آثار توکل

در برخی از آیات قرآن و روایات آثاری برای توکل ذکر شده است. برای مثال در آیه ۳ سوره طلاق آمده است، کسی که بر خدا توکل می‌کند، خداوند او را کفایت خواهد کرد. در برخی از احادیث نیز با استناد به این آیه، چنین اثری برای توکل بیان شده است.[۳۸] در حدیثی از امام علی ع آمده است: هرکس به خدا توکل کند، سختی‌ها برایش آسان می‌شود و اسباب برایش فراهم می‌گردد.[۳۹] . علمای اخلاق با استناد به آیه وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ؛هر شخصی که بر خدا توكل كند [بدون ترديد پيروز می‌شود] زيرا خدا تواناى شكست‏‌ناپذير و حكيم است ،[۴۰] بر این باورند که انسان متوکل در برابر دیگران احساس ذلت نمی‌کند.[۴۱] همچنین بر پایه روایتی از امام رضا ع هر کس که می‌خواهد قوی‌ترین مردم باشد، باید به خداوند توکل کند.[۴۲] . قرآن کریم خداوند را برای متوکلان کافی معرفی می‌کند[۵۶] و بندگان متوکل را محبوب خداوند می‌داند.[۵۷] در روایات، توکل منزلگاه غنا و عزت[۵۸] و کفایت[۵۹] و سبب آسان‌شدن امور[۶۰] شمرده شده است. علمای اخلاق برای توکل بر خدا آثار و نتایج پرشماری ذکر کرده‌ اند؛ ازجمله خداوند امور دنیوی و اخروی او را سامان می‌دهد؛ سبب هدایت، یقین و عزت شخص می‌شود و گناهان او را می‌آمرزد.[۶۱] . امام‌ خمینی نیز با استناد به روایاتی از امام‌صادق ع ،[۶۲] ثمره توکل را بی‌نیازی و عزت نفس می‌شمارد؛ زیرا وقتی متوکل چشم طمع از مخلوق فرو ببندد و به ذات مقدس حق دلبستگی پیدا کند، بی‌نیازی و عزت در دل او جای می‌گیرد.[۶۳] به اعتقاد ایشان، این توکل، به یقین منتهی می‌شود و ثمره یقین، توحید افعالی است؛ یعنی سالک غیر از حق، مؤثری در عالم نمی‌بیند.[۶۴] ایشان تحقق ثمرات توکل را از نشانه‌های حصول نور توکل می‌داند.[۶۵] ایشان دلیل اینکه چرا بعضی از سالکان با وجود علم به ارکان توکل، از علم خود نتیجه عملی نمی‌گیرند، نداشتن ایمان حقیقی می‌داند.[۶۶] .

مراحل توکل

توکل را می توان بطور کلی بر سه قسم تقسیم کرد: توکل زبانی - یعنی آن توکلی که فقط با زبان گفته می شود توکلت علی الله برخداتوکل کردم این توکل از ارزش معنوی برخودار نیست. توکل اعتقادی - یعنی آن توکلی که ناشی از این اعتقاد است که واقعاً همه کاره خداوند تبارک و تعالی است و حقیقتا" او تکیه گاه همه چیز و همه کس است با توجه به این اعتقاد توکل بر خدای تعالی می شود و سپس بر کاری اقدام می گردد این توکل از ارزش معنوی برخودار است که اکثر مسلمان ها می توانند با توجه به این مرحله توکل کارهای خود را آغاز کنند. توکل قلبی - یعنی آن توکلی که از حالات بلکه از ملکات فاضله نفس انسانی گشته است و شاید حدیث شریف زیر به این مرحله عالی از توکل اشاره داشته باشد: علی بن سوید می گوید از امام موسی بن جعفر ع درباره این آیه شریفه «و من یتوکل علی الله فهو حسبه » هر کس بر خدا توکل کند خدا او را بس است پرسیدم حضرت فرمود:«التوکل علی الله درجات منها ان تتوکل علی الله فی امورک کلها فما فعل بک کنت عنه راضیا" تعلم انه لا یائلوک خیرا" و فضلا" و تعلم ان الحکم فی ذالک له فتوکل علی الله بتفویض ذالک الیه وثق به فیها و فی غیرها؛ توکل بر خدا دارای درجاتی است از جمله اینکه در تمام کارهایت برخدا توکل کنی پس هر چه خدا با تو انجام داد (و اراده حکمت آمیزش بر هر چه تعلق گرفت ) راضی باشی علم و یقین داشته باشی که او از هیچ خیز و فضلی دریغ نکند و نیز علم و یقین داشته باشی که حکم و فرمان در این جهت با اوست پس با واگذاری کار به او بر او توکل کن و به او در کارهای خود و کارهای غیر خود وثوق (اطمینان و آرامش ) داشته باش. [۴] . در این حدیث به دو مقام بلند معنوی که از ارکان ایمان هم هستند اشاره شده است: ۱- مقام رضا . ۲- مقام تفویض. توکل قسم اول از آن منافقین است زیرا صرفا" توکل زبانی است و باطن بدان اعتقادی ندارد توکل قسم دوم بهره عامه مسلمانان است و توکل قسم سوم ویژه مومنان واقعی است که دستیابی به آن بسیار مشکل و در درازمدت می باشد و هر کس به این مقام و مرحله سوم رسید متوکل واقعی می باشد.

ثمره توکل

توکل ثمرات زیادی دارد که پاره ای از آنها عبارتند از: قوت قلب - امام علی ع می فرمایند: اصل قوه القلب التوکل علی الله؛ [۵] . ریشه قوت قلب توکل برخداست و این ثمره بلندی است که انسانی چنین از صلابت، استقامت در کارها برخورار است. قوت ایمان - امام رضا ع می فرمایند: من احب ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله هر کس دوست دارد قوی ترین مردم باش پس باید بر خداتوکل کند. [۶] . بنابراین هر کس توکل بیشتری داشته باشد از قوت ایمان بیشتری برخوردار است بزرگی این ثمره هم بر کسی پوشیده نیست. رام شدن دشواری ها و آسان گشتن اسباب - امام علی ع می فرمایند: من توکل علی الله ذلت له الصعاب و تسهلت علیه الاسباب؛ هر کس بر خدا توکل کند سختی ها برایش رام و اسباب و علل در مقابلش آسان می گردد. [۷] . شکست ناپذیری - امام محمدباقر ع می فرماید: من توکل علی الله لایغلب و من اعتصم بالله لایهزم؛ هر کس بر خدا توکل کند مغلوب نمی گردد و هر کس به خدا چنگ زند شکست خورده نمی باشد. [۸] . البته واضح است که مهمترین و پرثمرترین توکل همان قسم سوم است نه دوم و قسم سوم هم خود دارای مراتبی است که هر چه توکل قلبی از مراتب بالاتری برخوردار باشد ثمرات توکل بیشر عائد می گردد.

راه رسیدن به مقام توکل

محمدمهدی نراقی، راه به ‌دست‌آوردن توکل را تقویت باور انسان درباره توحید می‌داند؛ به‌گونه‌ای که همه امور را از خدا بداند و غیر او را در هیچ کاری دخیل نبیند.[۳۵] او تفکر در خلقت خود و تأمل در آیاتی از قرآن که درباره توکل است و مطالعه سرگذشت کسانی که به خدا توکل کرده‌اند را نیز سفارش کرده است.[۳۶] . از نظر نراقی، نشانه توکل این است که ازدست‌دادن منافع و اموال یا به دست‌آوردن آنها تغییری در حال انسان ایجاد نکند.[۳۷] .

رابطه توکل با کار و کوشش

به گزارش غزالی و محمدمهدی نراقی برخی توکل را به معنای دست‌روی‌دست گذاشتن و رهاکردن کار و کوشش می‌پندارند.[۴۳] فیض کاشانی در اشکال به این دیدگاه، گفته است:‌ در دین اسلام، توکل با کار و تلاش منافات ندارد.[۴۴] . در تفسیر نمونه آمده است که اعتماد بر اسباب و علت‌های ظاهری با توحید افعالی ناسازگاری ندارد؛‌ زیرا اسباب و علت‌های ظاهری قدرت مستقل ندارند و تأثیر آنها در دایره قدرت و مشیت خداوند است.[۴۵] در احادیث نیز، توسل به اسباب طبیعی در کنار توکل، سفارش شده است. برای نمونه از پیامبر اکرم ص نقل شده است که زانوی شتر را ببند و آنگاه توکل کن.[۴۶] . مولوی در مثنوی معنوی، این حدیث را در قالب شعر درآورده است:[۴۷] گفت آری گر توکل رهبرست --- این سبب هم سنت پیغمبرست --- گفت پیغمبر به آواز بلند --- با توکل زانوی اشتر ببند --- رمز الکاسب حبیب الله شنو --- از توکل در سبب کاهل مشو.[۴۸] .

توکل در سیره پیامبر

در باب توکل در سیره رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایاتی نقل شده است.
مرد اعرابی به حضور رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شرفیاب شد، عرض کرد: یا رسول ‌الله! شترم را رها و آزاد بگذارم و به خدا توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟ پیامبر: زانوی شتر را ببند و توکل کن (در کارها عزم خویش را جزم کرده و با توکل به خدا اقدام کن .[۴] . وقتی رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از غزوه‌ ای باز می‌گشت، در هر بلندی سه بار تکبیر می‌گفت، آن گاه می‌گفت: «لا‌اله‌الا‌الله وحده لا شریک له، له الملک و له ‌الحمد و هو علی کل شی‌ء قدیر، آیبون عائدون ساجدون لربنا حامدون صدق الله وعده ونصر عبده و هزم الاحزاب وحده» یعنی: نیست خدائی، مگر الله یگانه است، شریکی ندارد، ویژه‌ ی اوست، ملک و ستایش و او بر هر چیزی توانا است، روندگان، بازگشتگان، سجده‌ کنندگان، برای پروردگار ما ستایش‌کنندگان، خداوند وعده‌اش راست شد و بنده‌ی خود را یاری داد و احزاب را به تنهائی فراری نمود [۵] . رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به ابوذر فرمود: آیا تو را به گنجی گزین از خزاین فردوس برین راهنمایی نکنم؟ گفت: پدر و مادرم به فدایت باد عنایت فرما. فرمود: پیوسته بگو «لا حول و لا قوة الا بالله» هیچ حرکت و نیرویی در عالم جز به نیروی الله نیست.[۶] . رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عبدالله بن مسعود فرمود: آیا تو را به معانی این کلمات «لا حول و لا قوة الا بالله» واقف نگردانم؟ گفت: پدر و مادرم به فدایت باد. عنایت فرما. فرمود هیچ نیرویی بر ترک گناهان نیست جز به یاری خواستن از خود او، و هیچ قوتی بر طاعتش نیست جز به یاری خواستن از خود او.[۷] .

توکل در احادیث نبوی

درباره موضوع توکل در احادیث نبوی به روایت متعددی بر می‌خوریم؛ از آن جمله می‌توان به احادیثی که در ذیل از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بیان شده اشاره کرد.
اگر به شایستگی بر خدای تعالی توکل نمایید، خداوند روزی شما را می‌رساند، چنانچه مرغان را روزی می‌دهد؛ که صبح گرسنه‌ اند و شب سیر.[۸] . همچنین فرمود‌ه ‌اند: هر که از همه چیز بریده و به خدا بپیوندد، خداوند تمام مخارج او را تامین می‌نماید و از جایی که گمان نمی‌برد، روزی‌اش می‌دهد و هر که (از خدا بریده و) به دنیا بپیوندد، خداوند او را به دنیا واگذار می‌کند.[۹] . پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمایند: اگر به شایستگی بر خدای تعالی توکل نمایید، خداوند روزی شما را می‌رساند چنانچه مرغان را روزی می‌دهد؛ که صبح گرسنه ‌اند و شب سیر.[۱۰] . روزی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرسیدند خوبان کیستند؟ پاسخ فرمود: خوبان شما خردمندان شمایند. پرسیدند خردمندان ما کیستند؟ فرمود: خوش‌خویان،‌ اندیشمندان، نیکوکاران در حق خویشاوندان و اهل مهر و رحمت بر پدر و مادر و خیر رسانان به همسایگان، فقیران و یتیمان؛ آنان که نیازمندان را اطعام می‌کنند و به اشاعه‌ی صلح و سلام در جهان می‌کوشند و آن گاه که تمامی مردم شبانگاهان در خوابند بیدارند و به نماز شبانه قیام می‌کنند.[۱۱] . رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در شب معراج، از در گاه خداوند پرسید: بهترین اعمال چیست؟ خداوند متعال فرمود: «لیس شیء عندی افضل من التوکل علی و الرضا بما قسمت؛ هیچ چیز در نزد من بهتر از توکل بر من و خشنودی به آنچه قسمت کرده‌ام نیست.» چنانکه در این روایت تدبر می‌کنیم، در می‌یابیم که توکل به خدا، توام با کار و تلاش است، چرا که می‌فرماید: «بهترین کار‌ها»، نه تنبلی و دست روی دست بگذارد و در ذهن خود به خدا توکل نماید.[۱۲] . ای ابوذر! اگر دوست می‌داری که نیرومندترین مردم باشی، بر خدا توکّل کن! اگر می‌خواهی گرامی‌ترین فرد باشی، از خدا بترس! و اگر می‌خواهی غنی‌ترین و بی‌نیازترین انسان‌ها باشی، به آنچه نزد خداست، امیدوارتر باش از آنچه در دست داری! ‌ای ابوذر! اگر همه مردم این آیه را به کار گیرند، برایشان بس است، آنجا که خداوند می‌فرماید: هر کس از خدا پروا کند، خداوند برایش گشایش و روزی بی‌حساب می‌بخشد، و هر کس بر خدا توکل کند، خداوند، او را بس است. آری... تقوا و توکّل، هر دو روی آوردن به سوی خداست. در یکی، زمینه‌سازی برای ترک گناه است، در دیگری، استمداد از پشتوانه عظیم الهی. آنکه این دو عامل را دارد، نه در دام گناه و وسوسه‌های ابلیس می‌افتد، و نه در شداید و مشکلات و مواجهه با دشمن، احساس ضعف و بی‌پناهی می‌کند.[۱۳] .

معنای توکل در روایات

معنای توکل در حدیث این‌گونه بیان شده است: التوکل التبری من الحول و القوه و انتظار ما یاتی به القدر؛ [۲] . توکل، دوری جستن و چشم پوشیدن از حول و قوه غیر خدا و انتظار کشیدن برای پیش آمدهای مقرر است. از رسول خدا (صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌آله ‌وسلّم) نقل شده است که فرموده‌ اند: جبرئیل نزد او آمد و گفت: یا رسول ‌اللَّه، خداوند مرا با هدیه‌ای به سوی تو فرستاده که چنین هدیه ‌ای را پیش از شما به هیچ کس عطا نکرده است. رسول ‌خدا فرمود: آن هدیه چیست؟ گفت : صبر، و نیکوتر از صبر. فرمود: آن چیست؟ گفت : رضا، و نیکوتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت: زهد، و بهتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت : اخلاص، و بهتر از آن. فرمود: آن چیست؟ گفت : یقین، و بهتر از آن. فرمود: گفتم: آن چیست، ‌ای جبرئیل؟ گفت: نردبان آن توکل بر خداست. گفتم: توکل بر خدا چیست؟ گفت: دانستن آن‌که مخلوق بدون خواست خدا نه زیانی تواند زد و نه سودی تواند رساند. نه می‌تواند عطا کند و نه منع نماید. و نیز نومید بودن از مخلوق. هر گاه بنده چنین باشد دیگر برای هیچ کس جز خدا عملی انجام نمی‌دهد و جز خدا به کسی امید نمی‌بندد و از کسی نمی‌ترسد و به هیچ کس جز خدا چشم طمع نمی‌دوزد؛ این است توکل. [۳] . در احادیث نیز توکل مهم دانسته شده و به آن سفارش شده است.[۲۰] بر پایه روایتی از امام علی ع، توکل در کنار تفویض، رضا به قضای الهی و تسلیم در برابر اوامر او، از ارکان چهارگانه ایمان است.[۲۱] همچنین بنابر حدیثی از امام رضا ع توکل بر خدا از اجزای یقین است.[۲۲] در حدیث جنود عقل و جهل از امام صادق ع ، توکل از سپاهیان عقل و ضد حرص معرفی شده است.[۲۳] . پیامبر گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله، تفسیر توکل را از جبرئیل سؤال کرد، جبرئیل گفت: الْعِلْمُ بِأنَّ الْمَخْلُوقَ لایضُرُّ وَ لا ینْفَعُ وَ لا یُعْطی وَ لا یمْنَعُ، وَ اسْتِعْمالِ الْیأس مِنَ الْخَلْقِ، فَاذا کانَ الْعَبْدُ کذلِک لَمْ یعْمَلْ لِاحَدٍ سِوَی اللَّهِ وَ لَمْ یرْجِ و لم یخَفْ سِوَی اللَّهِ وَ لَمْ یطْمَعْ فی احَدٍ سِوَی اللَّهِ، فَهذا هُوَ التَّوَکلُ [۱] توکل علم به این است که سود و زیان و بخشش و حرمان به دست مردم نیست و باید از آنها نا امید بود و اگر بنده اى به این مرتبه از معرفت برسد، جز براى خدا کارى انجام ندهد و جز او به کسى امیدوار نباشد و از غیر او نهراسد و غیر از خدا چشم طمع به کسى ندارد. این همان توکل بر خدا است. در روایت دیگری علی بن سُوَید می گوید: از امام کاظم علیه السلام تفسیر آیه شریفه:... وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ... [۲] را جویا شدم. امام علیه السلام فرمودند: التَّوَکلُ عَلَی اللَّهِ دَرَجاتٌ مِنْها أنْ تَتَوکلَ عَلَی اللَّهِ فی امُورِک کلِّها، فَما فَعَلَ بِک کنْتَ عَنْهُ راضِیاً، تَعْلَمُ انَّهُ لا یأْلُوک خَیراً وَ فَضْلًا، وَ تَعْلَمُ انَّ الْحُکمَ فی ذلِک لَهُ، فَتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ بِتَفْویضِ ذلِک الَیهِ، وَ ثِقْ بِهِ فیها وَ فی غَیرِها.[۳] توکل بر خدا درجاتی دارد، برخی از آن درجات این است که، در همه امورت بر خداوند توکل کنی و آنچه برای تو بپسندد، بدان راضی باشی، و بدانی او از هیچ خیر و فضلی درباره تو کوتاهی نمی کند، و نیز بدانی که حکم از آن اوست و به هر چه بخواهد حکم می دهد، پس بر خداوند توکل کن به وسیله تفویض امور به او، و به او در امور شخصی و غیر آن اعتماد بنما. چنانکه بیان شد توکل به معنای بهره نبردن از اسباب برای رسیدن به مقصد نیست، بلکه به این است که انسان با وجود بهره گیری از اسباب طبیعی، اعتمادش به خالق اسباب باشد. به تعبیر دقیق تر، سنت خداوند در خلقت جهان این بوده است که هر کاری را با بهره گیری از اسباب محقق شود، بنابراین انسان همواره موظف به کوشش و تلاش برای رسیدن به مقصود خود می‌باشد. نقل است که پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله گروهى را دید که براى کسب روزى به دنبال کشت و کار نمى روند، فرمود چه مى کنید؟ گفتند ما متوکلین هستیم و بر خدا توکل مى کنیم. فرمود شما متوکل نیستید بلکه متّکل "یعنى سربار مردم" هستید.[۴] .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ | 11:26 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |