنگ، مجموعهای از حملات علیه اهداف غیرنظامی، مراکز آموزشی، زیرساختهای حیاتی، مراکز درمانی و مناطق مسکونی صورت گرفت که بر اساس اصول شناختهشده حقوق بینالملل بشردوستانه، نیازمند بررسی و پیگیری جدی در مجامع بینالمللی است.
یکی از تکاندهندهترین این جنایتها، حمله موشکی به مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب بود. این حمله که در افکار عمومی به عنوان یکی از تلخترین حوادث جنگ شناخته میشود، بنا بر آمارهای منتشرشده، به شهادت ۱۶۸ نفر منجر شد که ۱۲۰ نفر از آنان دانشآموز بودند.
تنها هفت ساعت پس از این حادثه، شهرستان لامرد در جنوب استان فارس شاهد یکی دیگر از فجیعترین جنایات جنگی بود. در این عملیات، یک مجموعه ورزشی، مناطق مسکونی اطراف آن و فضاهای غیرنظامی مجاور، از جمله محدودهای نزدیک به یک دبستان، هدف قرار گرفتند. گزارشها و تحلیلهای منتشرشده نشان میدهد در این حمله از موشکهای خاصی برای اولین بار استفاده شده است. این موشکها با انفجار در ارتفاع پایین و پراکندن حجم گستردهای از ترکشها، برای ایجاد حداکثر آسیب انسانی در سطحی وسیع طراحی شدهاند. بر اساس ارزیابیهای موجود، هر موشک قابلیت انتشار بیش از ۱۸۰ هزار ترکش را دارد و چهار موشک شلیکشده به لامرد، در مجموع حدود ۷۲۰ هزار ترکش را در کمتر از یک دقیقه بر فراز بخش کوچکی از شهر پراکنده کردند. نتیجه این حمله، شهادت و مجروحیت دهها شهروند غیرنظامی، از جمله کودکان، نوجوانان و بانوان ورزشکار بود.
فهرست اهداف غیرنظامی مورد حمله تنها به مدارس و مناطق مسکونی محدود نمیشود. وزارت بهداشت اعلام کرده است که در جریان جنگ، ۲۴۵ مرکز بهداشتی و درمانی مورد حمله قرار گرفت. همچنین دهها پایگاه اورژانس، آمبولانس و مراکز خدمات درمانی هدف قرار گرفته یا دچار خسارت شدهاند. در همین چارچوب، انستیتو پاستور ایران نیز از حملات مصون نماند.
یکی دیگر از مصادیق مهم جنایتهای متجاوزان، حمله اخیر به تأسیسات آبرسانی در منطقه سیریک بود. روزنامه نیویورک تایمز با بررسی تصاویر ماهوارهای و ویدیوهای منتشرشده گزارش داد که حملات آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز موجب نابودی تأسیسات تأمین آب آشامیدنی حدود ۲۰ هزار نفر از ساکنان محلی شده است. این روزنامه تصریح کرده است که هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی حیاتی، بهویژه تأسیساتی که مستقیماً با نیازهای اساسی مردم ارتباط دارند، میتواند از منظر حقوق بینالملل مصداق جنایت جنگی تلقی شود.
موارد ذکرشده تنها چند نمونه از جنایتهایی است که متجاوزان آمریکایی ـ صهیونی علیه مردم ایران مرتکب شدند. مسئله این جنایتها یک پرونده حقوقی و انسانی است. در حقوق بینالملل بشردوستانه، قواعد مشخصی برای حفاظت از غیرنظامیان در زمان جنگ وجود دارد. چهار کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و همچنین پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ به صراحت بر اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی تأکید دارند. بر اساس این اسناد، طرفهای درگیر موظف هستند میان مراکز نظامی و اماکنی همچون مدارس، بیمارستانها، مراکز درمانی و زیرساختهای حیاتی غیرنظامیان تفاوت قائل شوند و از هدف قرار دادن آنها خودداری کنند.
علاوه بر این، ماده ۵۱ پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو، حملات کور و حملاتی را که به صورت نامتناسب موجب تلفات غیرنظامیان میشوند، ممنوع اعلام کرده است. همچنین ماده ۵۲ همین پروتکل تأکید میکند که اموال و زیرساختهای غیرنظامی نباید هدف عملیات نظامی قرار گیرند. از این منظر، حمله به مدرسه شجره طیبه میناب، حمله به مجموعههای ورزشی و مناطق مسکونی لامرد، هدف قرار گرفتن مراکز درمانی و آسیب رساندن به تأسیسات آبرسانی سیریک، دستکم مستحق بررسی دقیق حقوقی بر اساس قواعد شناختهشده حقوق جنگ هستند.
از سوی دیگر، اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی موسوم به «اساسنامه رم» نیز حملات عمدی علیه غیرنظامیان، مدارس، بیمارستانها و تأسیسات امدادی را در زمره مصادیق جنایت جنگی قرار داده است. هرچند رسیدگی حقوقی به این موارد مستلزم طی شدن روندهای حقوقی و اثبات مسئولیت عاملان است، اما اصل موضوع از منظر حقوق بینالملل قابل پیگیری و استناد است.
به همین دلیل، آنچه در جنگ چهلروزه علیه ایران رخ داد، نباید صرفاً در حافظه تاریخی جامعه باقی بماند. مستندسازی این حوادث، ثبت شهادت قربانیان، جمعآوری اسناد، تصاویر و گزارشهای کارشناسی و طرح آنها در مجامع بینالمللی باید به یک مطالبه جدی تبدیل شود. تجربه جنگهای مختلف در جهان نشان داده است که بسیاری از پروندههای جنایت جنگی سالها پس از پایان درگیریها مورد رسیدگی قرار گرفتهاند و گذشت زمان مانع از پیگیری حقوقی آنها نشده است.
فارغ از اینکه در آینده وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا به چه سمتی حرکت کند، موضوع جنایتهای جنگی نباید قربانی ملاحظات سیاسی شود. حقوق قربانیان و خانوادههای آنان موضوعی مستقل از مذاکرات و توافقات سیاسی است. همانگونه که دولتها میتوانند درباره مسائل سیاسی و امنیتی مذاکره کنند، مسئولیت ناشی از حملات علیه غیرنظامیان نیز باید در مسیر حقوقی خود مورد بررسی قرار گیرد.
از این رو، انتظار میرود دستگاههای مسئول در حوزههای حقوقی، قضایی و دیپلماتیک کشور با جدیت بیشتری این پروندهها را دنبال کنند. استفاده از ظرفیت شورای حقوق بشر سازمان ملل، گزارشگران ویژه، دیوان بینالمللی دادگستری، کمیسیونهای حقیقتیاب و سایر سازوکارهای بینالمللی میتواند بخشی از این مسیر باشد. جلوگیری از فراموش شدن این حوادث، دفاع از حقوق قربانیان و تلاش برای پاسخگو کردن عاملان آنها، یک ضرورت حقوقی و انسانی است.
در پایان ذکر این نکته نیز ضروری است که موضوع ترور چهرهها و شخصیتهای برجسته کشور از مقامات سیاسی گرفته تا دانشمندان و در رأس آنان رهبر شهید انقلاب، ماجرایی مجزاست و دست انتقام فرزندان این آب و خاک، گریبان قاتلان و تروریستها را تا روز تاوان و مجازات، رها نخواهد کرد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
تابآوری ملی و شکست راهبرد محاصره

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سید بهمن حسینی، از اعضای پدافند هوایی ارتش که در اثر حمله موشکی رژیم صهیونی در ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ در جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و پنجاه و سه
سرمقاله
تابآوری ملّی و شکست راهبرد محاصره
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ابعاد جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران، دو محور اصلی راهبرد دشمن را «کاهش تابآوری مردم» و «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور» معرفی کردهاند. این دو محور در واقع مکمل یکدیگر هستند؛ زیرا دشمن تلاش میکند از طریق وارد کردن فشار اقتصادی و معیشتی بر جامعه، زمینه اتخاذ تصمیمات نادرست در سطح سیاستگذاری را فراهم کند و از سوی دیگر، با القای برخی محاسبات غلط به مدیران و تصمیمگیران، ظرفیتهای راهبردی کشور را تضعیف نماید.
در شرایط کنونی، یکی از مهمترین عرصههایی که میتواند محل تمرکز این راهبرد باشد، حوزه تجارت خارجی و مسیرهای تأمین کالاهای مورد نیاز کشور است. دشمن بهخوبی آگاه است که یکی از پایههای اصلی تابآوری اقتصادی، تداوم دسترسی جامعه به کالاهای اساسی و حفظ ثبات در زنجیره تأمین است. از اینرو، تلاش میکند با ایجاد محدودیت در مسیرهای دریایی، افزایش هزینههای حملونقل، ناامنسازی مسیرهای تجاری و تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی، کشور را با چالش در تأمین برخی نیازهای اساسی مواجه سازد.
هدف اصلی چنین اقداماتی صرفاً ایجاد کمبود کالا نیست؛ بلکه مهمتر از آن، ایجاد نگرانی در افکار عمومی، کاهش اعتماد به توانایی نظام حکمرانی در مدیریت شرایط و در نهایت تضعیف تابآوری اجتماعی است. تجربه تحریمهای گذشته نیز نشان داده است که طراحان فشار اقتصادی همواره تلاش کردهاند از اختلال در شبکه تأمین کالا به عنوان ابزاری برای افزایش هزینههای سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.
در کنار این هدف، دشمن یک هدف راهبردی دیگر را نیز دنبال میکند و آن، ایجاد تغییر در محاسبات تصمیمگیران کشور درباره یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جمهوری اسلامی ایران، یعنی تنگه هرمز است. در واقع، تلاش میشود این تصور شکل گیرد که در صورت ایجاد محدودیت در تجارت دریایی ایران، کشور ناچار خواهد شد از برخی ابزارهای راهبردی خود صرفنظر کند یا در نحوه بهرهگیری از آنها تجدیدنظر نماید. چنین تصوری دقیقاً در چارچوب همان خطای محاسباتی قرار میگیرد که رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار دادهاند.
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته ظرفیتهای متنوعی برای دور زدن محدودیتها و حفظ جریان تجارت خارجی ایجاد کرده است. توسعه کریدورهای زمینی، فعالسازی مسیرهای ترانزیتی منطقهای، گسترش همکاریهای اقتصادی با کشورهای همسایه، تقویت ظرفیت بنادر شمالی و بهرهگیری از شبکههای حملونقل چندوجهی، بخشی از این ظرفیتها به شمار میروند. هرچه وابستگی کشور به یک مسیر خاص کاهش یابد، امکان اثرگذاری فشارهای خارجی نیز محدودتر خواهد شد.
بر همین اساس، ضروری است سیاستگذاران اقتصادی و اجرایی کشور، با فرض ادامه بلندمدت اختلال از طرف دشمن، با اولویتبخشی به تأمین کالاهای اساسی، برنامهریزی جامعی برای استفاده حداکثری از ظرفیت بنادر شمالی، کریدورهای ترانزیتی منطقهای و مسیرهای زمینی تجارت خارجی داشته باشند. تأمین پایدار کالاهای اساسی، مواد اولیه تولید و نهادههای مورد نیاز صنایع باید در رأس اولویتهای مدیریتی قرار گیرد تا دشمن نتواند از حوزه معیشت مردم به عنوان اهرم فشار استفاده کند. در چنین شرایطی، حفظ آرامش بازار و اطمینانبخشی به جامعه، بخشی از الزامات امنیت اقتصادی کشور محسوب میشود.
در عین حال، مقابله با فشارهای خارجی نباید به گونهای باشد که کشور داراییهای راهبردی خود را از دست بدهد. تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین اهرمهای قدرت اقتصادی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی است. این ظرفیت، بخشی از قدرت بازدارندگی اقتصادی کشور را تشکیل میدهد و نقش مهمی در افزایش هزینه اقدامات خصمانه علیه ایران دارد.
نکته اساسی آن است که نباید در دام معادلهای گرفتار شد که دشمن در پی تحمیل آن است؛ معادلهای که میکوشد «محاصره ایران» را در برابر «چشمپوشی از ظرفیت راهبردی تنگه هرمز» قرار دهد. این یک دوگانه واقعی نیست. جمهوری اسلامی ایران همزمان از دو ظرفیت برخوردار است: نخست، توانایی شکستن یا بیاثر کردن محاصره از طریق تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، توسعه کریدورهای زمینی و منطقهای، بهرهگیری از بنادر شمالی، گسترش همکاری با کشورهای همسایه و حفظ امنیت خطوط مواصلاتی و تجاری کشور؛ و دوم، حفظ و بهرهبرداری از مزیت ژئواکونومیکی تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای قدرت ملّی. بنابراین، راهبرد صحیح نه انتخاب میان این دو، بلکه شکستن محاصره و در عین حال حفظ تمامی ابزارهای قدرت راهبردی کشور است.
هرگونه عقبنشینی از ظرفیتهای ملّی به بهانه کاهش فشارهای مقطعی، دقیقاً همان خطای محاسباتی است که دشمن برای تحقق آن سرمایهگذاری کرده است.
از سوی دیگر، ظرفیت تنگه هرمز صرفاً به عنوان یک ابزار بازدارندگی قابل تعریف نیست، بلکه میتواند مبنایی برای شکلگیری تعاملات اقتصادی و سیاسی جدید نیز باشد. بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی و امنیت انرژی کشورهای منطقه و جهان به استمرار جریان تجارت و انتقال انرژی از این گذرگاه وابسته است. از این رو، جمهوری اسلامی ایران میتواند بدون واسطه آمریکا و مستقل از چارچوبهای تحریمی، با کشورهای استفادهکننده از تنگه، شرکای تجاری، مصرفکنندگان انرژی و همسایگان منطقهای وارد گفتوگو و همکاری شود. چنین رویکردی، علاوه بر افزایش هزینه سیاستهای تحریمی، زمینه شکلگیری منافع مشترک اقتصادی میان ایران و سایر بازیگران را فراهم میکند و بهتدریج کارایی تحریمها را کاهش میدهد. در نتیجه، تنگه هرمز نه موضوعی برای معامله در برابر رفع محاصره، بلکه بخشی از قدرت ملّی ایران برای بیاثر کردن محاصره و افزایش ظرفیتهای اقتصادی و دیپلماتیک کشور است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
جبهه لبنان و همگرایی دین، انسانیت و ژئوپلتیک

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدان یوسف درودی و عامر صبوریان، دو دانشآموز اهل سنت لارستانی که در جنگ تحمیلی سوم در اثر حمله هوایی آمریکایی-صهیونی به غیر نظامیان در ارتفاعات کوه کرمستج در حال کوهنوردی به شهادت رسیدند.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و پنجاه و دو
سرمقاله
جبهه لبنان و همگرایی دین، انسانیت و ژئوپلتیک
سخن گفتن از اینکه چرا اضلاع و گروههای مقاومت حالا بخش لاینفکی از دفاع از منافع ملّی ایران محسوب میشوند، نیاز به استدلالهای پیچیده و چندوجهی ندارد. نفس اتفاقی که در جنگ اخیر برای ایران رخ داد و مواجهه با دشمنانی که با هیچ متر و معیار و ملاحظهای قابل تعامل، مدیریت و مهار نیستند و فقط زبان زور و قدرت را میفهمند، خود بزرگترین استدلال برای حمایت از همه جریانها، افراد و کسانی است که در معرکه اخیر در سمت اردوگاه حق و ایرانیان ایستادند.
واقعیتی که در نبرد میهنی اخیر خود را به رخ میلیونها ایرانی کشید، واضحتر از هر برهان و استدلالی است. دشمنانی که در میان مذاکره و گفتوگو برای کاهش ولو موقت، تنش دو مرتبه میز مذاکره را بمباران کردند. همه کسانی که با ما در دشمنی با این دو رژیم استعماری و استکباری اشتراک عقیده و افق دارند، باید حمایت کرد؛ از هر عقیده، دیدگاه و مسلکی که باشند. دیگر جریانهای دینی و شیعی و خالصی مانند مقاومت شریف و پاک لبنان و دلباختگان مسیر خمینی کبیر که جای خود دارند.
وجه دیگر دفاع از مقاومت اسلامی در منطقه و به ویژه مقاومت اسلامی لبنان، ماهیت پاک این جریان مقاومت است. مجاهدان و رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان همکیشان مسلمان میلیونها ایرانی محسوب میشوند. آیین مسلمانی و در کنار آن فتوت و جوانمردی تاریخی ایرانی حکم میکند در میان معرکه ظالم و مظلوم، در کنار مظلومان ایستاد. این مسئله را میتوان بخشی از هویت و ماهیت اصلی نهضت اسلامی امام خمینی رحمهالله و خامنهای شهید دانست.
حمایت از مظلوم جایی اهمیت مضاعف و دوچندان پیدا میکند که مظلومان بخشی از امت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و معتقد به آیین مسلمانی باشند. از این جهت، حمایت از این افراد در مال و زبان و سلاح، نه یک گزینه صرفاً بشردوستانه، بلکه تکلیف دینی و شرعی هم محسوب میشود.
دلیل مهم دیگر حمایت از مقاومت اسلامی لبنان، نگاه راهبردی و ژئوپلتیکی برای دفاع از ایران است. هرچند معیارهای اعتقادی، ایدئولوژیکی، شرعی، انسانی و اخلاقی بالاتر از همه امورند و با هیچ معیار دیگری هم قابل مقایسه نیستند، اما حتی اگر اینها را هم نادیده بگیریم، محاسبه ساده هزینه و فایده عقلی در برابر دشمنانی مانند امریکا و رژیم صهیونی به هر انسان عاقلی حکم میکند با سایرینی که در دشمنی با چنین موجوداتی با او همهدف هستند، یک اتحاد و دیوار دفاعی مشترک تشکیل دهد.
رژیم نامشروع صهیونی از بدو امر با یک توطئه استعماری بر منطقه تحمیل شد و این تحمیل تا به امروز هم بر جوامع و کشورهای منطقه ادامه داشته است. این موجود تحمیلی و مصنوعی، دشمن خونی هر جامعه و کشوری محسوب میشود که به طور طبیعی برخوردار از پارامترهای قدرت است. در این میان، تکلیف ایران قدرتمند و یکپارچه با منابع عظیم طبیعی، نیروی انسانی و جغرافیای راهبردیاش معلوم است.
هر نظام سیاسی دیگری هم اگر بر ایران حاکم باشد و طالب همین حقوق اولیه و طبیعی خودش باشد، اسرائیل با او دشمن است. رویای این موجود نامشروع و تحمیلی، تجزیه و تکهتکه کردن جوامعی مانند ایران است. حالا شاید بهتر بتوان درک کرد که حمایت از متحدان و آزادگان منطقه که در دشمنی با چنین موجود خبیثی با ما اشتراک دارند، چه خدمت عظیمی در درجه اول به ایران است.
در این نگاه، گروهها، جریانها و متحدان ایران نه بخشی جدا از ایران، بلکه عین و ذات و ماهیت منافع ملّی ایران محسوب میشوند. ماهیت آنها جزئی از ایران بودن است، ولو در ظاهر از جغرافیای ایران جدا باشند. حمایت از این گروهها و جریانها در برابر دشمنانی مانند اسرائیل و امریکا، نه هزینهسازی برای کشور، بلکه عین خدمت به منافع ملّی است. همراه شدن این جوامع و ایستادن در کنار ایران مقتدر و بزرگ و آزاده هم نه هزینهسازی برای آنها، بلکه عین خدمت به منافع این جوامع آزاده است.
با همه اینها، اما در نهایت نباید از این مسئله مهم غافل شد که از همه این امور بالاتر، این فطرت پاک انسانی، بشری، اخلاقی، دینی، شرعی و اسلامی است که ایران را در کنار این جریانها و این جریانها را در کنار ایران قرار داده است. بحث و تحلیلی هم اگر در ساحت ژئوپلتیکی صورت میگیرد، از آن جهت است که مشخص شود این اتحاد، حمایت و همراهی به هیچ وجه خلاف منافع ملّی و میهنی هم نیست و اتفاقاً آنها را هم تقویت میکند.
وحدت ساحات و میادین در غرب آسیا حالا یک مصداق محکم و ریشهدار از اتحاد انسانهای باشرف علیه دشمنان بشریت است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
الوعده وفا؛ از هرمز تا بیروت

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاه و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمد توسلیان، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و پنجاه و یک
سرمقاله
الوعده وفا؛ از هرمز تا بیروت
ایران دیگر به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت. واقعیت میدانی جنگ و اراده فولادین محور مقاومت، از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گرفته تا دیگر اضلاع شریف مقاومت، از جمله مقاومت دلاور اسلامی لبنان، یک واقعیت جدید در منطقه خلق کرده است. همهی باطل، از جمله سرکرده اصلی و شیطان بزرگ، به میدان آمدند تا اراده و عزم اردوگاه حق را بشکنند. نهتنها این اتفاق رخ نداد، بلکه حالا اردوگاه حق با اعتماد به نفس برآمده از مقاومت مردانه در برابر دیوهای بدسیرت عصر مدرن، دوزخی برای اهل باطل پدید آورده که در بنبست خود ره به ترکستان میبرند.
جمهوری اسلامی ایران از پیش، بارها اعلام کرده بود که یکی از شرطهای توقف جنگ منطقهای، توقف آتش و پایان جنگ در تمام جبههها، از جمله جبهه لبنان، است. ایران پس از جنگ دیگر معادله امنیتی را فقط ناظر به تمامیت ارضی خود تعریف نمیکند. همه نظم مقاومت حالا بخشی از منافع ملّی ایران محسوب میشوند. از این جهت، همانطور که پاسداری از ایران بخشی از مأموریت مقدّس گروههای مقاومت بود، پاسداری از حریم اضلاع مقاومت و محور مقاومت هم بخشی از مأموریت مقدّس ایران بوده است. مأموریتی که حالا ایران به آن به مانند دوران پیش از جنگ نگاه نمیکند، چرا که ایران پس از جنگ با ایران پیش از جنگ متفاوت است و ایران به پیش از جنگ باز نخواهد گشت.
جنگ، قدرت و اراده و اهرم کافی را به ایران داده است تا همه یکهتازیهای رژیم صهیونی را پس از ۷ اکتبر جبران کند. ایران جدید دیگر تحمل تحمیل نظم وارداتی به غرب آسیا، از جمله اضلاع مقاومت، را نمیکند. ایران جدید، معادله امنیتی اضلاع مقاومت را بخشی از کلانمعادله امنیتی خود با شیطان بزرگ میبیند. در این وضعیت، اگر قرار به اختلال و مزاحمت باشد، ایران جدید ابایی ندارد که خود رأساً وارد میدان شده و از نظمی دفاع کند که حالا دیگر بعد از پرداخت همه هزینهها در پی تحقق آن است. ایران جدید دیگر وضعیت جدید را به راحتی به دست نیاورده که دشمن بخواهد با عربدههای تهدیدآمیز این وضعیت را به وضعیت سابق برگرداند.
ایران جدید به مانند سرطان صهیونیسم به دنبال توسعهطلبی ارضی نیست، اما اجازه نخواهد داد این سرطان و ارباب استکباری بزرگترش در پی اختلال در نظم طبیعی جوامع منطقه باشند. مزاحمت در برابر مزاحمت، هزینه در برابر هزینه و چشم در برابر چشم. هر جا و هر جغرافیا و هر جان و مال شریفی از اردوگاه مقاومت، به مثابه جا و جغرافیا و جان و مال ایران است. اجنبی و دشمن یا به این معادله امنیتی تن میدهد، یا اگر ندهد، به مانند جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه و انتقام یکشنبهشب از دشمن صهیونی، باید هزینه این تجاوز و تعدی را بپردازد.
الوعده وفای یکشنبهشب سربازان ایران فقط خطاب به مردم شریف و مقاومت دلاور لبنان نبود؛ خطاب به دشمن آمریکایی و صهیونی هم بود که بداند وعده ایران، وعده و حرفی است که در میدان داده میشود؛ پاسخ تعدی، تعدی است و پاسخ سیلی هم سیلی. دشمن آمریکایی-صهیونی باید تمرین کند و با این معادله کنار بیاید؛ معادلهای که ایران جدید از هرمز تا بیروت آن را به دشمن تحمیل خواهد کرد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
۱۰۰ روز نبرد مقدس

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و پنجاهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید حیدر صالحی، دانشآموز دبستانی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی به دبستان شجره طیبه میناب استان هرمزگان در نهم اسفند به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و پنجاه
سرمقاله
۱۰۰ روز نبرد مقدس
یکشنبه، صدمین روز آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران است. صد روز گذشت؛ صد روز از آغاز جنگی که دشمن با رویای درهم شکستن ایران آغاز کرد و امروز در میانه واقعیتی ایستاده که با همه محاسبات اولیهاش فاصله دارد. صد روز گذشت؛ صد روز از داغی بزرگ، از فراق قائد شهید امت و اندوهی که بر دل ملّت ایران نشست و هنوز هم سنگینی آن از شانههای این ملّت برداشته نشده است.
