عدل در لغت و اصطلاح، معانی مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: «نهادن هر چیزی به جای خود»، حد متوسط میان افراط و تفریط در قوای درونی ، [۲] . به تساوی تقسیم کردن ، [۳] . رعایت برابری در پاداش و کیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیک است پاداش، و اگر بد است است کیفر داده شود. [۴] . شهید مطهری رحمة اللهعلیه از واژه عدالت و ظلم، که درباره انسان به کار میرود، چنین ترسیمی ارائه داده است: ما افراد بشر، فردی از نوع خود را که نسبت به دیگران قصد سوئی ندارد، به حقوق آنها تجاوز نمیکند، هیچگونه تبعیضی میان افراد قائل نمیگردد، در آنچه مربوط به حوزه حکومت و اداره او است، با نهایت بیطرفی، به همه به یک چشم نگاه میکند، در مناقشات و اختلافات افراد دیگر، طرفدار مظلوم و دشمن ظالم است؛ چنین کسی را دارای نوعی از کمال یعنی عدالت میدانیم و روش او را قابل «تحسین» میشماریم و خود او را عادل میدانیم. در مقابل، فردی را که نسبت به حقوق دیگران تجاوز میکند، در حوزه قدرت و اداره خود میان افراد تبعیض قائل میشود، طرفدار ستمگران و ستمکشان «بی تفاوت» است، چنین کسی را دارای نوعی نقص به نام «ظلم» و ستمگری میدانیم و خود او را «ظالم» میخوانیم و روش او را لایق «تقبیح» میشماریم.[۵] . عدالت به معنای دادگر بودن، انصاف داشتن و دادگری است و عدالت اجتماعی عدالتی است که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند. همچنین «عدل» در مقابل «ظلم» و به معنای احقاق حق و اخراج حق از باطل است و امر متوسط میان افراط و تفریط را نیز «عدل» گویند.
مفهوم عدالت : عدل در لغت و اصطلاح، معانی مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: «نهادن هر چیزی به جای خود»، حد متوسط میان افراط و تفریط در قوای درونی [۱]، به تساوی تقسیم کردن [۲]، رعایت برابری در پاداش و کیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیک است، پاداش و اگر بد است، کیفر داده شود .[۳] . در تفسیر نمونه» ذیل آیه «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ... [۴] آمده: عدل به معنای واقعی کلمه، آن است که هر چیزی در جای خود باشد؛ یعنی دادن حق هر صاحب حق. شهید مرتضی مطهری در کتاب عدل الهی چهار برداشت از عدل را بیان می کند: موزون بودن: یعنی رعایت تناسب یا توازن میان اجزای یک مجموعه؛ واژه اقتصاد نیز در فرهنگ اسلامی به معنای رعایت حد وسط و اعتدال ذکر شده است و اساس اقتصاد اسلامی بر مبنای رعایت اعتدال است. تساوی و رفع تبعیض: یعنی رعایت مساوات بین افراد هنگامی که استعدادها و استحقاق های مساوی دارند، مانند: عدل قاضی. رعایت حقوق افراد و دادن پاداش و امتیاز بر اساس میزان مشارکت آنها مانند: عدالت اجتماعی. رعایت استحقاقها: این معنی از عدل عمدتاً مربوط به عدالت تکوینی و از خصوصیات باری تعالی است. وی همچنین از واژه عدالت و ظلم که درباره انسان بکار میرود، چنین ترسیمی ارائه داده است: ما افراد بشر، فردی از نوع خود را که نسبت به دیگران قصد سوئی ندارد، به حقوق آنها تجاوز نمیکند، هیچگونه تبعیضی میان افراد قائل نمیگردد، در آنچه مربوط به حوزه حکومت و اداره او است با نهایت بیطرفی به همه به یک چشم نگاه میکند، در مناقشات و اختلافات افراد دیگر، طرفدار مظلوم و دشمن ظالم است؛ چنین کسی را دارای نوعی از کمال (یعنی عدالت) میدانیم و روش او را قابل «تحسین» میشماریم و خود او را «عادل» میدانیم. در مقابل، فردی را که نسبت به حقوق دیگران تجاوز میکند، در حوزه قدرت و اداره خود میان افراد تبعیض قائل میشود، طرفدار ستمگران و ستمکشان «بیتفاوت» است، چنین کسی را دارای نوعی نقص به نام «ظلم» و ستمگری میدانیم و خود او را «ظالم» میخوانیم و روش او را لایق «تقبیح» میشماریم .[۵] .
ارزش عدالت : عدل دارای جاذبه ای فطری است و نزد وجدان عمومی بشریت، ارزش گرانقدر دارد زیرا در سایه عدل هر کسی به حق خویش میرسد، تعدی و تجاوز از جامعه رخت برمیبندد و امنیت و آرامش بر همه جا حاکم میشود. به همین جهت مردم، بیعدالتی را نکوهش میکنند و عدالت را میستایند. امام صادق علیهالسلام درباره این حقیقت که بیعدالتی عیب بوده و عدالت خوشایند همگان است، فرموده است: اِتَّقُوااللهَ وَاعْدِلوُا فَإنَّکمْ تعیبونَ عَلی قومٍ لایَعْدلونَ ؛[۷] از خداوند پروا کنید و به عدالت رفتار کنید، چرا که شما به قومی که عدالت نکند، خرده میگیرید. همچنین فرموده است: العَدْلُ أَحلی مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْیَنُ مِنَ الزبدِ و أطیَبُ ریحاً مِنَ الْمِسک ؛[۸] عدل از عسل شیرینتر، از کره نرمتر و از مشک خوشبوتر است. آری همچنان که عسل به کام هر کسی شیرین و بوی خوش مشک خوشایند همگان است، رایحه عدل نیز نزد همگان پسندیده و خوشایند است. این سخن اشاره به این است که مردم تشنه عدالتند و انجام یک کار عادلانه، هر چند قلیل، موجب گشایش کارهای بسیار میشود.
آثار اجتماعی عدالت : الف: پایداری اجتماع - انسانها به دلیل داشتن منافع مشترک و نیازهای متقابل همگانی برای زیست سالم و انسانی، نیازمند روابط عادلانه اند. عدالت از جمله اصولی است که به کار بستن آن سبب قوام و پایداری اجتماع است و با اجرای آن، حق هر کس ادا شده و راه تعدی و تجاوز به حقوق دیگران بسته میشود. تنظیم روابط سالم اجتماعی و حفظ حاکمیت ضوابط و قوانین الهی در جامعه اسلامی، تنها در سایه عدالت میسر است. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: جَعَلَ اللهُ الْعَدْلَ قِواماً لِلْاَنامِ وَ تَنْزیهاً مِنَ الْمَظالِمِ وَالْآثامِ وَ تَسْنِیهً لِلْاِسْلامِ ؛[۹] خداوند عدالت را برای استواری مردم و پاکیزگی از ستم و گناهان و وسیله علو و سربلندی اسلام قرار داده است. ب: اصلاح مردم - امام علی علیه السلام فرمود: بِالْعَدلِ تَصْلَحُ الرَّعِیَّهُ ؛[۱۰] ملت با عدل اصلاح میشود. این سخن بیانگر این حقیقت است که با حاکمیت عدل، امور مختلف زندگی مردم سامان مییابد و زمینه رشد فضایل اخلاقی فراهم میشود. ج: پایداری و قدرت دولت - امام علی علیهالسلام میفرماید: ثُباتُ الدُّوَلِ بِاقامَة سُنَنِ العَدلِ ؛[۱۱] پایداری دولتها با برپایی سنتهای عادلانه است. د: آبادی و برکت - این دو اثر ارزنده نیز در دو جمله از امیرمؤمنان علیهالسلام بیان شده است: بِالْعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَکاتُ ؛[۱۲] با عدالت برکتها فزونی مییابد . و می فرماید: ما عُمّرَت البُلدان بمثل العدل ؛[۱۳] شهرها به هیچ چیز همانند دادگری آباد نمیشود .
عوامل انحراف از مسیر عدالت : با فطری بودن جاذبه عدل، این سؤال مطرح است که عامل انحراف بشر از مسیر عدل چیست؟ از برخی آیات قرآن استفاده میشود که «امیال نفسانی» و نیز «حبّ و بغض»های بیجا، از جمله انگیزههای بشر در سرپیچی از اجرای عدل است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَنْ تَعْدِلُوا ... ؛[۱۴] ای کسانی که ایمان آوردهاید کاملاً قیام به عدالت کنید، برای خدا گواهی دهید؛ اگرچه بر ضرر خود یا پدر و مادر و خویشان شما باشد، چه فقیر باشند و یا توانگر پس (در هر حال) خداوند سزاوارتر است (که جانب او را مراعات کنید) پس پیروی هوای نفس مکنید که از حق منحرف خواهید شد . آری پیروی از هوا و هوس، روحیه عدالتخواهی را تضعیف میکند. دیده خدابین را کور مینماید و روزنه خودبینی را میگشاید و سرانجام انسان را وامیدارد تا به ملاحظه پدر و مادر و خویشان و اقوام، پا روی حقیقت بگذارد و از اجرای عدل سرباز زند. کینه با دشمنان نیز از دیگر عواملی است که فرد را وامیدارد تا عدالت را نادیده انگارد. از این رو قرآن کریم تأکید فرموده است تا مؤمنان از بازگو کردن سخن حق در هیچ شرایطی خودداری نکنند و رعایت عدالت را بر هر چیز دیگر مقدم دارند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ... ؛[۱۵] ای مؤمنان، برای خدا قیام کنید و به عدالت گواهی دهید و دشمنی قومی، شما را وادار نکند که عدالت نکنید، عدالت کنید که به تقوا نزدیکتر است.
کاربردهای عدالت : برخی از کاربردهای عدل که به طور معمول در زندگی روزمره با آنها روبرو هستیم، عبارتند از: شهادت به حق: عدالت ایجاب میکند که یک فرد مسلمان در داوریهای رسمی و خودمانی همواره طرفدار «حق» و «اهل حق» باشد و اگر او را به گواهی دادن طلبیدند، صادقانه گواهی دهد، گرچه به زیان خودش باشد، چنان که آیه ۱۳۵ سوره نساء که پیشتر آمد، بر این مطلب تصریح دارد و حضرت امام صادق علیهالسلام نیز آن را از حقیقت ایمان شمرده است: اِنَّ مِنَ حَقیقَهِ الایمانِ اَنْ تُؤَثِّرَ الحَقَّ وَ اِنْ ضَرَّک، عَلَی الباطِلِ وَ اِنْ نَفَعَک...؛[۱۶] از حقیقت ایمان (این) است که حق را ـ گرچه به زیانت باشد ـ، بر باطل ـ گرچه به سودت باشد ـ مقدم بداری. قضاوت به حق: ممکن است کسانی ما را به داوری بخوانند، مانند داوری میان دو همسایه، دو همکار، دو فرزند، زن و شوهر و... . در این گونه موارد، عدالت حکم میکند که آنچه را حق تشخیص میدهیم، اظهار کنیم و ملاحظه و رودربایستی سبب حقکشی ما نشود، چنین کاری ممکن است در ابتدا برای ما آسان بنماید ولی هنگام عمل خواهیم دید که چندان هم آسان نیست به ویژه اگر یک طرف دعوا دوست و طرف مقابل، دشمن باشد. در این گونه موارد خواهیم یافت که حقگویی و داوری به حق، سخت و سنگین است. چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: الحق ثَقیلٌ مُرٌّ وَ الباطِلُ خَفیفٌ حُلْوٌ... ؛[۱۷] حق سنگین و تلخ و باطل سبک و شیرین است! و اگر کسی این سنگینی را تحمل کند و آن تلخی را بچشد، شایسته آن است که امام علی علیه السلام درباره اش بفرماید: اَفْضلُ الْخَلقِ اقضاهُمْ بِالْحَقَّ ؛[۱۸] بهترین مردم کسی است که بیش از دیگران به حق، داوری کند. حقطلبی و حقدهی: گرفتن حق و دادن حق نیز از لوازم عدالت است. حال، این حق کوچک باشد یا بزرگ، فردی باشد یا اجتماعی، دینی باشد یا سیاسی، اقتصادی باشد یا فرهنگی و... . شخص عادل، هم درصدد احقاق حقوق خود و دیگران برمیآید، (حق طلبی) و هم حقوق دیگران را به آنان بازمیگرداند (حق دهی). امیرمؤمنان علیهالسلام ضمن نامهای به سران سپاه خود، از حق رهبر و رهروان، سخن به میان میآورد و گوشهای از آن را شرح میدهد، سپس به آنان سفارش میکند که هم حق خود را از رده بالاتر دریافت کنند و هم حقوق آنان را بپردازند.[۱۹] . انجام فرائض و ترک گناهان: چنین عدالتی در مرجع تقلید، امام جماعت، قاضی، گواه در دادگاه و مانند آن شرط است. امام خمینی قدس سره در معنای آن فرموده است: حالتی است نفسانی که صاحب خود را بر پایبندی به تقوا وامیدارد و مانع ارتکاب گناهان کبیره و با احتیاط، گناهان صغیره میشود... همچنین از انجام کارهایی که در عرف، بیمبالاتی در دین شمرده میشود، جلوگیری میکند .[۲۰] در برابر چنین عدالتی "فسق" قرار دارد؛ یعنی کسی که مرتکب گناه کبیره شود یا بر گناه صغیره اصرار بورزد «فاسق» است، که از مرجعیت، امامت جماعت، گواهی دادن بر دادگاه و مانند آن محروم میشود، مگر آن که از گناه توبه کند. احترام به اموال و حقوق مردم: مصداق دیگر عدالت، احترام به جان، آبرو، مال و حقوق دینی و اجتماعی مردم است که باید مراعات گردد، این دادگری نیز حساس و ارزشمند است که بایستی به آن آراسته باشیم؛ اهمال یک پزشک در نجات جان بیمار، کوتاهی نیروی انتظامی و نظامی در ایجاد امنیت داخلی و خارجی، سستی یک قاضی در اعمال قانون، بیتفاوتی هر مسئولی در برابر حقوق مردم و...، از اموری است که عدالت را خدشهدار میکند و مرتکبین چنین کارهایی هرگز عادل شمرده نمیشوند.
عدل : اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل [۱۱]. هنگامی که میان مردم داوری میکنید ، به عدالت داوری کنید. عدل: إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ .نساء / 58. هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. عدالت ورزی : یکی از ویژگی های بارز انسان ها حس عدالت خواهی و عدالت طلبی آنها می باشد. به طوری که اگر تاریخ را مورد بررسی قرار دهید خواهید یافت که اغلب انقلاب ها و تحولات تاریخی با انگیزة ایجاد عدالت شکل گرفتند. عدالت همواره در همة جوامع دارای تقدس بوده و آرمانی است که همه جوامع در جهت تحقق آن به تکاپو مشغولند. یکی از مجراهای تحقق عدالت اجتماعی از طریق مسائل اقتصادی است و این که این دو مسئله هم راستا و مکمل یکدیگر می باشند. امام محمد باقر (ع) می فرماید: «سه چیز است که تمام مردم به آن نیازمندند: 1. امنیت و آرامش 2. عدالت و دادگستری 3. فراوانی نعمت و ارزاق عمومی» از امام صادق (ع) نیز نقل شده است که انسان ها به رفاه و غنا می رسند آنگاه که میان آنان عدالت تحقق یابد. پر واضح است که با توجه به مطالب ذکر شده می توان دریافت که رابطة تنگاتنگی میان برقراری عدالت و درآمدها وجود دارد همان گونه که در کلام امام صادق (ع) تحقق عدالت منوط به دست یابی تمام افراد جامعه به سطحی از رفاه و غنا شده است. عدل در لغت و اصطلاح، معانی مختلفی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: «نهادن هر چیزی به جای خود»، «حد متوسط میان افراط و تفریط در قوای درونی»، «به تساوی تقسیم کردن»، «رعایت برابری در پاداش و کیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیک است پاداش و اگر بد است است کیفر داده شود». در تفسیر نمونه ذیل آیه ۹۰ سوره نحل آمده عدل به معنای واقعی کلمه آن است که هر چیزی در جای خود باشد؛ یعنی دادن حق هر صاحب حق. شهید مطهری در کتاب عدل الهی چهار برداشت از عدل را بیان می کند: ۱. موزون بودن: یعنی رعایت تناسب یا توازن میان اجزای یک مجموعه؛ واژه اقتصاد نیز در فرهنگ اسلامی به معنای رعایت حد وسط و اعتدال ذکر شده است و اساس اقتصاد اسلامی بر مبنای رعایت اعتدال است. ۲. تساوی و رفع تبعیض: یعنی رعایت مساوات بین افراد هنگامی که استعدادها و استحقاق های مساوی دارند، مانند: عدل قاضی. ۳. رعایت حقوق افراد و دادن پاداش و امتیاز بر اساس میزان مشارکت آنها مانند: عدالت اجتماعی. ۴. رعایت استحقاق ها: این معنی از عدل عمدتاً مربوط به عدالت تکوینی و از خصوصیات باری تعالی است. وی همچنین از واژه عدالت و ظلم که درباره انسان بکار میرود، چنین ترسیمی ارائه داده است: «ما افراد بشر، فردی از نوع خود را که نسبت به دیگران قصد سوئی ندارد، به حقوق آنها تجاوز نمیکند، هیچ گونه تبعیضی میان افراد قائل نمیگردد، در آنچه مربوط به حوزه حکومت و اداره او است با نهایت بیطرفی به همه به یک چشم نگاه میکند، در مناقشات و اختلافات افراد دیگر، طرفدار مظلوم و دشمن ظالم است؛ چنین کسی را دارای نوعی از کمال (یعنی عدالت) میدانیم و روش او را قابل «تحسین» میشماریم و خود او را «عادل» میدانیم. در مقابل، فردی را که نسبت به حقوق دیگران تجاوز میکند، در حوزه قدرت و اداره خود میان افراد تبعیض قائل میشود، طرفدار ستمگران و ستمکشان «بیتفاوت» است، چنین کسی را دارای نوعی نقص به نام «ظلم» و ستمگری میدانیم و خود او را «ظالم» میخوانیم و روش او را لایق «تقبیح» میشماریم .
رفتار عادلانه با فرزندان بسیار پر اهمیت است : در صورت رعایت نکردن این امر میان فرزندان، انواع کینه ها و عقده ها در آنان نسبت به یکدیگر پدید می آید. با زیاد بودن تعداد فرزندان، وظیفه پدر و مادر درباره این مسئله حساس تر و سنگین تر است. پدر و مادر باید رفتار عادلانه ای با کودکان داشته باشند و در نقش یک قاضی عادل و عاقل با آن ها برخورد کنند. هیچ کدام را بر دیگری ترجیح ندهند و در رفتار و گفتار، در محبت و خشم، تنبیه و تشویق، یکسان عمل کنند. رسول خدا «صلی الله علیه و آله» به مردی که یکی از بچه های خود را بوسید و دیگری را از خود دور کرد، فرمود: چرا با فرزندان خود به طور مساوی رفتار نکردی؟. در روایت دیگری امام صادق «علیه السلام» فرمود: اِعْدِلُوا بَیْنَ اَولادِکُم کَما تُحِبُّونَ اَنْ یَعْدِلُوا بَیْنَکُم . بین فرزندان خود به عدالت رفتار کنید، همان گونه که خودتان مایلید فرزندان شما و مردم، بین شما به عدل و تساوی رفتار کنند. اگر رفتار بزرگ ترها با فرزندان از روی عدالت و برابری نباشد، عقده حقارت، بدبینی، کینه توزی، دشمنی های خطرناک، درگیری های بی مورد و بهانه گیری های بی جا دامن گیر آنان خواهد شد. پس بکوشیم تا توصیه های روایی و آموزه های دینی را فرارویمان بگشاییم و با عمل به آن ها، سعادت و سلامت را تحفه فرزندانمان بسازیم.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی
