منازل قصر بنی مُقاتل - القَطقَطانیه - نینوا - کربلا

قصر بني مُقاتِل قصر بنی مقاتل

زمان ورود : چهارشنبه اول محرم ۶۱ الحرام هجري

گروهي از اهل کوفه در اين منزلگاه خيمه زده بودند، حضرت از آنها پرسيد: آيا به ياري من مي آييد؟ بعضي گفتند دل ما رضايت به مرگ نمي دهد و بعضي گفتند: ما زنان و فرزندان زيادي داريم، مال بسياري از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت اين جنگ نداريم، لذا از ياري تو معذوريم . حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند. امام حسين (عليه السلام) در اين منزل به عبيدالله جعفي چنين فرمود: پس اگر ما را ياري نمي کني خداي را بپرهيز و از اين که جزو کساني باشي که با ما مي جنگند. سوگند به خدا اگر کسي فرياد ما را بشنود و ما را ياري نکند، او را به رو در آتش مي افکند.

القَطقَطانیه

نام محلی نزدیک کوفه که از راه بیابان به طفّ می رسد. یکی از منزلگاه های میان راه قادسیه به طرف شام، که زندان نعمان در این محل بوده است. پیش از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا، منطقه میان قادسیه و قطقطانیه پر از نیروهای گشت و شناسایی ابن زیاد بود، تا رفت و آمدها را کنترل کنند.

نینوا (کربلا)

زمان ورود : پنج شنبه دوم محرم الحرام ۶۱ هجري

نینوا شهادتگاه امام حسین علیه السلام نام منطقه ای در کوفه و شرق دجله و مشرق کربلا، از روستاهای منطقه طف. در نینوا یکی سری تپه های باستانی است که کشیده شده و تا مصبّ نهر علقمه امتداد می یابد. قریه «یونس بن متی» است و آن حضرت از میان مردم این منطقه بیرون آمده است.

نینوا امروز به «باب طویرج» معروف است که در شرق کربلا قرار گرفته است.

ناحیه ای در سواد کوفه که کربلا از آن ناحیه است. نام قصه موصل و نام شهری که یونس علیه السلام به آنجا جهت دعوت گردن مردم آن شهر رفته بود. وقتی حسین بن علی علیه السلام به این منطقه رسید به سوادی برخورد که نامه ابن زیاد را برای حرّ آورده بود.

مضمون نامه این بود: حسین را محاصره کن و در سرزمین بی آب و علفی فروآر. کمی بیشتر رفتند تا به زمین کربلا رسیدند و فرود آمدند.

نينوا جايي است که حرّ دستور يافت حضرت را در بياباني بي آب و علف و بي دژ و قلعه فرود آورد. امام براي اقامت در محل مناسب تري، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزميني رسيد. اسم آنجا را سوال فرمود؛ تا نام کربلا را شنيد، پس گريست و فرمود: پياده شويد، اينجا محل ريختن خون ما و محل قبور ماست، و همين جا قبور ما زيارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنين وعده داد .

عبيدالله بن زياد نامه اي بدين مضمون براي حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسيد. من از جانب يزيد بن معاويه مأمورم سر بر بالين ننهم تا تو را بکشم و يا به حکم من و حکم يزيد بن معاويه باز آيي! والسلام. امام(عليه السلام) فرمود: اين نامه را جوابي نيست! زيرا بر عبيدالله عذاب الهي لازم و ثابت است.

امام حسين (عليه السلام) چون نامه ابن زياد را خواند، فرمود: لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق؛ رستگار نشوند آن گروهي که خشنودي مردم را با غضب پروردگار خريدند. (خشنودي مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)

تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند .

کربلا

زمان : جمعه سوم محرم الحرام ۶۱ هجري

عمر بن سعد با لشکري چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد.

سخن امام حسين (عليه السلام) هنگام ورود به کربلا: اَلنّاسُ عُبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلي اَلسِنَتِهِم يَحوُطُونَهُ ما…؛ مردم، بندگان دنيا هستند و دين آنها جز سخن زبانشان نيست. تا آنگاه کا زندگيشان بچرخد، دنبال دين مي روند. و هرگاه بناي امتحان و آزمايش پيش آيد، دينداري بسيار اندک مي شود.

کربلا

زمان: شنبه چهارم محرم الحرام ۶۱ هجري

عبيدالله بن زياد در مسجد مردم را چنين خطاب کرد: «اي مردم! خاندان ابوسفيان را آزموديد و آنها را چنان که مي خواستيد يافتيد!! و يزيد را مي شناسيد که داراي رفتار و روشي نيکوست که به زير دستان احسان مي کند و بخشش هاي او بجاست! اکنون يزيد دستور داده تا بين شما پولي را تقسيم نمايم و شما را به جنگ با دشمنش حسين بفرستم.» . شمر بن ذي الجوشن با چهار هزار جنگجو . يزيد بن رکاب با دو هزار جنگجو . حصين بن نمير با چهار هزار جنگجو . مضاير بن رهيه با سه هزار جنگجو . نصر بن حرشه با دو هزار جنگجو براي جنگ با امام حسين (عليه السلام) اعلام آمادگي کرده و حرکت به سوي کربلا را آغاز کردند.

امام (عليه السلام) در پاسخ «قيس بن اشعث» که سفارش به بيعت با يزيد مي کرد، فرمود: نه، به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمي گذارم، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمي کنم.

کربلا

زمان: يکشنبه پنجم محرم الحرام ۶۱ هجري

نيروهاي پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد مي پيوندند.

عبيدالله عده اي را مأموريت داد تا در مسير به سوي کربلا بايستند و از حرکت کساني که به قصد ياري امام حسين(عليه السلام) از کوفه خارج مي شوند، جلوگيري کنند.

چون گروهي از مردم مي دانستند جنگ با امام حسين(عليه السلام) در حکم جنگ با خدا و پيامبر است در اثناي راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار مي کردند.

از سخنان امام حسين(عليه السلام) با لشکر دشمن: هيهات ما به ذلت تن نخواهيم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز براي ما ذلت را نپسنديدند، دامن هاي پاکي که ما را پروريده، و سرهاي پر شور و مردان غيرتمند هرگز طاعت فرومايگان را بر کشته شدن مردانه ترجيح ندهند.

کربلا

زمان: دوشنبه ششم محرم الحرام ۶۱ هجري

عمر بن سعد نامه اي را از عبيدالله دريافت مي دارد که مضمون آن چنين است: من از لشکر سواره و پياده چيزي را از تو فرو گذار نکردم، و توجه داشته باش که مأموراني برگزيده ام كه هر روز وضعيت را به من گزارش کنند.

حبيب بن مظاهر از حضرت اجازه مي گيرد تا نزد طايفه اي از بني اسد – که در آن نزديکي ها زندگي مي کردند – رفته و آنان را به ياري فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبيب نزد آنها رفت و گفت: «امروز از من فرمان بريد و به ياري حسين بشتابيد تا شرف دنيا و آخرت از آنِ شما باشد.» تعداد۹۰ نفر بپا خواستند و حرکت کردند، اما در ميان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبيب به نزد حضرت رسيد و جريان را تعريف نمود. امام گفت:«لا حَولَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ.»

نامه امام حسين(عليه السلام) از کربلا به برادرش محمد بن حنفيّه و بني هاشم: … مثل اين که دنيا اصلاً وجود نداشته(اينگونه دنيا بي ارزش و نابود شدني است) و آخرت هميشگي و دائم بوده و هست.

حضرت “زهير بن قيس” را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديک مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.

کربلا

زمان: سه شنبه هفتم محرم الحرام ۶۱ هجري

تعداد نظامياني که لباس و سلاح جنگي و حقوق از حکومت غاصب بني اميه گرفته و به جنگ امام حسين (عليه السلام) آمده بودند را، بالغ بر ۳۰ هزار جنگجو نوشته اند .

عمر بن سعد نامه اي بدين مضمون از عبيدالله دريافت کرد که: سپاهيان خود را بين امام حسين (عليه السلام) و اصحابش و آب فرات فاصله بينداز به طوري که حتي قطره اي آب به امام(عليه السلام) نرسد، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفّان خودداري شد! عمر بن سعد ۵۰۰ سوار را در کنار شريعه فرات مستقر کرد. يکي از آنها فرياد زد يا حسين! به خدا سوگند که قطره اي از اين آب را نخواهي آشاميد تا از عطش جان دهي! حضرت فرمود: «خدايا! او را از تشنگي هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حميد بن مسلم مي گويد به چشم خود ديدم که نفرين امام حسين (عليه السلام) تحقق يافت.

امام حسين (عليه السلام) سپاه دشمن را اين چنين نفرين کرد: بار خدايا! باران آسمان را از اينان دريغ کن، و بر ايشان تنگي و قحطي(همچون سال هاي قحطي يوسف در مصر) پديد آور، و آن غلام ثقي(حجاج بن يوسف) را بر ايشان بگمار تا جام زهر به ايشان بچشاند زيرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند(به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بيت و شيعيان مرا از اينان بگيرد.

کربلا

زمان: چهارشنبه هشتم محرم الحرام ۶۱ هجري

هر لحظه تب عطش در خيمه ها افزون مي شد، امام حسين(عليه السلام) برادرش عباس را به همراه عده اي، شبانه حرکت داد. آنها با يک برنامه حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشک ها را پر از آب کردند و به خيمه ها برگشتند.

ملاقات امام حسين(عليه السلام) با عمر بن سعد: حضرت فرمود: «اي پسر سعد! آيا با من مقاتله مي کني و از خدا هراسي نداري؟» ابن سعد گفت: «اگر از اين گروه جدا شوم خانه ام را خراب و اموالم را از من مي گيرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زياد بيمناکم.» حضرت فرمود: «تو را چه مي شود؟ خدا جان تو را به زودي در بستر بگيرد و تو را در روز قيامت نيامرزد … گمان مي کني که به حکومت ري و گرگان خواهي رسيد؟ به خدا چنين نيست و به آرزويت نخواهي رسيد.»

سخن امام حسين (عليه السلام) با يارانش: اي بزرگ زادگان! صبر پيشه کنيد که مرگ جر پلي نيست که شما را از سختي و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمت هاي هميشگي آن مي رساند.

کربلا

زمان: پنج شنبه نهم محرم الحرام ۶۱ هجري

شمر خود را به خيام امام حسين(عليه السلام) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و ديگر فرزندان ام البنين، مي گويد: «براي شما از عبيدالله امان نامه گرفتم» آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و امان نامه تو را لعنت کند، ما امان داشته باشيم و پسر دختر پيامبر امان نداشته باشد؟»

امام حسين(عليه السلام) توسط حضرت عباس از دشمن يک شب را براي نماز، راز و نياز با خدا و تلاوت قرآن مهلت مي گيرد.

حفر خندق در اطراف خيام براي مقابله با شبيخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطي دشمن با خيام از سه طرف – که فقط از يک قسمت ارتباط برقرار باشد – و ياران امام در آنجا مستقر بودند. اين تدبير امام (عليه السلام) براي اصحاب بسيار سودمند بود، گروهي از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام (عليه السلام) مي پيوندند.

سخن امام حسين (عليه السلام) خطاب به دشمن: واي بر شما! چه زياني مي بريد اگر صداي مرا بشنويد؟! من شما را به يک راه راست مي خوانم، اما شما از همه فرامين من سر باز مي زنيد، چرا که شکم هاي شما از مال حرام پر شده و بر دل هاي شما مُهر شقاوت زده شده است .

کربلا

زمان: جمعه دهم محرم الحرام۶۱ هجري

امام حسين(عليه السلام) با يارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنين سخن گفت: خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکيبايي را پيشه خود سازيد.»

حضرت “زهير بن قيس” را فرمانده راست سپاه، و حبيب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس(عليه السلام) سپرد. گرچه سپاه دشمن به خيمه ها نزديک مي شد، ولي حضرت تيري نينداخت چون مي فرمود: دوست ندارم که آغازگر جنگ با اين گروه باشم.»

عمر بن سعد تير را بر کمان نهاده و به سوي ياران امام انداخت و گفت: گواه باشيد که اول کسي بودم که به سوي لشکر حسين تير انداختم!

سپس سپاهيان عمر بن سعد تير بر کمان نهاده و از هر طرف ياران امام حسين(عليه السلام) را نشانه رفتند. امام(عليه السلام) فرمود: «ياران من! بپاخيزيد و به سوي مرگ (شهادت) بشتابيد، خدا شما را بيامرزد.»

در حمله اول چهار تن شهيد شدند و سپس ياران باقي مانده هر کدام به نوبت به تنهايي به ميدان رزم شتافته و به شهادت مي رسيدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بني هاشم رسيد و آنها نيز شربت شهادت را نوشيدند.

امام حسين(عليه السلام) که يکه و تنها مانده بود، نگاهي به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا مي کرد. حضرت براي وداع آخر به سوي خيمه ها آمد، آنگاه در حالي که شمشيرش را از غلاف بيرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نماياني کرد. دشمن از هر طرف وي را محاصره نمود، ناگاه تيري سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالي که يکصد و چند نشانه تير و نيزه بر پيکرش بود، نقش بر زمين گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلي پيوست. اما شيون زنان، کودکان و حتي فرشتگان الهي بلند شد. منبع: کتاب مدينه تا کربلا، همراه سيدالشهداء ,


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهلبیت از مکه تا كربلا

تاريخ : سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | 8:34 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |