چگونگی توبه از گناهان‌ : مطابق با آیه فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ ... [۷]؛ هر کسی توبه نماید پس از گناه و نیکوکار شود، خداوند سوی او باز می گردد. یعنی اگر پشیمان شود اما نیکوکار نشود خدا توبه او را نمی پذیرد.[۸] . مرحوم ملا مهدی نراقی در مورد چگونگی توبه می گوید : گناهان از حیث تعلق توبه به آنها و چگونگى خروج از آنها به سه گونه تقسیم مى‌شوند: ترک طاعات واجب : از نماز و روزه و زکات و خمس و کفّاره و غیر این‌ها. راه توبه از این‌ها این است که در بجا آوردن و قضاء آنها به قدر امکان بکوشد. محرّماتى که بین بنده و خداست، یعنى افعال ناروائى که در شرع منع شده و این‌ها حقوق اللّه است: مانند شرابخوارى و ساز و دف و ناى زدن و دروغگوئى و زنا. راه توبه از این‌ها پشیمانى بر آنها و عزم بر ترک آنها در آینده است. گناهانى که بین او و بندگان خداست، که از آنها به حق الناس تعبیر مى‌شود، و کار در آنها دشوارتر و مشکلتر است، و آن یا در مال است یا در جان یا در آبرو یا در اهل و فرزندان یا در دین؛ آنچه در مال است: بر او واجب است که آن را در صورت امکان به صاحبش برگرداند، و اگر به سبب تنگدستى نمى‌تواند آن را ادا کند از وى حلیت خواهد، و اگر او را حلال نکند یا دسترسى به وى نباشد یا در گذشته است و وارثى نیز ندارد، اگر مى‌تواند از طرف او تصدّق دهد، و گرنه باید به درگاه خداوند تضرّع و زارى کند که در قیامت وى را از او راضى گرداند، و براى وى کارهاى نیک بجا آورد و آمرزش بخواهد، تا در قیامت عوض آن حق باشد، زیرا هر که بر دیگرى حقّى داشته باشد لا بد در قیامت عوض حقّ خود مى‌گیرد، یا از طاعات او یا بدین وسیله که آن دیگرى بعضى از سیئات وى را تحمّل نماید. و آنچه در جان است: اگر از راه خطا بر او جنایتى کرده باشد مثل اینکه او را کشته باشد واجب است که دیه او را بدهد، و اگر عمدى باشد واجب است که تمکین کند تا صاحب حق یا اولیاء او قصاص نمایند یا او را حلال کنند، و اگر به این‌ها دسترس نباشد باید هر چه بیشتر در آزادى بردگان بکوشد، زیرا این نوعى احیاء و ایجاد است که بیش از آن در قدرت انسان نیست، و در مقابل کشتن و میراندن است، و بر اوست که به وسیله تضرّع و زارى به سوى خدا بازگشت کند تا روز قیامت صاحب حق را از او راضى گرداند. و آنچه در آبرو است: به اینکه او را دشنام و فحش داده یا تهمت و بهتان زده یا غیبت کرده باشد، حقّ او این است که در نزد هر شخصى که این‌ها را گفته باشد به کذب خود اعتراف کند، و اگر ممکن باشد از صاحب حق حلّیت حاصل نماید، و این در صورتى است که از تهدید و افزایش خشم او و فتنه انگیزى از اظهار آن بیمى نداشته باشد، و اگر چنین ترسى داشته باشد باید برایش بسیار طلب آمرزش کند، و از خدا به زارى بخواهد که وى را روز قیامت از او راضى گرداند. و آنچه درباره خانواده است: به اینکه به مسلمانى در مورد اهل و فرزندش خیانت کرده باشد، که راهى براى حلّیت جستن نیست، زیرا اظهار آن موجب بروز دشمنى و فتنه است، و اگر کسى مرتکب آن شده باشد چاره ندارد مگر اینکه به درگاه خداى متعال بسیار تضرّع و ناله و زارى کند، و بر طاعات و خیرات بسیار براى کسى که به او خیانت کرده مواظبت نماید، و اگر وى زنده باشد علاوه بر این‌ها به او احسان و انعام و بذل اموال کند، و با خدمت و بر آوردن حاجات وى به او اکرام نماید، و در مهمّات و مقاصدش بکوشد، و نسبت به وى لطف و مهربانى کند، و از مهرورزى و دلجوئى چیزى فرو نگذارد. و آنچه در مورد دین است: به اینکه مسلمانى را به کفر یا گمراهى یا بدعت نسبت دهد، باید خود را در نزد کسى که چنین چیزى گفته تکذیب کند، و از صاحب حق در صورت امکان حلّیت بخواهد، و اگر در دسترس نیست برایش طلب آمرزش نماید و در پیشگاه خدا بسیار ناله و زارى کند که وى را در قیامت از او خشنود سازد. خلاصه، آنچه در توبه از حقوق مردم لاز م است عبارت است از: خشنود کردن صاحبان حق در صورت امکان، و در صورت عدم امکان تصدّق دادن و افزودن‌ بر حسنات و استغفار، و بازگشت به سوى خدا با تضرّع و زارى به جهت راضى ساختن آنان از او در روز قیامت، و این بستگى به اراده خدا دارد، امید است که خداوند هر گاه راستى و صدق قلبى بنده خود را بداند، وذلّت وشکستگى در او بیابد، بر بیچارگى او رحمت آورد و صاحبان حق را از خزانه فضلش خشنود گرداند. پس هیچ کس نباید ازلطف خدا ناامید باشد.[۹] .

مهلت توبه : رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه ای فرمود: هرکس یک سال قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد. بعد خود حضرت فرمود: یک سال زیاد است و در کمتر از یک سال هم ممکن است. اگر در یک ماه قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد. باز فرمود یک ماه هم زیاد است و در کمتر از یک ماه هم ممکن است. اگر کسی یک روز قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد. باز فرمود یک روز هم زیاد است و در کمتر از یک روز هم ممکن است، اگر کسی در یک ساعت قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه اورا می پذیرد. باز فرمود یک ساعت زیاد است و در کمتر از یک ساعت هم ممکن است. در این وقت فرمود اگر کسی یک لحظه قبل از مردنش توفیق توبه پیدا کند خداوند توبه او را می پذیرد.[۱۰] . انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقی است و تا وقتی که مرگ مستقیما به او روی نیاورده است، مهلت برای توبه کردن دارد. ولی توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمی شود: موقف اول در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد؛ در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود می گیرد صورت توبه دارد ولی حقیقت توبه ندارد. در سوره مومنون آیه ۸۴ و ۸۵ درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند می فرماید: همین که عقوبت سخت ما را دیدند اظهار داشتند که به خدای یگانه ایمان آوردیم و تمام آن چیزهایی را که خداوند ساخته بودیم به دور ریختیم. ولی اینچنین توبه و ایمانی که بعد از مشاهده عقوبت سخت پیدا شود هرگز به حال آنها سود نخواهد بخشید. این سنتی است از خداوند که همیشه بوده است و کافران در این موطن و موقف زیان کرده اند. درباره فرعون نیز در قرآن کریم آمده است که فرعون دست از بنی اسرائیل برنمی داشت. در حالی هم که آنها به رهبری حضرت موسی از مصر خارج شدند باز آنها را تعقیب کرد تا آن وقت که در دریا آنها را تعقیب کرد و غرق شد. در آن حال فریاد برآورد: به خدایی که قوم موسی به آن ایمان آورده اند من هم ایمان آوردم و تسلیم او هستم. به او گفته شد: حالا و در این وقت؟! و حال آنکه تا لحظه این پیش آدمی فسادگر بودی. موقف دوم که توبه پذیرفته نمی شود جهان آخرت است. همین که آدمی بدان جهان رفت دیگر توبه و پشیمانی سودی ندارد. نه تنها بدان جهت که در آنجا آدمی کیفر را حاضر و مشهود می بیند، بلکه بدان جهت که در آنجا دیگر عمل و تغییر تصمیم و حرکت و تکامل معنا ندارد. هرکس در آنجا به هر حالت و با هر درجه و هر مقام که رفت برای همیشه در همان حالت باقی است و نمی تواند در خودش تصمیماتی و تغییراتی ایجاد کند. در آنجا هم توبه و انصراف واقعی پیدا می شود ولی مورد قبول واقع نمی گردد.[۱۱]

اقسام گناه و روش‌های توبه : توبه را از یک لحاظ به دو قسم تقسیم کرده ‌اند: یک دسته از گناهان، کوچک و کم شعاعند و صرفا با استغفار و پشیمانی قلبی، جبران می‌شود، اما دسته دیگری از گناهان، هم بزرگ و ویران کننده هستند و هم اثر وضعی دارند. این دسته، اضافه بر پشیمانی قلبی و استغفار با زبان، ‌ اقدام عملی و جبران مافات و ترمیم خرابی‌های بوجود آمده را نیز می‌طلبد ، در تقسیم ‌بندی دیگر، گناهانی را که ممکن است انسان مرتکب شود می‌توان به سه دسته تقسیم تقسیم کرد: . 1- ستم به خویشتن (حق النفس) یعنی انسان از این ناحیه به جان، مال و حیثیت خویش صدمه زده و موجب عدم پیشرفت یا فقر و عقب افتادگی و گرفتاری خود شده است. در این گونه موارد، گرچه گنهکار در حق خود ظلم کرده، ولی چون معمولا پای شخص دیگر و حق دیگری در بین نیست، با استغفار و جبران خطاها و ضررها، آسان‌تر می‌توان از آنها توبه کرد و راه خیر و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی را در پیش گرفت. 2- اطاعت نکردن از اوامر الهی (حق الله) فطرت پاک و سالمی که خداوند در نهاد انسان قرار داده، اعضاء و جوارح و نعمت‌های فراوان مادی و معنوی، پانزده میلیارد سلولی که در مغز اوست و سرانجام ارسال رسل و انزال کتب همه برای پویایی و سعادت اوست، اما با تأسف آدمی بر اثر تأثیرپذیری از عوامل درونی و بیرونی، همه این نعمت‌ها را نادیده انگاشته و راه تمرد و عصیان را در پیش نمی‌گیرد! اما راه کاری که برای این دسته گناهان وجود دارد این که: اگر شرک و کفر صورت گرفته، باید «توحید» و یکتاپرستی را جایگزین آن نمود و اگر در احکام و فروع دین کوتاهی و تعلل شده, باید به تکمیل و جبران آنچه از دست رفته اقدام کرد. نمازها وروزه‌های قضا شده از این نمونه است. 3- ظلم به حقوق دیگران (حق ‌الناس) شرایط توبه در «حق‌الناس» سنگین تر از توبه در «حق الله» است و این گناه, یعنی تجاوز به حقوق دیگران را امام علی(‌علیه‌ السّلام) از آن به مظالم العباد (کلینی، اصول کافی، ج2، ص443) و امام زین ‌العابدین(‌علیه ‌السّلام) به «تضییع حقوق الاخوان» (مجلسی،بحارالانوار، ج72، ص415) یاد کرده ‌اند. در روایت آمده: پیامبراکرم (صلی الله علیه و اله) به خانه کعبه نگاه کرد، آن را مورد تعظیم قرار داد و سپس ادامه داد: حق واحترام یک مؤمن از تو بالاتر است، چون خداوند خانه کعبه را دارای یک احترام و عظمت دانست و از مؤمن سه چیز را: «مال-خون-سوءظن» (مجلسی، بحارالانوار، ج67، ص71) .

احکام حق‌الناس : احکام و مسائل مربوط به حق‌الناس دو قسم است: الف. امور مالی (مانند بدهی، مظالم، خمس، زکات و... ب. امورغیرمالی (مانند غیبت، تهمت، هتک حرمت و...). الف. امور مالی (مانند بدهی، مظالم، خمس، زکات و...) اگر حق‌ الناس از امور مالی است، مثلاً در معاملات و یا معاشرت‌های دیگر خدای ناکرده مالی از کسی تلف یا غصب کرده و یا کلاه‌ برداری و دزدی انجام داده باید مثل آن را اگر مثلی است و قیمت آن را اگر قیمتی است به صاحبانش برگرداند و می‌تواند به واسطه شخص دیگر و یا پست یا در حساب جاری آنها واریز کند و یا رضایت آنها را به نحوی کسب کند و اگر از امور اخلاقی است مثلا با تهمت یا غیبت آبروی کسی را برده باید توبه کند و تحصیل رضایت او لازم نیست. اگر صاحب مال و حق مالی را نمی‌شناسیم و یا اگر از دنیا رفته، بازماندگان آنها را نمی‌شناسیم و به ورثه او دسترسی نداریم باید با اجازه از مرجع تقلید از طرف او به فقیر صدقه دهیم. البته لازم نیست مبلغ سنگینی را یک دفعه صدقه بدهید؛ بلکه متناسب با وضع مالی‌تان به تدریج از طرف صاحب حق صدقه بدهید. ب. امور غیرمالی (مانند غیبت، تهمت، هتک حرمت و...). در حقوق مردم که غیر مالی است مانند غیبت کردن اگر کسب حلالیت ملازم فساد و ناراحتی بیشتر غیبت شده است و امکان‌پذیر نیست, طلب بخشش از خداوند و انجام خیرات از طرف او کافی است و لازم نیست حتما کسب حلالیت صورت گیرد.

آداب و مستحبات توبه : توبه آداب خاصی دارد که باید آن را از مستحبات توبه دانست که عبارتند از: 1- سه روز روزه گرفتن؛ امام صادق(ع) می‌‌فرماید: توبه نصوح که خداوند به آن امر فرموده، روزه گرفتن روز چهارشنبه و پنج ‌شنبه و جمعه است. 2- غسل توبه؛ پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: بنده‌ ‌ای نیست که گناهی کند "هر چه و هر اندازه که باشد" سپس پشیمان شود و توبه کند مگر این که خداوند به مغفرت و آمرزش به او نظر کند، سپس پیامبر به شخصی که می‌‌خواست توبه کند فرمود: برخیز و غسل کن و برای خدا سجده نما . 3- خواندن دو یا چهار رکعت نماز؛ امام صادق (ع) می‌فرماید: هر بنده‌‌ ای که گناهی کرد، پس برخیزد و طهارت کند (وضو بگیرد) و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش نماید، بر خدا است که توبه‌ اش را بپذیرد، چون خود فرموده است: هر کس کار زشتی کند یا به خودش ستم نماید، پس استغفار کند، خدا را آمرزنده و مهربان می‌یابد . در روز یکشنبه ماه ذی ‌القعده رسول خدا(ص) به یارانش فرمود: کیست که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همه می‌‌خواهیم توبه کنیم، حضرت فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت پس از حمد، سوره قل هو الله را سه مرتبه و قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را یک مرتبه بخوانید، پس هفتاد مرتبه استغفار کنید و آخرش بگویید: لا حول و لا قوه الّا باالله العلی العظیم، نیز این دعا را بخوانید: یا عَزِیزُ، یا غَفّارُ، اغْفِرلی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ فانه لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ اًّلاّ أنْتَ. هر کس از امت من این عمل را به جا آورد، از آسمان ندا می‌شود که توبه‌ات پذیرفته و گناهانت آمرزیده شد. اصحاب گفتند: اگر کسی این عمل را در غیر این ماه به جا آورد، چگونه است؟ حضرت فرمود: مثل همان است که بیان کردم. این کلمات را جبرئیل در شب معراج به من یاد داد. 4- دعاهای توبه؛ مناسب است کسی که می‌خواهد توبه کند، دعاهای توبه ‌ای را که از ائمه معصومین وارد شده است، به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه، مخصوصاً دعای ۳۱ و یا مناجات خمسْ عشر، به خصوص مناجات تائبین را بخواند. 5- استغفار (درخواست بخشش)؛ قرآن مجید می‌فرماید: وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛ [۵] و از پروردگارتان طلب مغفرت کنید و بسوی او بازگردید.

نقش توبه در سعادت انسان : نقش توبه در بازگشایی در سعادت و قرار گرفتن در مسیر حق و اصلاح عملکردهای غلط گذشته و گشودن دریچه امید به روی انسان بسیار اساسی است. بسیار می‌شود که از انسان در طول زندگی و به ویژه در آغاز تربیت و اصلاح نفس، لغزش‌هایی سر می‌زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود مأیوس می‌گردد و برای همیشه از راه می‌ماند و لذا در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت زیاد مطرح است و اسلام از تمام گنهکاران دعوت می‌کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند. حضرت سجاد(ع) در مناجات تائبین از مناجات‌های پانزده ‌گانه (خمسة عشر) که در مفاتیح‌ الجنان مرحوم شیخ عباس قمی نیز آمده است به پیشگاه خداوند چنین عرضه می‌دارد: خدایا! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت بر روی بندگانت گشوده ‌ای و نامش را توبه گذاشته‌ ای و فرموده‌ ای؛ بازگردید به سوی خدا و توبه خالص کنید. اکنون عذر کسانی که از ورود به این در بعد از گشایش آن غافل شوند چیست؟ در روایات به قدری بر مسأله توبه تأکید شده که در حدیثی از حضرت امام باقر(ع) می‌خوانیم: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبة عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها؛ خداوند از توبه بنده ‌اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را می‌یابد، شاد می‌گردد» (تفسیر نمونه، ج 24، ص 295) . و باز در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است: التائب من الذنب کمن لاذنب له والمقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء؛ کسی که از گناه توبه کند، همچون کسی است که اصلا گناه نکرده است و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می‌کند مانند کسی است که مسخره می‌کند (تفسیر نمونه، ج 24، ص 296) بطلبد. خداوند تمامی گناهان انسان را در صورت توبه می‌بخشد، اما لازم است توجه شود که توبه تنها استغفار یا پشیمانی از گذشته و حتی تصمیم به ترک در آینده نیست، بلکه علاوه بر همه اینها باید شخص گنهکار در مقام جبران برآید و فسادی را که مرتکب شده جبران نماید. این صحیح نیست که مثلا در جلوی دیگران فردی را به دروغ و حیله متهم کنیم و بعد در خانه خلوت استغفار نماید. پس باید حقوقی از خداوند مثل نماز و روزه و عبادات و تکالیفی را که ضایع و ترک کرده و نیز حقوقی از مردم را که تباه ساخته جبران نماید و آنها را تدارک کند و حقوق مردم را به آنها برگرداند و در صورت امکان و دسترسی از آنها رضایت و حلالیت بخواهد . همچنین می‌توان گفت: توبه در اصطلاح اخلاقی رجوع از معصیت به اطاعت است؛ یعنی، انسان تبه‌کار از معصیت و ترک واجب و انجام محرمات الهی دست بردارد. ولی در یک مرحله بالاتر توبه به معنای پرهیز از «ترک مستحب و مکروه» است یعنی، اگر بعضی از امور مستحب "مانند نماز شب و صدقه اول ماه" را ترک کرده باشد، از آن توبه کند. پس توبه افراد عامی به این است که واجب و مستحب را بشناسند و انجام بدهند و حرام و مکروه را بشناسند و انجام ندهند. نسبت به گذشته جداً پشیمان باشند و آن را جبران کنند و نسبت به آینده هم عزم قطعی بر ترک خلاف داشته باشند. البته ترسیم و جبران گذشته کار آسانی نیست؛ بلکه حقوق فراوانی دارد که باید همه آنها جبران شود؛ از جمله: 1- حق الله؛ آنچه از واجبات و وظایف الهی بر عهده دارد، اعاده نماید. 2- حق النفس؛ امام سجاد(ع) در رساله حقوق می‌فرماید: حق نفست این است که آن را در طاعت خدا به کار بری. 3- حق‌الناس؛ آنچه از حقوق مردم ضایع نموده، باید جبران و ترمیم کند.

ارکان توبه : در لغت به معنای رجوع است و حقیقت توبه همان پشیمانی و ندامت از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک گناه در آینده است و اگر گناه گذشته کاری بوده که قابل جبران است باید در صدد جبران برآید و به این ترتیب ارکان توبه را می‌توان در چهار چیز خلاصه کرد: 1. ندامت، 2. تصمیم بر ترک در آینده، 3. جبران گذشته، 4. استغفار و طلب بخشش و مغفرت از خداوند. خداوند همه مؤمنان را دستور به توبه می‌دهد: «و توبوا الی الله جمیعاً ایّها المؤمنون لعلّکم تُفلِحون؛ ای مؤمنان همگی به سوی خدا رجوع کنید تا رستگار شوید»«توبه» کمیت و کیفیتی دارد، کمیت توبه آن است که قرآن کریم به همه مؤمنان دستور آن را می‌دهد: «توبوا الی الله جمیعاً ایّها المؤمنون» (همان، آیه 31.) و کیفیتش هم عبارت از «نَصوح»؛ یعنی، خالص بودن است که در این زمینه قرآن می ‌فرماید: یا ایّها الذین آمنوا توبوا الی الله توبةً نصوحاً تحریم آیه 66 ، اگر توبه همه ‌جانبه صورت گرفت و انسان از همه گناهان و خلاف‌ ها توبه کند و خالص شود، آنگاه لغزش‌های گذشته بخشوده می‌شود و انسان توبه‌ کننده به منزله بی‌گناه است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «التائب من الذّنب کَمن لاذَنب له» .مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 6، ص 21.

ویژگی‌های توبه خالص : یکی از آداب و شرایط توبه خالصانه، این است که تائب واجد سه ویژگی باشد: 1- از اینکه توبه ‌اش پذیرفته نشود، باید بترسد. 2- امید داشته باشد که توبه ‌اش پذیرفته شود. 3- اطاعت و بندگی خدا را ادامه دهد: عسی ربکم ان یُکفّر عنکم سیّئاتکم . البته با وجود بخشیده شدن گناه و پذیرش توبه از فضل و لطف الهی، بین فردی که گناه کرده و سپس توبه نموده، با فردی که از ابتدا مراقب بوده که به گناه آلوده نگردد، تفاوت وجود دارد و برخی از بزرگان گفته‌ اند: فردی که گناه نکرده، مانند صفحه کاغذ سفیدی است که چیزی بر آن نوشته نشده است؛ ولی فردی که گناه کرده و سپس توبه نموده، همانند کاغذ سفیدی است که بر آن چیزی نوشته باشند و بعد آن را پاک کنند؛ یعنی، به هر حال بین این دو تفاوت وجود دارد. "برای آگاهی بیشتر ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 24، ذیل آیه شریفه 8، سوره تحریم" .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ | 10:13 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |