اخلاق قرآنی- توبه واستغفار
توبه : یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار [۵] . ای کسانی که ایمان آوردهاید، بسوی خدا توبه کنید، توبه ای خالص، امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشدو شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند. توبه: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ . تحریم / 8. ای کسانی که ایمان آورده اید، بسوی خدا توبه کنید، توبه ای خالص، امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشدو شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند. توبه در زبان عربی به معنی بازگشت است و در اصطلاحات اسلامی، به معنی بازگشت از گناه به سوی خداوند است.[۱] این حالت وقتی رخ میدهد که انسان از گناه پشیمان شده و قصد انجام آن را نداشته باشد.[۱] توبه را در فارسی «آبیان» میگویند.[۲] . توبه به معنای «بازگشت» است.[۱] این کلمه در قرآن گاه برای انسان به کار رفته است و گاه برای خدا که در این موارد با حروف اضافه متفاوت به کار میرود. این فعل وقتی برای انسان به کار میرود «تابَ إلَی اللهِ» به معنای بازگشت بنده از گناه به سوی خداوند است.[۲] و وقتی درباره خداوند به کار میرود («تابَ اللهُ عَلَیهِ») به معنای غفران و بخشش خداوند نسبت به بنده و دادن توفیق توبه به اوست.[یادداشت ۱][۳] . توبه، پشیمانی و اراده ترک گناه و زشتیها و بازگشت به سوی حقتعالی. امام خمینی توبه را رجوع از طبیعت به روحانیت نفس و حقیقت توبه را بازگشت از طبیعت و تاریکیهای عالم ماده، به سوی فطرت و روحانیت نفس میداند. ایشان پشیمانی و عزم بر ترک گناهان را از ارکان توبه میشمارد و برگرداندن تمام حقوق مردم و به جای آوردن واجبات الهی ترک شده را شرط صحت و پذیرش توبه و از میانبردن گوشت های روییده شده از گناه و چشاندن سختی عبادت به بدن را شرط کمال توبه میداند و پناه بردن به مقام غفاریت حقتعالی را از امور لازم بر شخص تائب میشمارد. امام خمینی تأخیر در توبه را امری ناپسند و بهار توبه را ایام جوانی میداند. و معتقد است ندامت و پشیمانی از گناه و عقاب نفس برای زدودن آثار گناهان لازم است، و نتایجی برای توبه چون: پاک شدن از گناهان، تبدیل گناهان به حسنات و محبت الهی برمیشمرد، و توبه را واجب فوری و از امور قلبی و عدم عقاب توبهکننده را تفضلی از سوی خداوند میداند. توبه، به معانی رجوع کردن،[۱] کنده شدن از گناه[۲] و حیاکردن[۳] بهکار رفته است. توبه در دو معنای رجوع بنده به خداوند و رجوع خداوند به بنده به کار میرود. رجوع بنده به خدا، به معنای برگشت بنده از نافرمانی به طاعت است[۴] و رجوع خدا به بنده، به معنای موفق کردن بنده به توبه[۵] یا بخشیدن و نجات وی از گناهان[۶] است. توبه در اصطلاح اخلاقی، به معنای رجوع کردن از گناه[۷] و بازگشت به سوی خدا از قصد معصیت[۸] است و در اصطلاح عارفان، به معنای بازگشت از مخالفت به موافقت[۹] یا از هر چیز ناپسند در شرع، به سوی هر آنچه پسندیده[۱۰] است. امامخمینی توبه را رجوع از طبیعت به روحانیت نفس معرفی میکند.[۱۱] . در قرآن کریم می فرماید: فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ ... [۱]؛ هر کسی توبه نماید پس از گناه و نیکوکار شود خداوند سوی او باز می گردد. توبه از بنده، بازگشت به خداست و از خدا، رضای او از بنده پس از قهر و خشم است و گویند توبه پشیمان شدن از گناه است یا از هر کار که بهتر از آن می توانست و نکرد. ملا مهدی نراقی در کتاب جامع السعادات در معنای توبه می نویسد: توبه ترک گناهان کنونى و عزم بر ترک آنها در آینده و تلافى و تدارک تقصیر گذشته است.[۲] . امیرمؤمنان علیه السلام توبه را چنین معنى مى کند: «التَّوْبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَاسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ وَ تَرْک بِالْجَوارِحِ وَاضْمارُ أنْ لایعُودَ»[۳]؛ توبه (عبارت از) پشیمانى قلبى، آمرزش خواهى زبانى، ترک (عملى) گناه با اندام و تصمیم بر عدم بازگشت (به گناه) است. همچنین در مورد کمال توبه گفته شده: سالک براى دست یابى به توبه اى کامل باید از گناهان گذشته خود ترسان باشد و با حزن و اندوه بر آنها و با تحمّل ریاضتهاى شرعى گوشت هایى که از حرام در بدنش روییده ذوب کند و با چشاندن رنج و سختى طاعات، آثار لذّتى که از گناه برده است از جانش بزداید. توبه از مسائل مهم اخلاقی- عرفانی است که در ادیان الهی، مانند یهود و مسیحیت[۱۶] جایگاه ویژهای دارد. در فرهنگ اسلامی نیز به این مسئله توجه خاصی شده است. قرآن کریم بر توبه بسیار تأکید کرده است[۱۷] و آن را سبب پاکشدن گناهان[۱۸] و محبوبشدن نزد پروردگار[۱۹] میداند. روایات بسیاری نیز در موضوعاتی چون فضیلت توبه[۲۰] چگونگی وقوع،[۲۱] وقت انجام[۲۲] و شرایط قبول آن[۲۳] آمده است. بحث توبه در کتابهای عرفانی پیشینه ای طولانی دارد. اهل معرفت به بررسی حقیقت و ویژگیهای آن پرداخته اند. سرّاج - از عرفای قرن چهارم - را میتوان از نخستین عارفانی دانست که در کتاب خود، باب مستقلی برای توبه قرار داده است.[۲۴] قشیری نیز در رساله خود، با استناد به آیات و روایات، به بیان حکایات اهل سلوک، دربارهٔ توبه میپردازد.[۲۵] خواجهعبدالله انصاری در منازل السائرین، توبه را یکی از مقامات اهل سلوک معرفی میکند[۲۶] و پس از ایشان، شارحان منازل السائرین[۲۷] به این بحث پرداختهاند. عارفان دیگری چون عزالدین کاشانی در کتاب مصباح الهدایه[۲۸] این روند را ادامه دادهاند. در راستای مباحث عرفانی، مباحث اخلاقی توبه در کتابهای اخلاقی مورد توجه بوده است و قوت القلوب ابوطالب مکی،[۲۹] احیاء علوم الدین غزالی[۳۰] و المحجة البیضاء فیض کاشانی[۳۱] را میتوان ازجمله نخستین کتابهای اخلاقی این زمینه دانست. امامخمینی در آثار خود، اهتمام ویژه ای به مسئله توبه دارد و آن را از جهات عرفانی، اخلاقی و فقهی بررسی کرده است.[۳۲] ایشان بیشتر مسائل عرفانی و اخلاقی توبه را در کتاب شرح چهل حدیث بیان میکند[۳۳] و در کتابهای دیگری همچون سرّ الصلاة [۳۴] و شرح حدیث جنود عقل و جهل[۳۵] نیز اشارههایی به آن دارد.
شرایط توبه : علمای عرفان، ارکان و شرایطی برای توبه حقیقی ذکر کرده اند: بعضی پشیمانی از گناهان را از شرایط توبه شمرده اند[۴۸]؛ اما برخی عزم بر ترک گناه و پشیمانی از آن را از علایم توبه دانستهاند.[۴۹] علمای اخلاق، افزون بر پشیمانی، شرط های دیگری چون: قصد ترک گناه در آینده، انجام واجبات، طلب حلال در خوردن و پوشیدن، ردّ مظالم، مجاهدت و ریاضت نفس را نیز از ارکان توبه بیان کرده اند.[۵۰] شماری افزون بر این شرایط، تأکید بسیاری بر جبران خطاهای گذشته دارند و آن را لازمه برطرف شدن تاریکی قلب میدانند. در این راستا به روزهداری، کوشش در عبادت و انجام کار نیک مناسب با کردار ناپسند انجامشده، سفارش میکنند.[۵۱] . امامخمینی پشیمانی و عزم بر ترک گناهان را با استناد به بعضی روایات[۵۲] از ارکان توبه میشمارد. در نگاه ایشان اگرچه توبه کننده برای تحصیل آن باید متحمل سختیهای بسیاری شود، اما با تحصیل آن، توفیقات الهی شامل او شده، راه طریق آخرت، آسان میگردد.[۵۳] ایشان که بر ندامت واقعی در توبه تأکید داشت،[۵۴] خاطرنشان میکرد توبه کننده باید آتش ندامت را در دل خود روشن کند؛ زیرا به واسطه این آتش ندامت است که گناهان و زنگار قلب او برطرف میشود؛ وگرنه آتشی که از گناهان افروخته شده باشد، در آخرت او را میسوزاند.[۵۵] . امامخمینی در بیان شرایط توبه، به تبیین این موضوع پرداخته، با استناد به روایتی از امیرالمؤمنین ع [۵۶] شرایطی برای پذیرش و کمال توبه بیان میکند. ایشان، برگرداندن تمام حقوق مردم و به جایآوردن تمام واجبات الهی ترک شده را شرط صحت و پذیرش توبه میداند[۵۷]؛ همچنین از میان بردن گوشتهای روییده شده ازگناه وچشاندن سختی عبادت به بدن را شرط کمال توبه میشمارد.[۵۸] .
طلب بخشش و استغفار : علمای اخلاق، توبه و استغفار را از نخستین مقامات دین و سرمایه سالکان میشمارند که موجب محبت حقتعالی و سبب نجات و رستگاری است.[۵۹] به اعتقاد امامخمینی، از امور لازم بر شخص تائب، پناه بردن به مقام غفاریت حقتعالی و طلب غفران و استغفار است؛ اینکه شخص با حال تضرع و ناله از خداوند بخواهد گناهان او را بپوشاند و آثار آنها را مرتفع کند. به باور ایشان، حقیقت استغفار جدایی از صورتهای ملکوتی اعمال زشت است.[۶۰] ایشان یکی از معانی استغفار را غفران ذنوب و تقیداتی میداند که لازمه سیر معنوی و عروج درجات کمالی است؛ زیرا سالک بر اساس نقشه دنیایی و بشری خود دارای قیود و شئون مادی است و برای انتقال از مقامات پایینتر به مقامات بالاتر، باید از این شئون رهایی یابد و این همان ذنب و گناه وجودی است و مبدأ همه گناهان است.[۶۱] .
چگونگی توبه : قرآن، مؤمنان را به «توبه نصوح» امر کرده، آن را سبب زدودن گناهان و ورود به بهشت برشمرده است.[۷۴] نَصوح صیغه مبالغه از ریشه «نصح»، به معنای نصیحت، اخلاق و خالص است،[۷۵] یا از «نصاحه» به معنای خیاطت است؛ زیرا توبه، دین شخص را که به واسطه گناهان پاره گشته است، می دوزد.[۷۶] بنابر روایتی، مراد از توبه نصوح، توبه از گناهی است که شخص به انجام آن برنگردد.[۷۷] برخی، مقصود از آن را توبه ای دانسته اند که برای خدا خالص باشد[۷۸] یا صاحبش را نصیحت کند که دیگر به آنچه از آن توبه کرده است، بازنگردد.[۷۹] امامخمینی در این موضوع، به بیان برخی احتمالات یادشده که مجلسی[۸۰] از شیخ بهایی[۸۱] نقل کرده است، بسنده میکند و همه را محتمل میداند.[۸۲] . علمای اخلاق چگونگی توبه را در گناهانی که حقالناس است، به ادای حقوق تضییع شده از دیگران[۸۳] و گناهانی که حقالله است، به انجام وظایف و عبادات ترک شده و استغفار از گناهان و تصمیم بر عدم رجوع به آن میدانند.[۸۴] . امام خمینی چگونگی توبه را ندامت و پشیمانی از گناه دانسته، عقاب نفس را برای زدودن آثار گناهان لازم میداند.[۸۵] ایشان با استناد به روایت یادشده در نهج البلاغه ردّ حقوق مردم و انجام حقوق فوتشده الهی را در قبول توبه مؤثر میشمارد.[۸۶] .
مراتب توبه : توبه سه مرتبه دارد: توبه عام و خاص و اخص. توبه عام ترک گناه و سعی در عدم تکرار آن است و خاص آن، توبه از ترک اولی است و اخصّ، توبه از توجه غیر از خداست.[۵] . تمام گناهان را میتوان در سه مرحله خلاصه کرد: یک. گناهانی که یه صورت ترک عبادات واجبه و طاعات لازمه صورت گرفته است مانند ترک نماز، روزه، زکات، خمس، جهاد و… دو. گناهانی که به صورت تخلف از نواحی حق صورت گرفته و اصطکاکی با حق مردم ندارد مانند: شرب خمر، چشمچرانی، زنا قمار، لواط، استمنا و… سه. گناهانی که علاوه بر نافرمانی از دستورات حق، حقوقی از مردم را ضایع نمودهاست مانند: قتل نفس، سرقت، ربا، غصب، خوردن مال یتیم، رشوه، ضربه زدن به بدن یا مال مردم و… توبه از گناهان دسته اول، انجام ترک شده هاست: خواندن نماز، گرفتن روزه، رفتن به حج، پرداخت خمس و زکات تمام دورانی که خمس و زکات به انسان تعلق گرفتهاست. توبه از گناهان دسته دوم، استغفار و پشیمانی و عزم بر ترک جدی نسبت به آن گناهان است به صورتی که انقلاب حال انسان باعث شود که اعضا و جوارح از هوس بازگشتن به گناه بازمانند. توبه از گناهان دسته سوم، رجوع به مردم و پاک شدن از حقوق آنهاست.[۶] .
نتایج توبه : امامخمینی مانند دیگر علمای اخلاق،[۸۷] با استفاده از برخی آیات[۸۸] و روایات[۸۹] نتایج فراوانی برای توبه برمیشمرد؛ از آن جمله: پاک شدن از گناهان؛ تبدیل گناهان به حسنات[۹۰]؛ برخورداری از محبت الهی[۹۱]؛ پوشیده شدن و محجوب شدن اعمال در آخرت[۹۲]؛ با این حال، ایشان اشاره میکند که اگرچه توبه کننده گناهانش پاک میشود، آن صفای باطنی و نور خالص فطریاش، به حالت پیش از گناه بر نمیگردد و به ظرف شکسته ای میماند که با مهارت تعمیر شده، به حالت اولی خود بر نمیگردد؛ همچنان که میان دوستی که در تمام عمر با صمیمیت و خلوص رفتار میکند و دوستی که خیانت میکند و سپس عذر تقصیر طلب میکند، فرق وجود دارد و در صورت پذیرش عذر و عفو نیز آن صمیمیت سابق بازنمیگردد.[۹۳] .
واجب بودن توبه : مرحوم ملا مهدی نراقی در مورد وجوب توبه می گوید: توبه از همه گناهان واجب است به اجماع و نقل قرآن و حدیث و عقل. اما اجماع، شکى در فراهم بودن آن نیست و اما نقل، مانند قول خداى تعالى:... وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [۴]؛ اى مؤمنان همگى توبه به خدا برید (به سوى خدا بازگشت نمائید) شاید رستگار شوید . و نیز قول او تعالى: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ ... [۵]؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید به سوى خدا توبه کنید توبه اى صادقانه و صمیمانه شاید پروردگارتان بدیها (گناهان)تان را بپوشاند. و معنى «نصوح»، خالص براى خداست که از شوائب اغراض، از مال یا جاه یا ترس از سلطان یا عدم قدرت بر گناه و نداشتن اسباب آن، خالى باشد و این امر براى وجوب است، پس توبه به مقتضاى این دو آیه واجب است. و اما عقل؛ کسى که معنى وجوب و معنى توبه را بداند در ثبوت و تحقّق وجوب توبه شک نمىکند. بیان مطلب این است که: معنى و حقیقت واجب چیزى است که وصول به سعادت جاوید و نجات از هلاکت ابدى متوقّف بر آن است، و اگر سعادت و شقاوت به فعل و ترک چیزى تعلّق و ارتباط نداشته باشد وجوب آن معنى ندارد، پس واجب وسیله و دستاویزى است به سوى سعادت همیشگى. و شکى نیست که در خانه بقا و جاودانى سعادتى نخواهد بود مگر با لقاء خدا و انس به او، و هر که از این دیدار و وصال محجوب باشد از مشاهده جلال و جمال الهى محروم خواهد بود، و او ناچار شقى و بدبخت است، هم به آتش فراق مىسوزد و هم به آتش دوزخ. امّا آنچه آدمى را از لقاء خدا دور مىکند چیزى جز پیروى از شهوات نفسانى و غضب و انس به این جهان فانى، که از اینها به گناهان تعبیر مىشود، نیست. و انسان به دیدار خدا نزدیک نمىشود مگر آنکه دلبستگى به کالاى فریبنده این عالم را بگسلد و بکلّى به خدا روى آورد، و به وسیله پایدارى و مداومت ذکر در طلب انس به او باشد و با دوام و پیوستگى فکر در عظمت و جلال و جمال او به قدر توانائى محبّت او را بجوید. و شکى نیست که انصراف از راه دورى (ازخدا) و شقاوت براى وصول به قرب (به خدا) و سعادت واجب است، و این حاصل نمىشود مگر با توبه که عبارت است از علم و ندامت و عزم، و معنى واجب همین است، پس توبه قطعا واجب است.[۶] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی
