حشد الشعبی یا همان بسیج مردمی عراق، این روزها تحت فشار گروههای مختلف داخلی و خارجی قرار گرفته است. پیچیدگی ماجرا از آنجا بیشتر میشود که این سازمان، از منظر قانونی، یکی از ساختارهای رسمی امنیتی عراق به شمار میرود با این حال، فشارها برای خلع سلاح آن همچنان ادامه دارد.
در چنین شرایطی، آینده حشد الشعبی با سناریوهای مختلفی روبهرو است و هرگونه تصمیم درباره وضعیت این سازمان میتواند پیامدهای مهمی برای معادلات سیاسی و امنیتی عراق و منطقه داشته باشد. رادیو نگار در صد و دوازدهمین قسمت خود در گفتوگو با دکتر علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل منطقه غرب آسیا، به بررسی سناریوهای محتمل پیش روی حشد الشعبی و چالشهای داخلی و خارجی آن پرداخته است.
[دریافت نسخه صوتی]
از دیپلماسی رفتوبرگشت نخستوزیر عراق، علی فالح الزیدی بین کاخ سفید و تهران، تا آمادهباش فرماندهان نظامی در بغداد، همه حاکی از اتفاقاتی در عراق است. به عنوان سؤال اول میخواهم از شما بپرسم که ارزیابی و تحلیلتان از شرایط کلی عراق و اوضاعی که به واسطهی جنگ ایران و ایالات متحده و اتفاقاتی که دارد میافتد در کشورهای منطقه چگونه است؟
عرض سلام و احترام خدمت حضرتعالی و مخاطبان عزیز. باعث افتخار است در خدمتتان هستم. همچنین ایّام شهادت نبی مکرم اسلام، کریم اهلبیت، امام مجتبی و ولی نعمتمان، امام رضا (سلامالله علیهم اجمعین) را تسلیت عرض میکنم.
عراق کشوری است که تا زمانی که در آنجا رأی مردم اثرگذار باشد و فضای عمومی در سیاست نقشآفرین باشد، سطح روابطش با ایران از یک حد مشخصی پایینتر نخواهد آمد؛ چون پیوندهای اجتماعی بین ایران و عراق خیلی عمیقتر از آنی است که یک دولت کوتاهمدت بتواند بر آن تأثیر معنادار منفی بگذارد.
بله، در سناریوهایی که در عراق کودتا رخ بدهد یا دیکتاتوری شکل بگیرد، در آن سناریوها دولت عراق میتواند مخالفِ ایران باشد. اما اگر در هر سطحی، دولت برآمده از رأی مردم باشد، آنوقت دولت عراق دارای روابط حسنه با ایران خواهد بود. اما از آن طرف، عراق از لحاظ سیستماتیک و ساختاری به نحوی وابسته به ایالات متحده است و کشوری نخواهد بود که بتوانیم بگوییم کاملاً خارج از مدار ایالات متحده قرار بگیرد. همسوترین آدمهای با ایران هم در عراق سر کار بیایند، اگر ساختار را عوض نکنند اتفاق ویژهای نخواهد افتاد. البته امکان تغییر ساختار وجود دارد. تغییر ساختار هم به معنی تغییر رژیم نیست؛ بلکه به معنای اصلاح ساختار است. اما اگر ساختار را تغییر ندهند، همسوترین آدمهای با ایران هم در بغداد سر کار بیایند، عراق کشوری خارج از مدار امنیتی آمریکا نخواهد بود.
در ساختار فعلی که درباره آن صحبت میکنیم -چون در علوم سیاسی هم همیشه این بحث را داریم که اولویت با کارگزار است یا ساختار- عراق از آن کشورهایی است که در آن ساختار بر کارگزار کاملاً غالب میشود. و ساختار به شکلی است که از یک طرف دولت عراق را وادار میکند با ایران وارد تعامل ایجابی بشود و از طرف دیگر در مدار امنیتی آمریکا قرار بگیرد.
حالا این سؤال مطرح میشود که آیا هر کارگزاری در عراق باشد، خروجی آن یکی است؟ نه. در داخل خودش تفاوتهایی دارد. اما بازهی تغییرات این شرایطی که گفتیم را همهشان دارند.
در مقطع فعلی نخستوزیر جدید عراق، آقای علی فالح الزیدی، کسی است که تمایل دارد از لحاظ اقتصادی و فنی-مهندسی، روابط با ایران نمیگویم خیلی فزاینده بلکه به شکل معمولی رشد کند. ما در ادواری در گذشته، عکس این را شاهد بودیم. اما برخلاف مسائل اقتصادی، آقای علی فالح الزیدی در حوزهی امنیتی و نظامی دارد به این سمت میرود که فاصلهگذاریاش را از ایران زیاد کند. علل مختلفی هم در این زمینه میشود برشمرد، فرصت هم باشد شرح میدهیم.
اما عجالتاً من این قسمت را کمی توضیح بدهم. ببینید، قوهی مجریه در حوزهی مسائل نظامی و امنیتی معمولاً از مجرای وزارت دفاع و وزارت کشور وارد عمل میشود. الان که با هم صحبت میکنیم، دولت آقای زیدی چند ماه از آغاز به کارش گذشته، یعنی از انتخاب ایشان که بیش از سه ماه میگذرد، از آغاز به کار دولتشان هم بیش از دو ماه. اما هنوز نه وزیر دفاع دارد، نه وزیر کشور و این دو وزارتخانه با سرپرست اداره میشود. در این شرایط، منطقاً باید اولویت این باشد که شما وزرا را منصوب کنید؛ اما شاهد هستیم که سه روند کلان در این حوزه دنبال میشود.
روند اول، فشار فزایندهای برای خلع سلاح مقاومت است که حالا در ادامه در موردش صحبت خواهد شد. روند دوم، این است که ساختار نظامی را دارد تغییر میدهد. به این صورت که اگر بخواهم خیلی سادهاش را توضیح بدهم، میخواهد یک نهادی مثل ستاد کل نیروهای مسلح تأسیس کند که آن بر کل نهادهای مسلح مستولی باشد. در ایران هم مثلاً ستاد کل عملاً مافوق وزارت دفاع و فرماندهی ارتش و فرماندهی سپاه و اینهاست. در تغییرات ساختاری، یک نمونهی دیگرش را بخواهم بگویم، به دنبال تأسیس یک وزارتخانهی جدید هستند به اسم وزارت امنیت داخلی که آن هم ماجرای مفصلی دارد. حالا در روند دوم، ایشان دارند یک تغییرات ساختاری مهم در ساحت امنیتی و نظامی ایجاد میکنند.
روند سوم؛ آقای نخستوزیر لیست بلندبالایی از نیروهای باسابقهی نظامی و امنیتی را دارند بازنشسته میکنند. در وزارت کشور، در شرایطی که با سرپرست اداره میشود، تعدادی از مقامات مهم وزارت کشور در ردهی معاونت و مدیرکل در مناصب امنیتی بازنشسته شدند. دقت بفرمایید، این افراد تغییر نمیکنند، بازنشسته میشوند. یک موقع است مثلاً میگوییم مجیدی را بردارید، به جایش حسینی را بگذارید؛ اما یک موقع است میگوییم مجیدی را نهفقط برمیداریم، بازنشسته هم میکنیم و بعد به جایش حسینی را میگذاریم. تفاوتش در چیست؟ تفاوتش این است که روزی که وزیر کشور بیاید سر کار، دیگر نمیتواند مجیدیِ بازنشستهشده را برگرداند، مگر با تأیید مستقیم نخستوزیر به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح. کسی که نظامی یا امنیتی باشد و بازنشسته شود، بهکارگیری مجددش نیازمند مجوز فرماندهی کل نیروهای مسلح است. دیگر یک فرمانده نظامی، امنیتی یا وزیر یا هر ردهای، بدون مجوز فرماندهی کل نمیتواند بازنشسته را به کار بگیرد.
اتفاق بزرگ اینجاست؛ شاید مهمترین، یعنی هر سه تغییر خیلی مهم است ولی این سومی خیلی هم چراغخاموشتر از بقیه است. مهمترین دارایی هر کشور در حوزهی امنیتی، سرمایهی انسانیاش است، نه تکنولوژی، ساختار و اینها. بخشی از سرمایهی انسانیاش را دارد بازنشسته میکند؛ در شرایطی که، تکرار میکنم، هنوز نه وزیر دفاع دارد، نه وزیر کشور.
اگر این سه را بگذاریم کنار یکدیگر به چه جمعبندیای میرسیم؟
اگر خیلی کوتاه بخواهم بگویم، به نظر میآید ما در عراق شاهد یک رخداد امنیتی خواهیم بود. شاهد یک شیفت هستیم. عراق پایان ۲۰۲۶ با عراق پایان ۲۰۲۵ از لحاظ نظامی، امنیتی کاملاً متفاوت خواهد بود.
اخیراً شاهد نشست دبیرکل سازمان بدر، آقای هادی العامری با برخی از فرماندهان مقاومت بودیم که آنجا بر حفظ سطح بالای آمادگی، تقویت هماهنگی میان طرفهای مرتبط و بررسی عملکرد میدانی تأکید شد. این نشست همزمان با تغییراتی که حالا بعضاً آشکار یا به قول شما نهان بودند برگزار شد، تحلیلتان از این اتفاق چیست؟ آیا میشود این نشست را به تصمیمات نخستوزیر مرتبط دانست؟
واقعیت این است که عراق، جدای از بحثهای داخلی، همواره در معرض تهدیدات خارجی بوده است. بعد از ۷ اکتبر، ما شاهد این مسئله بودیم که چند بار آمریکا و اسرائیل فرماندهان مقاومت را در عراق هدف قرار دادند.
اساساً یک چرخهای شکل گرفت؛ اسرائیل تهدید میکرد عراق را هدف قرار میدهد، آمریکا میآمد سراغ دولت وقت عراق امتیازگیری میکرد. میگفت ببین، اگر آن کار را نکنی، اسرائیل میآید حملهی هوایی میکند، آن کار را انجام بده تا من بتوانم اسرائیل را در این مقطع کنترل کنم. دولت وقت عراق هم امتیاز میداد.
اوج این وضعیت را در سال ۲۰۲۵ شاهد بودیم که آمریکا هشت امتیاز گلدرشت از بغداد گرفت. چرخه به این شکل بود: اسرائیل تهدید میکرد، آمریکا از دولت بغداد، دولت وقت -دولت سودانی- امتیاز میگرفت و بغداد امتیاز میداد. آمریکا موقتاً تهدید اسرائیل را دور میکرد، دوباره چند وقت بعد تهدید دوباره جدی میشد. عراق در معرض تهدید بود. نتانیاهو هم بارها گفته بود ما در هفت جبهه میجنگیم؛ یکی از این هفت جبهه عراق بود. این موضوع اول.
نکته بعدی اینکه در جریان جنگ تحمیلی سوم و معادلات منطقه، عراق فوقالعاده اثرگذار بود. مقاومت اسلامی عراق جزو جاهایی بود که موازنه را به سوی جمهوری اسلامی ایران برگرداند و طرح آمریکا را حقیقتاً بر هم زد. ایکاش فرصت باشد یک بار راجع به جنگ رمضان صحبت کنیم. حقیقتاً در جنگ تحمیلی سوم، مقاومت اسلامی عراق کارهای بزرگی انجام داد که خیلی از ما ایرانیها هم از آن بیخبریم. این هم موضوع دوم؛ یعنی معادلات منطقه بعد از جنگ رمضان. علاوه بر این مسائل، تجاوزی که عربستان سعودی به عراق داشت، شد ضلع سوم. ما مجموعاً با سه ضلع خارجی مواجهیم که به نوعی تهدید خارجی را متوجه عراق کرد است.
در مواجهه با این تهدید خارجی، دو نگاه کلی در عراق وجود دارد. یک نگاه میآید میگوید کل ساختارها را منسجم کنیم، یکدست کنیم تا امکان حرکات هزینهزای خودسرانه به صفر برسد. تأکید میکنم: امکان حرکات خودسرانهی هزینهزا به صفر برسد. این نگاه میگوید ما باید کل ساختار را بیاییم منسجم بکنیم، خیلی سفت و سخت، سلسلهمراتب فرماندهی، آنجوری برویم جلو و از این تهدیدات عبور کنیم.
یک نگاهی مقابل این نگاه هست که میگوید با توجه به محدودیتهایی که نهاد دولت در عراق دارد، شما اگر ساختار را یکدست بکنی، آسیبپذیر میشوی. الگوی کلان تو باید گلخانهای باشد. سیستم گلخانهای ممکن است جایی آسیب هم بسازد، اما در مجموع تنوع مبادی دفاعی تو باعث میشود از کشور در برابر هجوم خارجی بتوانی حفاظت کنی و مصونیت بیاوری. این نگاه دوم که میگوید نگاه گلخانهای، نگاهی است که فعلاً بین بیشتر گروههای مقاومت هوادار جدیتری دارد و گروههای مقاومت از این نگاه دارند حمایت میکنند. این جلسهای هم که به آن اشاره کردید، به نوعی برای تعامل بین این دو نگاه بود.
ماجرا از این قرار است که ما یک مجموعهای در عراق داریم به اسم ائتلاف ادارهی دولت. این ائتلاف در زمان تأسیس دولت سودانی شکل گرفت، یعنی سال ۲۰۲۲ و هفتهی گذشته جلسهاش برگزار شد. آقای نخستوزیر آمد آنجا صحبت کرد. این ائتلاف اضلاع سُنی، کرد و شیعه دارد.
آقای زیدی خیلی آنجا تند صحبت کرد. این طرف هم طرف مقاومت بود که ملاحظاتش درباره قضیهی عربستان خیلی جدی بود. به زبان ساده، شما ببینید ادعای عربستان -که هیچ جا تأیید نشده- این بود که از خاک عراق به تأسیسات نفتیاش حمله شد. عربستان در پاسخ آمد بیش از بیست نفر را شهید کرد و در آن حملات حداقل دوازده نفر مجروح شدند، غیر از مجروحین سرپایی، کسانی هم بستریاند.
خب، این با هم نمیخواند. دولت عراق در واکنش به این قضیه، حتی سفارتشان در بغداد را محدود نکرد. حتی سفیر بغداد در ریاض را فرا نخواند. یعنی کمترین واکنش، کمترین سطح واکنش نداشت. بالاخره یکشبه تجاوز کردند به کشورت، بیش از بیست کشته نظامی گذاشتند روی دستت اما تو یک سفیر احضار نمیکنی.
مدل دوم میگفت دولت عراق اساساً اگر خیلی هم از افراد صالح باشند، محدودیت ساختاری اجازه نمیدهد تا با حریّت کافی و با دست باز بتوانند از کشور دفاع کنند. پس الگوی گلخانهای اینجا جواب میدهد.
آقای هادی العامری آمد بین این دو کفهی ترازو یک جورهایی تعادل برقرار کند تا عراق در این مرحله، دچار مسئله نشود. این جلسه بیشتر در این جهت بود. اما باور من بر این است که این اقدامات عمدتاً یک نقش مُسکن و کوتاهمدت را دارد؛ چون هیچکدام راهحل درمان قضیه نیست. دو نگاه متضادند که باید بالاخره به یک اتفاق برسند.
آیا عراق در آینده نزدیک با یک درگیری داخلی مواجه است؟ آیا قرار است گروههای مختلف برای اینکه ثابت کنند که سبک گلخانهای درست است یا سبک متمرکز با هم درگیر شوند یا اینکه قرار است که آرامآرام برویم به سمت یکپارچهشدن نظام نظامی عراق؟
یک بخش زیادی از پاسخ این سؤال به تهدیدات خارجی برمیگردد. بخشی هم به تهدیدات داخلی خارج از چارچوب حاکمیت. در تهدیدات خارجی، ما واقعاً الان، من از شما میپرسم: آیا میتوانید ضمانت بدهید دیگر اسرائیل به عراق تعدّی نخواهد کرد؟
در مورد اسرائیل کلاً نمیشود هیچ ضمانتی داد.
درباره تهدیدات داخلی، عراق یک خاطرهی جمعی دارد که از آن دور نشده است. در سال ۲۰۰۸ یعنی ۱۸ سال پیش که تکتک بازیگران سیاسی امروز یادشان میآید. شاید آن موقع خودشان در حوزهی سیاست نقشی نداشتند، اما اینجور نیست که مثلاً علی الزیدی به ترامپ بگوید من آن موقع در سیاست نبودم، نظر نمیدهم. بالاخره همهشان هجده سال پیش را جلوی چشمشان هست.
در سال ۲۰۰۸ آمریکا قرارداد بست، متعهد شد که تا پایان سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شود. سال ۲۰۰۹ زندان بوکا تعطیل شد. در پرانتز بگویم، یکی از کسانی که آن موقع در بوکا بود و آزاد شد الان رئیسجمهور سوریه است. سال ۲۰۱۰ دوباره شاهد رشد فعالیت تروریستها در عراق بودیم. ۲۰۱۱ تروریسم یک هیولا شد و در سوریه هم ظهور پررنگی یافت. طبق آن توافق، پایان ۲۰۱۱ نظامیان آمریکایی از عراق خارج شدند.
از یکم ژانویهی ۲۰۱۲، یعنی دقیقاً از روز اول بعد از خروج آمریکاییها، ما شاهد انفجارهای امنیتی در عراق هستیم. درست در همان روزها طارق الهاشمی فرار میکند و با مجموعه اتفاقاتی که بعداً آن را تحت عنوان انتفاضهی الانبار میشناسیم، دو سال بعد فاجعهی داعش بوجود میآید.
تهدید دیگری که عراق با آن مواجه است، تروریسم است و جالب است که همین تروریسم، مَحملی شد تا آمریکا دوباره به عراق برگردد. امروز، مأموریت قانونی و پشتوانهی حقوقی حضور آمریکا در عراق، فرماندهی ائتلاف بینالمللی مبارزه با تروریسم است و الّا آمریکا هیچ توافق دوجانبهای ندارد که براساس آن بتواند نیروی نظامی در عراق داشته باشد.
پس در عراق با مجموعهای از تهدیدات مواجه هستیم که یک بخش آن خارجی و بخش دیگر آن هم داخلی است، مثل تروریسم. تهدیدی که در این دوره هم بسیار جدی است و باید اینها را در نظر بگیرید.
سؤال شما این بود که آیا شاهد کودتا، جنگ و یا درگیری خواهیم بود؟ بخواهم راحت صحبت کنم، جوابم این است که ما فقط میدانیم شرایط باثبات نیست. ممکن است با تلاشهایی بتوان استقلال را حفظ کرد، ولی روند فعلی، روندی است که به سمت بیثباتی میرود. این بیثباتی در گذشته، حداقل طی دو، سه سال اخیر، اینجور بود که معمولاً مقاومت کوتاه میآمد، به قیمت اینکه عراق بیثبات نشود. اما به یک جایی داریم میرسیم که میبینیم انگار روند به سمتی است که عراق را از آن منابع تأمین قدرت خودش تهی میکند. این اتفاق، در حالت ایدهآل، این است که یک ساختار منسجم شکل بگیرد؛ کاملاً ملیگرا و متعهد به عراق؛ اصلاً بحث مقاومت هم نداریم؛ ساختاری که به دنبال استقلال کامل عراق باشد.
استقلال کامل عراق اقتضائاتی دارد. طبعاً این برای آمریکا هم بهشدت نامطلوب است. اما اتفاقاً برای ما در جمهوری اسلامی بهشدت مطلوب است. عدهای فکر میکنند ما در جمهوری اسلامی ایدهآلمان این است که عراق وابسته به ایران باشد؛ نه. عراق اتفاقاً کاملاً مستقل باشد برای ایران بهتر است ولی برای آمریکا نامطلوب است. وضعیت ایدهآل این است که برویم به سمت ساختاری که کاملاً به دنبال استقلال عراق باشد. اما نشانههای آن را هنوز نمیبینیم.
در آینده چه اتفاقی برای حشدالشعبی خواهد افتاد؟ آیا میتوان ارزیابی کرد که حشد چه عملکردی خواهد داشت؟
حشد یک مجموعهی نظامی یکپارچه نیست. ما نگاهمان به حشد نباید مشابه نگاهی باشد که مثلاً در ایران به ارتش یا حتی سپاه داریم. در یک سازمان رزم نظامی، سلسلهمراتب فرماندهی خیلی مهم است. شما یک ماشین را بخواهید در داخل یک پادگان از این ساختمان به یک ساختمان دیگر ببرید، در مسیر دژبانی مجوز میخواهد و سلسلهمراتب باید این مجوز را صادر کرده باشد. عملاً هیچ کاری در دستگاههای نظامی بدون تأیید سلسلهمراتب فرماندهی انجام نمیشود، درست است؟ این مربوط به ساختار نظامی کلاسیک است.
اما واقعیت این است که حشد یک نهاد از پایین به بالا بود، نه از بالا به پایین که ما با نگاه سلسلهمراتبی به آن نگاه کنیم. بلکه ماجرا از این قرار بود که عراق با یک تهدید بزرگ مواجه شد به اسم تروریسم، مرجعیت وارد عمل شد، فتوای جهاد کفایی را صادر کرد و بعد از آن، گروههای مردمی داوطلبانه رفتند به سمت تشکیل گروههای مسلح یا پیوستن به گروههای مسلحی که آن روزها وجود داشت.
در حشد، گروههای متنوعی داریم. من برای اینکه بخشی از سطح تضاد را نشان دهم، یک مثال میزنم. اخیراً دبیرکل عصائب اهل الحق در یک سخنرانی علنی دو گروه ذیل حشد را متهم میکند که اینها نیروهای ترکیه در عراق هستند.
از سوی دیگر، درون حشد چهار گروه را داریم که در مقطعی -این ماجرا نیز مربوط به چهار سال قبل است- بهصورت رسمی علیه ریاست حشد، خیلی جالب است، علیه خود ریاست حشد تمرد رسمی دارند و از نخستوزیر مجوز میگیرند تا خودمختار شوند. هنوز از لحاظ اداری، حقوقی و مالی ذیل حشد هستند، اما از لحاظ عملیاتی، از حشد، از ریاست حشد جدا شدهاند و با خودِ دفتر نخستوزیری کار میکنند.
دوباره ما در حشد، گروه بزرگی را داریم، مثل سرایا السلام، که رئیس و رهبر معنویشان مقتدی صدر است و دستور مکتوب داده که شما حق ندارید با ریاست ارکان -نه خود ریاست حشد- کار کنید. معادل ایرانیاش میشود معاون هماهنگکننده، اما در ساختار حشد چیزی فراتر از معاون هماهنگکننده میشود، باید گفت جانشین و معاون هماهنگکننده که هر دوی آنها یک نفر میشود. عملاً درست است که نفر دوم است، ولی قدرتش نزدیک به نفر اول است.
به نوعی قائممقام.
بله، مقتدی تصریح کرده شما حق ندارید با ریاست ارکان کار کنید و اینها جزئی از حشد بودند. حشد واقعاً یک ساختار پراکنده است. من گاهی برای برخی از بزرگترهای خودم در ایران میخواهم یادآوری کنم، بگویم با چه تصویر ذهنی به حشد نگاه کنید. میگویم شماهایی که دههی شصت را دیدهاید طبیعتاً کمیتهها یادتان میآید. ما همان موقع یک کمیته مرکزی داشتیم، اما کمیتههای محلی سطحی از خودمختاری را داشتند که حالا بعداً کمیته و ژاندارمری ادغام شد و اینها بحث بعدی است.
واقعیت حشد این است و باید ابتدا این را در ذهنمان داشته باشیم، بدانیم با چه فضایی مواجهیم. گروههای مقاومت قدرتمندترین جریان درون حشد هستند و هیچ جریانی با آنها قابل مقایسه نیست. اما اینطور هم نیست که بگوییم همهی حشد آنها هستند. نه، اینها بخشی از حشد هستند. حتی میخواهم یک مقدار فراتر بروم و بگویم که همه گروههای مقاومت ذیل حشد نیستند بلکه عمده آنها ذیل حشدند.
این حرف خیلی از گزارهها را در ذهن دوستانی که دارند این گفتوگو را میشنوند و البته خود من را خط میزند. ما فکر میکردیم که همهی گروههای مقاومت ذیل حشد هستند، که شما میگویید اینگونه نیست.
بگذارید دقیقتر بگویم. گروههای اصلی مقاومت ذیل حشد هستند. ولی اینکه اینها برای تکتک فعالیتها خودشان را ذیل ریاست حشد تعریف بکنند، اینجور نیست. شاید این تعبیر دقیقتر باشد.
حالا با این نگاه برسیم به سؤال اصلی شما که آیندهی حشد چه میشود؟ نگاه آقای نخستوزیر اصلاً در برنامهی رسمیای که برای دولت داده بود، تقویت حشد است. اما اگر خیلی ساده بخواهم در موردش صحبت بکنم، میخواهد حشد را تبدیل کند به نهادی شبیه به ارتش، با تفاوتهایی. اول، شبیه به ارتش یعنی چه؟ یعنی آن ساختار از پایین به بالا دگرگون میشود، یک ساختار منسجمی دقیقاً مثل ارتش در ایران شکل میگیرد. همهچیز تحت اوامر ستاد کل باشد، بعد ذیل فرماندهی ارتش، بعد میآید تقسیم میشود در ساختار داخلی ارتش، همهچیز ذیل سلسلهمراتب فرماندهی قرار بگیرد.
دوم آنکه میخواهد مأموریتهای امنیتی را کامل از حشد بگیرد. اصلاً ویژگی مهم حشد این است که هم نهاد نظامی است، هم نهاد امنیتی. ولی الان میآید مأموریتهای امنیتی حشد را از آن میگیرد، میخواهد ببرد ذیل وزارت امنیت داخلی. اما مأموریت نظامی را نگه میدارد. این دو کار اصلی است که در قبال حشد میخواهد انجام بدهد. ما با یک ساختار نظامی مواجه خواهیم بود، حشد از بین نمیرود، اما دچار استحاله میشود. در واقع میخواهد هویت نهضتی حشد را از آن بگیرد. عراق چهار سازمان رزم دارد که برای کشوری مثل عراق این عدد، عدد بزرگی است. ارتش، پلیس اتحادیه، یگان ویژهی مبارزه با تروریسم و حشد الشعبی.
به نظر میآید گام بعدیشان این باشد که بخواهند این چهار گروه را تجمیع کنند، بشود یک یا دو سازمان رزم. اما آنها گامهای بعدی است و هنوز هیچ برنامهی مکتوبی در این زمینه تدوین نشده تا به مجلس ارائه شود و بتوانیم درباره آن جدیتر حرف بزنیم. اما چیزی که فعلاً میبینیم، تقلیل حشد به یک سازمان رزم حرفهای است، مثل ارتش.
خیلی ممنون. با همهی تفاسیری که فرمودید، به عنوان جمله پایانی در این باره چه جمعبندیای دارید؟
من در بین صحبتهایم یک جمله را عرض کردم و گفتم در جنگ تحمیلی سوم، در جنگ رمضان، عراق جایی بود که معادلات آمریکا را بر هم زد. الان هم میخواهم بگویم در میانهی سال ۲۰۲۶، نقطهی ثقل کل منطقه عراق است. این بازی را در عراق جدّی بگیریم که در حوزهی امنیتی و نظامی تغییراتی دارد رخ میدهد. اگر ما در این دورهی تغییر خوب عمل کنیم، قطعاً در پایان سال در نظم منطقهای نتایج خوبی را مشاهده میکنیم.
- تراز استاد دانشگاه تمدنساز
- برای حزبالله حاج قاسمِ علم باش
- نگاه خاص امام شهید به عراق، از عشق و محبت خارج از وصف سرچشمه میگرفت
- آیتالله مشکینی؛ روحانی بیبدیل
- سربازان بهارستان
- ایران در سختترین دوران هم مقاومت را رها نکرد
- دیدار تاریخی ماندلا در تهران
- غزلی در مقام رضا
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
با صدور احکام جداگانه از سوی فرمانده کل قوا صورت گرفت؛ ۱۸ / مرداد / ۱۴۰۵
انتصاب شش فرمانده عالیرتبه در ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و بسیج

حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، فرمانده معظم کل قوا، با صدور احکام جداگانهای مسئولیتها و مأموریتهای شش تن از فرماندهان و مدیران عالیرتبه نیروهای مسلح را ابلاغ کردند.
بر اساس این احکام، سردار سرلشکر خلبان پاسدار علی عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و امیر سرتیپ کیومرث حیدری به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تعیین شدند.
همچنین سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی با اعطای درجه سرلشکری عهدهدار فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و سردار سرلشکر پاسدار مصطفی ایزدی مسئولیت جانشینی فرماندهی کل سپاه را بر عهده گرفت.
در ادامه این احکام، مسئولیت فرماندهی نیروی دریایی سپاه به سردار دریادار پاسدار علی عظمایی و ریاست سازمان بسیج مستضعفین به حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب محول شد.
احکام جداگانه مسئولیت و مأموریت این شش فرمانده نظامی از سوی فرمانده معظم کل قوا به این شرح است:
انتصاب سرلشکر علی عبداللهی به سِمت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، فرمانده معظّم کل قوا در حکمی سردار سرلشکر پاسدار علی عبداللهی را به سِمت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کردند.
متن حکم فرماندهی معظّم کل قوا بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرلشکر خلبان پاسدار علی عبداللهی
نظر به شهادت پرافتخار و سرافرازانهی امیر سپهبد شهید سیدعبدالرحیم موسوی به دست دشمن صهیونی-آمریکایی، و با عنایت به خدمات شایسته و تجارب ارزندهتان، جنابعالی را به سمت رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب میکنم.
تحقق حداکثری مطالبات زیر مورد انتظار است:
1) ارتقاء توانمندی و آمادگیهای همهجانبه و روزآمد دفاعی-امنیتی نیروهای مسلح و بسیج مردمی
2) فراهمسازی امکان پاسخگویی بهموقع، انقلابی و مؤثر به هر سطح و نوع از تهدیدات متعارف و نوین نظامی، شناختی، و ترکیبی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران
3) تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) مبتنی بر تدبیر امام شهید (رضوان الله تعالی علیه)
امید است با عنایات الهی و در ظلّ ادعیهی پر خیر و برکت سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مزید توفیقات و انواع فتح و ظفر برای همهی نیروهای مسلح نظام اسلامی حاصل گردد.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
انتصاب امیر سرتیپ کیومرث حیدری به سِمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح
حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، فرماندهی معظّم کل قوا در حکمی امیر سرتیپ کیومرث حیدری را به سِمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کردند.
متن حکم فرماندهی معظّم کل قوا بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
امیر سرتیپ کیومرث حیدری
نظر به تعهد، شایستگی و تجارب ارزندهتان، و به پیشنهاد رئیس ستاد کل، شما را به سِمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب میکنم.
کمک به ارتقای توانمندیهای دفاعی و امنیتی، تقویت بنیهی معنوی و روحیهی جهادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، و توجه به نیازهای معیشتی نیروها، با لحاظ نظر رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، مورد انتظار است.
امید است توجهات و ادعیه سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موجب توفیقات روزافزون شما و آحاد نیروهای مسلح گردد.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
انتصاب سردارسرتیپ احمد وحیدی به سِمت فرمانده کل سپاه پاسداران
حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، فرماندهی کل قوا در حکمی سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی را به سِمت فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کردند.
متن حکم فرماندهی معظّم کل قوا بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرتیپ پاسدار احمد وحیدی
نظر به شهادت پرافتخار و سرافرازانهی سردار سپهبد پاسدار محمّد پاکپور به دست دشمن صهیونی-آمریکایی، و با عنایت به خدمات شایسته و تجارب ارزندهتان، جنابعالی را با اعطای درجهی سرلشکری به سِمت فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب میکنم.
در شرایطی که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در مواجههی راهبردی و سرنوشتساز با استکبار جهانی قرار دارد، تحقق مطالبات زیر مورد انتظار است:
1) ارتقاء مستمر و همهجانبهی توانمندیها به منظور بازدارنگی حداکثری، و آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن
2) اعتلای فرهنگی در سازمان سپاه و تقویت تقوا، بصیرت و روحیهی انقلابی به عنوان گوهر درونی آحاد پاسداران و فرماندهان
3) گسترش مدیریت و فرماندهی برخوردار از بنیهی معنوی و علمی و مهارتهای نوین در سلسله مراتب سازمانی
امید است در ظلّ ادعیه و شفاعات سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) توفیقات مضاعف و فتوحات پیدرپی نصیب همهی نیروهای مسلح نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گردد.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
انتصاب سردار دریادار علی عظمایی به سِمت فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران
حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، فرماندهی معظّم کل قوا در حکمی سردار دریادار علی عظمایی را به سِمت فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کردند.
متن حکم فرماندهی معظّم کل قوا بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سردار دریادار پاسدار علی عظمایی
نظر به شهادت پرافتخار و سرافرازانهی سردار دریابان پاسدار علیرضا تنگسیری به دست دشمن صهیونی-آمریکایی، و با عنایت به تعهد، شایستگی و تجارب ارزندهتان، بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه، شما را به سِمت فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب میکنم.
ارتقاء آموزش و مهارتها، تجهیزات و امکانات دریایی، اشراف اطلاعاتی توأم با رشد توان و آمادگیهای رزمی، تعالی معنوی و بصیرتی، و توجه به نیازهای معیشتی برای تحقق نیروی دریایی تراز انقلاب اسلامی و همچنین تعامل اثربخش و همافزا با سایر اجزای سپاه، بسیج و نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و دیگر بخشهای ذیربط لشکری و کشوری، مورد انتظار است.
امید است توجهات و ادعیهی سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موجب توفیقات روزافزون شما و همهی رزمندگان آن نیرو گردد.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
انتصاب حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب به سِمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین سپاه پاسداران
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، فرماندهی معظّم کل قوا در حکمی حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب را به سِمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کردند.
متن حکم فرماندهی معظّم کل قوا بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب
نظر به شهادت پرافتخار و سرافرازانه سردار سرلشکر غلامرضا سلیمانی به دست دشمن صهیونی-آمریکایی، و با عنایت به تعهد، شایستگی، و تجارب ارزندهتان، و بنا به پیشنهاد فرمانده کل سپاه، جنابعالی را به سِمت رئیس سازمان بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب میکنم.
با توجه به اقتضائات و شرایط جدید کشور، تحقق مطالبات زیر با لحاظ تدابیر فرمانده کل سپاه، مورد انتظار است:
1) تعمیق و گسترش فرهنگ بسیج و مقاومت به منظور تحقق شعار «هر ایرانی، یک بسیجی» با استفاده از ظرفیت آحاد مردم مبعوث شده و اقشار میلیونی جانفدا در راستای ایران قوی و متحد و حفاظت از انقلاب اسلامی
2) تقویت شبکهی اطلاعات مردمی، افزایش مهارتها و آموزشهای لازم توأم با بصیرتافزایی و بهرهگیری از فناوریهای نوین برای مقابلهی مردمپایه با تهدیدات دشمن
3) تعامل سازنده و مؤثر با دیگر نهادها و سازمانهای حاکمیتی، دولتی و عمومی و گسترش گروههای جهادی، بسیج اقشار و محلات به منظور توسعهی خدمات اجتماعی اثربخش با محوریت مسجد
4) ترویج فرهنگ بسیجی به عنوان الگوی مقاومت و پایداری مردمی در سراسر جهان در برابر استکبار صهیونی-آمریکایی
امید است توجهات و ادعیه سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، موجب توفیقات روزافزون شما و همهی بسیجیان عزیز گردد.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
انتصاب دکتر ذوالقدر به عنوان مشاور سیاسی رهبر معظم انقلاب
۱۸ / مرداد / ۱۴۰۵
انتصاب دکتر محسن رضایی به عنوان نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی
۱۸ / مرداد / ۱۴۰۵
۰۴ / مرداد / ۱۴۰۵
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
تکذیب ادعای مطرح شده درباره واکنش رهبر انقلاب به نامه رئیسجمهور محترم
روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی در اطلاعیهای تأکید کرد؛ مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، دفتر ایشان و دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطالبی خارج از این چارچوب فاقد سندیت و صحت میباشد. متن اطلاعیه روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با گرامیداشت اربعین حسینی و ادای احترام به روح بلند رهبر شهید انقلاب به اطلاع مردم شریف و مبعوث شده ایران میرساند، در روزهای اخیر برخی نقل قولها از رهبری معظم انقلاب اسلامی در فضای مجازی منتشر شده است که متأسفانه زمینهساز تشویش اذهان عمومی و ایجاد انشقاق و اختلاف در جامعه است.
برهمین اساس برخی نکات را درباره اخبار و مطالب مربوط به مقام معظم رهبری بیان میدارد:
۱- مرجع رسمی انتشار پیامها، اخبار و مطالب مرتبط با آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر انقلاب و یا پایگاه حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب است و هرگونه مطالبی که خارج از این چارچوب منتشر شود فاقد سندیت و صحت میباشد.
۲- رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامهای خود از جمله در پیام اخیر بر حفظ اتّحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تأکید داشتهاند. مطالبی که برخلاف توصیههای مؤکّد رهبری، موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینهساز نسبتهای نادرست به مسئولان محترم میشود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملّت ایران است. بر همین اساس مطلب منتشر شده در فضای مجازی که در آن فردی ادعایی را درباره واکنش رهبر انقلاب اسلامی به نامه رئیسجمهور محترم مطرح کرده از اساس کذب و خلاف واقع است.
روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب اسلامی
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
نگاه خاص امام شهید به عراق، از عشق و محبت خارج از وصف سرچشمه میگرفت
رسانه KHAMENEI.IR در ایام تشییع تاریخی حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای در عراق گفتوگویی با آقای محمدکاظم آل صادق سفیر ایران در عراق داشته است.
ابراز عشق و وفاداری مردم و نخبگان عراق در تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در نجف و کربلا، ریشههای محبت ملت عراق به قائد شهید امت، توصیههای امام شهید به مسئولین عراق برای حفظ استقلال و آزادی مردمشان، پایبندی به رهنمودهای مرجعیت عالی دینی، اشتیاق ایشان برای دستیابی جوانان عراقی به جایگاه شایستهشان در جامعه و همچنین مواضع قبایل عراقی و کمکهای آنان در حمایت از جمهوری اسلامی در طول جنگ سوم تحمیلی و ارزیابی پیامدهای رویداد تاریخی تشییع رهبر شهید انقلاب بر آیندهی روابط میان ملت ایران و عراق از جمله موضوعات مطرح شده در این گفتوگو است که متن کامل آن در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد.
تشکر از جنابعالی بابت وقتی که اختصاص دادید، خصوصاً در این ایامی که بعد از تشییع عظیم و تاریخی رهبر شهید انقلاب در عراق بسیار مشغول بودید. متشکرم. همانطور که میدانید، امام شهید، هم در بیاناتشان و هم علاوه بر آن، در سیرهی زندگیشان علاقهی خاصی به فرهنگ عربی و کشور عراق داشتند و در خاطراتی هم که از ایشان هست، چه بهصورت شفاهی و چه بهصورت مکتوب، اشارات زیادی به حضورشان در دورهای که پیش از انقلاب اسلامی در عراق حضور داشتند وجود دارد و همیشه با یک علاقهی خیلی ویژه دربارهی عراق صحبت میکردند. بعد از پیروزی انقلاب هم که نظام صدام به جمهوری اسلامی حمله کرد، ایشان همواره این نگاهشان به مردم عراق ثابت بود و از نگاه برادری و دوستی با آنها صحبت میکردند. در واقع، سخنرانیهای عربی امام شهید موجود است که خطابهای بسیار بسیار برادرانهای به همهی طیفها و گروهها و مذاهب مختلف و ادیان عراقی داشتند. سؤال ما در واقع اینجا این است که شما این نگاه امام شهید را به عراق، بازتعریف آن و ترجمهی آن را در طول سفارت خودتان در عراق به چه شکل دیدید و توصیههایی که ایشان به شما داشتند چه بود؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم. ایام سوگواری محرم را خدمت شما و بینندگان محترم تسلیت عرض میکنم و همچنین شهادت قائد امّت، حضرت امام خامنهای را تسلیت عرض میکنم. شهادت ایشان نقطهعطفی در تاریخ رقم زد و یک تحول بزرگی در دنیا شکل گرفت. در خود عراق، از شمال، از موصل تا جنوبش، مردم سوگواری کردند، مجالس گرفتند، تجمع کردند و بسیاری از مراسم و سنتهایی که به آن عمل میکردند را تعطیل کردند.
حضرت امام خامنهای، به دلیل نگاه عمیق به ملّتها و شناختی که از فرهنگها داشتند، توجه ویژهای به عراق و عراقیها داشتند. خب، نوشتههای ایشان و سخنرانیهای ایشان وجود دارد و همواره عراق را -چون کشور اهلبیت علیهمالسلام و مرکز شیعه است- یک عراق قوی، مستقل، آزاد و پیشرفته میخواستند. توصیهشان دائماً به مسئولان عراقی این بود که استقلال عراق را حفظ بکنند، آزادگی ملّت شریف عراق را مورد توجه قرار بدهند و نگاه ایشان به مرجعیت و حوزههای علمیه نگاه ویژهای بود. احترام زائدالوصفی به حضرت آیتالله العظمی سیستانی داشتند و همواره توصیه میکردند که فرمایشات ایشان مورد تأکید قرار بگیرد و به آنها عمل بشود.
نگاه حضرت امام خامنهای به شعر و فرهنگ و ادب و شناخت عمیق ایشان نسبت به شعر و شاعری، همه را مبهوت کرده است. در دیدار با شعرا و فرهیختگان، این را همواره ما میبینیم. حتی شعر غیرفصیح، اگر میخواهیم بگوییم شعر شعبی، به آن هم نگاه عمیقی داشتند و شناخت دقیقی داشتند.
آقای محمدمهدی الجواهری، یکی از شعرای بزرگ عراق، در دیداری که خدمت آقا داشتند، همراهانشان نقل میکردند که حضرت آقا از قصیدهی عینیهی آقای محمدمهدی الجواهری تعریف کردند و کل قصیدهی ایشان را از بر حفظ کرده بودند و حتی دیوان جواهری را از کتابخانه درآوردند و گفتند: «من روی اشعار شما حاشیه زدم و مواردی را ذکر کردم.» آقای جواهری وقتی این صحنه را دیدند، به امام شهیدمان فرمودند که: «بعید میدانم یک رهبر عربی دو بیت از اشعار من حفظ کرده باشد؛ شما یک قصیدهی کامل را حفظ کردید و دیوان من را کامل خواندید.» این، عمق شناخت ادبی و فرهنگی حضرت آقا را نسبت به جواهری و فرهنگ ملّت عراق میرساند.
در دیدار با موکبداران، صحنههای عظیمی خلق شد و صحبتهای بزرگوارانه و محبتپرورانهی حضرت آقا با اینها همچنان آثار و برکات خودش را دارد و همواره از ما این دیدار را میخواهند. اربعین که به موکبها سر میزنیم، خاطره در ذهنشان زنده است و آرزو داشتند در دوران حیات حضرت امام خامنهای، قائد شهید امّت، این تکرار بشود.
الان یک درخواست عاجزانهای دارم از رهبر عزیزمان، نور چشممان، حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای، که در شرایط مناسبی، انشاءالله، این صحنه را ما بتوانیم با عشایر عراق تکرار بکنیم؛ خدمت ایشان و به محضر ایشان برسند و استحقاقش را هم دارند. این شور هیجانی که در شهادت رهبر شهید رقم زدند و حضور پرشورشان و غیرتمندانهشان در رابطه با تشییع را ما دیدیم. جا دارد، انشاءالله، این اتفاق رقم بخورد و در فرصت مناسب عشایر عراق خدمت ایشان برسند.
بسیار خوب، آقای سفیر، دربارهی بعضی توصیههای امام شهید صحبت کردید و بعضی کلیدواژههایی که در سخنان ایشان، چه در دیدار مسئولان عراقی و چه در دیدارهای عمومی، خیلی پرتکرار بوده؛ عراق مستقل، عراق پیشرفته و نگاه ویژهای که ایشان به جوانهای عراقی داشتند که حتی نامهای هم به آنها نوشته بودند، به عربی و با دستخط خودشان، که باز همانجا علاوه بر اینکه ابراز علاقه کرده بودند که «إنّنی أحبّکم»، در واقع یک آیندهی روشن را هم برای جوانهای عراقی آرزو کرده بودند؛ برخلاف آن چیزهایی که ما در رسانههای معارض جمهوری اسلامی و جبههی مقاومت میبینیم که همواره دربارهی ایران و جبههی مقاومت عکس این را میگویند.
سؤالی که اینجا از محضر حضرتعالی داشتم این است که در واقع توصیههایی که به شما میکردند و پرتکرارترین آنها در حوزهی سیاسی و بهعنوان سفیر جمهوری اسلامی چه بود، در جلسات و دیدارهایی که با امام شهید داشتید؟
نگاه کلی ایشان به عراق یک نگاه بزرگی است. با یک عشق و علاقهی زائدالوصفی به عراق نگاه میکردند و جملهی معروفی که در دیدار با علمای عراقی داشتند، فرموده بودند: «مَثَلُنا و مَثَلُکم أن لحمُنا لحمُکم ودمُنا دمُکم». البته این فرمایش مربوط به امام شهیدمان است و بر زبان شهید رئیسی جاری شد و اثر خودش را هم در عراق گذاشت.
عراق کشور جوانی است؛ پنجاه درصد جمعیت عراق زیر ۲۵ سال است، هفتاد درصد جمعیت عراق زیر ۳۵ سال است و طبق آمار رسمی، ۶۰ درصد عراق آمادهبهکارند؛ یعنی مردان عراقی و زنان عراقی. خب، این یک پتانسیل بسیار بالایی است و امام شهید همواره نگاهشان این بود که جوانان جایگاه خودشان را در جامعهی عراق پیدا بکنند و به آیندهی عراق فکر بکنند و حضور داشته باشند. عراقیها هم این را دریافتند و به همین دلیل عاشقانه به امام نگاه میکنند.
صحنههایی که در تشییع خلق شد، صحنههای عجیبی است؛ نوجوانی که دنبال پیکر مطهر حضرت آقا بود و پیراهنش را درمیآورد و عاشقانه پرتاب میکرد که متبرک بشود و بعد به دستش برمیگشت، با یک شوق و ذوق خاصی. جوانانی را من دیدم که شب قبل در پارکها و در بلوارها عکس امام را بغل کردند و خوابیدند، منتظر لحظهای که دیدار بشود و چشمشان به پیکر مطهر و تابوت حضرت آقا بخورد. این صحنهها، صحنههای بسیار عاشقانه و محبتآمیزی بود که ما در بین جامعهی عراق دیدیم.
لذا نگاه ایشان به عراق یک نگاه ویژه است. عراق متأسفانه به دلیل مشکلات زیرساختی که دارد با مشکل برق مواجه است و قراردادهایی که ما در رابطه با برق داریم، گاهیوقتها که اتفاقی میافتد و صادرات برق کم میشود، حضرت آقا تأکید میکردند که ـ حالا به دلیل مسائل مالی یا غیره، نمیخواهم خیلی آن را باز بکنم ـ به جامعهی عراق رسیدگی بشود و نگرانیهای جامعهی عراق مورد توجه قرار بگیرد. امنیت عراق را امنیت خودمان میدانستند و خوشحالی عراقیها را خوشحالی خودشان میدانستند و ناراحتی عراقیها را ناراحتی خودشان میدانستند. این پیامها به گوش عراقیها رسیده و عمق محبت و عشق ایشان را میدانند.
گاهیوقتها من میپرسم که راز این محبت چیست، میگویند: مواضع ایشان، حمایتهای ایشان. خب، در جنگ داعش، بله، فتوای حضرت آیتالله سیستانی اثر بزرگی در بسیج ملّت عراق داشت برای دفاع از عراق. دستورات ایشان برای تأمین سلاح عراق را فراموش نمیکنند؛ بدون قرارداد، بدون اینکه اول سلاح برسد دستشان، از خودشان دفاع بکنند، بعدها مسائل بعدیاش رقم بخورد و قراردادها و حسابوکتابها. البته بیحسابوکتاب هم نبود، اینجوری که بعضیها فکر میکنند، ولی اینکه شرط بگذارند، مثل آمریکاییها یا مثل بعضی از کشورهای عربی که اینها دست نیاز به آنها دراز کردند و تأمین نکردند، نبود. جمهوری اسلامی انبارهای خودش را باز کرد و شهید سلیمانی اینجا، خب، حماسه آفرید؛ در بسیج ملّت عراق، در آموزش، سازماندهی و مدیریت صحنهی نبرد. این پیروزی هم با فتوای مرجعیت، حشدالشعبی و پشتیبانی جمهوری اسلامی خلق شد و پروندهی داعش با همکاری این دو ملّت و دو کشور بسته شد. ما باید فرمایشات امام شهیدمان را همواره مدنظر قرار بدهیم و در توسعه و تعمیق روابط کوشا و پرتلاش باشیم، انشاءالله.
اشاره داشتید به مراسماتی که بعد از شهادت امام شهید در سرتاسر عراق داشتیم و گستردگی آنها و شکلشان. من میخواستم باز هم، اگر بشود، کمی از این مراسم بگویید؛ اگر در آنها مشارکت داشتید، از شما دعوت شد یا خودتان در آنها حضور داشتید. همینطور دربارهی مراسم تشییع و اینکه این ایدهی تشییع امام شهید در عراق چگونه شکل گرفت و چطور ایجاد شد؟
عرض کردم، در عراق، از موصل تا بصره، از شمالیترین نقطهی عراق تا جنوبیترین نقطه، آثار سوگواری و تألم و تأثر را ما میدیدیم. خب، بعد از اینکه در ماه رمضان حضرت امام به شهادت رسیدند، عید فطر و قربان و غدیر، اینها اعیاد محترمی است برای عراقیها. در عید فطر، یک صحنهای در بینالحرمین، در نماز عید فطر، در صفحهی تلویزیونها دیده شد؛ یک مقایسه بین نماز عید سال گذشته و نماز عید امسال. به این صورتِ خودجوش، خیلی سازمانیافته و بدون دستور، خود مردم عزاداریشان را ابراز کردند. دو تا عکس کنار هم میگذارید؛ یکی کاملاً سفید و یکی کاملاً سیاه. در عید سال گذشته، پیراهنهای تمیز و نو و سفید پوشیده بودند؛ اینجا کاملاً سیاهپوش هستند.
در خانوادهها، دوستانی که میبینیم میگویند: «خانوادهی ما عزادارند». گریه و زاری و آثار حزن. در جاها و کوچههایی که میروی، یک تابلو زدهاند: «مجلس عزاداری زنانه برای شهادت حضرت امام خامنهای»، مثلاً، برگزار کردهاند. عشایر آن مراسم عید دیدنیهایشان را تعطیل کردند. تولیت آستانهای مقدسهی علویه، حسینیه و عباسیه، در اعیاد سالانه و ولادتهای ائمه، ضریحها را گلآرایی میکردند. بعد از شهادت حضرت آقا این اتفاق رخ نداد. روی شیشههای تشریفاتشان نوشتند که: «هیچگونه تبریکی به مناسبت عید نمیپذیریم». امسال عیددیدنیها را تعطیل اعلام کردند.
یکی از مسئولان بزرگ قضایی عراق اعلام کرد که ما در طول چهل روز بعد از شهادت حضرت آقا هیچ ازدواجی را ثبت نکردیم. در استانهای شیعه، قانونشان این است که ازدواجها در محاکم ثبت میشود. خب، این حرکت، حرکت کوچکی نیست؛ معنایش این است که تمام این مراسمها را تعطیل کردند و ازدواجها را به یک وقت دیگر محول کردند.
در آن هدایا، یک طفل یازدهساله دوچرخهاش را آورد؛ دختر چهارساله و پنجساله گوشوارهاش را درآورد و تقدیم کرد. ما در سفارت، در اینجا، تبرعات را جمعآوری میکردیم. در کمتر از یک ماه پنج میلیون دلار، تقریباً معادل ارزش پنج میلیون دلار، کمک جمعآوری شد و نزدیک به بیش از سه کیلو طلا مردم اهدا کردند. به دلیل اینکه فتوای حضرت آیتالله سیستانی کمک به ایران و لبنان بود، اینجا وقتی میآمدند سفارت، معنایش این بود که کمکشان برای جمهوری اسلامی است. اما توصیه کردیم که لبنانیها را فراموش نکنید و دوستان در گیشهی کنسولی به متبرعین میگفتند: «اگر بشود مثلاً چون مردم لبنان و طرفداران حزبالله هم در یک شرایط بسیار سختی در آوارگی هستند و سرمای زمستان است، بخشی از کمکها را به آنجا اختصاص بدهید». آنها میگفتند: «جمهوری اسلامی جای خود دارد؛ این تبرع ما هم برای لبنان». یعنی هر دو تا کشور را واقعاً با یک حس خیلی خوبی آمدند در میدان و کمک کردند و تبرع کردند.
من برگردم به صحنهی دوچرخه. وقتی که اهدا کردند، رایزنی فرهنگی هم، بهعنوان عمل متقابل، دوچرخهی خوبی برایشان هدیه کردند، بردند و دادند. اما صحنهی جالبش این بود که یک نمایندهی مجلس به من زنگ زد و گفت: «به پاس همت این جوان و ایثار این جوان، من یک ماشین خریداری کردم و میخواهم به ایشان هدیه بکنم و شما در این مراسم حاضر باشید». گفتم: «من در یک مراسمی که عشایر در یکی از استانها من را دعوت کردند باید شرکت بکنم؛ عذرخواهی میکنم، نمیتوانم شرکت بکنم».
اتفاق عجیبتری که افتاد، همین خانوادهی دوچرخه، همین طفلِ دوچرخه، به من زنگ زد و گفت که: «این دوچرخهای که من دادم، به من ماشین دادند و من دوباره میخواهم بیایم سفارت و این ماشین را به جمهوری اسلامی هدیه بکنم».
عمق علاقه و پیوند و محبتی که بین این دو ملّت وجود دارد را کجا میتوانید ببینید؟ محبتی که محورش امام حسین و اهل بیت علیهمالسلام هستند و در جای دیگری اتفاق نمیافتد. این شعار بسیار دقیقی بود که برای یکی از اربعینها مطرح شد: «حبّ الحسین یجمعنا» و اینجا دارد رقم میخورد و ما شاهد چنین صحنههایی هستیم.
بههرحال، عشایر زیادی در استانهای مختلف من را دعوت کردند و با یک حضور مسلحانه، اعلام آمادگی کردند در حمایت از جمهوری اسلامی؛ اینکه ما آمدهایم برای دفاع. جمهوری اسلامی با این جنگ ما را سربلند کرد، عزیز کرد.
این دفاعی که از تشیع صورت گرفت، از امّت اسلامی، از محور مقاومت؛ جمهوری اسلامی دارد دفاع میکند. ما آمادگی داریم و برویم بجنگیم که ما میگفتیم: برادران، جنگ هوایی است؛ اگر زمینی بود، حتماً شما جلوتر از ما حضور پیدا میکردید و در جنگ شرکت میکردید. لذا اتفاقات بسیار جالبی رخ داد.
در یکی از استانهایی که رفته بودم، استان واسط، در جمع عشایر صحبت میکردم. بعد از پایان مراسم، یکی از شیوخ محترم این استان تفنگ برنویی برای من آوردند، با بند حمایلش و اینها. گفتند: این را پدرِ جدم به جدم هدیه کرده، جدم به پدرم و پدرم به من؛ ولی من به عشق و علاقه و احترام به جمهوری اسلامی، حضرت امام شهید و کاری که جمهوری اسلامی کرد، این تفنگ را به شما هدیه میکنم. و الآن در دفتر کارم آن را با افتخار گذاشتهام. این صحنه، صحنه پیوند عمیق دو ملّت را رقم میزند.
یا در ناصریه؛ استان ناصریه شرایط خاص خودش را دارد. دو بار من را دعوت کردند. آن تشییع نمادین خودجوش در اولین استان، از ناصریه شروع شد. بعدها مراسماتی که برای ختم و عزاداری و اعلام همبستگی بود، اینها را ما شاهد بودیم.
در جای دیگر، در استان بابل رفتم. یک جوان عراقی، شاعر برجستهای بود و با یک قصیدهای واقعاً حاضران را تکان داد؛ بیانات بسیار بالا و مضامین بسیار عالی. اگر اجازه بدهید، من یک بیتش را به عربی بگویم و بعد هم ترجمه بکنیم. اینجوری شروع کرد: «قبل لا یندفن جیبوه علینا، نرید الخامنئی نوفی دینه». یعنی قبل از اینکه حضرت امام شهید را دفن بکنید، بیاوریدش که کنار ما باشد؛ میخواهیم ادای دین بکنیم در حق ایشان. و با تعابیر بسیار بالایی که ما اینقدر سینه میزنیم در عزای ایشان که دستانمان قطع بشود؛ در نجف، در کنار مولایمان امیرالمومنین، آنقدر اشک میریزیم که با اشک چشمانمان غسلش بدهیم. مضامین و نمونههای بسیار زیادی در اینجا دیده شده.
خب، ما در سفارت، گروههای مختلف مردمی را داشتیم که مراجعه میکردند و درخواست تشییع پیکر داشتند. یا در حضوری که در بین مردم استانها میرفتیم، طومارهایی نوشته شد؛ نامههایی را شیوخ و عشایر امضا کردند و برای ما فرستادند. تعدادی از نمایندگان مجلس همین دفتر اینجا آمدند و به نمایندگی از ۱۰۷ نماینده، نامهای را به ما دادند، خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی ایران؛ خواستار تشییع پیکر مطهر در عراق بودند. و خودکار قرمز، که به رنگ خون و پیوند خونی بود و اینکه ما آمادهایم مثلاً خونمان را تقدیم کنیم، این را ارائه دادند.
خب، صحبتهایی با مسئولین در جمهوری اسلامی شد و این درخواست را ارائه دادیم. جاهای مختلف هم این درخواست را داشتند. از نهادهای جمهوری اسلامی، دفتر ولیفقیه در نجف، درخواستهایی داشت شبیه این کار و جاهای مختلف یک حرکتی انجام شد. این خواست ملّت شریف و غیور عراق به جمهوری اسلامی منتقل شد و آنجا موافقت اعلام شد. با نخستوزیر هم صحبت شد که ما در جاهای مختلف این درخواست را داریم؛ از عشایر، از علما، از جوانان، از طیفهای مختلف، حتی قومیتهای جامعه عراق؛ و ما چهکار کنیم با این؟
من با دو نخستوزیر صحبت کردم. در دوره اول با آقای سودانی صحبت کردم. ایشان گفتند: با کمال میل، من خودم و خانوادهام و حتی مادرم در صف جلوی تشییعکنندگان حاضر خواهیم شد. حالا اینکه ویژه مادرشان را ذکر کردند، این صحنه را یادآوری میخواستند بکنند که من برای شرکت در انتخابات، مادرم را با ویلچر بردم. این صحنه توی اذهان عراقیها هست که البته در مراسم تشییع شرکت کرده بودند؛ در تشییع رسمی در فرودگاه نجف.
با نخستوزیر فعلی آقای علی الزیدی هم صحبت کردم. گفتند: با افتخار ما این مراسم را میپذیریم و ایشان اختصاص به ایران ندارند، بلکه متعلق به همه شیعیاناند؛ حضرت آیتالله شهیدمان، امام خامنهای. و موافقت کردند و یک کمیته عالی شکل دادند، با مسئولیت رئیس دفترشان و سایر اعضا. و دیدید هم در جنبه خدماتی، هم در جنبه امنیتی، چه کار بزرگی کردند و یک مراسم باشکوه، باعظمت و در امنیت کامل رقم خورد.
در بُعد خدماتی، من اسمش را گذاشتم «اربعین زودهنگام»؛ با حضور موکبها و پذیرایی از مردم در شهرهای مقدس نجف و کربلا و در مسیر اربعین. در حرکتی که خودروی حامل پیکر در مسیر نجف به کربلا داشت، از مسئولین هم درخواست کرده بودیم که حتماً توقفهایی در مسیر داشته باشد. مردم بتوانند عزاداری انجام بدهند و مراسم خاص خودشان، یزله و شعارهای خاص خودشان را انجام بدهند. و پیکر نتوانست بهراحتی این مسیری را که برایش یک ساعت، یک ساعت و نیم ترسیم شده بود، به مقصد برسد؛ و همین باعث شد که ما مراسم را تا نزدیک اذان صبح در نجف و کربلا انجام بدهیم و پیکر با تأخیر به مشهد مقدس منتقل شد.
فکر میکردید این جمعیت میلیونی و عظیم و تاریخی را در مراسم تشییع داشته باشیم؟
عشق و علاقه مردم را میفهمیدیم. حضرت آقا این مردم را دوست داشتند و با زبان خودشان صحبت کرده بودند. این برایشان خیلی مؤثر است؛ اینکه با ادبیات و زبان خودشان مورد خطاب قرار بگیرند. من میپرسم: چرا اینقدر امام را عاشقانه دوست دارید و محبت زائدالوصفی دارید؟ سیمای ایشان، لبخند ایشان و بیانات ایشان یک جذابیت خاصی در دل اینها دارد.
نخبگان میگویند حضرت آقا بهراحتی از حوادث تاریخی و اتفاقاتی که در دنیا رخ میدهد، رد نمیشوند؛ به فلسطین توجه دارند، به لبنان توجه دارند، به یمن توجه دارند؛ دفاع از محرومین، دفاع از مظلومین، دفاع از آزادگان. ما این را در صحنه دفاع از عراق در جنگ داعش و تمجید ایشان، تشویق ایشان برای مقابله با اشغالگری دیدیم. همه اینها در ذهن این مردم حاضر است و این صحنهها را خلق کردند. اگر واقعیتش را بخواهم بگویم، میگفتیم یک جمعیت خوبی میآیند، میلیونی میآیند اما این صحنهای که ما دیدیم فراتر از تصور است.
اثرات این اتفاق را، خصوصاً در رابطه بین مردم ایران و عراق، چطور ارزیابی میکنید که در آینده این رابطه به چه شکل باشد؟ بعد از این اتفاق تاریخی که افتاده.
ما این صحنههای پیوند عمیق دو ملّت را در اربعین میبینیم. سالانه بین ایران و عراق یازده میلیون و پانصد هزار زائر یا نفر، تردد میکنند. البته سهم بیشترش از جمهوری اسلامی است. سه میلیون و نیم تقریباً از عراق میروند سالانه به ایران، با منظورهای مختلف؛ هم زیارت، هم سیاحت، هم درمان، هم اقتصاد و تجارت. ولی خب سهم بیشتر برای ایرانیهاست که چهار میلیونش تقریباً در اربعین رقم میخورد. اینها یک پیوندهای اجتماعی و مراودات بین مردم خلق کرده است. این حادثه که شکل گرفت، فکر کنم مزید بر علّت خواهد بود که روابط عمق بیشتری پیدا بکند، محبتها شکل دیگری پیدا بکند.
حضور موکبهای عراقی را در میدانها شما دیدید و اینکه چقدر مؤثر بود. خب، طبیعتاً دشمنان خیلی تلاش میکنند که تفرقهای ایجاد کنند بین این دو ملّت بزرگ و عظیم و شریف؛ ولی به کوری چشم دشمنان، انشاءالله این محبتها، این حلقهها، این پیوندها دو کشور را آماده ظهور مبارک حضرت آقا امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بکند و اینجا هم پایتخت امام زمان بشود و آن پیوستگی و پیوند عمیق قلبی و اعتقادی و فرهنگی دو ملّت، شکل قویتری به خودش بگیرد.
آقای سفیر، من بهعنوان آخرین مطلب، نگاهی به تجربه چهار ساله سفارت شما در عراق، در جایگاه سفیر داشته باشیم. طبعاً شما با شخصیتهای عراقی متعدد جلساتی داشتید، نشستهایی داشتید و همینطور در داخل ایران با مسئولین، بهواسطه موضوع سفارت، جلساتی داشتید و از جمله با رهبر شهید انقلاب. در این جلسات، هم در جانب عراقیاش میخواستیم ببینیم که درباره امام شهید چه میگفتند و در واقع درباره نگاه امام شهید بهطور خاص، اگر خاطره خاصی از شخصیتهای عراقی هست که درباره ایشان چیزی فرمودند یا درباره نگاه ایشان به عراق؛ و همینطور خاطره خاص و بهیادماندنی از جلسات و دیدارهایی که با امام شهید بوده و بوده، برای ما ذکر کنید.
در سفر رئیسجمهور وقت عراق به تهران، خب دیداری با حضرت آقا داشتند. آقای قاسم الاعرجی، مشاور امنیت ملّی، در جلسه حضور داشتند و بعد از جلسه از حضرت آقا تقاضا کردند اگر بشود انگشتری یا چفیهای به ایشان اهدا بکنند. حضرت آقا با کمال محبت فرمودند: دوتایش را به شما میدهیم؛ هم انگشتر دستشان را دادند و هم چفیهای که روی دوششان بود.
خب، یکی از مسئولین دیگر، مشاور امنیتی رئیسجمهور که بود، گفت: حضرت آقا، ما هم انگشتر میخواهیم. توی دستشان دیگر انگشتری نبود. فرمودند: انگشتر بیاورید، میدهیم؛ انگشتر میدهیم. من هم صحنه را مناسب دیدم و خدمت حضرت آقا عرض کردم که من هم انگشتری میخواهم. گفتند: به شما هم میدهیم.
در هنگام خروج، یک مشت انگشتر آوردند و ایشان یک انگشتر انتخاب کردند، دعا کردند و به آن مهمان عراقی دادند. بنده حالا توفیق داشتم، با حضور برخی از مسئولین در دفتر، صحبت برای بعضی از مسائل ادامه پیدا بکند و چند دقیقهای گذشت. هنگام خروج دیگر رویم نشد من بگویم انگشتر را میخواهم. بعد عرض کردم که حضرت آقا، برای ما دعا بکنید. حضرت آقا متوجه شدند و گفتند انگشترها را بیاورید. دوباره یک مشت انگشتر آوردند، توی ذهنم هست سه تا انگشتر برداشتم و برگرداندم؛ چهارمی که یک رنگ عقیق یاسیِ قشنگی داشت و من خیلی علاقهمند بودم این را به ما دادند که ما روی چشممان بگذاریم و افتخار میکنیم به این هدیه ارزشمند ایشان.
یکی دیگر از خاطرات شیرین من از دو سفر استانی حضرت آقا به کردستان و کرمانشاه بود.
در استان کردستان، شهید سلیمانی به بنده و سردار مسجدی فرمودند: «شما بروید اقلیم و با مسئولین اقلیم، آقای بارزانی و مرحوم آقای طالبانی که آن زمان رئیسجمهور بودند، صحبت بکنید که حتماً مراقب امنیت باشند و یک گلوله از سمت اقلیم، از سوی عناصر ضدانقلابی که آنجا هستند، به سمت استان کردستان و شهر سنندج و جاهای دیگر شلیک نشود و نباید این اتفاق بیفتد».
خب، ما رفتیم و خدمت سردار مسجدی بودیم. این پیام به شکل مناسبش به مسئولین وقت اقلیم منتقل شد. شهید سلیمانی گفتند تا زمانی که حضرت آقا در استان کردستان هستند، شما برنمیگردید. وقتی پرواز کردند و به تهران برگشتند، بعد تشریف بیاورید. خب، این کار هم به خوبی اتفاق افتاد.
بعد از سفر خدمت سردار استوار رسیدیم که آن زمان فرمانده قرارگاه حمزه و مسئول امنیت سفر بود. از خاطرات سفر سؤال کردیم. ایشان یک صحنهای را تعریف کرد و گفت که یک روز حضرت آقا فرمودند، برویم ورزش. صبح زود در کوهپیمایی ایشان، خب آدمهای مختلفی بودند؛ اما یک دختر و پسر جوانی هم در این کوهپیمایی بودند. حالا آن دختر ظاهرش حجاب کامل اسلامی نداشت. حضرت آقا را که دید خجالت کشید و گوشهای ایستاد. امام شهید ما با آن لطف و محبت پدرانه خودشان به آنها سلام کردند. به محض اینکه سلام کردند، این دختر بغض کرد و گریهاش گرفت. بعد از او سؤال کردیم که خب، چرا گریه کردی؟ گفت یک حس عجیبی به من دست داد؛ یک حس پدرانه و اگر مسئله محرمیت نبود دوست داشتم ایشان را در آغوش بگیرم.
آثار آن نگاه پدرانه و محبتآمیز ایشان به دختران جامعهمان را ما امروز در میادین داریم میبینیم. حالا بعضی هم که نواقصی نسبت به ایشان داشتند، امروز چه عاشقانه دارند اظهار پشیمانی میکنند که ما اشتباه کردیم، آقا را نمیشناختیم، ایشان را از دست دادیم.
خب دو سال بعدش سفر کرمانشاه بود و مجدداً شهید سلیمانی به سردار مسجدی و بنده فرمودند که بروید کرمانشاه و در طول مدت سفر آنجا باشید. حالا تناسب این مأموریت این بود که بنده آن زمان افتخار فرماندهی قرارگاه رمضان را داشتم و مأموریت قرارگاه رمضان عراق هست. به این دلیل بنده برای این سفر انتخاب شدم. سردار مسجدی هم مسئول ستاد نیرو بودند و به این تناسب ما مأموریت پیدا کردیم.
منتها شهید سلیمانی گفتند دیگر نمیخواهد آنطرف مرز بروید. جداره مرز را از این طرف بررسی و رسیدگی بکنید. امنیت را با مسئولین استانی هماهنگ بکنید که تأمین شود. خب، این اتفاق هم رخ داد. بعد از برنامه سفر، حضرت آقا پیغام دادند و تمام دستاندرکاران را برای ناهار دعوت کردند. این هم از افتخارات ماست که در خدمت حضرت آقا بودیم و توفیقاتی داشتیم. انشاءالله خداوند به رهبر عزیز و جدیدمان آیتالله سیّدمجتبی خامنهای، طول عمر باعزت عنایت بکند و ما حالاحالاها شاهد هدایتها و رهبریهای ایشان برای عزّت و سربلندی جمهوری اسلامی باشیم، انشاءالله.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
نگاه خاص امام شهید به عراق، از عشق و محبت خارج از وصف سرچشمه میگرفت
رسانه KHAMENEI.IR در ایام تشییع تاریخی حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای در عراق گفتوگویی با آقای محمدکاظم آل صادق سفیر ایران در عراق داشته است.
ابراز عشق و وفاداری مردم و نخبگان عراق در تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در نجف و کربلا، ریشههای محبت ملت عراق به قائد شهید امت، توصیههای امام شهید به مسئولین عراق برای حفظ استقلال و آزادی مردمشان، پایبندی به رهنمودهای مرجعیت عالی دینی، اشتیاق ایشان برای دستیابی جوانان عراقی به جایگاه شایستهشان در جامعه و همچنین مواضع قبایل عراقی و کمکهای آنان در حمایت از جمهوری اسلامی در طول جنگ سوم تحمیلی و ارزیابی پیامدهای رویداد تاریخی تشییع رهبر شهید انقلاب بر آیندهی روابط میان ملت ایران و عراق از جمله موضوعات مطرح شده در این گفتوگو است که متن کامل آن در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد.![]()
تشکر از جنابعالی بابت وقتی که اختصاص دادید، خصوصاً در این ایامی که بعد از تشییع عظیم و تاریخی رهبر شهید انقلاب در عراق بسیار مشغول بودید. متشکرم. همانطور که میدانید، امام شهید، هم در بیاناتشان و هم علاوه بر آن، در سیرهی زندگیشان علاقهی خاصی به فرهنگ عربی و کشور عراق داشتند و در خاطراتی هم که از ایشان هست، چه بهصورت شفاهی و چه بهصورت مکتوب، اشارات زیادی به حضورشان در دورهای که پیش از انقلاب اسلامی در عراق حضور داشتند وجود دارد و همیشه با یک علاقهی خیلی ویژه دربارهی عراق صحبت میکردند. بعد از پیروزی انقلاب هم که نظام صدام به جمهوری اسلامی حمله کرد، ایشان همواره این نگاهشان به مردم عراق ثابت بود و از نگاه برادری و دوستی با آنها صحبت میکردند. در واقع، سخنرانیهای عربی امام شهید موجود است که خطابهای بسیار بسیار برادرانهای به همهی طیفها و گروهها و مذاهب مختلف و ادیان عراقی داشتند. سؤال ما در واقع اینجا این است که شما این نگاه امام شهید را به عراق، بازتعریف آن و ترجمهی آن را در طول سفارت خودتان در عراق به چه شکل دیدید و توصیههایی که ایشان به شما داشتند چه بود؟![]()
بسم الله الرّحمن الرّحیم. ایام سوگواری محرم را خدمت شما و بینندگان محترم تسلیت عرض میکنم و همچنین شهادت قائد امّت، حضرت امام خامنهای را تسلیت عرض میکنم. شهادت ایشان نقطهعطفی در تاریخ رقم زد و یک تحول بزرگی در دنیا شکل گرفت. در خود عراق، از شمال، از موصل تا جنوبش، مردم سوگواری کردند، مجالس گرفتند، تجمع کردند و بسیاری از مراسم و سنتهایی که به آن عمل میکردند را تعطیل کردند.
حضرت امام خامنهای، به دلیل نگاه عمیق به ملّتها و شناختی که از فرهنگها داشتند، توجه ویژهای به عراق و عراقیها داشتند. خب، نوشتههای ایشان و سخنرانیهای ایشان وجود دارد و همواره عراق را -چون کشور اهلبیت علیهمالسلام و مرکز شیعه است- یک عراق قوی، مستقل، آزاد و پیشرفته میخواستند. توصیهشان دائماً به مسئولان عراقی این بود که استقلال عراق را حفظ بکنند، آزادگی ملّت شریف عراق را مورد توجه قرار بدهند و نگاه ایشان به مرجعیت و حوزههای علمیه نگاه ویژهای بود. احترام زائدالوصفی به حضرت آیتالله العظمی سیستانی داشتند و همواره توصیه میکردند که فرمایشات ایشان مورد تأکید قرار بگیرد و به آنها عمل بشود.
نگاه حضرت امام خامنهای به شعر و فرهنگ و ادب و شناخت عمیق ایشان نسبت به شعر و شاعری، همه را مبهوت کرده است. در دیدار با شعرا و فرهیختگان، این را همواره ما میبینیم. حتی شعر غیرفصیح، اگر میخواهیم بگوییم شعر شعبی، به آن هم نگاه عمیقی داشتند و شناخت دقیقی داشتند.
آقای محمدمهدی الجواهری، یکی از شعرای بزرگ عراق، در دیداری که خدمت آقا داشتند، همراهانشان نقل میکردند که حضرت آقا از قصیدهی عینیهی آقای محمدمهدی الجواهری تعریف کردند و کل قصیدهی ایشان را از بر حفظ کرده بودند و حتی دیوان جواهری را از کتابخانه درآوردند و گفتند: «من روی اشعار شما حاشیه زدم و مواردی را ذکر کردم.» آقای جواهری وقتی این صحنه را دیدند، به امام شهیدمان فرمودند که: «بعید میدانم یک رهبر عربی دو بیت از اشعار من حفظ کرده باشد؛ شما یک قصیدهی کامل را حفظ کردید و دیوان من را کامل خواندید.» این، عمق شناخت ادبی و فرهنگی حضرت آقا را نسبت به جواهری و فرهنگ ملّت عراق میرساند.
در دیدار با موکبداران، صحنههای عظیمی خلق شد و صحبتهای بزرگوارانه و محبتپرورانهی حضرت آقا با اینها همچنان آثار و برکات خودش را دارد و همواره از ما این دیدار را میخواهند. اربعین که به موکبها سر میزنیم، خاطره در ذهنشان زنده است و آرزو داشتند در دوران حیات حضرت امام خامنهای، قائد شهید امّت، این تکرار بشود.
الان یک درخواست عاجزانهای دارم از رهبر عزیزمان، نور چشممان، حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای، که در شرایط مناسبی، انشاءالله، این صحنه را ما بتوانیم با عشایر عراق تکرار بکنیم؛ خدمت ایشان و به محضر ایشان برسند و استحقاقش را هم دارند. این شور هیجانی که در شهادت رهبر شهید رقم زدند و حضور پرشورشان و غیرتمندانهشان در رابطه با تشییع را ما دیدیم. جا دارد، انشاءالله، این اتفاق رقم بخورد و در فرصت مناسب عشایر عراق خدمت ایشان برسند.![]()
بسیار خوب، آقای سفیر، دربارهی بعضی توصیههای امام شهید صحبت کردید و بعضی کلیدواژههایی که در سخنان ایشان، چه در دیدار مسئولان عراقی و چه در دیدارهای عمومی، خیلی پرتکرار بوده؛ عراق مستقل، عراق پیشرفته و نگاه ویژهای که ایشان به جوانهای عراقی داشتند که حتی نامهای هم به آنها نوشته بودند، به عربی و با دستخط خودشان، که باز همانجا علاوه بر اینکه ابراز علاقه کرده بودند که «إنّنی أحبّکم»، در واقع یک آیندهی روشن را هم برای جوانهای عراقی آرزو کرده بودند؛ برخلاف آن چیزهایی که ما در رسانههای معارض جمهوری اسلامی و جبههی مقاومت میبینیم که همواره دربارهی ایران و جبههی مقاومت عکس این را میگویند.
سؤالی که اینجا از محضر حضرتعالی داشتم این است که در واقع توصیههایی که به شما میکردند و پرتکرارترین آنها در حوزهی سیاسی و بهعنوان سفیر جمهوری اسلامی چه بود، در جلسات و دیدارهایی که با امام شهید داشتید؟![]()
نگاه کلی ایشان به عراق یک نگاه بزرگی است. با یک عشق و علاقهی زائدالوصفی به عراق نگاه میکردند و جملهی معروفی که در دیدار با علمای عراقی داشتند، فرموده بودند: «مَثَلُنا و مَثَلُکم أن لحمُنا لحمُکم ودمُنا دمُکم». البته این فرمایش مربوط به امام شهیدمان است و بر زبان شهید رئیسی جاری شد و اثر خودش را هم در عراق گذاشت.
عراق کشور جوانی است؛ پنجاه درصد جمعیت عراق زیر ۲۵ سال است، هفتاد درصد جمعیت عراق زیر ۳۵ سال است و طبق آمار رسمی، ۶۰ درصد عراق آمادهبهکارند؛ یعنی مردان عراقی و زنان عراقی. خب، این یک پتانسیل بسیار بالایی است و امام شهید همواره نگاهشان این بود که جوانان جایگاه خودشان را در جامعهی عراق پیدا بکنند و به آیندهی عراق فکر بکنند و حضور داشته باشند. عراقیها هم این را دریافتند و به همین دلیل عاشقانه به امام نگاه میکنند.
صحنههایی که در تشییع خلق شد، صحنههای عجیبی است؛ نوجوانی که دنبال پیکر مطهر حضرت آقا بود و پیراهنش را درمیآورد و عاشقانه پرتاب میکرد که متبرک بشود و بعد به دستش برمیگشت، با یک شوق و ذوق خاصی. جوانانی را من دیدم که شب قبل در پارکها و در بلوارها عکس امام را بغل کردند و خوابیدند، منتظر لحظهای که دیدار بشود و چشمشان به پیکر مطهر و تابوت حضرت آقا بخورد. این صحنهها، صحنههای بسیار عاشقانه و محبتآمیزی بود که ما در بین جامعهی عراق دیدیم.
لذا نگاه ایشان به عراق یک نگاه ویژه است. عراق متأسفانه به دلیل مشکلات زیرساختی که دارد با مشکل برق مواجه است و قراردادهایی که ما در رابطه با برق داریم، گاهیوقتها که اتفاقی میافتد و صادرات برق کم میشود، حضرت آقا تأکید میکردند که ـ حالا به دلیل مسائل مالی یا غیره، نمیخواهم خیلی آن را باز بکنم ـ به جامعهی عراق رسیدگی بشود و نگرانیهای جامعهی عراق مورد توجه قرار بگیرد. امنیت عراق را امنیت خودمان میدانستند و خوشحالی عراقیها را خوشحالی خودشان میدانستند و ناراحتی عراقیها را ناراحتی خودشان میدانستند. این پیامها به گوش عراقیها رسیده و عمق محبت و عشق ایشان را میدانند.
گاهیوقتها من میپرسم که راز این محبت چیست، میگویند: مواضع ایشان، حمایتهای ایشان. خب، در جنگ داعش، بله، فتوای حضرت آیتالله سیستانی اثر بزرگی در بسیج ملّت عراق داشت برای دفاع از عراق. دستورات ایشان برای تأمین سلاح عراق را فراموش نمیکنند؛ بدون قرارداد، بدون اینکه اول سلاح برسد دستشان، از خودشان دفاع بکنند، بعدها مسائل بعدیاش رقم بخورد و قراردادها و حسابوکتابها. البته بیحسابوکتاب هم نبود، اینجوری که بعضیها فکر میکنند، ولی اینکه شرط بگذارند، مثل آمریکاییها یا مثل بعضی از کشورهای عربی که اینها دست نیاز به آنها دراز کردند و تأمین نکردند، نبود. جمهوری اسلامی انبارهای خودش را باز کرد و شهید سلیمانی اینجا، خب، حماسه آفرید؛ در بسیج ملّت عراق، در آموزش، سازماندهی و مدیریت صحنهی نبرد. این پیروزی هم با فتوای مرجعیت، حشدالشعبی و پشتیبانی جمهوری اسلامی خلق شد و پروندهی داعش با همکاری این دو ملّت و دو کشور بسته شد. ما باید فرمایشات امام شهیدمان را همواره مدنظر قرار بدهیم و در توسعه و تعمیق روابط کوشا و پرتلاش باشیم، انشاءالله.![]()
اشاره داشتید به مراسماتی که بعد از شهادت امام شهید در سرتاسر عراق داشتیم و گستردگی آنها و شکلشان. من میخواستم باز هم، اگر بشود، کمی از این مراسم بگویید؛ اگر در آنها مشارکت داشتید، از شما دعوت شد یا خودتان در آنها حضور داشتید. همینطور دربارهی مراسم تشییع و اینکه این ایدهی تشییع امام شهید در عراق چگونه شکل گرفت و چطور ایجاد شد؟![]()
عرض کردم، در عراق، از موصل تا بصره، از شمالیترین نقطهی عراق تا جنوبیترین نقطه، آثار سوگواری و تألم و تأثر را ما میدیدیم. خب، بعد از اینکه در ماه رمضان حضرت امام به شهادت رسیدند، عید فطر و قربان و غدیر، اینها اعیاد محترمی است برای عراقیها. در عید فطر، یک صحنهای در بینالحرمین، در نماز عید فطر، در صفحهی تلویزیونها دیده شد؛ یک مقایسه بین نماز عید سال گذشته و نماز عید امسال. به این صورتِ خودجوش، خیلی سازمانیافته و بدون دستور، خود مردم عزاداریشان را ابراز کردند. دو تا عکس کنار هم میگذارید؛ یکی کاملاً سفید و یکی کاملاً سیاه. در عید سال گذشته، پیراهنهای تمیز و نو و سفید پوشیده بودند؛ اینجا کاملاً سیاهپوش هستند.
در خانوادهها، دوستانی که میبینیم میگویند: «خانوادهی ما عزادارند». گریه و زاری و آثار حزن. در جاها و کوچههایی که میروی، یک تابلو زدهاند: «مجلس عزاداری زنانه برای شهادت حضرت امام خامنهای»، مثلاً، برگزار کردهاند. عشایر آن مراسم عید دیدنیهایشان را تعطیل کردند. تولیت آستانهای مقدسهی علویه، حسینیه و عباسیه، در اعیاد سالانه و ولادتهای ائمه، ضریحها را گلآرایی میکردند. بعد از شهادت حضرت آقا این اتفاق رخ نداد. روی شیشههای تشریفاتشان نوشتند که: «هیچگونه تبریکی به مناسبت عید نمیپذیریم». امسال عیددیدنیها را تعطیل اعلام کردند.
یکی از مسئولان بزرگ قضایی عراق اعلام کرد که ما در طول چهل روز بعد از شهادت حضرت آقا هیچ ازدواجی را ثبت نکردیم. در استانهای شیعه، قانونشان این است که ازدواجها در محاکم ثبت میشود. خب، این حرکت، حرکت کوچکی نیست؛ معنایش این است که تمام این مراسمها را تعطیل کردند و ازدواجها را به یک وقت دیگر محول کردند.
در آن هدایا، یک طفل یازدهساله دوچرخهاش را آورد؛ دختر چهارساله و پنجساله گوشوارهاش را درآورد و تقدیم کرد. ما در سفارت، در اینجا، تبرعات را جمعآوری میکردیم. در کمتر از یک ماه پنج میلیون دلار، تقریباً معادل ارزش پنج میلیون دلار، کمک جمعآوری شد و نزدیک به بیش از سه کیلو طلا مردم اهدا کردند. به دلیل اینکه فتوای حضرت آیتالله سیستانی کمک به ایران و لبنان بود، اینجا وقتی میآمدند سفارت، معنایش این بود که کمکشان برای جمهوری اسلامی است. اما توصیه کردیم که لبنانیها را فراموش نکنید و دوستان در گیشهی کنسولی به متبرعین میگفتند: «اگر بشود مثلاً چون مردم لبنان و طرفداران حزبالله هم در یک شرایط بسیار سختی در آوارگی هستند و سرمای زمستان است، بخشی از کمکها را به آنجا اختصاص بدهید». آنها میگفتند: «جمهوری اسلامی جای خود دارد؛ این تبرع ما هم برای لبنان». یعنی هر دو تا کشور را واقعاً با یک حس خیلی خوبی آمدند در میدان و کمک کردند و تبرع کردند.
من برگردم به صحنهی دوچرخه. وقتی که اهدا کردند، رایزنی فرهنگی هم، بهعنوان عمل متقابل، دوچرخهی خوبی برایشان هدیه کردند، بردند و دادند. اما صحنهی جالبش این بود که یک نمایندهی مجلس به من زنگ زد و گفت: «به پاس همت این جوان و ایثار این جوان، من یک ماشین خریداری کردم و میخواهم به ایشان هدیه بکنم و شما در این مراسم حاضر باشید». گفتم: «من در یک مراسمی که عشایر در یکی از استانها من را دعوت کردند باید شرکت بکنم؛ عذرخواهی میکنم، نمیتوانم شرکت بکنم».
اتفاق عجیبتری که افتاد، همین خانوادهی دوچرخه، همین طفلِ دوچرخه، به من زنگ زد و گفت که: «این دوچرخهای که من دادم، به من ماشین دادند و من دوباره میخواهم بیایم سفارت و این ماشین را به جمهوری اسلامی هدیه بکنم».
عمق علاقه و پیوند و محبتی که بین این دو ملّت وجود دارد را کجا میتوانید ببینید؟ محبتی که محورش امام حسین و اهل بیت علیهمالسلام هستند و در جای دیگری اتفاق نمیافتد. این شعار بسیار دقیقی بود که برای یکی از اربعینها مطرح شد: «حبّ الحسین یجمعنا» و اینجا دارد رقم میخورد و ما شاهد چنین صحنههایی هستیم.
بههرحال، عشایر زیادی در استانهای مختلف من را دعوت کردند و با یک حضور مسلحانه، اعلام آمادگی کردند در حمایت از جمهوری اسلامی؛ اینکه ما آمدهایم برای دفاع. جمهوری اسلامی با این جنگ ما را سربلند کرد، عزیز کرد.
این دفاعی که از تشیع صورت گرفت، از امّت اسلامی، از محور مقاومت؛ جمهوری اسلامی دارد دفاع میکند. ما آمادگی داریم و برویم بجنگیم که ما میگفتیم: برادران، جنگ هوایی است؛ اگر زمینی بود، حتماً شما جلوتر از ما حضور پیدا میکردید و در جنگ شرکت میکردید. لذا اتفاقات بسیار جالبی رخ داد.
در یکی از استانهایی که رفته بودم، استان واسط، در جمع عشایر صحبت میکردم. بعد از پایان مراسم، یکی از شیوخ محترم این استان تفنگ برنویی برای من آوردند، با بند حمایلش و اینها. گفتند: این را پدرِ جدم به جدم هدیه کرده، جدم به پدرم و پدرم به من؛ ولی من به عشق و علاقه و احترام به جمهوری اسلامی، حضرت امام شهید و کاری که جمهوری اسلامی کرد، این تفنگ را به شما هدیه میکنم. و الآن در دفتر کارم آن را با افتخار گذاشتهام. این صحنه، صحنه پیوند عمیق دو ملّت را رقم میزند.
یا در ناصریه؛ استان ناصریه شرایط خاص خودش را دارد. دو بار من را دعوت کردند. آن تشییع نمادین خودجوش در اولین استان، از ناصریه شروع شد. بعدها مراسماتی که برای ختم و عزاداری و اعلام همبستگی بود، اینها را ما شاهد بودیم.
در جای دیگر، در استان بابل رفتم. یک جوان عراقی، شاعر برجستهای بود و با یک قصیدهای واقعاً حاضران را تکان داد؛ بیانات بسیار بالا و مضامین بسیار عالی. اگر اجازه بدهید، من یک بیتش را به عربی بگویم و بعد هم ترجمه بکنیم. اینجوری شروع کرد: «قبل لا یندفن جیبوه علینا، نرید الخامنئی نوفی دینه». یعنی قبل از اینکه حضرت امام شهید را دفن بکنید، بیاوریدش که کنار ما باشد؛ میخواهیم ادای دین بکنیم در حق ایشان. و با تعابیر بسیار بالایی که ما اینقدر سینه میزنیم در عزای ایشان که دستانمان قطع بشود؛ در نجف، در کنار مولایمان امیرالمومنین، آنقدر اشک میریزیم که با اشک چشمانمان غسلش بدهیم. مضامین و نمونههای بسیار زیادی در اینجا دیده شده.
خب، ما در سفارت، گروههای مختلف مردمی را داشتیم که مراجعه میکردند و درخواست تشییع پیکر داشتند. یا در حضوری که در بین مردم استانها میرفتیم، طومارهایی نوشته شد؛ نامههایی را شیوخ و عشایر امضا کردند و برای ما فرستادند. تعدادی از نمایندگان مجلس همین دفتر اینجا آمدند و به نمایندگی از ۱۰۷ نماینده، نامهای را به ما دادند، خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی ایران؛ خواستار تشییع پیکر مطهر در عراق بودند. و خودکار قرمز، که به رنگ خون و پیوند خونی بود و اینکه ما آمادهایم مثلاً خونمان را تقدیم کنیم، این را ارائه دادند.
خب، صحبتهایی با مسئولین در جمهوری اسلامی شد و این درخواست را ارائه دادیم. جاهای مختلف هم این درخواست را داشتند. از نهادهای جمهوری اسلامی، دفتر ولیفقیه در نجف، درخواستهایی داشت شبیه این کار و جاهای مختلف یک حرکتی انجام شد. این خواست ملّت شریف و غیور عراق به جمهوری اسلامی منتقل شد و آنجا موافقت اعلام شد. با نخستوزیر هم صحبت شد که ما در جاهای مختلف این درخواست را داریم؛ از عشایر، از علما، از جوانان، از طیفهای مختلف، حتی قومیتهای جامعه عراق؛ و ما چهکار کنیم با این؟
من با دو نخستوزیر صحبت کردم. در دوره اول با آقای سودانی صحبت کردم. ایشان گفتند: با کمال میل، من خودم و خانوادهام و حتی مادرم در صف جلوی تشییعکنندگان حاضر خواهیم شد. حالا اینکه ویژه مادرشان را ذکر کردند، این صحنه را یادآوری میخواستند بکنند که من برای شرکت در انتخابات، مادرم را با ویلچر بردم. این صحنه توی اذهان عراقیها هست که البته در مراسم تشییع شرکت کرده بودند؛ در تشییع رسمی در فرودگاه نجف.
با نخستوزیر فعلی آقای علی الزیدی هم صحبت کردم. گفتند: با افتخار ما این مراسم را میپذیریم و ایشان اختصاص به ایران ندارند، بلکه متعلق به همه شیعیاناند؛ حضرت آیتالله شهیدمان، امام خامنهای. و موافقت کردند و یک کمیته عالی شکل دادند، با مسئولیت رئیس دفترشان و سایر اعضا. و دیدید هم در جنبه خدماتی، هم در جنبه امنیتی، چه کار بزرگی کردند و یک مراسم باشکوه، باعظمت و در امنیت کامل رقم خورد.
در بُعد خدماتی، من اسمش را گذاشتم «اربعین زودهنگام»؛ با حضور موکبها و پذیرایی از مردم در شهرهای مقدس نجف و کربلا و در مسیر اربعین. در حرکتی که خودروی حامل پیکر در مسیر نجف به کربلا داشت، از مسئولین هم درخواست کرده بودیم که حتماً توقفهایی در مسیر داشته باشد. مردم بتوانند عزاداری انجام بدهند و مراسم خاص خودشان، یزله و شعارهای خاص خودشان را انجام بدهند. و پیکر نتوانست بهراحتی این مسیری را که برایش یک ساعت، یک ساعت و نیم ترسیم شده بود، به مقصد برسد؛ و همین باعث شد که ما مراسم را تا نزدیک اذان صبح در نجف و کربلا انجام بدهیم و پیکر با تأخیر به مشهد مقدس منتقل شد.![]()
فکر میکردید این جمعیت میلیونی و عظیم و تاریخی را در مراسم تشییع داشته باشیم؟![]()
عشق و علاقه مردم را میفهمیدیم. حضرت آقا این مردم را دوست داشتند و با زبان خودشان صحبت کرده بودند. این برایشان خیلی مؤثر است؛ اینکه با ادبیات و زبان خودشان مورد خطاب قرار بگیرند. من میپرسم: چرا اینقدر امام را عاشقانه دوست دارید و محبت زائدالوصفی دارید؟ سیمای ایشان، لبخند ایشان و بیانات ایشان یک جذابیت خاصی در دل اینها دارد.
نخبگان میگویند حضرت آقا بهراحتی از حوادث تاریخی و اتفاقاتی که در دنیا رخ میدهد، رد نمیشوند؛ به فلسطین توجه دارند، به لبنان توجه دارند، به یمن توجه دارند؛ دفاع از محرومین، دفاع از مظلومین، دفاع از آزادگان. ما این را در صحنه دفاع از عراق در جنگ داعش و تمجید ایشان، تشویق ایشان برای مقابله با اشغالگری دیدیم. همه اینها در ذهن این مردم حاضر است و این صحنهها را خلق کردند. اگر واقعیتش را بخواهم بگویم، میگفتیم یک جمعیت خوبی میآیند، میلیونی میآیند اما این صحنهای که ما دیدیم فراتر از تصور است.![]()
اثرات این اتفاق را، خصوصاً در رابطه بین مردم ایران و عراق، چطور ارزیابی میکنید که در آینده این رابطه به چه شکل باشد؟ بعد از این اتفاق تاریخی که افتاده.![]()
ما این صحنههای پیوند عمیق دو ملّت را در اربعین میبینیم. سالانه بین ایران و عراق یازده میلیون و پانصد هزار زائر یا نفر، تردد میکنند. البته سهم بیشترش از جمهوری اسلامی است. سه میلیون و نیم تقریباً از عراق میروند سالانه به ایران، با منظورهای مختلف؛ هم زیارت، هم سیاحت، هم درمان، هم اقتصاد و تجارت. ولی خب سهم بیشتر برای ایرانیهاست که چهار میلیونش تقریباً در اربعین رقم میخورد. اینها یک پیوندهای اجتماعی و مراودات بین مردم خلق کرده است. این حادثه که شکل گرفت، فکر کنم مزید بر علّت خواهد بود که روابط عمق بیشتری پیدا بکند، محبتها شکل دیگری پیدا بکند.
حضور موکبهای عراقی را در میدانها شما دیدید و اینکه چقدر مؤثر بود. خب، طبیعتاً دشمنان خیلی تلاش میکنند که تفرقهای ایجاد کنند بین این دو ملّت بزرگ و عظیم و شریف؛ ولی به کوری چشم دشمنان، انشاءالله این محبتها، این حلقهها، این پیوندها دو کشور را آماده ظهور مبارک حضرت آقا امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بکند و اینجا هم پایتخت امام زمان بشود و آن پیوستگی و پیوند عمیق قلبی و اعتقادی و فرهنگی دو ملّت، شکل قویتری به خودش بگیرد.![]()
آقای سفیر، من بهعنوان آخرین مطلب، نگاهی به تجربه چهار ساله سفارت شما در عراق، در جایگاه سفیر داشته باشیم. طبعاً شما با شخصیتهای عراقی متعدد جلساتی داشتید، نشستهایی داشتید و همینطور در داخل ایران با مسئولین، بهواسطه موضوع سفارت، جلساتی داشتید و از جمله با رهبر شهید انقلاب. در این جلسات، هم در جانب عراقیاش میخواستیم ببینیم که درباره امام شهید چه میگفتند و در واقع درباره نگاه امام شهید بهطور خاص، اگر خاطره خاصی از شخصیتهای عراقی هست که درباره ایشان چیزی فرمودند یا درباره نگاه ایشان به عراق؛ و همینطور خاطره خاص و بهیادماندنی از جلسات و دیدارهایی که با امام شهید بوده و بوده، برای ما ذکر کنید.![]()
در سفر رئیسجمهور وقت عراق به تهران، خب دیداری با حضرت آقا داشتند. آقای قاسم الاعرجی، مشاور امنیت ملّی، در جلسه حضور داشتند و بعد از جلسه از حضرت آقا تقاضا کردند اگر بشود انگشتری یا چفیهای به ایشان اهدا بکنند. حضرت آقا با کمال محبت فرمودند: دوتایش را به شما میدهیم؛ هم انگشتر دستشان را دادند و هم چفیهای که روی دوششان بود.
خب، یکی از مسئولین دیگر، مشاور امنیتی رئیسجمهور که بود، گفت: حضرت آقا، ما هم انگشتر میخواهیم. توی دستشان دیگر انگشتری نبود. فرمودند: انگشتر بیاورید، میدهیم؛ انگشتر میدهیم. من هم صحنه را مناسب دیدم و خدمت حضرت آقا عرض کردم که من هم انگشتری میخواهم. گفتند: به شما هم میدهیم.
در هنگام خروج، یک مشت انگشتر آوردند و ایشان یک انگشتر انتخاب کردند، دعا کردند و به آن مهمان عراقی دادند. بنده حالا توفیق داشتم، با حضور برخی از مسئولین در دفتر، صحبت برای بعضی از مسائل ادامه پیدا بکند و چند دقیقهای گذشت. هنگام خروج دیگر رویم نشد من بگویم انگشتر را میخواهم. بعد عرض کردم که حضرت آقا، برای ما دعا بکنید. حضرت آقا متوجه شدند و گفتند انگشترها را بیاورید. دوباره یک مشت انگشتر آوردند، توی ذهنم هست سه تا انگشتر برداشتم و برگرداندم؛ چهارمی که یک رنگ عقیق یاسیِ قشنگی داشت و من خیلی علاقهمند بودم این را به ما دادند که ما روی چشممان بگذاریم و افتخار میکنیم به این هدیه ارزشمند ایشان.
یکی دیگر از خاطرات شیرین من از دو سفر استانی حضرت آقا به کردستان و کرمانشاه بود.
در استان کردستان، شهید سلیمانی به بنده و سردار مسجدی فرمودند: «شما بروید اقلیم و با مسئولین اقلیم، آقای بارزانی و مرحوم آقای طالبانی که آن زمان رئیسجمهور بودند، صحبت بکنید که حتماً مراقب امنیت باشند و یک گلوله از سمت اقلیم، از سوی عناصر ضدانقلابی که آنجا هستند، به سمت استان کردستان و شهر سنندج و جاهای دیگر شلیک نشود و نباید این اتفاق بیفتد».
خب، ما رفتیم و خدمت سردار مسجدی بودیم. این پیام به شکل مناسبش به مسئولین وقت اقلیم منتقل شد. شهید سلیمانی گفتند تا زمانی که حضرت آقا در استان کردستان هستند، شما برنمیگردید. وقتی پرواز کردند و به تهران برگشتند، بعد تشریف بیاورید. خب، این کار هم به خوبی اتفاق افتاد.
بعد از سفر خدمت سردار استوار رسیدیم که آن زمان فرمانده قرارگاه حمزه و مسئول امنیت سفر بود. از خاطرات سفر سؤال کردیم. ایشان یک صحنهای را تعریف کرد و گفت که یک روز حضرت آقا فرمودند، برویم ورزش. صبح زود در کوهپیمایی ایشان، خب آدمهای مختلفی بودند؛ اما یک دختر و پسر جوانی هم در این کوهپیمایی بودند. حالا آن دختر ظاهرش حجاب کامل اسلامی نداشت. حضرت آقا را که دید خجالت کشید و گوشهای ایستاد. امام شهید ما با آن لطف و محبت پدرانه خودشان به آنها سلام کردند. به محض اینکه سلام کردند، این دختر بغض کرد و گریهاش گرفت. بعد از او سؤال کردیم که خب، چرا گریه کردی؟ گفت یک حس عجیبی به من دست داد؛ یک حس پدرانه و اگر مسئله محرمیت نبود دوست داشتم ایشان را در آغوش بگیرم.
آثار آن نگاه پدرانه و محبتآمیز ایشان به دختران جامعهمان را ما امروز در میادین داریم میبینیم. حالا بعضی هم که نواقصی نسبت به ایشان داشتند، امروز چه عاشقانه دارند اظهار پشیمانی میکنند که ما اشتباه کردیم، آقا را نمیشناختیم، ایشان را از دست دادیم.
خب دو سال بعدش سفر کرمانشاه بود و مجدداً شهید سلیمانی به سردار مسجدی و بنده فرمودند که بروید کرمانشاه و در طول مدت سفر آنجا باشید. حالا تناسب این مأموریت این بود که بنده آن زمان افتخار فرماندهی قرارگاه رمضان را داشتم و مأموریت قرارگاه رمضان عراق هست. به این دلیل بنده برای این سفر انتخاب شدم. سردار مسجدی هم مسئول ستاد نیرو بودند و به این تناسب ما مأموریت پیدا کردیم.
منتها شهید سلیمانی گفتند دیگر نمیخواهد آنطرف مرز بروید. جداره مرز را از این طرف بررسی و رسیدگی بکنید. امنیت را با مسئولین استانی هماهنگ بکنید که تأمین شود. خب، این اتفاق هم رخ داد. بعد از برنامه سفر، حضرت آقا پیغام دادند و تمام دستاندرکاران را برای ناهار دعوت کردند. این هم از افتخارات ماست که در خدمت حضرت آقا بودیم و توفیقاتی داشتیم. انشاءالله خداوند به رهبر عزیز و جدیدمان آیتالله سیّدمجتبی خامنهای، طول عمر باعزت عنایت بکند و ما حالاحالاها شاهد هدایتها و رهبریهای ایشان برای عزّت و سربلندی جمهوری اسلامی باشیم، انشاءالله.
نگاه خاص امام شهید به عراق، از عشق و محبت خارج از وصف سرچشمه میگرفت
امام خامنهای، به دلیل نگاه عمیق به ملّتها و شناختی که از فرهنگها داشتند، توجه ویژهای به عراق و عراقیها داشتند. خب، نوشتههای ایشان و سخنرانیهای ایشان وجود دارد و همواره عراق را -چون کشور اهلبیت علیهمالسلام و مرکز شیعه است- یک عراق قوی، مستقل، آزاد و پیشرفته میخواستند.
نگاه خاص امام شهید به عراق، از عشق و محبت خارج از وصف سرچشمه میگرفت
- ایران در سختترین دوران هم مقاومت را رها نکرد
- دیدار تاریخی ماندلا در تهران
- غزلی در مقام رضا
- خط ثابت مقاومت
- آناتومی صعود و سقوط انگلیسی پهلوی اول
- قطعه «به رسم کرام» چگونه ساخته شد؟
- تحول؛ جایی میان اسناد بالادستی و زندگی روزمره مردم
استیصال؛ گزینهای که روی میز نبود
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه اعلام بیعت رزمندگان شجاع حزبا... لبنان مطرح کردند
جهاد و مقاومت؛ تنها راه مقابله با آمریکاو رژیم صهیونیستی
حضرت آیتا... سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزبا...، با اشاره به پیشگامی حزبا...لبنان در مبارزه با دشمن صهیونیستی و الهامبخشی آن برای ملتهای آزاده جهان در رهایی از ظلم استکبار جهانی، بر استمرار سیاست راهبردی ایران در دفاع از مجاهدان لبنان تأکید و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اول تفاهمنامه پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز قرار داده است.
متن کامل پاسخ رهبر انقلاب به نامه رزمندگان حزبا...به این شرح است:
بسما...الرّحمن الرّحیم
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِنَ الْکُفّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَة...
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای شیخ نعیم قاسم دام عزّه
دبیر کل محترم حزبا...لبنان و تمامی فرماندهان و رزمندگان جان برکف، صبور و مقاوم حزب ا...
السّلام علیکم جمیعا و رحمةا...
نامه شما برادران و فرزندانم، رزمندگان مؤمن و شجاع حزبا...سرافراز که حامل پیام پایداری و استقامت برای اعتلای کلمةا...و باورمندی به وعدههای قرآن عظیم و آرمانهای عزّتآفرین امام خمینی و قائد شهید آیتا...العظمی خامنهای رضوانا...تعالیعلیهما بود، موجب تقدیر و تکریم است.
امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد... وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ
اکنون که حزبا...لبنان بهعنوان پیشگام گروههای جهادی در برابر هجوم سَبُعانهی رژیم صهیونیستی و حامیانش، چون صخرهای ستبر ایستاده است، این پایداری پیامی الهام بخش برای ملّتهای آزادهی جهان در جهت رهایی از ظلم و ستم استکبار جهانی و دستنشاندگانش شده است. بیتردید بخش قابل توجهی از این دستاورد بزرگ مرهون صبوری، نجابت، فداکاری و همراهی مردم لبنان خصوصاً منطقهی جنوب بوده است.
جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّ مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّد علی خامنهای رضوان ا...تعالی علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اوّل تفاهمنامهی پایان جنگ تحمیلی با آمریکای متجاوز قرار داده است.
صلوات و رحمت خدای متعال بر شهدا و مجروحین و خانوادههای صبور آنان، مهاجران فی سبیل ا...که تحمّل مصائب را بر خود هموار کردند. سلام خدا بر روح ملکوتی سیّدالشّهدای حزبا...سیّدحسن نصرا...و همهی فرماندهان سَلَف مقاومت و یاران شهیدش رضوان ا...تعالی علیهم اجمعین که نهال مقاومت اسلامی را به درختی تنومند مبدّل کردند که اصلها ثابت و فرعها فیالسّماء، رزمندگانی که با جهاد و مقاومت خود، عزّت و سربلندی لبنان را در جهان اسلام به ارمغان آوردهاند.
در خاتمه امیدوارم به برکت دعای خیر سرورمان عجّلا...تعالیفرجهالشّریف انواع عنایات و الطاف الهیّه شامل حال همهی مجاهدان و شهدا وجانبازان مقاومت و مهاجران و خانوادههای صبور آنان باشد.
وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ
والسّلام علیکم و رحمة ا...و برکاته
سیدمجتبی حسینی خامنهای
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه اعلام بیعت رزمندگان شجاع حزبالله لبنان مطرح کردند
جهاد و مقاومت؛ تنها راه مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی

حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه اعلام بیعت و وفاداری دبیرکل و رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله، با اشاره به پیشگامی حزبالله لبنان در مبارزه با دشمن صهیونیستی و الهامبخشی آن برای ملتهای آزاده جهان در رهایی از ظلم استکبار جهانی، بر استمرار سیاست راهبردی ایران در دفاع از مجاهدان لبنان تأکید و خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران حفظ تمامیت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اول تفاهمنامه پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.
متن کامل پاسخ رهبر انقلاب به نامه رزمندگان حزبالله به این شرح است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِنَ الْکُفّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَة...
جناب حجةالاسلام و المسلمین آقای شیخ نعیم قاسم دام عزّه
دبیر کل محترم حزبالله لبنان و تمامی فرماندهان و رزمندگان جان برکف، صبور و مقاوم حزب الله
السّلام علیکم جمیعا و رحمةالله
نامهی شما برادران و فرزندانم، رزمندگان مؤمن و شجاع حزبالله سرافراز که حامل پیام پایداری و استقامت برای اعتلای کلمةالله و باورمندی به وعدههای قرآن عظیم و آرمانهای عزّتآفرین امام خمینی و قائد شهید آیتاللهالعظمی خامنهای رضواناللهتعالیعلیهما بود، موجب تقدیر و تکریم است.
امروز که ملّتهای جهان از ظلم و بیداد دولت آمریکا و صهیونیستهای جنایتکار و نابودکنندهی حرث و نسل به ستوه آمدهاند، راهی جز جهاد و مقاومت، پیشِ رو نمانده است و پایداری در این راه، نصرت موعود الهی را نصیب مجاهدانِ راه حق خواهد کرد... وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ
اکنون که حزبالله لبنان بهعنوان پیشگام گروههای جهادی در برابر هجوم سَبُعانهی رژیم صهیونیستی و حامیانش، چون صخرهای ستبر ایستاده است، این پایداری پیامی الهام بخش برای ملّتهای آزادهی جهان در جهت رهایی از ظلم و ستم استکبار جهانی و دستنشاندگانش شده است. بیتردید بخش قابل توجهی از این دستاورد بزرگ مرهون صبوری، نجابت، فداکاری و همراهی مردم لبنان خصوصاً منطقهی جنوب بوده است.
جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای خطّ مشی رهبر معظّم و شهید انقلاب امام سیّد علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه دفاع از این مجاهدان مظلوم و مقتدر را سیاست راهبردی خود تعیین کرده، و حفظ تمامیّت ارضی لبنان و رفع کامل و بدون قید و شرط تجاوز رژیم صهیونیستی را بهعنوان شرط اوّل تفاهمنامهی پایان جنگ تحمیلی با امریکای متجاوز قرار داده است.
صلوات و رحمت خدای متعال بر شهدا و مجروحین و خانوادههای صبور آنان، مهاجران فی سبیل الله که تحمّل مصائب را بر خود هموار کردند. سلام خدا بر روح ملکوتی سیّدالشّهدای حزبالله سیّدحسن نصرالله و همهی فرماندهان سَلَف مقاومت و یاران شهیدش رضوان الله تعالی علیهم اجمعین که نهال مقاومت اسلامی را به درختی تنومند مبدّل کردند که اصلها ثابت و فرعها فیالسّماء، رزمندگانی که با جهاد و مقاومت خود، عزّت و سربلندی لبنان را در جهان اسلام به ارمغان آوردهاند.
در خاتمه امیدوارم به برکت دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع عنایات و الطاف الهیّه شامل حال همهی مجاهدان و شهدا وجانبازان مقاومت و مهاجران و خانوادههای صبور آنان باشد.
وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سیدمجتبی حسینی خامنهای
رزمندگان حزبالله لبنان در نامه خود خطاب به رهبر انقلاب اسلامی، تأکید کردهاند: ما از دل میدان نبردی که در آن، کارزار کربلایی خویش را علیه فرعونهای زمین پیش میبریم، با تمام توان و استواری، دست بیعت به سوی شما دراز میکنیم؛ و یقین داریم که با این بیعت، در حقیقت با حضرت حجت (عجلالله تعالی فرجه الشریف) بیعت میکنیم؛ چرا که شما به حق، نایب ایشان و حجت او بر ما در دوران غیبت کبری هستید.
متن کامل نامه اعضا و رزمندگان مجاهد حزب الله به این شرح است:
آیت الله سیّد مجتبی حسینیّ خامنئی
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس و ستایش خداوندی را که مؤمنان را عزت میبخشد و ستمگران را خوار میگرداند؛ همان که زندگی ما را جهاد و زمینهسازی (برای ظهور) قرار داد و مرگ ما را شهادت در راه خویش به دست بدترین آفریدگانش رقم زد. درود و سلام بر رسول خدا حضرت محمد (ص) و بر عترت پاک و مبارکش، و خداوند فرج شریفشان را تعجیل فرماید در حالی که ما را در خیر و عافیت باشیم.
خدای متعال میفرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِیْنَ آمَنُوْا أَطِیْعُوا الله وَأَطِیْعُوْا الرَّسُولَ وَأُوْلِیْ الأَمْرِ مِنْکُمْ ...) النساء/ ۵۹
اما بعد...
سیّد ما، حضرت امام قائد و ولیّ فقیه، آیتالله سید مجتبی خامنهایِ عزیز و گرانقدر، سلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
ما فرزندان و برادران شما، خامنهایونِ حزبالله ـ مقاومت اسلامی در لبنان ـ این نامه را به حضورتان میفرستیم، در حالی که دلهایمان سرشار از امید و لبریز از آرزوست که در نهایت خیر و عافیت باشید و در پناه سپر استوار و حفاظت مطمئن الهی محفوظ بمانید.
در آغاز، شهادت پدرِ ولیّ و شهیدمان را به شما تبریک میگوییم؛ شهادتی که با آن، دههها جهاد و رهبری را به پایان رساند؛ در حالی که علم و عمل را در وجود خویش جمع کرده بود و درهای بخشش و عطا را بهعنوان فقیهی عارف، اندیشمندی قرآنی و رهبری مسدّد گشوده بود، تا آنکه همانند جدّ کرّارش به دست «ملجمیهای» این روزگار به شهادت رسید. همچنین شهادتها، جراحتها و فداکاریهای برادران، خواهران، فرزندان و دختران شما از فداییان این امت در جبهه مقاومت، بهویژه فرزندان سرزمین عزیزتان، ایران اسلامی، را به شما تبریک میگوییم و از درگاه پروردگار مسئلت داریم که شهدا را مشمول رحمت خویش گرداند، به مجروحان شفای عاجل عطا فرماید و به خانوادههای آنان صبر و آرامش عنایت کند.
ما که همواره به مشهد مقدس مشرف شدهایم و از چشمهسار زلال ولایت در محضر امام رئوف (علیهالسلام) سیراب گشتهایم، در حالی که پرچم حسین (علیهالسلام) را با دست جهاد و زمینهسازی ظهور برافراشتهایم و از فاصله صفر با دشمنانمان میجنگیم ـ که بهمعنای «لبیک» و «هیهات» است ـ با دست دیگر با برادران عزیزمان، فرزندان امام رضا (علیهالسلام)، فارغالتحصیلان مکتب امام خمینی (قدس سره)، دارندگان گواهی امام خامنهای (قدس سره)، و برافرازندگان پرچم مبارک شما یعنی نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بسیج مقدس و هر انسان شریف و آزادهای که در ایران اسلامی از نسیم خوش ولایت بهرهمند است، مصافحه میکنیم؛ همآنان که در ایشان عشق و ایثار امام حسین (علیهالسلام)، بصیرت و فداکاری عباس، و یقین و ولایتمداری سلمان را مشاهده میکنیم.
و اینک شما امروز پرچم اسلام ناب محمدی را بر دوش میکشید؛ همان پرچمی که ولیّ شهید پس از امام خمینی عظیمالشأن آن را حمل کرد و همان پرچمی که روزی امام حسین (علیهالسلام) در کربلا برافراشت؛ آن هنگام که تنها در برابر انبوه سپاهیان دشمن ایستاد و با زبان عزت و سربلندی فریاد زد: «به خدا سوگند، هرگز دست ذلت به شما نخواهم داد...».
ای رهبر ما، ما از دل میدان نبردی که در آن، کارزار کربلایی خویش را علیه فرعونهای زمین پیش میبریم، با تمام توان و استواری، دست بیعت به سوی شما دراز میکنیم؛ و یقین داریم که با این بیعت، در حقیقت با حضرت حجت (عجلالله تعالی فرجه الشریف) بیعت میکنیم؛ چرا که شما به حق، نایب ایشان و حجت او بر ما در دوران غیبت کبری هستید.
و با شما پیمان میبندیم که در همان مسیر «کرامت» به پیش رویم؛ در حالی که برای ظهور زمینهسازی میکنیم و صبر پیشه میسازیم. همانگونه که با ولیّ شهید بودیم، با شما نیز خواهیم بود؛ بیآنکه در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشگری بیم داشته باشیم. امانت شهدا، مجروحان، اسرا، مفقودان و خانوادههای صبور آنان بر گردن ماست و در دلهای ما راه و رسم خامنهای شهید جاری است؛ راه و رسمی که عنوان آن اقتدار، و اعتماد به خدای متعال است.
و تحت رهبری شما، به اذن خدای متعال، در میدان پیش خواهیم رفت؛ در حالی که پرچم اسلام را بر اساس هدایت قرآن و عترت (علیهمالسلام) بر دوش میکشیم و خورشید راه ما حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) است و پیشوایان ما شهدایی هستند که در این مسیر بر ما پیشی گرفتهاند. هرگز در راه هدایت احساس تنهایی نخواهیم کرد، در حالی که کاروانهای شهدا، مجروحان، مادران، پدران، همسران و همه فرزندان امت مقاومت و جبهه جهاد همراه ما هستند. ما تحت رهبری دبیرکل خود، جناب شیخ مجاهد نعیم قاسم (حفظهالله)، به پیش میرویم و امیدی بزرگ به وعده الهی درباره وراثت زمین و آشکار شدن دین خدا به رهبری منصورِ آل محمد (علیهمالسلام) داریم و تا زمانی که آن وعده الهی تحقق یابد، از ما جز اطاعت، اراده پیروزی و عشق به شهادت نخواهید دید: (وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللهِ العَزِیْزِ الْحَکِیْمِ).
وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین.
فرزندان و برادران شما در حزب الله
- مقاومت اسلامی لبنان -
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
استیصال؛ گزینهای که روی میز نبود
حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای: «تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد.» ۱۴۰۵/۰۳/۲۸ رادیو نگار در یکصدونهمین قسمت خود، در گفتوگو با آقای محسن پاکآیین، کارشناس ارشد مسائل بینالملل و سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان، از دلایل استیصال آمریکاییها پرده برمیدارد و ابعاد این موضوع را مورد بررسی قرار میدهد.
[دریافت نسخه صوتی]
آقای پاکآیین ما امروز میخواهیم دربارهی بندی از پیام رهبر انقلاب که در بیستوهشتم خردادماه منتشر شد و کمتر دربارهی آن صحبت شده است، گفتوگو کنیم؛ همان پیامی که به «پیام علیالاصول» در بین ما معروف است.
چند کلمه و چند خط پیشتر، ایشان میفرمایند که تفاهمنامهای بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا امضا شده و در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولان امر از سر دلسوزی و حسننظر، تلاشهای زیادی به عمل آوردند. البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای رسیدن به این امر استفاده کرد.
میخواهیم در این قسمت از «رادیو نگار» دربارهی واژهی «استیصال» صحبت کنیم.
آقای پاکآئین عزیز، خیلی خوش آمدید. لطفاً بفرمایید استیصال آمریکا یعنی چه؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم. خدمت شما عرض بکنم، اینکه رئیسجمهور آمریکا از مرحلهی تهدید به مرحلهی تفاهم رسید، یک شکست راهبردی در سیاست خارجی آمریکا بود که در واقع میتوان به آن «استیصال» گفت.
آمریکاییها، بعد از اتفاقی که در سوریه رخ داد و سقوط بشار اسد، و همچنین بعد از دزدیدن مادورو، خیلی مغرورانه احساس خاصی پیدا کرده بودند؛ احساسی که بر اساس آن تصور میکردند هر کاری را میتوانند انجام دهند. همین غرور باعث شد فکر کنند ایران هم مانند سوریه، لیبی و ونزوئلا است.
این خطای محاسباتی، که البته رژیم صهیونیستی نیز کاملاً در آن شریک بود، زمینهساز این وضعیت شد. حتی اکنون نیز در مصاحبههای برخی از مقامات آمریکا کاملاً مشهود است که این رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو بود که ترامپ را فریب داد و او را دچار خطای محاسباتی کرد.
یک مقدار این گزاره که آنها دچار خطای محاسباتی شدند، ما را از یک گزارهی دیگر دور نمیکند؟ اینکه ما توانستیم، با وجود همهی برنامهریزیهایی که برای تغییر نظام و تجزیهی کشور انجام شده بود، به لطف حضرت حق تعالی و همچنین با تدابیر مسئولان، از مخمصهای که برای ما طراحی کرده بودند خارج شویم. به نظر شما این نگاه، آن موضوع را تا حدی تحتالشعاع قرار نمیدهد؟
ببینید، با این وضعیت، یعنی در سایهی این خطای محاسباتی و همچنین غروری که وجود داشت ــ همانطور که حضرت آقا یک بار با اشاره به داستان نمرود و فرعون فرمودند که اینها مغرور شدند و بعد شکست خوردند ــ همین غرور ترامپ باعث شد که آنها یک جنگ ترکیبی را علیه ما آغاز کنند.
این جنگ، هم در حوزهی نظامی بود؛ در ابعاد مختلف، از جمله هوایی و دریایی. هم در حوزهی امنیتی بود؛ از جمله تحریک قومیتها. بهصورت همهجانبه نیز از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق کشور را در بر میگرفت. آنها با سوءاستفاده از کشورهای منطقه، عملیاتی را علیه ما انجام دادند و تصورشان هم این بود که ظرف سه یا چهار روز، ما تسلیم خواهیم شد.
اما همانطور که شما هم اشاره کردید، ما تسلیم نشدیم، نظام تغییر پیدا نکرد، مردم شورش نکردند و نهتنها این اتفاقها رخ نداد، بلکه اهرمهای جدیدی را نیز برای بازدارندگی شناسایی و فعال کردیم.
یکی از این اهرمها، موضوع تنگهی هرمز و انسداد آن بود؛ مسئلهای که تا به حال ادامه پیدا کرده و فشار بر آمریکاییها را دوچندان کرده است. موضوع دیگر، حضور محور مقاومت بود.
ببینید، آمریکاییها تصورشان این بود که محور مقاومت تضعیف شده، ایران تضعیف شده و بنابراین میتوانند ضربهی نهایی را وارد کنند؛ اما دیدیم که نتیجه کاملاً برعکس شد. حزبالله لبنان کاملاً به صحنه آمد، گروههای عراقی به صحنه آمدند، یمن تهدید کرد که بابالمندب را میبندد و در مقاطعی نیز آن را بست.
این حضور محور مقاومت، در کنار مؤلفههای دیگری که ما در اختیار داشتیم، مانند توان موشکی و توان پهپادی، اهمیت زیادی داشت. ببینید، ما در جنگ دوازدهروزه مشکل پدافندی داشتیم، اما در این جنگ، ما نزدیک به ۱۵۰ پهپاد آمریکا و رژیم صهیونیستی را ساقط کردیم. همچنین توانایی دریایی ما بهگونهای بود که توانستیم تنگهی هرمز را ببندیم.
مجموعهی این عوامل، در واقع نشاندهندهی آمادگی ما و در مقابل، بیانگر استیصال آمریکا بود.
آنقدر دربارهی بستن تنگهی هرمز صحبت شده که گویی، مثل طرحهای گرافیکی، به همین راحتی و با دو انگشت میشود این تنگه را بست. اما اگر واقعبینانهتر به موضوع نگاه کنیم، بستن تنگهی هرمز مستلزم یک قدرت واقعی منطقهای و برنامهریزی گستردهای است که چهبسا سالها برای آن انجام شده باشد. احتمالاً این همان چیزی بوده که آمریکا از آن خبر نداشته؛ یعنی آمادگی ما برای چنین لحظهای.
بله، ببینید، رحمت خدا بر روح شهید حضرت آیتالله العظمی خامنهای. واقعاً ایشان قبل از شهادتشان همهی پیشبینیها را کرده بودند و دستورات لازم را داده بودند.
بحث تنگهی هرمز، سالهاست که مطرح است و گفته میشود آقا، تنگه را ببندیم. اما این میوه باید میرسید تا چیده شود. در این شرایط، بستن تنگهی هرمز ــ که البته من بهطور مجازی از کلمهی «بستن» استفاده میکنم ــ در واقع به معنای مدیریت تنگهی هرمز بود. یعنی ما گاهی آن را میبستیم، گاهی باز میکردیم و بر اساس منافع خودمان آن را مدیریت میکردیم و مدیریت میکنیم.
این نشاندهندهی اقتدار ماست. واقعاً نشان داد که ما از چه ظرفیتی برای بازدارندگی برخوردار هستیم و همین موضوع کشورهای جهان را مبهوت کرد. یکی از شکستهای آمریکاییها، که از مصادیق استیصال است، این بود که آمریکا نتوانست متحدان خودش را که به تنگهی هرمز نیز بسیار نیازمند هستند متقاعد کند ائتلافی تشکیل دهند تا بهصورت دستهجمعی وارد عمل شوند، این تنگه را باز کنند و علیه ایران اقدام کنند.
اروپاییها نیامدند. کشورهای خلیج فارس، که حتی خودشان در معرض حمله بودند و ممکن بود مورد حمله واقع شوند، نیامدند. شما ببینید، ناتو هم نیامد. بر اساس مقررات و مصوبههای ناتو، اگر به یکی از کشورهای عضو ناتو حمله شود یا آن کشور وارد جنگ شود، سایر اعضا نیز باید مشارکت و کمک کنند. اما اعضای ناتو نیامدند. نهتنها نیامدند، بلکه آمریکا را سرزنش کردند که چرا بدون مجوز ناتو حمله کرده است.
حالا این طرف را هم ببینید. ما اصلاً از حزبالله نخواستیم که بیاید، اما آنها آمدند. از محور مقاومت، از گروههای عراقی و از یمنیها هم نخواستیم، اما آنها آمدند. این نشان میدهد که ایران و متحدانش چه جایگاهی دارند. اگر ایران و متحدانش را در کنار آمریکا و متحدانش مقایسه کنید، مشخص میشود که ما چه قدرتی داریم.
نکتهی بعدی، بحث عملیات روانی آمریکاییها بود. ببینید، طراحی آمریکاییها این بود که جنگ را شروع کنند، مردم ناراضی شوند، نیروهای ضد انقلاب از اربیل و سلیمانیه وارد ایران شوند، یک جنگ داخلی شکل بگیرد و بعد آنها وارد شوند و مدیریت اوضاع را در دست بگیرند و فرد مورد نظر خودشان، که رضا پهلوی بود، از بیرون وارد شود و روی کار بیاید. این تصوری بود که آمریکاییها داشتند.
اما شما ببینید که نهتنها این عملیات روانی جواب نداد، بلکه مردم از همان شب اول میدان را در اختیار گرفتند. همان میدانی که آمریکا به آن امید بسته بود؛ یعنی خیابانها و میادین شهرها. تصورشان این بود که مانند شبهکودتای قبلی، عدهای به خیابانها بیایند، آنجاها را در اختیار بگیرند و آشوب ایجاد کنند. اما مردم آمدند، این فضاها را در واقع حفظ کردند و در اختیار خودشان قرار دادند. این هم شکست دیگری بود که مصداق استیصال است.
نکتهی دیگر اینکه آمریکا نتوانست قیمت نفت را کنترل کند و قیمت نفت با سرعت زیادی افزایش پیدا کرد. این موضوع در داخل خود آمریکا نارضایتی ایجاد کرد. آمریکاییها به هیچوجه با بنزین لیتری چهار و نیم دلار آشنا نبودند. قیمت مواد غذایی افزایش پیدا کرد و مشکلات مضاعفی به وجود آمد.
حتی مجلس نمایندگان، که سنا هست، و نمایندگان، و مجموعاً کنگره، هر دو در نهایت مصوبهای را تصویب کردند مبنی بر اینکه آمریکا نباید جنگ را ادامه دهد و باید جنگ را متوقف کند. یعنی آمریکا در داخل با مشکلات جدی مواجه شد.
در خارج از آمریکا نیز تقریباً همهی دنیا، مقصر اصلی بسته شدن یا مدیریت تنگهی هرمز را آمریکا میدانستند؛ مضاف بر اینکه ما بر اساس حق مشروع خودمان و ذیل بند ۵۱، در حال دفاع بودیم. به همین دلیل، کشورهای عضو سازمان ملل خودشان را موظف میدانستند که یا از ما حمایت کنند یا دستکم سکوت اختیار کنند.
بنابراین، آمریکاییها نتوانستند از فضای بینالمللی استفاده کنند و این فضا را علیه ما تحریک کنند. ما در همهجا میگفتیم که به ما حمله شده و ما حق دفاع داریم.
بر اساس قوانین دریایی ۱۹۵۸ و ۱۹۸۲، کشتیها حق عبور بیضرر از تنگهی هرمز را دارند، مگر در شرایط جنگ. ما نیز با اتکا به همین بند، که در شرایط جنگ چنین حقی را برای کشور دارای آبهای سرزمینی قائل است، مدیریت تنگه را در اختیار گرفتیم و از این حق استفاده کردیم.
این مصادیق، کاملاً نشاندهندهی آن است که آمریکا در شرایط بسیار سختی قرار گرفت. هم صحنهی نظامی را باخت، هم در عرصهی سیاسی موفق نشد متحدانش را همراه کند، هم در عرصهی بینالمللی مورد انتقاد سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی قرار گرفت و هم در داخل با مشکلات جدی مواجه شد.
رسانههای داخل آمریکا نیز علیه ترامپ موضع میگرفتند. به نظر من، یکی از اشتباهات ترامپ، که آن هم ناشی از غرورش بود، این بود که مقابل رسانه ایستاد؛ مقابل CNN ایستاد. در حالی که نمیشود مقابل رسانه ایستاد. امروز ببینید چه هجمهی رسانهای گستردهای علیه ترامپ وجود دارد؛ تا جایی که او گاهی نسبت به رسانهها فحاشی میکند.
این وضعیت، وضعیتی است که در واقع میتوان از آن با عنوان «استیصال» یاد کرد. در نهایت، آمریکا مجبور شد راهبرد خود را تغییر دهد و همان نکتهای که در ابتدای صحبت عرض کردم، رخ داد؛ یعنی از مرحلهی تهدید و جنگ، وارد مرحلهی تفاهم شد و شرایط ایران را پذیرفت.
ببینید، اینکه آمریکا در اولین بند پذیرفت که حزبالله و محور مقاومت نیز در این جنگ حضور دارند و اگر توقفی رخ میدهد، باید شامل آنها هم بشود، موضوع بسیار مهمی است. یعنی در یک طرف اسرائیل قرار دارد و در طرف دیگر حزبالله. اسرائیل حزبالله را یک گروه تروریستی میداند، اما ترامپ این را امضا کرد که رژیم صهیونیستی باید حملات خود به لبنان، که در واقع حملاتی علیه حزبالله است، متوقف کند.
خب، بگذارید یک جمعبندی هم داشته باشیم. اما فکر میکنم دستکم این سؤال در ذهن مخاطبان باقی مانده باشد که مگر ما روزی نمیگفتیم «امضای کری تضمین نیست»؟ پس چطور امروز امضای ترامپ میتواند برای ما یک دستاورد باشد،؟
ببینید، قطعاً ما نسبت به آمریکا و شخص ترامپ بیاعتماد هستیم. در این تردیدی نیست.
اما وقتی همان بزرگترین دشمن، یعنی رئیسجمهور آمریکا، چیزی را امضا کند، اگر بعداً آن را پاره کند، بیاعتباری بسیار بزرگی برای خودش در سطح دنیا ایجاد خواهد شد. یک زمانی میگویند رئیسجمهور قبلی امضا کرده است؛ اوباما امضا کرده، تفاهم خوبی نبوده و من آن را پاره میکنم. حالا آن هم استدلالی است؛ البته از نظر من استدلال درستی نیست، اما به هر حال استدلالی برای آن مطرح میکنند.
اگر، مثلاً، این تفاهم را ونس یا مقام پایینتری امضا میکرد، این احتمال وجود داشت که ترامپ بگوید من آن را قبول ندارم؛ همانطور که قبلاً هم چنین کاری کرده بود. اما اینکه خودش متعهد شده و امضا کرده است، اگر بخواهد آن را اجرا نکند، قطعاً برایش گرانتر تمام خواهد شد.
مضاف بر اینکه، به دلیل همین استیصالی که رهبر معظم انقلاب نیز بهدرستی به آن اشاره کردند، آمریکا میخواهد این مسئله را جمع کند. میخواهد دستکم برای یک دورهی موقت، حداقل تا انتخابات آبانماه، بتواند جلوی انتقاد مخالفان خود را دربارهی جنگطلبی آمریکا بگیرد تا جمهوریخواهان را در انتخابات به پیروزی برساند.
بنابراین، هم به دلیل این استیصال و هم به دلیل امضایی که داده است، اکنون دست ما پر است. یعنی این تفاهم، در همهی بندهایش، به نفع ماست.
البته بنده نسبت به اجرای آن خوشبین نیستم. در مرحلهی اول، یعنی توقف جنگ در این دورهی شصتروزه، میتوان گفت احتمال اجرای آن وجود دارد. اما وقتی به مرحلهی رفع کامل تحریمها و سپس تثبیت برنامهی هستهای برسیم، دشواریهای مذاکرات آغاز خواهد شد و بیاعتمادی نسبت به آمریکا احتمالاً بیشتر خود را نشان خواهد داد.
با این حال، این تفاهم در مجموع، منافع جمهوری اسلامی را تأمین میکرد و انشاءالله با قوت و اقتدار مذاکرهکنندگان، که در سایهی اقتدار نظامی کشور و تحت لوای رهبری معظم انقلاب و با در نظر گرفتن نظرات ایشان، انشاءالله بتوانند از این مرحلهی سخت عبور کنند و این جنگ سیاسی را نیز با اقتدار به پایان برسانیم.
ما در این قسمت رادیونگار سعی کردیم مفهوم «استیصال آمریکا» را در پیام بیستوهشتم خردادماه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، معنا کنیم.
نمیدانم، اما شاید وقتی دربارهی نقاط ضعف دشمن صحبت میکنیم، در فرهنگ ما ایرانیها اینگونه نهادینه شده که این حرفها شبیه شعار به نظر میرسد، باورمان نمیشود که آمریکا دچار استیصال شده باشد. باورمان نمیشود که ما در یک جنگ تمامعیار حضور داشتیم و چهبسا، حتماً و قطعاً، پیروز این جنگ بودهایم.
همواره، انگار از دست دادنها در فضای ناخودآگاه جمعی ما بیشتر در دسترس است؛ از دست دادن رهبر عزیز و عظیمالشأنمان، از دست دادن بچههای میناب، از دست دادن بسیاری از سرمایهها و افرادی که در این جنگ شهید شدند، یا سرمایههایی که از دست رفتند، کارخانهها و مواردی از این دست، اما ما مطمئنیم که در یک نزاع تمدنی قرار داریم و قرار است اتفاق بزرگی رخ دهد.
احیاناً شما جملهی پایانی دارید؟
به نظر من، نقش شما بهعنوان رسانه و همچنین نقش رسانهها، بهویژه صداوسیما، بسیار مهم است تا بتوانند دقیقترین روایت را از وضعیت ارائه کنند و واقعاً با در نظر گرفتن دیدگاههای رهبر معظم انقلاب، مردم را هوشیار کنند و بر بصیرت آنان بیفزایند.
به نظر من، نقش رسانهها در این مسئله بسیار مهم است و بر این موضوع تأکید دارم.
- روایت پرچم ایران
- هم صابریم، هم منتقم
- اشتباه کرده بودم؛ صف تمام نمیشد!
- سیل خروشان جمعیت و همهپرسی اجتماعی
- مصباح علم و اخلاق
- حسینیهای برای امام شهید
- جاودانهترین وداع تاریخ
- اینجا همه تجدید عهد است...
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
پیام قدردانی رهبر معظم انقلاب اسلامی از ملت عراق به پاس حماسه تشییع امام مجاهد شهید:
فصل جدید بیداری و نقشآفرینی برای تغییر معادلات مستکبران

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با تکریم مراجع عظام، نخبگان، سران قبائل و آحاد جوانان غیرتمند و مردم عراق در آفرینش حماسهی پرمعنای تشییع پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی در اعتاب مقدسه، این تشییع میلیونی و بینظیر از «علمدار مقاومت» را جلوهای تمام عیار از همدلی و اخوّت و هممرامی بین دو ملّت عراق و ایران برشمردند و تأکید کردند: حضور چند ده میلیونی هم در ایران و هم در عراق آن هم به مناسبت تشییع و بدرقهی امام مجاهد شهید اعلیاللهمقامهالشّریف، فصل جدیدی از بیداری و نقشآفرینی برای تغییر معادلات از پیشساختهی مستکبران را رقم زد.
متن فارسی پیام حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به این شرح است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
به محضر شریف مراجع عظام، علمای معزّز و اساتید و فضلای حوزات علمیّه و دانشگاهها، اندیشمندان و نخبگان گرانقدر، اُمرا و سران قبائل و شیوخ عشایر و سران طوائف و مردم بزرگوار و با محبّت و جوانان غیرتمند و شریف سرزمین مظلوم عراق سلام و تحیّت و تکریم و تقدیر وافر میفرستیم.
مردم مؤمن عراق که از نعمت عظیم همجواری و میزبانی آلالله صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین در اعتاب مقدّسه برخوردارند، با سابقهی درخشانی از فرهنگ و بهرهمندی از پشتوانهای معنوی و هدایتبخش چون حوزهی نورانی و کهن نجف اشرف و عملکرد مجاهدانه در جبههی مقاومت، در استقبال از قائد عظیمالشّأن شهید اعلیالله مقامهالشّریف همچون ملّت ایران حماسهای عظیم و پرمعنا و آکنده از سوز و گداز آفریدند.
عراق، از آن روزی که قدوم مبارک مولایمان امیرالمؤمنین صلواتاللهوسلامهعلیه بر خاک آن قرار گرفت، سرزمینی مبارک شد و بهزودی مردمانش با افتخار تمام، طوقِ محبّت و ولایت آن حضرت و اولاد طاهرینشان صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین را بر گردن خود آویختند. دورانهای تسلّط جبّاران و حکّام ظالم بر این سرزمین هیچگاه نتوانست گوهر ناب ولایت و محبّت به عترت طیّبه را از قلوب این مردم بزداید. از همینرو بعد از زوال حکومت بعثی، رویداد عظیم پیادهروی اربعین رخ داد و چون از عمق جان مردم با ایمان برمیآمد، روزبهروز گسترش یافت، و دقیقاً به همین جهت آنگاه که این مردم دیدند فرزند مظلوم و شهید امیرالمؤمنین و سیّدالشّهداء صلواتالله وسلامهعلیهما بعد از سالها دوری ظاهری از اعتاب مقدّسه، این بار با پیکری شبیه به حسین و مادرش و برادرش به طواف مراقد منوّره میآید، با تمام وجود قدوم او را گرامی داشتند.
از سویی دیگر این تشییع میلیونی و بینظیر از علمدار مقاومت، جلوهای تمام عیار از همدلی و اخوّت و هممرامی بین دو ملّت عراق و ایران را نشان داد. بیتردید سران استکبار با دلهایی هراسان، تصاویر صحنههای باشکوه این اجتماع عظیم در عراق را مشاهده کردند و دیدند که چگونه سرمایهگذاریهای کلانی که برای تخریب رابطهی دو ملّت به عمل آورده بودند پوچ و بیاثر از آب در آمد. این حضور چند ده میلیونی هم در ایران و هم در عراق آن هم به مناسبت تشییع و بدرقهی امام مجاهد شهید اعلیاللهمقامهالشّریف، فصل جدیدی از بیداری و نقشآفرینی برای تغییر معادلات از پیشساختهی مستکبران را رقم زد. اینک شیطان بزرگ، امریکای جنایتکار فهمیده است که استمرار حضور بیدردسر و سلطهگرانهاش بر منطقه، خیالی خام بیش نیست.
به زودی بار دیگر آغوشِ گشودهی ملّت کریم عراق و عشایر و طوائف خونگرم و با محبّت آن به روی زائران مشتاق زیارت اربعین و از جمله انبوهی که به نیابت از آقای شهید ایران زیارت میکنند، با خاطرهی این تشییع شکوهمند و بزرگمردی که شاید سالها آرزوی تشرّف به اعتاب مقدّسه را در دل میپروراند، درآمیخته و شعار پر از حقیقت «حُبُّ الحسین یَجمَعُنا» را به رخ همگان خواهد کشید و انشاءالله دعای سرورمان عجلاللهتعالیفرجهالشّریف برای امنیّت و برکت و پیشرفت ملّت عراق را در پی خواهد داشت؛ بِمَنِّهِ و کَرَمِه.
سید مجتبی حسینی خامنهای
۲ / صفر المظفر / ۱۴۴۸
۲۶ / تیر / ۱۴۰۵
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
پیام دربارهی حماسه عظیم بدرقه آقای شهید ایران و تبیین مسائل مهم کشور

1405/4/26
پیام حضرت آیتالله خامنهای بهمناسبت حماسه عظیم بدرقه امام شهید و تبیین مسائل مهم کشور
ملت ایران برای دشمن آمریکایی درسهای فراموشنشدنی دارد
بسمالله الرّحمن الرّحیم
ملّت عظیمالشّأن و شگفتیساز ایران!
سلام و درود و سپاس بر شما که با حماسهی بینظیر و تاریخی خود در رستاخیز بیسابقهِی بدرقهی آقای شهید ایران، نِصاب تازهای از جلوهی بعثت و ارادهی مستحکم هویت اسلامی ـ ایرانی را در قدرشناسی، وفاداری، بصیرت ،و ابراز محبّت فوقالعاده به زعیم امّت اسلامی و رهبر شهید انقلاب ثابت کردید. گرمای دلهای گداخته، چشمان اشکبار و عزمهای استوار جمعیّت دهها میلیونی و دهها کیلومتری در تهران، قم، مشهد، و سایر شهرها و روستاها، دوستان ملّت ایران و مردم آزادهی جهان را به تحسین و دشمنان مستکبر ملّت ایران را به حیرت و سرگردانی و خشم و وحشت انداخت.
همزمان با این حماسه، نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهوران ایران و امریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک امریکایی میباشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربه ی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن امریکا باشد. اکنون که دشمن امریکایی به دنبال جنگافروزی و تحمّل هزینههای سنگینتر و بیآبروئی بیشتر است، بداند که ملّت عزیز ایران و جبههی مقاومت، درسهای فراموشنشدنی برای او دارد که رشادتهای رزمندگان اسلام و غیرت مردمان شجاع خطّه ی جنوب در این روزها نمونههایی از آن را نشان داده است.
لازم است به شما مردم باوفا و سرافراز ایران عرض شود که از جمله اصولیترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همهی سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصهها برای تحقّق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر امریکایی است. همانگونه که پیش از این مکرّراً و مؤکّداً تذکر داده شد، صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهی همگانی است و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباختهی انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حسّاستر است.
براین اساس ملّت عزیز، با تداوم بر اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوّه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملّت، مشهود میباشد، همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، هوشیار و فعّال در میدان خواهد بود. ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی، انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولین داشته باشند. به نظر بنده، در عین اینکه این اهتمام و نگرانی ایشان برای نظام همچون اشخاصِ خودشان، سرمایهی ارزشمندی بشمار میآید و فینفسه امری مطلوب قلمداد میشود، این عزیزان که بعضی از ایشان از زمرهی پیشروان بصیرت هستند باید مراقب باشند تا این رویکرد، اوّلاً ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد که آن خود منشأ محرومیّت از برکات و عنایات میگردد. و ثانیاً موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد؛ که با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد. دشمن نباید هیچ علامت ضعفی و از جمله این ضعف را از ما دریافت کند؛ که هرگاه ما این مراقبتها را به طور کامل مراعات نماییم، او به ناچار رو به هزیمت خواهد گذارد.
بار دیگر از یکایک مردم عزیز که خود، صاحبعزای پدر شهید امّت هستند و با وجود دشواریها و برخی محدودیتها و ناملایمات در رویداد عظیم بدرقهی آقای شهید ایران، حماسهای تاریخی خلق کردند صمیمانه قدردانی میکنم.
همچنین از مراجع معزّز تقلید، علما، اندیشمندان و نخبگان، فعّالان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و از اقدامات و تلاشهای نهادهای کشوری و لشکری و نیز حضور مقامات و نمایندگان جبههی سرافراز مقاومت و نهضتهای پرافتخار اسلامی تشکر میکنم. امید است همهی کسانی که در این حماسهی تاریخی به هر نحوی حضور و همراهی و همدلی داشتهاند، مشمول عنایت و دعای خاص سرورمان عجلاللهتعالی فرجهالشّریف باشند.
سید مجتبی حسینی خامنهای
۲۶/تیر/۱۴۰۵
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران خطاب به امام شهید امت:
عهد میبندیم انتقام خون پاک شما را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم

حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای در پیامی ضمن قدردانی صمیمانه از حضور دهها میلیونی مردم ایران و عراق در مراسم تشییع «آقای شهید ایران»، خطاب به امام شهید امت تأکید کردند: عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. ایشان خاطرنشان کردند: این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ علیکَ یا ثاراللهِ وَ ابنَ ثاره وَ الوِترَ المَوتور. السَّلامُ علیکَ وَ علی جَدِّکَ وَ اَبیکَ وَ اُمِّکَ وَ اَخیکَ وَ المَعصومینَ مِن وُلدِک
سلام بر امامی که ندای حیاتبخش قیامش، پژواکی عظیم و پرطنین از بعثت نبوی را تا اعماق دوردست تاریخ امتداد بخشید و از اثر آن انقلاب اسلامی ایران پدید آمد. انقلابی که از اساس حسینی بود و با شعار و مرام حسین ساخته شد و بالید. آقای شهید ایران هم با همین مرام رشد کرد. او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد و به شهادت رسید. در زمرهی حسینیان، کسانی هستند که وقتی در راه حسین و برای مکتب و مرام حسین علیهالسّلام، خونشان مظلومانه بر زمین میریزد، امّت اسلام به حرکت در میآید و آن زمان، به عاشورا و آن مکان، به کربلا متّصل میشود. حال هم همان شور حسینی، ملّت ما را بعثت بخشیده و مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید را جلوهای تازه داده است. این است آن غوغای حیاتبخشی که انعکاس ندای مظلومیّت حسین علیهالسّلام و ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنیِ او در ایران و پس از آن در عراق و سایر کشورها بپا میکند و زلزله در باطل میاندازد. و جا دارد به همین مناسبت از حضور دهها میلیونی، اعجاببرانگیز، دشمنشکن و تاریخی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق خصوصاً تهران، قم، نجف، کربلا، و مشهد صمیمانه قدردانی کنم.
ملّت ما خونخواه حسین است. این ملّت بزرگ سالها فرزندان خود را در راه حسین و در جنگ با دشمنان حسین و مرام حسینی فدا کرد. و اینک هم خونخواه او و حسینیان زمان است.
اکنون به پیشوای شهیدمان عرض میکنم: ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بندهی صالح خدا! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعدههای الهی دل ببندیم. عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودید، گوارایتان باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشانها از مادرتان زهرای اطهر و جدّتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس علیهم الصلاة و السّلام دارد، مبارکتان باشد. و شما ای همراهان مظلوم او که غافلگیرانه مورد هجوم دشمن قرار گرفتید و به شهادت رسیدید، خوشا بهحالتان که اینک میهمان آن مولائی هستید که شاید بارها رأفت و لطفشان را درک کرده بودید. آن آقائی که باب رحمت الهی برای همه و بخصوص مردمان این سرزمین هستند، اینک میزبان شمایند و جوار امنشان خانهی شما شده است.
و شما ای سرور عالی مقام! ای بزرگوار! ای امام رئوف! یا اباالحسن الرّضا المرتضی که برترین صلوات خدا بر شما باد، اکنون جسم پاره پارهی خادمی از خادمین حضرتتان و عترت طاهره، پس از سالها جِدّ و جَهد و مجاهدتِ بیوقفه به همراه ابدان شهدایی از خانوادهاش که هر یک یادآور شهیدی از شهیدان دشت کربلا است، در این خاک پاک میآرمند تا آن روزی که به امر الهی، خورشید عالمتاب، حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشّریف، از پس ابرهای غیبت بیرون آید و بر مردمان کرهی خاکی، نور رحمت الهی را بتاباند که در آن روز که امید داریم خیلی زود برسد، ستارگانی از میان صدّیقین و شهدا و اولیاء، آن حضرت را همراهی خواهند کرد و امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آنان باشد و بار دیگر صحنههایی درخشان و ناب از مجاهدت و وفای به عهد اَلَست را به نمایش بگذارد و شاید این همراهان در آن روز هم او را همراهی کنند.
ای مولای رئوف! آقایمان که همه چیزش را در راه شما صرف کرد و همراهان شهیدش را به شما و لطف و عنایت جنابتان میسپاریم تا همچنان که در حیات دنیوی خود از لطف شما بهرهمند بودند، از این پس هم همانطور و بلکه بسیار بالاتر و بیشتر از آن برخوردار باشند.
در آخر، بار دیگر به سرورمان حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشریف تسلیت عرض میکنیم و از آن بزرگوار مهربان درخواست میکنیم که ادعیهی زاکیهی خود را متوجه آقای شهید ایران و همراهان شهیدش و همه شهدا بفرمایند و از حضرت حق جلَّ و علا برای همهی شهیدان علوّ درجات و برای بازماندگان ایشان صبر و اجر و برای ملّت مظلوم ایران فتح و نصرت قطعی و قریبالوقوع طلب نمایند، انشاءالله.
سید مجتبی حسینی خامنهای
۱۸ تیر ۱۴۰۵
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
پیام رهبرانقلاب به مناسیت تشییع و تدفین آقای شهیدایران
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ علیکَ یا ثاراللهِ وَ ابنَ ثاره وَ الوِترَ المَوتور. السَّلامُ علیکَ وَ علی جَدِّکَ وَ اَبیکَ وَ اُمِّکَ وَ اَخیکَ وَ المَعصومینَ مِن وُلدِک.
سلام بر امامی که ندای حیاتبخش قیامش، پژواکی عظیم و پرطنین از بعثت نبوی را تا اعماق دوردست تاریخ امتداد بخشید و از اثر آن انقلاب اسلامی ایران پدید آمد. انقلابی که از اساس حسینی بود و با شعار و مرام حسین ساخته شد و بالید. آقای شهید ایران هم با همین مرام رشد کرد. او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد و به شهادت رسید. در زمرهی حسینیان، کسانی هستند که وقتی در راه حسین و برای مکتب و مرام حسین علیهالسّلام، خونشان مظلومانه بر زمین میریزد، امّت اسلام به حرکت در میآید و آن زمان، به عاشورا و آن مکان، به کربلا متّصل میشود. حال هم همان شور حسینی، ملّت ما را بعثت بخشیده و مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید را جلوهای تازه داده است. این است آن غوغای حیاتبخشی که انعکاس ندای مظلومیّت حسین علیهالسّلام و ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنیِ او در ایران و پس از آن در عراق و سایر کشورها بپا میکند و زلزله در باطل میاندازد. و جا دارد به همین مناسبت از حضور دهها میلیونی، اعجاببرانگیز، دشمنشکن و تاریخی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق خصوصاً تهران، قم، نجف، کربلا، و مشهد صمیمانه قدردانی کنم.
ملّت ما خونخواه حسین است. این ملّت بزرگ سالها فرزندان خود را در راه حسین و در جنگ با دشمنان حسین و مرام حسینی فدا کرد. و اینک هم خونخواه او و حسینیان زمان است.
اکنون به پیشوای شهیدمان عرض میکنم: ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بندهی صالح خدا! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعدههای الهی دل ببندیم. عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودید، گوارایتان باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشانها از مادرتان زهرای اطهر و جدّتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس علیهم الصلاة و السّلام دارد، مبارکتان باشد. و شما ای همراهان مظلوم او که غافلگیرانه مورد هجوم دشمن قرار گرفتید و به شهادت رسیدید، خوشا بهحالتان که اینک میهمان آن مولائی هستید که شاید بارها رأفت و لطفشان را درک کرده بودید. آن آقائی که باب رحمت الهی برای همه و بخصوص مردمان این سرزمین هستند، اینک میزبان شمایند و جوار امنشان خانهی شما شده است.
و شما ای سرور عالی مقام! ای بزرگوار! ای امام رئوف! یا اباالحسن الرّضا المرتضی که برترین صلوات خدا بر شما باد، اکنون جسم پاره پارهی خادمی از خادمین حضرتتان و عترت طاهره، پس از سالها جِدّ و جَهد و مجاهدتِ بیوقفه به همراه ابدان شهدایی از خانوادهاش که هر یک یادآور شهیدی از شهیدان دشت کربلا است، در این خاک پاک میآرمند تا آن روزی که به امر الهی، خورشید عالمتاب، حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشّریف، از پس ابرهای غیبت بیرون آید و بر مردمان کرهی خاکی، نور رحمت الهی را بتاباند که در آن روز که امید داریم خیلی زود برسد، ستارگانی از میان صدّیقین و شهدا و اولیاء، آن حضرت را همراهی خواهند کرد و امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آنان باشد و بار دیگر صحنههایی درخشان و ناب از مجاهدت و وفای به عهد اَلَست را به نمایش بگذارد و شاید این همراهان در آن روز هم او را همراهی کنند.
ای مولای رئوف! آقایمان که همه چیزش را در راه شما صرف کرد و همراهان شهیدش را به شما و لطف و عنایت جنابتان میسپاریم تا همچنان که در حیات دنیوی خود از لطف شما بهرهمند بودند، از این پس هم همانطور و بلکه بسیار بالاتر و بیشتر از آن برخوردار باشند.
در آخر، بار دیگر به سرورمان حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشریف تسلیت عرض میکنیم و از آن بزرگوار مهربان درخواست میکنیم که ادعیهی زاکیهی خود را متوجه آقای شهید ایران و همراهان شهیدش و همه شهدا بفرمایند و از حضرت حق جلَّ و علا برای همهی شهیدان علوّ درجات و برای بازماندگان ایشان صبر و اجر و برای ملّت مظلوم ایران فتح و نصرت قطعی و قریبالوقوع طلب نمایند، انشاءالله.
سید مجتبی حسینی خامنهای
18/تیر/1405
نمودار درختی پیام بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران
بازخوانی صوتی پیام بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
سخنرانی آیتالله سیدمصطفی خامنهای در مراسم بزرگداشت «آقای شهید ایران»
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد صلّی الله علیه و علی آله الطّیّبین الطّاهرین و اللعنة علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدّین.
بنده برای ابلاغ یک پیام مصدّع شدم، امّا ابتدائاً و به عنوان مقدّمه دو سه جملهی کوتاه عرض میکنم. ابتدائاً این شهادت بزرگ را تبریک و تسلیت عرض میکنم؛ اوّل به مولای حاضر و ناظرمان حضرت بقیّةاللهالاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)، و بعد به همهی امّت اسلامی و ملّت عزیز ایران و شما برادران و خواهران ارجمند. این مصیبت بزرگ موضوع صبر است، همچنان که در قرآن کریم وارد شده «وَ بَشِّر الصّابِرین»؛(۱) امّا این صبر، به معنای درستش، آنطور خواهد بود که ما این مصیبت بزرگ را آنچنان تحمّل کنیم که راه روشن خودمان را به خوبی و درستی ادامه بدهیم و تا هدف نهایی پیش برویم. بنابراین، صبر هیچ منافاتی با انتقام و برخورد با اشرار عالم که در این جنایتهای بزرگ دست داشتند، نخواهد داشت.
نکتهی دوّم اینکه ما در حوادث بزرگ هفتهی گذشته در تشییع پیکر امام شهید امّت، شاهد جلوهای از توحید بودیم که باید آن را قدر بدانیم. ما نزدیک پنجاه سال است که در جامعهی اسلامیِ خودمان مفتخریم به اینکه توحید مطلوب اسلام و سبب سعادت دارَین(۲) را در سطحی دیگر بهرهمند شدهایم؛ با این توضیح کوتاه که در هر جامعهای امام آن جامعه اگر «مِنَ الله» باشد ــ به تعبیر روایات ــ امّت آن امام که ذیل او و تابع او و مطیع او هستند و او را میپذیرند، به عالم بالا و به آسمان متّصل خواهند شد؛ و این، آن چیزی است که در صحنهی اجتماعی، به خاطر آن باید جهاد کرد و در ایجادش و در حفظ و ابقائش احیاناً باید هجرت کرد. این حقیقت، حقیقت بسیار بزرگی است؛ امّا در این چند روز گذشته جلوهی جدیدی و صفحهی تازهای از این عنوان بسیار مهم که منشأ برکات فراوان الهی است، جلوهگر شد و همهی عالم شاهد عظمت آن بودند.
بنابراین، باید برای این تجلّی عظیم توحیدی به امّت اسلامی و به ملّت شریف ایران واقعاً تبریک گفت که موفّق شدند این مرتبهی از قرب الهی را نشان بدهند و برای خودشان اثبات بکنند. لذا همه انشاءالله باید منتظر باشند که در بعد از این، جوایز بزرگ الهی و برکات بیشمار و فراوان الهی را در محیطِ الهیِ خودشان ببینند. منتها این مربوط به گذشته تا الان است؛ انشاءالله در ادامه هم خدای متعال به همهی ما توفیق بدهد که در همین مسیر، به عنوان امّت امام، قرار داشته باشیم و خدای متعال آنچنان که به همهی ما در این چند ماه نشان داده است، جلوات رحمت و برکات خودش را آنچنان که در شأن وجود مقدّس خود او است، بیش از پیش بر ما نازل کند؛ انشاءالله.
در پایان و بعد از این مقدّمهای که عرض شد، بنده موظّف شدم که پیام تشکّر و تقدیر رهبری معظّم و معزّز را به خاطر برپا کردن این رستاخیز چشمگیر و بیسابقه، از این جایگاه به همگان ابلاغ کنم؛ به مردم عزیز ایران که با وفای فوقالعاده و بصیرت فوقالعادهی خودشان این صحنه را آنچنان آراستند که تحمّل آن برای دشمن بسیار سنگین بود؛ در تهران، در قم و در مشهد، از همهی کشور حضور داشتند و جمعیّت میلیونی با حضور خودشان و معنای خاصّی که آن حضور داشت، آنچه را که قبلاً عرض کردم رقم زدند و انشاءالله در آینده شاهد برکات آن خواهیم بود. در همین جا باید از متصدّیان محترم که در این زمینه تمهیدات فراوانی انجام دادند نیز تشکّر کنم؛ چه دولت گرامی و چه برادران عزیز سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی و دستگاههای دیگر؛ حالا من بیش از این اسم نمیبرم، که اسباب خجالت بنده به خاطر فراموش کردن بعضی از اسمها نباشد. و همچنین از مردم عزیز عراق که با وفا و بصیرت خودشان صحنهی فوقالعادهای را رقم زدند ــ چه در شهرهای نجف و کربلا و چه عشایر عراق در مسیر بین نجف و کربلا ــ از بسیج مردمی عزیز عراق، از دولت محترم عراق، از همهی آنها از طرف رهبری معظّم تقدیر میکنم.
امیدواریم که خدای متعال همهی ما را ثابتقدم بدارد و توفیق بدهد که این راه را که خود در مقابل ما گشوده است، بهخوبی طی بکنیم و به اهداف بلند و متعالی انقلاب اسلامی دست پیدا بکنیم.
در پایان، عرایضم را با سلامی بر وجود مقدّس ابیعبدالله (علیه السّلام) که همهی این برکات ناشی از خون مقدّس او است، پایان میدهم. السّلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم. السّلام علی الحسین و علی علیّبنالحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
(۱ سورهی بقره، بخشی از آیهی ۱۶۵؛ «... و مژده ده شکیبایان را.»
(۲ دنیا و آخرت
- اشتباه کرده بودم؛ صف تمام نمیشد!
- سیل خروشان جمعیت و همهپرسی اجتماعی
- مصباح علم و اخلاق
- حسینیهای برای امام شهید
- جاودانهترین وداع تاریخ
- اینجا همه تجدید عهد است...
- بدرقههای سرخ
- ذوب شدن مرزها زیر آفتاب چهل درجهی نجف
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
با حضور هزاران نفر از اقشار مختلف مردم برگزار شد
مراسم بزرگداشت «آقای شهید ایران» در تهران از سوی رهبر معظم انقلاب


مراسم بزرگداشت «آقای شهید ایران» حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، با حضور هزاران نفر از اقشار مختلف مردم، خانوادههای معظم شهدا، روسای قوا، جمعی از مقامات کشوری و لشکری و سفرا و نمایندگان کشورهای خارجی در شبستان مصلای امام خمینی(ره) تهران برگزار شد.
در این مراسم آیت الله سید مصطفی خامنهای فرزند ارشد قائد شهید در سخنانی با ابلاغ پیام تشکر حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی از مردم در پی رستاخیز عظیم مراسم تشییع، خاطرنشان کرد: مردم با وفا و بصیر ایران این صحنه را آنچنان آراستند که تحمل آن برای دشمن بسیار سنگین بود و در تهران، قم و در مشهد از همه کشور، حضوری میلیونی و پر برکت داشتند.
ایشان همچنین با تشکر از دولت، سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی و همه دستگاههای فعال در این رویداد عظیم، گفت: همچنین از مردم با وفا و با بصیرت عراق که صحنه فوق العادهای را در شهرهای نجف و کربلا و در مسیر بین نجف و کربلا رقم زدند و از عشایر، بسیج مردمی و دولت محترم عراق از طرف رهبری معظم تقدیر میکنم.
آیتالله سیدمصطفی خامنهای با تاکید بر اینکه صبر در این مصیبت بزرگ منافاتی با انتقام ندارد، گفت: صبر به معنای درست یعنی ما این مصیبت بزرگ را آنچنان تحمل کنیم که راه روشن خودمان را به خوبی و درستی ادامه بدهیم و تا هدف نهایی پیش برویم بنابراین هیچ منافاتی با انتقام و برخورد با اشرار عالم که در این جنایتهای بزرگ دست داشتند نخواهد داشت.
همچنین در این مراسم آقایان محمدحسین سعیدیان، محمدرضا پورزرگری و قاسم مقدمی آیاتی از قرآن کریم را تلاوت کردند و مداحان اهل بیت علیهمالسلام، آقایان محمود کریمی و محمدرضا بذری نیز در رثای حضرت اباعبداللهالحسین(ع)، شهدای جنگ رمضان و قائد شهید امت به مداحی پرداختند.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
پیام رهبر انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران
حضرت آیتالله سیّد مجتبی خامنهای در پیامی ضمن قدردانی صمیمانه از حضور دهها میلیونی مردم ایران و عراق در مراسم تشییع «آقای شهید ایران»، خطاب به امام شهید امت تأکید کردند: عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ علیکَ یا ثاراللهِ وَ ابنَ ثاره وَ الوِترَ المَوتور. السَّلامُ علیکَ وَ علی جَدِّکَ وَ اَبیکَ وَ اُمِّکَ وَ اَخیکَ وَ المَعصومینَ مِن وُلدِک.
سلام بر امامی که ندای حیاتبخش قیامش، پژواکی عظیم و پرطنین از بعثت نبوی را تا اعماق دوردست تاریخ امتداد بخشید و از اثر آن انقلاب اسلامی ایران پدید آمد. انقلابی که از اساس حسینی بود و با شعار و مرام حسین ساخته شد و بالید. آقای شهید ایران هم با همین مرام رشد کرد. او حسینی بود، حسینی اندیشید، حسینی حرکت کرد، حسینی جهاد و مقاومت نمود، حسینی زیست، و حسینی خون خود را در راه مکتب حسین تقدیم کرد و به شهادت رسید.
در زمرهی حسینیان، کسانی هستند که وقتی در راه حسین و برای مکتب و مرام حسین علیهالسّلام، خونشان مظلومانه بر زمین میریزد، امّت اسلام به حرکت در میآید و آن زمان، به عاشورا و آن مکان، به کربلا متّصل میشود. حال هم همان شور حسینی، ملّت ما را بعثت بخشیده و مکتب خمینی کبیر و خامنهای شهید را جلوهای تازه داده است. این است آن غوغای حیاتبخشی که انعکاس ندای مظلومیّت حسین علیهالسّلام و ندای هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنیِ او در ایران و پس از آن در عراق و سایر کشورها بپا میکند و زلزله در باطل میاندازد. و جا دارد به همین مناسبت از حضور دهها میلیونی، اعجاببرانگیز، دشمنشکن و تاریخی مردم در شهرها و روستاهای ایران و عراق خصوصاً تهران، قم، نجف، کربلا، و مشهد صمیمانه قدردانی کنم.
ملّت ما خونخواه حسین است. این ملّت بزرگ سالها فرزندان خود را در راه حسین و در جنگ با دشمنان حسین و مرام حسینی فدا کرد. و اینک هم خونخواه او و حسینیان زمان است.
اکنون به پیشوای شهیدمان عرض میکنم: ای قتیل مظلوم! ای مظلوم سرافراز! ای بندهی صالح خدا! حال که با چشمان اشکبار و دلهای شکسته با پیکر شما وداع میکنیم، با شما عهد میبندیم که مکتب شما را پاس بداریم و آن طریق مستقیمی که شما ترسیم کردید را با استقامت بپیماییم و در این راه از سختیها نهراسیم، و همچون شما به بِشارات و وعدههای الهی دل ببندیم. عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و همهی شهیدان این دو جنگ را از قاتلین جنایتکار و بیآبرو بگیریم. این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.
ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودید، گوارایتان باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشانها از مادرتان زهرای اطهر و جدّتان اباعبدالله الحسین و اباالفضل العباس علیهم الصلاة و السّلام دارد، مبارکتان باشد. و شما ای همراهان مظلوم او که غافلگیرانه مورد هجوم دشمن قرار گرفتید و به شهادت رسیدید، خوشا بهحالتان که اینک میهمان آن مولائی هستید که شاید بارها رأفت و لطفشان را درک کرده بودید. آن آقائی که باب رحمت الهی برای همه و بخصوص مردمان این سرزمین هستند، اینک میزبان شمایند و جوار امنشان خانهی شما شده است.
و شما ای سرور عالی مقام! ای بزرگوار! ای امام رئوف! یا اباالحسن الرّضا المرتضی که برترین صلوات خدا بر شما باد، اکنون جسم پاره پارهی خادمی از خادمین حضرتتان و عترت طاهره، پس از سالها جِدّ و جَهد و مجاهدتِ بیوقفه به همراه ابدان شهدایی از خانوادهاش که هر یک یادآور شهیدی از شهیدان دشت کربلا است، در این خاک پاک میآرمند تا آن روزی که به امر الهی، خورشید عالمتاب، حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشّریف، از پس ابرهای غیبت بیرون آید و بر مردمان کرهی خاکی، نور رحمت الهی را بتاباند که در آن روز که امید داریم خیلی زود برسد، ستارگانی از میان صدّیقین و شهدا و اولیاء، آن حضرت را همراهی خواهند کرد و امید داریم که آقای شهیدمان یکی از آنان باشد و بار دیگر صحنههایی درخشان و ناب از مجاهدت و وفای به عهد اَلَست را به نمایش بگذارد و شاید این همراهان در آن روز هم او را همراهی کنند.
ای مولای رئوف! آقایمان که همه چیزش را در راه شما صرف کرد و همراهان شهیدش را به شما و لطف و عنایت جنابتان میسپاریم تا همچنان که در حیات دنیوی خود از لطف شما بهرهمند بودند، از این پس هم همانطور و بلکه بسیار بالاتر و بیشتر از آن برخوردار باشند.
در آخر، بار دیگر به سرورمان حضرت بقیهالله عجلاللهتعالیفرجهالشریف تسلیت عرض میکنیم و از آن بزرگوار مهربان درخواست میکنیم که ادعیهی زاکیهی خود را متوجه آقای شهید ایران و همراهان شهیدش و همه شهدا بفرمایند و از حضرت حق جلَّ و علا برای همهی شهیدان علوّ درجات و برای بازماندگان ایشان صبر و اجر و برای ملّت مظلوم ایران فتح و نصرت قطعی و قریبالوقوع طلب نمایند، انشاءالله.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
۱۸ تیر ۱۴۰۵
https://rahbar.ir/speech?cid=1522
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
مراسم وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی در جوار حسینیه امام خمینی(ره)
امشب (پنجشنبه شب) در میان حزن و اندوه هزاران نفر از خانوادههای مکرم شهیدان مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی انجام شد.
این مراسم امشب در جوار محل شهادت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای برگزار شد.
در مراسم پر حزن و اندوه، مداحان اهلبیت علیهمالسلام در رثای اباعبدالله الحسین(ع) مرثیهسرایی کردند و در عزای رهبر شهید انقلاب نوحهخوانی انجام شد.
در نگاه نخست، آنچه هفته آینده در تهران، قم و مشهد رقم خواهد خورد، آیین بدرقه پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی است. وداعی باشکوه با ابرمردی که بیش از سه دهه، سکان هدایت انقلاب اسلامی را بر عهده داشتند و عمر مبارک خود را در راه عزت اسلام، استقلال ایران و اعتلای جمهوری اسلامی سپری و فدا کردند.
اما اگر این مراسم تنها به بدرقه یک پیکر تقلیل یابد، حقیقت بزرگ آن نادیده گرفته شده است. تشییعهای پیش رو، بیش از آنکه بدرقه جسم مبارک رهبر شهیدمان باشد، بیعت دوباره با راه، مکتب و اندیشه ایشان است.
میلیونها ایرانی که هفته آینده در خیابانهای تهران، قم و مشهد حضور خواهند یافت، تنها برای ادای احترام به رهبر شهید انقلاب گرد هم نخواهند آمد، آنان میآیند تا بار دیگر اعلام کنند که با قدمهای استوار، در مسیری گام برمیدارند که قائد شهید امت ترسیم کردند.
سوگمندانه، تشییع هفته آینده، آخرین دیدار عمومی مردم با رهبر شهید انقلاب خواهد بود. میلیونها ایرانی، از پیر و جوان، زن و مرد، پیکر رهبر خود را بر دوش خواهند گرفت و با او وداع خواهند کرد. اما این آخرین دیدار، آخرین منزل مثیاق ما نیست.
نسبت میان مردم و رهبر انقلاب، هیچ گاه تنها یک رابطه عاطفی نبوده است که با پایان حیات دنیوی ایشان پایان یابد. این نسبت، بر پایه یک آرمان مشترک و یک مسیر تاریخی شکل گرفته است، مسیری که از سالها پیش، در عصر چهاردهم خردادماه ۱۳۶۸ آغاز شده و امروز نیز همچنان ادامه دارد. از همین رو، تشییعهای پیش رو را نباید پایان این راه دانست، بلکه باید آن را نقطه تجدید عهد ملّتی دانست که تصمیم گرفته است همان مسیر را با استقامت و استواری بیشتری ادامه دهد.
شاید به همین دلیل است که باید تشییع پیش رو، این آخرین دیدار، این وداع جانسوز را بیعت با راه امام شهید نامید. بیعتی که نه با زبان، بلکه با حضور شکل خواهد گرفت. میلیونها مردمی که در این مراسم شرکت میکنند، در حقیقت اعلام میکنند که راه آزادگی، مقاومت و دفاع از عزت ایران اسلامی، با شهادت رهبر انقلاب متوقف نشده است. مردم با حضور خود، بار دیگر به این حقیقت گواهی میدهند که اندیشه آقای شهید ایران را نمیتوان ترور کرد و راه آن عزیز را نمیتوان به خاک سپرد.
در کنار این حقیقت، تشییع پیش رو معنای دیگری نیز در خود دارد، معنایی که آینده جمهوری اسلامی را نیز ترسیم میکند. این حضور عظیم و تاریخی، تنها بیعت با راه رهبر شهید انقلاب نیست، بلکه بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی نیز هست. ملّت ایران، در امتداد همان نگاهی که طی دهههای گذشته تجربه کرده است، استمرار راه، مکتب و مرام رهبر شهید انقلاب را در رهبری جدید میبیند و از همین رو، حضور در این مراسم تنها ادای احترام به گذشته نیست، بلکه اعلام وفاداری به آینده نیز هست.
در عین حال، نباید از پیام بیرونی این حضور تاریخی نیز غافل شد. تشییعهای دهها میلیونی هفته آینده، پاسخی کوبنده و دندان شکن به دشمن و همه کسانی خواهد بود که گمان میکردند با ترور و شهادت مظلومانه رهبر عزیزمان، راه ایشان متوقف خواهد شد.
این حضور، تنها یک مراسم سوگواری نیست، بلکه یک پیام تاریخی است، پیامی که با وضوح و صراحت هرچه تمامتر میگوید شهادت رهبر انقلاب، پایان راه نیست، بلکه آغاز فصل تازهای از مسئولیت مردم مبعوث شده است. پیامی که نشان میدهد راه شهید حضرت آیتالله خامنهای رضواناللهعلیه نه در یادها، بلکه در اراده یک ملّت ادامه دارد.
به همه این دلایل، هفته آینده را میتوان هفته بیعت نامید، بیعت با راه امام شهید و بیعت با استمرار آن راه در پرتو رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای. و مگر نه اینکه رسم ما با شهیدان، خداحافظی نیست؟ ما به رهبر شهیدمان نمیگوییم خداحافظ؛ میگوییم به امید دیدار، به امید دیدار در همنشینی با سیدالشهدا علیهالسلام. اما تا آن وعده الهی فرا برسد، عهد ما با عزیز شهیدمان همچون کوه استوار است. راهش را ادامه میدهیم، از آرمانهایش پاسداری میکنیم و پرچمی را که با صلابت بر دوش داشت، لحظهای بر زمین نخواهیم گذاشت.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری ، صدای ایران ، آقای شهید ایران
ادامه مطلب را ببينيد
حماسهملی | شناخت نقشه جنگ آمریکا و رژیم صهیونی و اقدام متقابل ملت ایران
رسانه رهبر انقلاب بر اساس پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ در اطلاعنگاشتی به شناخت نقشه جنگ آمریکا و رژیم صهیونی و اقدام متقابل ملت ایران میپردازد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
اینفوگرافی | راه شکست دشمن در جنگ اقتصادی
کانال خبری «رسانه رهبر انقلاب اسلامی» در پیامرسان ایتا اینفوگرافی با موضوع مروری بر ابعاد مختلف شعار سال ۱۴۰۵ بر اساس پیام نوروزی رهبر انقلاب منتشر کرد.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
|روایت|
این در فیض حسین علیهالسلام است!
این خیابان را آخرینبار بیست و هشتم بهمن سال گذشته به قدمهای پرذوقم گز کردهام. از آخرین دیدارهای عمومی آقا بود و آذربایجانیها میهمان بیت بودند. از سر فلسطین، دیگر قدمها روی زمین بند نمیشد. پرواز میکردیم سمت بیت. در کوچههای منتهی به حسینیه، خنده و شوق در چهره میهمانانی که از هم سبقت میگرفتند میدرخشید. مردم، گوشه و کنار کوچه با خودکار آبی، کف دست هم «جانم فدای رهبر» مینوشتند و با کارتهای دعوتشان عکسهای یادگاری میگرفتند. اینجا روزگاری شور و حالی داشت.
حالا قدمهای کارت به دستان دعوت شده، چنان سنگین و آرام میرود که گویی هر یک کوهی به شانه حمل میکنند. دستهدسته سیاهپوشان محزون سمت حسینیه میروند. همه بغضهایی را با خود میبرند که صدوچند شب است آنطور که باید نشکسته. خبری از آن شور و هیجان همیشگی جاری در این خیابان نیست. بهجایش تا بخواهی اینجا غم میفروشند. آقا نیست. حسینیه نیست. روضه او ولی همیشه پابرجاست.
اگر کرونا باشد و میهمانی در حسینیه نباشد، خودشان به تنهایی اقامه عزا میکنند. جنگ اگر باشد و تهدید و ایشان نتوانند حاضر شوند، عزا همچنان پابرجاست و حالا حتی پس از شهادتشان نیز پرچم عزای جدّشان را زمین نگذاشتهاند. اینجا هنوز به رسم دهههای طولانی، چراغ روضه روشن است. این درِ فیض حسین علیهالسلام است که باز است هنوز.
ماه به خاک افتاده!
به پشت ورودیهای بیت که میرسیم، تشریفات ورود مثل گذشته باقی است. صفها پشت هم تشکیل شده. این مردم در این چندماه، همه روضهخوان شدهاند انگار. مرد جوانی بلند میگوید «برادر، آقا دیگر بین ما نیست!» اشک میان صفها جاری میشود. گونهها خیس میشود. کسی برای شادی روح رهبر شهید انقلاب صلوات میگیرد. چه عبارات نامأنوسی. زیر این سقف بلند همیشه برای سلامتی او صلوات میفرستادیم.
این ساختمانها، دیوارها! شیشهها چرا شکسته، خاک چرا همهجا نشسته؟! ما مراسمهای روضه شما را آمده بودیم ولی هرگز اینچنین، روضه پیشاپیش و از محوطه حسینیه آغاز نمیشد. حالا آجر به آجر این مجموعه خود روضهایست مجزا که سالها اشک میطلبد. اینجا مگر کسی به خاک افتاده باز.
تا وارد میشوم، اذان شده و همه در رکوع نمازند. چرا صدای آن سبحان ربی العظیم و بحمدههای کشیده که تأکیدش روی «ظ» عظیم بود نمیآید. این موکتهای کرمی رنگ چرا زیر پای مهمانها پهن شده؟ زیلوهای آبی همیشگی کجایند پس؟ نشانی را درست آمدهام؟ اینجا بیت رهبری است؟
گوشهای مینشینم. دیگر کسی تلاش نمیکند که نزدیکتر به جایگاه باشد برای دیدن شما. دیگر کسی به اینکه جایش پشت ستونی بیفتد اهمیتی نمیدهد. ماه امشب طلوع نخواهد کرد و گردن کشیدن برای تماشایش بیفایده است. اینجا امشب تاریک و بیقمر است.

بی تو هوای نفس کشیدنم نیست!
قاری پشت میکروفون میرود و شروع به تلاوت میکند. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ...رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ. آری تو از خدا راضی بودی همیشه و خدا از تو راضی شد و اینگونه تو را خرید. قاری اوجهایش را گرفته، تحریرهایش زده و صدقالله پایانی را گفته. کسی ولی نیست که با لبخند و «طیبالله» پدرانهای بدرقهاش کند. خود برمیخیزد و میرود. امشب همه جزئیات مراسم بغضآور و اندوهبار است. خدا به دلهای ما رحم کند.
آن صندلی ساده مشکی که جایگاه همیشگی حضور آقا در مراسمها بود، کنار دیوار، دوری صاحبش را فریاد میکند. تصویری از آقا که برای میهمانها دست بلندکرده روی صندلی است. تصویری که هنوز نمیتوانم در چشمهایش خیره شوم. بغض، خشت خیسی شده و چسبیده ته گلوی جمعیت. اشک توی چشمها جمع شده و میلغزد و دنبال بهانهای است برای شرّه شدن.
در روایتنویسی اصلی هست که باید چشمانت دنبال جزئیات اطراف بگردد. باید چیزهایی که میبینی را خوب و دقیق بنویسی. امشب اما قاعده با تمام روایتنگاریهای دنیا متفاوت است. امشب باید چیزهایی را بنویسی که دیگر نمیبینی. در سرم جماعتی طبق روال، شعار «ای پسر فاطمه منتظر شماییم» سر میدهند؛ چشمانم مردانی سرابگونه را میان جمعیت میبینند که بر کاغذهایی نوشتهاند «آقاجان؛ چفیه»؛ خادمهای بیت آقا اینسو و آنسو میروند و آن پرده مخملی آبی مدام تکان میخورد؛ در سرم تمام جمعیت شعری را تمرین میکنند که با حضور آقا و کمک مداح، همخوانیاش کنند. به خودم که میآیم، نه شعاری هست، نه کاغذنوشتهای و نه پردهای... و البته نه آقایی!
آقاسیّدمیرهاشم حسینی سخنران امروز مراسم است. از الهیات زندگی میگوید و تفاوت دیدگاههای جبهه اسلام و کفر نسبت به جنگ و مرگ. که آنها هرکه را کشته شود، شکستخورده میپندارند و ما کشتگان خویش را جاودانگان تاریخ. و هرچه این کشته بزرگتر، جاودانهتر. مثل آقا...
مرد کناری، برادر یکی از چهل و دو شهیدی است که در یک پایگاه موشکی از کمبود اکسیژن به شهادت رسیدند. منتظر است که نگاهمان به هم گره بخورد تا سر صحبت را باز کند. پس بهانه را به دستش میدهم. میگوید نبودن آقا در مراسم امروز، هوا را برای من هم کم کرده. نفسم بالا نمیآید. حالا میفهمم برادرم آنجا چه کشیده.
یکی بهم بگه دروغه!
جمعیت، هزاران گلوی بغضکرده است؛ نشسته زیر سقف زینبیه بیت رهبری. جمعیت منتظر روضه است. منتظر یک آه سوزناک کسی تا حتی بیروضه گریه شود. به فکر میروم. درب سمت راست زینبیه باز میشود. آقا با قامتی بلند و آن قبای سرمهای که این اواخر میپوشیدند وارد میشوند. همه ناگهان بر میخیزند و میایستند. حیدر…حیدر. آقا دست تکان میدهد و لبخند میزنند و روی صندلی مینشینند. جمعیت ذوقزده و متعجب روی زانو بند نمیشود. همه اشک میریزند. مراسم قیامتی شده. یکی بهم بگه دروغه، یکی بهم بگه یه خوابه. بهخودم میآیم. صندلی خالی است. حاجمهدی رسولی میخواند «یکی بهم بگه یه خوابه» بغضها شکسته و فریادها بلند است. پیرمرد جلویی دستهایش را محکم به سر میکوبد. هیچوقت اینجا اینقدر گریه به خود ندیده بود. پسرشهیدی که سمت چپم نشسته و دهساله بهنظر میرسد بیتابی میکند. عمویش دکمههای پیرهنش را باز کرده که هوا بخورد. چیزی نمانده پسرک از حال برود. سوی زنانه مراسم ولولهای است. زنها همیشه حق روضه را بیشتر ادا میکنند. مهدی رسولی میخواند «شاید که در وا شد و اومد» چشمها در کمال عجز و خواهش درب را نگاه میکنند. اینجا همیشه روضهخوان و مستمع مراعات آقا را میکردند. نه روضهخوان سوز روضه را زیاد میکرد و نه مردم به احترام آقا صدا بلند میکردند. امشب ولی انگار کسی قصد ملاحظه ندارد. امشب آقا نیست. بغضها تبدیل به گریه شده؛ گریهها تبدیل به فریاد.
آقای رسولی میخواند؛ ما گریه میشویم؛ عادت دارم میان گریههای بیت سر از زانو بردارم و آقا را ببینم که دست به چهره گذاشتهاند و تسبیحشان را از میان انگشتان آویخته و شانههایشان آرام میلرزد. اشکهای لعنتی. کنار بروید میخواهم آقا را ببینم. یکنفر نیست ولی بیت آنقدر از نبودنش خالی است که صدا میپیچد. گویی جهان خالی شده. صدا در سرم میپیچد که:
امشب چه خودکشی که نکردم به کوی تو
بیرون نیامدی به تماشا چه فایده...
بیرون نیامدی به تماشا؛ چه فایده؟
- چند قاب از مردی که هیچوقت توی قابها نبود
- توبه نصوح، وعده صادق و تپه ۱۴۳
- دانشجوی فیزیک دانشگاه شریف یا مغز متفکر وعده صادق
- این اراده را از کجا آوردهاید؟
- چرا شماها خسته نمیشوید؟!
- صدایی که از کربلا خاموش نشد
- نسخهای که در قرارگاه نوح نبی(ع) پیچیده شد
- معمار دفاع ژئوپلتیکی ایران و کتاب به دست در مهمانیهای خانوادگی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
پیام رهبر انقلاب خطاب به ملت ایران درباره تفاهمنامه رئیسجمهوران ایران و آمریکا
حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به ملّت پرشور و باوفای ایران در خصوص تفاهمنامهای که میان رئیسجمهور ایران و آمریکا امضا شد، گفتند: بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم. از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز منتظر تحقق شروط گفته شده خواهیم بود.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملّت ایران به این شرح است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
ملّت پرشور و باوفای ایران!
همانگونه که مطلع شُدید، تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد.
بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت.
از این لحظه، ما یعنی شما ملّت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.
امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع نصرتها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
مجموعه روایت معماران ایران قوی؛ قسمت سوم، حسین سلامی
۲۹ سال قبل؛ دوره آموزش فرماندهی عالی جنگ در سپاه پاسداران؛ سرتیپ ۳۷ ساله مشغول تشریح ایده نبرد نامتقارن با دشمنان فرامنطقهای است: «اگر جنگ از هوا به دریا و زمین کشیده شود امکان درگیری با نیروهای آمریکایی میسر است و امکان پیروزی هم وجود دارد. این نوع نبرد اثربخشی سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته دشمن را خنثی و تا اندازهای او را خلع سلاح میکند. هزینههای اقتصادی جنگ و فرسایشی و طولانی مدت کردن آن از دیگر محاسن این نبرد است به خصوص که هزینه اقتصادی وارد معرکه شدن آمریکاییها در نقاط دوردست بسیار بالاست.»
ایران از همان روزها در فکر آماده کردن ساختار رزم نیروهای مسلحش برای درگیری احتمالی بعدی با آمریکا بود. در همین فضا هم آرام آرام نیروهای مسلح خود را برای این نوع از نبرد با یک قدرت ناهمسان آماده میکرد. در یکی از موارد سرداران و فرماندهان در دوره عالی جنگ سپاه در دانشکده فرماندهی و ستاد جمع شده بودند و آموزش میدیدند. یکی از سرفصلهای دوره را هم کسی تدریس میکرد که پیش از این در دوران جنگ هشت ساله علیه رژیم بعثی در قرارگاه دریایی نوح نبی علیهالسلام، این نوع نبرد را علیه یگانهای دریایی عراق و آمریکا تجربه کرده بود. فرماندهای که ۲۲ سال بعد خود سکان فرماندهی کل سپاه پاسداران را بر عهده گرفت: سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی.
قرارگاه دریایی نوح نبی علیهالسلام و مسئولان و فرماندهانش را میتوان بستر و نقطه شروع ایده دفاع نامتقارن دریایی ایران دانست. جزیره خارگ به عنوان پایانه اصلی صادرات نفتی ایران و همچنین منطقه دریایی میانه و غرب خلیج فارس این قرارگاه را به یک نقطه کلیدی برای رصد و اعمال کنترل و درگیری با نیروهای فرامنطقهای در خلیج فارس دانست. قرارگاهی که در طول جنگ نفتکشها و عملیاتهای دریایی به کانون سازماندهی و عملیاتهای دریایی سپاه پاسداران با نیروهای آمریکایی و فرامنطقهای تبدیل شد. ایدههایی که حسین سلامی و همقطارانش در دهه بعدی در دانشکده فرماندهی و ستاد آموزش میدادند در دهه ۶۰ کارایی خود را در عرصه عمل نشان داده بودند.
ایدههایی مانند جنگ و نبرد نامتقارن، تغییر ابزار از شناورهای بزرگ به شناورهای کوچک و چابک و سریع اما زهرآگین، استفاده از جغرافیای سواحل طولانی و تبدیل ساحل به یک نوار مسلح دفاعی اما نامرئی، مینگذاریهای ایذایی دریایی و تحمیل محدودیت بر کریدورهای دریایی و اقتصادی و حیاتی دشمن و تکنیک انبوهسازی ناوگانهای خُرد اما چابک، همگی از دل تجربیات عملیاتهای قرارگاه دریایی نوح نبی علیهالسلام بیرون آمدند. قرارگاه دریایی نوح نبی علیهالسلام دوره یادگیری و تمرین و آزمون و خطای نبرد با نیروهای فرامنطقهای در دریا بود. همان چیزی که سالهای بعد او در دوره عالی جنگ تدریس میکرد.
تجربه جنگ در دریا به خصوص با نیروی دریایی آمریکا به سلامی، فدوی، تنگسیری و سایر همرزمانشان نشان داد که برای جنگیدن با قدرتی که بزرگترین نیروی دریایی دنیا را داراست باید به سمت اعمال محدودیت به آزادی عمل دشمن و عملیاتهای ضد دسترسی علیه او اقدام کرد. ایجاد یک محیط و بستر ضددسترسی برای نیروی دریایی ارتش ایالات متحده به عنوان صاحب بزرگترین ناوگان دریایی در دنیا که محیطی هزینهزا برای او ایجاد کند. در ادامه متکی به ابزارهای نامتقارن دامنه توسعه و گسترش او را محدود و محدودتر کرد.
تداوم همین نگاه بود که به مرور نیروی دریایی سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران را در منطقه تنگه هرمز و خلیج فارس به تدریج به یک بازیگر استراتژیک تبدیل کرد. فعالیتهای خیرهکننده موشکی و پهپادی هم دست این بازیگران را پُر و حوزه عمل و تاثیرشان را گسترش داد. درستی همه این سرمایهگذاریها و فهم استراتژیک در جنگ ۴۰ روزه خودش را اثبات کرد هنگامی که زمان صفر عملیات ضددسترسی و انسداد کلید خورد و تنگه هرمز به عنوان راهبردیترین آبراه جهان که یک پنجم انرژی دنیا از آن عبور میکرد با اراده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قفل شد. بزرگترین ناوگان دریایی دنیا هم تا به امروز هر چه زده به در بسته خورده.
هشت سال جنگ با دشمن بعثی یک لابراتور و دانشگاه بزرگ برای نظامیان و فرماندهانی از جمله حسین سلامی بود. او هرچند در خردادماه ۱۴۰۴ در حمله دشمن صهیونی به پاداش سالها مجاهدت خود رسید اما تجربهای که در قرارگاه نوح نبی علیهالسلام کسب کرد و بذری که در دهه هفتاد توسط دیگر استراتژیستهای نظامی و دفاعی ایران کاشت، در جنگ ۴۰ روزه به ثمر نشست. حالا ایران حاکم بلامنازع تنگه هرمز و خلیج تا ابد فارس است.
نسخهای که در قرارگاه نوح نبی(ع) پیچیده شد
- معمار دفاع ژئوپلتیکی ایران و کتاب به دست در مهمانیهای خانوادگی
- نابغهای که جغرافیا را علیه آمریکا به کار گرفت
- سربازی که مأموریتش تمام نشد
- دستی که رها نشد
- روز وداع یاران
- چهار کتاب از زندگی و اندیشه امام شهید
- رهبر شهید انقلاب با کمال شجاعت میگفتند مطمئن باشید پیروزید
- تا پای جان در قربانگاه عشق ایستادهام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با توجه به برنامهریزیهای گستردهی انجام شده برای برگزاری باشکوه مراسم وداع، تشییع و تدفین امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای قدساللهنفسهالزکیه و شهدای خانوادهی رهبر انقلاب اسلامی، بهاطلاع میرساند گمانهزنیها و شایعات منتشرشده در فضای رسانهای داخل و خارج کشور درخصوص زمان و جزئیات مراسم مذکور که موجب ابهام بسیاری از علاقهمندانِ به حضور در این رویداد عظیم شده، فاقد اعتبار است.
با عنایت به سیرهی رهبر شهید انقلاب اسلامی اعلیاللهمقامهالشریف در اقامهی عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام و اهمیت برپایی عزاداریهای این ایام در اقصی نقاط ایران و جهان؛ مراسم وداع، تشییع و تدفین آن یگانهی دوران بعد از دههی اول محرم و هماهنگیهای نهایی دستگاههای مسئول و گروههای مردمی برای خدمترسانی شایسته به مردم عزیز عزادار برگزار خواهد شد.
جزئیات این مراسم، متعاقباً در فاصلهی زمانی مناسب توسط این ستاد اعلام خواهد شد.
دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی
۱۹ خرداد ۱۴۰۵ 
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر معظم انقلاب: دشمن بر تابآوری مردم و محاسبات مسئولان متمرکز است

رهبر معظم انقلاب فرمودند: دشمن تابآوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسبات مسئولان را هدف گرفته است.
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، پیام حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی بهمناسبت عید غدیر و سیوهفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) و سالگرد آغاز رهبری حضرت آیتالله شهید سیدعلی خامنهای صبح امروز در حرم امام راحل توسط حجتالاسلام محمدجواد حاجعلیاکبری قرائت شد.
متن کامل این پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَلحَمدُ للهِ الَّذی جَعَلَ کَمالَ دینِه وَ تَمامَ نِعمتِه بِوِلایةِ امیرِالمؤمنین علیِبنِ اَبیطالِب علیهالسّلام
عید سعید غدیر را به همهی مسلمانان و محبّین پدر امّت اسلام، امیرالمؤمنین علی صلواتاللهوسلامهعلیه در ایران و سراسر جهان تبریک میگویم و به روح مطهّر حضرت امام خمینی رحمةاللهعلیه سلام و درود میفرستم. امسال سیوهفتمین 14 خردادی است که از فراق خمینی کبیر میگذرد و اوّلین 14 خردادی است که پدر مهربان امّت، مرید و یار وفادار و برجستهی مکتب امام، رهبر عظیمالشأن شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای اعلیاللهمقامهالشریف میهمان ضیافت الهی شده و طنین صدای پرصلابت و کلام حکیمانه و نافذش در مرقد مطهّر امام شنیده نمیشود. امّا مجموعهی بیانات و مکتوبات ده سالهی بنیانگذار جمهوری اسلامی و سیوشش سالهی رهبر عظیمالشأن شهید، گنجینهی ارزشمند و بیبدیلی برای همهی ما و چراغ راه مسیر آینده است.
اوّلاً امروز عید غدیر است و عیداللهالاکبر؛ روز عهد معهود و میثاق مأخوذ که خداوند در آن تکلیف مدیریت جامعه و نظام اسلامی را مشخص فرموده و اِکمال دین و اتمام نعمت را با ولایت و امامت مستمرّ حضرات معصومین صلواتاللهعلیهماجمعین صورت داده است.
غدیر یادآور کسی است که هر لحظه از عمر شریفش از ابتدای ولادت در کعبه تا رسیدن به فوز شهادت، برای خدا و در راه خدا بود. بر این اساس آن حضرت پس از وجود مکرّم رسولالله صلیاللهعلیهوآله در همهی دورانهای زندگی و برای آحاد مسلمین و مؤمنین، اسوهی اعلی و الگویی جامع محسوب میشوند، و شایسته و بایسته آن است که از طفل خردسال تا کهنسالان و از افراد عادی جامعه تا نخبگان و رهبران به آن حضرت اقتداء کنند؛ همچنان که سند افتخار زندگی امامین انقلاب نیز همین تأسّی به آن بزرگوار بوده است.
ثانیاً امروز سالگرد رحلت امام امّت رحمةاللهعلیه و فرصتی ارزشمند برای تفکر و گفتگو پیرامون این شخصیت مشهور، امّا کمتر شناخته شده است. شخصیّتی پرجاذبه که درک و شناخت عمیق از راه و هدف نورانیاش، چراغ راه آیندهی ایران اسلامی است؛ اما بسیاری از آحاد ملّت که در سنین جوانی هستند، توفیق درک مستقیم ایشان را نداشتهاند و حتی بسیاری از آنانی که دوران حیات ایشان را درک کردهاند، کمتر به عمق شخصیّت و خط امام رسیدهاند.
قالَ اللهُ تَعالی قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَة اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی. خداوند تبارک و تعالی در این آیهی شریفه خطاب به رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند به امّت بگو من شما را تنها به یک امر موعظه میکنم که برای خدا دو نفر دو نفر یا هر یک به تنهایی بپاخیزید. این کریمه، مَطلع اولین پیام و یکی از قدیمیترین اسنادی است که شخصیت بیبدیل عبد صالح و روح بزرگ عصر و زمان ما، رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی، در آن، ملّت ایران را به قیام برای خدا دعوت کرده است. آری قیام لله، زیربنای مکتب امام است و از جمله مهمترین آثار و برکات وجودی ایشان، هدایت و تربیت و تأثیر شگرف بر جامعه بر اساس همین مبنا میباشد. همین حرکت الهی، منشأ نزول برکات و توجهات ربوبی و جاری شدن سنت حضرت حق جلّ و علا در هدایت جامعه به مسیر حق است که وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا.
و مگر نه این است که مهمترین حرکتهای فراگیر و برانگیختگی ملّت ایران، در دوران خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشأن شهید و با هدایت مستقیم یا غیرمستقیم ایشان صورت گرفته است؟ کدام نیروی عظیم میتوانست ملّت خوابزده و مسحور استکبار و استعمار را در شرایطی که انسداد و خفقان و وابستگی همهجانبه به غرب حاکم بود، در پانزدهم خرداد 1342 بیدار کند؟ کدام قدرت جاذبه میتوانست میلیونها نفر را در دوازدهم بهمن 1357 برای استقبال و در چهاردهم خرداد 1368 برای بدرقهی امام امّت به خیابانها بکشاند؟ و در آخرین نمونهی شگفتانگیز، کدام نیروی مستحکم و ارادهی پولادین بود که از سحرگاه دهم اسفند 1404 ملّت ایران را آنچنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان بهخونخفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند و صفوف چند ده میلیونی جانفدایان را برای تحقق آرمان رهبر شهید و اقامهی حق و قیامِ لله مستحکم کردهاند؟
آری این خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشأن شهید بودند که این استعداد و آمادگی را در ملّت عزیز ایران کشف و احیاء نمودند و همواره به آن ارج ویژهای مینهادند. امام بزرگوار که بیتردید با تقوای مثالزدنیاش از آنچه بر قلمش جاری میشد مراقبت میکرد، در وصیّتنامهی خود، ادعایی عظیم مطرح فرمود و اینگونه نگاشت که «من با جرأت مدّعی هستم که ملّت ایران و تودهی میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملّت حجاز در عهد رسولالله صلیاللهعلیهوآله، و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسینبنعلی صلواتاللهوسلامهعلیهما میباشند».
امروز همهی ملّت عزیز مفتخر است که با بعثت تازهی خود در کنار جبههی مقاومت، مایهی مباهات در برابر دیدگان آگاه و ملّتهای آزاده جهان شده است و صِدق این فراز از وصیّتنامهی امام خمینی را دوباره جلوهگر نموده است. به تعبیر رهبر شهید اعلیاللهمقامهالشریف، آن دست قدرتمندی که توانست اقیانوس عظیم ملّت را به تلاطم در بیاورد، شخصیت فولادین، دل مطمئن و زبان ذوالفقارگونهی امام بزرگوار و خمینی عظیم بود که توانست میلیونها انسان را وارد میدان کند، در میدان نگه دارد و جهت حرکت را به آنها تعلیم بدهد.
و صد البته نمونهی دیگر این قِسم تأثیر، از آنِ خود خامنهای عزیز است که قدم در مسیر سَلَف صالح خود گذاشت و قریب به چهار دهه رهبری انقلاب و نظام اسلامی، با اعتماد به جوانان و تعمیق و ارتقاء سطح بینش و نگرش مردم، جامعه را به چنان سطحی از آمادگی رساند که پس از واقعهی عظیم شهادتش، نِصابی تازه از بعثت ملّت ایران شکل گرفت.
آری مکتب خامنهای عزیز، همان مکتب خمینی کبیر در امتداد اسلام ناب محمّدی صلیاللهعلیهوآلهوسلم است که زیربنای آن قیامِ لله است و شاگردان این مکتب، صف در صف آمادهی اقامهی حق، اِزالهی باطل و مجاهده در این مسیر نورانی هستند. امام رحمةاللهعلیه پدیدآورندهی تحولی بزرگ و تاریخی در سطح ایران، امّت اسلامی و جهان میباشد که رهبر شهید اعلیالله مقامهالشریف به تعمیق و گسترش و استمرار آن پرداخته و برای تکامل و تحقق آن، نظامسازی و جامعهپردازی نمود.
در همین راستا حضرت ایشان علاوه بر زنده نگهداشتن مکتب امام در کلام و قلم و عمل و در دیدارهای گوناگون خود، چهاردهم خرداد را به فرصت میثاق سالیانهی ملّت با امام خمینی تبدیل کرده و منظومهای از اصول، سیاستها و خطوط مکتب امام را تشریح و تبیین میفرمود.
از جمله بعضی آموزههای احیاناً تکرار شوندهی آن، این بود که ملّت ایران، ملّتی مؤمن، باهوش و شجاع است؛ و اینکه مردم، صاحبان اصلی کشور و منشأ قدرت آن هستند؛ و اینکه این مردم هر تحول صحیحی را که دنبال کنند میتوانند رقم زنند و شعار «ما میتوانیم» را در عرصههای مختلف عینیّت بخشند. از دیگر آن آموزهها، لزوم حمایت از مظلوم بهعنوان وظیفهی اسلامی، انسانی و ایرانی است. و اینکه نظام سلطه و در رأس آن امریکا با این ملّت و هویت ممتاز، و تسلیمناپذیریش مشکل دارد.
آری نظام سلطه که پادگانی به نام اسرائیل را که از قریب هشتاد سال قبل ساخته، وجود یک ایران قوی و مستقل و برخوردار از انواع مزایا را در مرز شرقی جغرافیای پوچ و دروغین اسرائیل بزرگ یعنی شرقِ فرات نمیپذیرد و از هر اقدامی در جهت جلوگیری از پیشرفت آن کوتاهی نمیکند. در همین مجال به ملّت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تابآوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهیها باید همگان با ایستادگی و روشنبینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشهی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب میگردد.
اکنون فرصت تازهای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید بهعنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است. این نقش مهم بر عهدهی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است تا بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعدههای خداوند، در سایهی توجهات سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویستوپنجاه سالهی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین، آیندهی درخشان ایران عزیز را بسازند.
از خداوند قادر متعال مسئلت میکنم این ملّت بعثت یافته را به پیروزی نهائی و قلّههای باشکوه پیشرفت و عظمت، نائل و روح ملکوتی امامین انقلاب و ارواح مطهّر شهیدان انقلاب اسلامی خصوصاً شهدای دفاع مقدس دوّم و سوّم را با مولایشان حضرت امیرالمؤمنین علیصلواتاللهوسلامهعلیه محشور و قلب مقدّس و نورانی سرورمان حضرت ولیعصر را از ملّت ایران راضی و این ملّت عزیز و خادمینش را بهرهمند از ادعیهی خاص و شفاعت آن حضرت فرمایند، بمنّه و کرمه و السّلام و علیکم و رحمة الله و برکاته.
سیّدمجتبی حسینی خامنهای
14 خرداد 1405
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر انقلاب در پیامی به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم تأکید کردند ۰۷ / خرداد / ۱۴۰۵
حفظ انسجام کنونی و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی
لزوم تمرکز مجلس با همراهی قوای دیگر بر شعار سال
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
داستان موسی(ع) | قسمت دوم؛ مراقب باشیم کفران نعمت نکنیم
«یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (سوره بقره، آیه ۴۰)
ترجمه: اى بنىاسرائیل! نعمتهاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است] وفا کنم، و [نسبت به پیمانشکنى] فقط از من بترسید.
خداوند متعال در قرآن کریم برای هدایت مؤمنان از روشهای گوناگونی بهره گرفته است. یکی از این روشها، بیان داستانها و سرگذشت ملّتهای پیشین است تا مؤمنان با تأمل در آنها، از حوادث و سرنوشت آنان درس و عبرت بگیرند. در میان این ملّتها، داستان حضرت موسی علیهالسّلام و قوم بنیاسرائیل بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این سنتها که در دل داستانهای عبرتآموز ماجرای بنیاسرائیل وجود دارد، این قانون حتمی و ثابت است که «کفران نعمت، باعث زوال نعمت میشود.» این سنت در طول تاریخ و در امتهای گوناگون به وقوع پیوسته است.
بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، خداوند به ملّت بنیاسرائیل لطف داشته و نعمتهای فراوانی به آنان عطا کرده بود؛ اما آنان قدر این نعمتها را ندانستند و کفران کردند. خداوند در سوره بقره درباره نعمتهای خود به بنیاسرائیل میفرماید: یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ؛ اى بنىاسرائیل! نعمتهاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید. این نشان میدهد که نعمتهای مهمی در اختیار آنان قرار گرفته بود؛ اما بنیاسرائیل با کفران، موجب سلب این نعمتها شدند.
حضرت آیتالله خامنهای در مورد این نعمتها میفرمایند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنىاسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ، در سورهى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنىاسرائیل هم نعمت داد.»(۱) برخی مفسران معتقدند نعمتهای خداوند به بنیاسرائیل متعدد بود. در تفسیر مجمعالبیان درباره این نعمت دادن الهی به قوم بنیاسرائیل چنین آمده است: «در این آیه یک نعمت نیست و الّا قابل شمارش بود بلکه مقصود جنس نعمت است.»(۲)
حفظ نعمت الهی مشکلتر از به دست آوردن آن است
حفظ و نگهداری نعمتهای الهی سختتر از بهدست آوردن آن است. بنیاسرائیل مصداق بارز ملّتی بودند که در حفظ نعمتهای الهی کوتاهی کردند و آنها را به فراموشی سپردند. دیدگاه عموم مفسران در تفسیر آیه هفتم سوره حمد این است که خداوند به عدهای نعمت داده است و به عدهای نعمت نداده و آنان را مورد غضب قرار داده و عدهای را نیز گمراه کرده است؛ اما حضرت آیتالله خامنهای بر این باور است که خداوند به همه انسانها نعمت میدهد، اما نعمتدادهشدگان به دو گروه تقسیم میشوند: «یک عدّه کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمىگذارند که خداى متعال بر آنها غضب کند و نمىگذارند گمراه شوند... یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آنها راه افتادند، گمراه شدند.»(۳)
بنیاسرائیل جزو آن گروهی بودند که خداوند به آنان نعمت داد؛ اما آنان نعمت را حفظ نکردند. حضرت آیتالله خامنهای در توضیح این نکته میفرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکلتر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا -چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است .بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد و داد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها ... خیلى از ملّتها را ما در تاریخ سراغ داریم که نعمت خدا شامل حال آنها شد، امّا نتوانستند این نعمت را براى خودشان حفظ کنند. در قرآن بارها به بنیاسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم -وَ اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی العالَمین- امّا همین بنیاسرائیل بهخاطر ناشکرى، بهخاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة.»(۴)
عاقبت کفران نعمت، سرنوشت دیگری برای بنیاسرائیل رقم زد
بنیاسرائیل نهتنها نعمتهای الهی را حفظ نکردند، بلکه آن را کفران و ناسپاسی کردند. حضرت آیتالله خامنهای کفران نعمت را چنین معنا میکنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشانندهى حقیقت. در قرآن، به زارع هم کافر میگویند: أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ؛ یعنى زارع یا خود آن کشاورز که این دانه را در زمین نشانده، به تعجّب مىآید. کافر یعنى پوشاننده؛ کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.»(۵)
کفران نعمت بنیاسرائیل عاقبت بدی را برای آنان به دنبال داشت؛ به گونهای که مُهر ذلت و پستی بر پیشانی آنان کوبیده شد. بنیاسرائیل با کفران نعمت مورد لعنت دائمی خدا قرار گرفتند؛ چرا که «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.»(۶)
برخی مفسران در تبیین عاقبت کفران نعمت توسط بنیاسرائیل نوشتهاند: «برترى دادن بنىاسرائیل بر مردم جهان، مخصوص دوران جانشینى و برگزیدگى ایشان است و امّا پس از آنکه از فرمان خدا سرپیچیدند و اطاعت پیغمبران را گردن ننهادند و نعمتى را که خدا ارزانى داشته بود نادیده گرفتند و از تعهّدها و پیمانهاى خود، شانه خالى کردند، خداى متعال نیز بیزارى و خشم خود را آشکار نمود و خوارى و پریشانى را بر ایشان نازل کرد و آنان را به آوارگى و پریشانى محکوم ساخت و وعدهى عذاب دربارهى آنان به عمل درآورد.»(۷)
بنیاسرائیل ظاهر تورات را حفظ کردند اما از باطنش بیخبر ماندند
ملّت بنیاسرائیل در حوادث گوناگونی دچار کفران نعمت شدند. یکی از مهمترین مصادیق این بود که با وجود مأموریت الهی برای حفظ و پاسداری از کتاب حضرت موسی علیهالسّلام، یعنی کتاب تورات، در نگهداری و عمل به آن سستی کردند و در نتیجه آن را از دست دادند. «الواح الهى را به آنها دادند... «حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ» تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا»؛ «ثمّ» یعنى با یک فاصله، از روى دوش خودشان انداختند. حالا انداختن یعنى چه؟ یعنى آیا علناً تورات را گذاشتند و آماج تیراندازى قرار دادند و نابودش کردند؟ نه، ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بىخبر ماندند! مثل چه؟ «کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ» حمار و چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفٰاراً».»(۸)
ماجرایی که بارها به مسلمانها در قرآن یادآوری شده است
خداوند هنگام نزول آیات مربوط به بنیاسرائیل، دائماً به مسلمانان هشدار میدهد تا از آنان عبرت بگیرند؛ لذا «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنىاسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنىاسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنىاسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینهى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»(۹) یعنی این یک سنت الهی است که هر قوم و ملّتی کفران نعمت کند، نتیجه آن از دست دادن نعمت خواهد بود.
با این توصیف، باید توجه داشت که ممکن است کفران نعمت و عاقبت آن شامل حال مسلمانان نیز بشود. حضرت آیتالله خامنهای در این باره میفرمایند: «بارها خداى متعال به بنى اسرائیل فرمود: اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ. آنها مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند. در سورهى حمد، مغضوب علیهم، به بنى اسرائیل تعبیر شده است. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.»(۱۰)
حضرت آیتالله خامنهای بعد از تفسیر آیات مربوط به بنی اسرائیل، نظام جمهوری اسلامی را یکی از نعمتهای الهی به ملّت ایران دانسته و میفرمایند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ... باید ملّت ما با همان ارادهاى که این نظام را در طول چند سال مبارزه به وجود آورد و در طول چند سال مبارزه و مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»(۱۱)
از طرفی دیگر، رهبر انقلاب درباره شکر و قدردانستن نعمت انقلاب به مسئولین نیز تذکر میدهند که باید از رفتار خود مراقبت کنند تا دچار عاقبت بنیاسرائیل نشوند. ایشان میفرمایند: «بارها من عرض کردهام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مىفرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ»؛ تبدیل شدند به این.»(۱۲)
انسان نسبت به نعمتهایی که به او داده میشود، وظایفی دارد. یکی از مهمترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنیاسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند میفرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد؛ یعنی «به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را ... بعد دنبالهى این نداى عمومى پروردگار است، صداى بلند خدا است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ»، «تأذّن» یعنى با صداى بلندخدای متعال به همه اعلان میکند که «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم» اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبهروز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.»(۱۳)
بنابراین، باید توجه کرد که سنت الهی درباره نعمت همواره پابرجاست و هر کس نعمت خدا را نادیده بگیرد و کفران کند، همانند بنیاسرائیل گرفتار ذلت و محرومیت خواهد شد؛ شکرگزاری و حفظ نعمت، تنها راه بهرهمندی از رحمت الهی است.
(۱ بیانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
(۲ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل ابن حسن، ج۱، ص ۲۰۷
(۳ بیانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
(۴ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
(۵ تفسیر سوره بقره، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۸۷، انتشارات انقلاب اسلامی
(۶ بیانات در دیدار فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۷۳/۱۰/۱۵
(۷ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ترجمه حضرت آیتالله خامنهای، ص ۱۳۸، انتشارات انقلاب اسلامی
(۸ تفسیر سوره حمد، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۱۲۸، انتشارات انقلاب اسلامی
(۹ تفسیر سورهی صف، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۳۵
(۱۰ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۷۶/۰۳/۰۷
(۱۱ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
(۱۲ بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، ۱۳۸۷/۰۸/۱۶
(۱۳ خطبههای نماز جمعه تهران، ۱۳۹۸/۱۰/۲۷
* - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم
- داستان موسی(ع) | قسمت اول؛ هشدارهای تاریخی قرآن
- تابلوی تمدن غربی خالی از معنا
- گامهای استوار روی زیلوهای تاریخی
- وقتی زبان رسمی حسینیه ترکی میشود!
- مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی کشور در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟
- انسجام ملی و آزمون کارآمدی
- معادله جدید ایران؛ بازدارندگی در اوج دیپلماسی
- دست به ماشه در تنگه هرمز
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
سیاستنامه رهبر انقلاب در زمان تهدید دشمن به جنگ

فرمایشات مهم رهبر انقلاب طی یک سخنرانی در سال 1380 را میتوان «سیاستنامه مواجهه با تهدید نظامی دشمن» دانست.
گروه امام ورهبری خبرگزاری تسنیم ـ واکاوی تهدیدات این روزهای آمریکا نسبت به ایران و ملت و جمهوری اسلامی ایران یکی از مهمترین محورهای فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع مردم تبریز بود.
نکاتی را که رهبر معظم انقلاب در این رابطه مطرح فرمودند، میتوان در عناوین زیر خلاصه کرد:
- آمریکاییها در پی تسلط بر ایراناند، آنها میخواهند ایران را ببلعند، اما با مانع ملت و جمهوری اسلامی مواجهاند.
- ملّت ایران در بیستودوم بهمن جواب این تهدیدها را داد، نشان داد که این تهدید اثر ندارد و اثر تهدید، عکس است؛ بهعکس، انگیزه ایجاد میکند.
- آمریکاییها میدانند که اگر جنگ بشود مشکلات اقتصادی و سیاسیشان، اعتبار و آبروی بینالمللیشان طاقت آن را ندارد، و اگر چنانچه اشتباهی بکنند چه آیندهای در اختیار آنهاست.
- اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاههای خنثیکننده تهدید هم بهفضل الهی وجود دارد.
- مردم کار و زندگیشان را بکنند، درسشان را بخوانند، کسبوکار و تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند.
این اولین بار نیست که آمریکاییها با بهانهتراشی، کشور، ملت و حکومت ایران را تهدید به حمله نظامی میکنند و با نگاهی به تهدیدات پیشین و سخنان رهبر انقلاب در آن زمان، متوجه خواهیم شد که شرایط بین آمریکا و ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره همینگونه بوده است؛ «یعنی آمریکاییها با وجود مشکلات فراوانی که خودشان داشته و دارند، همواره بهبهانههای مختلف ایران را تهدید به حمله نظامی کردهاند تا با تسلیم کردن حکومت و ملت بر ایران مسلط شوند، اما همواره نیز با مانع ملت و جمهوری اسلامی مواجه بودهاند و تهدیدات آنها خنثی شده است.»
یکی از مشابهترین شرایط تهدیدآمیز بین ایران و آمریکا به شرایط کنونی، زمانی است که جرج بوش دوم رئیس جمهور آمریکا بود. رهبر انقلاب در آن ایام سخنرانیای در جمع کارگزاران نظام داشتند (1380/10/27) که در آن درباره تهدیدات آمریکا به حمله نظامی صحبت کردهاند.
بازخوانی این سخنرانی بهوضوح مشابهت شرایط امروز و آن روز را از حیثت ریشههای تهدیدات، وجود تهدید و راهکار مقابله با آن نشان میدهد که بهنوعی میتوان آن را «دستورالعمل و سیاستنامه رهبر انقلاب در مواجهه با تهدید دشمن به حمله نظامی» قلمداد کرد،
ازاینرو با هدف آشنایی بهتر با تهدیدات کنونی و بهرهجستن از سیاستهای رهبر انقلاب در شرایط تهدیدآمیز، در ادامه ضمن عنوانبندی کاربردی این سخنرانی بسیار مهم، آن را بازخوانی میکنیم:
تهدید قطعی و حمله غیرقطعی است
بههیچوجه نمیتوانیم ادّعا کنیم که ایران قطعاً مورد حمله قرار خواهد گرفت، نه؛ چنین چیزی معلوم نیست؛ اما قطعاً تهدید متوجّه ماست، این ما هستیم که باید بتوانیم این تهدیدی را که متوجّه ماست، خنثی کنیم و از بین ببریم و این احتیاج دارد به اینکه زبدگان و نخبگان کشور، مسئولان و خواص... موقعیت را درست بشناسید؛ وظیفه را درست تشخیص دهید؛ بار سنگین مسئولیت را بر دوش خودتان درست حس کنید، ما امروز حق نداریم اشتباه کنیم.
این تهدیدی که وجود دارد از لحاظ زمینه و انگیزههایش یک قضیه مرکّب و چندعنصری است که باید عناصر آن را شناخت.
ایران ثروتمند؛ اولین عنصر تهدیدساز آمریکا
عنصر اوّل، خودِ ایران، کشور عزیزمان است. کشوری که نیمی از سواحل خلیج فارس ـ یعنی عظیمترین و پُربرکتترین منبع انرژی امروز و فردای دنیا ـ در اختیارش است. موقعیت جغرافیایی، همسایگی خلیج فارس و ساحلداری نیمی از آن، علاوه بر ذخایر فراوان مادّی که در کشور است، و همچنین ذخایر بسیار زیاد نیروی انسانی، خودش یک عنصر اصلی تشکیلدهنده این قضیه است.
استقلال نظام مردمی جمهوری اسلامی؛ دومین عنصر تهدیدساز آمریکا
عنصر دوم، نظام جمهوری اسلامی است. نظام مستقل، نظام عزّتمدار، نظام شجاع، نظامی متّکی به مردم، آن هم مردمی امتحانداده، مردمی حامل یک ایمان عمیق که نه در زبان بلکه در عمل و نه در یک عرصه بلکه در عرصههای گوناگون، این ایمان را تجسّم بخشیدند و نشان دادند؛ مردمی بهشدّت متنفّر از سلطه خارجی و دارای خاطرات بسیار تلخ از آنها...، در انقلاب اسلامی به صحنه آمدند، حضور پیدا کردند و دیدند چطور میتوان با حضور در صحنه بدون سلاح، مستحکمترین دژ استکبار را در منطقه تصرّف کرد؛ میتوان آمریکا را از یک نقطه بسیار مهم و اساسی اخراج کرد؛ میتوان آمریکا را از ایران بیرون راند؛ پایگاه قدرت و نفوذ آمریکا علیه تمام منطقه را تبدیل کرد به پایگاهی علیه منافع و سلطهگری آمریکا، این را مردم امتحان کردند و دیدند.
عزت و عظمت، نتایج شیرین ایستادگی، فداکاری، شجاعت و اقدام است
هرگونه عزّت و عظمتی، از راه فداکاری، شجاعت و اقدام میگذرد؛ در جنگ نیز همینطور بود، در جنگ هم عدّهای تردید میکردند که چطور میخواهیم دفاع کنیم. آن وقتی که هزاران کیلومترمربع از خاک ما زیر چکمه دشمن بود و دشمن در آن شرایط به ما پیشنهاد آتشبس و گفتوگو و مذاکره میداد، عدّهای بر امام و مسئولان دیگر فشار میآوردند که آتشبس را قبول کنند، امام ایستاد؛ مردم ایستادند؛ مسئولان ایستادند و نتایج شیرین این ایستادگی را دیدند، بله، هرگونه عزّت و عظمتی، از راه فداکاری، شجاعت و اقدام میگذرد. با تسلیم شدن، با تنپروری، با تنندادن به مشکل، هیچ قلّهای به دست نمیآید...
حاکمی که تسلیم شود مردمش را هم تسلیم میکند
بزرگترین جرم حکومتهای خودکامه و مستبد در طول تاریخ ما این است که نگذاشتند ملت در آن وقتی که باید با حضور خود، با شجاعت خود، منافع خود را تأمین کند، در میدان حاضر شود. اشرف افغان و محمود افغان و لشکریانشان اطراف اصفهان را گرفته بودند، مردم دلشان وَل وَل میزد برای اینکه بروند دفاع کنند؛ اما حاکمان تنپرورِ خودباخته ترسیده، نگذاشتند مردم از خودشان دفاع کنند، آنها تسلیم شدند و در واقع مردم را هم تسلیم کردند، نتیجه این شد که بعد از سالهای سخت و سیاه، وقتی که مهاجمان مجبور شدند از ایران خارج شوند، صدها و شاید دویستهزار نفر از زنان و دختران و نوجوانان ایرانی را با خودشان بهاسارت بردند؛ یعنی حتی وقتی که میرفتند نیز اینگونه با مردم رفتار کردند.
تسلیمکردن ملت ایران و جمهوری اسلامی ممکن نیست
مردم، مردمی آمادهاند. مهمترین کاری که امام بزرگوار ما کرد، این بود که به انگیزهها و احساسات مردم میدان داد؛ حضور مردم را ممکن کرد. امام در جنگ هیچ وقت الزام و اجبار نکرد که بروند، جوانان میآمدند التماس میکردند که بروند، نتیجهاش را ملت ایران دید؛ سربلندی خودش را مشاهده کرد؛ خفّت و ذلّت دشمن را بهچشم خود دید؛ اقرار دنیا را به حقانیّت و مظلومیّت خودش ـ البته بعد از گذشت چند سال ـ بهگوش خود شنید. ملتی مجرّب، متّکی به فرهنگی غنی، سرشار از سرچشمههای معنویّت اسلام، با مسئولانی بحمداللّه آگاه، مستحکم و قوی، بنابراین یک عنصر، «ایرانِ» با آن خصوصیات است؛ یک عنصر، این نظام و این مردمند با این خصوصیات، که به دام انداختن اینها، تسلیم کردن و بهدنبال خود کشیدن اینها، کار آسانی نیست. تطمیع کردن و فریفتن اینها، انداختن یک گروه دستنشانده به جان این مردم ـ همچنان که در خیلی از کشورها این کار را میکنند ـ کار آسانی نیست.
خوی استکباری آمریکا تحمل شجاعت و استقلال ملت ایران را ندارد
عنصر سوم، خوی استکباری طرف مقابل است. آمریکا احتیاج دارد به اینکه در سطح دنیا، دولت و حکومت و کشوری وجود نداشته باشد که عملاً ابرقدرتىِ او را زیر سؤال ببرد، این برای نظم نوینی که تعریف و تصویر کردند، لازم است، نمیتواند ملتی را که از تهدیدش نمیترسد، از تطمیعش فریب نمیخورد و دنبال سیاستهای دیکتهشدهاش راه نمیافتد، سیاست مستقلی دارد، قیمومیت و آقابالاسری او را نمیپذیرد، تحمّل کند.
تهدید برای پوشاندن مشکلات داخلی آمریکاست
عنصر دیگری که در این قضیه و تهدید تأثیر حتمی دارد، مشکلاتی است که طرف مقابل دچار آن است، نباید تصوّر کرد که آمریکاییها از سر سیری و بینیازی دنیا را تهدید میکنند، نه؛ اینطور نیست، مشکلات داخلی هست، رکود اقتصادی هست، تهدیدهای جدّی علیه حکومت صهیونیستی در فلسطین اشغالی هست ـ که سرنوشت این حکومت بسیار مرتبط و نزدیک به سرنوشت آمریکاست ـ رونق دادن به وضع اقتصادی کشور از طریق معامله سلاح بین کمپانیها و دولت آمریکا هست، اینها مسایل بسیار مهمی است که آنها را وادار میکند به اینکه چنین موضعی بگیرند، تا مشکلات داخلی را بپوشانند...
آمریکا به چیزی کمتر از سلطه کامل قانع نیست
بعضی ممکن است هیچ تهدیدی را متوجّه نظام ندانند، بگویند نه، هیچ تهدیدی متوجه نظام نیست، بعضی ممکن است تهدید را قبول کنند، اما آن را متوجّه به بخشی از نظام بدانند، نه به همه نظام و خود را خارج از آن بخشِ مورد تهدید بپندارند، بعضی نیز ممکن است تهدید را جدّی بدانند، اما راهحلّ آن را تسلیم و پوزشخواهی گمان کنند، همه این راهها غلط است، تهدید هست، متوجّه به همه نظام هم هست، هیچ کس خیال نکند که متجاوزِ مستکبرِ سرکش به چیزی کمتر از سلطه کامل قانع خواهد شد و به کسی ابقاء خواهد کرد، البته از تاکتیکهای شناختهشده و معروف و کهنهشده دنیا این است که سعی کنند در بین یک گروه دشمن، عدّهای را علیالعجاله از دایره دشمنی، خارج وانمود کنند تا بتوانند آن بخش دیگر را از بین ببرند، بعد هم بهسراغ اینها بیایند، تهدید هست؛ تهدید، عمومی است، راهحلّ آن هم حفظ و افزایش عناصر قدرت در درون نظام است.
اعلان دفاع همهجانبه در مقابل اعلان جنگ ؛ اقدام به ضربه متقابل در مقابل اقدام به جنگ
ما عناصر قدرت فراوانی داریم، اینها را باید حفظ کنیم و روزبهروز افزایش دهیم. ما ضعیف نیستیم، باید در مقابل تهدید آمادگی داشته باشیم، اگر نداریم، باید آمادگی ایجاد کنیم و اگر داریم، حفظ کنیم و افزایش دهیم. در مقابل اعلان جنگ، اعلان دفاعِ همهجانبه ـ روی «همهجانبه» تکیه و تأکید میکنم ـ و در مقابل اقدام به جنگ، اقدام به دفاع و ضربه متقابل.
اجتناب از جنگ را وظیفه خودمان میدانیم
موضع ما چیست؟ ما از هیچ جنگی استقبال نمیکنیم؛ این را همه بدانند. این موضع متّحد و یکپارچه همه مسئولان نظام است؛ اجتناب از جنگ را وظیفه خودمان میدانیم، معتقدیم رویکرد کنونی آمریکا، منطقه و دنیا را به بیثباتی میکشد، درعینحال معتقدیم که آمریکا در برآورد تواناییهای خودش دچار مبالغه است، همه عناصر لازم برای آنچه که آنها میخواهند به دست بیاورند، موشک و اتم نیست؛ خیلی چیزهای دیگر لازم است که آنها ندارند، در مورد تواناییهای ملت بزرگ، منطقه حسّاس و مسئولان هوشیار ما هم دچار غفلتاند، ما تواناییهای انسانی داریم، تواناییهای جغرافیایی داریم، منطقه ما، منطقه بسیار حسّاسی است.
بیثباتی منطقه، دنیا را بیثبات میکند
بیثباتی در این منطقه دنیا را بیثبات میکند، اینها حقایق بسیار مهمی است که باید به آن توجّه داشته باشیم. جمهوری اسلامی ایران هم «طالبان» نیست که بند نافش به یک کشور بیگانه وصل بود، لذا وقتی که بند ناف را قطع کردند، به خودی خود از بین رفت. جمهوری اسلامی کشوری بزرگ، با مردمی بزرگ، با امکاناتی فراوان، با سرزندگی و نشاط فراوان، با عقبه طولانی در همه دنیای اسلام و با قدرت بازدارندگی بسیار بالاست. جمهوری اسلامی قابل مقایسه با جاهای دیگر نیست.
ما قوی و عزیز هستیم و تسلیم آمریکا نخواهیم شد
آنچه که جان کلام طرفِ آمریکایی است این است؛ به ما میگوید؛ "ضعیف باشید، وابسته باشید، دستنشانده باشید، تا به شما حمله نکنیم."، و این چیزی است محال، ما ضعیف نیستیم، قوی هستیم، عزیز هستیم، سربلند هستیم. نه ملت ما، نه دولت ما، نه تاریخ ما و نه فرهنگ ما اجازه تسلیم در مقابل هیچ دشمنی را نمیدهد و این ملت بههیچوجه تسلیم نخواهد شد. موضع ما پای فشردن بر حق و بهکار گرفتن عقل و حزم و تدبیر است و تنها راه حفظ کشور را همین میدانیم. باید مواضع برحقِّ خودمان را حفظ کنیم و باید عقل و تدبیر و حزم را در همه مراحل بهکار بندیم.
دوره آزمایشی مهم، چشم تاریخ نگران من و توست
در این دوره نخبگان وظایف سنگینی دارند و این دوره، دوره آزمایش مهمّی است:
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
چشم تاریخی، نگران من و توست، امروز شما صحنهگردانان و قهرمانان و کارگردانانِ اصلی یکی از مقاطع مهمِّ تاریخ کشور هستید؛ باید حواستان را خوب جمع کنید، خوشبختانه اصلیترین بخشهایی که این مسائل به آنها ارتباط پیدا میکند ـ یعنی شورایعالی امنیت ملی و همه جریانهایی که از بخشهای گوناگون دولتی و حکومتی به این شورا وصل میشود ـ فعّالند و مشغول فعّالیتهای خوبی هستند، دستگاههای دیگر هم باید بر تلاش و جدیّتشان بیفزایند.
انجام وظایف قانونی «بایدِ حتمی» است
یک «بایدِ» حتمی داریم و یک «نبایدِ» حتمی، بایدِ حتمی این است که همه باید آن وظایفی را که بهصورت قانونی برعهده آنهاست، به بهترین وجه انجام دهند، این، اساس کار است، یعنی بخشهای گوناگون دولتی اگر میخواهند وظیفه حقیقی خود را انجام دهند، آن کاری را که برحسب قانون برعهده آنهاست، خوب، کامل و سالم انجام دهند، همه بخشهای گوناگون کار خود را درست انجام دهند، بخشهایی هم هستند که مخصوص دورانی شبیه این دورانند، آنها هم باید کار خودشان را به بهترین وجه انجام دهند، این، آن بایدِ حتمی است؛ متعلّق به همه ما هم هست. این لحظههای حسّاس در تاریخ کشورها و ملتها برای خودِ آن کسانی که در این لحظهها زندگی میکنند، ممکن است عادّی جلوه کند؛ اما برای کسانی که در آینده قضاوت خواهند کرد، امروز هر کدام از این حرکات مهم است. هر اظهار و سکوتی، هر حرکت و اقدامی زیر ذرّهبین آیندگان خواهد بود؛ همچنان که امروز هم زیر ذرّهبین کرامالکاتبین هست؛ مأموران الهی مواظب اعمال ما هستند؛ «و کنت انت الرّقیب علىّ من ورائهم و الشّاهد لما خفی عنهم». هر حرکتِ امروز شما میتواند تأثیرگذار باشد، پس بایستی با دقّت، مراقب هر حرفی، هر اقدامی، هر موضعگیریای؛ هر گفتنی و هر نگفتنی باشیم، این، آن بایدِ لازم است.
مرعوب دشمن نشدن «نبایدِ حتمی» است
یک نبایدِ لازم هم داریم و آن مرعوب نشدن است، بزرگترین خطا و زیان و خطر برای یک کشور در چنین شرایطی این است که دشمن احساس کند که توانسته است او را مرعوب کند، اصلاً یکی از ابزار ابرقدرتها مرعوب کردن است، گاهی اوقات هیبت ابرقدرتی در مقابل ضعفا تأثیرش از سلاح بیشتر است، بعضی کسان از ترس ابرقدرت همان بلایی را سر خودشان میآورند که آن ابرقدرت ممکن است سر آنها در بیاورد، مرعوب نشوید! بعضی کسان در گفتوگوهای گوناگونی که این روزها وجود دارد، طوری حرف میزنند، بهگونهای عمل میکنند که آن انضباط لازمی را که در این شرایط، کشور به آن احتیاج دارد، بر هم میزنند، بهنظر ما برخی از روی کجسلیقگی است و برخی نیز نتیجه همین مرعوب شدن است.
مذاکره با دشمن، برطرفکننده تهدید نیست
چنین نیست که کسی خیال کند که حالا ما در این شرایط راهحلّمان این است که به خود این ظالمِ زورگوىِ تهدیدکننده مراجعه کنیم؛ با خود او صلاح مشورت و مذاکره کنیم! مذاکره راهحل نیست؛ مذاکره برطرفکننده هیچ مشکلی از این قبیل مشکلات نیست. این کشورهای دیگری که مورد تهدید قرار گرفتهاند، باب مذاکرهشان با آمریکا باز است؛ روابط هم دارند؛ درعینحال مورد تهدیدند، ممکن است مذاکره باشد، جنگ هم باشد؛ ممکن است مذاکره نباشد، جنگ هم نباشد؛ ممکن است جنگ باشد، اما همراهش عزّت و پیروزی باشد؛ ممکن است جنگ نباشد، اما همراهِ نبودنِ جنگ، ذلّت و اسارت باشد. اینطور نیست که کسی خیال کند حالا اگر چنانچه رفتیم و گفتیم؛ "شما چه میفرمایید؟ شما که اینقدر عصبانی هستید، یک چیزی بگو، مسئله حل خواهد شد."، عزم و توکّل، عاملِ تعیینکننده است، خودباختگی و رعب نیز از آن طرف عامل تعیینکننده است.
ما اهل مذاکرهایم؛ اما مذاکره برای رسیدن به یک قدر مشترک
ما در دنیا اهل مذاکرهایم. بنده از زمان ریاستجمهوری همیشه به وزارت خارجه و دستگاههای گوناگون تأکید میکردم که؛ "بروید با دولتها و کشورها صحبت کنید، در مجامع جهانی شرکت کنید."، به رؤسای جمهور بعد از ریاستجمهوری خودم همیشه تأکید میکردم که؛ "مسافرت کنید؛ در مذاکرات شرکت کنید و ارتباط داشته باشید؛ رفتوآمد داشته باشید."، مبنائاً به مذاکره معتقدم؛ اما مذاکره با که و بر سر چه؟ مذاکره برای رسیدن به یک قدر مشترک؛ دو طرف باید همدیگر را قبول داشته باشند؛ یک حدّوسطی هم وجود داشته باشد؛ مذاکره کنند تا به این حدّوسط برسند. آن طرفی که شما را اصلاً قبول ندارد، با اصل وجود شما بهعنوان جمهوری اسلامی طرف است، با او چه مذاکرهای میتوانید بکنید؟! او صریحاً میگوید که با نظام دینی مخالف است؛ با نظام جمهوری اسلامی بهخصوص، مخالف است؛ چون منشأ حرکت بیداری مسلمانان در دنیا شده است... میخواهند نظام اسلامی نباشد، بنابراین با کسی که با اصل نظام اسلامی مخالف است و چنانچه یک حرکتی بکند، یک دوستیای با کسی ابراز کند، حتماً از روی تاکتیک و برای فریب است، با این چه مذاکرهای میشود کرد؟ این مذاکره به چه نتیجهای ممکن است منتهی شود؟
حاضریم با آمریکا رابطه هم برقرار کنیم، اگر از خوی استکباری دست بردارد
مذاکره باید از موضع قدرت و قوّت باشد. کسانی که در شرایط تهدید به فکر مذاکره میافتند، ضعف خودشان را با صدای بلند اعلام میکنند، این حرکتِ بسیار غلطی است. امام بالاتر از مذاکره را گفتند، فرمودند: اگر آمریکا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار میکنیم؛ یعنی اگر از خوی استکباری دست بردارد؛ مانند یک طرف برابر، و نخواهد اهداف خودش را در داخل ایران تعقیب کند، در آن صورت او هم مثل بقیه دولتها خواهد بود، اما واقعیّت این نیست؛ واقعیّت غیر از این است. آنها هنوز خوابِ دوران سلطه زمان پهلوی را میبینند؛ به فکر بازگشتن همان دوره و سلطه هستند. آنها با یک نظامی که مستقل است و میخواهد سیاست خودش را داشته باشد، حرف خودش را بزند، از دین خودش، از عقاید خودش، از فرهنگ خودش الهام بگیرد، با همه وجود مخالفاند؛ گرچه امروز بهصراحت این را نمیگویند، اما در گوشه و کنارِ حرفهایشان هست.
...اینها با اصل اسلام، با اصل تفکّر اسلامی، تفکّری که دارنده خودش را وادار میکند که از هیچ قدرت مادّی مرعوب نشود و واهمه پیدا نکند، ناراحت و عصبانیاند، و این خاصیت قرآن و اسلام است.
مردم مؤمنِ به نظامی اسلامی و مهمترین عنصر قدرت ایراناند
عناصر قدرت را باید حفظ کنیم، مهمترین عنصر قدرت ما، مردم هستند و بزرگترین عاملی که این مردم را در صحنه و فعّال نگه میدارد، ایمان و اتّحاد آنهاست. من خواهش میکنم دوستان ما در مذاکراتشان، در حرفهایشان طوری حرف نزنند که در دل مردم شبهه عدم اتّحاد و وحدت به وجود آید. رئیس جمهور محترم بهدرستی گفتند که امروز بحمداللّه بین مسئولان کشور در این زمینههای مورد بحث، هیچ اختلافی نیست؛ همه یکسان فکر میکنند؛ همه به ایستادگی، مقاومت، تسلیم نشدن و پای فشردن بر موضع حق فکر میکنند؛ کسی جز این فکر نمیکند؛ مردم هم همین را میخواهند؛ مردم از دیدن موضعِ متّحدِ مسئولان لذّت میبرند و شاداب میشوند؛ چرا که مردم، مؤمناند، فریب تبلیغات دشمن را نباید خورد که میگویند مردم از نظام جدا شدهاند؛ اینطور نیست، مردم علاقهمند و مؤمن به نظام اسلامیاند و حقّاً و انصافاً در تمام مراحل، وفاداریشان را نشان دادهاند، ما مسئولان کوتاهیهای زیادی کردهایم؛ اما مردم کوتاهی نکردهاند؛ باز هم نمیکنند؛ ما هم باید کوتاهی نکنیم. مسئولان بخشهای مختلف بایستی وظایفی را که در قانون برای آنها مقرّر شده است، کامل، سالم و به بهترین وجه تقدیم مردم کنند، این حقِّ مردم ماست؛ این یکی از مهمترین عناصر وحدت ماست.
بروز اختلاف دشمن را تشویق به حمله میکند
هرگونه بروز اختلافی، دشمن را تشویق به حمله میکند، کسانی هستند که میگویند؛ "دشمن را تشویق به حمله نکنید."، بنده هم موافقم؛ دشمن را نباید تشویق به حمله کرد؛ اما میدانید چهچیزی دشمن را تشویق به حمله میکند؟ مهمترین مشوّقِ دشمن به حمله این است که احساس کند در بین مسئولان کشور اختلاف وجود دارد؛ در بین سیاستمداران و زبدگان سیاسی اختلاف وجود دارد، این اتّحاد و وحدتی که بنده و همه مسئولان اینهمه روی آن تأکید میکنیم، این اتّحاد و اتّفاق نظر در مسائل گوناگون سیاسی نیست، ممکن است در زمینههای اقتصادی و سیاسی بین مسئولان اختلافنظر باشد؛ اما در مورد لزوم مقاومت و ایستادگی ملت ایران در مقابل زورگویی و قلدری دشمن، اتّفاقنظر است، همه بایستی بر این موضع اتّفاق نظر داشته باشند که دارند؛ باید این را ابراز هم بکنند؛ باید این اتّفاقنظر و وحدت نظر را صریحاً بگویند، هر چیزی که این اتّحاد را به هم بزند و نشاندهنده اختلاف باشد، دشمن را تشویق خواهد کرد، آن کسانی که صدای خودشان را با استفاده از کانالهای نامشروع و نامبارک دستگاههای وابسته به سازمانهای اطّلاعاتی دشمن در دنیا پخش میکنند و جمهوری اسلامی را به رضاخان قلدر و کلّهمنارهسازی نادر تشبیه میکنند، اینها مشوّق دشمناند؛ اینها کسانی هستند که دشمن را تشویق میکنند.
البته خدا را شکر میکنیم که دلهای ما را با ایمان به خودش قرص کرده است؛ خدا را شکر میکنیم که درسهای امام بزرگوار ما را در دلهای ما زنده نگه داشته است؛ خدا را شکر میکنیم که آن شخصیت را که تجسّم تقوا و شجاعت و توکّل به خدا بود، تجسّم قدرت خدا در وجود انسان بود، او را به ما نشان داد؛ او را دیدیم و حجّت بر ما تمام شد؛ خدا را شکر میکنیم که دلها به این حقایق متوجّهاند، روزبهروز این حقایق را با توجّه به خدا در دلهایتان عمیقتر کنید، بایستید که حق با شماست و پیروزی هم متعلّق به شماست.
عبور پیروزمندانه از وضع جهانیِ نهجنگ نه صلح با عمل به توصیه رهبری
آموزههای رمضانی امام خامنهای | فصل دعا
آموزههای رمضانی امام خامنهای | ضیافت خاصان پروردگار
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
سخننگاشت | بهار معنویت
بخش فقه و معارف رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷، مجموعهای از بیانات حضرت آیتالله خامنهای درباره ماه رمضان را برای استفادهی بیشتر از فرصت ارزنده و معنوی این ماه، در قالب مجموعه سخننگاشت «بهار معنویت» منتشر میکند.
گامهای استوار روی زیلوهای تاریخی
- وقتی زبان رسمی حسینیه ترکی میشود!
- مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی کشور در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟
- انسجام ملی و آزمون کارآمدی
- معادله جدید ایران؛ بازدارندگی در اوج دیپلماسی
- دست به ماشه در تنگه هرمز
- ایران مقتدر؛ دشمن مأیوس
- تو یوسف میشوی
- نگهبان این شعله الهی باشید
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
گامهای استوار روی زیلوهای تاریخی
روایتی از دیدار مردم آذربایجان شرقی در آستانهی سالگرد قیام تاریخی مردم تبریز در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶؛ به قلم حسین شرفخانلو
صبح است و هوا گرگ و میش و میهمانهای از راهِ دور آمده که تمام شب را در راه بودهاند، سرحال و قبراق از وضو و نمازِ سحرگاهی، صف بستهاند در ورودیها که وارد حسینیهی امام خمینی رحمهالله شوند.
دوستِ نادیدهام که تلفنی دعوتم کرده بیایم دیدار سالانه یومالله ۲۹ بهمن را روایت کنم، پیام میدهد که قبل از ورود برو صبحانهات را بخور بعد. عیش از این تمامتر؟ علاوه بر دیدار دوباره، قسمت است نان و نمک هم با «آقا» تازه کنم و چون به تجربه میدانم بروی داخل حسینیه و بیایی بیرون، جائی که نشسته بودی از دستت رفته، از صبحانه ساده به مختصرترین شکل ممکن و البته بدون چایی پشت بند آن بسنده میکنم و سهمی از نان سنگکم را میگذارم داخل کیفم که تبرکاً بیاورمش برای اهل و عیال که آنها هم داخلِ حالِ خوشِ سحرگاهیم شوند.
حالا حامد و حاج بهزاد پروین قدس و چند تای دیگر از رفقا هم رسیدهاند و منتظریم که اذن ورودمان برسد و راهنمایی شویم داخل.
حاج بهزاد که عکاس لشکر عاشورا بوده و عکسهای «آقا» در لباس پاسداری محصول لنز دوربین اوست، دستی هم در نقاشی چهره به شیوه نقطهنگاری دارد و چهرهها را با نقطهنگاری به زیبائی نقش میزند و چون در تمام سالهای عمرش جز برای شهدا کاری نکرده است، کتاب قطوری حاوی تصاویر نقطهنگاری شدهی شهدا، تدوین کرده و امروز، آنرا همراه آورده که تقدیم «آقا» کند و دنبال کسی است که کار را تحویلش دهد و از او قول بگیرد که حتماً کتاب به دست ایشان خواهد رسید.
در این حیصوبیص، جمع دوستان «تراختورچی(۱)» هم میرسند. با شالهای سرخی که رویشان نام و نشان تیم محبوبشان نوشته شده و آنها هم منتظر هماهنگی ورودند و به آنها گفته شده که موبایل و فندک و کلید و از این قِسم چیزها هرچه دارید جا بگذارید همینجا و لیدرشان اشاره میکند که «ممد! ایرانین اوبیری پرچمین گَتیر» (محمد! اون یکی پرچم ایران رو بیار) تعجب میکنم و بیآنکه تعجبم را مخفی کنم میپرسم «مگر چند تا پرچم ایران داریم؟» میخندد و اشاره میکند به همان ممد که از توی مشما پرچم دور دوزی شدهای را در بیاورد و باز کند جلویم. میگوید «بیرق ما یکی است. فقط زیرش دادهام نوشتهاند «یاشاسین آذربایجان»». منافاتی هم ندارد زنده ماندن آذربایجان که به تعبیر رهبر انقلاب «سرِ ایران» است با زندگی و سرزنگی ایرانِ عزیزِ بزرگ.
صف ورودی حسینیه از صبحی که من رسیدم متراکمتر شده و مردم در دو سه صف منتظرالورودند. از امیر ارتش بگیر تا جایگاهدارِ معروف پمپ بنزین در تبریز که برای خودش اسم و رسمی دارد و نماینده مجلس و دخترکی سه چهار ساله که همراه پدرش با کیسه نایلونی حاوی اقلامی غیرممنوعه که بشود باهاش دخترک را سه چهار ساعت مشغول کرد و نانوا و پدر شهید و مدیرکل و بچههای لباسِ یکدست پوشیدهی گروه تواشیح که قرارست همخوانی اجرا کنند.
بساط شیر و کیک مثل همیشهی دیدارها در محوطه حیاط حسینیه دائر است و در صف که ایستادهایم، پچپچ مردم این است که «گورهسن آقا أُوزی گلهچاخ؟» (یعنی به نظرت آقا خودش میاد؟) یکی دو نفر را به حرف میگیرم و دلیل میشنوم که در رقعههای دعوت امسال ننوشته بودند «مراسم دیدار مردم تبریز با رهبر انقلاب» نوشته بودند «تجدید عهد مردم آذربایجان» و شاهد مثال میآوردند از اتفاقاتی که اخیراً افتاد و تهدیداتی که هی کم و زیاد میشود.
خبر از تبریز داشتم که با دو نفر هماهنگ شده برای سخنرانی و دو گروه قرارست همخوانی کنند و چند نفر اجرا خواهند داشت، اما نمیدانستم «دیدار» اتفاق خواهد افتاد یا نه. این صغرای ماجرا بود و کبرایش اما این بود که ساکن انتهای خیابان شهید کشوردوست سالهاست شمشیر مبارزه و جهاد به دست دارد و پیروزِ هر میدانی است که واردش شده و ترس از «تهدید» برای کسی که زیست «مجاهدانه» دارد بیمعناست.
الغرض، امروز زبان حسینیه ترکی است و حتی محافظها هم با آدم به ترکی خوش و بش میکنند و این، روح آدمی که من باشم را شادتر میکند.
داخل میشویم و پا روی زیلوهای آبیِ ایرانیِ تاریخی حسینیه میگذارم. یک سالی که آمده بودیم اینجا، رفیقی تعبیر جالبی کرد. گفت «این زیلوها آنقدر قدیمیاند که حتی یادشان هست بازگشت حسرتبار آزادگان را و دیدار اشکبارشان با «آقا» را» و میگویم این زیلوها روز قیامت شهادت خواهند داد به قدمهای استواری که رویشان برداشته شد تا نخستین گامهای ساختن تمدن «ایرانی-اسلامی» شکل بگیرد... .
داخل حسینیه میشویم و نگاه اولم به نوشتهی بالای سر جایگاه است. آیهی ۱۹۴ از سوره بقره. «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُم» (پس هرکس به شما تجاوز کرد با او مقابله به مثل کنید)
انگار که آیهی بالاسر هر سخنرانی، جهتگیری کلی آن دیدار را معلوم میکند. این یعنی که بناست «آقا» بیایند و حرفهای محکم و استواری بزنند. حالا دلم قرص میشود.
در نقطه روبرو با محل نصب آیه که معمولاً جملهای از امام راحل عظیمالشأن نوشته و نصب میشود، جملهای از ایشان با مضمون وحدت نوشته شده است «شما با وحدت کلمه برابر قدرتها پیروز شدید، این وحدت کلمه را حفظ کنید.» میشود این جمله را در ادامه و از ملزوماتِ تحققِ آن آیهی شریفه هم دانست و البته که رهبر انقلاب، رسانه و زبان و قدرت مخفی کلمات را بهتر بلدند.
جائی جلوی صندلیهای چیده شده برای مقامات سیاسی و اجتماعی استان آذربایجانشرقی، جاگیر میشوم و جایم جوریست که صفی جلویم بسته نخواهد شد. اینطوری وقتی «آقا» بیایند بیهیچ مانع و ستر و حجابی، تمام وقتی که ایشان حضور دارند را زیارتشان خواهم کرد. الحمدللهی میگویم و تصمیم میگیرم تحت هیچ شرایطی از جایم جُم نخورم.
آیتالله آلهاشمِ پدر، به همراه نوهاش سیدمحمدمهدی (فرزند شهید آل هاشم) و پسر او میآیند. جای امام جمعه شهید سبز است. کریم ارسلانی، از شاهدان زنده واقعه ۲۹ بهمن ۵۶ پشت سر آلهاشمها میآید و روی یکی از صندلیها مینشیند. کسی از همشهریان تبریز که در «ناوگان جهانی صمود(۲)» حاضر بوده هم از مدعوین دیدار امروز است. خادمِ پیرسالِ حسینیه که معمولاً او را در خلال دیدارهای رمضانی شعرا دیدهام که سینی چای به دست، در مجلس میچرخد هم داخل جلسه میشود و گوشهای مینشیند. دلم به دیدار با «آقا» گرمتر میشود!
جمعی از قدیمیهای سپاه هم میآیند. سردار محمدجعفر اسدی هم بینشان هست. موی سر و ریش و ابرو یکدست سپید. انگار که «حبیب بن مظاهر» جمع باشد. دلم میخواهد بروم و بغلش کنم و حیف که «جا» قحط است و بروم و برگردم جایم را گرفتهاند... .
کسی از جمع شعار میخواهد «یِل یاتار طوفان یاتار؛ یاتماز ایرانین پرچمی(۳)» و وزنِ شعار جور نیست و نمیگیرد و به دقیقه نمیکشد که مردم به بداهه، وزن شعر را جفت و جور میکنند و مشت گره میکنند که «یل یاتار طوفان یاتار؛ یاتماز ولایت پرچمی(۴)» بعدش هم تراختورچیها مجلس را دست میگیرند که «تراختورچی اُویاخدی؛ انقلابا دایاخدی(۵)» و قاطی اینها شعارِ همهگیر شدهی اینروزها را هم یکی دو بار میشنویم که «آذربایجان شرفدی؛ پهلوی بیشرفدی!» و راستش از اینکه نام این خاندانِ بیهمه چیز را در اینجای مبارک و متبرک میشنوم مور مورم میشود.
چشم میچرخانم. حسینیه با تذهیبهای سه رنگِ پرچمیِ قشنگی رواق به رواق تزئین شده و «الله» وسطشان طلائیِ چشمنوازی دارد. نشانِ «الله» را وسط ساعتِ بزرگِ آویخته از سقف حسینیه هم دیدم. این تکثیرِ کلمهی «الله» که همزمان «لا اله الا الله» هم خوانده میشود، لابد به حساب و قاعدهی آن دستورست که فرمود «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرا(۶)».
گروهی مینشینند جلوی سن برای جمعخوانی قرآنِ آغازین و آیاتی از سوره مبارکه دهر و نذر اهل بیت علیهمالسلام و اطعامِ افطار نذرشان به مسکین و یتیم و اسیر را به زیبائی تلاوت میکنند و مجری میرود پشت تریبون حسینیهای که حالا تقریباً نصفه و نیمه پر است.
سرودِ دیدار را میخواند «از شهر تبریزیم این خاکِ گوهر خیز...» مردم دل نمیدهند. هر زور که میزند افاقه نمیکند. او اما از رو نمیرود و همهی سه بند را تمام و کمال میخواند و بعدش از شعری ترکی-فارسی میخواند و از حاج کریم ارسلانی میخواهد بیاید به روایتگری از روز حادثه ۲۹ بهمن.
حاج کریم از السابقون انقلاب و جهاد و سپاه و جنگ است و ریش در راه وطن و دین سفید کرده است. خطبهی غرّائی خواند و یاد کرد از شهید محمد تجلّا اولین شهید واقعه که شب قبل از شهادتش، تمام دارائی کتابهایش را به او سپرد و صبحش به خون غلطید. دلم بود میگفت که «در تبریز که «شهر اولینهاست» از برکت ۱۴ خون به ناحقی که در ۲۹ بهمن ۵۶ ریخته شد، «اولین بار» مجسمه شاه به زیر کشیده شد.»
بعد از خطبه حاج کریم، گروه سرود طلوع «سلام فرمانده» را به اجرایی ترکی خواندند و مجریشان از بچههای حاضر در حسینیه خواست که همراهیشان کنند و بچهها که حسابی از یکجا نشستن و ساعتها جُم نخوردن و تنگیِ جا حوصلهشان سر رفته بود، از خدا خواسته، اجابت کردند و از اول تا آخرِ سرود را همخوانی کردند و «سلام»ها را با «احترام نظامی» همراه کردند.
یکی از خبرنگاران که از قضا رفیق مجازی! همیم و اول بار همینجا هم را دیدهایم، آمد که میتوانی برایم یک مصاحبهی ترجمهی همزمان بگیری؟ و اشاره کرد به اسقفی که نشسته بود روی یکی از صندلیها.
اسقف نشسته کنار سردارها. به همین بهانه میروم و با سردار بابازاده که روزگاری در تیپ ۹ حضرت ابوالفضل همرزم پدرم بوده دیده بوسی میکنم. معرفیام میکند به سردار اسدی «ایشون، پسر علی شرفخانلو هستن. علی معاون آقا مهدی باکری بود که والفجر ۱ شهید شد.» سردار لطفی میکنند و با ایشان هم دیده بوسی میکنیم و عجب دنیای کوچکی است و چه فاصله کمی است بین آرزو و اجابت... .
از «اُسقف گریگوار چیفتچیان» که خلیفه کل ارامنه منطقه آذربایجان است میخواهم که برویم جلوی پرده که مصاحبه آنجا انجام شود. او اهل لبنان و خلیفه کل ارامنه در آذربایجان بود و هیچ از فارسی نمیدانست. سؤالها را دوست خبرنگارم میپرسید و من ترجمه میکردم برای اسقف و جواب اسقف را برای او. در خلال حرفهایش گفت که ۵ ساله بودم که پدرم در حمله صهیونیستها «شهید» شد و شنید که من و دوست خبرنگام پارسال همین روزها که ایام تشییع شهید سیّدحسن نصرالله بود، لبنان بودیم و روایتمان از تشییع سید را نوشتهایم و دوست داریم دوباره لبنان زیبا را ببینیم.
مصاحبه مختصرمان که تمام شد، دوست خبرنگار، اسقف را همراهی کرد تا صندلیش و من برگشتم سر جایم که دیدم آن یک وجب جا در اختیار گرفته شده است و ناچار پشت یکی از عکاسهای سرپا مانده جا گیرم آمد و همانش را هم شکر.
نوجوانی میآید پشت تریبون و در مقام بیات ترک و به زیبائی تصنیفی اجرا میکند جگر جلا دهنده! و بعدش همسر شهید آقا مهدی باکری از روی کاغذ خطابهای میخواند و به حسابی که خودش و آقا مهدی از اهالی آذربایجانغربی بودند، سلام شهدای آن سامان را هم قاطی سلامِ شهدای تبریز و آذربایجانشرقی، نثار رهبر و انقلاب میکند و مینشیند.

بالاخره «آقا» تشریففرما میشوند و سلام و صلوات و ذکر به لب پلهها را بالا میآیند و دست برای مردم بالا میبرند و دور تا دور حسینیه را از چشم میگذرانند و دقایقی به احساسات مردم پاسخ میدهند.
قاری، آیاتی از سوره مبارکه احزاب را که در آن به «اسوهی حسنه» بودن رسول مکرم اسلام اشاره شده است و آیاتی که «مؤمنان گروهِ تا بن دندان مسلح احزابِ مشرک را دیدند» را تلاوت کرد و «آقا» به تمامی معنا به آیاتی که در حال تلاوت بود گوش فرا دادند.
پس از تلاوت قرآن، مجری به ترکی از آقا اجازه شروع اجرا گرفت و امام جمعه تبریز را دعوت کرد به ارائه گزارش. دقت کردم نصف بیشترِ خانمهای حاضر در دیدار، چه آنها که در ضلع غربی حسینیه بودند و چه آنها که کل طبقه بالا را در اختیار داشتند، عکسی از شهدا سر دست گرفته بودند. نکته جالبتر اینکه فیلمبردار و عکاسِ آن سمت هم از خانمها بودند.
«آقا» بسماللهشان را گفتند و سخن را شروع کردند و اولِ کلامشان تشکر از خانواده شهدائی بود که تشریف آورده بودند. این رسم تشکر و تبریک به خانواده شهدا در کلام آقا همیشه برایم جالب بوده است. به یاد دارم تبریک سالانه و اولِ پیام نوروزی هر ساله هم خطاب به ملّت ایران و «خانواده معظم شهدا» است.
تعبیر نغز و جالب «گامهای استوار» که برای میهمانهای امروز حسینیه به کار بردند هم جالب بود؛ «حضور جمع جوان در این گامهای استواری که از آذربایجان به این حسینیّه تشریف آوردهاند، مژدهبخش «اتّصال نسلی» میان همهی نسلهای گذشته و امروزهی دوران انقلاب در شهر تبریز و در آذربایجان است که این یکی از برترین امتیازات شهر شما و استان شما است.»
همین یک جمله، میتواند باطلالسحرِ شبههی «انقطاع نسلها» باشد! به شرطی که اهلش «تبیین» و تشریحش کنند.
«آقا» راجع به «وقت شناسی» و «اقدام به هنگام» تبریزیها هم نکاتی مطرح میکنند و میخواهند که این روحیه و این بیداری همچنان حفظ شود و اشاره میکنند به شرایط «استثنائی» امسال و سربلندی تاریخیای که ملّت توانستند رقم بزنند.
«آقا» حوادث خونین دیماه را به «کودتا» تعبیر میکنند و مشی «جذب حداکثری»شان را اینبار تا آنجا میگسترانند که حتی آن فریفتگانی که «فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند» را هم شامل شود و آغوشِ عفو و رأفت به روی آنها هم میگشایند و مرزبندی شفاف و عینیای ارائه میدهند.
بخش دوم حرفها راجع به تهدیدات «جنگ» است. «آقا» به آموزههایی که از اسلام و شیعهگری به ما آموخته اشاره میکنند و میگویند «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است» و چه کِیفی دارد شاگرد مکتبی باشی که حاصلش، تربیت شاگردانی باشد که یا مثل حاج قاسم و حاجیزاده و باقری شهید شدهاند و یا مثل هزاران سرباز پا در رکاب، موحد و بیخوف از غیرِ خدا، منتظر اشاره که طومار کفر را در هم بپیچند... .
دقت کردم و «آقا» اسمی از ترامپ نیاوردند و او را با عنوانش خطاب میکنند و حرف که به «جزیره بدنام» میرسد، سر به تأسف تکان میدهند و این یعنی که حتی ارزش اسم بردن هم نداری! و قلّهی جملات آنجا که از سلاحی سخن گفتند که میتواند «ناو را قعر دریا بفرستد!» و حسینیه را یکپارچه کف و تکبیر کرد!
«آقا» ختم میکنند کلامشان را با تکریم مقام خانواده شهدا؛ «من به خانوادههای عزیز شهدا که این راه طولانی را طی کردند، تشریف آوردند، خوشامد عرض میکنم؛ امیدوارم که انشاءالله همهی آنها موفّق باشند و خدای متعال این شهدای عزیز را با پیغمبر محشور کند.» و برمیخیزند و با جمعیت خداحافظی میکنند.
هوای بیرون حسینیه بینهایت بهاریست و امیدهای نو در دلها شکوفه زده است. تا بهار راهی نیست. تو به ما «بها و بهار» دادهای ساکن قدیمی خیابان شهید کشوردوست. بمانی برایمان.
(۱ هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز
(۲ ناوگانی با بیش از ۵۰ کشتی از ۴۴ کشور دنیا با حضور بیش از ۵۰۰۰ نفر که برای رفع حصر غزه و رساندن غذا و دارو به سمت آنجا حرکت کردند. این کاروان که «صمود» به معنی پایداری و مقاومت نام گرفت، سرانجام در اول اکتبر ۲۰۲۵ در محدودهی آبهای بینالمللی نزدیک سرزمین فلسطین توسط ارتش اشغالگر قدس توقیف شد.
(۳ بادها خوابیدنیاند... طوفانها هم. اما پرچم ایران نه
(۴ بادها خوابیدنیاند... طوفانها هم. اما پرچم ولایت نه
(۵ تراکتوری بیدار است! پشتیبان انقلاب است.
(۶ سوره مبارکه احزاب آیه ۴۱. (ای کسانی که ایمان آوردهاید خدا را یاد کنید یادی بسیار)
- وقتی زبان رسمی حسینیه ترکی میشود!
- مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی کشور در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟
- انسجام ملی و آزمون کارآمدی
- معادله جدید ایران؛ بازدارندگی در اوج دیپلماسی
- دست به ماشه در تنگه هرمز
- ایران مقتدر؛ دشمن مأیوس
- تو یوسف میشوی
- نگهبان این «شعله الهی» باشید
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رئیس سازمان اطلاعات سپاه در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR تشریح کرد
مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی کشور در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟

وقایع تلخ دی ماه ۱۴۰۴ را باید همه جانبه و از منظرهای مختلفی مورد ارزیابی قرار داد. یکی از مهمترین جنبههای این ماجرا، بعد امنیّتی آن است. دشمنان مردم ایران در یک طراحی چند لایه و پیچیده و با استفاده از برخی زمینهها و بسترهای اقتصادی و اجتماعی، سعی کردند یک بار دیگر رؤیای ۴۷ ساله خود درباره جمهوری اسلامی ایران را دنبال کنند و البته این بار هم مثل گذشته، دچار خطای محاسباتی شده و نشناختن مردم ایران به عنوان عاملی کلیدی، طرح آنان را ناتمام و ناکام کرد.
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار روز گذشته مردم آذربایجان شرقی با تشریح ابعاد فتنه آمریکایی دی ماه ۱۴۰۴ و تأکید بر ضرورت تحلیل ابعاد این فتنه توسط اهل فکر و تحلیل فرمودند: «راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد. ... دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با اینهمه زحمت، با اینهمه خرج، با اینهمه پیشبینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّهی مهمّی است، قضیّهی کوچکی نیست.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
رسانه KHAMENEI.IR برهمین اساس، برای بررسی زمینهها، ابعاد، چگونگی شکست فتنه آمریکایی-صهیونی دی ماه ۱۴۰۴ و برنامههای احتمالی دشمن برای آینده، با سردار سرتیپ پاسدار مجید خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفتوگو کرده است.
سردار! آیا در فتنه اخیر، دستگاه امنیّتی غافلگیر شد؟
بروز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و شکست خفتبار رژیمصهیونیستی که متأثر از تصمیم حکیمانه و سریع رهبر معظم انقلاب در انتصاب فرماندهان، انسجام ملّی حول محور رهبری و ایران عزیز، هماهنگی تمامی شئون حاکمیت، بیگانهستیزی تاریخی مردم و برخورد قاطع و دشمنشکن نیروهای مسلح با تجاوز دشمن بود، برآوردها از میزان انسجام داخلی کشور نزد سرویسهای اطلاعاتی را تغییر داد؛ چه اینکه آنها براساس خطای محاسباتی، فکر میکردند که با آغاز حمله به ایران، مردم ناراضی به خیابانها آمده و نظام را سرنگون میکنند. حتی نخستوزیر رژیم هم در روز دوم جنگ، صراحتاً از مردم ایران خواست که به خیابانها بیایند.
این خطای برآوردی و شکست ناشی از آن، نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ نظامی به ایجاد آشوب در کشور با هدف تضعیف انسجام ملّی تغییر داد. حتی برخی سرویسهای امنیّتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. آنها به صراحت به ما میگفتند که «دشمن برنامههای خود را برای ضربه نظامی به ایران کنار نگذاشته و در حال حاضر تلاشهای خود را نه برای حمله نظامی مستقیم، بلکه ایجاد آَشوب داخلی و بیثباتی در ایران معطوف داشته است.»
رهبر انقلاب بعد از حوادث اخیر روی چند نکته تأکید فرمودند: توجه به برنامهها و اهداف دشمن بهویژه در حوزه نفوذ فردی و جریانی، تفکیک صف مردم و معترضین از آشوبگران و جدا کردن مطالبه مردم و بازاریان از آشوبگران، فراموش نکردن واقعیات مثبت جامعه مثل ۲۲دی. ایشان فرمودند دل من روشن است که بر همه اینها فائق میآییم.
برای عملیاتیسازی این پروژه دشمن به چند ماه برنامهریزی و زمینهسازی نیاز داشت. تلاشهای دشمن برای ایجاد و تثبیت حالت انتظار «نه جنگ و نه صلح» و معتبرسازی سایه جنگ در کنار ایجاد تکانهها و فشار اقتصادی به کشور برای بهرهگیری از زمینههای موجود در کشور، در همین راستا تحلیل میشود. همزمان از سویی عملیات شناختی چند لایه و بالا بردن سطح خشونت در محیط فضای مجازی و از سوی دیگر، شبکهسازی گسترده در شبکههای اجتماعی در دستور کار سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان «ضربه بزرگ» فراهم شود.
برای همین هم از همان روزهای ابتدایی توقف جنگ، تمامی تلاشها برای پیشگیری و مدیریت گستره و عمق آشوب احتمالی آغاز شد که دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضدّامنیّتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیبپذیر، آگاهسازی اقشار، اصناف و جمعیتهای در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح جنگی و شکاری غیر مجاز و شناسایی ۴۶ نفر از اعضای شبکه همکار سرویسهای بیگانه، بخشی از تلاشهای صورت گرفته، فقط در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. با این توصیف، قطعاً اگر تلاشهای صورت گرفته توسط نهادهای امنیّتی و انتظامی نبود، آشوب اخیر به مراتب بزرگتر و خشونتبارتر از وضعیت رخ داده بود.
در خصوص غافلگیری هم باید بدانیم که این موضوع را میتوان به ابعاد مختلفی همچون غافلگیری اطلاعاتی، غافلگیری عملیاتی، غافلگیری در «باور» به احتمال بروز آشوب، غافلگیری در زمانبندی و نوع مواجهه با خیابان و... تقسیم کرد. در خصوص این آشوب نیز از حدود ۳ ماه قبل، گزارشات متعددی ناظر به بررسی راهبردی و بروز هشدار در خصوص برنامه ۷ مرحلهای دشمن برای پروژه براندازی در کشور به مقامات تصمیمگیر در لایه اطلاعاتی تهیه و ارسال شد. اقدامات متعددی هم در خصوص اشراف و پیشگیری از بروز اغتشاش در کشور انجام پذیرفت. بخشی از تصور غافلگیری هم به دلیل تصمیم دشمن مبنی بر استفاده از خشونت افسارگسیخته است. شاید اگر سوء استفاده آشوبگران از صفوف معترضین، حمایت و ورود مستقیم دشمن به حمایت سیاسی و امنیّتی، استفاده افراطی از روشهای خشونتآمیز توسط آشوبگران آموزش دیده و احتیاط نیروهای حافظ امنیّت برای مدیریت پروژه کشتهسازی نبود، آشوب رخ داده خیلی زودتر از این مهار میشد.
آیا ارزیابی خاصی از هدف استراتژیک نهایی این عملیات ترکیبی (تغییر نظام، بیثباتی گسترده، ایجاد تروریسم شهری، تخریب اعتماد عمومی) از نظر نهادهای امنیّتی وجود دارد؟
برای درک مقصد نهایی آشوب رخ داده در دی ماه، اول باید بدانیم که راهبرد قطعی دشمن، نه تضعیف یا مهار، بلکه «تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران» است که آشوب داخلی و مداخله نظامی خارجی، وظیفه تسهیل و به نتیجه رساندن این راهبرد را بر عهده دارند. در واقع این راهبرد ضدّ ایرانی در ادامه راهبرد مقاومتزدایی از منطقه و مرجعیت بخشی به رژیمصهیونیستی در منطقه تعریف میشود. به شکلی که آمریکاییها معتقدند، متأثر از عملیات طوفانالاقصیٰ و کاهش چشمگیر مشروعیت رژیمصهیونیستی در افکار عمومی دنیا، تمامی تلاشها باید معطوف به تضعیف همه جانبه دشمنان و حتی رقبای این رژیم باشد و به تعبیر دیگر آمریکاییها میخواهند همه را قربانی منافع رژیمصهیونیستی کنند.
اما شکست رژیم از ایران در جنگ ۱۲ روزه، پیروزی متّحدان جریان مقاومت در انتخابات پارلمانی عراق، شکست در پروژه خلع سلاح حزبالله در لبنان و عدم تسلیم انصارالله در یمن، از نشانههای شکست آمریکا در قدرت بخشی به رژیم در منطقه است. با فهم دقیق این وضعیت، جایگاه و اهمیت آشوب دی ماه در تلاش برای تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و مقاومت، بهتر تحلیل میشود. دشمن میداند که اگر نتواند مقابل تقویت مؤلفههای قدرتآفرین مقاومت و مخصوصاً جمهوری اسلامی ایران بایستد، به زودی باید شاهد افول نفوذ و قدرت متّحد راهبردی خود در منطقه باشد.
از سوی دیگر، همانطوری که در پاسخ به سؤال قبل اشاره شد، این آشوب، مقدمه و پیشزمینه حمله نظامی مجدد به کشور و تداوم تلاش برای تسلیمسازی ملّت ایران ذیل راهبرد فوق به شمار میرفت که با هوشیاری مردم و تلاش تمامی نهادهای انتظامی و امنیّتی ناکام ماند.
برخی فتنه دی ماه ۱۴۰۴ را بزرگترین اقدام تروریستی طراحی شده توسط دشمن پس از انقلاب میدانند. در سؤال اول به برنامه ۷ مرحلهای دشمن در خصوص براندازی نظام اسلامی اشاره کردهاید. در صورت امکان، جزئیات بیشتری از این ۷ گام را ارائه بفرمایید.
در این آشوب دشمن تلاش کرد با استفاده از زمینههای اقتصادی، شناختی، سیاسی، امنیّتی و خارجی موجود، تمامی تجارب اندوخته از فتنههای پیشین را برای اثربخشی سریع و گسترده بهکار گیرد. به طور کلّی دشمن برای به نتیجه رساندن پروژه اصلی خود در این آشوب، ۷ مرحله را طراحی و برنامهریزی کرده بود:
۱. بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب به عنوان سلاح نامرئی در تحت فشار قرار دادن نظام؛ برای همین در مقاطع مختلف و در موارد متعدد (پیش از این مقطع) تلاش کرده بود تا با شکلبخشی به اعتراضات و اعتصابات مصنوعی، چنین وضعیتی را ایجاد کند. در آشوب اخیر نیز با سوء استفاده از اعتراض اقتصادی برخی صنوف، مسیر مدنی و مسالمتآمیز اعتراضات صنفی را به سمت خشونت هرچه بیشتر هدایت کرد تا به اهدافش برسد.
۲. حمله به اماکن و مقرها با هدف تخریب رینگ امنیّتی کشور که مسئولیت تأمین امنیّت عمومی جامعه را بر عهده دارند؛ همانطوری که در جنگ ۱۲ روزه نیز دشمن تلاش کرده بود با بمباران این مراکز نظیر قرارگاه ثارالله، یگان فاتب، سازمان بسیج و... به توان امنیّتی کشور آسیب بزند.
۳. کشتهسازی و بروز اقدامات خشن با هدف سوءاستفاده از عواطف و احساسات داخلی و بهرهبرداری از فشار خارجی.
۴. القای ناتوانی و ناکارآمدی نظام در مدیریت چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیّتی کشور با هدف تحریک گروهکهای ضدّانقلاب برای امکانپذیری براندازی و ایجاد ناامیدی در آحاد ملّت.
۵. عملیات سایبری و خرابکارانه علیه زیرساختهای خدماتی و متهمسازی نظام به ناکارآمدی با هدف ضربه زدن به زیست عادی جامعه و ایجاد نارضایتی در بین مردم که طبق معمول، حملات متعددی به توان زیرساختی کشور در حوزههای مالی، مخابراتی و ... صورت پذیرفت و با تلاشهای صورت گرفته در مجموعههای فنّی کشور، ناکام ماند.
۶. اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی با به میدان آوردن گروهکهای تروریستی در عمق و جدار مرزی.
۷. پشتیبانی خارجی و انجام عملیات ویژه و حمله نظامی توسط آمریکا که بارها توسط مقامات رسمی این کشور اعلام و مقدمات میدانی آن فراهم شد.
مردم همکاری گستردهای در شناسایی و کشف برنامهها و پیاده نظام دشمن داشتند. تا پایان دی ماه، نزدیک به ۵۰۰ هزار تماس و گزارش دریافتی از مردم درباره موارد نقض امنیّت عمومی و مظنونین به برخی اقدامات خرابکارانه ثبت شد که در برخی موارد، منجر به تعقیب یا دستگیری شده است.
در واقع دشمن، تمامی ابزارها و امکانات در سطوح اطلاعاتی و عملیاتی خود را برای بالا بردن میزان اثربخشی این آشوب بهکار گرفته بود؛ تا حدّی که باز هم، مقامات رسمی غربی، برای حمایت و تحریک آشوبگران آشکارا به صحنه آمدند. براساس اظهارنظر یکی از دیپلماتهای اروپایی در یک نشست محرمانه، قرار بود «در گام اول نتیجه بخشی این مراحل، شاهد اشتعال اعتراضات، اغتشاشات و جنگ به صورت غیرمتمرکز و خارج از پایتخت، در گام دوم چرخش بحران به مرکز و پیرامون مرکز و در گام سوم، پیشروی نهایی به سمت بیرون از پایتخت باشیم. همچنین اینگونه طرحریزی شده بود که انواع دودستگی و انشقاق بین ساختاری و دستگاههای امنیّتی و ارکان حاکمیت شکل گیرد» که باز هم تیر آنها به سنگ خورد.
اگر بخواهیم این آشوب را از منظر کوتاهی زمان و گستردگی هزینهها، اعم از انسانی و غیر آن، شبکهسازی، آموزش آنلاین و پشتیبانی اطلاعاتی و رسانهای بررسی کنیم، شاید بتوانیم فرضیه مطرح شده را بپذیریم. همچنین استفاده حدأکثری دشمن از ابزار جنگ شناختی و فضای مجازی در اغفال برخی جوانان و اخلال شناختی در اذهان جامعه مبنی بر ناتوانی نظام در مدیریت امور، نقطه متمایز کننده این آشوب نسبت به موارد مشابه پیشین بود.
رهبر انقلاب از وقایع اخیر به عنوان کودتا و شبه کودتا یاد کردند. نظر شما در این مورد چیست و تفاوتها و شباهتهای ماجرای اخیر با کودتا چیست؟
اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی (نیمه سخت و سخت) با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که اتفاقاً فتنه و آشوب دی ماه، واقعاً چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه که قبلاً در سال ۱۳۳۲ و در کودتای ۲۸ مرداد یا در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیدهایم. یکی از مشاوران و نزدیکان رئیسجمهور آمریکا در یک نشست به صراحت بیان داشته که «هدف کلی این است که آمریکا به جای مداخله نظامی مستقیم، روندی را تسهیل کند که به گذار به یک ایران حامی غرب بینجامد. اقدامات غیرنظامی برای نیل به این هدف با محوریت؛ ۱. تزریق منابع مالی و اطلاعاتی به نیروهای ضدّ جمهوری اسلامی ایران در داخل ایران توسط آمریکا، ۲. کمک آمریکا به سازماندهی و توانمندسازی گروههای مخالف، ۳. قراردادن قابلیتهای ارتباطی امن و حمایت لجستیکی در اختیار مخالفین توسط آمریکا، ۴. حفظ و تشدید فشار اقتصادی و ۵. همکاری بین اروپا و رژیم صهیونی برای تشکیل یک ائتلاف گذار ایران، باید سازماندهی شود.»
شواهد میدانی آشوب دی ماه هم به ما نشان میدهد که دشمن در این پروژه هم هزینههای مادّی زیادی از طریق رمز ارزها صرف کرد؛ هم تلاشهای گستردهای برای سازماندهی، شبکهسازی و هدایت نیروهای میدانی اعم از گروهکهای تروریستی و سیاسی در بستر شبکههای اجتماعی و محکومین جرائم خشن و اراذل و اوباش داخلی، مثل شعبان بیمخهای سال ۱۳۳۲ انجام داد؛ هم فشارها و تکانههای اقتصادی زیادی بر ما وارد کرد و همه اضلاع مخالف جمهوری اسلامی را نیز برای تحت فشار قرار دادن ایران متقاعد کرد.
بررسیهای اطلاعاتی نشان میدهد که دشمن مراحل زیر را برای به سرانجام رساندن چیزی شبیه کودتا در نظر گرفته بود:
۱. همزمان با اعتراضات مردمی و در لحظهای که اصناف و اقشار معترض در خیابانها هستند، شبکه رزم خیابانی سازمانیافته، با حمایت و پشتیبانی سرویسهای اطلاعاتی وارد صحنه میشوند تا با تحمیل آشوب خشن و گسترده، خارج شدن کنترل امنیّت از دست نظام را نشان دهند.
۲. یک حمله نظامی غافلگیرانه با حمایت مستقیم آمریکا، ثبات سیاسی کشور را دچار اختلال میکرد.
۳. گروهکهای تروریستی با هدف تجزیهطلبی، اقدامات ضدّامنیّتی در جدار مرزها را تشدید میکردند.
۴. پس از آن، جریان اپوزیسیون در داخل و خارج، اعلام موجودیت میکردند تا شرایط را برای به رسمیت شناختن بینالمللی آنها فراهم کنند. عرصه شناختی هم این توهم را برای برخی گروههای مخالف خارج از کشور ایجاد کرده بود که گویا آنها بدیل جمهوری اسلامی خواهند بود.
حدأقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی بهطور مستقیم در این آشوب نقش داشتند. در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی قابل توجه است.
در عین حال، این شبه کودتا به دلایل زیر، امکان بروز عملیاتی نیافت و شکست خورد:
۱. تعجیل دشمن در سوء استفاده از فرصت اصلاح ارز ترجیحی و لایحه بودجه به نحوی که برخی از شبکهها و ظرفیتهای دشمن، نتوانستند آمادگی عملیاتی پیدا کنند.
۲. تنفر تاریخی ملّت ایران از چهرههای اپوزیسیون مطرح شده و بیاعتمادی عمیق به مقامات آمریکا و رژیمصهیونیستی و خشم از مواضع صریح مداخلهگرانه با کلیدواژههایی مثل «کمک در راه است».
۳. اختلاف نظر درون گروهکهای ضدّانقلاب سنتی در خصوص نحوه و زمان ورود به آشوب و عدم پذیرش محوریت سلطنتطلبها.
۴. عدم بروز شکاف سیاسی در داخل به ویژه در دولت و مجلس و نیروهای سیاسی داخلی علیرغم مواضع برخی از سران فتنه و گروههای منفور سیاسی.
۵. فاصلهگذاری نظام اسلامی میان معترضین و آشوبگران.
۶. برخورد قاطع و هوشمند دستگاههای امنیّتی و انتظامی با آشوبگران.
۷. ایستادگی جدّی دستگاههای نظامی و دیپلماتیک در مقابل زیاده خواهیها و تهدیدات نظامی روزافزون آمریکاییها.
تحلیل شما از نقش سرویسهای امنیّتی دشمن در فتنه اخیر چیست؟ چند سرویس درگیر بودند و طرح و شیوه عمل آنان چگونه بود؟ آیا در میان دستگیرشدگان، افرادی با تابعیت دوگانه یا ارتباط سازمان یافته با سرویسهای خارجی شناسایی شدهاند؟
در این آشوب، سرویسهای اطلاعاتی، نقشی بارز و البته مؤثرتر از همه داشتند. طراحی، توزیع نقش، شبکهسازی، آموزش، پشتیبانی اطلاعاتی و حتی هدایت میدانی آشوبگران عمدتاً از طریق فضای مجازی بر عهده اینها بود. همانطوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات سپاه اشاره شد، حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی بهطور مستقیم در این آشوب نقش داشتند که در این میان نقش واحد ۸۲۰۰ سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم از طریق بهکارگیری تعداد محدودی کاربر حقیقی و میلیونها ربات در بستر فضای مجازی قابل توجه است.
در این رابطه یکی از مقامات امنیّتی رژیمصهیونیستی، صراحتاً به بخشهایی از برنامههای عملیاتی برای پشتیبانی اطلاعاتی و میدانی از آشوبگران در مسلح کردن برای انجام ترورهای هدفمند اشاره کرده و میگوید: «ما باید به مردم ایران کمک کنیم. به آنها اطلاعات بدهیم. بگوییم بسیج کجاست، فرماندهان کجا میخوابند. خانوادههای آنها کجا هستند. ما باید حتی به مردم اسلحه بدهیم.»
قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم. فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند.
فارغ از تغییر مدل شبکهسازی سرویسها و عبور از روشهای سنتی به شکل مدرن آن در استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی که سرویس اطلاعاتی را در لایهای از امنیّت فیزیکی قرار میدهد، طبیعتاً منتسبان به سرویسها با کسب آموزشهای ویژه، کمتر به دام نیروهای امنیّتی دچار میشوند اما در عین حال، همانطوری که پیشتر اشاره کردم، قبل از شروع بحران، روند برخورد با مرتبطین با سرویسهای امنیّتی دشمن شروع شد و تا زمان بروز آشوب هم ادامه داشت که به برخی از آنها اشاره میکنم: شناسایی، دستگیری یا بهکارگیری حدود ۴۶ نفر از افراد وابسته به سرویسهای جاسوسی دشمن، برخورد با شبکه برانداز مرتبط با خانوادههای کشتهشدگان اغتشاشات گذشته در ۹ استان، کشف حجم قابل توجهی از تجهیزات فنّی و ارتباطی و سلاحهای سرد و گرم که به زودی جزئیات آن به اطلاع مردم عزیزمان خواهد رسید، دستگیری تعدادی از آشوبگران که از طریق شبکههای مجازی، توسط سرویسهای اطلاعاتی جذب و به کارگیری شده بودند و... .
چه شباهتها و تفاوتهایی بین روشهای خشونتآمیز این گروهها و روشهای داعش وجود دارد؟ آیا گروههای داخلی از همان ساختارهای لجستیکی یا ایدئولوژیک داعش استفاده کردهاند؟
آنچه در این ایام توسط آشوبگران تروریستی با هدایت سرویسهای غربی به وقوع پیوست، بیانگر بازتولید گونه جدید از رفتارهای داعشگونه بود. آمریکاییها به خیال موفقیت روشهای خشونتبار و رعبآور در سوریه که تأثیر آن در ایجاد هراس و هرج و مرج و رفتن یک کشور تا لبه فروپاشی عیان شد، میخواستند مجدداً به این روش متوسل شوند که متأسفانه تعدادی از شهدای مردمی و امنیّتی در این ایام، قربانی این خشونت تمام عیار شدند. از سویی دیگر مترصد بودند تا با ایجاد فضای خشن گسترده در کشور، این تلقی را ایجاد کنند که برقراری امنیّت، از کنترل خارج شده است. همچنین با توسعه نقاط درگیری و حمله به مقرهای نظامی و اماکن بیپناه مثل مساجد، حسینیهها، حتی مراکز درمانی توان نیروهای انتظامی و امنیّتی را مشغول کرده تا شرایط برای ضربه ترکیبی خارجی فراهم شود.
در این آشوب، سرویسهای غربی مشابه بهرهبرداری داعش در شستشوی مغزی برخی جوانان و وادارسازی آنان به انجام اقدامات خشن حتی با استفاده از مواد مخدر و داروهای روانگردان از جمله سوزاندن افراد، سر بریدن، مثله کردن و... وارد عمل شدند.
نکته قابل توجه اینکه اگر در سوریه و عراق، داعش با تابلو دفاع از دین، مردم را میکشت، در آشوب اخیر، به تعبیر رهبر معظم انقلاب ما با داعشی نو مواجه بودیم که اتفاقاً مردم را به جرم دینداری سر میبرید. حمله به حدود ۳۵۰ مسجد، ۲۰ حسینیه و مصلی، ۹۰ حوزه علمیه، ۶۰ دفتر امام جمعه و مراجع تقلید و... گوشهای از رفتار ضدّدین آشوبگران به شمار میرود. در کنار این موارد، آتش زدن و تخریب مغازهها، بانکها، فروشگاههای زنجیرهای، مراکز درمانی و... نشان میدهد که دشمن با بهکارگیری آشوبگران نوداعشی، در پی تسویه حساب و انتقام از مردم عزیز ایران اسلامی بود.
به نظر میرسد کشتهسازی یکی از اهداف اصلی ماجرا بود و متأسفانه تعداد قابل توجهی نیز جان خود را از دست دادند. درباره چرایی و چگونگی اجرای این هدف توسط طراحان و عوامل میدانی توضیح بفرمایید. چه روشهایی برای افزایش تعداد کشتهها بهکار گرفته شد و چه دستورات و برنامهریزیهای خاصی برای این کار وجود داشته است؟
موضوع کشتهسازی در همه فتنههای پیشین هم مورد توجه دشمن بود، اما در این آشوب، دشمن حساب ویژهای برای کشتهسازی و کشتهگیری باز کرده بود؛ تا حدّی که موضوع «فتح تهران» و «حمله به ایران به شرط کشتار معترضین» توسط رئیسجمهور آمریکا به عنوان نوعی «اسم رمز» اعلام شد. در این باره سر پل یکی از گروهکها به یکی از عناصر میدانی خود دستور داده بود که هرچه بیشتر، نیروهای امنیّتی را تحریک به تیراندازی کنند تا تعداد کشتهها بیشتر شود و میگوید: «حتی اگر آنها این کار را نکردند، خودت اطرافیانت را بکش.»
اگر کودتا را «دخالت قهرآمیز خارجی با هدف براندازی دولت یا حکومت مستقر با استفاده از نیروهای نیابتی» بدانیم، آن وقت خواهیم دید که فتنه دیماه چیزی شبیه کودتاست. شبیه آنچه در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ یا در کشورهای مختلف آسیایی و آمریکای لاتین دیدهایم.
با نگاهی اجمالی میتوان اینگونه فهمید که آشوبگران، در پروژه کشتهسازی به دنبال اهداف زیر بودند:
جریحهدار کردن احساسات داخلی و خارجی
ایجاد محرّکِ مشروع برای مداخله خارجی
ایجاد رعب و واگرایی در نیروهای طرفدار نظام اعم از مردم و نیروهای انتظامی و امنیّتی
مقابل هم قرار دادن مردم و نظامبر اساس همین طراحی نیز، از همان ابتدا، موضوع به اصطلاح «کشتار مردم» بهعنوان ترجیعبند سخنان مقامات رسمی و رسانههای منتسب به دشمن مطرح و پیگیری شد. در میدان هم «نیروهای آشوبگر ارزان قیمت، امّا خشن» با حمله به مقرهای انتظامی و نظامی و آگاهی از تبعات این تصمیم، برخی از معترضین را قربانی این دستور سرویسی کردند. شلیک نزدیک از پشت و با استفاده از صدا خفهکن، کشتار با سلاحهای نامتعارف مانند سلاح شکاری و سلاح سرد از این نمونه است. حتی در موارد متعددی، این کشتار توسط خود آشوبگران با سنگ، قمه و حتی سلاح جنگی و بعضاً در مناطقی غیر از محل آشوب صورت گرفته است که علیرغم خویشتنداری نیروهای انتظامی و امنیّتی در استفاده از سلاح گرم (حتی به قیمت شهادت و زخمی شدن نیروها) و تیراندازی صرفاً با هدف حفاظت و صیانت از مقرهای نظامی و انتظامی، تعدادی از شهروندان عزیزمان، قربانی مطامع دشمن و پیاده نظامش در خیابانها شدند.
تحلیل دقیق نهادهای مسئول از کمپین رسانهای همراه این حوادث چیست؟ نقش شبکههای اجتماعی خاص، رسانههای فارسی زبان خارج نشین و خبرگزاریهای بینالمللی در تشدید یا جهتدهی به ناآرامیها چگونه ارزیابی میشود؟ آیا شواهدی از عملیات روانی برنامهریزی شده مانند تولید و پخش گسترده تصاویر جعلی، انتشار شایعات هماهنگ یا هجوم رباتهای خبری در فضای مجازی شناسایی شده است؟
نگاهی به تاریخ جنگها در قرنهای گذشته نشان میدهد که سیر تحول مدل مبارزه، تنوعی در روش و ابزار ایجاد کرده است. در سالهای اخیر، در کنار جنگهای زمینی، دریایی، هوایی و فضایی و اطلاعاتی، مدل جدیدی از نبرد شکل یافته و رشد کرده که به مراتب، پیچیده و مؤثرتر و شاید کم هزینهتر باشد. جنگ شناختی که از آن با عنوان نبرد قلبها و ذهنها یاد میشود، شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی ما گذاشته که ایمان، امید، اعتماد، آگاهی و اراده را هدف گرفته است. نبردی که سلاح اصلی آن، شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بوده و میدان آن هم، فراتر از جنگهای سنتی بلکه در تمامی اذهان احاد جامعه و حتی منازل افراد است.
قرار بود همزمان با اعتراضات مردمی، شبکه رزم خیابانی سازمانیافته با حمایت سرویسهای اطلاعاتی وارد صحنه شوند. در ادامه یک حمله نظامی با حمایت آمریکا، ثبات سیاسی کشور را دچار اختلال کند و گروهکهای تروریستی تجزیهطلب هم اقدامات ضدّامنیّتی را در جدار مرزی تشدید کنند.
اساساً هم در فتنههای گذشته کشورمان و هم در موارد مشابه در کشورهای خارجی، فضای مجازی و مشخصاً شبکههای اجتماعی یک رکن اساسی در ایجاد ناامنی شناختی و شکلبخشی و سازماندهی شبکه رزم خیابانی بوده است. اما در آشوبهای دی ماه، شبکههای اجتماعی به عنوان ابزاری کارآمد در اختیار دشمن قرار گرفت. ابزاری که به دلیل ضعف در حکمرانی داده در درون کشور، به سلاحی علیه منافع ملّی کشورمان در حوزههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی امنیّتی تبدیل شده است.
در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، «کمپین تردید» با هدف ۱. فریب محاسباتی افکار جهانی، ۲. دستکاری شناختی اذهان ایرانیان و ۳. فروپاشی ادراکی حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. در آشوب اخیر نیز همانطوری که در بیانیه سوم سازمان اطلاعات اشاره شد، «دستکاری الگوریتم شبکههای اجتماعی و تأمین محتوای شبکههای ماهوارهای برای تحریک به اقدام خشونتبار، مکانمند کردن فراخوانها، آموزش و ترویج انجام اقدامات هرجومرجطلبانه» در دستور کار بازوهای رسانهای آشوب قرار گرفت. گروههای تروریستی هم با استفاده از فضای فراهم شبکههای اجتماعی در کشور، آموزش به نیروها و پیاده نظام خود را در دستور کار خود قرار دادند. حتی شرکت متا نیز در غیر فعال کردن نمایش فهرست دنبالکنندگان و دنبالشوندگان در اینستاگرام برای حسابهای ایرانی، در پی مصونیت بخشی به شبکه داخلی آشوب و بهکارگیری گسترده از رباتها در پلتفرمهای ایکس، اینستاگرام و تلگرام برای گسترش پیامها و تصاویر آشوب بود که اخیراً نیز یکی از روزنامههای فرانسوی به این مهم اعتراف کرد: استفاده از «محرک سازمان دهنده گسترده». به شکلی که به عنوان مثال، با اعلام اسم رمز و فراخوان ۱۸ دی ماه، به یک باره تعداد کاربران فعال در پلتفرم ایکس، ۱۰ برابر و تعداد محتوای منتشر شده در آن، به تعداد ۹۲ هزار توئیت افزایش یافت. همین نسبتها را میتوان در سایر پلتفرمهای خارجی به خوبی مشاهده کرد.
از آنجایی که امنیّت و اقتدار ایران مردم پایه است، به نظر شما مردم در مواجهه و مقابله با این قضیه چه نقشی داشتند؟
مردم همیشه نقش بیبدیل در همکاری با نهادهای امنیّتی و اطلاعاتی داشتهاند. اساساً ویژگی اصلی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن، از همان ابتدا همین مردمی بودن آن بوده است. بلافاصله با شفاف شدن ماهیت این آشوب آمریکایی-صهیونیستی، حضور میدانی و شجاعانه مردم در خیابانها و مساجد، سبب مرزبندی آگاهانه با آشوبگران شد که اوج این حضور، در راهپیماییهای ضدّتروریستی ۲۲ دی، تبلور پیدا کرد. علاوه بر این، در آشوب اخیر نیز (همانند جنگ ۱۲ روزه)، مردم با اعتماد به فرزندان خود در سازمان اطلاعات سپاه، همکاری گستردهای در شناسایی و کشف برنامهها و پیاده نظام دشمن داشتند. تماس شبانهروزی مردم با سامانه ۱۱۴ سازمان اطلاعات سپاه و گزارشهای مردمی در خصوص فعالیتهای مخرّب آشوبگران در شهرهای مختلف، نقش مهمی در اقدامات ضدّآشوب دشمن داشته است. تا پایان دی ماه، نزدیک به ۵۰۰ هزار تماس و گزارش دریافتی از مردم درباره موارد نقض امنیّت عمومی و مظنونین به برخی اقدامات خرابکارانه در سامانه ۱۱۴ اطلاعات بسیج، ثبت شده که در برخی موارد، منجر به تعقیب یا دستگیری شده است.
بروز اعتراض و تبدیل آن به اعتصاب، حمله به اماکن نظامی و انتطامی و تخریب رینگ امنیّتی کشور، کشتهسازی و اقدامات خشن، القای ناکارآمدی نظام، عملیات سایبری و خرابکارانه علیه زیرساختها، اتصال هسته اعتراضی به هسته تروریستی و به میدان آوردن گروهکهای تروریستی در عمق و جدار مرزی و حمله نظامی خارجی توسط آمریکا طرح هفت مرحلهای دشمن در فتنه اخیر بود.
پیشبینی شما از حرکت بعدی دشمن چیست؟ آیا اینان همین خط را ادامه میدهند یا به دنبال شرارتهای جدید خواهند رفت؟
بررسی اطلاعاتی ما نشان میدهد که گروهکهای ضدّانقلاب از سویی دچار سرخوردگی از حمایت آمریکا شدهاند و از سوی دیگر، تردید جدّی نسبت به توان لیدرها در به سرانجام رساندن عملیاتهای میدانی دارند. اشراف موجود بر عناصر گروهکی ثابت کرده که دشمن به خوبی میداند که گروهکهای تروریستی در درون جامعه ایرانی، از سرمایه اجتماعی خاصی برخوردار نبوده و حتی در میدان هم از انجام اقدامات مؤثر، عاجز هستند. به یاد میآورم که در یکی از جلسات داخلی سرویس جاسوسی دشمن با سران آشوب، در دوره جنگ ۱۲ روزه، وقتی گروهک با انتقاد جدّی در خصوص بیعملی میدانی مواجه میشود، اعتراف میکند که «میخواستیم اما نتوانستیم». این ناتوانی در به میدان آوردن مردم، به دلایل متعدد در آشوب اخیر، امکان بازسازی نیافت. برای همین تلاش کرد از مسیر دستکاری شناختی، دنیای موازی با وضعیت حقیقی کشور در شبکههای اجتماعی ساخته و با میدانداری اراذل و اوباش، از میان جوانان و نوجوانان یارگیری کند که اگر سوء استفاده از زمینههای اقتصادی نبود، هرگز امکان به میدان کشیدن مردم را نداشتند. چه اینکه پش از این، فراخوانهای متعدد این گروهکها با نه بزرگ ملّت مواجه شده بود.
در عین حال میدانیم که دشمن از برنامهریزی برای ایجاد بیثباتی در داخل ایران ناامید نشده و میکوشد تا با عملیات روانی گسترده، ضمن ایجاد تزلزل شناختی، در صف مستحکم ملّت ایران رخنه کرده و از زمینههای موجود در وضعیت داخلی کشور، سوء استفاده کند. برای این منظور، حتی از انجام عملیاتهای پیچیده در لایه زیرساختهای ارتباطی کشور نظیر ایجاد اخلال در تلفنهای همراه مسئولین و مردم، هک زیرساخت نهادهای خدماتی نظیر صداوسیما و ارسال تصاویر بر روی گیرندههای تلویزیونی از طریق هواپیما، صدا و تصویر سازی جعلی با استفاده از هوش مصنوعی، ارسال تصویر و... در غالب پروژه «سورپرایز جنگ» هم ابایی ندارد. همچنین کماکان بر استفاده از پیاده نظام خود برای ایجاد ناامنی در کشور، ضربه به توان آفندی و پدافندی و البته حمله مراکز مقابله کننده با آشوبگران (سپاه، واجا و فراجا) تأکید ویژه دارند تا بتوانند برنامههای هفت گانهای که قبلاً به آن اشاره شده بود را بهتر پیاده کند.
در همین رابطه و با هدف پیشگیری از برنامههای دشمن، موارد زیر در دستور کار سازمان اطلاعات سپاه قرار گرفته است:
۱. پیگیری و اهتمام برای کمک به تکمیل پروژه شبکه ملّی اطلاعات با هدف مصونیتسازی در برابر نقشه دشمن
۲. رهگیری و نفوذ در زیرساختهای ارتباطی آشوبگران داخلی با سرشبکههای خارجی
۳. اشراف عملیاتی بر روی عناصر کلیدی شبکه تروریست دشمن در جدار مرزی
۴. بهکارگیری عوامل فریب خورده در آشوبهای اخیر درون شبکههای دشمن
۵. دستکاری شناختی در لایه طراحان و مجریان عملیات ترکیبی دشمن توسط عوامل نفوذی
۶. تداوم شناسایی و برخورد قاطع با شبکه تأمین نیروی خیابانی با همکاری مردم و اقشار مختلف
طبیعتاً با توجه به اشراف موجود بر راهبرد و برنامههای میدانی دشمن برای بر هم زدن امنیّت عمومی مردم، سناریوهای متعدد شناسایی و برای مواجهه با آنها برنامهریزی شده است. اما نکته مهم این است که بدانیم شرارتهای دشمن هم از حیث مبنایی و هم از حیث روشی هنوز به پایان نرسیده و تلاش میکند با استفاده از زمینهها و کمبودهای اقتصادی، اجتماعی و شناختی جامعه، شرایط را برای تضعیف کشور و به تسلیم کشاندن ملّت ایران فراهم نماید.

از همان توقف جنگ، تلاشها برای پیشگیری و مدیریت آشوب احتمالی آغاز شد. دعوت و احضار ۲۷۳۵ نفر از عناصر مرتبط با شبکههای ضدّامنیّتی، ارشاد ۱۳ هزار نفر از عناصر آسیبپذیر، آگاهسازی جمعیتهای در معرض تهدید، کشف ۱۱۷۳ قبضه سلاح و شناسایی ۴۶ نفر از عوامل سرویسهای بیگانه بخشی از تلاشهای سپاه پاسداران بود.
اما ضعف اطلاعاتی دشمن از شناخت برنامههای متنوع و گسترده جمهوری اسلامی در به چالش کشیدن مؤلفههای قدرت منطقهای و فرامنطقهای، موضوعی است که باید به آن اشاره شود. «جنگ منطقهای» که رهبر معظم انقلاب به ان اشاره داشتند در کنار توانمندیهای نرم، نیمه سخت و سخت جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای کشور، موضوعی است که دشمن را به خود مشغول کرده است. آنها کاملاً میدانند که جمهوری اسلامی تهدیدات موجودیتی را از طریق ضربه به اهداف موجودیتی پاسخ میدهد. همین موضوع، آنها را در پیگیری برخی سناریوهای خطر آفرین، محتاط کرده است.
احتمالاً شما در هفتههای اخیر دیدارهایی با رهبر انقلاب داشتهاید و رهنمودهایی دریافت کردهاید. در صورت امکان، درباره این بایدها و نبایدها مقداری توضیح دهید.
قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم و گزارشی از جنگ ۱۲ روزه و آخرین وضعیت دشمن و طرحریزی برای آینده ارائه کردم. همچنین عرض کردم که دشمن در جنگ ۱۲ روزه تصور میکرد که با اقدام نظامی و زدن فرماندهان زمینه فرپاشی درونی و آشوب ضدّانقلاب را فراهم خواهد کرد که با تدابیر حضرتعالی در انتصاب سریع فرماندهان، ضربه قاطع رزمندگان، هوشیاری مردم و انسجام ملّی شکل گرفته و اجرای سریع رزمایش امیرالمؤمنین۲ توسط جامعه اطلاعاتی، تیر آنها به سنگ خورد و اعلام شکست کردند. اما بعد از جنگ به این نتیجه رسیدهاند که باید اول در کشور بحران و شورش بهپا کنند و سپس از توان نظامی بهره بگیرند. برای همین دشمن درصدد است با استفاده از چالشهای اقتصادی در کشور و دستاویز قرار دادن اسنپ بک، آرامش جامعه را به هم زده و آشوب بهپا کند. مهمترین ابزار آنها نیز فضای مجازی و ضعف حکمرانی ما در این فضاست.
حضرت آقا فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند دوران و سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند. در جلسات قبل نیز فرموده بودند که دو نوع نفوذ داریم یکی نفوذ فردی که فرد میداند عامل دشمن است و آگاهانه خیانت میکند، اما نوع دوم نفوذ جریانی است که افراد بدون اینکه متوجه باشند که برای دشمن کار میکنند افکار، اهداف و برنامههای دشمن را دنبال میکنند و از این جهت فضای مجازی نقش به سزایی دارد که باید حکمرانی صحیح بر آن اعمال شود.
شکست در جنگ ۱۲ روزه نقشه عملیاتی دشمن را از اولویت جنگ به ایجاد آشوب تغییر داد. برخی سرویسهای امنیّتی دوست ما هم به این نقشه اشاره کرده بودند. شبکهسازی گسترده در دستور کار سرویسهای اطلاعاتی قرار گرفت تا در موعد مشخص، امکان ضربه بزرگ فراهم شود.
بعد از حوادث اخیر روی چند نکته تأکید فرمودند:
۱. به اطلاعات، برنامهها و اهداف دشمن به ویژه در حوزه نفوذ فردی و جریانی توجه کنید.
۲. باید تلاش کنید صف مردم و معترضین را از آشوبگران تفکیک نمائید، جوانان و افراد ناآگاه را توجیه و با آشوبگر برخورد قاطع صورت گیرد.
۳. مشکلات مردم یک واقعیت است که باید مد نظر داشته باشید، مطالبه به حق مردم و بازاریان را از آشوبگران جدا کنید.
۴. [در رابطه با جامعه و مردم] واقعیت مثبت جامعه را فراموش نکنید. ما ثروتی داریم که کسی ندارد و آن مردم است. در کجای دنیا سراغ دارید که با یک اشاره چنین جمعیتی (مثل ۲۲ دی ماه) بیاید؟
۵. حکمرانی صحیح اینترنت فراموش نشود.
۶. آمریکا و دشمنی او نیز تمام نمیشود تا اینکه مأیوس گردد. اما دل من روشن است که بر همه اینها فائق میآییم، من دلم روشن است اینها کاری از دستشان بر نمیآید.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
رسانههای جهان پیامهای رهبر انقلاب درباره ۲۲ بهمن را چگونه بازتاب دادند؟
دو پیام تلویزیونی رهبر معظم انقلاب در آستانه و پس از برگزاری جشن باشکوه ۲۲ بهمن در رسانههای خارجی بازتاب گستردهای یافت؛ بازتابی که محور اصلی آن، نمایش اراده ملّی، انسجام داخلی و مأیوس کردن دشمنان بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه و پس از راهپیمایی یومالله ۲۲ بهمن با ادبیاتی صریح و قاطع بر محورهایی چون قدرت ملّی، ایستادگی در برابر فشارهای خارجی و انسجام اجتماعی تأکید کردند. پیامهای رهبر انقلاب نه تنها در قالب دعوت به وحدت و حضور مردمی مطرح شدند بلکه ابعاد راهبردی آنها در قالب بازدارندگی و نمایش اراده ملّی نیز ملموس بود. رسانههای خارجی با دیدگاهها و زبانهای مختلف هر یک بخشی از این پیام را برجسته کردند.
چارچوبهای روایی و تمرکز موضوعی
رسانههای خارجی
خبرگزاری «آسوشیتدپرس» (AP) در پوشش خود، حضور گسترده مردم در خیابانها و شعارهای ملّی را برجسته و به حمایت مردم از نظام و رهبری اشاره کرد. در این خبرگزاری بیانات رهبر انقلاب درباره نمایش قدرت و وحدت ملّی در برابر دشمنان خارجی بهصورت غیرمستقیم بازتاب یافته است. این رسانه بر ابعاد عمومی و سیاسی حضور مردم متمرکز بود و پیامدهای خارجی پیام رهبر انقلاب را در قالب تحلیل عمومی از قدرت و انسجام ملّی روایت کرد. آسوشیتدپرس بیشتر به جنبههای خبری رویداد توجه داشت و کمتر وارد تحلیل عمیق مضامین بیانات رهبر انقلاب شد.
روزنامه «جروزالم پست» (The Jerusalem Post) چاپ سرزمینهای اشغالی، بیانات رهبر معظم انقلاب را در قالب تحلیل سیاسی بررسی کرد و به بخشهایی از پیام تلویزیونی اشاره داشت که قدرت و عزت ملّت ایران و نقش راهپیمایی در بسیج و اتّحاد مردم را مورد تأکید قرار میداد. این رسانه صهیونیستی بر این نکته تأکید داشت که پیام رهبر انقلاب درباره مأیوس کردن دشمنان و نشان دادن اراده ملّی، جنبهای بازدارنده دارد و به سیاست خارجی ایران مرتبط است. این رسانه بهویژه بر بُعد امنیتی و تهدیدزایی بیانات تمرکز و آن را در چارچوب تنشهای منطقهای تحلیل کرد.
شبکه خبری چندملیتی و چندزبانه «افریکانیوز» (africanews) بیانات رهبر انقلاب درباره مأیوس کردن دشمن را بهعنوان محور اصلی بازتاب داد. این رسانه که مقر اصلی آن در بروکسل پایتخت بلژیک قرار دارد، این گزاره را در زمینه تعامل ایران با فشارهای خارجی و تحریمها تحلیل کرد و نشان داد که حضور مردم و شعارها همسو با پیام رهبر انقلاب است. پوشش افریکانیوز بیشتر بر پیامدهای بینالمللی این بیانات و تأثیر آن بر محاسبات دشمنان ایران متمرکز بود. این رسانه تلاش کرد تا پیام رهبر انقلاب را در بستر گستردهتری از روابط بینالملل و فشارهای اقتصادی قرار دهد.
در نشریه «عرب ویکلی» (The Arab Weekly) پیام رهبر انقلاب با تأکید بر دعوت برای حضور گسترده مردم و مأیوس کردن دشمنان پوشش داده شد. این رسانه علاوه بر گزارش مراسم، تحلیلهایی منطقهای ارائه کرد و نقش مردم در تقویت وحدت و قدرت ملّی را برجسته ساخت. بازتاب بیانات رهبر انقلاب ترکیبی از روایت رویدادی و تحلیل تأثیرات سیاسی و امنیتی در سطح منطقهای بود و نشریه مذکور بهویژه به پیامدهای حضور مردم و واکنش کشورهای عربی نسبت به این رویداد توجه کرد.
تارنمای شبکه العربیه (Al Arabiya) به شعارهای مردم در مراسم و همخوانی آن با پیام رهبر انقلاب توجه ویژهای داشت. این رسانه به نقل از شرکتکنندگان نوشت: «ما دشمنان خود را مأیوس خواهیم کرد» که مستقیماً از پیام رهبر انقلاب گرفته شد بود. بازتاب در این رسانه عمدتاً بر پیامدهای سیاسی و امنیتی این شعارها تمرکز داشت و نقش مردم در ایجاد ناامیدی برای دشمنان را برجسته میکرد. این رسانه عربی بهخوبی نشان داد که چگونه پیام رهبر انقلاب در قالب شعارهای خیابانی بازتولید و به یک نماد قدرت ملّی تبدیل شده است.
تارنمای «سیاس مانیتور» یا «کریستین ساینس مانیتور» (CS Monitor) پیام رهبر معظم انقلاب را عمدتاً در چارچوب دعوت به مأیوس کردن دشمن و تأکید بر ایستادگی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن بازتاب داد. این رسانه آمریکایی تحلیل کرد که بیانات رهبر معظم انقلاب تنها محدود به مراسم و شعارها نیست و اثرات آن در عرصههای سیاسی و واکنشهای بینالمللی نیز قابل توجه است. این رسانه غربی پیام رهبر انقلاب را در قالب قدرت ملّی و انسجام داخلی تحلیل کرد و نقش آن را در معادلات منطقهای و تعادل قوا به دقت مورد واکاوی قرار داد.
رسانه هندی «تریبیون» (The Tribune) بخشهای کلیدی پیام رهبر انقلاب را بهطور مستقیم نقل کرد و جمله «۲۲ بهمن هر سال روز آشکار شدن قدرت و عزت ملّت ایران است» را برجسته ساخت. این رسانه بر مفهوم «مأیوس کردن دشمن» تمرکز ویژه داشت و آن را محور اصلی پیام رهبر انقلاب تحلیل کرد. تریبیون همچنین به تأکید رهبر معظم انقلاب بر این نکته اشاره کرد که قدرت ملّی بیش از موشک و هواپیما، متکی به اراده و استقامت ملّت است و این موضوع را بهعنوان نشانهای از تحول راهبردی در رویکرد ایران نسبت به منابع قدرت ملّی برجسته کرد.
تحلیل راهبردی و استراتژیک بیانات رهبری
بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانههای خارجی نشان میدهد که این پیامها بهعنوان یک موضع استراتژیک ایران در عرصه بینالمللی تلقی شدهاند. رسانههای مختلف با توجه به موقعیت جغرافیایی و سیاسی خود، جنبههای متفاوتی از این بیانات را برجسته کردهاند.
نگاه رسانههای غربی: قدرت نرم در برابر قدرت سخت
رسانههایی مانند آسوشیتدپرس و سیاس مانیتور بیشتر بر این نکته تمرکز کردهاند که رهبر انقلاب به جای تأکید بر توانمندیهای نظامی، بر قدرت مردمی و اراده ملّی تأکید کرده است. این رویکرد برای رسانههای غربی جالب توجه بوده زیرا نشان میدهد ایران در شرایط فشار تحریمها و تنشهای بینالمللی، سعی دارد مشروعیت خود را از درون جامعه تقویت کند. تأکید بر اینکه «قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند» در این رسانهها بهعنوان یک پیام مهم ثبت شده است. این رویکرد نشان میدهد که ایران در حال تلاش برای نشان دادن پایداری داخلی خود در برابر فشارهای خارجی است.
نگاه رسانههای منطقهای: مأیوس کردن دشمن بهعنوان استراتژی
رسانههای عربیزبان مانند عرب ویکلی و العربیه بیشتر بر مفهوم «مأیوس کردن دشمن» تمرکز کردهاند. این عبارت در پوششهای رسانهای بهعنوان محور اصلی پیام رهبر معظم انقلاب شناخته شده و بهعنوان یک استراتژی بازدارندگی تحلیل شده است. رسانهها این پیام را در بستر تنشهای منطقهای و فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران قرار دادهاند. از نگاه آنها، واقعیت این است که رهبر انقلاب اسلامی ایران با این بیانات میخواهد نشان دهد که حضور گسترده مردم در خیابانها بهتنهایی میتواند پیام قدرتمندی به دشمنان ارسال و آنها را از ادامه فشارها منصرف کند. این رویکرد در رسانههای منطقهای بهعنوان یک تاکتیک سیاسی مهم ارزیابی میشود.
نگاه رسانههای صهیونیستی: تحلیل امنیتی و بازدارندگی
جروزالم پست بیانات رهبر انقلاب را عمدتاً از منظر امنیتی و در چارچوب تهدیدات احتمالی تحلیل کرده است. این رسانه بهویژه به این نکته توجه دارد که پیام رهبر انقلاب جنبهای بازدارنده دارد و هدف آن ارسال پیام به تلآویو و متحدان آن است. تأکید بر اینکه راهپیماییهای ۲۲ بهمن «در دنیا بینظیر» هستند، در این رسانه بهعنوان تلاشی برای نشان دادن توان بسیج مردمی ایران تفسیر شده است. همچنین این رسانه صهیونیستی به این نکته اشاره کرده که پیامها میتوانند بر محاسبات امنیتی اسرائیل در قبال ایران تأثیر بگذارند.
در مجموع، بازتاب بیانات رهبر انقلاب در رسانههای خارجی نشاندهنده ۳ واقعیت استراتژیک است:
۱. اهمیت راهبردی ۲۲ بهمن: راهپیمایی یومالله ۲۲ بهمن فراتر از یک رویداد نمادین داخلی در سطح بینالمللی نیز به عنوان شاخصی از قدرت ملّی ایران تلقی شده است. حتی رسانههایی که نگاه نقادانه دارند، به اهمیت این روز و نقش آن در بازنمایی انسجام اجتماعی و سیاسی کشور اذعان کردهاند. این توجه جهانی نشان میدهد که حضور گسترده مردم و همبستگی ملّی نه تنها به تحکیم مشروعیت داخلی کمک میکند بلکه بهعنوان یک پیام راهبردی به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای منتقل میشود و قدرت ملّی ایران را به نمایش میگذارد.
۲.تأثیرگذاری پیام بازدارندگی: مفهوم «مأیوس کردن دشمن» بهعنوان محور کلیدی بیانات رهبر انقلاب در تمامی رسانههای خارجی برجسته شده است. این بازتاب گسترده نشان میدهد که پیام ایران توانسته تأثیر قابلتوجهی بر ادراک مخاطبان بینالمللی ایجاد کند. تأکید بر حضور مردم و اراده ملّی بهعنوان ابزاری برای افزایش هزینههای دشمن و بازدارندگی عملی و روانی، نشان میدهد که ایران در استراتژی خود قادر است پیام بازدارنده قدرتمندی را بدون اتکا صرف به ابزارهای نظامی، به جامعه جهانی منتقل کند.
۳. اهمیت «قدرت نرم» در استراتژی ایران: تأکید رهبر انقلاب بر نقش مردم و اراده ملّی در ایجاد قدرت، تحول استراتژیک ایران از تمرکز صرف بر قدرت سخت به بهرهگیری از قدرت نرم را به وضوح نشان میدهد. این رویکرد که در رسانههای خارجی نیز بازتاب یافته، نمایانگر ظرفیت تهران برای تقویت مشروعیت و انسجام داخلی و همزمان ارسال پیام بازدارندگی به دشمنان است. قدرت نرم به ویژه در شرایط فشارهای اقتصادی و تنشهای بینالمللی، ابزاری مؤثر برای تثبیت موقعیت ملّی و اثرگذاری بر محاسبات راهبردی سایر بازیگران است.
جمعبندی
آنچه در بازتابهای رسانهای دیده شد فراتر از انعکاس یک مراسم سالانه یا بازنشر چند جمله کلیدی بود؛ در واقع، رسانههای خارجی با قرار دادن بیانات رهبر انقلاب در چارچوب تحولات منطقهای و معادلات قدرت به آن وزن راهبردی دادند. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که نشان میدهد پیامهای صادرشده در ۲۲ بهمن در محیط بینالمللی بهعنوان بخشی از رفتار کلان جمهوری اسلامی تحلیل میشوند.
در این میان، نحوه صورتبندی روایتها نیز قابل توجه است. رسانههایی مانند آسوشیتدپرس بیشتر بر ابعاد عینی و صحنهای تمرکز کردند؛ تصاویر جمعیت، شعارها و فضای مراسم را برجسته ساختند و از خلال آن تصویری از تداوم حضور اجتماعی ارائه دادند. در مقابل رسانهای چون جروزالم پست کوشید پیامها را در بستر ملاحظات امنیتی و بازدارندگی تحلیل کند و آن را نشانهای از اراده سیاسی ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی بداند. رسانههای عربی نیز با تمرکز بر مفهوم مأیوسسازی دشمن، این بیانات را در متن رقابتهای منطقهای و تحولات جاری غرب آسیا قرار دادند.
نکته مهم دیگر، همزمانی پیام با شرایط حساس منطقهای و بینالمللی است. در فضایی که معادلات امنیتی غرب آسیا با سرعت در حال تغییر است و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران ادامه دارد، تأکید بر اراده ملّی و انسجام داخلی در واقع پاسخی به فضای ادراکی بیرونی نیز محسوب میشود. رسانههای خارجی با بازتاب این مضامین نشان دادند که تحولات داخلی ایران همچنان بخشی از محاسبات بازیگران خارجی است و از منظر آنان، میزان مشارکت و همبستگی اجتماعی میتواند بر برآوردهای راهبردی اثر بگذارد.
از زاویهای دیگر، این بازتابها نشان داد که رقابت اصلی صرفاً در میدانهای نظامی یا دیپلماتیک جریان ندارد، بلکه در عرصه روایتها و ادراکها نیز دنبال میشود. وقتی رسانههای گوناگون حتی با رویکردهای انتقادی، ناگزیر به نقل و تحلیل مفاهیمی چون عزت ملّی، قدرت مردمی و ایستادگی میشوند، به این معناست که پیام اصلی توانسته در سطح گفتمانی نفوذ کند. در چنین شرایطی هر میزان انسجام داخلی میتواند بهعنوان یک داده تأثیرگذار در محاسبات طرفهای مقابل در نظر گرفته شو.
در مجموع بازتاب جهانی پیام رهبر انقلاب درباره ۲۲ بهمن نشان داد که این رویداد همچنان یکی از نقاط کانونی سنجش جایگاه ایران در نگاه بیرونی است. رسانهها با وجود تفاوتهای سیاسی و ایدئولوژیک بر یک واقعیت مشترک تأکید کردند: حضور مردمی و پیامهای صادرشده از عالیترین سطح سیاسی کشور، حامل معنا و پیام برای محیط پیرامونی است. همین امر نشان میدهد که ۲۲ بهمن نهتنها یادآور یک تحول تاریخی، بلکه همچنان بخشی از معادله جاری قدرت در منطقه و فراتر از آن است؛ معادلهای که در آن اراده ملّی و انسجام اجتماعی بهعنوان متغیرهایی تعیینکننده در کنار سایر مؤلفههای قدرت نقشآفرینی میکنند.
رسانههای جهان پیامهای رهبر انقلاب درباره ۲۲ بهمن را چگونه بازتاب دادند؟
پیام تلویزیونی برای تشکر از حضور میلیونی ملت بزرگ ایران در راهپیمایی یومالله ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد

