میوه تلخ لیبرال دموکراسی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و پنجاهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید میلاد دهقان، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در بندر لنگه استان هرمزگان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه
سرمقاله
میوه تلخ لیبرال دموکراسی
تحلیل رویدادهایی مانند پرونده جفری اپستین از منظری تمدّنی، فلسفی و جامعهشناختی، نیازمند نگاهی فراتر از یک جرم جنایی ساده است.
این دست اتفاقات، بهویژه زمانی که در بالاترین سطوح قدرت و ثروت رخ میدهند، میتوانند نشانگر لایههای پنهان و ساختاری یک تمدّن باشند. برای بسط و کالبدشکافی این گزاره، باید از سطح پدیدارشناختی (آنچه در ظاهر به عنوان یک جرم میبینیم) عبور کنیم و به سطح هستیشناختی و ساختاری (علل ریشهای و بستر زایندهی این جرم) برسیم.
وقتی میگوییم پرونده جفری اپستین «فراتر از یک جرم جنایی ساده» است، مقصود این است که تقلیل این فاجعه به «انحراف اخلاقی یک یا چند فرد بیمار»، در واقع سرپوش گذاشتن بر مکانیسمهایی است که این افراد را تولید، حمایت و بازتولید میکنند. در جرمشناسی کلاسیک، یک فرد به دلایل روانی، اخلاقی یا فقر دست به جرم میزند و سیستم پلیسی و قضایی او را مهار میکند. اما در ماجرای اپستین ما با یک «مجرم فردی» روبرو نیستیم، بلکه با پدیدهای به نام سندیکای نخبگانی (Elite Syndicate) مواجهیم. با توجه به این نکات ماجرای اپستین را میتوان از منظر فلسفی، اخلاقی، جامعهشناسی سیاسی، اجتماعی و تمدنی مورد مطالعه قرار داد.
مهمترین منظر، منظر تمدّنی این ماجراست. یک تمدّن با «غایات» و «دستاوردهای نهاییاش» سنجیده میشود. تمدّن لیبرال دموکراسی با شعار آزادی، برابری، حقوق بشر و رهایی زنان از سنتها ظهور کرد. اما لایههای پنهانی که امثال این پرونده بیرون میریزند، نشاندهنده یک شکست تمدّنی است.
غرب افتخار میکند که بردهداری را لغو کرده است. اما از منظر تمدّنی، ماجرای اپستین نشان داد که بردهداری لغو نشده، بلکه از مزارع پنبه به جزایر خصوصی و از شکل سنتی به بردهداری جنسی و مدرن تکامل یافته است.
پول در این تمدّن میتواند، دختران نوجوانِ طبقات فرودست را به بردههای مدرن برای نخبگان تبدیل کند. تمدّن غرب مدعی است که قانون برای همه برابر است. اما بسته شدن عجولانه پرونده اپستین، مرگ (یا قتل) مشکوک او در امنیتیترین زندان آمریکا پیش از افشای نامهای بزرگ، و مصون ماندن صدها چهره مشهور که به این جزیره رفت و آمد داشتند، نشان داد که در هسته سخت این تمدّن، الیگارشی (حکومت اقلیت ثروتمند) حاکم است، نه دموکراسی.
بدتر از این همه، ورشکستگی نهاد علم و هنر در تمدّن غرب است. یکی از تلخترین لایههای پنهان این پرونده، حضور پررنگ دانشمندان برنده جایزه نوبل، رؤسای دانشگاههای بزرگ (مانند هاروارد و امآیتی) و هنرمندان مشهور هالیوودی در حلقه اپستین بود. این یعنی علم و هنر در تمدّن مادی غرب، به جای آنکه مانع سقوط اخلاقی شوند، خود به توجیهگر و شریک جرم سرمایهداری فاسد تبدیل شدهاند.
علم منهای تهذیب نفس، خروجیاش دانشمندانی میشود که در جزیره فساد به دنبال بودجههای تحقیقاتی خود میگردند.
بنابراین وقتی میگوییم این رویداد، نشانگر لایههای پنهان و ساختاری یک تمدّن است، بدین معناست که جزیره اپستین یک تومور سرطانی نیست که به صورت اتفاقی در یک بدن سالم رشد کرده باشد؛ بلکه میوه طبیعی درختی است که ریشههایش در سرمایهداری لجامگسیخته، اومانیسم سکولار، کالایی شدن انسان (Commodification of Human Beings)، لذتگرایی مفرط (Hedonism)، شکاف طبقاتی و مصونیت نخبگان (Elite Impunity) و فردگرایی افراطی تغذیه میشود. تا زمانی که این ریشههای فلسفی و تمدّنی پابرجا هستند، حتی با حذف فیزیکی یک فرد مانند اپستین، این ساختار در اشکال دیگر و جزایر دیگر به بازتولید خود ادامه خواهد داد.
بحث افول هژمونی یا امپراتوری آمریکا یکی از جدیترین مباحث در رشته روابط بینالملل و علوم سیاسی امروز است.
مواضع رهبر انقلاب درباره این افول، با تحلیلهای بسیاری از استراتژیستهای جهانی (حتی در داخل خود آمریکا مانند فرید زکریا، ریچارد هاس و دانشمندان واقعگرا) همپوشانی دارد. اما مهمترین بخش این افول همان چیزی است که ماجرای اپستین برجسته کرد، یعنی افول قدرت نرم و مرجعیت اخلاقی.
رسواییهایی مانند اپستین، بحرانهای نژادی، سرکوب اعتراضات دانشجویی و حمایت از جنایات جنگی در غزّه، تصویر آمریکا را در افکار عمومی جهان به شدت مخدوش کرده است.
افول آمریکا به معنای نابودی فیزیکیِ یکشبه آمریکا نیست، بلکه به معنای از دست رفتن توانایی این کشور در کنترل بلامنازعِ تحولات جهانی، حل بحرانهای داخلی و حفظ رهبری و مرجعیت تمدّنی در سطح بینالمللی است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
«آرایش جنگی» در میدان مغزها و دلها

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سرهنگ هادی صادق، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر با شلیک مستقیم آشوبگران مسلح در فردیس کرج به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و نه
سرمقاله
«آرایش جنگی» در میدان مغزها و دلها
جنگ فقط شلیک موشک و بمباران نیست. برخی جنگها میتوانند از جنگ نظامی نیز مهیبتر باشند. رویارویی نظامی با ایران در ابتدای سال، دوازده روز طول کشید و با توقف آتش، پایان یافت اما جنگ در حوزه عملیات روانی و رسانهای نه تنها پایان نگرفت بلکه تشدید نیز شد.
وقایع تلخ و غمبار دی ماه که ایران را داغدار کرد، معلول عوامل گوناگونی بود اما به جرأت میتوان گفت جنگ رسانهای در این شبهکودتا نقشی اساسی و غیرقابل انکار داشت. این کودتا تفاوتهایی اساسی با کودتاهای کلاسیک داشت. در کودتاهای کلاسیک، تا دقیقه ۹۰ همه چیز مخفی است و عوامل کودتا کاملاً در خفا عمل میکنند و محرمانگی، اصلی تعیینکننده در نتیجه عملیات است اما در کودتاهای پست مدرن - مانند آنچه در دی ماه رخ داد - محرمانگی به معنای مصطلح آن معنا ندارد و رسانهها، بخصوص شبکههای اجتماعی و کارزارهای آنلاین، در تدارک کودتا و پیشبرد آن نقشی جدی دارند.
هوشیاری ملت ایران، کودتا را ناکام گذاشت اما یکی دیگر از ویژگیهای چنین کودتاهایی، سیّالیت زمان است. از این منظر میتوان گفت تلاش و طراحی دشمن در این میدان پایان نیافته است و آنان با تکیه بر عملیات روانی و قلب واقعیتها، همچنان امید دارند که برنامه شکستخورده خود را احیا کنند.
در روزهای اخیر نیز آمریکا با گسیل ناوگان جنگی خود به منطقه، فاز جدیدی از جنگ رسانهای را کلید زده است. این ناوگان پیش و بیش از آن که برای جنگ آمده باشد، یک هدف را دنبال میکند، سوخت لازم برای تشدید عملیات روانی در میدان رسانه و افکار عمومی فراهم کند تا بدون توسل به جنگ و تحمل عواقب آن، ایران وادار به عقبنشینی از منافع ملی خود و در نهایت تسلیم شود.
رژیم صهیونیستی که در این عرصه تجربهای طولانی و گسترده دارد، به شکلی برجسته نقشآفرینی میکند. این عملیات مشترک آمریکایی-صهیونی چند محور عمده و اساسی دارد؛ برجستهسازی سایه جنگ با هدف ارعاب مردم ایران؛ به خط کردن رسانههای جریان اصلی دنیا و انتشار انواع و اقسام شایعات و دروغهای ضدایرانی (از شایعه فرار مقامات گرفته تا پمپاژ خشم، ناامیدی به جامعه)؛ ارائه تصویری واژگون از مردم ایران و جایگزین کردن آنها با مشتی خائن و وطنفروش در قاب رسانه و تلقین تسلیم به عنوان راه حلی معقول.
حماسهسازی مردم ایران در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن نشان داد علیرغم این جنگ رسانهای بیسابقه و سهمگین، دشمن همچنان در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است. اما این ناکامی نباید دوستداران ایران را دچار خطا کند. قربانیان این جنگ شناختی، کشته نمیشوند بلکه از جبهه دفاع از ایران جدا میشوند، حال یا با منفعل شدن یا با پیوستن به جبهه دشمن در این جنگ. از این منظر باید گفت حتی یک قربانی نیز زیاد، تأسفبار و غیرقابل پذیرش است.
بیستم آذرماه ۱۴۰۴، رهبر انقلاب درباره ابعاد و اهمیت این نبرد فرمودند:
«امروز ما فراتر از درگیریهای نظامی ... در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانهای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبههی وسیع ... دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند ... هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند ... نویسنده، هنرمند، کتابنویس، رماننویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند ... بنابراین جبههی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند ... ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن ... این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی ... باید در مقابل اینها ایستاد.»
هر کسی در هر جایگاه و موقعیتی میتواند بخشی از این آرایش جنگی رسانهای در برابر این تهاجم همهجانبه دشمن باشد و باید از خود بپرسیم به عنوان یک دوستدار و مدافع انقلاب اسلامی و ایران عزیز، چقدر آرایش جنگی گرفتهایم. بدون شک مسئولان و دستاندرکاران و رسانهها در این عرصه، مسئولیتی جدیتر دارند و باید در عملکرد و آرایش خود بازنگری جدی کنند.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
بنیان مرصوص در جدار مرزی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمدجواد بخشیان، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح با دهها ضربه چاقو در همدان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و هشت
سرمقاله
بنیان مرصوص در جدار مرزی
در شمارههای پیشین در باب طرح کلان جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت معرکه منطقهایِ احتمالی پیش رو صحبت شد. اشاره شد که ایران هرچند راهبرد کلان خود را دفاعی تعریف کرده است اما برای پیادهسازی این راهبرد نه تنها محدود به استفاده از تاکتیکهای دفاعی نخواهد بود بلکه بخش مهم و قابل توجهی از تاکتیکهای خود را از سنخ تاکتیکهایی تهاجمی و آفندی برنامهریزی کرده است. ضربه در برابر ضربه؛ درد در برابر درد و زخم در برابر زخم.
نکته مهم آنکه این تاکتیکهای تهاجمی به مانند جنگ ۱۲روزه صرفاً محدود به اهدافی در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری مرزهای ایران در داخل سرزمینهای اشغالی نبوده و این مرتبه اهدافی بسیار نزدیکتر هم زیر ضربه خواهند رفت.
در مدیریت معرکه احتمالیِ پیش رو هر یک از نیروهای چندگانه نظامی جمهوری اسلامی در قالب یک معماری کلان نظامی و امنیتی دارای مأموریت خاص خود هستند. طرحی که دفاع از تمامیت ارضی و هوایی و دریایی ایران را در چشمانداز یک نبرد منطقهای پیگیری میکند.
این طرح همچنین برخلاف جنگ ۱۲روزه محدود به استفاده از نیروی موشکی، هوایی و پدافند هوایی نخواهد بود. یک نقطه قابل اتکا در این نبرد منطقهای، نیروهای زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. برنامهریزی و آمادگی رزمی این نیروها بهگونهای صورت گرفته که هر یک بهصورت مستقل از فرماندهی بالادستی و حسب امریههای صادر شده قادر به انجام مأموریتهای محوله در منطقه تحت مأموریت خود هستند.
حفاظت از جدار مرزی بهخصوص در مناطق جنوبی، جنوب شرقی و غربی کشور بخش مهم این مأموریتهاست. مناطقی که در فتنه دیماه هم مورد طمع گروهکها و حامیان صهیونی و آمریکایی قرار گرفته بود اما به لطف هوشیاری مجموعه دستگاه امنیتی و نظامی کشور ناکام ماند. نیروهای زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در اولویت اول حصار امنی را روی زمین فراهم خواهند کرد تا هرگونه طمعی برای رخنه ضد امنیتی چه از سوی جریانهای آلت دست بیگانه چه از سوی خود نیروهای بیگانه با بنیان مرصوص این نیروها در همان جدار مرزی روبر شود. البته که این امر لزوماً محدود به اقدام در این سوی مرز نخواهد بود.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اجازه نخواهند داد حریم امنیتی مرز جمهوری اسلامی ایران خدشهدار شود ولو این نیروها جدار مرزی را هم در ظاهر نقض نکرده باشند.
نکته مهم دیگر آنکه طرحها و برنامههای نیروهای زمینی معطوف به اقدامات و برنامههای سنتی گذشته و معطوم به داخل جغرافیای ایران عزیز نیست. در راستای ایده دفاع تهاجمی، این نیروها نیمنگاهی هم به ایدههای تهاجمی دارند. ایدههایی که در زمان نبرد مختصات و چگونگی آنها برای ناظران عیان خواهد شد.
برای اجرای این راهبرد همه تدابیر لازم اندیشیده شده، دستورات و امریهها صادر شده و یگانهای عملیاتی با آمادگی قبلی در وضعیت کامل رزمی قرار دارند. به نوعی میتوان گفت فرزندان ایران در این مناطق با چشمان باز و دستبهماشه، آماده دفاع از کیان ایران اسلامی در برابر هر نیت سوئی هستند.
رزمایش اخیر نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مناطق جنوبی کشور که دامنه آن تا بعضی جزایر خلیج نیلگون و همیشه فارس هم کشیده شده در این چهارچوب قابل فهم است. رزمایش اخیر بدان معناست که فرزندان مدافع ایران به تدبیر و برنامهریزی قناعت نکرده و بخشی از برنامه عملیاتی احتمالی خود را روی زمین واقعیت هم تمرین میکنند.
تمرینی برای شکستن قلم پای هر متجاوز و آلت دست بیگانهای که فکر و نیت سوئی نسبت به خاک مقدس این سرزمین در سر دارد. تمرینی برای فراهم آوردن قلعه و حصاری محکم و امن در روی زمین برای ملت ایران و برای آن بخش از نیروهای مسلح کشور که قرار است مأموریت تهاجمیشان علیه بانک اهداف منطقهای از مبدأ خاک مقدس ایران انجام شود. تمرینی برای نشان دادن عزم حفاظت از ایرانِ یکپارچه عزیز اسلامی.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
تا دورترین کرانههاى میدان نبرد...

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید احسان آقاجانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح به ضرب گلوله در شهزستان ملکشاهی ایلام به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و هفت
سرمقاله
تا دورترین کرانههاى میدان نبرد...
دشمن با تمام توان به میدان آمده است؛ از گسیل تجهیزات نظامی به منطقه تا تهدیدات و لفاظیهای سیاسی و شاید از همه وسیعتر و پیچیدهتر هجوم بیامان و گسترده عملیات روانی و رسانهای. روشها و تاکتیکها متفاوت هستند و یکدیگر را پوشش میدهند اما هدف یکسان است؛ دیکته کردن سیاستهای استکباری و وادار کردن ایران به تسلیم شدن. همان چیزی که رئیس جمهور آمریکا در میانه جنگ ۱۲روزه با تابلوی «تسلیم بی قید و شرط» اعلام کرد و خواب آن را میدید اما در نهایت با ایستادگی مردانه نیروهای مسلح کشورمان و مقاومت و انسجام ملی ایرانیان، منجر به عقبنشینی دشمن و توقف آتش شد.
حالا یک بار دیگر دشمن به طمع افتاده و گمان میکند میتواند با تهدید و ارعاب و شاید با حمله نظامی، ناکامی پیشین خود را جبران کند و رؤیاهای شوم خود را تعبیر کند.
جمهوری اسلامی ایران بارها و به صراحت اعلام کرده است که به دنبال جنگ نیست اما اگر دشمن بخواهد بار دیگر این گزینه را عملیاتی کند، ایران از جنگ فرار نکرده و برای هر سناریویی آماده است. ما تا کنون در پاسخ به شیطنتها و تجاوزات دشمن، درجهای از خویشتنداری از خود نشان دادهایم اما این بار ماجرا متفاوت خواهد بود و جنگی منطقهای در انتظار متجاوزان و حامیان و میزبانان آنها خواهد بود.
در چنین جنگی، خطوط قرمز گذشته تغییر جدّی خواهند کرد و میدان جنگ گستردهتر از پیش خواهد بود. بانک اهداف گسترش مییابد و اگر قرار باشد خاک و جان ایرانیان دستخوش شرارت و حمله آمریکا شود، منافع و جان آمریکاییها نیز در هیچ کجا در امان نخواهد بود.
در جنگ ۱۲روزه، حامیان ایران در منطقه، وارد میدان نشدند و جمهوری اسلامی به تنهایی علیه متجاوزان صهیونی و آمریکایی عمل کرد؛ اما در جنگ احتمالی آینده، این معادله تغییر خواهد کرد و دشمن با جبهههای مختلف و متنوعی در عرصههای مختلف نبرد روبرو خواهد شد.
رئیسجمهور آمریکا در خانه با چالشهای مختلفی روبهرو است و شعلهور کردن آتش جنگ با ایران، کلافگی امروز او را به شکلی انفجاری، بیشتر کرده و تبدیل به شکستی تحقیرآمیز میکند. ترامپ اگر آنطور که برخی رسانههای آمریکایی گفتهاند، گمان کند میتواند با حملهای محدود، به میز مذاکره فشار وارد کرده و ایران را نسبت به خطوط قرمز و منافع ملّی خود دچار عقبنشینی کند، دچار خطای محاسباتی عمیقی شده و این خطا، صورت حساب سنگینی را روی دست او خواهد گذاشت.
ایران در چنین معرکهای، حساب رژیم صهیونی و آمریکا را جدا از هم نمیداند و این رژیم سختتر و سنگینتر از تجربه پیشین، طعم سیلی سخت ایران را خواهد چشید.
ماه مبارک رمضان، ماه مولای متقیان امیر مؤمنان، حضرت علی علیهالسلام است. همان فرماندهای که فرمودند؛ «اگر کوهها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پایها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانههاى میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنههاى وحشتخیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزى وعده خداوند سبحان است.»
تعجبی ندارد اگر دشمنان ایران از فهم این رهنمودها که روحیه سربازان لشکر ذوالفقار ایران را ساختهاند، عاجر باشند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید حسین رمضانی، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اصفهان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و شش
سرمقاله
رؤیای تسلیم و کلافگی مزمن
اخیراً یک رسانه صهیونیستی در مطلبی درباره تهدیدات ترامپ علیه ایران نوشته بود: «بزرگترین خطا و اشتباه واشنگتن عدم درک ساختار و ماهیت قدرت در ایران است و همین مسئله مانع اصلی در روند مذاکرات است.»
این گزاره به شکلی دیگر نیز توسط استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، بیان شد. ویتکاف در مصاحبهای با فاکس نیوز از کلافگی و تعجب ترامپ درباره عدم تسلیم شدن ایران در برابر تهدیدها و نمایش قدرت آمریکا گفت. این اظهار تعجب و سردرگمی ترامپ خود گویای این است که رئیسجمهور آمریکا تصور میکند، ایران نیز مانند برخی دیگر از کشورهای ضعیف و وابسته نظام بینالملل است که با هر تهدید یا وعدهای عقبنشینی کرده و منافع خود را رها کند.
دولتمردان آمریکا مبنای کنشگری خود را این فرض قرار دادهاند که هر کشوری در برابر ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی دیر یا زود عقب مینشیند. اعزام ناوهای هواپیمابر، جنگندههای پیشرفته و تشدید تحریمها قرار بود ایران را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و تهران را به پذیرش خواستههای یکجانبه وادار کند.
رسانههای غربی نیز پیوسته از «آشفتگی» یا «بنبست» ایران سخن میگویند و به دنبال آن هستند که این تصویر را شکل دهند که تهران زیر فشار، راهی جز عقبنشینی ندارد و اصطلاح «سرگیجه راهبردی» را برای ایران به کار میبرند. اما اکنون آمریکاییها اعتراف میکنند که نتیجهای حاصل نشده و آنها هستند که دچار سردرگمیاند. وقتی رئیسجمهور آمریکا با این حجم از ابزار قدرت از خود میپرسد چرا طرف مقابل کوتاه نیامده، معنایش آن است که معادلهای که در ذهن داشت فرو ریخته است.
مشکل اصلی واشنگتن در همین نگاه سادهانگارانه نهفته است. ترامپ با ذهنیت معاملهگرانه تصور میکند همه چیز قابل خریدن است. در این چهارچوب، فشار باید به تسلیم منجر شود. اما ایران طی چهار دهه گذشته نشان داده است که تصمیمهای راهبردی خود را بر پایه ترس یا تطمیع اتخاذ نمیکند. ساختار سیاسی و امنیتی ایران، هویت خود را با مفهوم مقاومت گره زده و تسلیم در برابر فشار خارجی، نشانه ضعف است. همین منطق است که سیاست فشار را از درون تهی میکند.
در همین زمینه، نشریه آتلانتیک نیز به تازگی در تحلیلی تصریح کرده بود: «ترامپ نمیتواند درک کند چرا فشار و تهدید، رهبر ایران را وادار به عقب نشینی نمیکند. در نگاه ترامپ، هر فردی نقطه شکستی دارد و هر ملّتی را میتوان با ترکیبی از تهدید و امتیازدهی پای میز آورد. اما این تحلیل در برابر واقعیتی قرار گرفته که با آن سازگار نیست.»
انباشت تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه با هدف تسلیم کردن ایران و ارعاب صورت گرفته اما نتیجه طبق پیشبینی کاخ سفید پیش نرفته است. واقعیت این است که «سرگیجه راهبردی» در واشنگتن شکل گرفته است؛ جایی که سیاستگذاران هنوز نمیخواهند بپذیرند قدرت ایران صرفاً در توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در پیوند اراده سیاسی، انسجام داخلی و تجربه طولانی مقابله با فشار خارجی ریشه دارد.
ایران در سالهای گذشته شدیدترین تحریمها و تهدیدها را پشت سر گذاشته و نه تضعیف شده و نه بر سر اصول خود معامله کرده است. طراحی و اجرای کودتای پیچیده دی ماه نیز نتوانست آمریکا را به مقاصد شوم خود در ایران برساند. همین اقتدار و ثبات رفتاری اکنون به معمایی برای کاخ سفید تبدیل شده است. ترامپ که گمان میکرد با افزایش فشار میتواند نتیجه مطلوب را در زمانی کوتاه به دست آورد، حالا با واقعیتی مواجه شده که در چهارچوب ذهنی او نمیگنجد. «کنجکاوی» او در حقیقت نشانه حیرت از ناکارآمدی ابزارهایی است که تصور میکرد بیرقیب هستند.
مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمیتوان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاستهای مستقل خود دنبال میکند و تجربه نشان داده است که فشار بهجای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است. اکنون این کاخ سفید است که باید میان تداوم فشار بینتیجه یا بازنگری در نگاه خود یکی را انتخاب کند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
سریع، یکپارچه، منطقهای

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید امیرحسین ترکاشوند، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در جزیره کیش بر اثر ضربات متعدد سلاح سرد، ناجوانمردانه به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و پنج
سرمقاله
سریع، یکپارچه، منطقهای
«راهبرد ایران دفاعی است. ایران در پی جنگ نیست اما این به معنای آن نیست که برای پیادهسازی راهبرد خود، لزوماً برای دفاع از خود فقط از تاکتیکهای دفاعی استفاده کند.» این گزارهای است که در چند ماه اخیر به بیانهای گوناگون توسط مقامات نظامی و دفاعی کشور عنوان شده است.
گزارهای که تشریح میکند جمهوری اسلامی ایران جنگطلب و در پی جنگ نیست و تاریخ نشان داده حدأقل تا این لحظه آغازگر هیچ جنگی نبوده اما این به آن معنا نیست که برای دفاع از خود در سطح تاکتیکی لزوماً محدود به تدابیر دفاعی خواهد بود و طرحها، حرکات، اقدامات و ضربات خود را صرفاً در چارچوب تاکتیکهای دفاعی صورتبندی کند.
در سطح تاکتیک حتماً طرحهای تهاجمی بخشی از طرح کلان نظامی و دفاعی ایران خواهند بود. تهاجمی همهجانبه که هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت و هم از نظر بانک اهداف قابل مقایسه با واقعیتی نیست که در جریان جنگ ۱۲ روزه علیه دشمن صهیونی رقم خورد.
دشمن در جریان جنگ ۱۲ روزه هرچند با یک غافلگیری توانست در نیمه نخست جنگ، ضرباتی را به کشور وارد آورد اما اتاق فکر جنگ در تلآویو و واشنگتن بهتر از هر کسی دیگر واقف است که با عبور از وضعیت غافلگیری اولیه، نیمه دوم جنگ مشخصاً نیمه ایران بود. پاسخهای تهاجمی ایران در نیمه دوم جنگ کیفیتر و مرگبارتر شده بودند.
این فرایند بود که در نهایت دشمن را به نقطه توقف آتش رساند. واقعیت جنگ ۱۲ روزه نه در لفاظیهای نخستوزیر رژیم عبری بلکه در درخواست فرماندهان نظامی رژیم باید دید، زمانی که سه روز بعد از آغاز جنگ نشانههای جمع و جور شدن ایران و دفع ضربه غافلگیرانه نخست جنگ را دیدند و در یکی از جلسات محرمانه خود با نخستوزیر به او پیشنهاد دادند شعله درگیری را پایین بکشد. پیشنهادی که از سوی نخستوزیر جاهطلب صهیونی رد شد. فرایند رو به رشد ضربات ایران اما در نهایت او را در نیمه دوم جنگ به نقطه آتشبس رساند.
مبتنی بر تجربه نیمه دوم جنگ ۱۲ روزه و درسی که از آن برای امروز میتوان گرفت چند نکته قابل طرح است.
نخست آنکه، آن ایران در آن معرکه صرفاً در مورد ساعت صفر درگیری غافلگیر شد. این مسئله در حال حاضر منتفی است. اگر در جنگ ۱۲ روزه بین هجوم دشمن و پاسخ ایران ۱۲ ساعت فاصله افتاد، در معرکه احتمالی بعدی ساعت صفر آغاز طرحهای هجومی ایران از ۱۲ دقیقه هم کمتر خواهد بود.
دوم آنکه توان تهاجمی آن روز ایران فقط کسری از توان تهاجمی نیروهای مسلح کشور بود. در جریان آن جنگ فقط نیروهای هوافضا، هوایی و پدافند هوایی در پیشانی درگیری با دشمن بودند. وضعیتی که با وضعیت این روزهای ایران قابل مقایسه نیست. اگر جرقهای علیه ایران بخورد، برنامههای تهاجمی نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه محدود به سه نیروی کلاسیک مزبور نخواهد بود و پاسخهایی تهاجمی در همه سطوح نیروهای مسلح و امنیتی کلید خواهد خورد.
سوم آنکه برخلاف جنگ ۱۲ روزه که بانک اهداف اصلی نیروهای نظامی ایران در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری قرار داشتند در معرکه احتمالی پیش رو علاوه بر بانک اهداف صهیونی، بانک اهداف ارزشمندی هم در فواصل بسیار نزدیکتر قرار دارند. این فاصله کوتاهتر کمیت و کیفیت پاسخهای هجومی ایران را هم متفاوت خواهد کرد. ایران خود را برای یک سناریوی هجومی همهجانبه و کامل آماده کرده است. طرحهایی که دامنه درگیری را محدود به آسمان نخواهد کرد و استعداد استفاده از بسترهای دیگری را هم برای تهاجم علیه منافع دشمن فراهم میآورد. بسترهایی که تا پیش از این برای استفاده در روز مبادا در حالت خاموش و خفته قرار داشتند اما این خاموشی قرار نیست تا ازل تاریخ ادامه داشته باشد.
در نهایت آنکه جمهوری اسلامی ایران همواره به نظریه امنیت برآمده از بلوک بومی منطقه برای همه اعتقاد داشته است. به عبارت بهتر و سادهتر امنیت در منطقه یا برای همه یا برای هیچکس! اگر قرار باشد امنیت ملّی ایران نقض شود پس گزاره قبلی هم دیگر هیچ محلی از اعراب نخواهد داشت. محلی از اعراب نداشتن گزاره قبل هم یعنی هر جایی که منافع دشمن اعم از نظامی، سیاسی یا اقتصادی وجود داشته باشد و دست نیروهای نظامی و امنیتی ایران به آن برسد قطعاً هدف مشروع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
دوران بزن در رو خیلی وقت است که تمام شده. یک ضربالمثل پر محتوای فارسی میگوید: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن! این ضربالمثل ترجمه دیگری از همان راهبرد نظامی ایران است که در ابتدای متن آمد: جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از خود به تدابیر دفاعی بسنده
نخواهد کرد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ایستاده با قرآن

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید ولیالله صفری، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در ملک شهر اصفهان به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و چهارم
سرمقاله
ایستاده با قرآن
تابستان دو سال پیش، وقتی عمل شنیع قرآنسوزی در کشور سوئد رخ داد، شهید سیدحسن نصرالله، دبیرکل فقید حزبالله لبنان، در واکنش به این رخداد از دست داشتن موساد در این اتفاق گفت و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی را پشت پرده این ماجرا معرفی کرد.
در کودتای دیماه، یکی از اهداف مورد حمله آشوبگران مساجد بود. دهها مسجد مورد حمله واقع شد و هزاران جلد قرآن در آتش سوخت. کودتایی که سیا و موساد در طراحی آن نقش اساسی داشتند و دستور به آتش کشیدن مساجد و قرآنها از کینه عمیق و مزمن آنها نسبت به کلام خدا نشئت میگرفت.
این حقد و کینه البته عجیب و غیرمنتظره نبود و نیست. قرآن تا وقتی فقط در مساجد باشد و صرفاً برای مجالس ترحیم یا فقط برای خواندن از آن استفاده شود، برای استکبار و جنایتکاران جهانی خطر خاصی ندارد و از آن ترس و واهمهای ندارند. خطر برای آنها آنجاست که قرار باشد آموزههای قرآن مورد توجه عملی نیز قرار بگیرد و در تصمیمسازی و تصمیمگیری به آنها عمل شود.
کلام خدا سراسر درس ایستادگی و مقاومت و زندگی است. کدامین داستان جز تقابل حضرت موسی علیهالسّلام و فرعون در قرآن میتواند راه مواجهه با قلدریها و تهدیدات امروز آمریکا را نشان دهد؛ «حضرت موسی یکجای دیگر -مکرّر البتّه در قرآن هست، حالا یکجای دیگرش را من عرض میکنم- وقتی که کارشان به معارضه و رودررویی علنی افتاد و بنیاسرائیل را جمع کرد که سحَر، [یعنی] صبحگاه خیلی زود یا نیمه شب، حرکت کردند به بیرون شهر که فرار کنند و بروند و از دست فرعون خلاص بشوند، صبح که شد و یکمقداری روز بالا آمد، جاسوسهای فرعون خبر دادند که بنیاسرائیل شهر را خالی کردهاند و همه رفتهاند؛ فرعون دستپاچه شد که اینها حالا میروند یکجای دیگر و یک هستهای درست میکنند؛ گفت جمع بشوید. لشکر را جمع کردند و پشت سر اینها راه افتادند؛ حالا چقدر فاصله شده من نمیدانم، شاید یکروز یا دو روز یا کمتر یا بیشتر فاصله شده که این لشکر راه افتاده است. خب، آنها پیاده داشتند بدون تجهیزات میرفتند -یک مشت مردم بودند؛ زن، مرد، بچّه- [امّا] اینها با تجهیزات و سپاه و لشگر و اسب و همهچیز؛ طبعاً زود به آنها میرسیدند؛ به آنها [هم] رسیدند. اصحاب موسی از دور دیدند که وای! لشکر فرعون دارد میآید؛ دستپاچه شدند. در قرآن -سورهی شعرا- میفرماید که «فَلَمّا تَراءَى الْجَمْعَانِ»، وقتیکه دو گروه یعنی گروه حضرت موسی که جلو میرفتند و گروه فرعون که پشت سر میآمدند، همدیگر را از دور دیدند و اینقدر به هم نزدیک شدند که میتوانستند یکدیگر را ببینند، قالَ اَصحابُ موسیٰ اِنّا لَمُدرَکون؛ بنیاسرائیل که با موسی بودند، خوفشان برداشت، گفتند که یا موسی! الان به ما میرسند؛ «مُدرَکون» یعنی الان آنها میرسند، ما را میگیرند و قتلعام میکنند. موسی چه جواب داد؟ حضرت موسی در جواب گفت: قالَ کَلّا، هرگز چنین چیزی پیش نخواهد آمد؛ چرا؟ اِنَّ مَعِیَ رَبّی؛ معیّت این است. [گفت] خدا با من است، پروردگار من با من است؛ کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین. ببینید! معیّت الهی اینقدر اهمّیّت دارد. اینکه میگویند: اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون، این معیّت را باید قدر دانست. اگر من و شما بتوانیم این معیّت الهی را حفظ کنیم، بدانید آمریکا که هیچ، اگر ده برابر قدرت آمریکا هم کسانی در دنیا نیرو داشته باشند، این نیرویی که خدا با او است، بر آنها غلبه خواهد کرد.» ۱۳۹۵/۰۹/۰۳
همین کتاب نورانی و رهنمودهای آن است که راهبرد جمهوری اسلامی ایران را در ۴۷ سال گذشته نسبت به تهدیدات و زورگوییها و باجخواهیهای دشمن تعیین کرده است. پس عجیب نیست که دشمنان ایران اینچنین نسبت به قرآن کینه داشته باشند. آنان بهخوبی میدانند که ایران تنها کشور دنیاست که بر سر اصول قرآنی ایستاده و بر همین مبنا مانع از به ثمر رسیدن بسیاری از طرحهای خباثتآلود صهیونیسم در منطقه و فراتر از منطقه بوده و هست.
رهنمودهای عمیق قرآن است که مانع میشود تا ایران نه فریب وعدههای فریبنده دشمن را بخورد و نه از ساز و برگ نظامی و تهدیدات و لفاظیهای آن هراسی داشته باشد.
این روزها و در آغاز مهمانی خدا که بهار قرآن است و در حالی که دشمن میکوشد با انواع و اقسام ترفندها جامعه را دچار هراس و اشتباه محاسباتی و ناامیدی کند، فرصت مناسبی است تا با رجوع و استمداد از کلام وحی، دلها آرام گیرد و بار دیگر به خود و دیگران یادآوری کنیم که دشمنان با همه ابهت و عظمتی که برای خود ساخته و نمایش میدهند، در برابر قدرت الهی هیچ و کمتر از هیچاند و دست خداوند یار و یاور مؤمنین و صابرین است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
نبرد ناتمام

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سید علی حسن هادیپور، روحانی شجاع اهل شیراز که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در شیراز مجروح و پس از تحمل چند روز رنج جراحت به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و سه
سرمقاله
نبرد ناتمام
آنچه در دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، یک انتحار از سوی دشمن پس از شکست در لایههای سخت نظامی بود. پس از ناکامی دشمن در رسیدن به اهداف «جنگ ۱۲روزه» استراتژیستهای دشمن طرح دیگری را کلید زدند. دشمن با استفاده از یک اکثریت مجازی رباتی به دنبال کشاندن جامعه به داخل «مارپیچ سکوت» بود؛ وضعیتی که در آن انسانهای مستقل و منصف از ترس حملات و انزوای مجازی سکوت کنند و تودههای خاکستری، تحت تأثیر «توهم اکثریت»، به سمت هستههای سخت آشوب ریزش نمایند.
به گزارش روزنامه فرانسوی فیگارو، استفاده گسترده از لایکهای ساختگی، بازنشرهای هماهنگ و حسابهای غیرواقعی، بخشی از جنگ مجازی سازمانیافتهای است که با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی و القای حمایت اجتماعی از اپوزیسیون دنبال میشود. این روزنامه تأکید کرده است که آنچه در ظاهر بهعنوان موج مردمی معرفی میشود، در واقع محصول مهندسی سایبری و عملیات روانی حسابشده است.
تعبیر رهبر انقلاب که آنچه رخ داد «یک کودتا بود که شکست خورد»، صرفاً یک توصیف سیاسی نیست؛ کودتا اضلاعی دارد و یک ضلع آن قطعاً عملیات روانی مدرنی است که در فضای مجازی و رسانههای فارسیزبان جریان دارد. «فریضه فوری و قطعی» دانستن جهاد تبیین از سوی رهبر انقلاب، در واقع فراخوانی است برای اینکه اجازه ندهیم دشمن با روایتهای غلط، ذهن مردم را تسخیر کند. اگر جهاد تبیین نبود روایت مظلومیتِ صرف که توسط رسانههای بیگانه پمپاژ میشد، ممکن بود ذهن برخی از تودههای خاکستری را تسخیر کند. اما تبیینِ مردمی این حادثه و بصیرت ملت ایران، این نقشه را در چند روز محو کرد و نگذاشت جای جلادان نوداعشی و شهید عوض شود. اگر در سوریه و عراق، داعش با نقاب دین و تکفیر دیگری، مردم را سر میبرید، در آشوب اخیر با جلادانی داعشی مواجه بودیم که این بار مردم را به جرم دینداری سر میبریدند و آتش میزدند.
پیروزی در دیماه، مدیونِ شکستنِ مارپیچ سکوت بود که بالاترین نماد آن فریادهای مردم در بیستودوم دیماه در خیابانهای سرتاسر کشور بود. وفاداران به ایران با مشاهده طمع دشمن به خاک کشور، از انفعال خارج شده و به رسانههای سیار تبدیل شدند. دیگر لشکر مجازی رباتها و عملیات دروغهای سازمانیافته در اینجا فایدهای برای دشمن نداشت.
ما در این نبرد ۲۴۲۷ شهید -از نیروهای حافظ امنیت تا شهروندان بیگناه- تقدیم کردیم. این عدد، سندِ جنایتِ جریانی است که با پولِ پاشیدهشده در بسترهای رمزارزی و هدایتِ مستقیم واحد ۸۲۰۰ رژیم صهیونیستی، به دنبال «سوریهسازی» ایران بود؛ به گفته رئیس سازمان اطلاعات سپاه حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی بهطور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق بهکارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیونها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.
اگر در جنگ ۱۲روزه، هدف نهایی بر فروپاشی ادراکی و دستکاری شناختیِ حامیان نظام متمرکز بود، در آشوب اخیر، استراتژی دشمن به فاز عملیاتی-میدانی تغییر کرد. به گزارش رئیس سازمان اطلاعات سپاه در این مرحله، بازوهای رسانهای با سوءاستفاده از الگوریتمهای شبکههای اجتماعی و پمپاژ محتوای ماهوارهای، مسیری سهگانه را پیش گرفتند: نخست، مکانمند کردن فراخوانها؛ دوم، ترویج عریانِ خشونت و سوم، آموزش سازمانیافته برای ایجاد هرجومرج خیابانی.
لذا نوشتن و صحبت کردن درباره فتنه دیماه، بازگشت به گذشته نیست؛ تثبیتِ پادزهری است که حافظه جمعی جامعه را برای برنامههای بعدی دشمن آماده میکند. نگاهی به الگوی دفع فتنه سال هشتاد و هشت و سیره تبیینی و هشدارهای رهبر انقلاب در آن دوره مؤید این مسئله است و سکوت در این میدان، بیطرفی نیست؛ تنها گذاشتن جبهه حق و کوتاهی در انجام وظیفه جهاد تبیین است.
نباید اجازهی عادیسازی داد؛ و البته که همدستی آشکار دولت رسوای آمریکا و رژیم صهیونی با جلادان نوداعشی فارسیزبان با هیچ شعبدهی رسانهای عادی نخواهد شد. اگر امروز ابعادِ این کودتا را با دقت و بدون لکنت بازخوانی نکنیم، دشمن در فتنهی بعدی از همین خلأها برای بازتولیدِ شکافها و تردیدها استفاده خواهد کرد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
دی ماه خونین با الگوی داعش

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سرهنگ کیومرث حسینینژاد، جانشین فرمانده انتظامی مبارکه که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در شهرستان مبارکه اصفهان با ضربات چاقو به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و دو
سرمقاله
دی ماه خونین با الگوی داعش
اعتراض و نارضایتی اجتماعی بخشی از واقعیت زندگی سیاسی در همه کشورها است. در ایران نیز طی دهههای گذشته اعتراضهای مختلفی با مطالبات اقتصادی، صنفی و اجتماعی شکل گرفته است. در دیماه امسال هم برخی از بازاریان در اعتراض به تورم و افزایش هزینههای زندگی تجمعهایی مسالمتآمیز را آغاز کردند. این اعتراضها تا زمانی که در چارچوب مدنی قرار داشت قابل درک بود. اما روند حوادث بهسرعت تغییر کرد.
آنچه در ادامه رخ داد دیگر ادامه طبیعی یک اعتراض صنفی نبود. اعتراضها بهتدریج مصادره شد و به مسیری رفت که شباهتهای آشکاری با الگوی رفتاری داعش پیدا کرد؛ الگویی که بر خشونت، حذف فیزیکی و ایجاد وحشت و نه بر مطالبهگری و گفتوگو استوار است.
رهبر انقلاب در سخنانی بهصراحت برای توصیف خشونتهای اغتشاشات اخیر تأکید کردند: «یکی دیگر از خصوصیّات این فتنه، خشونت بود؛ مثل داعش... این هم یک داعش دیگر است و کارهایش مثل کارهای او است. آن روز عرض کردم که داعش، افراد را نابود میکرد، سربهنیست میکرد با تهمت بیدینی و اینها افراد را سربهنیست میکنند به خاطر دیندار بودن؛ فرقشان فقط این است، وَالّا همان قشون است. اینها هم مثل داعش آدمها را آتش زدند! ببینید چقدر قساوت میخواهد، چقدر بیرحمی میخواهد که انسانِ زنده را آتش بزنند! آتش زدند، خراب کردند، سرها را بریدند! اینها هم همان کارهایی را که داعش میکرد انجام دادند. خشونت یکی از خصوصیّات اینها بود.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
داعش چگونه عمل میکرد؟ این گروه از همان ابتدا به دنبال جلب همدلی اجتماعی نبود. ابزار اصلی داعش خشونت عریان بود. سر بریدن، آتش زدن انسانهای زنده، اعدامهای خیابانی و حمله به غیرنظامیان بخشی از راهبرد این گروه برای کنترل فضا و تحمیل اراده خود بود.
در فتنه اخیر نیز همین منطق تکرار شد. خشونت بهعنوان ابزار اصلی به کار گرفته شد. انسان زنده را آتش زدند؛ نیروهای امدادی و خدماتی را هدف قرار دادند؛ مردم عادی بهدلیل ظاهر، اعتقاد یا حتی حضور در خیابان مورد حمله قرار گرفتند. همانگونه که داعش میان نظامی و غیرنظامی تمایزی قائل نبود در این اغتشاشات نیز قربانی میتوانست هر کسی باشد.
یکی از شباهتهای مهم دیگر «نمایشی بودن خشونت» است. داعش بهخوبی میدانست که خشونت باید دیده شود. تصاویر سر بریدن و سوزاندن عمداً منتشر میشد تا پیام ترس منتقل شود. در فتنه اخیر نیز تلاش گستردهای برای ثبت، انتشار و بازنشر صحنههای خشونت صورت گرفت. هدف فقط آسیب زدن نبود؛ هدف ایجاد وحشت و القای بیثباتی بود.
داعش همچنین با برچسبسازی، خشونت خود را توجیه میکرد. هر کس مخالف بود، «مرتد» یا «کافر» نامیده میشد و حذفش مشروع میبود. در اغتشاشات اخیر نیز همین منطق دیده شد. افراد بهخاطر دینداری، نوع پوشش یا همراهی نکردن با آشوبگران هدف حمله قرار گرفتند. برچسبها تغییر کرده بود اما منطقِ حذف همان بود.
نکته مهم دیگر، رابطه خشونت و هدف سیاسی است. داعش هرگز به دنبال اصلاح نبود؛ هدفش فروپاشی نظم موجود و جایگزینی آن با هرجومرج کنترلشده بود. در فتنه اخیر نیز تخریب اموال عمومی، آتش زدن زیرساختها و حمله به مراکز خدماتی هیچ کمکی به بهبود شرایط اقتصادی یا اجتماعی نمیکرد. این اقدامات فقط جامعه را فرسوده و ناامن میکرد؛ درست همان کاری که داعش در شهرهای تحت سیطره خود انجام داد.
داعش از دل نارضایتیها استفاده کرد، اما خود محصول یک پروژه بزرگتر بود. این گروه بر بستر مشکلات واقعی منطقه رشد کرد، اما خیلی زود از مطالبات مردم جدا شد و به ابزاری برای ویرانی تبدیل شد. فتنه اخیر نیز از همین الگو پیروی کرد؛ مطالبات واقعی به حاشیه رفت و خشونت جای آن را گرفت.
خطرناکترین بخش این روند، عادیسازی خشونت است. داعش با تکرار جنایت، حساسیتها را از بین برد. در فتنه اخیر نیز تلاش شد خشونت بهعنوان «هزینه مبارزه» توجیه شود. این همان نقطهای است که اعتراض میمیرد و افراطیگری متولد میشود.
نباید فراموش کرد که اسناد بسیار زیادی از حمایت آمریکا از گروه تروریستی داعش و تجهیز آن توسط واشنگتن وجود دارد. در مورد اغتشاشات اخیر نیز مقامات آمریکایی با صراحت و به صورت آشکارا معترضان را به خشونت عریان توصیه میکردند و وعده کمک فوری میدادند. نتیجه نیز ویرانی و کشتار شمار زیادی از مردم بیگناه در خیابانها بود. اعتراض واقعی به دنبال اصلاح است، اما منطقِ داعشوار به دنبال ارعاب، حذف و ویرانی است. اگر این مرز بهدرستی شناخته نشود، هر اعتراضی میتواند به ابزاری برای خشونت افراطی تبدیل شود؛ تجربهای که منطقه بارها بهای سنگین آن را پرداخته است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
تو هم نمیتوانی!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهل و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید کامران احمدی، او از نیروهای یگان ویژه فراجا خوزستان بود که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در اندیمشک به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و یک
سرمقاله
تو هم نمیتوانی!
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از بیانات دیدار با مردم آذربایجان در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، در واکنش به اظهارات رئیسجمهور آمریکا، تصریح وی مبنی بر بینتیجه بودن تلاشهای ۴۷ ساله آمریکا برای شکست جمهوری اسلامی را یک اعتراف خوب توصیف و در عین حال تأکید کردند که رئیسجمهور فعلی هم نخواهد توانست این کار را انجام دهد.
این موضعگیری صریح و شفاف حضرت آیتالله خامنهای در واکنش به لفاظیهای اخیر ترامپ، برخاسته از یک شناخت عمیق تاریخی و اجتماعی از ملّت ایران و جمهوری اسلامی و ایمان به قدرت مردم است که به تبع آن، دست جمهوری اسلامی را هم در تقابل با دشمن پر کرده است.
از نظرگاه ایشان، اینگونه نیست که جمهوری اسلامی یک مفهوم باشد و مردم هم مفهوم دیگری. جمهوری اسلامی همان قدرت عینیِ جاری در ملت ایران است که شکل عینیتیافته بیرونیِ حاکمیتی یافته است. مردم و حکومت نه دو مفهوم جدا و مستقل از یکدیگر، بلکه یک مفهوماند.
قوت جمهوری اسلامی ناشی از قوت جامعه مسلمان و موحد ایران است. این نگاه، مفهوم قدرت و شاخصههای آن را نهتنها محدود به قوت سخت و ابزارهای سخت نمیکند، بلکه اصالت را به اتکا به قدرت اجتماعی داده و معتقد است این قدرت است که میتواند رشدی تصاعدی در مفهوم قدرت ملّی ایجاد کرده و حتی قوت ابزارهای سخت را هم چند برابر کند.
این بیان یک ادعا یا گزاره ذهنی نیست، بلکه کل تجربه سیاسی جمهوری اسلامی و تاریخ ۴۷ ساله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، از بهمن ۱۳۵۷ تا الان، است. جمهوری اسلامی در روزها و سالهایی که از نظر ابزار، دستِ خالی داشت، تنها با اتکا به همین قوت و قدرت بود که بر انواع و اقسام توطئهها، از کودتا تا تجزیهطلبی گرفته تا تروریسم شهری و تجاوز دشمن خارجی و تحریم، فائق آمد.
تقریباً همه جریانهای غالب دنیا در آن سالها به نوعی در یک یا چند مورد از این توطئهها علیه جمهوری اسلامی مشارکت مستقیم و غیرمستقیم داشتند؛ توطئههایی که فقط یکی از آنها میتواند نسخه هر نظام سیاسی دیگری را در هر جای دنیا بپیچد. جمهوری اسلامی اما با پیشران اتکا به مردم جلو آمد و این توطئهها را ناکام کرد و آنها را به بایگانی تاریخ سپرد.
حالا و در این قاب، خاستگاه موضع رهبر انقلاب هم مشخص میشود. موضعگیری صریح و شفاف اخیر حضرت آیتالله خامنهای برآمده از یک شناخت است که درستی آن در طول تاریخ نیمقرن اخیر جمهوری اسلامی در میدان عمل اثبات و تجربه شده است. جالب آنکه اهرم تهدید ملّت ایران محدود به رئیسجمهور فعلی آمریکا نیست.
همه رؤسای جمهور قبلی ایالات متحده قبلاً بخت خویش را در معرکه تهدید آزمودهاند. برخی این تهدیدها را در رنگ و لعاب دیپلماتیک میپیچیدند، برخی دیگر صریحتر زبان به تهدید میگشودند و برخی دیگر حتی در عمل هم آن را آزمودند، اما بقایای آزمودنشان تا همین الان در صحرای طبس و لانه جاسوسی آمریکا در خیابان آیتالله طالقانی تهران پذیرای بازدیدکنندگان است.
اینها همه، سوای کوبیده شدن برنامه چند میلیارد دلاری یک دهه اخیر ایالات متحده برای بلعیدن منطقه و در ادامه هم بلعیدن ایران، به طاق است. هر جا ملّت ایران سفت ایستادند، دشمنِ مست از قدرت ظاهری خود هم تودهنی خورده و عقب رفته است. سال دشوار ۱۴۰۴ و ایستگاههای مختلفش مانند جنگ ۱۲روزه، فتنه دیماه، ۲۲ دی و در نهایت هم ۲۲ بهمن نشان میدهند مردم، مانند ۴۷ سال گذشته، ایستادهاند. هر ناظر منصفی با نگاه به تاریخ ۴۷ سال اخیر و نگاه به شرایط امروز مقاومت ملّی ایرانیان به همان نتیجهای میرسد که آیتالله خامنهای در حسینیه امام خمینیرحمهاللهعلیه بیان کردند: «رئیسجمهور آمریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد. به مردم خودش شکایت کرده که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ این اعتراف خوبی است. بنده میگویم تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی». ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
دست به ماشه در تنگه هرمز

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و چهلمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید محمد همتی، او مدافع امینت بود که در فتنه آمریکایی اخیر در روز تولد فرزندش، به دست آشوبگران مسلح سوزانده شد و به شهادت رسید و نوزاد یک روزه خود را ندید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل
سرمقاله
دست به ماشه در تنگه هرمز
امروز رزمایش ترکیبی، گرم و هدفمند «کنترل هوشمند تنگه هرمز» با محوریت نیروی دریایی سپاه پاسداران و تحت اشراف، کنترل و پایش میدانی فرماندهی کل سپاه پاسداران، سرلشکر پاکپور در منطقه راهبردی تنگه هرمز آغاز شد.
بررسی آمادگی یگانهای عملیاتی نیروی دریایی سپاه پاسداران، مرور برنامههای تأمینی و سناریوهای اقدام نظامی متقابل سپاه پاسداران در مواجهه با تهدیدات امنیتی و نظامی احتمالی در منطقه تنگه هرمز و بهرهگیری هوشمند از مزایای ژئوپلیتیک ایران در خلیج فارس و دریای عمان از مهمترین اهداف این رزمایش است.
اگر چه منطقه خلیج فارس و دریای عمان سالانه شاهد برگزاری رزمایشهایی از سوی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است، اما رزمایش اخیر از چند منظر قابل تأمل بوده و اهمیتی مضاعف مییابد.
این رزمایش در حالی برگزار میشود که آمریکا تجهیزات مختلفی را بهخصوص در حوزه دریایی راهی منطقه کرده و با لفاظیها و تهدیدات متعدد و پیدرپی درصدد ارعاب و شکست عزم جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از منافع ملی خود است.
قابلیتهای ژئوپلیتیکی خلیج فارسی مانند برخورداری ایران از جزایر متعدد و استراتژیک -همچون جزایر سهگانه تنب بزرگ و کوچک و بوموسی- و تنگه هرمز بخشی از امکانهایی است که فرصتهای مختلفی را برای ایران در حوزه تدافعی و تهاجمی فراهم میکند.
باید به این نکته توجه داشت که در صورت اشتباه محاسباتی کاخ سفید و حرکت به سوی گزینه نظامی، همانطور که پیش از این نیز در بالاترین سطح و توسط فرمانده کل قوا هشدار داده شده، این حماقت ماشه بروز یک جنگ منطقهای و تمامعیار را خواهد چکاند و در چنین وضعیتی جبهه جنوب از اهمیتی بالا برخوردار است.
پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای جنوبی خلیج فارس و اهداف متحرک دریایی از جمله گزینههای اصلی و جدی در این نبرد خواهند بود و اینجاست که منطقه خلیج فارس و دریای عمان، نقشی کلیدی پیدا میکنند.
جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۱۲روزه صرفاً از توان خود در حوزه هوا-فضا استفاده کرد اما در درگیری احتمالی آینده، نیروی دریایی و جبهه آبی نیز در یک جنگ منطقهای به احتمال زیاد وارد معادله درگیری خواهند شد و فضای جدیدی ایجاد میشود.
نکته دیگر آنکه یکی از سناریوهای مطرح از لشکرکشی جدید آمریکا در منطقه، ایجاد مزاحمت برای تجارت دریایی ایران است. جمهوری اسلامی پیش از این نیز نشان داده است که در برابر چنین شرارتهایی نه منفعل است و نه دستبسته. یکی از پیامهای این رزمایش، قاطعیت و جدیت ایران در حفاظت از منافع خود در این حوزه است. قاطعیتی که میتواند خود را هم در حوزه بازدارندگی و حفاظت و هم در حوزه اقدام متقابل در برابر شرارتهای احتمالی نشان دهد.
و بالاخره باید به این موضوع نیز اشاره کرد که این رزمایش در روزی آغاز شد که قرار است فردا دیپلماتهای کشورمان در ژنو با طرف آمریکایی دور دوم مذاکرات را داشته باشند. این رزمایش در چنین موقعیتی حاوی این پیام صریح است که جمهوری اسلامی ایران همچنان که راه دیپلماسی را نبسته اما به موازات آن، برای تأمین امنیت و منافع خود، هوشیار و دست به ماشه است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
یأس و خشم، پشت نقاب تهدید

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید عبدالله محمددوست، او روحانی مردمی و فعال منطقه ۵ تهران بود که در فتنه آمریکایی اخیر برای گفتوگو با اغتشاشگران به میان جمعیت رفت و توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و نه
سرمقاله
یأس و خشم، پشت نقاب تهدید
اظهارات اخیر رئیسجمهور ایالات متحده درباره موضوع براندازی جمهوری اسلامی در فرایند تاریخی رؤسای جمهوری آمریکا نسبت به ایران جدید نیست. این ادبیات تهدید وجه مشترک همه رؤسای جمهوری قبلی آمریکا بوده هرچند در فرم و عبارت تفاوتهای ظاهری با هم دارند. با این حال تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ در وضعیت پسا فتنه اخیر هم واجد برخی معانی است که مرور آنها خالی از لطف نیست.
نخست آنکه این مواضع در ادامه مواضع بالا و پایین و شلکن و سفتکن همین شخص است. مهمترین ویژگی این راهبرد نگه داشتن سایه تهدید است تا شاید کارگر افتد و منجر به تغییر محاسبات در طرف ایرانی شود.
ایران مصمم است به دفاع از منافع خود. ایران یقین دارد که کوتاه آمدن در برابر دشمن صهیونی آمریکایی نه تنها خطر برخورد و سایه جنگ را کوتاه نمیکند بلکه باز شدن باب یک چرخه بیانتها از تهدید و فشار و درخواست است که هیچ نقطه پایانی ندارد. مسیری که هزینهاش صدها برابر بیشتر از مقاومت در برابر خوی تجاوز و توسعهطلبی دشمن است. بر مبنای همین منطق هم ایران سفت ایستاده و برای پاسخ به حماقت احتمالی دشمن صهیونی آمریکایی هم تدارک سنگینی دیده است که مسئولان امر به گوشههایی از برنامه دفاعی ایران اشاراتی داشتهاند.
در این وضعیت شکستن اراده مصمم و گارد دفاعی ایران به هدف اصلی دشمن تبدیل شده است. دستاویز قرار دادن آشوبهای تروریستی برای تحریک جو عمومی داخل ایران و راهاندازی جنگ داخلی، وعدههای یک در میان که با مذاکره و پذیرفتن شروط تحمیلی آمریکا سایه جنگ کوتاه خواهد شد و در نهایت هم لفاظیهای اخیر درباره براندازی جمهوری اسلامی و بسیج امکانات نظامی برای سنگینتر کردن سایه تهدید همه و همه در راستای دامن زدن به رعب و ایجاد تردید در عزم مصمم ایران برای دفاع از خویش انجام میگیرد. رعب و تردیدی که منجر به تغییر محاسبات و نظام تصمیمگیری در تهران شود.
نفس تغییر رفتارهای رئیس کاخ سفید نشانههای دیگری هم دارد. شخصیتی که در مقام ریاستجمهوری ایالات متحده آمریکا چند ماه قبل مشغول تهدید نظامی بود و بعد وعده در باغ سبز مذاکره را میداد و در نهایت هم با شروع آشوبهای تروریستی مسلحانه اخیر به تحریک افکار عمومی داخلی روی آورده بود تا به زعم خود شعله یک جنگ داخلی را در ایران روشن کند حالا دوباره به خانه اول و تهدید سخت بازگشته است.
این بازگشت آن هم بعد از ناکام ماندن پروژه آشوب، نشانه ناامیدی او از ایجاد جبهه داخلی در داخل ایران علیه جمهوری اسلامی است. این امید ولو به قدر کورسویی اگر در ذهن و روان او باقی مانده بود به این تغییر منجر نمیشد.
ناامیدی از شوراندن ایرانیان علیه کشور خود است که باعث شده او دوباره نقاب از چهره برگیرد و به لفاظیهای سخت و بازگشت به همان خانهای روی بیاورد که چند ماه قبل در آن بود. مأیوس شدن از انداختن شعله تفرقه و فتنه به دامن جمهوری اسلامی است که باعث شده رئیسجمهور آمریکا به ذات اصلی و سابق خود بازگردد و دوباره مشغول خط و نشان کشیدن علیه ایران شود.
این نومیدی و یأس و عصبانیت است که خمیرمایه موضع اخیر ترامپ را تشکیل داده تا تاکتیک عوض کند. رویداد بزرگ و میلیونی ۲۲ دی و ۲۲ بهمن کار خود را کرده و پیام خود به مخاطب اصلی و هدف منتقل کرده است. ملّت ایران دوباره از این آزمون هم سربلند بیرون آمد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
دشمنی باامریکاتا عمق روستا

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید ابوالفضل طغیانی، او طلبه حوزه علمیه قم بود که در فتنه آمریکایی اخیر هنگام دفاع از مسجد در زرینشهر اصفهان توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و هشت
سرمقاله
دشمنی تا عمق روستا
آمریکا در بیش از ۴ دههی اخیر تمام روشها را برای وادار کردن ایران به عقبنشینی و تسلیم به کار گرفته است اما نتیجهی این راهبردها برخلاف پیشبینی واشنگتن بوده است.
اظهارات اخیر نانسی پلوسی رئیس اسبق مجلس نمایندگان آمریکا هم اعتراف به شکست سیاستها و فشارهای آمریکا علیه ایران است و هم از ماهیت واقعی سیاست تحریمی واشنگتن پرده برمیدارد.
پلوسی صراحتاً اعلام کرده که میتوان بدون توسل به نیروی نظامی و از طریق فلج کردن اقتصاد به هدف سیاسی در ایران رسید و حتی تأکید کرده فشار اقتصادی باید بهگونهای باشد که اقشار روستایی و گروههای سنتی نیز آن را احساس کنند.
قبل از هر چیز باید گفت این سخن، یک اعتراف بزرگ و ناخواسته در دل خود دارد؛ ریشه های محبوبیت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران تا روستاهای کوچک و دورافتاده کشور نیز ادامه دارد. روستائیانی که اغلب صدا و جایی در رسانهها ندارند اما به وقتش و آنجا که لازم باشد، برای دفاع از کشور و انقلاب به میدان میآیند و نقشی قابل توجه در معادلات دارند. از این منظر، کینه دشمن از این قشر عجیب نیست.
اما همین چند جمله برای فهم ماهیت سیاست تحریمها نیز کافی است. مسئله فقط اختلاف سیاسی یا چانهزنی دیپلماتیک نیست. بحث بر سر یک راهبرد کلان است که اقتصاد را به میدان جنگ و حمله به معیشت مردم عادی را به ابزار فشار تبدیل میکند. در اینجا نکتهی بسیار مهمی وجود دارد و آن اینکه، وقتی از ادامه و تشدید فشار اقتصادی سخن گفته میشود یک واقعیت ضمنی نیز در آن نهفته است: سیاستهای پیشین به هدف اعلامی خود نرسیدهاند. سالها تحریم گسترده نفتی، بانکی و مالی علیه ایران اعمال شد، محدودیتهای بیسابقهای بر مبادلات ارزی و دسترسی ایران به نظام مالی جهانی تحمیل گردید اما هنوز سخن از فلج کردن بیشتر به میان میآید. اگر آنچه اجرا شده موفق بود نیازی به طرح دوباره این راهبرد نبود.
این اعتراف مقام ارشد آمریکایی در عین حال پرده از یک تناقض آشکار برمیدارد. سالهاست مقامات آمریکایی مدعی هستند تحریمها «هوشمند» است و مردم ایران هدف تحریمها نیستند. اما وقتی در همان چارچوب تأکید میشود که فشار باید به روستاها نیز برسد کذب بودن این ادعاها اثبات میشود.
در چنین شرایطی مفهوم «تروریسم اقتصادی» مطرح میشود. اگر هدفگذاری آگاهانه بر معیشت مردم برای وادار کردن آنها به تغییر سیاسی باشد این دیگر ابزار دیپلماتیک نیست، تحمیل رنج اجتماعی برای تحقق مقاصد سیاسی استکباری است. از منظری تفاوتی نمیکند این فشار از مسیر بمب و موشک اعمال شود یا از مسیر انسداد مالی و تحریم بانکی؛ آنچه تعیینکننده است، هدف قرار گرفتن زندگی مردم عادی است.
نکته مهم دیگر ماهیت فراحزبی این رویکرد در سیاست آمریکاست. در فضای داخلی آمریکا، رقابت میان دو حزب اصلی گاه به شدیدترین سطح خود میرسد اما در قبال ایران، همگرایی معناداری وجود دارد. تفاوتها بیشتر در لحن و تاکتیک است. یک دولت با عنوان «فشار حداکثری» عمل میکند و دیگری با ادبیات دیپلماتیکتر همان ابزارها را حفظ یا بازتنظیم میکند اما منطق بنیادین تغییر نمیکند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این مسیر علاوهبر هزینههای انسانی و اجتماعی، الزاماً به نتیجه مطلوب طراحان آن نیز منتهی نمیشود. اقتصاد ایران تحت شدیدترین محدودیتها قرار گرفت، اما پیشبینیهای مکرر درباره فروپاشی قریبالوقوع محقق نشد. همین تداوم فشار و سخن گفتن از تشدید آن، خود گواهی بر ناکامی در دستیابی به هدف است.
در نهایت پرسش اساسی درباره تناقضات این راهبرد است. آیا میتوان با هدف قرار دادن معیشت مردم عادی مدعی حمایت از همان مردم بود؟ آیا فشار بر روستاییان، کارگران و اقشار کمدرآمد میتواند عنوان «دفاع از حقوق بشر» بگیرد؟ آیا طراحان این جنگ و عاملان این جنایت گمان میکنند مردم ایران از ساکنان کلان شهرها گرفته تا اهالی روستا، متوجه این تناقضات کلیدی نیستند؟ شاید هم میدانند و این جنایتها را به مثابه تنبیهی در برابر استقلالخواهی و باج ندادن این ملت فهیم میبینند!
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
نگهبان این «شعله الهی» باشید

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سید علی خشوعی، از نیروهای یگان ویژه اصفهان، که در فتنه آمریکایی اخیر، پیکر او و سه تن از همراهانش توسط آشوبگران مسلح در آتش سوخت و به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و هفت
سرمقاله
نگهبان این «شعله الهی» باشید
بیست و سوم بهمن ۱۳۵۷، یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمهالله پیامی خطاب به مردم صادر کردند. پیامی که در آن یک توصیه و مطالبه بر هر چیز مقدم بود و از همه پررنگتر؛ «من از ملّت شریف و مبارز ایران تشکر میکنم. من از این وحدت کلمهای که بین اقشار ملّت بهوجود آمده است سپاسگزاری میکنم … از این به بعد توجه به بسیاری از امور لازم است که عمده آن توجه به حفظ وحدت کلمه است. ما در بین مبارزه هستیم و باز محتاج به وحدت کلمه هستیم؛ باز باید همه اقشار با هم برادروار و در کنار هم آماده باشند برای مبارزه و جلوگیری از تشتّتات و اختلافات. اگر خدای ناخواسته اختلافات پیدا شوند، معلوم نیست که ما به پیروزی نهایی برسیم. من به همه ملّت توصیه میکنم که به همین نحو که تاکنون به وحدت کلمه خودشان ادامه دادهاند از این به بعد هم ادامه دهند. همینطور که حسّ انسانیت و ملّیّت و اسلامیّت در آنها بیدار شده، آن را بیدارتر نگه دارند و نگذارند این شعله الهی خاموش شود.»
حضرت آیتالله خامنهای نیز امسال و یک روز پس از راهپیمایی تاریخی و با شکوه ۲۲ بهمن، در پیامی تلویزیونی ضمن تشکر از ملّت عزیز ایران و نثار درود بر یکایک آنان، همان حرف و مطالبه فردای پیروزی انقلاب را تکرار کردند؛ «سعی بشود که اتّصال و انسجام ملّی را حفظ کنیم؛ همهی ما سعی کنیم. این انسجام ملّی خیلی قیمت دارد، خیلی باارزش است.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۳
اما چرا این نسخه از سال ۵۷ تا امروز که ۴۷ سال گذشته است همچنان کارکرد و اهمیت دارد؟
نخست آنکه دشمنی دشمنان با ایران و مردم ایران نه تنها پایان نیافته، بلکه روز به روز بر شدت و پیچیدگی آن افزوده شده است. در سالهای نخست انقلاب، دشمن با نهالی نوپا مواجه بود که گمان میکرد میتواند با ترفندهایی آن را مانند حکومت فاسد پهلوی تحت سلطه خود درآورد. وقتی هم که از این رؤیا کم و بیش ناامید شد، باز خیال میکرد میتوان این نظام نوپا را با چند ترور و مقداری شرارت و آتشافروزی کلهپا کرد. این تیرها که به سنگ خورد، سراغ کودتا و حتی جنگ رفتند و آنجا هم سرشان به سنگ خورد. هرچه ایران پیش رفت و مقتدرتر از پیش شد، بر حجم عصبانیت دشمنانش هم افزوده شد و توطئهها رنگارنگتر شد.
دشمن اگرچه ملّت ایران را نشناخته است، اما با همه بلاهتش یک چیزهایی را هم فهمیده است، از جمله اینکه برای رسیدن به اهداف خود باید مردم را هدف بگیرد. در طول این پنج دهه، همیشه این مردم بودهاند که با حضور بهموقع و نمایش انسجام و اتّحاد خود، توطئههای بزرگ و خطیر را خنثی کردهاند. پس برای شکست ایران باید مردم را هدف قرار داد.
آنها سفره مردم را با راه انداختن شدیدترین جنگ اقتصادی هدف قرار دادند و ذهن و روانشان را با راهاندازی بزرگترین کمپین عملیات روانی و رسانهای. هدف هم چیزی نیست جز عاصی و ناامید کردن مردم و تغییر افکار و محاسبات آنها، تا در نهایت زنجیر اتّحاد و انسجام ملّی از هم بگسلد و دیگر نیرویی در برابر توطئههای آنها در میدان نباشد.
مردم در ۲۲ بهمن امسال با حضوری حماسی از پایتخت گرفته تا روستاهای دورافتاده، نشان دادند که صلاح مملکت خویش را خوب میدانند و بر عهد خود برای حمایت از آرمانها و وطنشان همچنان پایبندند. خواص و مسئولین در برابر این ملّت شریف وظیفهای سنگین بر دوش دارند و باید قدردان یکایک آنان باشند و اگر حتی از جان برای حفظ و تحکیم این وحدت مایه بگذارند، بایسته است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ستون فقرات قدرت ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و ششمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید میلاد میداودی، ۱۹ساله و طلبه حوزه علمیه، که در فتنه آمریکایی اخیر در اثر اصابت مستقیم گلوله، توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و شش
سرمقاله
ستون فقرات قدرت ایران
پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی در تقدیر و تشکر از حضور ملّی مردم ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن را بایستی تداوم همان منطق همیشگی ایشان دانست؛ منطقی که البته در پیام قبلی و دعوت مردم به حضور در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن نیز مشهود بود. اینکه قدرت اصلی ایران، مردم ایراناند. اینکه قدرت یک کشور و جامعه بیش از آنکه به موشک و هواپیما و سایر ابزارهای سخت قدرت مرتبط باشد، به اراده و ایستادگی ملّتها مرتبط است. اگر این اراده و ایستادگی نباشد، از ابزار سخت قدرت نیز کاری ساخته نیست. اراده انسانی است که در ابزار فیزیکی دمیده میشود و قدرت سخت را نیز به حرکت درمیآورد.
حضرت آیتالله خامنهای در پیام تلویزیونی، ضمن سپاسگزاری از حرکت عظیم مردم ایران، آن را اقدامی با قیمت، ارزشمند و نمایش دوباره قدرت و پشتیبانی ملّی از کشور توصیف کردند. قدرت و ارادهای که به تعبیر ایشان باعث مأیوس شدن دشمن و اختلال در برنامههای ضدانسانی و ضدایرانی آنها میشود. این نمایش قدرت نرم مردمی و ملّی نهتنها مایه همبستگی و انسجام بیشتر خواهد شد، بلکه در برابر دشمن خارجی نیز یک صف واحد را به نمایش کشید. یک صف واحد و یک بنیان مرصوص که دستگاه محاسباتی دشمنِ به طمعافتاده را نیز تغییر خواهد داد. صفی واحد که ملّت ایران در آن هویت و شخصیت ملّی و مستقل خویش را به رخ دیگران کشید.
قوت و قدرت جاری در تجمعات و گردهماییهای اجتماعی انسان، صرفاً مجموع ریاضی توان انسانهای حاضر در آن رویداد نیست، بلکه چیزی بیش از آن است. از این جهت، چنین گردهماییهایی نهتنها قدرت را به رخ دشمن بیرونی میکشد، بلکه در افزایش قوای درونی یک ملّت نیز در حکم یک تسهیلگر عمل میکند و توان و توشه آن ملّت را بهصورت تصاعدی افزایش میدهد.
این رویدادها را میتوان نقطه جوشش و فوران دوباره قدرت ملّی توصیف کرد. این فوران قدرت ملّی است که راه را بر ورود و طمع بیگانه میبندد. این فوران قدرت ملّی است که اجنبی را مجبور به حسابوکتاب هزینههایی میکند که در صورت دستدرازی، باید از جیب و حتی آبرو و شرف خودش بپردازد.
این فوران قدرت ملّی است که اثبات میکند دفاع از استقلال کشور و ملّتی با مختصات ایران، محدود به قوای نظامی و انتظامی نخواهد بود، بلکه هر ایرانی یک سنگر دفاع از استقلال است. قدرت دفاعی ایران و دفاع از استقلال ایران، همه ایرانیانی هستند که در یکی از حساسترین دورههای تاریخ ایران معاصر -بهخصوص پس از تجربه جنگ با دشمن خارجی و دفع فتنه عمال داخلی همان دشمنان خارجی- نهتنها نفس کم نیاورده، نترسیده و معرکه را رها نکردهاند، بلکه با غیرت و انگیزه بیشتر پای دفاع از شرافت و استقلالشان ایستادهاند.
خروجی این وضعیت اگر افزایش تصاعدی قدرت ملّی نیست، پس چیست؟! خروجی این وضعیت اگر چنگ انداختن بر ذهن بیمار و متوهم بدخواهان ایران و بههم ریختن نقشههای آنها و به حسابوکتاب مجدد وادار کردنشان نیست، پس چیست؟!
این قدرت ملّی است که میتواند پشتوانه دفاع از کشور شود و دست مدافعان ایران را در دفاع از منافع ملّی کشور پر کند. حالا در این منطق، عمق تشکر و سپاسگزاری رهبر انقلاب از مردم نیز بیشتر مشخص میشود: «من از همهی ملّت ایران تشکّر میکنم و درود فراوان خودم را بر یکایک آن کسانی که دیروز در این اجتماع عظیم میلیونی کشوری حضور داشتند، تقدیم میکنم.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۳
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
این ملت وفادار

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید علیاکبر حسینزاده، دادستان شهرستان اسفراین، که در فتنه آمریکایی اخیر هنگام حضور در خط مقدم دفاع از امنیت عمومی، توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و پنج
سرمقاله
این ملّت وفادار
تصاویر، خیرهکننده است و تماشایی؛ مردم ایران امروز حماسهای دیگر آفریدند. درحالیکه دشمنان در چند هفتهی اخیر چشم خود را به روی راهپیمایی عظیم و باشکوه ۲۲ دی بسته و تبلیغات پوچ خود درباره ملّت ایران را تکرار میکردند، امروز مردم در سراسر کشور و در چهلوهفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، خیابانها را مملو از حضوری شورانگیز و تاریخی کردند.
جمعیت در تهران و همهی استانها نسبت به سالهای قبل، افزایشی ملموس و چشمگیر داشت. گزارشها حاکی است حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، در دیگر شهرها و استانهای کشور نسبت به قبل بیشتر بوده است.
این حضور خروشان که شور و شعور در آن موج میزد گویای این واقعیت است که مردم انقلاب را از آنِ خود میدانند؛ با گذشت ۴۷ سال از پیروزی آن، همچنان با آرمانهایش پیوند دارند. افزایش قابل توجه حضور مردم در جشن پیروزی انقلاب یک دلیل روشن داشت؛ آمریکا زبان به تهدید گشوده و ناوهای جنگی خود را راهی منطقه کرده است تا با تهدید و ارعاب، ایران را وادار به تسلیم کند. ملّت ایران امروز نشان دادند، هراسی از تهدیدها و لفاظیهای دشمن ندارند و میدان را همچون گذشته خالی نمیکنند.
امروز این مردمِ «بااراده، ثابتقدم، قدردان، و آگاه از مصالح و مفاسد خود»، به دشمنان ایران پیامی قاطع دادند و گامی بزرگ در راستای مأیوس کردن آنان برداشتند.
همان مردمی که سالهاست تحت شدیدترین محاصره و جنگ اقتصادی دشمن قرار دارند و با آنکه از وضعیت معیشت خود، بهحق گله دارند اما خوب میدانند که دشمن برای بلعیدن این آبوخاک چنگودندان تیز کرده و در برابر این مستکبران طماع، باید بازدارندگی ایجاد کرد و بازدارندگی صرفاً با توان دفاعی محقق نمیشود.
در کشوری همچون ایران که مردم رکن اصلی اقتدار هستند، حضور آنان در چنین صحنههایی از مهمترین و اصلیترین اهرمهای بازدارندگی است.
رهبر انقلاب در پیام دو روز پیش خود خطاب به ملّت ایران فرمودند: «امیدواریم انشاءالله این بیستودوّم بهمن هم مثل همهی بیستودوّم بهمنهای سالهای گذشته شکوه ملّت ایران را مضاعف کند، افزون کند؛ و ملّتهای دیگر را، دولتها و قدرتها و دیگران را در مقابل ملّت ایران وادار به خضوع و خشوع بکند؛ که انشاءالله همینجور هم خواهد شد»، چنین شد و ملّت به این فراخوان ملی، لبیکی پرشور گفتند و برگ زرّین دیگری در کارنامهی خود و این کشور ثبت کردند.
دستمریزاد به این ملّت سرفراز و درود بر این مردم وفادار که بیستودوم بهمن ۱۴۰۴ خورشیدی را به «مظهر ایستادگی» مبدل کردند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ایران تولدت مبارک

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و چهارمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید جواد هارونی، متولد سال ۱۳۸۶ و طلبه پایه ۴ حوزه علمیه، که در فتنه آمریکایی اخیر توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و چهار
سرمقاله
ایران تولّدت مبارک
فردا چهلوهفتمین سالروز تولد دوباره ایران است. ایرانی که تا پیش از بهمن ۱۳۵۷ گرفتار و اسیر دو چنگال بود؛ از سویی چنگال استبداد داخلی و از سوی دیگر چنگال استکبار اجنبی. پهلوی چارهی دیگری هم جز این نداشت. پدر را انگلیسیها با کودتا بر سر کار آورده بودند و سال ۱۳۲۰ وقتی منافع خود را در تعویض دیدند، برش داشتند و پسر خامش را بر تخت نشاندند. به راحتی تعویض دو مهره در صفحه شطرنج.
تابستان سال ۳۲ هم که فرار کرده بود باز سراغ کودتا رفتند و مهره فراری را بر صدر صفحه ایران نشاندند. حالا دیگر بیش از پیش، هر چه داشت را مدیون اجنبی بود. آمریکاییها تصمیم میگرفتند و پهلوی اجرا میکرد. چنان سرمست قدرت بود که در خواب هم نمیدید روزی پایههای سلطنتش بلرزد و بریزد.
آن که این زلزله را پدید آورد، پیری دور از وطن و در تبعید بود که جز سخنرانی و اعلامیه ابزار دیگری برای رویارویی با آن دستگاه مخوف و مرگبار نداشت. اما کلماتش که برخاسته از دلی مطمئن و روحی الهی بود جانها را بیدار میکرد و گامها را به حرکت درمیآورد. مردم آرام آرام بیدار شدند و چون قطرهها به هم پیوستند و دریایی خروشان ساختند. حالا دیگر سیّد روحالله خمینی رحمهالله، امام شده بود و این سیل سر ایستادن نداشت.
پرچمی که حضرت امام رحمهالله به پشتوانه ملّت برافراشته بود، رفیعتر از هماوردی با رژیمی فاسد و وابسته بود. انقلاب اسلامی پنجه در پنجه مستکبران عالم افکنده بود و از همین رو شعارش این بود؛ نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی.
دشمنی با ایران جدید از همان روز اول آغاز شد و کمیت و کیفیت توطئهها و دشمنیها با آن در این ۴۷ سال چنان است که اگر لیست شود، طوماری عجیب و غریب خواهد شد که هر چیزی در آن یافت میشود؛ از جنگ و کودتا گرفته تا ترور و محاصره و جنگ اقتصادی و تهاجم فرهنگی و هر آنچه از دستشان برمیآمده است.
ملّت ایران بر تمام اینها فائق آمد. همان ملّتی که رهبر انقلاب در پیام دیروز خودشان برای آنان چند صفت دقیق بیان فرمودند؛ «باانگیزه، بااراده، ثابتقدم، قدردان، و آگاه از مصالح و مفاسد خود».
چنین ملّتی فردا نیز همچون یک ماه پیش، دل دوستان ایران را قرص و خواب دشمنان را آشفته میسازند.
اگر دشمن ناوگان عظیمی از تهدید و خباثت را به سوی ایران روانه کرده است تا به خیال خود این ملّت را مرعوب و وادار به تسلیم کند، فردا ملّت بزرگ ایران، سیلی خروشان از گامهای استوار و مشتهای گره کرده را روانه خیابانها میکند. خواهیم دید چه میشود.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
قیام ملّی علیه طمع اجنبی

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید علیرضا حقیقی، او از جهادگران فعال شهر شیراز بود که عمده فعالیتهای خدمترسانی او در عرصههای عمرانی، فرهنگی و اجتماعی بود. او در فتنه آمریکایی اخیر توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و سه
سرمقاله
قیام ملّی علیه طمع اجنبی
گلوی طمع دشمن را باید بُرید! پیام تلویزیونی روز دوشنبه رهبر انقلاب اگر چند محور مهم داشته باشد حتماً یکی از مهمترین آنها همین است. اینکه دشمن در تمام سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران طمع داشته است و رویای بازگشت به ایرانِ پیشا انقلاب اسلامی را در سر میپروراند.
جمهوری اسلامی عینیتِ بیرونی نهضت بیداری اسلامی ایرانیان است. طرحی که به نام انقلاب اسلامی شناخته میشود. انقلاب و نهضتی که برآمده از جهانبینی توحیدی و اسلامی بود و هست. از این جهت ایران نه فقط یک خاک یا جغرافیا بلکه مهدِ انقلاب اسلامی و طرح بیداری اسلامی ایرانیان است. ایرانی که با انقلاب اسلامی از زیر خاکستر دو قرن، تحقیر و ذلت برخاست و بر دهان اجنبی کوفت. اصلا نقطه شروع نهضت از ابتدای دهه ۴۰ شمسی به رهبری امام خمینی رحمهاللهعلیه هم اعتراض به دخالت بیگانه بود و اینکه چرا غریبه این همه در این کشور دست و بالش باز است.
از این جهت نطفه انقلاب اسلامی بیگانهستیزی، دست رد به اجنبی و تأکید بر استقلال کشور است. خصوصیتی که البته در تمام طول این سالها پررنگترین شاخصه رفتارهای جمهوری اسلامی در امور داخلی و خارجی هم بوده است.
دشمن هنوز چشم طمع دارد. هنوز رؤیای بازگشت و سیطره بر چهارگوشه ایران و منابع و ظرفیتهایش را در سر دارد. از این جهت تأکید رهبر انقلاب در پیام تلویزیونی خود تنها پاسخ به دفع تهدیدهای اخیر نیست و اشاره به هویت اصلی انقلاب اسلامی است و اینکه باید در جهت حفظ این گوهر تابناک، بند ناف این طمع را برید و بر دهان آن کوبید. این بخش بیش از آنکه صرفاً پاسخ به تهدید دشمن باشد پر رنگ کردن دوباره مرز هویتی با بیگانگانی است که در کمین استقلال ایران نشستهاند.
نکته مهم دیگر آنکه نقطه اتکای ایشان در این مورد اتکا به عقبه و سرمایه اجتماعی و ملّی مردم ایران است. از این زاویه قدرت اصلی بیداری اسلامی ملّت ایران که در حاکمیت جمهوری اسلامی عینیت پیدا کرده بیش از آنکه به ابزارها و قدرت سخت وابسته باشد به اراده و ایستادگی ملّی وابسته است.
قدرتی هم اگر در بخشهای سخت هست بُرونداد و سرریز اراده ملّی و ایستادگی مردم است. منبع و منشاء اصلی مفهوم قدرت مردمند. همان منبعی که امام خمینی رحمهاللهعلیه هم طرح استقلالطلبی و بیگانهستیزی ملّی را بر مبنای آن پیش بردند و انقلاب اسلامی را به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رساندند. سرچشمه اصلی بازدارندگی در برابر دشمن اجنبیِ طماع دقیقاً همینجاست. بازدارندگی از اینجاست که میجوشد و در دیگر ساز و کارهای بازدارندگیساز جاری میشود.
حالا و در آستانه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ شمسی و پس از ناکام شدن طرح تهاجم نظامی خارجی و فتنهای که به قصد براندازی طراحی شده بود رهبر انقلاب برای به رخ کشیدن قدرت کشور به دشمن اجنبی، به سراغ سرچشمه اصلی آمدهاند. مردم را دعوت کردهاند تا با بعثت دوباره خویش در خیابانهای سراسر کشور، قدرتشان را به رخ بیگانه بکشند. همان قدرتی که یک ماه قبل هم در ۲۲ دی آبی شد بر خاکستر فتنه و طرح آشوب و تروریسم و جنگ داخلی را در هم پیچید و به زبالهدان سپرد. ایدهای که انقلاب اسلامی همیشه با اتکا به آن از مسیرها و گردنههای دشوار تاریخ گذشته و قدرت خود را به رخ دشمن کشیده. سرسلسله این جریان امام رحمهاللهعلیه بود که ثابت کرد میشود به مردمی موحد و شریف تکیه کرد و با اتکا به این قدرت که متصل به قدرت لایتناهی الهی است به مصاف طاغوتهای زمان رفت، از دستگاه جبار پهلوی گرفته تا ابرقدرتهای عالم.
دستگاههای رسانهای و تبلیغاتی و تریبونداران و نخبگان هم در این میان وظیفه و مأموریتی بزرگ به عهده دارند. این موج خروشان و بیانتهای مردمی باید به هنرمندانهترین شکل روایت و بازنمایی شود تا پیام اصلی این قدرت به مانند همه دورههای گذشته تاریخ انقلاب به مخاطبان هدف برسد. مخاطبان هدف همان طماعانیاند که هنوز طمع سلطه بر ایران بزرگ و عزیز را در سر میپرورانند. این موج قدرتمند مقاومت ملّی اما دوباره بند ناف این طمع را بریده و کورسوی امیدشان را کور خواهد کرد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
اسم رمز؛ خون

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید مزدک جلیلیان، او از بسیجیان تهران بود که در فتنه آمریکایی اخیر در یکی از خیابانهای سعادتآباد تهران توسط آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و دو
سرمقاله
اسم رمز؛ خون
یک تیر و دو نشان. پروژه کشتهسازی در اعتراضات اخیر را میتوان طرحی دانست که قرار بود همزمان دو هدف را دنبال کند: «ایجاد یک نقطه افتراق و گسل در داخل ایران و همزمان با آن ایجاد مشروعیت برای مداخله نیروی خارجی.» شکستن مقاومت ایران در معرکه فعلی نیازمند دو کار همزمان بود. نخست آنکه باید در جبهه داخلی گسست ایجاد شود. نقطه اتکای برخورد نظامی و امنیتی ایران با طرحهای مداخلهجویانه خارجی ایستادن روی زمین سفت انسجام ملّی بوده است. اتفاقی که در جنگ ۱۲روزه دشمن صهیونی و آمریکایی علیه ایران امتحان خود را به خوبی پس داد. پشتوانه قدرت نیروهای مسلح کشور، ایستادن روی زمینِ سفت اتحاد مقدس ایرانیان بود.
سمت دیگر ماجرا گسترش دامنه مداخله خارجی برای شکستن حصار ایرانیان بود. گسترش دامنه مداخله نیاز به مشروعیت در سطح جهانی داشت. اقدام نظامی علیه یک کشور و دولت و ملت نیازمند استدلالی است که در ساحت تبلیغاتی و رسانهای بهانه حداقلی را برای اقدام فراهم آورد تا یک همراهی ولو حداقلی خارجی و بینالمللی را ایجاد کند. جنگ ۱۲روزه نشان داد که با فشارهای نظامی در آن مختصات، ایران کوتاه آمدنی نیست. پس باید فشار را افزایش داد و افزایش فشار نیاز به یک همراهی حداقلی دارد تا بتواند حصار ایران را بشکند. شکستن مقاومت ایران از مسیر عملیاتی شدن همزمان این دو طرح میگذشت. دو جبهه داخلی و خارجی علیه مقاومت ملّی همزمان باید فعال میشد.
در چنین میزانسنی است که پروژه کشتهسازی در فتنه و کودتای اخیر معنادار میشود. کشتهسازی از یک سو در جبهه داخلی باعث گسل و افتراق میان مردم و حاکمیت میشد. از دید برنامهریزان ضدامنیتی موساد و سیا، این طرح باعث بدبینی، کینه و نفرت جامعه ایرانی به دولت و حاکمیت شده و در پشت جبهه یک شکاف و یک منطقه درگیری جدید برای جمهوری اسلامی باز میکرد. مدیریت تنش در این منطقه دیگر به سادگی مدیریت تنش با دشمن خارجی نیست چرا که در این سو مردم ایران قرار میگرفتند. پیشران این جبهه داخلی هم هستههای تروریستی ضدامنیتی بودند که قرار بود با تحریک بخشی از بدنه اجتماعی معترضان و اغفالشدهها آنها را دستاویز طرحهایی مانند حمله به مراکز نظامی و انتظامی قرار دهند تا در ادامه بتوانند از تبعات و امواج بعدی این اقدام، بهرهبرداری لازم را بکنند.
از نگاه آنها این اتفاق علاوه بر آنکه شکاف جبهه داخلی را عمیقتر کرده و انسجام ملّی ایرانیان را متزلزل میکرد. همزمان یک خوراک تبلیغاتی مناسب برای دستگاه پروپاگاندا را فراهم میکرد. یک جریان تبلیغاتی و رسانهای قدرتمند که قرار بود با اعداد و ارقامی نجومی مدعی کشتارهای دهها هزار نفری شود. در ادامه هم در ساحت افکار عمومی دنیا، برخورد سخت با جمهوری اسلامی را موجه جلوه دهد. اینجاست که موج تبلیغاتی سنگین ضدایرانی رسانههای معاند فارسیزبان و غیرفارسیزبان که پیمانکار این بخش از پروژه بودند واجد معنا میشود. موج عددسازیها تا جایی پیش رفت که از جنگهای کلاسیک هم عبور کرد و مایه ریشخند و تمسخر را فراهم آورد. اتفاقی که با انتشار رسمی آمار از سوی جمهوری اسلامی عملاً از حیز انتفاع خارج شد.
نقطه اتکای تمام این طرح، پروژه کشتهسازی بود. کشتهسازی قرار بود هم اسم رمز جنگ داخلی شود و کاتالیزور تند و ملتهب شدن فضا شود و هم از سوی دیگر مشروعیت اقدام سخت از جبهه خارجی را فراهم آورد. جنینی که البته مرده به دنیا آمد. آن بخش از عقبه اجتماعی مردمی که معترض واقعی به شرایط اقتصادی بودند با بروز اولین نشانههای این طرح در ۱۸دی از معرکه خارج شدند تا مهره بازی ضدایرانی دشمن نشوند. از سوی دیگر مهار همهجانبه کودتا از سوی دستگاههای متولی، جنین ضدامنیتی ماجرا را مُرده به دنیا آورد. یکی از دلایل جهش یکباره سیاست رسانهای ماشین تبلیغاتی دشمن و در نوردیدن اعداد و ارقام نجومی و رسیدن به ایستگاه موجه جلوه دادن مداخله نظامی آنهم بدون مقدمهچینی پیشینی این مسأله بود که از یک سو عقبه اجتماعی از معرکه بیرون آمد و با جریان خشن تروریستی کف خیابان همراهی نکرد.
از سوی دیگر هم دستگاههای متولی امنیتی بعد از عدم همراهی مردمی با این جریان تروریستی توانستند کل ماجرا را مهار کنند. در ادامه موج میلیونی همراهی با جمهوری اسلامی آبی بود بر خاکستر فتنه که کل ماجرا را شست و با خود برد. دشمن قرار بود با کشتهسازی همزمان به دو هدف نائل شود. یک فتنه زمستانی دیگر گذشت و روسیاهیاش به چهره کسانی ماند که خائنانه یا غافلانه بخشی از طرح دشمن بودند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
جزیره شیطان تعطیل شده یا جابهجا؟

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سی و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید دکتر سیدحسن حسینی، رئیس قرارگاه جهاد تبیین ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران بود که در فتنه آمریکایی اخیر در مقابل مسجد الرسول(ص) میدان شهید طهرانیمقدم سعادت آباد به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی و یک
سرمقاله
جزیره شیطان تعطیل شده یا جابهجا؟
ماجرا شبیه فیلمهای سینمایی است؛ شاید هم کمی عجیب و غریبتر! مردی ثروتمند با جزیرهای خصوصی و چند جت اختصاصی که برای چند دهه به افراد خاص، خدمات خاص ارائه میداد؛ از رؤسای جمهور گرفته تا نخستوزیران، سران کنگره، دیپلماتها، شاهزادهها، اعضای خانوادههای سلطنتی، مولتی میلیاردرها، غولهای فناوری اطلاعات، برندگان جوایز نوبل، ستارگان موسیقی و سینما و ورزش، و خلاصه از هر طیف و طبقه خاصی. دستچینشدههای آنها مشتری این باشگاه مخفی بودند؛ باشگاهی برای کلهگندههای جهان که در آن، میزبان با شرمآورترین لذتهای حیوانی از مهمانان خود پذیرایی میکرد. میزبان کسی نبود جز «جفری اپستین»، نامی که این روزها بیش از هر نام دیگری رسانهها و افکار عمومی جهان را درگیر خود کرده است.
بهتازگی سه میلیون سند از این پرونده سیاه و تاریخی منتشر شده و هر روز نامها و رسواییهای جدیدی از دل آن بیرون میزند. چاه فاضلابی که هر چه در آن غور میکنند، گند و کثافت بیشتری نمایان میشود و در عین حال، سؤالها و ابهامات جدیتری را مطرح میکند.
این چاه در حال تکمیل تصویر واقعی شبکه قدرت-ثروت در آمریکاست؛ رذل، ریاکار، سرشار از مصونیت از مجازات، فاسد، رشوهخوار، اغواگر و شهوتران، همه بهطور همزمان.
علیرغم انتشار میلیونها سند، سؤالها بیشتر و جدّیتر از پاسخها هستند. برای نمونه؛ این شبکه فساد چگونه شکل گرفت؟ آیا خلاصه کردن ماجرا در یک نام -متعلق به فردی که به طرز بسیار مشکوکی و تنها چند هفته پس از دستگیری در زندان مُرد- سادهلوحانه نیست؟ چرا و چگونه علیرغم وجود شواهد جدی، جانیان این پرونده از پیگیری قضایی مصونیت یافتند؟ روابط اپستین و این پرونده با رژیم اسرائیل و بهطور مشخص موساد -متخصص در پهن کردن دامهای جنسی و بهرهبرداریهای امنیتی از افراد آلوده- چقدر عمیق و ساختاری است؟ چگونه در جوامع بهاصطلاح مدرن، رذیلتهای شرمآور عادیسازی شده و به سطح دعواهای سیاسی و حقوقی تنزّل مییابند؟ چگونه یک جامعه میتواند نخبگانی از این نوع را پرورش دهد و بر مسند و مصادر بنشاند؟
و شاید یکی از مهمترین سؤالها در این میان این باشد؛ آیا باید و میتوان مرگ اپستین و تعطیلی آن جزیره جهنمی را پایان کار و فعالیتهای مجرمانه و کثیف آن باند جهانی دانست؟ تلاش برای یافتن پاسخ این سؤال، از منظری مهمتر از سؤالهای پیشین است؛ چرا که آنها اغلب ناظر به گذشته بودند و این سؤال ناظر به اکنون و آینده است. البته یافتن پاسخ قاطع و مستند به هیچ عنوان کار سادهای نیست، اما میتوان جوانب ماجرا را بهنوعی سنجید.
آن جمع بیپروا در رذیلت، بر اساس تقاضا شکل گرفته بود و شبکه اپستین بر پایه این تقاضای تاریک، زنجیره عرضه کثیف را شکل داده و ارائه میکرد. با رسوایی پیشآمده، زنجیره سابق عرضه مختل شده است، اما تقاضا همچنان پابرجاست؛ چرا که مشتریان سابق هنوز وجود دارند و هیچ نشانهای از تغییر در آنها دیده نمیشود، احتمالا جز احتیاط بیشتر!
وقتی میتوان قدرتمندترین، ثروتمندترین و پرنفوذترین چهرههای آمریکا و اروپا و دو جین کشور دیگر را با برپایی مهمانیهای کثیف، حدأقل تحت تأثیر قرار داد -اگر نگوییم در مشت گرفت- چرا نباید اپستین دیگری همین حالا مشغول فعالیت باشد؟ چه چیزی میتواند مانع از بازسازی این شبکه فساد شود؟ چیزی که روی زمین زیاد است، جزیرههای خصوصی است!
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
بعثت ملت

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و سیامین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید سرهنگ دوم خسرو محمدی، او مدافع امنیت و از نیروهای انتظامی بود که در فتنه آمریکایی اخیر به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و سی
سرمقاله
بعثت ملّت
همان احمقهایی که سال ۸۸ خیال کرده بودند ایران گرجستان است، شاید حالا هم فکر میکردند ایران ونزوئلاست؛ غافل از اینکه اگر ایران و جمهوری اسلامی قرار بود لقمهای قابل بلعیدن باشد، ۴۷ سال به مسئله اول و چالش اصلی استکبار تبدیل نمیشد.
فتنه اخیر امتداد جنگ ترکیبی چندوجهی علیه ایران بود؛ ترکیبی از عملیات در ساحتهای روانی، رسانه، فضای مجازی و اقتصاد. از آغاز، سردستههای آموزشدیده و اوباش مسلح تلاش کردند ماجرا را به جنگ داخلی بدل کنند تا تلفات بگیرند و شکافی براندازانه ایجاد شود. اما حماسه ۲۲ دی نقطه چرخش شد. حضور میلیونی مردم در خیابانها کمر فتنه را شکست. این لحظه، لحظهای معمولی نبود؛ لحظه نمایش بازدارندگی ملّی بود. دشمنی که ماهها در آزمایشگاههای ضدامنیتی و اطلاعاتی طراحی کرده بودند، در دو حرکت نقشهشان خنثی شد: خشونت بالا و هتک حرمتها هویت طراحان را رسوا کرد و حماسه ۲۲ دی دلها را قرص کرد.
در جنگ ۱۲ روزه، اتحاد مقدس مردم جنگ را تمام کرد و اینبار بصیرت و حضور مردم مانع جنگ است. مردم تصمیم گرفتند صحنه را از دست اغتشاشگران پس بگیرند و در یک نیمروز، با به رخ کشیدن عظمتشان، فضا را آرام کردند تا ثابت کنند در جمهوری اسلامی، امنیت هم ــ مثل خیلی چیزهای دیگر ــ محصول همدلی و همبستگی ملّت است.
نیروهای مسئول وظیفه خود را انجام دادند، اما بدون ورود مردم، شعلهها خاموش نمیشد. در فتنههای دوران پس از جنگ تحمیلی، از سال ۷۸ و ۸۸ گرفته تا قضایای ۱۴۰۱ نیز همیشه چنین بوده است؛ این مردم بودهاند که به میدان آمده و کار را تمام کردهاند. این تجربههای ملّت، امروز به بخشی از استراتژی امنیت ملّی تبدیل شده است. حالا جمهوری اسلامی، نه فقط با ابزار قدرت سخت مثل موشک و پهپاد، بلکه با در صحنه بودن مردم متحد، قدرت بازدارندگی تولید میکند.
هر بار دشمن خواسته شکاف میان مردم و نظام شکل بدهد، آنچه رخ داده بالعکس بوده است. این بار هم مردم فهمیدند اغتشاش مسلحانه، مدل جدید جنگ نیابتی است. عامل بازدارندگی ایران، دیگر فقط موشک و ابزار نظامی نیست؛ اراده جمعی و بصیرت ملّت ایران است.
در آینده نیز چنین خواهد بود. چنان که رهبر انقلاب در سخنرانی اخیر تأکید کردند: «وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و بیست و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید ابوالفضل مقدسی، متولد دهه هشتاد و عضو یگان ویژه نیروی انتظامی تهران، که در فتنه آمریکایی اخیر به دست آشوبگران مسلح به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و نه
سرمقاله
مثل سال ۶۰؛ مزدوری، توهم، ترور
ظاهری متفاوت با باطنی یکسان. این گزاره را میتوان رساترین گزاره برای توصیف دو جریان آشوبطلب تروریستی دیماه ۱۴۰۴ و فرقه تروریستی منافقین در سالهای اول انقلاب دانست. فرقهای که از ابتدای دهه ۶۰ بنای تروریسم مسلحانه خود را علیه ملّت علنی کرد، از وجوه متعددی با آشوبهای تروریستی زمستان ۱۴۰۴ مشابه است. مشابهتهایی که البته صرفاً از روی تصادف هم نیست. این مشابهتها حاکی از ریشههای یکسان ماهیتی هر دو جریان است. ریشه و ماهیت که یکسان شد، حتماً در فرم هم مایه شباهتهای متعددی میشود. از کوزه همان برون تراود که در اوست.
نخستین ویژگی مشترک این دو جریان، گرفتن سلاح کینه و نفرتشان به سمت مردم است. منافقین تروریست در سال ۱۳۶۰ و تمام سالهای بعد از آن، همواره مردم را به بخش مهمی از لیست ترورها و جنایاتشان تبدیل کرده بودند. از نگاه آنها غیر از مدافعان امنیت، مردم هم متهماند. متهماند که به زندگی عادی مشغولند و حاضر نیستند با جنایتهای آنها همراه شوند.
مردم عادی کوچه و بازار همین که حاضر نبودند با این جانیان همراه شوند تبدیل به یک هدف مشروع میشدند. نگاه و فلسفهای تکفیری که تمام دنیا و انسانها را از دریچه صفرویک خوارجصفتی میدید. این ویژگی در تروریسم دیماه ۱۴۰۴ هم مشهود بود.
آشوبگران تروریست در بلواهای خیابانی هجدهم و نوزدهم دیماه هرآنکه حاضر به همراهی با آنها نشده بودند را هدف سلاخی خود میدیدند. آنان در جنایت یک قدم از اسلاف خود جلوتر هم بودند؛ حتی کسانی را که جوگیر جریان رسانهای دشمن شده و به خیابان آمده بودند، هدف میدیدند. چراکه مهم ریختن خون بیشتر بر زمین بود. تیغ وحشی و مست این تروریستها نهفقط مدافعان امنیت بلکه مردم عادی را هم نشانه رفته بود.
این سلفیگری مدرن محدود به درگیری کف خیابان نبود و فضای اجتماعی و تبلیغاتی و رسانهای هم متأثر از آن بود. هرکسی موضعی غیر از موضع این جریان داشت ترور شخصیت میشد. تکفیریهای سیاسی وابسته به سیا و موساد در دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ نهتنها از نظر شمشیر کشیدن علیه مردم بلکه از نظر شدت خشونت هم مشابهتهای زیادی با هم داشتند. سلاخی کردن مدافعان امنیت در زمستان ۴۰۴ از نظر نوع رفتار و خشونت یادآور نوع خشونت و سبُعیتی است که منافقان در دهه ۶۰ داشتند.
شدت و عمق خشونت در هر دو جریان به دنبال ایجاد نوعی رعب در فضای عمومی بود. رعبی که قرار بود هیبت و هیمنه نداشته این جریانها در برابر افرادی که با آنها مقابله میکردند چند برابر کند و حکم دوپینگ قدرت را برای این جریانها داشته باشد.
گونههای مختلف توهم که چشم بر واقعیت میبندند، از توهم قدرت گرفتن تا توهم همراهی توده مردم با آنها، از دیگر ویژگیهای مشترک هر دو جریان تروریستی است. در فقره منافقان این توهم حتی تا سال ۱۳۶۷ هم از بین نرفته بود. همین توهم هم بود که آن سرنوشت شوم را در عملیات مرصاد برایشان رقم زد. شدتی از توهم که راه بر هر گونه تعقل و استدلال هم میبندد. تروریسم دی ۴۰۴ هم از این قاعده مستثنی نبود. تروریستها و آشوبگران متوهمی که حجم تبلیغات پرقدرت پروپاگاندای رسانههای معاند و حتی مواضع رئیسجمهور آمریکا، چنان امر را بر آنها مشتبه کرده بود که تصور میکردند با سلاخی غافلگیرانه جمعی انسان بیگناه در کف خیابان، موفق به تغییر حاکمیت سیاسی یک کشور ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر مربعی میشوند. آمارهای نجومی و کذب قربانیان فتنه اخیر هم دقیقاً از دل چنین توهمی بیرون میآید و در اذهان وهمآلود تابعانش رسوب کرد.
بسته بودن ناف هر دو جریان به عامل بیگانه و دشمن خارجی از دیگر ویژگیهای دو جریان تروریستی دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ است. هر دو جریان از پشتیبانی و حمایت دشمن خارجی برخوردار بودند.منافقین تروریست در اوج جنگ تحمیلی و حمایت آمریکا و اروپا از صدام حسین به دشمنی پناه برده بودند که به تمامیت ارضی کشور تعرض کرده بود. به حمایت و دلگرمی همینها هم علیه مردم و کشور خود اسلحه میکشیدند. تروریسم آشوبگر زمستان ۴۰۴ هم عینبهعین همان مسیر را طی کرد. رئیسجمهور آمریکا و سران اروپا و مسئولان رژیم بدنام صهیونی در صدر حامیان سیاسی، مالی، رسانهای و تسلیحاتی تروریسم زمستان ۴۰۴ بودند. جمع اشقیای عالم از صهیونیستها تا اروپا و پدوفیلهای جزیره اپستین در حمایت از تروریستهای دی ۴۰۴ سنگ تمام گذاشتند.
هم تروریسم منافقین دهه ۶۰، هم تروریسم زمستان ۴۰۴ هردو بخشی از جورچین ضدّملی بودند و در راستای سیاست تجزیه ایران عمل میکردند. خروجی اقدامات هر دو جریان در راستای تکهتکه کردن ایران بود و از این جهت هردو طرحی ضدّملی و ضدّایرانی بودند. هردو بمبهایی بودند که اگر به مدد مردم و هوشیاری نیروهای ملّیِ مقابلهکننده با این جریانات، خنثی نشده بودند هر بخش از ایران یکپارچه عزیز امروز در دهان کفتاری به یک سمت از قدرتهای استعماری کشیده میشدند.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
شاهد از آسمان رسید!

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و بیست و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهیدسرگرد محمدزمان خفری، او مدافع امنیت بود که در فتنه آمریکایی اخیر به دست آشوبگران مسلح از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و هشت
سرمقاله
شاهد از آسمان رسید!
بخشی از حملات رسانهای علیه ایران در دهههای گذشته بر این مسئله تمرکز داشته که ایرانِ تحت تحریم و فشار توانایی پیشرفت و توسعه را ندارد.
اما کلیدواژهای بسیار مهم به نام خودباوری، این روایتها و هجمههای رسانهای را به چالش کشیده است.
این مفهوم در طول دهههای گذشته یکی از مهمترین موضوعات تعیینکننده در مسیر پیشرفت ایران بوده است؛ مفهومی فراتر از شعار که نیازمند عمل، اراده و استمرار است. خودباوری یعنی اینکه وقتی درهای خارجی به روی یک ملّت بسته میشود و فشارها و محدودیتها افزایش مییابد آن ملّت روی ظرفیتهای داخلی خود حساب کند و مسیر پیشرفت را بسازد.
این نگاه نه ساده است و نه کوتاهمدت، اما تجربه ایران نشان داده که شدنی است و حتی در شرایط سخت میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.
بیش از چهار دهه تحریم و محدودیتهای گسترده، میتوانست هر کشوری را تسلیم کند. اما ایران مسیر دیگری را پیمود: اعتماد به توان داخلی، پرورش استعدادهای جوان و تکیه بر خلاقیت ملّی.
نتیجهی این نگاه، شکلگیری هزاران شرکت دانشبنیان، تیمهای پژوهشی و پروژههای فناورانه در سراسر کشور بود.
بسیاری از این دستاوردها در سکوت رشد کردند و کمتر دیده شدند، اما اثر آنها بر مسیر توسعه و توان دفاعی کشور غیرقابل انکار بوده است.
بهعنوان نمونه، پهپاد «شاهد ۱۳۶» یکی از جلوههای روشن این مسیر است. این پهپاد با طراحی ساده، هزینه پایین و کارایی بالا توانسته نهتنها میدان نبرد را متحول کند بلکه حتی ارتش آمریکا را وادار به الگوبرداری کند.
پایگاه آمریکایی نشنالاینترست در گزارشی به کپیبرداری آمریکا از پهپاد ایرانی شاهد ۱۳۶ پرداخته و نوشته: پهپاد کمهزینه لوکاس که اکنون از طرف نیروی تفنگداران دریایی آمریکا در دست توسعه است کپی برابر اصل پهپاد شاهد ایران است.
وقتی رسانههای غربی ناچار میشوند از «کپی» پهپاد ایرانی بنویسند، این اعترافی غیرمستقیم به توانایی و خلاقیت داخلی است.
این واقعیت نشان میدهد که مسیر انتخاب شده، مسیر درستی بوده و ایران توانسته از یک مصرفکننده فناوری به تولیدکننده و حتی الهامبخش تبدیل شود.
داستان خودباوری فراتر از یک پهپاد یا یک فناوری خاص است. این داستان، داستان ملّتی است که یاد گرفته در شرایط تحریم، محدودیت و فشار نهتنها بقا پیدا کند بلکه به نوآوری، استقلال و پیشرفت دست یابد. هر پروژه موفق، هر فناوری بومی و هر ابتکار عملی، سندی بر این واقعیت است که قدرت واقعی یک ملّت در اعتماد به توان داخلی و شکوفایی استعدادهای خود نهفته است.
با این حال، چالش اصلی همچنان روایت این دستاوردهاست. وقتی موفقیتها به درستی معرفی نشوند، زمینه برای خودکمبینی و تردید فراهم میشود.
دشمنان ایران سالها تلاش کردند تا پیشرفتهای کشور را کوچک نشان دهند یا نادیده بگیرند. اما واقعیت همان چیزی است که اکنون رسانههای آمریکایی نیز ناچار به اعتراف آن شدهاند: فناوری و خلاقیت ایرانی به حدی رسیده که حتی رقیب و دشمن دیرینه را وادار به تقلید کرده است.
تجربه پهپاد شاهد ۱۳۶ نشان میدهد که نوآوری واقعی نه در هزینههای گزاف و تجهیزات پیچیده، بلکه براساس خلاقیت، طراحی هوشمندانه و استفاده بهینه از منابع محدود حاصل میشود.
این درس تنها برای حوزه نظامی نیست؛ بلکه میتواند در تمامی عرصهها از انرژی و فناوریهای نو تا حوزههای پزشکی، حملونقل و زیستفناوری تکرار شود. هر جایی که اعتماد به ظرفیت داخلی و خلاقیت نسل جوان وجود داشته باشد موفقیت ممکن است.
خودباوری یک استراتژی عملی برای پیشرفت ملّی است، ملّتی که به توان خود ایمان داشته باشد، میتواند مسیر مستقل توسعه را هموار کند، از فشارهای خارجی عبور کند و حتی الگویی برای دیگران شود. این همان واقعیتی است که در ماجرای پهپاد شاهد ۱۳۶ تجلی یافته و نشانهای روشن برای ادامه مسیر پیشرفت ایران است.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
مهدی(عج) جان ایران

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و بیست و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید استواریکم مهدی افتخاریفر، او از مدافعان امنیت فراجا بود که هنگام دفاع از امنیت کشور مقابل کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و هفت
سرمقاله
مهدی(عج) جان ایران
«انتظار»، در منطق فکری انقلاب اسلامی، یک وضعیت فعال و مسئولانه است نه یک مفهوم صرفاً انتزاعی و عاطفی. انتظار یعنی آمادهبودن برای «پنجه درافکندن با زورگویان».
همانطور که «کسانی که در دوران دفاع مقدس، در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند» ملّتی که در دفاع ۱۲ روزه و فتنه آمریکایی دی ۱۴۰۴ پای کشور و نظام و اسلام ایستاد، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت.
سال ۱۴۰۴ سالی بود که انقلاب اسلامی، نه در سطح شعار، بلکه در میدان واقعی نبرد، با نمادهای عریان فساد و جنایت و نسلکشی طاغوت درافتاد. انتظار فرج، یعنی نپذیرفتن ولایت طاغوت و انقلاب اسلامی نشان داد این «نه گفتن» را به عمل تبدیل کرده است.
آنچه ایران در ۴۷ سال گذشته، به نمایش گذاشته، بالاترین جلوه انتظار فرج است؛ انتظاری که خود را در شکلدهی به نظم نوین جهانی نشان داد. تجربه سال ۱۴۰۴ بار دیگر ثابت کرد که استقرار عدالت و هر پیشرفتی در یک جامعه، نیازمند قدرت است؛ قدرتی که «لاتَظلمون و لاتُظلمون» واقعی است، نه آنکه صرفاً در برابر ظالمان به موعظه و توصیه اخلاقی بسنده کند.
تجربه سال ۱۴۰۴ و مواجهه مستقیم در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مسئله غرب با ایران، نه برنامه هستهای است و نه نفوذ منطقهای. انقلاب اسلامی و ملّت ایران، برخلاف دولتهای رامشده دیگر دنیا، حاضر نیست و نمیتواند در نظم ظالمانهی دنیا ادغام شود.
همین ویژگی است که این نظام را در چشم ملّتهای جهان، بهویژه پس از حوادث طوفانالاقصی، در سمت درست تاریخ قرار داده و ایران امروز را به یکی از کانونهای اصلی زمینهسازی ظهور تبدیل کرده است.
پیوند تاریخی ایرانیان با مهدویت، از سالهای نخستین و نقش برجسته حسین بن روح نوبختی ـ نایب خاص امام عصر(عج) و از خاندان بزرگ شیعیان ایرانی ـ تا دوران انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی، کارنامهای روشن، پرافتخار و ماندگار را رقم زده است.
بسیاری از کامیابیها و ایستادگیهای این ملّت در دورههای مختلف تاریخی، محصول همین پیوند عمیق مهدوی و منطق انتظار فعال بوده است.
از همین منظر، یومالله «۲۲ دی» را هم باید فراتر از یک رویداد سیاسی دید. ۲۲ دی، یک رزمایش ملی تشخیص مرز حق و باطل در دورهای پیچیده از تاریخ معاصر و تلاشی جمعی برای حفظ یک نظام اسلامی برحق بود.
حفظ نظام، پاسداری از پرچم موعودگرایی صحیح و مؤثر در جهانی است که میکوشد ظلم را ابدی و ظالم را همواره غالب جلوه دهد.
هیچ هجمه رسانهای، اقتصادی یا امنیتیای قادر نخواهد بود امید را در دل ملّت ایران خاموش کند؛ چرا که انتظار، یعنی ایمان به پایان ستم و آمادگی برای ایستادن در برابر ستمگران.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
احیاگر عزت و عظمت ایران
کینه تروریستپرورها از بزرگترین سازمان ضدتروریستی جهان
سریالمداخلاتمرگبار با پرچمدموکراسی و حقوقبشر
خطای ادراکی واشنگتن ادامه دارد
ایران تگزاس نیست!
جبهه واحد منطقهای در برابر تهدیدات آمریکا
مرحله به مرحله تا زبالهدان تاریخ
نسخهترامپ: سرکوب در خانه، آشوب برای همسایه!
آسان به دست نیامد...
تحمیل جنگ اقتصادی برای تدارک جنگ خیابانی
مثلث فتنه؛ ۱- آمیختگی حق و باطل، ۲- آشوب و بلوا، ۳- آزمون و امتحان
«جنگ منطقهای»؛ هشدار و آمادهباش

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویست و بیست و پنجمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر، فرمانده انتظامی در هلیلان، شهید سرهنگ نوروز شریعتی، که در جریان فتنه آمریکایی اخیر در حمله ناجوانمرادنه تروریستهای مسلح به شهادت رسید، تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و بیست و پنج
سرمقاله
«جنگ منطقهای»؛ هشدار و آمادهباش
«این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.»؛ این آخرین جمله بیانات دیدار امروز رهبر انقلاب اسلامی بود و از منظری میتوان و باید گفت مهمترین گزاره این بیانات است که بازتابی گسترده و جهانی یافت.
آمریکا در روزهای اخیر با گسیل تجهیزات جدید نظامی به منطقه غرب آسیا و اطراف ایران، موج جدید و تازهای از تهدید علیه ایران را به راه انداخته است. به موازات این لشکرکشی عملی، عملیات مستمر، بسیار سنگین و گستردهای نیز در صحنه رسانه و لفاظی از سوی آمریکا و اذناب آن به راه افتاده است. درباره هدف واقعی تحرکات آمریکا سناریوهای مختلفی مطرح است که در جای خود قابل تأمل و بررسی است، اما چنانچه آمریکا دست به حماقت زده و به هر نحوی اقدام به تعرض و شرارت کند، درهای جهنم را در منطقه به روی خود گشوده است.
غربیها در یکی دو سال اخیر تبلیغات فراوانی درباره ضعیف شدن و حتی از بین رفتن متحدان منطقهای ایران به واسطه جنایات رژیم اسرائیل انجام دادهاند، اما نکته جالب توجه اینجاست که یکی از شروط باجخواهانه آمریکا نسبت به توافق با ایران، همچنان خالی کردن پشت این نیروهاست. به راستی اگر آنان بهشدت ضعیف شده و دیگر قدرت و کارایی ندارند، اصرار بر چنین شرطی برای چیست؟!
متحدان و حامیان ایران محدود به این گروههای مقاومت در اطراف و اکناف منطقه نیستند. بخشی از مردم منطقه نیز مکمل این گروهها هستند. آنان شاید به طور رسمی و آشکار عضو چنین گروههایی نباشند، اما جایگاه خاص خود را دارند و به وقت مقتضی و در حد توان، نقش خود را ایفا خواهند کرد.
بیانات امروز رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر هشدار به آمریکا درباره هرگونه ماجراجویی و تجاوز را میتوان اعلام «آماده باش» به نیروهای مقاومت و ملّتهای منطقه نیز دانست؛ آنان که پیوندی معنوی و فراتر از محاسبات مادی با ایران و رهبر انقلاب اسلامی دارند و همین پیوند، دشمن را در روز واقعه غافلگیر و زمینگیر خواهد کرد.
آغازکننده تجاوز ممکن است آمریکا باشد، اما این موضوع رژیم صهیونیستی را در حاشیه امن قرار نخواهد داد. سرزمینهای اشغالی یکی از اهداف اصلی و پُرشدت ایران در این جنگ منطقهای است. تجربه، منطق و محاسبات تأیید میکند که در هرگونه تجاوز به ایران، واشنگتن و تلآویو جدا از هم تصمیم نگرفته و عمل نمیکنند؛ پس دلیلی وجود ندارد که در پاسخ نیز این دو عنصر از یکدیگر تفکیک شوند.
آمریکاییها دارای طیف وسیع و متنوعی از منافع، داراییها و حضور در منطقه هستند. همه این موارد اهداف مشروعی برای پاسخ از سوی ایران و بازوهای آن خواهند بود. ایران در جنگ ۱۲ روزه از تمام قوا و توان خود استفاده نکرد، اما در جنگ احتمالی جدید، بسیاری از محدودیتها، محاسبات و خطوط قرمز پیشین کنار گذاشته خواهد شد و دشمن با ایرانی دیگر روبهرو خواهد شد.
اغلب کشورهای منطقه به دلایل مختلف و به صورت رسمی مخالفت خود را با ماجراجویی احتمالی آمریکا اعلام کردهاند. برخی از این کشورها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و برخی دیگر میزبان منافع و داراییهای اقتصادی این کشور. جمهوری اسلامی پیش از این به این کشورها درباره هر نوع همکاری ــ حتی پنهان ــ با آمریکا هشدار داده است و در هر صورت، منافع آمریکا جزو بانک اهداف ایران خواهد بود.
دولت آمریکا و شخص ترامپ باید بدانند که ایران خواهان و آغازگر جنگ نیست، اما از جنگیدن و دفاع از خود نیز هراسی ندارد و با تمام قوا مقابل متجاوزان خواهد ایستاد و درسی فراموشنشدنی به آنان خواهد داد. ترکیبی از تکبر، حماقت، محاسبات غلط و تحریکات ذینفعان و لابیهای صهیونیستی میتواند فتیلهای را به دست آمریکا روشن کند که انتهای آن، انبار باروتی به نام «جنگ منطقهای» است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
قصه همان است: اتّحاد مقدّس

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویسمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید محسن شاهنظری تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست
سرمقاله
قصه همان است: اتّحاد مقدّس
صدای ایران به دویستمین شماره خود رسید. رسانهای که در دل جنگ ۱۲روزه متولد شد و به پاس و حرکت انسجام ملّی ایران شکل گرفت. واقعیتی که حرمتش واجب است و شکرش مزید نعمت. از همین رو هم شماره اول، لایه پدافندی اصلی کشور را انسجام و همبستگی ملّی اعلام کرد.
قوتی اگر در دست و بازوی مدافعان است که هست، جدا از جهاد و تلاش رزمندگان و نیروهای مسلح از چشمه جوشان انسجام ملّی و مردمی سیراب میشود.
دستی که بر صورت دشمن متجاوز سیلی میزند به یُمن اتکا به تار و پود درهم بافته همبستگی ملّی ایرانیان است که در هنگامه تجاوز خارجی همه یکدل شدند.
قصه هنوز همان قصه است با این تفاوت که حالا دیگر دشمنی و کینه شتری بیگانه بر همه عیان است. غریبه و بیگانهای که برای طمع به این مُلک چنگ و دندان تیز کرده. قصه امروز این دیار، قصه این جریان سیاسی و آن جناح حزبی نیست بلکه قصه ایران است.
آن سو و در برابر این کشور و مردم، اجنبی برای انداختن گسل میان مردم از یک سو و مردم و حاکمیت از سوی دیگر به دسیسههای شیطانی دخیل بسته.
هرچند به مانند همه این سالها ره به ترکستان میبرد اما از این سو هم نباید دست به اقداماتی زد که هیزم به آتش تبلیغاتی و نیرنگ و طرح فریبکارانه او میریزند.
در این شرایط هر صدا و ندا و زمزمهای که ماهیت معضل و مشکل را از آن سوی مرزهای ایران اسلامی به داخل کشور منتقل کند نه تنها به چرخه اختلاف و نزاع دامن زده بلکه با آدرس غلط دادن، بی مُزد و منت آب به آسیاب دشمن عبری و آمریکایی ریخته است ولو آنکه کارش نیت خیر و صورتی به ظاهر موجه داشته باشد.
هیچ آبی نمیتواند ماهیت خدمت به طرح ناپاک ابلیس را پاک و این رفتار غلط را توجیه کند. چنین اقداماتی از نظر ماهیت، تفاوتی با منطق به نیزه کردن قرآن در معرکه صفین ندارند که در هر دو، ترکیبی از غفلت و خیانت، صورتی موجه و مقبول را به استخدام سیرت ابلیس در آوردهاند.
نقطه اصلی معضل و نزاع و نقار نه داخل مرزهای ایران که بیرون از این آب و خاک است. هیچ منطق و تریبونی هم در تحلیل شرایط فعلی نباید این مساله اصلی را از یاد ببرد و آن را به حاشیه براند. مقصر این وضعیت نه در بین ما که خارج از ماست و دقیقا در مقابل ما.
قصه صدای ایران در دویستمین شماره همان قصه شماره اول است؛ اتحاد مقدس! در این شرایط و وضعیت، نخبگان وظیفه و ماموریت و تکلیفی به مراتب سنگینتر از مردم بر عهده دارند؛ از نخبگان اقتصادی برای باز کردن گرههای معیشتی و نخبگان امنیتی برای در نطفه خفه کردن هستههای ضدامنیتی گرفته تا سیاسیون و تریبوندارانی که با غفلت از وضعیت موجود، فرعیات درجه چندم را تبدیل به مسائل اصلی نکنند، حریص شدن دشمن را ببینند و مایه شکاف و بدگمانی در ملّت و دولت و حاکمیت نشوند. قصه همان است: اتحاد مقدس.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
قهرمان جنگ ارادهها

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و نود و نهمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید علیرضا وفایی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و نه
سرمقاله
قهرمان جنگ ارادهها
تقویم زمستان در شانزدهمین روز خود، رو سفیدتر از همیشه نام «شهدای دانشجو» را برایمان زنده میکند و حماسه کربلایی هویزه در ۱۶ دی ۵۹ را یادآور میشود. روزی ماندگار که نماد تداوم مبارزه خونین و مظلومانه با آمریکا و مزدوران او توسط نسل دوم دانشجویان مسلمان انقلابی است.
۴۵ سال است ۱۶ دی با نام دانشجویان وطن خواهی گره خورده است که با نادیده گرفتن مدرک دانشگاهی و موقعیت اجتماعی در یک خیزش ملّی، پیشرو سایر مردم و جوانان برای مقابله با دشمن بعثی شدند و نشان دادند نخبگان علمی کشور در شمار نخستین فرماندهان و شهیدان دفاع مقدسند.
حماسه دانشجو محور هویزه به عنوان اولین حادثه برجسته دومین جنگ طولانی قرن بیستم، روایت جمعی جوان تراز انقلاب اسلامی است که در هر جبههای لباس مخصوص همان میدان را به تن کردند و خط سیری مجاهدانه از مبارزه با رژیم پهلوی به عنوان نماد استبداد تا تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و نبرد با استکبار -حتی در مواردی حضور در خارج از مرزها و همراهی با گروههای مقاومت فلسطینی، لبنانی و افغانستانی در جنگ با اسرائیل و شوروی- را دنبال نمودند و در نهایت نیز با مقاومت انقلابی تکلیف مدارانه و مظلومانه زیر شِنی تانکهای دشمن بعثی، دستاوردهای خود را ارتقا دادند و مبدأ تحولات دفاع قدسی ۸ ساله شدند.
فرمانده نامیرای حماسه هویزه، دانشجوی شهید سید محمد حسین علم الهدی است. آیتالله زادهای با اصالت شوشتری و متولد اهواز. او تا لحظه شهادت، معلم و مُبلغ قرآن کریم و نهج البلاغه مولا علی علیهالسلام بود و در هویزه (لحظه تفحص پیکر پاکش بعد از سه سال) قرآن، مُعرف او شد.
رهبر معظم انقلاب درباره این ویژگی ممتاز او میفرمایند: «من وقتی اطلاع پیدا کردم برادرمان حسین علم الهدی شهید شده، تصویری که در ذهنم نقش بست، تصویر جنگهایی بود در صدر اسلام که حاملان قرآن و قاریان اصلی قرآن را در کام خودش میگرفت و شهیدانی از قاریان قرآن برای جامعه به جای میگذاشت؛ به خاطر اینکه این جوان جزو افرادی بود که از روی عمق اعتقاد و ایمان به اسلام معتقد بود و اطلاعات اسلامی و دینیاش هم خوب بود.»
تعداد شاگردان حلقههای خلاقانه مطالعه و آموزش نهج البلاغه او در اهواز نزدیک به ۸۰۰ نفر تخمین زده میشود و چند برابر این تعداد نیز درس گفتارهای شیرین او را از طریق رادیو که رسانه مهم آن دوران بود دنبال مینمودند. با این همه قرآن و نهجالبلاغه تنها زینت گفتار سید حسین نیست و کار فکری و اعتقادی او را از عملگرایی باز نمیدارد. اتفاقاً سید حسین علم الهدی را باید در متن و بطن پدیدههای اجتماعی تحلیل و تفسیر کرد. رفتار شهید علم الهدی همواره پاسخ به چه باید کردها در حوزههای مختلف از فرهنگ تا سیاست و اجتماع است. نخبگی سید حسین نه به خاطر دانشجو بودن که برای رها نکردن مسائل جامعه و کشورش است. او که خود را بدهکار نظام و انقلابش میداند، دائم به دنبال حل مسئله است. او در جریان مبارزات گسترده انقلابی از خراسان و کرمان تا تهران و خوزستان سه بار دستگیر و زندانی و در سن ۱۹ سالگی از سوی رژیم شاه به اعدام محکوم میشود که خود روایت دیگری است.
مشارکت در خنثی سازی کودتای نقابِ پایگاه شهید نوژه، برپایی نمایشگاه جنگ ایران و عراق در اهواز قبل از آغاز رسمی تهاجم برای هوشیار کردن مسئولان و گوشزد کردن خطر دشمن؛ عضویت در شورای فرماندهی سپاه تازه تأسیس خوزستان، راه اندازی شورای مقاومت مساجد اهواز، برنامهریزی و اجرای دیدار تاریخی عشایر با امام خمینی رحمهالله در ۵ دی ۵۹ جهت بی اثر کردن تبلیغات دشمن مبنی بر همراهی مردم عرب منطقه با آنها؛ راه اندازی جهاد خدمت رسانی به مردم جنگ زده، فعالیتهای هنری در عرصه تئاتر، سرود و شعر، تشکیل هیئت ثارالله در دوران دفاع مقدس و معرفی «حاج صادق آهنگران» به عرصه حماسهخوانی جبههها و... نمونههای ماندگاری است که سید حسین علم الهدی را در مدت ۲۲ سال عمر پربرکتش در نوک پیکان تصمیمهای عاقلانه و اقدامهای عاشقانه قرار میدهد و او و همرزمان هویزه آفرینش را به مظهر تام انسان تمدنساز انقلاب اسلامی و شاخصی برای شهدای دانشجو در تمام ادوار تاریخ ایران بدل میکند.
در حماسه هویزه علاوه بر شهید علم الهدی، تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام نیز در کنار دیگر دانشجویان و سایر اقشار به شهادت میرسند. خبر شهادت این دانشجویان که به دلیل کار کارستان شان در ۱۳ آبان ۵۸ خیلی مورد علاقه مردم انقلابی بودند، موج عظیمی در کشور به راه انداخت و تحولی در اعزام نیروهای جوان به جبهههای نبرد رقم زد. شاید برای همین رهبر عزیز انقلاب درباره این شهدا میفرمایند: «شهدای هویزه بودند که به ملّت ما جان دادند و خونها را در رگها به جوش آوردند.»
«شهید علی حاتمی» اهل تهران، دانشجوی سال سوم رشته دامپزشکی؛ «شهید فرخزاد سلحشور» اهل فسا (استان فارس)، دانشجوی سال سوم رشته شیمی؛ «شهید محمد فاضل» اهل سبزوار، دانشجوی ترم ۴ مهندسی صنایع و «شهید جمال دهشور» اهل اهواز، دانشجوی ترم سوم رشته شیمی، چهار دانشجویی هستند که در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا نقش آفرینی داشتهاند و شهادت در هویزه، پاداششان برای به خاک مالیدن بینی شیطان بزرگ شده است.
در جنگهای دفاعی جهان، قهرمانان حقیقی ملتها ظهور میکنند. چهارچوبی که علم الهدی ماجرای هویزه را در آن فهم میکند، تحلیل یک نهضت است؛ نه یک عملیّات. معادله هویزه از جذب نیرو تا اجرا در میدان با منطق «نهضت اجتماعی» سامان مییابد. نهضتی که در پی تغییر سرنوشت جنگ از طریق مفهوم مقاومت مردمی و تقابل با تئوری جنگ کلاسیک است. منطقی که به تعبیر علم الهدی با تکرار مقاومت به استقامت میانجامد.
در حماسه هویزه و دیگر نبردهای دفاع هشت ساله بیش از آنکه سلاح ما صف آرایی کند، انسانهای جدیدی صف سینهها را جلو دادند که قدرت آنها از فطرت بیدارشان سرچشمه می گرفت. در هویزه اراده مقاومت، ماشین جنگی دشمن را زمینگیر کرد. حماسه هویزه در ظاهر با عدم الفتح همراه بود، اما منشأ و راهگشای پیروزیهای بزرگ بعدی شد. اگر خونهای بزرگ هویزه نبود، فتح خرمشهر هم در کار نبود. شهدای هویزه ما را به خودباوری رساندند و نشان دادند خط سیر دستیابی به پیشرفت از مسیر مقاومت و استقامت می گذرد؛ به یک معنا الگوی محور مقاومت و مبدأ ایستادگیهای دانشجویی در دفاع مقدس شدند و این شاید آن دلیلی باشد که به تعبیر رهبر انقلاب، هویزه آفرینان را در سراسر دوران جنگ برجسته و ۱۶ دی را به هویت ماندگار انقلاب تبدیل مینماید: «سراسر دوران جنگ سرشار از ماجراهای رؤیاگونه این راهبان شب و شیران روز است و گروه شهیدان هویزه از برجسته ترین آنانند.»

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ایران، ایران است

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و نود و هشتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید کوروش ملایوسفیزنوز تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هشت
سرمقاله
ایران، ایران است
دشمنان ایران و ملّت ایران همیشه درباره قدرت، توانایی و تابآوری این ملّت و کشور دچار اشتباه محاسباتی و حتی در مواردی توهم بودهاند. همین اشتباه محاسباتی، گاه منجر به تصمیمات غلطی شده که البته هزینه آن را نیز پرداختهاند.
آنان با محاسبات اشتباه و مقایسههای نابجای خود گمان کردهاند میتوانند به اهداف شوم خود دست یابند اما هر بار سر به سنگ کوفته و عصبانیتر از پیش شدهاند. اما چرا ایران، ایران است و قابل مقایسه با سایرین نیست؟ عناصر و ریشههای مستحکم این اقتدار چیست؟
در زمینه نظامی، اقتدار ایران درونزاست. نیروهای مسلح و جانبرکف ایران، روی پای خود ایستادهاند. مثل دوران پهلوی از منظر تفکر، فرماندهی و تجهیزات وابسته به بیگانه نیستند. این ویژگیها آنان را به نیرویی مستحکم تبدیل و از میادین خطر و آزمونهای دشوار -همچون جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ ۱۲روزه- سربلند و پیروز خارج ساخته است.
نکته مهم دیگر عزم و اراده مدافعان وطن است. دشمنان ایران بارها و به صراحت گفتهاند که یکی از موانع اصلی رسیدن آنها به اهدافشان، یکپارچگی صفوف مدافعان است و راههای بسیاری را برای ایجاد شکاف در این صخره آزمودهاند. یک نمونه آن تماسهای تهدیدآمیز و همراه با تطمیع روز اول جنگ اخیر با برخی فرماندهان بود که همگی به در بسته خورد.
این اقتدار درونزای نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و یکپارچگی صفوف آنان، خود برگرفته از یک عامل اساسیتر دیگر است و آن هم اینکه پایه اقتدار ایران، مردم هستند.
قدرت ملّی متکی به مردم است که اگر چنین نبود، همان اوایل انقلاب، با آن همه توطئه و برنامههای ریز و درشت دشمن، طومار جمهوری اسلامی در هم پیچیده شده بود.
این مردم هستند که علیرغم همه سختیها، فشارها، اختلاف سلایق و حتی نارضایتیهای به حق، در مواقع خطر پای کار آمده و نقشههای دشمن را نقش بر آب کرده اند.
عامل دیگر این اقتدار وجود رهبری است که سکان این کشتی را در طوفانیترین صحنهها با قدرت و تدبیر در دست داشته و دارد. مردی که سرد و گرم روزگار را چشیده، تاریخ میداند، دشمن را خوب میشناسد، چیزی مرعوبش نمیکند، خام لبخندها و وعدههای خصم نمیشود، مردم ایران را خوب میشناسد و به آنان اعتماد دارد و در تلاطمها و طوفانها دچار اختلال محاسباتی نمی شود.
و بالاخره باید گفت بالاتر از تمام اینها قدرت الهی است که این کشور و ملّت خدایی به آن مستظهر است. قدرتی که فرعونهای تاریخ را با تمام جلال و جبروت و ادعایشان، چنان غرق کرده که گویی هرگز جز سنگریزهای در کف دریا نبودهاند.
اگر عامل کلیدی نصرت الهی نبود و نباشد، چگونه میتوان ایستادگی و سربلندی ایران را طی این نیمقرن در برابر اینهمه فشار و توطئه و خباثت انبوه دشمنان، تحلیل کرد؟ ملت ایران در مقابل دشمنان خود پیروز است و خواهد بود چرا که «یدالله فوق ایدیهم».

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
چرا باید به آینده امیدوار بود؟

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و نود و هفتمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید صادق جانمحمدی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و هفت
سرمقاله
چرا باید به آینده امیدوار بود؟
اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر تورم مزمن و رشد اندک مواجه است. یک واکاوی بیطرفانه تاریخی و اقتصادی، ریشههای اصلی این مشکلات را آشکار میسازد. اقتصاد ما در دههی اخیر هدف طراحیشدهترین و پیچیدهترین رژیم تحریمی تاریخ بشریت، موسوم به فشار حدأکثری از سوی ایالات متحده آمریکا بوده است. هدف این جنگ ترکیبی، فروپاشی اقتصاد و تجزیه اجتماعی ایران بود.
بعد از تجربههای متعدد از جمله توافق سعدآباد، تجربه برجام به عنوان یک سند تاریخی غیرقابلانکار، حجت را بر همگان تمام کرد. جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تعاملگرایانه، تمامی تعهدات خود را انجام داد و محدودیتهای هستهای را پذیرفت، اما دولت آمریکا با خروج یکجانبه و غیرقانونی از این توافق، نشان داد که مشکل آنها رفتار ایران نیست، بلکه هدف آنها تضعیف مؤلفههای قدرت ملّی ایران است.
آمریکا با تحریم فروش نفت و قفل کردن تراکنشهای بانکی، عملاً جریان خون اقتصاد ایران را هدف گرفت. در مقابل، ایران در کوران فشارها و تحریمها، مجبور به فعالسازی ظرفیتهایی شد که در شرایط رفاه نفتی هرگز به سراغ آنها نمیرفت.
اهمیت اقتصاد درونزا در این است که رشد و توسعه از دل ظرفیتهای داخلی، دانش بومی و زنجیرههای ارزش ملّی میجوشد. وقتی کشوری تحت تحریم قطعات حساس صنعتی قرار میگیرد و به جای تسلیم شدن، خط تولید آن قطعه را در داخل راهاندازی میکند، به یک قدرت ساختاری دست یافته است که بسیار ارزشمندتر از واردات آن قطعه با دلار نفتی است.
تابآوری حیرتانگیز اقتصاد ایران در برابر فشارهایی که میتوانست هر کشور توسعهیافتهای را دچار فروپاشی کند، محصول همین چرخش به سمت درونزایی است. سختیهای امروز اقتصاد ایران، هزینه استقلال و گذار از خامی به پختگی است؛ هزینهای برای دستیابی به اقتصادی که دیگر با یک امضای رئیسجمهور آمریکا نلرزد.
نباید تحلیل از وضعیت اقتصادی ایران تنها در حصار تنگ چالشهای معیشتی روزمره محبوس بماند. ایران در دل همین فشارهای بیسابقه، در حال تجربه نوعی پوستاندازی تاریخی است و آنچه رهبر انقلاب از آن به عنوان پیشرفت یاد میکنند، ناظر به زیرساختهای حیاتی و ظرفیتهای نهفتهای است که آینده کشور را تضمین میکند.
گزارهی کلیدی در این نگاه، تمایز میان رشد بادکنکی و رشد ریشهدار است. آمارهای معتبر بینالمللی گواهی میدهند که سرعت رشد علمی ایران در سالهای اخیر، چندین برابر میانگین جهانی بوده است. انباشت دانش فنی، سرمایهای زوالناپذیر است که به محض گشایشهای اقتصادی و رفع موانع ارزی، به عنوان پیشران جهش صنعتی عمل خواهد کرد و ایران را از یک صادرکننده مواد خام، به صادرکننده خدمات فنی-مهندسی و محصولات با ارزش افزوده بالا تبدیل میکند.
فراتر از پیشرفتهای تکنولوژیک، موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران، ظرفیت دیگری است که هیچ تحریمی قادر به حذف آن نیست. ایران در کانون کریدورهای حیاتی جهان قرار گرفته است و اکنون با تغییر رویکرد سیاست خارجی به سمت چندجانبهگرایی و نگاه به جنوب جهانی، در حال احیای این نقش تاریخی است.
عضویت رسمی در پیمانهای بزرگ و نوظهور نظیر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس نشاندهنده درک صحیح تهران از نظم نوین جهانی است. تکمیل قطعات باقیمانده از کریدور شمال-جنوب (که روسیه و اوراسیا را به آبهای گرم وصل میکند) و کریدور شرق-غرب (کمربند و جاده چین)، ایران را به هاب ترانزیت و لجستیک منطقه تبدیل خواهد کرد؛ درآمدی پایدار که میتواند به مرور زمان جایگزین درآمدهای نوسانی نفت شود و امنیت ملی را از طریق گره زدن منافع قدرتهای بزرگ به امنیت ایران، ارتقا دهد.
نگاه تاریخی به ما میآموزد که وضعیت فعلی گذراست؛ چرا که ایران صاحب تمدن، جمعیت و دانش بومی است، در حالی که بسیاری از رقبا صرفاً صاحب سرمایه هستند. با این حال، باید پذیرفت که بالفعل کردن این ظرفیتهای بالقوه و تبدیل کردن اقتدار علمی و نظامی به رفاه ملموس اقتصادی و کاهش تورم، نیازمند مجموعهای از اصلاحات ساختاری و نهادی شجاعانه در داخل کشور است؛ اصلاحاتی در نظام بودجهریزی، بانکی و مدیریتی.
در کنار اصلاحات نهادی، پاشنه آشیل اقتصاد ایران فقدان یک سیاست صنعتی (Industrial Policy) منسجم و هدفمند است. هسته مرکزی این سیاست، هدایت هوشمند اعتبار است؛ به این معنا که نظام بانکی ملزم شود خلق پول و تسهیلات را نه به بخشهای سوداگر و غیرمولد، بلکه به صورت مشروط و زماندار به پیشرانهای اقتصادی و حلقههای مفقوده زنجیره ارزش تزریق کند.
ایران امروز، اگرچه با چالشهایی متعدد به دلیل تحریمهای ظالمانهی آمریکا و برخی سوءمدیریتهای داخلی مواجه است، اما کشوری ایستا یا رو به زوال نیست. ایران در حال عبور از یک گردنهی سخت تاریخی و گذار از اقتصاد نفتی رانتی به یک اقتصاد درونزا و دانشبنیان است. چالشهای فعلی با توجه به زیرساختهای عظیم ایجاد شده در حوزههای انرژی، ترانزیت، و نیروی انسانی متخصص، کاملاً قابل جبران است. این فنر فشرده، با تداوم دیپلماسی فعال منطقهای، اجرای دقیق سیاستهای کلی دریامحور و اصلاحات ساختاری داخلی، پتانسیل آزاد شدن و ایجاد رشدهای اقتصادی بالا را دارد.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است، صبر استراتژیک، اجماع ملّی و باور به این واقعیت است که راه نجات اقتصاد ایران، نه در انتظار معجزهی وین یا نیویورک، بلکه در دستان توانمند کارآفرینان، دانشمندان و مدیران داخلی و در پهنهی ایرانزمین نهفته است. پیشرفت ایران، یک واقعیت در حال تکوین است که غبار تحریم و تورم، تنها چهرهی آن را موقتاً پوشانده است، اما توان توقف آن را نخواهد داشت.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
ایران را نشناختهاید

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و نود و ششمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید زهرا چوبینی تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و نود و شش
سرمقاله
ایران را نشناختهاید
ادبیات تهدید و مداخله، در سیاست خارجی آمریکا پدیدهای مقطعی یا محدود به یک رئیسجمهور خاص نیست. اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره اعتراضات ایران بازتاب یک منطق ریشهدار در ساختار قدرت آمریکاست. منطقی که در آن تهدید به زور همواره بهعنوان ابزار تنظیم روابط با دولتهای مستقل به کار گرفته شده است.
ترامپ با ادعای قرار داشتن آمریکا در وضعیت آمادهباش کامل در مورد ناآرامیها در ایران تلاش کرد بار دیگر همان روایت قدیمی «مداخله در سایه حمایت» را بازتولید کند. روایتی که تجربه تاریخی نشان داده همواره با بیثباتسازی آغاز میشود و با ویرانی پایان مییابد.
آنچه در یاوهگویی جدید ترامپ در مورد آمادگی برای دخالت در امور داخلی ایران بیش از هر چیز برجسته است نادیده گرفتن مفهوم اقتدار ملّی در ایران است. ایران کشوری نیست که انسجام آن با تهدید خارجی فروبپاشد یا نظم اجتماعیاش با توییت و هشدار از بیرون مختل شود. ساخت سیاسی و اجتماعی ایران طی دههها فشار، تحریم و تهدید شکل گرفته و آزموده شده است.
اقتدار در ایران نه محصول سرکوب کور و نه نتیجه مداخله خارجی است بلکه برآمده از پیوند ساخت قدرت با بدنه اجتماعی است. همین پیوند است که اجازه میدهد مسائل داخلی در چارچوب ملّی حلوفصل شوند و به پروندهای برای بازی قدرتهای بیرونی تبدیل نشوند.
برخلاف تصویرسازی رایج در رسانههای غربی، نظام سیاسی ایران اعتراض را بهعنوان یک واقعیت اجتماعی به رسمیت میشناسد. اعتراض در ایران پدیدهای نفیشده یا غیرقابل گفتوگو نیست. تجربههای مختلف نشان داده که مسیرهای قانونی برای بیان مطالبات وجود دارد و گفتوگو با معترض بخشی از سازوکار مدیریت اجتماعی تلقی میشود. آنچه ایران با آن مقابله میکند، اغتشاش سازمانیافته است که با هدف تخریب امنیت عمومی و باز کردن مسیر مداخله خارجی شکل میگیرد.
این تمایز، تمایزی بنیادین است که آگاهانه نادیده گرفته میشود تا تصویر یکسانی از اعتراض و خشونت ساخته شود و زمینه برای فشار خارجی فراهم گردد. در این چارچوب ادعای ترامپ درباره «حمایت از مردم ایران» بیش از آنکه نشانه دغدغه انسانی باشد ادامه همان سیاست فریبندهای است که سالهاست دنبال میشود.
دولتی که با تحریمهای گسترده دارو، غذا و زیرساختهای حیاتی را هدف قرار داده است نمیتواند مدعی حمایت از ملّت ایران باشد. این تناقض آشکار همان نقطهای است که رهبر انقلاب از آن با تعبیر «یاوهگویی» یاد کردند. سخنانی که ترکیبی از تهدید، فریب و وعده است و دیگر حتی برای افکار عمومی جهانی نیز جذابیت سابق را ندارد.
اگر قرار باشد این الگو بهدرستی فهم شود، باید نگاه را از ایران فراتر برد. رفتار آمریکا با ونزوئلا نمونهای روشن از همین منطق مداخلهگرایانه است. واشنگتن طی سالهای اخیر از تحریمهای فلجکننده تا حمایت از سناریوهای بیثباتسازی سیاسی، همه ابزارهای فشار را علیه دولت کاراکاس به کار گرفته است.
در شرایط کنونی نیز آمریکا با زیرپاگذاشتن تمام قوانین بینالمللی، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا را ربوده و اعلام کرده به دنبال اداره کردن این کشور تا زمان مناسب بوده و نفت این کشور برای واشنگتن در درجه اول اهمیت است. این نوع نگاه دونالد ترامپ به جهان ریشه در سند امنیت ملّی جدید آمریکا دارد که بهصراحت از «نیمکره غربی» بهعنوان حوزه منافع انحصاری آمریکا یاد میکند. بازتولید عملی دکترین مونرو در قرن بیستویکم نشان میدهد که ذهنیت سلطه هنوز بر سیاست خارجی آمریکا حاکم است.
در حقیقت دونالد ترامپ به دنبال آن است با فشار و ارعاب و تهدید به مداخله و یا اقدامات علیه کشورهای مستقل راهبردها و منافع آمریکا را پیش ببرد. اما ادعای ترامپ در مورد اعتراضات داخلی ایران نه صادقانه و بلکه بسیار ریاکارانه است.
اتهامزنی آمریکا به ایران درباره خشونت، زمانی مشخص میشود که صرفاً یک یاوهگویی بیش نیست که کارنامه خود واشنگتن مرور شود. عراق، افغانستان و لیبی نمونههایی زنده از مداخلاتی هستند که با شعار و نمایش کمکِ به مردم آمدند و در نهایت به قتل و غارت همان مردم نیز منجر شد. مردم این کشورها بعد از این مداخلات برخی تا سالها و برخی هنوز نیز شاهد غارت منابع ملّی و کشتار داخلی بوده و هستند. همان وعدههایی که امروز ترامپ درباره ایران تکرار میکند، پیشتر برای مردم این کشورها نیز مطرح شده بود، نتیجه اما چیزی جز ناامنی مزمن و گسترش خشونت نبود.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که آنچه آمریکا دنبال میکند، ثبات یا رفاه ملّتها نیست. هدف، مهار دولتهای مستقل و بازتولید نظم مطلوب واشنگتن است. در این مسیر حقوق بشر به ابزاری تبلیغاتی تبدیل میشود و مداخله نظامی در پوشش اخلاقی عرضه میگردد. این همان جنگ نرم است که تلاش میکند جای متجاوز و قربانی را جابهجا کند و فشار را بهعنوان دلسوزی معرفی نماید.
در این میان اما ایران کشوری است که اقتدار ملّی خود را از ریشههای عمیق اجتماعی و تاریخی میگیرد. تهدیدها، توییتها و ادعاهای آمریکا نمیتواند نظم داخلی یا انسجام ملّی آن را متزلزل کند. تجربه دههها مقاومت در برابر فشارها و تحریمها نشان داده که ملت ایران با هوشیاری و آگاهی مسیر خود را مستقل از مداخله خارجی ادامه میدهد. اعتراضات مدنی در چارچوب قانونی مدیریت میشوند و دولت به صدای مردم گوش میدهد اما اغتشاش و خرابکاری که به امنیت عمومی آسیب برساند تحمل نمیشود. فشار و قلدری آمریکا ممکن است در برخی کشورها جواب دهد اما ایران سنگر مقاومت است و موازنه قدرت در آن به نفع استقلال و حاکمیت ملّی حفظ شده است.
بنیانهای قدرت در ایران عمیق است و مردم با تجربه تاریخی مقاومت و اتحاد، هرگونه فشار و تهدید خارجی را بیاثر میسازند. اقتدار ملّی بر اساس انسجام اجتماعی، فرهنگ مقاومت و اراده مستقل شکل گرفته و هیچ زورگویی قادر به سست کردن آن نیست. جنگ ۱۲روزه تنها یک صفحه از کتاب مقاومت و اقتدار ایران بود که جهان مشاهده کرد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