اما اگر این ۱۰۰ روز با اندوه ناشی از شهادت امام خامنهای رضواناللهعلیه آغاز شد، با حماسه ادامه یافت. آنچه در طول این مدت رقم خورد، نمایشی از اراده ملّی ایرانیان بود؛ ارادهای که در میدان نبرد و در خیابانها خود را نشان داد. ملّت ایران در این صد روز نشان داد که میتواند زیر سنگینترین تهاجم خارجی نیز انسجام خود را حفظ کند، در کنار نیروهای مسلح کشور بایستد و راه مقاومت را انتخاب کند.
دشمن آمریکایی ـ صهیونی جنگ را با این تصور آغاز کرد که در مدت کوتاهی به یک پیروزی مطلق دست خواهد یافت. محاسبات اولیه آنان بر پایه فروپاشی سریع توان دفاعی ایران و ایجاد شکاف در جبهه داخلی استوار بود. تصور میکردند که نمایش قدرت نظامی برای تحمیل ارادهشان کافی خواهد بود. اما صد روز بعد، تصویری که مقابل چشم جهانیان قرار گرفته، کاملاً متفاوت است. آمریکا نهتنها به اهداف اعلامی و پنهان خود دست نیافته، بلکه با یکی از بزرگترین بحرانهای اعتبار و هیمنه پوشالیاش در دهههای اخیر مواجه شده است. قدرتی که سالها تلاش کرده بود تصویری شکستناپذیر از خود نشان دهد، امروز در باتلاق جنگ با ایران دستوپا میزند.
مرور کوتاه آنچه در این صد روز گذشته است، بهخوبی گوشهای از پیروزی بزرگ ایران را به نمایش میگذارد. از ناکامی دشمن در تحقق اهداف اولیه گرفته تا تداوم توان موشکی ایران، از حفظ انسجام داخلی تا استمرار قدرت عملیات نیروهای مسلح، همه و همه نشان میدهد که مسیر جنگ برخلاف خواست آغازگران آن پیش رفته است. در شرایطی که دشمن انتظار داشت ایران ظرف چند روز از پا درآید، امروز صد روز از مقاومت کشور میگذرد و همچنان اراده ملّی در میدان حضور دارد.
ایران اکنون کشوری است که صد روز تمام در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستاده و هر روزی که این کشور در برابر دشمن مقاومت کرده، صفحهای تازه به کتاب تاریخ معاصر آن افزوده شده است.
در همین حال، مردم ایران نیز صد روز است که در کنار کشور خود ایستادهاند. حضور مستمر مردم در سنگر خیابان، حمایت جانانه از نیروهای مسلح و حفظ انسجام ملّی، سرمایهای است که ایران را در این نبرد سرپا نگه داشته است. اگر بپذیریم که جنگها تنها در میدانهای نظامی تعیین تکلیف نمیشوند، بلکه سرنوشت آنها در پایداری ملّتها رقم میخورد، ملّت ایران در این عرصه کارنامهای درخشان از خود به جا گذاشته است.
اهمیت این مقاومت زمانی بیشتر آشکار میشود که به شرایط آغاز جنگ بازگردیم. ایران در حالی وارد شدیدترین و پیچیدهترین جنگ تاریخ خود شد که در ده روز ابتدایی جنگ، که بیتردید دشوارترین و حساسترین مقطع محسوب میشود، با فقدان فرمانده کل قوای خود روبهرو بود. دشمن تصور میکرد که همین مسئله برای فروپاشی ساختار مقاومت کافی خواهد بود، اما آنچه رخ داد، دقیقاً عکس این پیشبینیها بود. نیروهای مسلح، مسئولان و مردم ایران توانستند با اتکا به انسجام ملّی، از این گردنه تاریخی عبور کنند.
در کنار همه این تحولات، باید به یک واقعیت مهم دیگر نیز اشاره کرد؛ اینکه صد روز از زمانی میگذرد که تنگه هرمز نیز وارد مرحلهای جدید از تاریخ خود شد. این آبراه راهبردی که همواره یکی از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان بوده، حالا محل اعمال اراده و اقتدار ایران است.
با این حال، همه این پیروزیها نباید موجب غفلت شود. اگرچه دشمن در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده و ایران توانسته است مقاومت کمنظیری را به نمایش بگذارد، اما نبرد همچنان ابعاد دیگری دارد. همانگونه که حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، نیز اخیراً مورد تأکید قرار دادند، دشمن پس از ناکامی در میدان مستقیم، راهبردهای خود را تغییر داده و به دنبال شکستن تابآوری مردم و ایجاد خطای محاسباتی در میان مسئولان است.
صدمین روز جنگ، یادآور مسیری مقدس است که با خون، مقاومت و ایستادگی طی شده است. صد روز نخست این نبرد نشان داد که ایران را نمیتوان به زانو درآورد، اما در عین حال، همین صد روز هشداری است که حفظ هوشیاری و انسجام ملّی همچنان مهمترین ضرورت پیش روی کشور در ادامه این مسیر خواهد بود.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
تحقیر شیطان، از میدان تا خیابان

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
سیصد و چهل و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سیدمصطفی میرغفاری، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در جنگ تحمیلی دوم به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره سیصد و چهل و نه
سرمقاله
تحقیر شیطان، از میدان تا خیابان
حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از پیام خود به مناسبت سی و هفتمین سالروز ارتحال امام خمینی رحمهالله، به یکی از مهمترین ابعاد جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کردند، جایی که ایشان با اشاره به شکست دشمن در مصاف با نیروهای مسلح و همچنین مواجهه با ضربهای قاطع در «میدان و خیابان»، تأکید کردند که دشمن در نتیجه این شکستها، «تحقیری پرمعنا و عمیق» را تجربه کرده است، تحقیری که پیامد آن، واگرایی ملموس کشورها از آمریکا بوده است.
نکته قابل توجه در این فراز، آن است که رهبر معظم انقلاب برای این شکست و حقارت، از دو میدان متفاوت اما مکمل یاد میکنند؛ نخست میدان نبرد نظامی که در آن نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نقش آفرین بودند و دوم میدان و خیابان که در آن مردم ایران به عنوان ضلع دیگر قدرت ملّی وارد صحنه شدند. در واقع شکست دشمن تنها محصول عملکرد نیروهای مسلح نبود، بلکه حاصل همافزایی قدرت نظامی و سرمایه اجتماعی ملّت ایران بود، دو عاملی که در کنار یکدیگر محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را برهم زدند.
برای درک دقیقتر این گزاره که دشمن دقیقا چه تحقیر و شکستی را تجربه کرده که به گفته رهبر انقلاب موجب فاصله گرفتن کشورها از او شده است، باید به روندی که در جنگ ۴۰ روزه طی شد بازگشت. جنگی که از صبح روز نهم اسفند ۱۴۰۴ با حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد و دشمن تصور میکرد میتواند در مدت زمانی کوتاه، به اهداف خود برسد.
محاسبه واشنگتن و تلآویو بر این پایه استوار شده بود که با مجموعهای از ترورها و حملات سنگین، ساختار نیروهای مسلح ایران دچار فروپاشی شود، توان موشکی کشور از میان برود و جمهوری اسلامی ایران، سقوط کند. در کنار این هدف، دشمن روی یک مؤلفه دیگر نیز حساب ویژهای باز کرده بود: همراه کردن حداقل بخشی از مردم ایران با حملات و تبدیل نارضایتیهای احتمالی به بستری برای پیشبرد سناریوی براندازی.
به بیان دیگر، دشمن دو هدف همزمان را دنبال میکرد، نخست نابودی توانمندی نظامی ایران و دوم جلب حمایت یا دستکم بیطرفی مردم ایران در برابر تجاوز خارجی. تصور آنان این بود که اگر این دو مؤلفه به صورت همزمان محقق شود، جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار خارجی و آشفتگی داخلی تاب نخواهد آورد و زمینه برای تحقق هدف اصلی فراهم خواهد شد.
اما آنچه در میدان رخ داد، متفاوت از این انتظار رقم خورد. در حوزه نظامی، نه تنها نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دچار فروپاشی نشدند، بلکه در مدت کوتاهی توانستند ابتکار عمل را به دست گرفته و پاسخهایی سنگین و کمسابقه به دشمن بدهند. توان موشکی ایران از بین نرفت و ساختار فرماندهی و عملیاتی کشور نیز حفظ شد. نتیجه آن بود که آمریکا و رژیم صهیونیستی به جای مواجهه با یک حریف از هم گسیخته، با نیرویی روبهرو شدند که قادر بود عملیاتهای گسترده و مؤثر را علیه اهداف دشمن طراحی و اجرا کند.
نیروهای مسلح ایران ضرباتی را به آمریکا وارد کردند که از منظر بسیاری از ناظران، جایگاه و هیمنه سنتی واشنگتن را در هم شکست. تصویری که آمریکا طی دهههای گذشته از قدرت بلامنازع خود در جهان ساخته بود، در جریان این نبرد از بین رفت.
اما همانگونه که رهبر انقلاب تأکید کردهاند، میدان دوم، یعنی خیابان نیز به همان اندازه اهمیت داشت. یکی از پایههای اصلی طراحی دشمن این بود که مردم ایران در برابر تجاوز خارجی یا بیتفاوت بمانند یا حتی به سمت حمایت از حملات تجاوزکارانه به کشورشان سوق پیدا کنند. با این حال، جامعه ایران نه تنها دچار فروپاشی نشد، بلکه از نخستین روز جنگ، جبهه خیابان را در کنترل خود نگه داشت. همین حضور و همراهی، عملاً یکی از مهمترین ستونهای محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را فرو ریخت. اگر قرار بود دشمن از شکاف میان ملّت و حاکمیت برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند، آنچه در خیابان رخ داد نشان داد چنین تصوری تا چه اندازه از واقعیتهای جامعه ایران فاصله داشته است.
در نتیجه، تحقیر دشمن صرفاً به معنای ناکامی در میدان نظامی نیست، بلکه به معنای فرو ریختن تصویری است که سالها از قدرت مطلق آمریکا در ذهن بسیاری از کشورها ساخته شده بود. هنگامی که آمریکا نه در میدان نظامی به اهداف خود میرسد و نه در عرصه اجتماعی و سیاسی قادر به تحقق رویای شوم خود میشود، طبیعی است که اعتبار بینالمللی آن نیز آسیب جدی ببیند.
امروز بسیاری از کشورهای دنیا، آمریکا را نه به عنوان قدرتی شکست ناپذیر، بلکه به عنوان کشوری میبینند که هیمنه گذشته خود را در باتلاق جنگ با ایران از دست داده است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد

احیاگران ملت ایران --- خط ولایت تا شهادت --- معادله امنیتی جدید؛ از هرمز تا بیروت --- تیغ تیز ایرانی --- گلوله؛ تنها زبانی که اسرائیل میفهمد --- کار خود موساد بود --- مجلسی در تراز ملت مبعوث
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد

روزنامه اینترنتی «صدای ایران» / ویژهی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
حتی اختلافات موجه!---رژیم بدون آینده---ما مسلح به اللهاکبریم---کلاه کهنه آمریکا برای سرهای جدید---دفاع از وطن با مدیریت مصرف انرژی---خرمشهر، نسخه پیروزی---ضربه بعدی، فرامنطقهای و ویرانگر---این پرچم بر زمین نمیماند---سید شهیدان پرواز اردیبهشت؛ مایه دلگرمی دوستان ایران---ایران قویتر با ملت جوانتر---جنگ داخلی؛ خواب شوم دشمن---ایران هوشیار است---تا پای جان در قربانگاه عشق ایستادهام ---آرمانگرای واقعبین ---«او حقیقتا نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود» ---خیزش مردم سرآغاز بعثت هنر ---امام خامنهای، امت را به اسلام بازگرداند ---ترور امام شهید و ضرورت بازخوانی حقوق بینالملل ---عصر جدید ایران با ایران هر چه قویتر ---یکی از اولین طراحان فکر اجتماعی در انقلاب اسلامی، حضرت آقا بودند
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
میوه تلخ لیبرال دموکراسی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و پنجاهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید میلاد دهقان، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در بندر لنگه استان هرمزگان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه
سرمقاله
میوه تلخ لیبرال دموکراسی
تحلیل رویدادهایی مانند پرونده جفری اپستین از منظری تمدّنی، فلسفی و جامعهشناختی، نیازمند نگاهی فراتر از یک جرم جنایی ساده است.
این دست اتفاقات، بهویژه زمانی که در بالاترین سطوح قدرت و ثروت رخ میدهند، میتوانند نشانگر لایههای پنهان و ساختاری یک تمدّن باشند. برای بسط و کالبدشکافی این گزاره، باید از سطح پدیدارشناختی (آنچه در ظاهر به عنوان یک جرم میبینیم) عبور کنیم و به سطح هستیشناختی و ساختاری (علل ریشهای و بستر زایندهی این جرم) برسیم.
وقتی میگوییم پرونده جفری اپستین «فراتر از یک جرم جنایی ساده» است، مقصود این است که تقلیل این فاجعه به «انحراف اخلاقی یک یا چند فرد بیمار»، در واقع سرپوش گذاشتن بر مکانیسمهایی است که این افراد را تولید، حمایت و بازتولید میکنند. در جرمشناسی کلاسیک، یک فرد به دلایل روانی، اخلاقی یا فقر دست به جرم میزند و سیستم پلیسی و قضایی او را مهار میکند. اما در ماجرای اپستین ما با یک «مجرم فردی» روبرو نیستیم، بلکه با پدیدهای به نام سندیکای نخبگانی (Elite Syndicate) مواجهیم. با توجه به این نکات ماجرای اپستین را میتوان از منظر فلسفی، اخلاقی، جامعهشناسی سیاسی، اجتماعی و تمدنی مورد مطالعه قرار داد.
مهمترین منظر، منظر تمدّنی این ماجراست. یک تمدّن با «غایات» و «دستاوردهای نهاییاش» سنجیده میشود. تمدّن لیبرال دموکراسی با شعار آزادی، برابری، حقوق بشر و رهایی زنان از سنتها ظهور کرد. اما لایههای پنهانی که امثال این پرونده بیرون میریزند، نشاندهنده یک شکست تمدّنی است.
غرب افتخار میکند که بردهداری را لغو کرده است. اما از منظر تمدّنی، ماجرای اپستین نشان داد که بردهداری لغو نشده، بلکه از مزارع پنبه به جزایر خصوصی و از شکل سنتی به بردهداری جنسی و مدرن تکامل یافته است.
پول در این تمدّن میتواند، دختران نوجوانِ طبقات فرودست را به بردههای مدرن برای نخبگان تبدیل کند. تمدّن غرب مدعی است که قانون برای همه برابر است. اما بسته شدن عجولانه پرونده اپستین، مرگ (یا قتل) مشکوک او در امنیتیترین زندان آمریکا پیش از افشای نامهای بزرگ، و مصون ماندن صدها چهره مشهور که به این جزیره رفت و آمد داشتند، نشان داد که در هسته سخت این تمدّن، الیگارشی (حکومت اقلیت ثروتمند) حاکم است، نه دموکراسی.
بدتر از این همه، ورشکستگی نهاد علم و هنر در تمدّن غرب است. یکی از تلخترین لایههای پنهان این پرونده، حضور پررنگ دانشمندان برنده جایزه نوبل، رؤسای دانشگاههای بزرگ (مانند هاروارد و امآیتی) و هنرمندان مشهور هالیوودی در حلقه اپستین بود. این یعنی علم و هنر در تمدّن مادی غرب، به جای آنکه مانع سقوط اخلاقی شوند، خود به توجیهگر و شریک جرم سرمایهداری فاسد تبدیل شدهاند.
علم منهای تهذیب نفس، خروجیاش دانشمندانی میشود که در جزیره فساد به دنبال بودجههای تحقیقاتی خود میگردند.
بنابراین وقتی میگوییم این رویداد، نشانگر لایههای پنهان و ساختاری یک تمدّن است، بدین معناست که جزیره اپستین یک تومور سرطانی نیست که به صورت اتفاقی در یک بدن سالم رشد کرده باشد؛ بلکه میوه طبیعی درختی است که ریشههایش در سرمایهداری لجامگسیخته، اومانیسم سکولار، کالایی شدن انسان (Commodification of Human Beings)، لذتگرایی مفرط (Hedonism)، شکاف طبقاتی و مصونیت نخبگان (Elite Impunity) و فردگرایی افراطی تغذیه میشود. تا زمانی که این ریشههای فلسفی و تمدّنی پابرجا هستند، حتی با حذف فیزیکی یک فرد مانند اپستین، این ساختار در اشکال دیگر و جزایر دیگر به بازتولید خود ادامه خواهد داد.
بحث افول هژمونی یا امپراتوری آمریکا یکی از جدیترین مباحث در رشته روابط بینالملل و علوم سیاسی امروز است.
مواضع رهبر انقلاب درباره این افول، با تحلیلهای بسیاری از استراتژیستهای جهانی (حتی در داخل خود آمریکا مانند فرید زکریا، ریچارد هاس و دانشمندان واقعگرا) همپوشانی دارد. اما مهمترین بخش این افول همان چیزی است که ماجرای اپستین برجسته کرد، یعنی افول قدرت نرم و مرجعیت اخلاقی.
رسواییهایی مانند اپستین، بحرانهای نژادی، سرکوب اعتراضات دانشجویی و حمایت از جنایات جنگی در غزّه، تصویر آمریکا را در افکار عمومی جهان به شدت مخدوش کرده است.
افول آمریکا به معنای نابودی فیزیکیِ یکشبه آمریکا نیست، بلکه به معنای از دست رفتن توانایی این کشور در کنترل بلامنازعِ تحولات جهانی، حل بحرانهای داخلی و حفظ رهبری و مرجعیت تمدّنی در سطح بینالمللی است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
«آرایش جنگی» در میدان مغزها و دلها

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سرهنگ هادی صادق، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر با شلیک مستقیم آشوبگران مسلح در فردیس کرج به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و نه
سرمقاله
«آرایش جنگی» در میدان مغزها و دلها
جنگ فقط شلیک موشک و بمباران نیست. برخی جنگها میتوانند از جنگ نظامی نیز مهیبتر باشند. رویارویی نظامی با ایران در ابتدای سال، دوازده روز طول کشید و با توقف آتش، پایان یافت اما جنگ در حوزه عملیات روانی و رسانهای نه تنها پایان نگرفت بلکه تشدید نیز شد.
وقایع تلخ و غمبار دی ماه که ایران را داغدار کرد، معلول عوامل گوناگونی بود اما به جرأت میتوان گفت جنگ رسانهای در این شبهکودتا نقشی اساسی و غیرقابل انکار داشت. این کودتا تفاوتهایی اساسی با کودتاهای کلاسیک داشت. در کودتاهای کلاسیک، تا دقیقه ۹۰ همه چیز مخفی است و عوامل کودتا کاملاً در خفا عمل میکنند و محرمانگی، اصلی تعیینکننده در نتیجه عملیات است اما در کودتاهای پست مدرن - مانند آنچه در دی ماه رخ داد - محرمانگی به معنای مصطلح آن معنا ندارد و رسانهها، بخصوص شبکههای اجتماعی و کارزارهای آنلاین، در تدارک کودتا و پیشبرد آن نقشی جدی دارند.
هوشیاری ملت ایران، کودتا را ناکام گذاشت اما یکی دیگر از ویژگیهای چنین کودتاهایی، سیّالیت زمان است. از این منظر میتوان گفت تلاش و طراحی دشمن در این میدان پایان نیافته است و آنان با تکیه بر عملیات روانی و قلب واقعیتها، همچنان امید دارند که برنامه شکستخورده خود را احیا کنند.
در روزهای اخیر نیز آمریکا با گسیل ناوگان جنگی خود به منطقه، فاز جدیدی از جنگ رسانهای را کلید زده است. این ناوگان پیش و بیش از آن که برای جنگ آمده باشد، یک هدف را دنبال میکند، سوخت لازم برای تشدید عملیات روانی در میدان رسانه و افکار عمومی فراهم کند تا بدون توسل به جنگ و تحمل عواقب آن، ایران وادار به عقبنشینی از منافع ملی خود و در نهایت تسلیم شود.
رژیم صهیونیستی که در این عرصه تجربهای طولانی و گسترده دارد، به شکلی برجسته نقشآفرینی میکند. این عملیات مشترک آمریکایی-صهیونی چند محور عمده و اساسی دارد؛ برجستهسازی سایه جنگ با هدف ارعاب مردم ایران؛ به خط کردن رسانههای جریان اصلی دنیا و انتشار انواع و اقسام شایعات و دروغهای ضدایرانی (از شایعه فرار مقامات گرفته تا پمپاژ خشم، ناامیدی به جامعه)؛ ارائه تصویری واژگون از مردم ایران و جایگزین کردن آنها با مشتی خائن و وطنفروش در قاب رسانه و تلقین تسلیم به عنوان راه حلی معقول.
حماسهسازی مردم ایران در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن نشان داد علیرغم این جنگ رسانهای بیسابقه و سهمگین، دشمن همچنان در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است. اما این ناکامی نباید دوستداران ایران را دچار خطا کند. قربانیان این جنگ شناختی، کشته نمیشوند بلکه از جبهه دفاع از ایران جدا میشوند، حال یا با منفعل شدن یا با پیوستن به جبهه دشمن در این جنگ. از این منظر باید گفت حتی یک قربانی نیز زیاد، تأسفبار و غیرقابل پذیرش است.
بیستم آذرماه ۱۴۰۴، رهبر انقلاب درباره ابعاد و اهمیت این نبرد فرمودند:
«امروز ما فراتر از درگیریهای نظامی ... در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانهای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبههی وسیع ... دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند ... هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند ... نویسنده، هنرمند، کتابنویس، رماننویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند ... بنابراین جبههی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند ... ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن ... این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی ... باید در مقابل اینها ایستاد.»
هر کسی در هر جایگاه و موقعیتی میتواند بخشی از این آرایش جنگی رسانهای در برابر این تهاجم همهجانبه دشمن باشد و باید از خود بپرسیم به عنوان یک دوستدار و مدافع انقلاب اسلامی و ایران عزیز، چقدر آرایش جنگی گرفتهایم. بدون شک مسئولان و دستاندرکاران و رسانهها در این عرصه، مسئولیتی جدیتر دارند و باید در عملکرد و آرایش خود بازنگری جدی کنند.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
بنیان مرصوص در جدار مرزی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمدجواد بخشیان، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح با دهها ضربه چاقو در همدان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و هشت
سرمقاله
بنیان مرصوص در جدار مرزی
در شمارههای پیشین در باب طرح کلان جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت معرکه منطقهایِ احتمالی پیش رو صحبت شد. اشاره شد که ایران هرچند راهبرد کلان خود را دفاعی تعریف کرده است اما برای پیادهسازی این راهبرد نه تنها محدود به استفاده از تاکتیکهای دفاعی نخواهد بود بلکه بخش مهم و قابل توجهی از تاکتیکهای خود را از سنخ تاکتیکهایی تهاجمی و آفندی برنامهریزی کرده است. ضربه در برابر ضربه؛ درد در برابر درد و زخم در برابر زخم.
نکته مهم آنکه این تاکتیکهای تهاجمی به مانند جنگ ۱۲روزه صرفاً محدود به اهدافی در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری مرزهای ایران در داخل سرزمینهای اشغالی نبوده و این مرتبه اهدافی بسیار نزدیکتر هم زیر ضربه خواهند رفت.
در مدیریت معرکه احتمالیِ پیش رو هر یک از نیروهای چندگانه نظامی جمهوری اسلامی در قالب یک معماری کلان نظامی و امنیتی دارای مأموریت خاص خود هستند. طرحی که دفاع از تمامیت ارضی و هوایی و دریایی ایران را در چشمانداز یک نبرد منطقهای پیگیری میکند.
این طرح همچنین برخلاف جنگ ۱۲روزه محدود به استفاده از نیروی موشکی، هوایی و پدافند هوایی نخواهد بود. یک نقطه قابل اتکا در این نبرد منطقهای، نیروهای زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. برنامهریزی و آمادگی رزمی این نیروها بهگونهای صورت گرفته که هر یک بهصورت مستقل از فرماندهی بالادستی و حسب امریههای صادر شده قادر به انجام مأموریتهای محوله در منطقه تحت مأموریت خود هستند.
حفاظت از جدار مرزی بهخصوص در مناطق جنوبی، جنوب شرقی و غربی کشور بخش مهم این مأموریتهاست. مناطقی که در فتنه دیماه هم مورد طمع گروهکها و حامیان صهیونی و آمریکایی قرار گرفته بود اما به لطف هوشیاری مجموعه دستگاه امنیتی و نظامی کشور ناکام ماند. نیروهای زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در اولویت اول حصار امنی را روی زمین فراهم خواهند کرد تا هرگونه طمعی برای رخنه ضد امنیتی چه از سوی جریانهای آلت دست بیگانه چه از سوی خود نیروهای بیگانه با بنیان مرصوص این نیروها در همان جدار مرزی روبر شود. البته که این امر لزوماً محدود به اقدام در این سوی مرز نخواهد بود.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اجازه نخواهند داد حریم امنیتی مرز جمهوری اسلامی ایران خدشهدار شود ولو این نیروها جدار مرزی را هم در ظاهر نقض نکرده باشند.
نکته مهم دیگر آنکه طرحها و برنامههای نیروهای زمینی معطوف به اقدامات و برنامههای سنتی گذشته و معطوم به داخل جغرافیای ایران عزیز نیست. در راستای ایده دفاع تهاجمی، این نیروها نیمنگاهی هم به ایدههای تهاجمی دارند. ایدههایی که در زمان نبرد مختصات و چگونگی آنها برای ناظران عیان خواهد شد.
برای اجرای این راهبرد همه تدابیر لازم اندیشیده شده، دستورات و امریهها صادر شده و یگانهای عملیاتی با آمادگی قبلی در وضعیت کامل رزمی قرار دارند. به نوعی میتوان گفت فرزندان ایران در این مناطق با چشمان باز و دستبهماشه، آماده دفاع از کیان ایران اسلامی در برابر هر نیت سوئی هستند.
رزمایش اخیر نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مناطق جنوبی کشور که دامنه آن تا بعضی جزایر خلیج نیلگون و همیشه فارس هم کشیده شده در این چهارچوب قابل فهم است. رزمایش اخیر بدان معناست که فرزندان مدافع ایران به تدبیر و برنامهریزی قناعت نکرده و بخشی از برنامه عملیاتی احتمالی خود را روی زمین واقعیت هم تمرین میکنند.
تمرینی برای شکستن قلم پای هر متجاوز و آلت دست بیگانهای که فکر و نیت سوئی نسبت به خاک مقدس این سرزمین در سر دارد. تمرینی برای فراهم آوردن قلعه و حصاری محکم و امن در روی زمین برای ملت ایران و برای آن بخش از نیروهای مسلح کشور که قرار است مأموریت تهاجمیشان علیه بانک اهداف منطقهای از مبدأ خاک مقدس ایران انجام شود. تمرینی برای نشان دادن عزم حفاظت از ایرانِ یکپارچه عزیز اسلامی.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
تا دورترین کرانههاى میدان نبرد...

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید احسان آقاجانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح به ضرب گلوله در شهزستان ملکشاهی ایلام به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و هفت
سرمقاله
تا دورترین کرانههاى میدان نبرد...
دشمن با تمام توان به میدان آمده است؛ از گسیل تجهیزات نظامی به منطقه تا تهدیدات و لفاظیهای سیاسی و شاید از همه وسیعتر و پیچیدهتر هجوم بیامان و گسترده عملیات روانی و رسانهای. روشها و تاکتیکها متفاوت هستند و یکدیگر را پوشش میدهند اما هدف یکسان است؛ دیکته کردن سیاستهای استکباری و وادار کردن ایران به تسلیم شدن. همان چیزی که رئیس جمهور آمریکا در میانه جنگ ۱۲روزه با تابلوی «تسلیم بی قید و شرط» اعلام کرد و خواب آن را میدید اما در نهایت با ایستادگی مردانه نیروهای مسلح کشورمان و مقاومت و انسجام ملی ایرانیان، منجر به عقبنشینی دشمن و توقف آتش شد.
حالا یک بار دیگر دشمن به طمع افتاده و گمان میکند میتواند با تهدید و ارعاب و شاید با حمله نظامی، ناکامی پیشین خود را جبران کند و رؤیاهای شوم خود را تعبیر کند.
جمهوری اسلامی ایران بارها و به صراحت اعلام کرده است که به دنبال جنگ نیست اما اگر دشمن بخواهد بار دیگر این گزینه را عملیاتی کند، ایران از جنگ فرار نکرده و برای هر سناریویی آماده است. ما تا کنون در پاسخ به شیطنتها و تجاوزات دشمن، درجهای از خویشتنداری از خود نشان دادهایم اما این بار ماجرا متفاوت خواهد بود و جنگی منطقهای در انتظار متجاوزان و حامیان و میزبانان آنها خواهد بود.
در چنین جنگی، خطوط قرمز گذشته تغییر جدّی خواهند کرد و میدان جنگ گستردهتر از پیش خواهد بود. بانک اهداف گسترش مییابد و اگر قرار باشد خاک و جان ایرانیان دستخوش شرارت و حمله آمریکا شود، منافع و جان آمریکاییها نیز در هیچ کجا در امان نخواهد بود.
در جنگ ۱۲روزه، حامیان ایران در منطقه، وارد میدان نشدند و جمهوری اسلامی به تنهایی علیه متجاوزان صهیونی و آمریکایی عمل کرد؛ اما در جنگ احتمالی آینده، این معادله تغییر خواهد کرد و دشمن با جبهههای مختلف و متنوعی در عرصههای مختلف نبرد روبرو خواهد شد.
رئیسجمهور آمریکا در خانه با چالشهای مختلفی روبهرو است و شعلهور کردن آتش جنگ با ایران، کلافگی امروز او را به شکلی انفجاری، بیشتر کرده و تبدیل به شکستی تحقیرآمیز میکند. ترامپ اگر آنطور که برخی رسانههای آمریکایی گفتهاند، گمان کند میتواند با حملهای محدود، به میز مذاکره فشار وارد کرده و ایران را نسبت به خطوط قرمز و منافع ملّی خود دچار عقبنشینی کند، دچار خطای محاسباتی عمیقی شده و این خطا، صورت حساب سنگینی را روی دست او خواهد گذاشت.
ایران در چنین معرکهای، حساب رژیم صهیونی و آمریکا را جدا از هم نمیداند و این رژیم سختتر و سنگینتر از تجربه پیشین، طعم سیلی سخت ایران را خواهد چشید.
ماه مبارک رمضان، ماه مولای متقیان امیر مؤمنان، حضرت علی علیهالسلام است. همان فرماندهای که فرمودند؛ «اگر کوهها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پایها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانههاى میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنههاى وحشتخیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزى وعده خداوند سبحان است.»
تعجبی ندارد اگر دشمنان ایران از فهم این رهنمودها که روحیه سربازان لشکر ذوالفقار ایران را ساختهاند، عاجر باشند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید حسین رمضانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اصفهان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و شش
سرمقاله
رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن
اخیراً یک رسانه صهیونیستی در مطلبی درباره تهدیدات ترامپ علیه ایران نوشته بود: «بزرگترین خطا و اشتباه واشنگتن عدم درک ساختار و ماهیت قدرت در ایران است و همین مسئله مانع اصلی در روند مذاکرات است.»
این گزاره به شکلی دیگر نیز توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بیان شد. ویتکاف در مصاحبهای با فاکس نیوز از کلافگی و تعجب ترامپ درباره عدم تسلیم شدن ایران در برابر تهدیدها و نمایش قدرت آمریکا گفت. این اظهار تعجب و سردرگمی ترامپ خود گویای این است که رئیسجمهور آمریکا تصور میکند، ایران نیز مانند برخی دیگر از کشورهای ضعیف و وابسته نظام بینالملل است که با هر تهدید یا وعدهای عقبنشینی کرده و منافع خود را رها کند.
دولتمردان آمریکا مبنای کنشگری خود را این فرض قرار دادهاند که هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی دیر یا زود عقب مینشیند. اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگندههای پیشرفته و تشدید تحریمها قرار بود ایران را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و تهران را به پذیرش خواستههای یکجانبه وادار کند.
رسانههای غربی نیز پیوسته از «آشفتگی» یا «بنبست» ایران سخن میگویند و به دنبال آن هستند که این تصویر را شکل دهند که تهران زیر فشار، راهی جز عقبنشینی ندارد و اصطلاح «سرگیجه راهبردی» را برای ایران به کار میبرند. اما اکنون آمریکاییها اعتراف میکنند که نتیجهای حاصل نشده و آنها هستند که دچار سردرگمیاند. وقتی رئیسجمهور آمریکا با این حجم از ابزار قدرت از خود میپرسد چرا طرف مقابل کوتاه نیامده، معنایش آن است که معادلهای که در ذهن داشت فرو ریخته است.
مشکل اصلی واشنگتن در همین نگاه سادهانگارانه نهفته است. ترامپ با ذهنیت معاملهگرانه تصور میکند همه چیز قابل خریدن است. در این چهارچوب، فشار باید به تسلیم منجر شود. اما ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیمهای راهبردی خود را بر پایه ترس یا تطمیع اتخاذ نمیکند. ساختار سیاسی و امنیتی ایران، هویت خود را با مفهوم مقاومت گره زده و تسلیم در برابر فشار خارجی، نشانه ضعف است. همین منطق است که سیاست فشار را از درون تهی میکند.
در همین زمینه، نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی تصریح کرده بود: «ترامپ نمیتواند درک کند چرا فشار و تهدید، رهبر ایران را وادار به عقب نشینی نمیکند. در نگاه ترامپ، هر فردی نقطه شکستی دارد و هر ملّتی را میتوان با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی پای میز آورد. اما این تحلیل در برابر واقعیتی قرار گرفته که با آن سازگار نیست.»
انباشت تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه با هدف تسلیم کردن ایران و ارعاب صورت گرفته اما نتیجه طبق پیشبینی کاخ سفید پیش نرفته است. واقعیت این است که «سرگیجه راهبردی» در واشنگتن شکل گرفته است؛ جایی که سیاستگذاران هنوز نمیخواهند بپذیرند قدرت ایران صرفاً در توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در پیوند اراده سیاسی، انسجام داخلی و تجربه طولانی مقابله با فشار خارجی ریشه دارد.
ایران در سالهای گذشته شدیدترین تحریمها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تضعیف شده و نه بر سر اصول خود معامله کرده است. طراحی و اجرای کودتای پیچیده دی ماه نیز نتوانست آمریکا را به مقاصد شوم خود در ایران برساند. همین اقتدار و ثبات رفتاری اکنون به معمایی برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ که گمان میکرد با افزایش فشار میتواند نتیجه مطلوب را در زمانی کوتاه به دست آورد، حالا با واقعیتی مواجه شده که در چهارچوب ذهنی او نمیگنجد. «کنجکاوی» او در حقیقت نشانه حیرت از ناکارآمدی ابزارهایی است که تصور میکرد بیرقیب هستند.
مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمیتوان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاستهای مستقل خود دنبال میکند و تجربه نشان داده است که فشار بهجای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است. اکنون این کاخ سفید است که باید میان تداوم فشار بینتیجه یا بازنگری در نگاه خود یکی را انتخاب کند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
سریع، یکپارچه، منطقهای

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید امیرحسین ترکاشوند، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در جزیره کیش بر اثر ضربات متعدد سلاح سرد، ناجوانمردانه به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و پنج
سرمقاله
سریع، یکپارچه، منطقهای
«راهبرد ایران دفاعی است. ایران در پی جنگ نیست اما این به معنای آن نیست که برای پیادهسازی راهبرد خود، لزوماً برای دفاع از خود فقط از تاکتیکهای دفاعی استفاده کند.» این گزارهای است که در چند ماه اخیر به بیانهای گوناگون توسط مقامات نظامی و دفاعی کشور عنوان شده است.
گزارهای که تشریح میکند جمهوری اسلامی ایران جنگطلب و در پی جنگ نیست و تاریخ نشان داده حدأقل تا این لحظه آغازگر هیچ جنگی نبوده اما این به آن معنا نیست که برای دفاع از خود در سطح تاکتیکی لزوماً محدود به تدابیر دفاعی خواهد بود و طرحها، حرکات، اقدامات و ضربات خود را صرفاً در چارچوب تاکتیکهای دفاعی صورتبندی کند.
در سطح تاکتیک حتماً طرحهای تهاجمی بخشی از طرح کلان نظامی و دفاعی ایران خواهند بود. تهاجمی همهجانبه که هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت و هم از نظر بانک اهداف قابل مقایسه با واقعیتی نیست که در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه دشمن صهیونی رقم خورد.
دشمن در جریان جنگ ۱۲ روزه هرچند با یک غافلگیری توانست در نیمه نخست جنگ، ضرباتی را به کشور وارد آورد اما اتاق فکر جنگ در تلآویو و واشنگتن بهتر از هر کسی دیگر واقف است که با عبور از وضعیت غافلگیری اولیه، نیمه دوم جنگ مشخصاً نیمه ایران بود. پاسخهای تهاجمی ایران در نیمه دوم جنگ کیفیتر و مرگبارتر شده بودند.
این فرایند بود که در نهایت دشمن را به نقطه توقف آتش رساند. واقعیت جنگ ۱۲ روزه نه در لفاظیهای نخستوزیر رژیم عبری بلکه در درخواست فرماندهان نظامی رژیم باید دید، زمانی که سه روز بعد از آغاز جنگ نشانههای جمع و جور شدن ایران و دفع ضربه غافلگیرانه نخست جنگ را دیدند و در یکی از جلسات محرمانه خود با نخستوزیر به او پیشنهاد دادند شعله درگیری را پایین بکشد. پیشنهادی که از سوی نخستوزیر جاهطلب صهیونی رد شد. فرایند رو به رشد ضربات ایران اما در نهایت او را در نیمه دوم جنگ به نقطه آتشبس رساند.
مبتنی بر تجربه نیمه دوم جنگ ۱۲ روزه و درسی که از آن برای امروز میتوان گرفت چند نکته قابل طرح است.
نخست آنکه، آن ایران در آن معرکه صرفاً در مورد ساعت صفر درگیری غافلگیر شد. این مسئله در حال حاضر منتفی است. اگر در جنگ ۱۲ روزه بین هجوم دشمن و پاسخ ایران ۱۲ ساعت فاصله افتاد، در معرکه احتمالی بعدی ساعت صفر آغاز طرحهای هجومی ایران از ۱۲ دقیقه هم کمتر خواهد بود.
دوم آنکه توان تهاجمی آن روز ایران فقط کسری از توان تهاجمی نیروهای مسلح کشور بود. در جریان آن جنگ فقط نیروهای هوافضا، هوایی و پدافند هوایی در پیشانی درگیری با دشمن بودند. وضعیتی که با وضعیت این روزهای ایران قابل مقایسه نیست. اگر جرقهای علیه ایران بخورد، برنامههای تهاجمی نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه محدود به سه نیروی کلاسیک مزبور نخواهد بود و پاسخهایی تهاجمی در همه سطوح نیروهای مسلح و امنیتی کلید خواهد خورد.
سوم آنکه برخلاف جنگ ۱۲ روزه که بانک اهداف اصلی نیروهای نظامی ایران در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری قرار داشتند در معرکه احتمالی پیش رو علاوه بر بانک اهداف صهیونی، بانک اهداف ارزشمندی هم در فواصل بسیار نزدیکتر قرار دارند. این فاصله کوتاهتر کمیت و کیفیت پاسخهای هجومی ایران را هم متفاوت خواهد کرد. ایران خود را برای یک سناریوی هجومی همهجانبه و کامل آماده کرده است. طرحهایی که دامنه درگیری را محدود به آسمان نخواهد کرد و استعداد استفاده از بسترهای دیگری را هم برای تهاجم علیه منافع دشمن فراهم میآورد. بسترهایی که تا پیش از این برای استفاده در روز مبادا در حالت خاموش و خفته قرار داشتند اما این خاموشی قرار نیست تا ازل تاریخ ادامه داشته باشد.
در نهایت آنکه جمهوری اسلامی ایران همواره به نظریه امنیت برآمده از بلوک بومی منطقه برای همه اعتقاد داشته است. به عبارت بهتر و سادهتر امنیت در منطقه یا برای همه یا برای هیچکس! اگر قرار باشد امنیت ملّی ایران نقض شود پس گزاره قبلی هم دیگر هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت. محلی از اعراب نداشتن گزاره قبل هم یعنی هر جایی که منافع دشمن اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی وجود داشته باشد و دست نیروهای نظامی و امنیتی ایران به آن برسد قطعاً هدف مشروع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
دوران بزن در رو خیلی وقت است که تمام شده. یک ضربالمثل پر محتوای فارسی میگوید: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن! این ضربالمثل ترجمه دیگری از همان راهبرد نظامی ایران است که در ابتدای متن آمد: جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از خود به تدابیر دفاعی بسنده
نخواهد کرد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
