
بعد از حرکت از مکه منازلی که تا کربلا طی کردند
منزلگاه هاي سفر امام حسين از مکه تا كربلا
مکه و منازل بستان ابن معمّر (ابن عامر) - اَبْطَح یا مُحَصَّب - تنعیم - صفاح - ذات عرق
منازل عیون(فرودگاه زوّار بصره) - غَمَره - رُهَیمه - حاجر (حاجز) - خزیمیه (حُزیمیّه) – شقوق - زَرود
منازل قصر بنی مُقاتل - القَطقَطانیه - نینوا - کربلا
https://images.khabaronline.ir//images/2015/10/15-10-14-222615Scan_Pic0251.jpg
https://hadana.ir/wp-content/uploads/1733919_982.jpg
***
منزلگاه هاي سفر امام حسين تا كربلا
منازل امام حسین(ع) از مکه تا کربلا
منازل مسیر کاروان امام حسین (علیهالسلام) از مکه تا کربلا
وقایع ۱۲ منزل مسیر قافله امام حسین(ع) ؛مکه تا کربلا
منزلگاههای حضرت امام حسین(علیه السّلام) از مکه تا کربلا
منازل توقف امام حسین (علیه السلام) هنگام عزیمت به کربلا
تعداد منازل راه: تعداد منازل راه را از مکه تا کربلا گوناگون نوشته اند. در برخی منازل امام درنگ کوتاهی داشته و در برخی منازل اتراق کرده است. برخی منازل متعلق به یک وادی با هم ذکر شده است. در بسیاری از کتب تاریخی، درنگ در برخی از این منازل گزارش داده شده است. مثلا منازل ۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۴،۱۵،۲۷ (ده منزل) گذرگاه و توقفگاه امام نبوده اند. منزلگاه ها، نقطه های آباد و آبگاه های مناسب در دل بیابان بوده اند.
حرکت از مکه
زمان : از ۳ شعبان تا ۸ ذي الحجه ۶۰ هجري
امام حسين(عليه السلام) در سوم شعبان به مکه رسيد و در خانه عباس بن عبدالمطلب سکني گزيد. مردم مکه و زائران خانه خدا که از اطراف آمده بودند به ديدار حضرت شرفياب مي شدند.
امام حسين(عليه السلام) پس از رسيدن دوازده هزار نامه از جانب کوفيان، مسلم بي عقيل را در روز ۱۵ رمضان به عنوان نماينده خويش به سوي کوفه فرستاد.
امام حسين(عليه السلام) طي نامه هايي به مردم بصره و کوفه، سزاوارترين مردم براي خلافت و امامت را اهل بيت(عليهم السلام) معرفي کرد و …
حضرت با رسيدن نامه مسلم بن عقيل مبني بر بيعت مردم کوفه با وي و از سوي ديگر براي حفظ حرمت خانه خدا – که تصميم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند – حج را به عمره تبديل کرد و در هشتم ذي الحجه به رغم مخالفت بسياري از دوستان به سوي عراق روانه شد.
بخشي از آخرين سخنراني هاي حضرت در مکه: ما اهل بيت به رضاي خدا راضي و خشنوديم … هر کس مي خواهد در راه ما جانبازي کند و خون خويش را در راه لقاي پروردگار نثار نمايد، آماده حرکت با ما باشد .
ترتیب منازل : این منازل با اندکی اختلاف در منابع، به ترتیب عبارتاند از: تنعیم، صفاح، عقیق (وادی عقیق)، ذات عرق، غمره، مسلح، افیعیه، معدن بنی سلیم، عمق، سلیلیه (ماء السلیلیه، السلیله)، مغیثة (مغیثة الماوان)، نقرة (معدن النقره)، حاجر، سمیرا، توز فید، بطن العقبه، اجفر، خزیمه، زرود، ثعلبیه، بطان (بطانیة)، شقوق، زباله، قاع، عقبه، واقصه، قرعاء، مغیثه (این منزل، غیر ازمغیثة الماوان است)، شراف، ذوحسم، بیضه، عذیب)عذیب الهجانات)، اقساس مالک، رهیمه، قصر بنی مقاتل، قطقطانه و نینوا.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهلبیت از مکه تا كربلا
ادامه مطلب را ببينيد
تعداد منازل راه: تعداد منازل راه را از مکه تا کربلا گوناگون نوشته اند. در برخی منازل امام درنگ کوتاهی داشته و در برخی منازل اتراق کرده است. برخی منازل متعلق به یک وادی با هم ذکر شده است. در بسیاری از کتب تاریخی، درنگ در برخی از این منازل گزارش داده شده است. مثلا منازل ۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۴،۱۵،۲۷ (ده منزل) گذرگاه و توقفگاه امام نبوده اند. منزلگاه ها، نقطه های آباد و آبگاه های مناسب در دل بیابان بوده اند.
حرکت از مکه
زمان : از ۳ شعبان تا ۸ ذي الحجه ۶۰ هجري
امام حسين(عليه السلام) در سوم شعبان به مکه رسيد و در خانه عباس بن عبدالمطلب سکني گزيد. مردم مکه و زائران خانه خدا که از اطراف آمده بودند به ديدار حضرت شرفياب مي شدند.
امام حسين(عليه السلام) پس از رسيدن دوازده هزار نامه از جانب کوفيان، مسلم بي عقيل را در روز ۱۵ رمضان به عنوان نماينده خويش به سوي کوفه فرستاد.
امام حسين(عليه السلام) طي نامه هايي به مردم بصره و کوفه، سزاوارترين مردم براي خلافت و امامت را اهل بيت(عليهم السلام) معرفي کرد و …
حضرت با رسيدن نامه مسلم بن عقيل مبني بر بيعت مردم کوفه با وي و از سوي ديگر براي حفظ حرمت خانه خدا – که تصميم به قتل آن حضرت، در آنجا گرفته بودند – حج را به عمره تبديل کرد و در هشتم ذي الحجه به رغم مخالفت بسياري از دوستان به سوي عراق روانه شد.
بخشي از آخرين سخنراني هاي حضرت در مکه: ما اهل بيت به رضاي خدا راضي و خشنوديم … هر کس مي خواهد در راه ما جانبازي کند و خون خويش را در راه لقاي پروردگار نثار نمايد، آماده حرکت با ما باشد .
ترتیب منازل : این منازل با اندکی اختلاف در منابع، به ترتیب عبارتاند از: تنعیم، صفاح، عقیق (وادی عقیق)، ذات عرق، غمره، مسلح، افیعیه، معدن بنی سلیم، عمق، سلیلیه (ماء السلیلیه، السلیله)، مغیثة (مغیثة الماوان)، نقرة (معدن النقره)، حاجر، سمیرا، توز فید، بطن العقبه، اجفر، خزیمه، زرود، ثعلبیه، بطان (بطانیة)، شقوق، زباله، قاع، عقبه، واقصه، قرعاء، مغیثه (این منزل، غیر ازمغیثة الماوان است)، شراف، ذوحسم، بیضه، عذیب)عذیب الهجانات)، اقساس مالک، رهیمه، قصر بنی مقاتل، قطقطانه و نینوا.
منازل بستان ابن معمّر (ابن عامر) - اَبْطَح یا مُحَصَّب - تنعیم - صفاح - ذات عرق
نخستین منزل
نام منزل: بستان ابن معمّر (ابن عامر) به بطن نخله نیز مشهور است.
وجه تسمیه: این محل متعلق به عمربن عبدالله بن معمر بوده است.
زمان ورود: هشتم ذی الحجه سال ۶۰ هجری معادل ۱۸ شهریور ماه ۵۹ شمسی.
مدت توقف : امام درنگ کوتاهی در این محل داشته است.
ویژگی ها و امکانات: این منطقه میان دو دره بوده است که به نخل یمنی و نخل شاهی
مشهور بوده اند.
رویدادها: در این منزل فرزدق شاعر، همراه با مادرش امام را ملاقات کرد. امام و یارانش شمشیر و نیزه در دست داشتند. ابا عبدالله از فرزدق پرسید: پشت سر (کوفه) چه خبر؟
جواب داد: دل ها با توست و شمشیر ها با بنی امیه و تقدیر به دست خداست.
فرزدق پرسش هایی درباره ی مناسک حج از امام پرسید و پس از دریافت پاسخ با شتاب دور شد تا خود را به حج برساند. (برخی این ملاقات را در منازل دیگر نوشته اند که ملاقات در این منزل دقیق تر است.(
منزل دوم
نام منزل: ابطح اَبْطَح یا مُحَصَّب ناحیه ای میان مکه و منا، در مسیر مدینه و در فاصله ای حدود یک فرسخ از شهر مکه است. این منطقه از یکسو به کوه حُجون و بطن وادی و از سوی دیگر به مسجد سلسبیل محدود میشود[۱] و منزلگاه (خَیف) قبیلهٔ بنیکنانه بوده است.[۲] ابطح سرزمینی هموار و محل عبور سیلابهاست و در منابع تاریخی با نامهای «اَباطِح» و «بَطحاء» نیز شناخته میشود. گفته شده بهدلیل فراوانی سنگریزه و شن، به آن «مُحَصَّب» گفتهاند.[۳] .
وجه تسمیه: به سیلگاه وسیعی که در آن سنگ ریزه و ریگ است و نیز به دره پهن، مجرای فراخ، هموار و صاف و مسطح می گویند.
زمان ورود: به نظر می رسد ورود به این محل همان روز هشتم ذی الحجه (یوم الترویه) باشد. (۱۸ شهریور ۵۹ شمسی)
مدت توقف: امام به مقدار ساعتی در این منزل درنگ داشته است.
ویژگی و امکانات.۱. زمین صاف و هموار که برای اتراق مناسب بود. ۲. چند درخت و چاه آب در این منطقه بوده است.
رویدادها: ۱. به امام اطلاع دادند که یزیدبن ثبیط بصری به دیدنش آمده است امام برخاست تا زودتر به دیدار یزید و فرزندانش عبدالله و عبیدالله برود، یزید نیز با اشتیاق به دیدار امام رفته بود. وقتی یزید برگشت، امام را در محل خویش نشسته دید و گفت: بفضل الله و برحمة فلیفرحوا)یونس، آیه ۵۸) یزید شادمان شد و با ۲ فرزندش هم سفر امام شد. امام در حق او دعا کرد. یزید ده فرزند داشت که فقط همین دو فرزند همراه او در کربلا شرکت کردند. ۲. پیوستن شخص دیگر را که همراه یزیدبن ثبیط بوده نیز در این محل ذکر کرده اند. نام او را عامر گفته اند.
منزل سوم
نام منزل: تنعیم
وجه تسمیه: این نام برگرفته از کوهی است به نام «ناعم» که در سمت چپ این منطقه است.
زمان ورود: همان روز هشتم ذی الحجه، ۱۸ شهریور ماه، ۵۹ شمسی
مدت توقف: چند ساعت
ویژگی و امکانات.۱. داشتن درختان و نخل زاران ۲. داشتن آب کافی
رویدادها: ۱. برخورد با کاروان بحیربن ریسان که کالاهایی را برای تبریک آغاز حکومت یزید به شام می فرستاد. امام دستور مصادره ی کالاها را صادر کرد. بار این شتران زعفران و حلّه و لباس بود. امام به شترداران فرمود هر کس با ما بیاید کرایه و لباس او را می پردازیم و هر کس بخواهد به یمن بازگردد به اندازه ی مسیر طی شده کرایه اش را خواهیم پرداخت. ۲. گفته اند در این منزل عبدالله بن عمر (فرزند خلیفه ی دوم) با امام ملاقات کرد و امام را از رفتن به کوفه بر حذر داشت و به امام گفت: به خدا می سپارمت، تو در این راه کشته می شوی و سه بار ناف امام را بوسید؛ احتمال است که دیدار کننده عبدالله مطیع باشد نه عبدالله عمر، در این دیدار اشاره به طومارها و نامه های همراه امام شده است.
منزل چهارم
نام منزل: صفاح
وجه تسمیه: به کناره و حاشیه کوه می گویند. معلوم می شود این ناحیه در دامنه کوه است.
زمان ورود: احتمالا روز بعد یعنی نهم ذی الحجه امام به این محل وارد شده اند. (معادل ۱۹ شهریور ماه ۵۹ شمسی)
مدت توقف: توقف امام در این محل کوتاه بوده است.
ویژگی و امکانات: کنار جاده و مسیر اصلی بود. سمت چپ راه کسانی که از مُشاش وارد مکه می شدند. ویژگی مناطق کوهستانی را داشت.
رویدادها : ۱. امام را در این منزلگاه با سپر بر دوش دیده بودند و قبایی بر شانه. از زبان فرزدق است که : لقیتُ الحسین بارض الصفاح - علیه الیلامق و الدّرق ۲. عبدالله بن عمروبن عاص در این محل سراپرده ای داشت. گویا فرزدق در این محله با عبدالله دیدار داشته است. ۳. برخی ملاقات فرزدق را با اباعبدالله در این منطقه دانسته اند که دقیق به نظر نمی رسد. ۴. امام در سخنانی کوتاه تسلیم خود را در برابر قضا و اراده ی الهی بیان کرد.
منزل پنجم
نام منزل: وادی عقیق وادى به معناى مسیل و سرزمین گود میان دو کوه یا تپه است. «وادى عقیق»، نام یکى از منزلگاه هایى است که امام حسین علیه السلام پس از خروج از مکه از آن گذشته و به سوى «ذات عرق» رفته است.
در این محل برخى براى حج، مُحرم مى شدند و به مکه نزدیکتر از ذوالحلیفه بوده است.[۱] .
وجه تسمیه: وادی به معنی مسیل و سرزمین گود میان دو کوه یا تپه است و عقیق به مسیل وسیع و گسترده گفته می شود.
زمان ورود: دهم ذی الحجه، ۲۰ شهریور ماه ۵۹ شمسی
مدت توقف: بسیار کوتاه و گذرا، به همین دلیل عمده ی کتب تاریخی از ذکر این محل به عنوان منزلگاه صرف نظر کرده اند.
ویژگی و امکانات: ۱. چندین چشمه و درخت در این منطقه بوده است. درختان منطقه عمدتاً نخل
بوده اند. ۲. تخته سنگ های پراکنده و بزرگ و کوچک در اطراف.
رویدادها: سماوی در ابصارالعین دریافت نامه ی یحیی بن سعید بن عاص و عبدالله جعفر را به این منزل نسبت داده است. در این نامه یحیی خود را مشفق معرفی کرده و از امام خواسته است برگردد. امام فرمود: (در پاسخ عبدالله جعفر و یحیی) من پیامبر را در رویا دیدم که به من امر کرد این راه را بروم. وقتی پرسیدند: آن رویا چیست؟ امام فرمود: به کسی نگفته ام و تا به خدای خود ملحق شوم نخواهم گفت. ۲. اگر ملاقات عبدالله جعفر در این منزل باشد، پیوستن عون و محمد به اباعبدالله نیز باید در همین منزلگاه باشد.
وادی الصَفراء
وادی الصفراء از نواحی مدینه و دارای نخل زیاد و زراعت است، این وادی سر راه حجاجی است که به مکه می روند و رسول خدا بر این وادی زیاده بر یکبار عبور نموده و از آنجا تا بدر یک مرحله راه است و در حوالی صفراء کوه های کوچکی وجود دارد.
مجمع بن زیاد و عبادبن مهاجر در منزال «جهینه» در اطراف مدینه بودند، و چون امام حسین از مکه خارج گردید و به این منزل رسید، مجمع و عباد امام علیه السلام را در این منزل ملاقات نمودند و ملازم آن حضرت شده و به دنبال آن حضرت به کربلا آمده و به شرف شهادت نایل آمدند.
فید
این منزله قریه ای است در مسیر مکه و کوفه که راه در آنجا نصف می شود و در «فَید» قلعه ای است که دارای حصار است و حاجیان در این منزل مازاد آذوقه و اثاثه خود را می گذارند تا هنگام مراجعت از مکه برگیرند. مردم «فَید» علوفه مرکب های حجاج را در طول سال ذخیره کرده و در مراسم حج به ایشان می فروختند.
منزل ششم
نام منزل: ذات عرق
وجه تسمیه: عرق نام کوهی است در راه مکه. اهل تسنن ذات عرق را میقات عراقیان و اهل شرق می دانند اما شیعیان معتقدند باید از مسلخ که از مکه دورتر است محرم شد.
زمان ورود: دوشنبه چهاردهم ذی الحجه یا یکشنبه سیزدهم ذی الحجه معادل ۲۴ شهریور ماه ۵۹ شمسی.
مدت توقف: چون این منزلگاه مهم و جمعیت فراوان داشت، امام حدود دو روز در آنجا توقف کرده است.
ویژگی و امکانات.۱. در نزدیکی کوه واقع شده بود. ۲. نسبتاً خوش آب و هوا با درختان و چند چاه آب بوده است. ۳. جمعیت قابل توجهی در آنجا بود. ۴. منزلگاه مهمی بود.
ذاتِ عِرق: نام منزلی بین مکه و عراق است که تا مکه دو منزل فاصله دارد این محل، میقات احرام برای مناطق شرقی مکه است. عرق، نام کوهی است در راه مکه که عراقیون از آن مسیر وارد مکه می شوند و این منزل، از منزلگاه هایی است که سیدالشهداء پس از وادی عقیق بر آن گذشته است و یکی دو روز در این محل توقف کرده، سپس خیمه ها را برچیده و به راه ادامه است. امام در همین منزل با «بشربن غالب» ملاقات کرد که از عراق می آمد. سیدالشهداء راه خویش را به سوی «غمره» که منزل بعدی بود ادامه داد. در همین منزل نامه ای به کوفیان نوشت و خبر آمدنش را در آن نگاشت و توسط «قیس بن مسهر» فرستاد.
رویدادها: ۱. دیدار امام با بشربن غالب اسدی، او نیز از کوفه آمده بود و همان گزارشی را داد که فرزدق داده بود. ۲. دیدار با ریّاش، ریّاش می گوید خیمه های افراشته دیدم. نزدیک شدم صدای قرآن خواندن حسین بن علی را شنیدم. وارد شدم، از امام سبب حرکت را پرسیدم، فرمود: بنی امیه به قتل تهدیدم کردند. این هم نامه های اهل کوفه است. ایشان کشنده ی من خواهند بود اما پس از آن دچار ذلت خواهند شد. ۳. ملاقات با عبدالله بن جعفر و پیوستن دو فرزندش عون و محمد را به این منزلگاه نیز نسبت داده اند.
در اين منزلگاه بود که عبدالله بن جعفر، همسر زينب (سلام الله عليها) امان نامه اي را از استاندار مدينه “عمروبن سعيد” که آن ايام در مکه به سر مي برد، گرفت و براي حضرت آورد که مضمون آن چنين بود: من تو را از ايجاد تفرقه بر حذر داشته و از هلاک شدن تو مي ترسم!! لذا به سوي من برگرد تا در امان من بماني! حضرت در جواب چنين فرمود: کسي که به سوي خدا دعوت کند عمل نيک انجام دهد و بگويد از مسلمانان هستم، از خدا و رسولش جدا نمي شود … اگر در نوشتن نامه ات خير مرا آرزو کرده اي، خدا پاداش تو را بدهد. عبدالله پسران خويش (عون و محمد) را به خدمت در کنار حضرت و جهاد با دشمنان سفارش کرد و خود به سوي مکه بازگشت .
قسمتي از نامه امام به عمربن سعيد که در اين منزلگاه نوشت: بهترين امان، امان خداوند است. از خداوند، ترس از او را در دنيا خواهانيم تا در قيامت به ما امان بخشد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهلبیت از مکه تا كربلا
ادامه مطلب را ببينيد
منازل عیون(فرودگاه زوّار بصره) - غَمَره - رُهَیمه - حاجر (حاجز) - خزیمیه (حُزیمیّه) – شقوق - زَرود - ثَعلَبیّه - زُباله - بَطنُ العَقَبه - شَراف (و ذُوحُسَم) - بَیَضه - عُذَیبُ الهجانات
منزل هفتم
نام منزل: عیون (فرودگاه زوّار بصره)
وجه تسمیه: عیون جمع عین و به معنی چشمه هاست. فراوانی چشمه و آبگاه در این ناحیه باعث شده بود که این سرزمین را عیون بنامند.
زمان ورود: احتمالاً سه شنبه پانزدهم ذی الحجه معادل ۲۵ شهریور ماه ۵۹ شمسی.
مدت توقف: احتمالاً امام تنها از کنار آن گذشته و درنگ بسیار کوتاهی داشته است.
ویژگی و امکانات.۱. نسبتاً مسطح بوده است. ۲. حوض ها و گودال های آب فراوان داشته است. این حوض ها از چشمه های فراوان سرشار می شدند. ۳. درختان، به ویژه نخل های فراوان داشته است.
رویدادها.۱. ملاقات امام با عبدالله بن مطیع عدوی را به این منزل نسبت داده اند. او مشغول حفر چاه بود و از امام خواست که برای تیمن و تبرک و جوشش آب از چاه کمکش کند و امام با کرامت فراوان باعث جوشش چاه او شد. عبدالله مطیع نگرانی خود را از حرکت امام و پیمان شکنی مردم کوفه بیان داشت. ملاقات با عبدالله مطیع را در منزل حاجز و بستان ابن معمر نیز ذکر کرده اند. ۲. امام با مسافران و رهگذران در این منزل، سخنانی کوتاه داشته است.
منزل هشتم
نام منزل: منزل غَمَره
وجه تسمیه: چندین معنا برای غَمَره گفته اند: ۱. انبوه مردم چون کاروان های فراوانی در اینجا توقف می کردند. ۲. آب بسیار و گرداب زاست. آب فراوان را غَمَره گویند. ۳. ازدحام و فراوانی اشیا و کالاست. ۴. غمره به معنی شدت و سختی است. مشکلات راه رسیدن به این منزل فراوان بوده است.
زمان ورود: سه شنبه پانزدهم ذی الحجه معادل ۲۵ شهریور ماه ۵۹ شمسی.
مدت توقف: درنگ کوتاه و پس از آبگیری از این منطقه حرکت کرده اند.
ویژگی و امکانات: ۱. آب فراوان همراه با گرداب ۲. حوضچه های چندگانه ۳. درختان و فراوانی نعمت
رویدادها.۱. امام به روشنگری پرداخت. ۲. همچون منزلگاه های دیگر با طرح فرجام راه به نوعی پالایش و آزمون پرداخت تا هراس زدگان و دل باختگان دنیا رها کنند و بروند. ۳. کسب اطلاعات از راه و پرسش از مسافران درباره کوفه.
منزل نهم
نام منزل: رُهَیمه (رحیمه) رهیمه
وجه تسمیه: رهیمه مصفر رهمه به معنی باران اندک و نرم و مداوم است.
زمان ورود: احتمالاً حدود پانزدهم ذی الحجه امام و کاروان وی در این محل بوده اند.
مدت توقف: کوتاه و اندک
ویژگی و امکانات.۱. منطقه آباد بوده است. ۲. به کوفه نزدیک بوده است. ۳. با کوه فاصله اندکی داشته است.
رویدادها.۱. دیدار با ابوهریره اسدی یا اباهرم. اباهرم علت خروج امام را پرسید و امام تهدید به قتل بنی امیه و دعوت مردم و سر نوشت تنگ بار پیمان شکنان را گوشزد کرد. ۲. امام به هتّاکی و حرمت شکنی بنی امیه اشاره کرد. ۳. از این محل آب گیری مجدد شد.
منزل دهم
نام منزل: حاجر (حاجز)
وجه تسمیه: حاجر به معنای نگاهدارنده ی آب است و جایی که آب در آن جمع شود. شبیه دره بوده است.
زمان ورود :۱۵ ذی الحجه یک هفته پس از حرکت از مکه.
مدت توقف: درنگ چند ساعتی
ویژگی و امکانات: ۱. فرودگاه حجاج و جزئی از بطن الرّمه بود. ۲. آب چند مسیل در این نقطه به هم می رسید. ۳. مقداری درخت در منطقه بوده است. ۴. مانند دره بوده است.
حاجِر: نام سرزمین و منزلی میان مکه تا عراق است که محل تلاقی اهل بصره و کوفه، هنگام عزیمت به مدینه می باشد. حاجر در لغت به معنای نگهدارنده آب است و به جایی که آب در آن می ماند گفته می شود. سیدالشهداء علیه السلام در همین منزل، نامه «مسلم بن عقیل» را از کوفه دریافت کرد و پاسخی خطاب به مردم کوفه نوشت و توسط پیک خویش «قیس بن مسهر» به سوی کوفه فرستاد.
رویدادها.۱. امام، نامه ی مسلم بن عقیل را در این منطقه دریافت کرد. نامه را قیس بن مسهر صیداوی رسانده بود. مسلم بن عقیل آمادگی و پذیرش مردم کوفه را نوشته بود. امام پاسخ نامه را نوشت و به قیس بن مسهر صیداوی سپرد تا به کوفه برساند. مخاطبان نامه بزرگانی چون سلیمان بن صرد، مسیّب بن نجبه، رفاعة بن شدّاد و عبدالله بن وال بودند. ۲. برخی نوشته اند پیک و نامه رسان ابا عبدالله به کوفه عبدالله به کوفه عبدالله بن یقطر بوده است. ۳. برخی دریافت خبر شهادت مسلم و هانی را در این منزل دانسته اند که اندکی بعید به نظر می رسد. ۴. دیدار دوم عبدالله مطیع با امام نیز به این منزل نسبت داده شده است.
حضرت نامه اي را براي تعدادي از مردم کوفه توسط “قَيس بن مُسهِر” فرستاد و چنين نوشت: «نامه مسلم بن عقيل که حاکي از اجتماع شما در کمک و طلب حق ما بود به من رسيد خداوند به خاطر نصرت و ياريتان پاداش بزرگي نصيبتان کند … هنگامي که فرستاده من “قيس” بر شما وارد شد در کارتان محکم و کوشا باشيد، من همين روزها به شما مي رسم.» “قيس” را در ميان راه دستگير کردند. او به ناچار نامه امام را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند. سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبيدالله بردند. از او خواستند نام افرادي که به حسين (عليه السلام) نامه نوشته اند افشا کند و يا در برابر مردم به حسين(عليه السلام) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالاي قصر رفته و ضمن تمجيد از حضرت علي(عليه السلام) و فرزندانش و معرفي خويش، ابن زياد و يارانش را نفرين کرد و خبر از حرکت حضرت به سوي آنان داد و از مردم خواست دعوت امام حسين (عليه السلام) را اجابت کنند. لذا عبيدالله دستور داد او را از بالاي قصر به پايين انداختند و بدنش قطعه قطعه گرديد و اين چنين به شهادت رسيد .
از سخنان امام حسين(عليه السلام) در بين راه مکه تا کربلا: «فَاِنّي لا اَرَي المَوت اِلاّ سَعادَة وَلَا الحَياةَ مَع الظّالِمينَ اِلاّ بَرَماً»؛ من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمگران را جز ننگ نمي دانم.
منزل یازدهم
نام منزل: خزیمیه (حُزیمیّه)
وجه تسمیه: تصغیر خزیمه منسوب به خزیمه بن حازم.
زمان ورود: ۱۸ ذی الحجه (روز جمعه)
مدت توقف: یک شبانه روز، به دلیل فراوانی مسافران و مناسب بودن محل.
ویژگی و امکانات.۱. یکی از منزلگاه های حج بوده است. ۲. میان آن تا ثعلبیه ۳۳ میل فاصله بوده است. ۳. منطقه نسبتاً سر سبز و خرم و دارای چند خانه و درختان سبز بوده است.
رویدادها.۱. در این منزلگاه حضرت زینب (س) زیر آسمان پر ستاره قدم زد و صدایی شنید که می خواند: الا یا عین فاحتفلی یجهد - و مَن یبکی علی الشهداء بعدی - علی قومٍ تسوقهم المنایا - بمقدارٍ الی انجازٍ وعدی . امام هاتف این صدا را جنیان معرفی کرد و فرمود: یا اختاهُ کُلَ الّذی قضی الله فَهُوَ کائن. خواهرم آنچه خدا تقدیر کرده است گریز ناپذیر است.
خزیمیّه نام یکی از منزلگاههای بین راه مکه و کوفه (نزدیک کوفه) که امام حسین علیه السلام در سفر به سوی عراق، یک شبانه روز در آنجا ماند. این نام، منسوب به خزیمة بن خازم است و برای کسی که از کوفه به مکه رود، پس از منزل «زدود» قرار دارد. در آن محل، چاه ها و آب ها و درختان و منازلی بوده است. در همانجا و همان شب بود که زینب کبرا علیهاالسلام بیرون از خیمه ها صدای هاتفی را شنید که دو بیت شعر خواند، مضمونش این بود که این کاروان به سوی مرگ می رود. امام حسین علیه السلام در پاسخ خواهرش فرمود: خداوند هرچه را مقدر فرموده است، خواهد شد.
منزل دوازدهم
نام منزل : شقوق
وجه تسمیه: به معنی ناحیه هاست. این منطقه شامل بخش های کوچک چندگانه بوده است.
زمان ورود: شنبه نوزدهم ذی الحجه یا یکشنبه بیستم ذی الحجه معادل ۲۹ شهریور
مدت توقف: کوتاه و اندک
ویژگی و امکانات.۱. قبر عبادی رئیس قبیله بنی اسد در این منطقه بوده است. ۲. برکه ها و چاه های متعدد در این منطقه بوده است. ۳. محل نزول کاروان های قبایل بنی اسد و بنی نهشل بوده است.
شُقوُق: نام یکی از منزلگاه های میان مکه و کوفه است. در این محل، سیدالشهداء با مردی از اهل کوفه برخورد که از آن شهر می آمد. اوضاع کوفه را پرسید. وقتی شنید که مردم بر ضدّ او اجتماع کرده اند اشعاری خواند.
رویدادها.۱. مهم ترین رویداد در این منزل، دریافت خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را نوشته اند. امام در سوگ این دو شهید اشعاری را زمزمه کرد که این اشعار گواه بی اعتباری و غدّاری دنیا و اهل آن است. ۲. برخی دیدار فرزدق با امام را در این آبگاه نگاشته اند که بعید به نظر می رسد.
زَرُود زرود
زمان ورود : دوشنبه ۲۱ ذي الحجه ۶۰ هجري
زَروُد: زرود، منطقه ریگزار میان ثعلبیه و خزیمیه از راه کوفه به مکه بود. در همین منزل بود که امام حسین علیه السلام به زهیر بن قین بجلّی برخورد و او را به همراهی و یاری خویش فراخواند. در همین جا، خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را در کوفه از دو نفر از طایفه بنی اسد شنید.
«زهير بن قين» که داراي عقيده عثماني بود، در آن سال مراسم حج را بجاي آورده و به کوفه باز مي گشت. ناخوشايندترين چيز نزد او فرود آمدن در يک محل با حسين (عليه السلام) بود. هر دو در اين منزلگاه به ناچار فرود آمدند. در حالي که زهير با همراهانش مشغول غذا خوردن بود، حضرت از طريق نماينده اي، “زهير” را به خيمه اش دعوت کرد، اما او تأملي کرد. همسرش به او گفت: «سبحان الله پسر رسول خدا ترا مي خواند و تو اجابت نمي کني!» زهير با اکراه به سوي حضرت رفت. اما هنگام مراجعت از خيمه آن حضرت، آثار خوشحالي از چهره اش نمايان شد و به همراهان گفت: «من به حسين(عليه السلام) ملحق خواهم شد، هر کس ميل دارد در ياري فرزند پيامبر شرکت کند، با ما بيايد و هر کس با ما نيست با او وداع مي کنم.» لذا همسرش نيز او را رها نکرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهير، همراه کاروان حسيني بود. امام حسين(عليه السلام) بعد از شهادت زهير فرمود: اي زهير! خدا تو را از لطف و رحمت خويش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزينه و خوک لعنت نمايد .
هلیلیه: نام مکانی در مسیر مکه به عراق است. این وادی در سرزمین غطقانیان بوده و آب و چاه داشته است. این محل، به نام «سلیل بن زید» معروف شده است. امام حسین علیه السلام از این منزلگاه هم عبور کرده است.
ثَعلَبيّه ثعلبیه
زمان ورود : سه شنبه ۲۲ ذي الحجه ۶۰ هجري
ثعلبیه نام یکی از منزلگاه های نزدیک کوفه که امام حسین علیه السلام در مسیر خود از آنجا گذشت. ثعلبیه، به نام ثعلبه، مردی از بنی اسد است که در آنجا فرود آمده و ساکن شده و چشمه ای حفر کرده بود. در این محل که قناتی داشته، امام حسین علیه السلام بار افکند و یک شب آنجا ماند. در همین منزل بود که آن حضرت با «طبرماح» برخورد کرد و او را به همراهی خویش فراخواند. او رفت که اجناس و وسایل را به خانواده اش برساند و برگردد، ولی وقتی برگشت که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده بود. و در همین منزلگاه بود که مردی نصرانی همراه مادرش خدمت امام رسیدند و به دست او مسلمان شدند و در همین منزل بود که حضرت، خبر شهادت مسلم بن عقیل را دریافت کرد.
در ثعلبیه، خبر شهادت مسلم و هانی به اطلاع امام رسید.
امام شبانه وارد اين منزلگاه شد و خبر شهادت “مسلم بن عقيل” و هاني بن عروه را به وي دادند. پس از آن حضرت فرمودند: «اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعون»؛ همه از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم، پس از اينها زندگي سودي ندارد. آنگاه اشک به صورتش جاري شد و همراهان نيز گريه کردند. نوشته اند: امام حسين(عليه السلام) با يارانش اتمام حجت کرد. اما گروهي که به طمع مال و مقام دنيا با امام آمده بودند، پس از اين خبر، از حضرت جدا شدند. سخن امام حسين(عليه السلام) با مردي از اهل کوفه در اين منزلگاه: به خدا سوگند که اگر تو را در مدينه ملاقات مي کردم، اثر جبرئيل را در خانه ما، و نزول او براي وحي به جدم را، به تو نشان مي دادم. اي برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند …
زُباله زباله
زمان ورود : چهارشنبه ۲۳ ذي الحجه ۶۰ هجري
زباله نام یکی از منزلگاه های مسیر مکه به کوفه که امام حسین علیه السلام در آنجا فرود. آمد. «زُباله» به معنای محلی است که آب را در خود نگه می دارد، محل پرآب. این منزل روستایی آباد و مسکونی بوده که طوایفی از بنی اسد در آنجا می زیستند. در همین منزلگاه بود که امام، خبر شهادت «عبدالله بن بقطر» را شنید. او فرستاده سیدالشهداء علیه السلام به سوی کوفیان و حضرت مسلم بود که همزمان با شهادت مسلم و هانی، شهید شد. در آن محل قلعه و مسجدی مربوط به بنی اسد بود. محل به نام زباله بنت مسعر شهرت یافته است. در همانجا نیز، خبر شهادت قیس بن مسهر (پیک اعزامی خود به کوفه) را شنید. آنگاه اوضاع کوفه را برای همراهان تشریح کرد و از بی وفایی و سست عهدی کوفیان گفت، سپس بیعت خویش را از همراهان برداشت و فرمود: هر کس می خواهد، برگردد، پیروانمان ما را خوار ساختند.
حضرت حسين(عليه السلام) در اين منزلگاه چنين فرمودند: شيعيان کوفه ما را بي يار و ياور گذاشته اند. هر کس از شما بخواهد، مي تواند بازگردد و از سوي ما حقي بر گردنش نيست . امام حسين(عليه السلام) در جواب مردي که از آيه «يَومَ نَدعوا کُلَّ اُناسٍ بَأِمامِهِم» پرسيده بود، فرمود: پيشوايي، مردم را به راه راست دعوت کرد و گروهي اجابت کردند، و پيشوايي، مردم را به گمراهي دعوت کرد و گروهي اجابت کردند. گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ خواهند بود.
بَطنُ العَقَبه بطن العقبه
زمان ورود : جمعه ۲۵ ذي الحجه ۶۰ هجري
از سخنان امام حسين(عليه السلام) در اين منزلگاه: بني اميه مرا رها نکنند تا جان مرا بگيرند. هرگاه چنين کنند، خدا بر آنان کساني مسلط خواهد کرد که آنها را ذليل و خوار خواهد ساخت .
انفاع
نام یکی از منزلگاه های مسیر کوفه حسین بن علی علیه السلام ، در آنجا نیز فرود آمد. بین منزلگاه زباله و عقبه است، منطقه ای بوده دشت و همواره (قاع: دشت) و در آنجا آب و آبادی و مسجد و محلی برای فرود آمدن کاروان ها بوده است.
زمان ورود : شنبه ۲۶ ذي الحجه ۶۰ هجري
شراف به معنای بلندی است. نام منزلی از منزلگاه های میان مکه تا کوفه که امام حسین علیه السلام آنجا هم فرود آمد. منطقه ای پرآب و درخت که تا واقصه (یکی دیگر از منزلگاه ها) 5/7 کیلومتر فاصله دارد. حرّ در اینجا راه را بر حسین علیه السلام بست. امام و همراهان شب را آنجا ماندند. سحرگاهان حضرت به جوانان کاروان دستور داد تا می توانند آب بسیاری ذخیره بردارند. همه مشک ها و ظرف ها را پر از آب کردند. پس از حرکت از آنجا بود که با سپاه حرّ برخورد کردند که همه تشنه بودند. حضرت فرمود تا سپاه حر، حتی اسب های آنان را آب های ذخیره سیراب کنند. شراف، نام مردی بوده که در این محل چشمه و چاه های پرآبی احداث کرده بود.
حضرت در منزلگاه شراف دستور دادند که آب فراوان برداشته و صبحگاهان حرکت کنند. در ميان راه و هنگام ظهر به لشکري برخوردند و امام حسين(عليه السلام) با سرعت و قبل از دشمن در منزل «ذُوحَسَم» مستقر شد. آنگاه امام(عليه السلام) فرمان داد تا لشکر دشمن و نيز اسبان آنان را سيراب کنند . لشکر امام(عليه السلام) و لشکر دشمن به فرماندهي حُر، نماز ظهر و عصر را به امامت حضرت خواندند. امام سپاه حُر را چنين خطاب فرمود: ما اهل بيت سزاوارتر به ولايت و حکومت بر شما هستيم از مدعياني که بر اساس عدالت رفتار نمي کنند و در حق شما ستم روا مي دارند. اي مردم! من به سوي شما نيامدم مگر آن که دعوتم کرديد. پس اگر از آمدنم ناخشنوديد، بازگردم. تا حضرت خواست برگردد، حُر مانع گشت. حضرت فرمود: مادرت به عزايت بنشيند! چه مي خواهي؟ حُر گفت: مأمورم که تو را به نزد عبيدالله بن زياد ببرم . حال اگر نمي پذيري، حداقل راهي را انتخاب کن که نه به کوفه باشد و نه به مدينه .
از سخنان حضرت در اين منزلگاه: مگر نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و از باطل پرهيز نمي شود. در اين حال سزاوار است که مؤمن، لقاي پروردگار را طلب کند.
ذو حُسُم: نام یکی از منزلگاه هایی میان مکه و کوفه است. چون طلیعه سپاه اعزامی از کوفه برای امام حسین علیه السلام آشکار شد، یارانش را به طرف ذوحسم سوق داد و پیش از رسیدن نیروهای دشمن، در آنجا اردو زد. حرّ و سربازانش در همین مکان با امام حسین علیه السلام برخورد کردند و آن حضرت دستور داد حرّ و سپاه او و حتی اسبانشان را که از راه رسیده بودند و بی تاب عطش بودند سیراب کنند. امام سپی برای آن گروه سخنرانی کرد و نماز جماعت به امام حسین علیه السلام خوانده شد.
بَيَضه بیضه
زمان ورود : يکشنبه ۲۷ ذي الحجه ۶۰ هجري
لشکر امام حسين و حر که به موازات و نزديک همديگر حرکت مي کردند در اين محل فرود آمدند.
حضرت در اين منزلگاه لشکريان حرّ را مخاطب قرار داده، چنين فرمود: «بني اميه به فرمان شيطان از اطاعت خدا سرپيچي نموده و فساد کردند. حدود خدا را اجرا نکرده و بيت المال را منحصر به خود ساختند. حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کردند … . شما به من نامه ها نوشتيد و گفتيد که با من بيعت کرده ايد، حال اگر به بيعت خويش با من پايبند بمانيد کار عاقلانه اي کرده ايد که من فرزند دخت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اسوه اي براي شما هستم. اگر بيعتتان را بشکنيد، سوگند به جانم! که از شما هم بعيد نيست، چرا که با پدرم علي(عليه السلام) و برادرم حسن و پسر عمويم مسلم پيمان شکني کرديد. بدانيد اگر چنين کنيد سعادت خودتان را از دست داده ايد.
از سخنان حضرت در اين منزلگاه: اي مردم! رسول خدا فرمود: هر کس سلطان ستمگر، پيمان شکن، حلال کننده حرامها و مخالف با سنت رسول خدا را ببيند و در برابر او برنخيزد، جايگاهش با او در جهنم است .
بَیضه: نام یکی از منزلگاه های سر راه کوفه است، که بین عُذیب و واقصه قرار داشته و متعلق به «بنی یردوع« بوده است. در همین منطقه وسیع، امام علیه السلام با عبیدالله بن حر وسپاه کوفه برخورد کرد و خطبه معروف خویش را برای سپاه حُرّ ایراد فرمود.
رُهَیمه: محلی نرسیده به کوفه و دارای چشمه آب است، که امام حسین در آنجا فرود آمد و در آنجا با مردی از کوفیان برخورد کرد و پیرامون اوضاع کوفه سخنانی ردّ و بدل شد.
عُذَيبُ الهِجانات عذیب الهجانات
زمان ورود : دوشنبه ۲۸ ذي الحجه ۶۰ هجري
عزیب الهجانات نام یکی از منزلگاه ها نزدیک کوفه، که سیدالشهداء از آن گذشت و چون آب داشته، عذیب گفته می شد. معنای آن آب خوشگوار است. موقعیت آن میان قادسیه و فعیثه از منازل راه کوفه است که تعلق به بنی تمیم دارد. آب و برکه و چاه و خانه ها و قصر و مسجدی داشته و پاسگاهی هم در آنجا بوده که محل نگهبانی برای ایرانیان بوده است.
حسین بن علی علیه السلام در این منزل، با چهار نفر که از کوفه می آمدند برخورد کرد. نافع بن هلال نیز همراه جمع بود. پس از گفتگوهایی که بین امام و آنان انجام گرفت، آنان به حسین علیه السلام پیوستند و به فداکاری در رکابش پرداختند. حرّ نیز همراه کاروان حسینی حرکت می کرد. در همین جا بود که نامه ابن زیاد به حرّ رسید که فرمان به سختگیری داده بود و حرّ نیز مانع حرکت امام شد.
چند تن از اهل کوفه با حضرت ملاقات کرده و اوضاع شهر را چنين توصيف کردند: «به اشراف کوفه رشوه هاي گزاف داده اند و اينک يک دل و يک زبان با تو دشمني مي ورزند و ساير مردم دلشان با توست. اما فردا شمشيرهايشان به روي تو کشيده مي شود.» امام در اين باره آيه اي را تلاوت فرمودند که: از ميان مؤمنان مرداني هستند بر سر پيمان خود با خدا ايستادگي کرده و به عهد خويش وفا کردند و به شهادت رسيدند و برخي در انتظار شهادت اند … .
در عذیب الهجانات، طرماح بن عدی امام را به پناه بردن به کوههای قبیله طی فراخواند، اما امام به پیمان خود با حر پایبند ماند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهلبیت از مکه تا كربلا
ادامه مطلب را ببينيد
منازل قصر بنی مُقاتل - القَطقَطانیه - نینوا - کربلا
قصر بني مُقاتِل قصر بنی مقاتل
زمان ورود : چهارشنبه اول محرم ۶۱ الحرام هجري
گروهي از اهل کوفه در اين منزلگاه خيمه زده بودند، حضرت از آنها پرسيد: آيا به ياري من مي آييد؟ بعضي گفتند دل ما رضايت به مرگ نمي دهد و بعضي گفتند: ما زنان و فرزندان زيادي داريم، مال بسياري از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت اين جنگ نداريم، لذا از ياري تو معذوريم . حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند. امام حسين (عليه السلام) در اين منزل به عبيدالله جعفي چنين فرمود: پس اگر ما را ياري نمي کني خداي را بپرهيز و از اين که جزو کساني باشي که با ما مي جنگند. سوگند به خدا اگر کسي فرياد ما را بشنود و ما را ياري نکند، او را به رو در آتش مي افکند.
القَطقَطانیه
نام محلی نزدیک کوفه که از راه بیابان به طفّ می رسد. یکی از منزلگاه های میان راه قادسیه به طرف شام، که زندان نعمان در این محل بوده است. پیش از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا، منطقه میان قادسیه و قطقطانیه پر از نیروهای گشت و شناسایی ابن زیاد بود، تا رفت و آمدها را کنترل کنند.
نینوا (کربلا)
زمان ورود : پنج شنبه دوم محرم الحرام ۶۱ هجري
نینوا شهادتگاه امام حسین علیه السلام نام منطقه ای در کوفه و شرق دجله و مشرق کربلا، از روستاهای منطقه طف. در نینوا یکی سری تپه های باستانی است که کشیده شده و تا مصبّ نهر علقمه امتداد می یابد. قریه «یونس بن متی» است و آن حضرت از میان مردم این منطقه بیرون آمده است.
نینوا امروز به «باب طویرج» معروف است که در شرق کربلا قرار گرفته است.
ناحیه ای در سواد کوفه که کربلا از آن ناحیه است. نام قصه موصل و نام شهری که یونس علیه السلام به آنجا جهت دعوت گردن مردم آن شهر رفته بود. وقتی حسین بن علی علیه السلام به این منطقه رسید به سوادی برخورد که نامه ابن زیاد را برای حرّ آورده بود.
مضمون نامه این بود: حسین را محاصره کن و در سرزمین بی آب و علفی فروآر. کمی بیشتر رفتند تا به زمین کربلا رسیدند و فرود آمدند.
نينوا جايي است که حرّ دستور يافت حضرت را در بياباني بي آب و علف و بي دژ و قلعه فرود آورد. امام براي اقامت در محل مناسب تري، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزميني رسيد. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام کربلا را شنيد، پس گريست و فرمود: پياده شويد، اينجا محل ريختن خون ما و محل قبور ماست، و همين جا قبور ما زيارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنين وعده داد .
عبيدالله بن زياد نامه اي بدين مضمون براي حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسيد. من از جانب يزيد بن معاويه مأمورم سر بر بالين ننهم تا تو را بکشم و يا به حکم من و حکم يزيد بن معاويه باز آيي! والسلام. امام(عليه السلام) فرمود: اين نامه را جوابي نيست! زيرا بر عبيدالله عذاب الهي لازم و ثابت است.
امام حسين (عليه السلام) چون نامه ابن زياد را خواند، فرمود: لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار نشوند آن گروهي که خشنودي مردم را با غضب پروردگار خريدند. (خشنودي مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)
تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند .
کربلا
زمان : جمعه سوم محرم الحرام ۶۱ هجري
عمر بن سعد با لشکري چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد.
سخن امام حسين (عليه السلام) هنگام ورود به کربلا: اَلنّاسُ عُبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلي اَلسِنَتِهِم يَحوُطُونَهُ ما…؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين آنها جز سخن زبانشان نيست. تا آنگاه کا زندگيشان بچرخد، دنبال دين مي روند. و هرگاه بناي امتحان و آزمايش پيش آيد، دينداري بسيار اندک مي شود.
کربلا
زمان: شنبه چهارم محرم الحرام ۶۱ هجري
عبيدالله بن زياد در مسجد مردم را چنين خطاب کرد: «اي مردم! خاندان ابوسفيان را آزموديد و آنها را چنان که مي خواستيد يافتيد!! و يزيد را مي شناسيد که داراي رفتار و روشي نيکوست که به زير دستان احسان مي کند و بخشش هاي او بجاست! اکنون يزيد دستور داده تا بين شما پولي را تقسيم نمايم و شما را به جنگ با دشمنش حسين بفرستم.» . شمر بن ذي الجوشن با چهار هزار جنگجو . يزيد بن رکاب با دو هزار جنگجو . حصين بن نمير با چهار هزار جنگجو . مضاير بن رهيه با سه هزار جنگجو . نصر بن حرشه با دو هزار جنگجو براي جنگ با امام حسين (عليه السلام) اعلام آمادگي کرده و حرکت به سوي کربلا را آغاز کردند.
امام (عليه السلام) در پاسخ «قيس بن اشعث» که سفارش به بيعت با يزيد مي کرد، فرمود: نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمي گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمي کنم.
کربلا
زمان: يکشنبه پنجم محرم الحرام ۶۱ هجري
نيروهاي پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد مي پيوندند.
عبيدالله عده اي را مأموريت داد تا در مسير به سوي کربلا بايستند و از حرکت کساني که به قصد ياري امام حسين(عليه السلام) از کوفه خارج مي شوند، جلوگيري کنند.
چون گروهي از مردم مي دانستند جنگ با امام حسين(عليه السلام) در حکم جنگ با خدا و پيامبر است در اثناي راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار مي کردند.
از سخنان امام حسين(عليه السلام) با لشکر دشمن: هيهات ما به ذلت تن نخواهيم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز براي ما ذلت را نپسنديدند، دامن هاي پاکي که ما را پروريده، و سرهاي پر شور و مردان غيرتمند هرگز طاعت فرومايگان را بر کشته شدن مردانه ترجيح ندهند.
کربلا
زمان: دوشنبه ششم محرم الحرام ۶۱ هجري
عمر بن سعد نامه اي را از عبيدالله دريافت مي دارد که مضمون آن چنين است: من از لشکر سواره و پياده چيزي را از تو فرو گذار نکردم، و توجه داشته باش که مأموراني برگزيده ام كه هر روز وضعيت را به من گزارش کنند.
حبيب بن مظاهر از حضرت اجازه مي گيرد تا نزد طايفه اي از بني اسد – که در آن نزديکي ها زندگي مي کردند – رفته و آنان را به ياري فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبيب نزد آنها رفت و گفت: «امروز از من فرمان بريد و به ياري حسين بشتابيد تا شرف دنيا و آخرت از آنِ شما باشد.» تعداد۹۰ نفر بپا خواستند و حرکت کردند، اما در ميان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبيب به نزد حضرت رسيد و جريان را تعريف نمود. امام گفت:«لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ.»
نامه امام حسين(عليه السلام) از کربلا به برادرش محمد بن حنفيّه و بني هاشم: … مثل اين که دنيا اصلاً وجود نداشته(اينگونه دنيا بي ارزش و نابود شدني است) و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.
حضرت “زهير بن قيس” را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديک مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.
کربلا
زمان: سه شنبه هفتم محرم الحرام ۶۱ هجري
تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند .
عمر بن سعد نامه اي بدين مضمون از عبيدالله دريافت کرد که: سپاهيان خود را بين امام حسين (عليه السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بينداز به طوري که حتي قطره اي آب به امام(عليه السلام) نرسد، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداري شد! عمر بن سعد ۵۰۰ سوار را در کنار شريعه فرات مستقر کرد. يکي از آنها فرياد زد يا حسين! به خدا سوگند که قطره اي از اين آب را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي! حضرت فرمود: «خدايا! او را از تشنگي هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حميد بن مسلم مي گويد به چشم خود ديدم که نفرين امام حسين (عليه السلام) تحقق يافت.
امام حسين (عليه السلام) سپاه دشمن را اين چنين نفرين کرد: بار خدايا! باران آسمان را از اينان دريغ کن، و بر ايشان تنگي و قحطي(همچون سال هاي قحطي يوسف در مصر) پديد آور، و آن غلام ثقي(حجاج بن يوسف) را بر ايشان بگمار تا جام زهر به ايشان بچشاند زيرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بيت و شيعيان مرا از اينان بگيرد.
کربلا
زمان: چهارشنبه هشتم محرم الحرام ۶۱ هجري
هر لحظه تب عطش در خيمه ها افزون مي شد، امام حسين(عليه السلام) برادرش عباس را به همراه عده اي، شبانه حرکت داد. آنها با يک برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشک ها را پر از آب کردند و به خيمه ها برگشتند.
ملاقات امام حسين(عليه السلام) با عمر بن سعد: حضرت فرمود: «اي پسر سعد! آيا با من مقاتله مي کني و از خدا هراسي نداري؟» ابن سعد گفت: «اگر از اين گروه جدا شوم خانه ام را خراب و اموالم را از من مي گيرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زياد بيمناکم.» حضرت فرمود: «تو را چه مي شود؟ خدا جان تو را به زودي در بستر بگيرد و تو را در روز قيامت نيامرزد … گمان مي کني که به حکومت ري و گرگان خواهي رسيد؟ به خدا چنين نيست و به آرزويت نخواهي رسيد.»
سخن امام حسين (عليه السلام) با يارانش: اي بزرگ زادگان! صبر پيشه کنيد که مرگ جر پلي نيست که شما را از سختي و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت هاي هميشگي آن مي رساند.
کربلا
زمان: پنج شنبه نهم محرم الحرام ۶۱ هجري
شمر خود را به خيام امام حسين(عليه السلام) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و ديگر فرزندان ام البنين، مي گويد: «براي شما از عبيدالله امان نامه گرفتم» آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و امان نامه تو را لعنت کند، ما امان داشته باشيم و پسر دختر پيامبر امان نداشته باشد؟»
امام حسين(عليه السلام) توسط حضرت عباس از دشمن يک شب را براي نماز، راز و نياز با خدا و تلاوت قرآن مهلت مي گيرد.
حفر خندق در اطراف خيام براي مقابله با شبيخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطي دشمن با خيام از سه طرف – که فقط از يک قسمت ارتباط برقرار باشد – و ياران امام در آنجا مستقر بودند. اين تدبير امام (عليه السلام) براي اصحاب بسيار سودمند بود، گروهي از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام (عليه السلام) مي پيوندند.
سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به دشمن: واي بر شما! چه زياني مي بريد اگر صداي مرا بشنويد؟! من شما را به يک راه راست مي خوانم، اما شما از همه فرامين من سر باز مي زنيد، چرا که شکم هاي شما از مال حرام پر شده و بر دل هاي شما مُهر شقاوت زده شده است .
کربلا
زمان: جمعه دهم محرم الحرام۶۱ هجري
امام حسين(عليه السلام) با يارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنين سخن گفت: خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکيبايي را پيشه خود سازيد.»
حضرت “زهير بن قيس” را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديک مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.»
عمر بن سعد تير را بر کمان نهاده و به سوي ياران امام انداخت و گفت: گواه باشيد که اول کسي بودم که به سوي لشکر حسين تير انداختم!
سپس سپاهيان عمر بن سعد تير بر کمان نهاده و از هر طرف ياران امام حسين(عليه السلام) را نشانه رفتند. امام(عليه السلام) فرمود: «ياران من! بپاخيزيد و به سوي مرگ (شهادت) بشتابيد، خدا شما را بيامرزد.»
در حمله اول چهار تن شهيد شدند و سپس ياران باقي مانده هر کدام به نوبت به تنهايي به ميدان رزم شتافته و به شهادت مي رسيدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بني هاشم رسيد و آنها نيز شربت شهادت را نوشيدند.
امام حسين(عليه السلام) که يکه و تنها مانده بود، نگاهي به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا مي کرد. حضرت براي وداع آخر به سوي خيمه ها آمد، آنگاه در حالي که شمشيرش را از غلاف بيرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نماياني کرد. دشمن از هر طرف وي را محاصره نمود، ناگاه تيري سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالي که يکصد و چند نشانه تير و نيزه بر پيکرش بود، نقش بر زمين گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلي پيوست. اما شيون زنان، کودکان و حتي فرشتگان الهي بلند شد. منبع: کتاب مدينه تا کربلا، همراه سيدالشهداء ,
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهلبیت از مکه تا كربلا
ادامه مطلب را ببينيد
دوم ماه محرّم كربلاشد شورو ماتم
دوم ماه محرّم كربلاشد شورو ماتم***وارد كرببلاشد كارواني همدم غم - بوي غربت،بوي محنت برمشام آيد دمادم***رهبراين كاروان است سرورو مولا حسين جان - ياحسين جانم حسين جان***ياحسين جانم حسين جان
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/dowomemoharramtayazdahom.htm
به دشت كربلا سلطان خوبان
به دشت كربلا سلطان خوبان - چو آمد با جمیع جان نثاران - بگفتا مقصد ما این مكان است - همین جا جایگاه عاشقان است - همه بار سفر اینجا گشائید - در این دشت بلا منزل نمائید - ز محمل ها همه بیرون بیائید - فرود آئید و صوت غم نوائید - بهشت جاودان در این زمین است - زمین كربلا خلد برین است - زمین كربلا قربانگه ماست - فضایش بر سوی الله عنبر آساست - به معراج حقیقی پا نهادیم - بدریای بلا یكسر فتادیم - ابالفضل ای علمدار برادر - بیا با اكبرم شبه پیمبر - زمحملها زنان در خیمه آرید - زدیده اشك و خون اینجا ببارید - بیا زینب مهیای بلا شو - پس زانو نشین اندر نوا شو - زمحمل زینبا دیگر برون آ - در اینجا مجلس ماتم بیارای - بیا زینب مكان دركربلا گیر - از این وادی غم و رنج و بلاگیر - یكی دریا زخون گردد پدیدار - كه موجش میرود تا عرش دادار - تواندر ساحلش بنشین و بنگر - در این در یا بر احوال برادر - ببین خواهر چه آید بر سر من - ببینی پاره پاره پیكر من - ببینی من بخون گردم شناور - سرم بالای نی بینی تو خواهر - زكلك خامه ات ساعی عزاریز - به هر ماتمسرا شور غم انگیز . «زبده المصائب 2/53»
https://hedayat.blogfa.com/post/7162
گرنام اين زمين به يقين كربلا بود
گرنام اين زمين به يقين كربلا بود - اينجا نصيب ما همه كرب وبلا بود - اينجا بود كه تيغ بر آْ نبي كشد - وينجا بود كه ماتم آل عبا بود - كارمخدوات من اينجا تبه شود - پشت مبارزان مناينجا دو تا شود - ريزند درمصيبت من آب چشم خويش - هرمرغ و ماهيي كه در اّ و هوا شود . « زندگاني امام حسين ع /324»
http://dl.hodanet.tv/filesmoharram/moharram2worodbekarbala.htm
حسین در سوی معراج زمین كربلاآمد
حسین در سوی معراج زمین كربلاآمد - درآن صحرا برای گفتگوی با خدا آمد = رسیده كاروان حق نما در منزل مقصود - درآن دشت بلا آنان همه خواهنده معبود = كلیم نینوا اندر زمین نی نوا آمد - حسین درسوی معراج زمین كربلا آمد = در این دریای خون كشتی بقرب حق همی راند - بسوی رحمت باری از آن لشكر همی خواند = در این معراجگه نور دو چشم مصطفی آمد - حسین درسوی معراج زمین كربلا آمد = چه معراجی بود یارب كه باید غرقه خون آمد - چرا باید بخون آغشته با زخم فزون آمد = به سربازان راه حق بلا بی انتها آمد - حسین در سوی معراج زمین كربلا آمد = میان عاشق ومعشوق حجابات ازمیان رفتی - درآن معراج خون بس گفتگوهابرزبان رفتی = ز بهر سالكان راه حق جام بلا آمد - حسین درسوی معراج زمین كربلا آمد = زمین كربلا فخریه ها بر عرش حق دارد - بهشت جاودان استی هر آنكس رودراو آرد = شه دین بقرب حق سلا م از آشنا آمد - حسین درسوی معراج زمین كربلا آمد = دراین نظم غم افزایت نواكن ساعی نالان - بزن نقش عزا كن خانه صبر همه ویران = بدشت كربلا سینه زنان خیر النساء آمد - حسین در سوی معراج زمین كربلا آمد . «زبده المصائب 2/ 55»
https://hedayat.blogfa.com/post/23008
شه فرود آمد به دشت کربلا
شه فرود آمد بدشت كربلا - گفت پس با آن زمین پربلا - آمدم تا در تو جان فانی كنم - در تو هفتاد و دو قربانی كنم - این من و این اكبر و این اصغرم - قاسم و عبّاس و عون و جعفرم - حالیا برگو مرا مدفن كجاست - مدفن قربانیان من كجاست - راست برگو ای زمین اندر كجا - دست عباسم شود از تن جدا - دركجا بر جان من آذر زنند - تیر بر حلق علی اصغر زنند - گو به من قبر علی اکبر کجاست - حجله گاه قاسم مضطر کجاست - بر گلوی من کجا خنجر کشند - از سر زینب کجا معجر کشند .
شه فرود آمد به دشت كربلا
شه فرود آمد به دشت كربلا - گفتگو داشت با زمین پُربلا - ای زمین! ای تربت عنبرسرشت! - ای به تربت، برتر از خاك بهشت! - ای زمین از عرش اعلا برتری - چون مقام زاده پیغمبری - بعد از این، خاك تو باشد مدفنم - تا قیامت در تو باشد مسكنم - خرّمی كن، ای زمین! شاهت رسید - فخر كن بر آسمان، ماهت رسید - سوی تو از مكّه، تازان آمدم - خود نه تنها با جوانان آمدم - آمدم تا در تو جان، فانی كنم - در تو هفتاد و دو قربانی كنم - این من و این اكبر و این اصغرم - قاسم و عبّاس و عون و جعفرم - حالیا برگو مرا مدفن كجاست - مدفن قربانیان من كجاست - راست برگو، ای زمین! اندر كجا - دست عبّاسم شود از تن، جدا - در كجا بر جسم من، آذر زنند - تیر بر حلق علی اصغر زنند - گو به من قبر علی اکبر کجاست؟ - حجله گاه قاسم مضطر کجاست؟ - بر گلوی من کجا خنجر کشند؟ - از سر زینب کجا محجر کشند؟ - در کجا جسم مرا عریان کنند؟ - پای مالم از سم اسبان کنند؟ - در کجا شمر از قفا برد سرم؟ - ساربان آید کجا اندر برم ؟ .
کربلا خاک تو گلزار شهیدان می شود
کربلا خاک تو گلزار شهیدان می شود - مقتل اجساد صد چاک عزیزان می شود - قدر این اصحاب پاکت را بدان ای کربلا - نور باران خاکت از اجساد آنان می شود - این عزیزان را که بینی در قیام و در قعود - بر فراز نیزه فردا رأس آنان می شود - محفل گرم عزیزان مرا امشب ببین - جای این محفل بپا شام غریبان می شود - کربلا خاک تو را از خون خود رنگین کنم - مقتلم دارالشفای دردمندان می شود - در عزای من سیه پوشد همه کون و مکان - زین غم و درد و مصیبت عرش لرزان می شود - قطرۀ آبی نباشد بهر طفلان حزین - ناله و فریادشان تا عرش یزدان می شود - یادگار مجتبی قاسم ز جور اشقیا - غرق اندر خون خود با چهر رخشان می شود - پاره پاره غرق خون جسم علی اکبرم - واژگون از صدر زین بر خاک غلطان می شود - دست عباس رشیدم گردد از پیکر جدا - تیر باران جسم آن سقای عطشان می شود - کربلا از حالت عباس چون گویم سخن - پاره آندم مشک او کز جور عدوان می شود - عصر عاشورا زند دشمن چو آتش در خیام - از شرارش عترت طاها هراسان می شود - کودکان تشنه لب گریان به هر جانب روان - زینبم دنبالشان هر سو پریشان می شود - آه از آن ساعت که زینب بگذرد از قتلگاه - خون روان از دیده اش در این بیابان می شود - کس نباشد محرم سجاد من جز زینبم - چون سر من بر سر نیزه نمایان می شود - در اسارت خواهرم از کوفه تا شام بلا - قافله سالار طفلان و اسیران می شود .
تو كيستي كه گرفتي به هر دلي وطني
تو كيستي كه گرفتي به هر دلي وطني - كه نه در انجمني، ني برون ز انجمني - تو آن حسين غريبي كه زير خنجر شمر - به فكر درد و غم شيعيان خويشتني - تو آن حسين شهيدي كه در كنار فرات - شدي شهيد و نكردي ز آب، تر، دهني - تو آن حسين غريبي كه روز عاشورا - جهان مصالحه كردي، به كهنه پيرهني - تو آن حسين وحيدي كه زد به لعل لبت - يزيد، چوب، بگفتا: چه خوش لب و دهني - تو آن حسین غریبی که خانه ی خولی - سرت میان تنور و جداست از بدنی .
کربلا بر تو مهمان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده - کربلا واکن آغوش خود را - بر پذیرایی آل طاها - خاک تو می شود قتلگاه - لاله های گلستان زهرا - کاروان شهید رسیده - کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (2) - نینوا ای زمین بلاخیز - قتلگاه علی اکبری تو - ای محمل نزول شهادت - مهد ناز علی اصغری تو - بر تن پاک تو جان رسیده - کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (2) - ساربانا تحمل کن اینجا - ناقه زینب از پا فتاده - ای جوانان سوی زینب آیید - تا که گردد ز محمل پیاده - موسم عهد و پیمان رسیده - کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (2) - خاک تو ای بهشت شهیدان - می شود قبله حاجت دل - با سپاه خدا و جوانان - کرده خون خدا در تو منزل - بر تن پاک تو جان رسیده - کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (2) .
کاروانی آمده اینک به دشت کربلا
کاروانی آمده اینک به دشت کربلا- تاکند طوفان نوح دیگری از خون به پا - روی گردان کاروان سالار آن از کعبه شد- تا ز هفتاد و دو قربانی کند بر پا منا - آن منایی که بود ذبح عظیم آن حسین – تا سیه جامه شود کعبه نشیند در عزا - آن منایی که ذبیحش طفل شش ماهه بود – چون حبیب و مسلم ابن عوسجه گردد فدا - آمده تا پرچم آزادگی بر پا کند – حق و باطل را جدا سازد به خون اولیاء - امر بر معروف باشد مرکب رهوارشان – تا نگون گردد زمنکر در جهان ننگین لوا - می نوازد گوش عالم با گلوی خون فشان – کی بشر زیر ستم ذلت تو را نبود روا - گر توانی کن اساس ظلم و کین را منهدم – ورنه کن غرق به خونت ظالمین و اشقیا - آری آزادی بنازد در جهان زیرا حسین – کرده بر پا پرچم هیهات من الذله را - از سپاه ابن سعد آرد برون حر شهید – نهضت فرزند زهرا زنده سازد مرده ها - کربلا خون گریه کن چون می شود در خاک تو – غوطه ور در خون خود لب تشنه سبط مصطفی - فخر کن بر کعبه چون اینک بگیری در بغل – جسم صد چاک حسین ابن علی خون خدا - چون علی اکبر فتد با فرق منشق بر زمین – گنبدجبرئیل گردد خاک تو با صد نوا - بال خود را گستراند بر تن صد چاک او – هم ره بابش به سوگ او نشیند در عزا - کربلا دستان مقطوع علمدارت بود – آیت آزدادگی و پرچم عزم و وفا - چون زدندان ابوالفضل افتد آن مشک تهی – می شود سیلی که کفر و شرک را سازد فنا - کربلا بر آن لعینان روز محشر شاه دین – کز جفاشان بانگ عمی العطش شد بر سماء - کربلا چون تاب آری روز عاشورا که شمر – عرش حق لرزاند و راس حسین سازد جدا - کربلا بر دامن طفلان چون آتش در گرفت – گو فرات آید به جوش و در کشد در خود تورا - کربلا در ده ندا بر جن و بر انس و ملک - کاروانی آمده اینک به دشت کربلا .
تا زد علم به دشت بلا شاه کربلا
ذرات کاینات به شور آمد و نوا - تا زد علم به دشت بلا شاه کربلا - بگشود شقّه پیرهن رایت حسین - تسخیر کرد کون و مکان دولت حسین - شد جذب دشت غم که کند قبلهگاه عشق - هر چند میکشید حرم منّت حسین - مرهون او مساعی افراد انبیا - شد زنده نام جملگی از شوکت حسین - اسلام سرخ رو شد و احکام رو سفید - تا سوده شد به خاک سیه صورت حسین - بگرفت مایه، نفس همه انقلابها - از شورش مقدس و از نهضت حسین - تفسیر شد چنان که خداوند گفته بود - احکام مصحف از عمل و نیت حسین - یادآور یگانگی ذات کبریا - در کثرت گروه جفا وحدت حسین - نجوای او به قتلگه آنگونه پر طنین - کافاق و انفس است پر از صحبت حسین - اکسیر شور عشق شود آب هفت بحر - گز ذره ای بدان رسد از تربت حسین - ذرات گر شوند مجاهد به راه عشق - بوسند چون غبار، در همت حسین - او منعم است و هر که جز او ریزهخوار او - چون ذره جذب چهرۀ خورشیدوار او - با چشم لطف و مرحمت او گر نظر کند - کافر به زمرۀ شهدا ترک سر کند - او با تکلمی ز لب هاتفی خطاب - کین و عداوت از دل دشمن به در کند - هر نفْس پاک یک نفسش همنفس شود - جز او ز هر چه داشته صرفنظر کند - نخل حقایق ازلی بارور شود - چون نفحۀ بهار به هر جا گذر کند - هر چند پرنشیب و فراز است راه عشق - هموار گه به پا کند و گه به سر کند - طفلی ز مهد خیزد و مردانه جان دهد - آنجا که شور عشق حسینی اثر کند - جز راه او رهی به حقیقت نمیرسد - هر چند سعی، راهروی بیشتر کند - اسلام اوست آنچه جهان را کند بهشت - جز آن بهشت نیز چو باشد سقر کند - ره مشکل است و پر خطر امّا توان سپرد - او یک نظر به چشم عنایت اگر کند - آن قدرت خدا که به یک لحظه قادر است - با امر حق جهان همه زیر و زبر کند - ذات خدا نهان و عیان نور وجه او - از او و نور او همهجا پر ز گفتگو - عالم پر از ندای حسین و نوای اوست - دل در فغان به زمزمۀ نینوای اوست - گلشن شود ز خون شهیدان اگر جهان - ذوق و صفایش از چمن کربلای اوست - روزی جهان بگیرد اگر بانگ یا الاه - شک نیست کز تموّج بانگ رسای اوست - آب بقا که زندگی جاودان دهد - در پیش عارفان اثر خاکپای اوست - تنها نه از جهان که ز جان نیز بگذرد - صاحبدلی که شیفته و مبتلای اوست - گو دردمند عشق نگردد پی دوا - کاین درد را علاج ز دارالشّفای اوست - از شوق باغ خلد نلرزد، اگر دلی - اندر هوای بارگه کربلای اوست - مفتون هر تعلق و مجذوب هر هوس - کفر است گفتن اینکه دلم آشنای اوست - نشناخت بی حسین خدا را کسی به حق - در جمله ماسوا نه خدا جز خدای اوست - دین جُست لیک هیچ نشانی ز دین ندید - سرگشته ای که چشم به سوی سوای اوست - دین جُست لیک هیچ نشانی ز دین ندید – سرگشته ای که چشم به سوی سوای اوست - آری چراغ اگر نبود در شب سیاه - رهرو کجا تمیز دهد راه را ز چاه - روزی که خاک دشت بلاموج خون گرفت - رنگ شفق از آن فلک آبگون گرفت - روزی که شد شکسته عمود خیام دین - سستی اساس قائمه کاف و نون گرفت - روزی که دیو چیره به افرشته شد، ز بهت - عقل بسیط راه دیار جنون گرفت - روزی که موج خیز بلا فُلک دین شکست - تشویش، گردش فلک بیستون گرفت - در حیرتم که خون فرو رفته در زمین - چون سر کشید و دامن افلاک چون گرفت - گم کرد آدمیت خود آدمی و ز آن - ببرید راه و پیش ره رهنمون گرفت - جز خون نخواست دیدن و جز رنگ خون ندید - چشمی که بیفروغ شد و رنگ خون گرفت - بخت بلند دامن خوبان ز کف نداد - راه بدان طبیعت پست و نگون گرفت - دستی به دستیاری دست خدا شتافت - یکدست دست یاری قوم زبون گرفت - جانی به اوج لایتناهی گشود بال - نفسی حضیض ذلت دنیای دون گرفت - آن یافت جاودانگی از اوج ارتقا - این شد تباه و فاسد و فانی و بیبها - تنها نه شاه کشور امکان ز جان گذشت - در راه دوست از همه کون و مکان گذشت - آری به غیر دوست که نبود گذشتنی - از هر چه در زمین و زمان میتوان گذشت - از آفتی که نخل کهن را ز ریشه سوخت - داند خدا چه بر سمن و ارغوان گذشت - مرغی که دام حادثه بودش مضیق خاک - بگشود بال و از سر این خاکدان گذشت - خاری که برگ غنچۀ تر خست نیش آن - چون تیر زهرگین ز دل باغبان گذشت - گل پژمرید و غنچه بهخون خفت و برگ سوخت - یارب کدام آفت از این گلستان گذشت - آب بقا نثار لبی کز شرار دل - خشکید و تشنه از لب آب روان گذشت - سروی شکست تا که جبینی به خون نشست - قدی خمید تا که خدنگ از کمان گذشت - بگذشتن از سر دو جهان مشکلی نبود - امّا ندانم از ثمر دل چسان گذشت - پیر طریق عشق و ولیّ از جهانیان - صد ره ز جان گذشت کز آن نوجوان گذشت - یک تن به حال مرگ ودو جان بر لب از وفا - گویی که بود جان یکی و کالبد دو تا - بازار عشق گرم شد و رونق بلا - تا غوطه زد به موجۀ خون شبه مصطفی - بشکفت زخمها به تنش همچون گل وزان - بگرفت رنگ خون رخ سلطان کربلا - بگرفت پا نهال برومند باغ دین - در پای آن فتاد چون سلطان دین ز پا - تا انعکاس خون علی جلوهگر بُود - هرگز ز باغ دین نرود رونق و صفا - ننشست بانگ شور امامت به گوش او - بشنید تا ز نفس رسالت بیا بیا - اسلام، تا ز آفت بیداد وارهد - شد اصغرش وقایه و شد اکبرش فدا - هرگز خللپذیر نباشد بنای دین - محکم ز خون پاکشهیدان شد این بنا - هرگز رواج و رونق آن نشکند که هست - از خون فروغ و جلوۀ این درّ پربها - هر ذره شور عشق شود در همه جهان - گر نکهتی ز دشت بلا آورد صبا - هر دست، تیغ گردد و برّد رگ فساد - چون بشنود حدیث دلیران کربلا - جایی که شاه تشنهلب از اکبرش گذشت - سر سود بر سپهر کسی کز سرش گذشت - مرحوم عابد خیابانی .
آه از آن ساعت كه سبط مصطفی
آه از آن ساعت كه سبط مصطفی - گشت وارد بر زمین كربلا - پس به یاران كرد رو سلطان دین - كای هوا داران مقام ماست این - باز بگشائید خوش منزلگه است - تا به جنت زین مكان اندك است - باز بگشائید كه اینجا از عذاب - میشود لبها كبود از قحط آب - با زبگشائید كاینجا از جفا - ام لیلا گردد از اكبر جدا - باز بگشائید كاینجا بیدرنگ - برگلوی اصغرم آِد خدنگ - اندر اینجا از جفای اشقیا - دست عباسم شود از تن جدا - اندر اینجا من به جسم چاك چاك - اوفتم از صدر زین بر روی خاك - من تنها و دشمن صد هزار - پیكرم مجروح و زخم بی شمار - دردم آخر زراه كین سنان - پهلویم بشكافد از نوك سنان - شمربنشیند برروی سینه ام - بشكند آئینه بی كینه ام - اوزكین خنجر نهد بر خنجرم - تشنه لب از تن جدا سازد سرم .
كرببلا از سوی دشت حجاز
كرببلا از سوی دشت حجاز - بهر تو مهمان فراوان رسید - كرببلا نور دل فاطمه - حسین مظلوم شتابان رسید - كرببلا بستر خود باز كن - قافله شاه شهیدان رسید - كرببلا زینب خونین جگر - بهر هواداری طفلان رسید - كرببلا اكبر رعنا جوان - بهر خدا در ره جانان رسید - كرببلا قاسم نو كدخدا - بیاری سرور خوبا ن رسید - كرببلا ماه بنی هاشمی - بهر علمدار ی طفلان رسید - كرببلا اصغر شیرین زبان - كودك ششماهه نالان رسید - شكری مظلوم بشورو نوا - از غم سلطان شهیدان رسید . «ارمغان شكروی / 44»
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهلبیت از مکه تا كربلا
ادامه مطلب را ببينيد
