رابطه اخلاص و عمل

برخی روایات نیت مؤمن را برتر از عملش، بلکه برتر از خود عمل شمرده است؛ زیرا شاکله عمل، نیت آن است.[۷۵] علمای اخلاق نیت را حالت و صفتی برای قلب می‌دانند که سبب برانگیخته‌شدن بر عمل[۷۶] و مقدمه آن به شمار می‌آید. به همین جهت، نیت خالص آن است که تنها باعث و سبب انجام کار باشد و شریکی در این سبب وجود نداشته باشد.[۷۷] برخی نه‌تنها نیت را روح و حقیقت عمل می‌دانند، بلکه آن را غرض اصلی عمل به شمار می‌آورند و تاثیر در قلب را متوقف بر آن می‌شمارند.[۷۸] برخی دیگر افضل‌بودن نیت در عمل را به این می‌دانند که مؤمن طاعات و اعمال را به بهترین وجه و مستمر انجام دهد.[۷۹] . امام‌خمینی ارزش عمل را به خلوص در نیت آن می‌داند و معتقد است کمال و نقص عمل تابع کمال و نقص نیت است؛ زیرا نیت، صورت کامل و جنبه ملکوتی عمل را می‌سازد[۸۰]؛ وگرنه صورت ظاهری عمل افراد عادی با اولیای الهی فرقی ندارد؛ مانند گرسنگی و روزه افراد عادی با گرسنگی خاندان عصمت ع که چند روز غذای خود را اطعام کردند و خداوند در مدح آنان آیه[۸۱] نازل کرد.[۸۲] همچنین از آنجاکه صورت شیء از حقیقت آن جدا نیست، برخی روایات عمل را همان نیت شمرده ‌اند که این به اعتبار فنای عمل در نیت، فنای ملک در ملکوت و فنای مظهر در ظاهر است؛ زیرا تمام عمل همان نیت است و عمل از خود استقلالی ندارد.[۸۳] .

نشانه‌‌ها و آثار اخلاص

قرآن کریم نشانه مُخلَصان را دوری از اغوای شیطان بیان می‌کند.[۸۴] در روایات نیز نشانه‌هایی برای اخلاص ذکر شده است؛ ازجمله سلامت دل، رساندن خیر به دیگران و خودداری از بدی‌ها[۸۵]؛ چنان‌که یکی از نشانه‌های اخلاص این است که شخص دوست نداشته باشد بر عملی که برای خدا انجام داده است، ستایش شود.[۸۶] امام‌خمینی همانند دیگر علمای اخلاق، [۸۷] با توجه به روایات، نشانه اخلاص را آن می‌داند که در صورت اطلاع مردم از آن عمل، نشاطی در قلب حاصل نشود.[۸۸] ایشان همچنین باور دارد اخلاص را می‌توان از آثار آن شناخت؛ چنان‌که آثار اخلاص در تحصیل علم، حصول حکمت در قلب و زبان است و اگر این امر حاصل نشد، روشن می‌شود عمل برای هوای نفس و شیطان بوده است.[۸۹] نیز از نشانه‌های درجات بالای اخلاص این است که بنده را از وسوسه شیطان در امان نگه می‌دارد و در این صورت طمع شیطان از وی قطع می‌شود.[۹۰] . در برخی روایات آمده است که اگر کسی خود را چهل روز برای خداوند خالص گرداند، خداوند چشمه ‌های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می‌کند[۹۱]؛ همچنین از آثار آن تقرّب شخص مخلِص به خدا، [۹۲] امدادهای الهی در زندگی فرد مخلص[۹۳] و پیروزی و موفقیت در کارهاست.[۹۴] علمای اخلاق نیز اخلاص را ازجمله مقامات مقربان می‌دانند که لقای پروردگار وابسته به آن است.[۹۵] امام‌خمینی بر این باور است که اخلاص موجب اطمینان نفس، قوت ایمان و پیروزی بر دشمن است[۹۶] و هر چه اخلاص در عمل بیشتر باشد، روح و ملکوت عمل کامل‌تر و نورانی‌تر خواهد بود[۹۷]؛ همچنین نزدیک‌شدن به خداوند، [۹۸] قرارگرفتن در پناه حق و کوتاه‌شدن دست تصرف شیطان از دیگر ثمرهای اخلاص است و هر چه اخلاص شخص قوی‌تر شود، حقیقت استعاذه در او بیشتر محقق می‌شود و از تصرف شیطان در امان می‌ماند[۹۹]؛ تا آنجا که دیگر وسوسه شیطان در او اثر ندارد و این همان مرتبه مخلَصین و مقام بقای بعد از فناست[۱۰۰] که در قرآن کریم[۱۰۱] از آن یاد شده است. چنین افرادی از دسترس وسوسه‌های شیطانی دور شده ‌اند و از مراتب شرک مبرّا گشته‌اند و می‌توانند به حقیقت دست یابند و طبق برخی آیات[۱۰۲] حق‌تعالی را آن‌گونه که هست، وصف کنند.[۱۰۳] ایشان اخلاص در تحصیل علم را امری ضروری می‌داند؛ زیرا بدون آن علم فایده‌ای ندارد، بلکه اگر تحصیل علم برای هوای نفس و کسب مقام و مسند باشد، وزر و وبال صاحب آن است.[۱۰۴] .

راه‌های تحصیل اخلاص

در روایات، راه‌های گوناگونی برای به ‌دست ‌آوردن اخلاص بیان شده است؛ مانند قطع طمع از غیر خدا، [۱۰۵] حصول علم و یقین،[۱۰۶] کم‌کردن آرزوها[۱۰۷] و پرهیز از گناه و هوای نفس.[۱۰۸] علمای اخلاق نیز راه‌های تحصیل اخلاص را قطع طمع از دنیا و اقبال به آخرت، قطع نفس از لذایذ و مشتهیات غیر ضروری[۱۰۹] و مجاهده با نفس در ترک ریا و نیت‌های غیر الهی[۱۱۰] می‌دانند. امام ‌خمینی راه‌های تحصیل اخلاص و پاکسازی اعمال از همه مراتب شرک و ریا را منحصر به اصلاح نفس و ملکات آن می‌داند[۱۱۱] و باور دارد انسان باید با تذکر و تکرار، قلب را با اخلاص آشنا کند تا اخلاص در قلب جایگزین شود[۱۱۲]؛ البته این کار گاهی به جدیت و ریاضت نیاز دارد تا بتواند بر نفس که مبدا معاصی قلبی و باطنی است، غالب آید و این با رهایی از انانیت و دنیاطلبی امکان دارد.[۱۱۳] .

موانع و آفات اخلاص

در برخی روایات غلبه هوای نفس[۱۱۴] و آرزوهای بلند[۱۱۵] از آفات اخلاص دانسته شده است. علمای اخلاق آفات اخلاص را ریا، [۱۱۶] شرک[۱۱۷] و عجب[۱۱۸] شمرده‌اند. امام‌خمینی حب دنیا و حب جاه و مقام را از آفات اخلاص می‌شمارد؛ زیرا وقتی این امور در قلب انسان باشد و برای انسان ملکه شود، حصول اخلاص برای شخص ممکن نخواهد شد و انجام عمل با انگیزه‌های دنیوی خواهد بود[۱۱۹]؛ همچنین ایشان شرک، عجب و ریا را ازجمله موانع اخلاص می‌داند[۱۲۰] و از نگاه فقهی تصریح می‌کند ریا موجب بطلان عمل می‌شود.[۱۲۱] ایشان در زمینه اخلاص پس از عمل، به روایتی از امام‌باقر ع اشاره می‌کند که باقی‌ماندن بر عمل و مراعات آن، سخت‌تر از خود عمل است و چه‌بسا ذکر عمل پس از انجام پنهانی آن موجب محو ثواب پنهانی آن و ذکر مجدد آن نیز موجب محو اصل عمل شود.[۱۲۲] ایشان همچنین بر این باور است که اظهار عمل برای دیگران از آفات اخلاص است و از این جهت انسان نباید مطمئن باشد عملی که برای خدا انجام داده است، از شر آفات نفس و شیطان ایمن است، بلکه پیوسته باید مراقب نفس خود باشد تا عمل مخلصانه‌اش با ریای پس از انجام عمل ضایع نشود.[۱۲۳].

اخلاص امام‌ خمینی

اخلاص یکی از صفات برجسته امام ‌خمینی است. ایشان در کارهای خود انگیزه‌ای جز طلب رضای خداوند و اطاعت او نداشت[۱۲۴] چنان‌که قدمی برای جاه و مقام و مرجعیت برنداشت.[۱۲۵] ایشان حقیقت اخلاص را در خود پیاده کرده بود و حب و بغض و سخن و سکوت ایشان برای خداوند و تحصیل رضای او بود[۱۲۶]) ببینید: اخلاق و سیره امام‌خمینی (و در سفارش‌های اخلاقی[۱۲۷] و حکومتی، [۱۲۸] بلکه در آرای فقهی خود نیز به این ویژگی توجه می‌کرد، تا آنجا که در مسئله نزاع میان چند امام‌جماعت، به‌رغم بقای شرط عدالت، احتیاط را در آن دانست که پشت سر هیچ‌کدام از آنان نماز خوانده نشود.[۱۲۹] .

اخلاص در نیت : لیس علی الضعفاء ولا علی المرضی ولا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج اذا نصحوا لله ورسوله..[۲۰] . " بر ضعیفان و بیماران و آنها که وسیله ‌ای برای انفاق در راه جهاد ندارند، ایرادی نیست (که در میدان جنگ شرکت نجویند،) هر گاه برای خدا و رسولش خیرخواهی کنند (و از آنچه در توان دارند، مضایقه ننمایند). بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست و خداوند آمرزنده و مهربان است "سپس یک شرط مهم برای حکم معافی آنها بیان کرده، می‌گوید: این در صورتی است که آنها از هر گونه خیر خواهی مخلصانه درباره خدا و پیامبرش دریغ ندارند" اذا نصحوا لله و رسوله . یعنی گر چه آنها توانایی گرفتن سلاح بدست و شرکت در میدان نبرد ندارند ولی این توانایی را دارند که با سخن و طرز رفتار خود مجاهدان را تشویق کنند و مبارزان را دلگرم سازند، و روحیه آنها را با شمردن ثمرات جهاد تقویت کنند و به عکس تا آنجا که توانایی دارند در تضعیف روحیه دشمن و فراهم آوردن مقدمات شکست آنها کوتاهی نورزند، زیرا کلمه" نصح" که در اصل به معنی اخلاص است کلمه جامعی است که هر گونه خیر خواهی و اقدام مخلصانه را شامل می‌شود، و چون مساله جهاد مطرح است ناظر به کوششها و تلاشهایی است که در این زمینه صورت می‌گیرد. [۲۱]

اخلاص در کردار : بلی من اسلم وجهه لله وهو محسن فله اجره عند ربه ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون. [۱] . " آری، کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند. (بنا بر این، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهی نیست. "

اخلاص در قیام : قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله مثنی وفردی.. [۳] . " بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید "یعنی برای خدا قیام کنید، و منظورتان جز حفظ حرمت خدا نباشد، " مثنی و فرادی " یعنی دو بدو، و یکی یکی، و این تعبیر کنایه از تفرق، و دوری از اجتماع، و بر پا کردن غوغا است، چون غوغا فکر و شعوری ندارد، وقتی بپا شد، غالبا حق را می‌میراند، و باطل را زنده می‌کند. [۴] . یـایها الذین ءامنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط.[۵] . "‌ای کسانی که ایمان آورده ‌اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! " دراین آیه سوره مائده امر کرد به شهادت به قسط و آن گاه این شهادت به قسط را تفریع کرد بر یک مساله کلی و آن قیام لله است و در سوره نساء اول امر کرد به شهادت دادن برای خدا و دخالت ندادن هواها و دوستی‌ها را در شهادت، و سپس آن را تفریع کرد بر قیام به قسط. [۶] . وقوموا لله قـانتین. [۷] " و از روی خضوع و اطاعت، برای خدا بپاخیزید! "

اخلاص در همه اعمال : قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العــلمین• لا شریک له وبذلک امرت وانا اول المسلمین. [۱۷] [۱۸] . " بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند پروردگار جهانیان است. همتایی برای او نیست و به همین مامور شده‌ ام و من نخستین مسلمانم! " " نسک" در اصل به معنی عبادت است و لذا به شخص عبادت کننده" ناسک" گفته می‌شود، ولی این کلمه بیشتر درباره اعمال حج به کار می‌رود، و می‌گویند: مناسک حج، بعضی احتمال داده‌ اند که "نسک" در اینجا به معنی "قربانی" بوده باشد، ولی ظاهر این است که هر گونه عبادتی را شامل می‌شود، در واقع نخست اشاره به نماز (صلاة) به عنوان مهمترین عبادت شده، بعد همه عبادات را به طور کلی بیان کرده است، یعنی هم نماز من و هم تمام عباداتم و حتی زندگی و مرگم، همه برای او است. در آیه بعد برای تاکید و ابطال هر گونه شرک و بت پرستی، اضافه می‌کند:
"
پروردگاری که هیچ شریک و شبیهی برای او نیست" (لا شریک له) . سرانجام می‌فرماید: " و به این موضوع، من دستور یافته ‌ام و من اولین مسلمانم" (و بذلک امرت و انا اول المسلمین) . آیات فوق روشنگر روح اسلام و حقیقت تعلیمات قرآن است، دعوت به صراط مستقیم، دعوت به آئین خالص ابراهیم بت شکن، و دعوت به نفی هر گونه شرک و دوگانگی و چندگانگی، این از نظر عقیده و ایمان. و اما از نظر عمل، دعوت به اخلاص و خلوص نیت و همه چیز را برای خدا بجا آوردن است، برای او زنده بودن و در راه او جان دادن، و همه چیز را برای او خواستن، به او دلبستن و از غیر او گسستن، به او عشق ورزیدن و از غیر او بیزاری جستن است. چقدر فاصله است میان این دعوت صریح اسلام و میان اعمال جمعی از مسلمان نماها که چیزی جز تظاهر و خودنمایی نمی‌فهمند و نمی‌دانند، و در هر مورد به ظاهر می‌اندیشند، و نسبت به باطن و مغز، بی اعتنا هستند، و به همین دلیل، حیات و زندگی واجتماع وجمعیت وافتخاروآزادی آنها نیز، چیزی جزپوستهای بی مغز نیست! [۱۹] .

اخلاص در رسالت : وما اسـلکم علیه من اجر ان اجری الا علی رب العــلمین. [۲۸] " من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمی‌طلبم اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! " این جمله در سیاق این است که بفهماند من به مزد دنیوی طمع ندارم، ولی به این عبارت فرموده که" از شما مزدی در خواست نمی‌کنم" و با این تعبیر فهمانده که به جز خیرخواهی منظوری ندارد و آنچه که ایشان را بدان دعوت می‌کند به خیر خود ایشان است و در آن خیانت و نیرنگی هم نمی‌کند، خوب، وقتی چنین است باید در آنچه امرشان می‌کند اطاعتش کنند، و به همین جهت در اینجا نیز جمله: " فاتقوا الله و اطیعون" را بر آن متفرع نمود. [۲۹] .

اخلاص در اطعام : ویطعمون الطعام علی حبه مسکینـا ویتیمـا واسیرا• انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا. [۳۲] [۳۳] ." و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به مسکین و یتیم» و «اسیر می‌دهند! (ومی‌گویند: ) ما شما را بخاطر خدا اطعام می‌کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی‌خواهیم ". کلمه" وجه" به معنای آن روی هر چیز است که رو به روی تو و یا هر کس دیگر باشد، و وجه خدای تعالی عبارت است از صفات فعلی خدای تعالی، صفات کریمه‌ای که افاضه خیر بر خلق و خلقت و تدبیر و رزق آنها، و یا به عبارت جامع تر رحمت عامه او که قوام تمامی موجودات بدان است، از آن صفات نشات می‌گیرد، و بنا بر این معنای اینکه عملی به خاطر وجه الله انجام شود این است که در انجام عمل این نتیجه منظور گردد که رحمت خدای تعالی و خشنودیش جلب شود، منظور تنها و تنها این باشد و ذره‌ ای از پاداش‌هایی که در دست غیر خدای تعالی است منظور نباشد، و به همین جهت خانواده اطعامگر دنبال این سخن خود که" انما نطعمکم لوجه الله" اضافه کردند: " لا نرید منکم جزاء و لا شکورا- ما از شما نه پاداشی می‌خواهیم، و نه حتی تشکری".
وجه خدای تعالی عبارت است از صفات فعلی او، که صفات ذاتی خدای تعالی ما ورای آن صفات قرار دارد، و مبدا آن و در آخر مبدا تمامی خیرات عالم است. و بنا بر این برگشت اینکه عمل برای وجه الله باشد، به این می‌شود که عمل انسان به این انگیزه از انسان سر بزند که باعث رضای اوست، و او محبوب ما و رضایتش منظور ما است، برای اینکه او جمیل علی الاطلاق است، و به تعبیر دیگر: برگشت چنین عملی به این است که انسان خدای را تنها به این جهت عبادت کند که او اهلیت عبادت و استحقاق آن را دارد. [۳۴] .

مراتب اخلاص نزد عرفا

امام خمینی برای اخلاص مراتبی ذکر کرده‌ اند: مرتبه اول: پاکسازی عمل است -چه عمل قلبى یا عمل ظاهری- از شبهه رضاى مخلوق و جلب قلوب آن‌ها، چه براى خوش‌آمد گویی آن‌ها یا براى جلب منفعت یا براى غیر آن. مرتبه دوم: پاکسازی عمل است از به دست آوردن منافع دنیایی هر چند که انگیزه و مشوق آن عنایت الهی باشد تا به این واسطه عنایت فرماید. مثل خواندن نماز شب براى توسعه روزى و بجا آوردن نماز اوّل ماه(مثلا) براى سلامت از آفات آن ماه و دیگر مقاصد دنیوى. مرتبه سوّم: پاکسازی عمل است از این‌که به‌خاطر بهشت‌های جسمانی و حورالعین و قصر‌ها و امثال آن از لذات جسمانی، اعمال عبادی خویش را انجام دهد. مرتبه چهارم: آن است که عمل را تصفیه کند از ترس عقاب و عذاب‌های جسمانى که وعده داده شده است٬ و از ترس حدود و تعزیرات دنیایی. مرتبه پنجم: پاکسازی عمل است از رسیدن به لذّات روحی همیشگی و خود را در جرگه ملائکه وارد کردن، این درجه نیز گرچه درجه بزرگ و مقصد عالى و مهمى است، ولى از منظر عارفان واقعی این مرتبه نیز دارای نقصان بوده و سالک آن نیز در زمره کاسبان به شمار می‌رود. مرتبه ششم: پاکسازی آن است از ترس عدم دستیابی به این لذّات و محروم شدن از این سعادت‌ها. مرتبه هفتم: پاکسازی عمل است از اینکه به‌خاطر بهشت لقاء الهی عمل کند و این مرتبه از مهم‌ترین اهداف اهل معرفت و سالکان کوی دوست است. و نوع مردم از دستیابی به آن ناتوانند و کمتر کسی از اهل معرفت به این سعادت می‌رسند، البته این مرتبه درجه نهایی عروج آنان نیست، بلکه از مقامات معمولى آن‌ها به‌ شمار می‌رود. و پس از این مرتبه، مراتب دیگرى است که از حدود خلوص خارج بوده، بیان آن مراتب از حوصله اینجا خارج است.[۳۵]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ | 18:34 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |