اخلاص (مقالات مرتبط)

اخلاص در لغت ویژه کردن را گویند؛ یعنى پاک کردن چیزى از هر چیزى که غیر آن باشد و با آن درآمیخته باشد.[۱] . اخلاص در اصطلاح و در بیان اندیشمندان اسلامی عبارت است از پاک و خالص ساختن قصد و نیت از غیر خدا. به عبارت دیگر، تنها خدا را شایسته‌ عبادت دانسته و به دنبال آن، انگیزۀ اصلی در انجام کارها اظهار بندگی و کسب رضایت ذات حق تعالی باشد، نه کسب رضایت غیر او. از نظر اسلام، اصل عبادت، اخلاص است و سایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا مى‌کند و کامل مى‌شود.[۲] . حقیقت اخلاص آن است که نیت انسان از هر گونه شرک خفى و جلىّ پاک باشد،[۳] و در نیت او هیچ انگیزه اى جز انگیزه الهى حاکم نباشد. پس هر کسى که طاعتى را بجا آورد و قصد قربت داشته باشد ولی با آن غرضى دنیوى بیامیزد، عملش خالص نمی باشد، مثلاً برای رسیدن به سلامتی بدن و پالایش آن از چربی های اضافی روزه بگیرد و هدف اصلی و محرک واقعی او برای روزه گرفتن چنین قصدی باشد، نه اطاعت خدا.[۴] . اخلاص به این معناست که فقط خدا را شایسته پرستش می‌باشد و باید دین را برای خدا خالص کرد، همانطور که در آیه زیر اشاره شده است: وما امروا الا لیعبدالله مخلصین له الدین؛[۱] . اخلاص در مقابل ریا ، به معنای پاک و خالص ساختن نیت و انجام دادن عمل فقط برای خدا است. سرآغاز آن، نا امیدى از ما سوى اللّه، میوه اش یقین، علم و معرفت و عامل اصلی قبولی اعمال و عبادات می‌باشد. از نظر اسلام، عمل خالص هر مقدار هم که باشد، بر عمل زیاد اگر خالص نباشد ترجیح دارد. اخلاص، پاک‌کردن نیت برای خداوند و پیراستن از هر گونه آمیختگی. امام ‌خمینی، اخلاص را تصفیه عمل از هر گونه آمیختگی با غیر حق و حقیقت اخلاص را تصفیه عمل از هر آمیختگی می‌داند و باور دارد تا زمانی که بنده از قیود انانیت خارج نشود، به اخلاص حقیقی راه نمی‌یابد و اخلاص را بااهمیت ‌ترین آداب عبادات و خالص‌کردن نیت از تمام مراتب شرک و مراقبت از نیت خالص را از امور دشوار می‌داند. امام ‌خمینی اخلاص را به اخلاص در عمل، در صفت و در ذات تقسیم و برای اخلاص عملی مراتبی چون تصفیه عمل از شائبه رضای مخلوق و تصفیه عمل از ترس از عذاب‌های اخروی بر می‌شمارد. امام ‌خمینی نشانه اخلاص را آن می‌داند که در صورت اطلاع مردم از آن عمل، نشاطی در قلب حاصل نشود. و برای آن آثاری چون حصول حکمت در قلب و ایمنی از وسوسه شیطان برمی‌شمارد و راه‌های تحصیل اخلاص را منحصر به اصلاح نفس و ملکات آن می‌داند و حب دنیا و حب جاه را از آفات اخلاص و شرک، عجب و ریا را ازجمله موانع اخلاص می‌داند.

معنای لغوی و اصطلاحی

اخلاص ، از ریشه «خلص» به معنای برگزیدن و پیراستن از آمیختگی است. و حقیقت آن، بیزاری از غیر خدا،[۲] . بی آلایشی، پرداختن به خداوند[۳] . و ترک ریا [۴] . است.اخلاص به معنای پاک‌کردن و سالم ‌ساختن از آمیختگی[۱] یا اعتقاد خالص به یکتایی خداوند[۲] است. برخی اخلاص در اطاعت را ترک ریا معنا کرده‌اند.[۳] در اصطلاح اخلاقی به معنای پالایش نیت از همه شوائب[۴] و پاک ‌کردن دل از آلودگی‏‌های تیره ‏‌کننده[۵] است. در اصطلاح عرفانی، افزون بر معنای یادشده، آن را پیراستگی عمل از هر گونه آمیختگی شمرده‌اند.[۶] امام‌خمینی نیز در اصطلاح عرفانی، اخلاص را تصفیه عمل از هر گونه آمیختگی با غیر حق می‌داند[۷]؛ به‌ گونه ‌ای‌که انسان باطن خود را از هر چه جز خداست، پاک کند.[۸] .

ازجمله واژگان اشتقاقی «اخلاص»، «مُخلِص» و «مُخلَص» است. مخلِص کسی است که عمل او تنها برای تقرب به خداوند باشد[۹] و مخلَص کسی است که خداوند او را برگزیده و برای خود پاک گردانیده باشد.[۱۰] ازجمله واژگان مرتبط با اخلاص، «ریا» ست که ضد اخلاص است و به معنای نیکو جلوه‌دادن خود، به هدف طلب جاه و منزلت نزد مردم است.[۱۱]

اخلاص : اخلاص در عمل : اِخلاص انجام دادن عمل تنها برای خدا و پاک کردن نیّت از غیر خدا است. واژگان مشتق از اخلاص در آیات قرآن با تأکید بر مفاهیمی مانند انجام طاعات و عبادات فقط برای خدا، دل بریدن از غیر او و عدم درخواست اجر از غیر خداوند و نفی شرک و ریا به ‌کار رفته است. در دانش‌های گوناگونِ فقه، اخلاق و عرفان، اخلاص با تعابیر متفاوتی بیان شده است. در فقه در باب‌های مربوط به عبادات مانند نماز و روزه، اخلاص، رکن اصلی نیّت بیان شده است. در اخلاق، اخلاص را پایه رفتار اخلاقی و روح عمل، تنها راه رهایی از شیطان و ملاک پذیرش و درستی رفتار‌ می‌دانند. در عرفان به عنوان یکی از منازل سیر و سلوک عرفانی که دارای مراتب و درجاتی است مطرح شده است. همچنین در روایات اسلامی برای اخلاص ثمرات و مراتب و برای شناختن افراد مخلص نشانه‌هایی ذکر شده است. از نظر روایات، برای این که عملی خالص باشد باید قبل، حین و حتی بعد از انجامش برای خداوند باشد.

آیه اخلاص : پنجمین آیه سوره بینه است: ومَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُواالزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ، و به آنها دستوری داده نشده بود جز این که خدا را بپرستید در حالی که دین خود را برای او خالص کنند. که اخلاص در نماز، زکات و دیگر عبادات را از فرمان‌های خدا می ‌داند. به گفته ناصر مکارم شیرازی، آیه اخلاص نشان مى‌دهد كه همه دستورهاى الهى از حقيقت توحید و اخلاص سرچشمه مى‌گيرد. بنا بر روایتی ازامام باقرع ، اخلاص در آیه ۵ سوره بینه، ایمان به خدا، پیامبر(ص) و ائمّه (ع) است. همچنین نماز و زکات، امام علی ع است و وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ اشاره به حضرت فاطمه س دارد ، بنا بر روایتی از امام باقر ع ، اخلاص در آیه ۵ سوره بینه، ایمان به خدا، پیامبر ص و ائمه ع است. همچنین نماز و زکات، امام علی ع است و «وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ» اشاره به حضرت فاطمه س دارد.[۳] . براساس آیه اخلاص، اخلاص در نماز، زکات و دیگر عبادات لازم شمرده است.. فادعوا الله مخلصین له الدین و لو کره الکافرون [۶] . تنها خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هر چند کافران ناخشنود باشند. اخلاص: فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ .غافر / 14. (تنها)خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هر چند کافران ناخشنود باشند. مشتقّات خلوص ۳۱ بار در قرآن آمده که بیشتر آن‌ها به موضوع اخلاص مربوط است. از این موارد، ۲۲ مورد از باب افعال و ۱۲ آیه مربوط به مُخلِصین کسانی ‌که دین خود را برای خدا خالص کرده‌ اند بوده،[۷] و ۱۰ آیه مربوط به مُخلَصین (کسانی که تمام وجودشان را برای خدا خالص کرده‌ اند) می‌باشد.[۸] [یادداشت ۱] . آیاتی از قرآن با واژه‌‌ها و تعبیرات مترادف و متلازم با اخلاص، به این موضوع می‌پردازند؛ مانند انحصار عبادت در خداوند،[۹] انجام طاعات و عبادات برای خدا"الله"[۱۰] روی نهادن به‌ سوی خدا و دل بریدن از غیر او،[۱۱] انجام دادن کار برای وجه الله،[۱۲] انجام دادن کار برای طلب رضایت الهی،[۱۳] انجام دادن عمل در راه خدا،[۱۴] عدم درخواست اجر از سوی پیامبران،[۱۵] حنیف و حق‌گرا بودن،[۱۶] صداقت در توبه نصوح،[۱۷] و داشتن قلب سلیم.[۱۸] . از آن‌جا که اخلاص، انجام دادن عمل فقط برای خدا است، با شرک و ریا که انجام دادن عمل برای غیر خدا است، جمع نمی‌شود.آیاتی نیز با نفی شرک و ریا به موضوع اخلاص اشاره می‌کنند.[۱۹] . برای این که عملی خالص برای خداوند باشد٬ باید سه مرحله را دارا گردد: اخلاص قبل از عمل: که همان نیت است و باید مراقب علت و انگیزه عمل بود. اخلاص در حین عمل: باید مراقب باشد بااغراض پست مانند ریاء و شرک٬ عمل خویش را فاقد ارزش نکند. اخلاص بعد از عمل: مراقبت کند که عمل خود را ضایع نکند و بر همان نیت باقی ماند. زیرا که به فرموده امام صادق ع باقى ماندن بر عمل همراه با اخلاص(پایداری برا خلاص عمل) از آغاز نمودن آن سخت تراست.[۳۵] . برای عمل مخلصانه آثار زیادی بیان شده است که از جمله آن‌ها: بصیرت و نورانیتِ دل.[۴۳] . خضوع تمام ما سِوى الله در برابر انسان مُخلِص.[۴۴] . کفایت امر و درمانده نشدن در کار‌ها.[۴۵] . سعادت و کامیابى.[۴۶] . کمال عبادت.[۴۷][۴۸] .

حقیقت اخلاص

علمای اخلاق، حقیقت اخلاص را خالص‌ساختن قصد و نیت از غیر خداوند می‌دانند[۳۴] که محل آن قلب است[۳۵]؛ یعنی انسان قلبش را به حق‌تعالی اختصاص دهد، تا آنجا که کسی غیر از حق، در حرم دل او راه نیابد و کاری به غیر رضای خدا نکند.[۳۶] این اخلاص تنها درباره کسی قابل تصور است که محب خدا باشد و تمام اندیشه‏ او غرق در امور آخرت باشد؛ به ‌گونه‌ای‌که در دل او جایی برای دوستی دنیا باقی نمانده باشد.[۳۷] نزد اهل معرفت نیز اخلاص به معنای مشاهده‌نکردن عمل خود، طالب پاداش نبودن برای آن[۳۸] و از قیود غیریت و انانیت خارج‌شدن[۳۹] است. امام‌خمینی حقیقت اخلاص را تصفیه عمل از هر آمیختگی و تصفیه سرّ از رؤیت غیر حق‌تعالی در جمیع اعمال ظاهری و باطنی می‌داند[۴۰] و باور دارد تا زمانی که بنده از قیود انانیت و غیریت و از رسوم عبودیت و کثرتی که میان عابد و معبود است، خارج نشود، به اخلاص حقیقی راه نمی‌یابد[۴۱]؛ بدین معنا که هدف او در کسب کمالات و صفات پسندیده، اغراض دنیوی و مادی نباشد، بلکه وی طالب کمالات الهی باشد؛ البته این در آغاز سلوک است؛ وگرنه عارف کامل فوق این مطالب است و قلب او هر آنچه را محبوب بر آن وارد کند، می‌پذیرد.[۴۲] نیز از آنجاکه در غالب نیت‌ها نوعی آمیختگی به غیر حق موجود است و در کمتر نیتی اخلاص حقیقی وجود دارد، خلوص مطلق از بلندترین درجات اولیای کامل به شمار می‌آید.[۴۳] .

اهمیت و فضیلت اخلاص

در آموزه‌ های اسلامی، اخلاص اهمیت و فضیلت ویژه‌ای دارد. در قرآن کریم گرویدن به دین[۴۴] و دعوت به ایمان از روی اخلاص[۴۵] مورد توجه قرار گرفته است. در برخی روایات نیز اخلاص سرّی از اسرار الهی و از ویژگی‌های بندگانی شمرده شده است که خدا آنها را دوست دارد[۴۶] و اختلاف مقامات مؤمنان در اختلاف درجات اخلاص‌شان است.[۴۷] همچنین اخلاص باارزش‌ترین مقامی است که انسان به آن می‌رسد.[۴۸] علمای اخلاق نیز اخلاص را مقدمه نیکی‌ها، [۴۹] سبب سعادت در دنیا و آخرت و خلاصی از وسوسه‌های شیطان می‌دانند.[۵۰]. امام ‌خمینی اخلاص را بااهمیت ‌ترین آداب عبادات می‌داند[۵۱]؛ چنان‌که در برخی روایات ارزش ضربت امام‌علی ع در جنگ احزاب برابر عبادت جن و انس شمرده شده است.[۵۲] ایشان این امر را مربوط به مرتبه اخلاص حضرت می‌داند.[۵۳] امام‌خمینی خالص‌کردن نیت از تمام مراتب شرک و ریا و مراقبت از نیت خالص و باقی ‌ماندن بر آن‌ را از امور بسیار دشواری می‌داند که برخی مراتب آن تنها برای برخی اولیای الهی میسر است؛ زیرا انسان تا آخر عمر خود از شر شیطان و نفس ایمن نیست و گاه به کمترین مناسبتی عمل خالص خود را با ریا باطل می‌کند و از آنجاکه نیت، تابع ملکات نفسانی است و شاکله وجودی اوست، هرگاه در باطن وی حب جاه و مقام و امثال آن ریشه داشته باشد، محرک او در عمل، رسیدن به همان جاه و مقام است و تا زمانی که برای تحصیل معارف نیز اقدام می‌کند، برای خود و نفسانیت خویش است.[۵۴].

اقسام و درجات اخلاص

در قرآن کریم[۵۵] و روایات[۵۶] از دو گروه مخلِصین و مخلَصین یاد شده است؛ مخلِصین افرادی‌اند که در مرحله خودسازی به تکامل لازم نرسیده‌‌‌‌‌اند، اما مخلَصین افرادی هستند که در جهاد با نفس و پیمودن مراحل معرفت و ایمان از نفوذ وسوسه‌ های شیاطین مصونیت پیدا می‌کنند[۵۷]؛ چنان ‌که برخی روایات، نیت و اخلاص را در عبادت‌ کنندگان مختلف دانسته‌ اند و عبادت تجار را از روی رغبت به بهشت و عبادت بردگان را از روی ترس از جهنم و عبادت آزادگان را برای شکر از خداوند شمرده است.[۵۸] علمای اخلاق، اخلاص را دارای درجاتی می‌دانند. پایین ‌ترین درجه آن این است که شخص عمل را برای رسیدن به ثواب و خلاصی از عقاب انجام دهد و بالاترین مرتبه آن این است که در انجام عمل، قصد دریافت عوض دنیوی و اخروی نداشته باشد و تنها نظر او رضای پروردگار باشد.[۵۹] برخی از عارفان اخلاص را به دو دسته تقسیم کرده‌اند: اخلاص، و خلوصِ در اخلاص؛ اما دسته اول، خود بر چهار قسم است: اخلاص در گفتار؛ اخلاص در کردار که در همه اعمال رضای حق را بطلبد؛ اخلاص در عبادات شرعی؛ اخلاص در احوال و واردات قلبی؛ اما دسته دوم، یعنی خلوص در اخلاص آن است که سالک، عمل خود را نبیند، بلکه همه اعمال خود را متعلق به خدای متعال بداند.[۶۰] برخی معتقدند اخلاص سه درجه دارد: ندیدن عمل و نطلبیدن پاداش برای آن؛ شرمساری از خود عمل؛ خالص‌کردن عمل به خلاصی از عمل.[۶۱] . امام‌ خمینی برای اخلاص سه درجه بر می‌شمرد: اخلاص در عمل، اخلاص در صفت و اخلاص در ذات.[۶۲] اخلاص عملی، خالص‌کردن اعمال از هر آمیختگی است و این اعم از اعمال قلبی یا جوارحی است.[۶۳] اخلاص صفتی، اخلاص از صفات و ملکات نفسانی است؛ مانند اینکه ملکات نیکو را برای ظاهرکردن نزد دیگران کسب کند.[۶۴] ایشان اخلاص ذاتی را خالص‌شدن هویت و جوهر انسان در همه شئون غیبی و ظاهری می‌داند.[۶۵] . امام‌خمینی برای اخلاص عملی مراتبی بر می‌شمارد: تصفیه عمل از شائبه رضای مخلوق و جلب قلوب آنها؛ تصفیه عمل از به ‌دست ‌آوردن منفعت‌های دنیوی، مانند خواندن نماز شب برای گشایش روزی و دادن صدقه برای سلامتی؛ تصفیه عمل از رسیدن به بهشت جسمانی و بهره‌بردن از لذت‌های آن؛ تصفیه عمل از ترس از عذاب‌های اخروی؛ تصفیه عمل از رسیدن به سعادت‌های عقلی و لذت‌های روحانی؛ تصفیه عمل از ترس نرسیدن به این لذات و محرومیت از این نوع سعادت؛ تصفیه عمل از رسیدن به لذت‌های مشاهده جمال الهی و جنّت لقا؛ تصفیه عمل از ترس از فراق[۶۶]؛ تصفیه عمل از مشاهده استحقاق ثواب و اجر به اینکه اعمال را از خود بداند و خود را متصرف در آن شمارد که این از نقصان معرفت سالک ناشی می‌شود؛ تصفیه عمل از بسیارشمردن عمل و خشنودی و دلبستگی به آن.[۶۷] به باور ایشان، تعبیر به مخلَصین در آیه ۸۳ سوره ص- که اخلاص را به خود بنده اسناد داده است، نه به عمل وی - مرتبه ‌ای بالاتر از اخلاص در عمل است که ممکن است اشاره به اخلاص صفتی و ذاتی باشد؛ بدین معنا که بنده، ذات و صفات خود را از شائبه‌های غیر الهی پاک کند.[۶۸] . در برخی روایات کمال توحید، اخلاص و کمال اخلاص، نفی صفات از ذات باری‌تعالی خوانده شده است.[۶۹] بعضی مراد از روایت را نفی صفات زاید بر ذات[۷۰] و بعضی مراد از آن را نفی ثبوت صفتی که از مقولات و کیفیات باشد، دانسته‌اند که از خداوند نفی شده است.[۷۱] به نظر امام‌ خمینی، معنای دقیق‌ تر روایت، مشاهده‌نکردن تجلیات اسمائی است؛ به این معنا که سالک هنگامی که به مرتبه توحید فعلی رسید، اسمای مختلف بر او تجلی می‌کند و وقتی از این مرحله بالاتر رفت، تجلیات اسمائی را نیز مشاهده نمی‌کند و تنها تجلی ذاتی را می‌بیند. از این جهت کمال توحید در عدم مشاهده اسمای الهی است[۷۲]؛ زیرا صفات حق‌تعالی نیز یک جهت غیریت و کثرت نسبت به ذات دارند و این توجه به کثرت اسمائی نیز به نوعی دورشدن از حقیقت توحید است.[۷۳] سالک با انصراف از کثرت اسمائی و فنای در صفات، به تجلی ذاتی می‌رسد و کثرت اسما و صفات محو می‌شود و وی تنها حق‌تعالی را مشاهده می‌کند و این کمال اخلاص در توحید است.[۷۴]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ | 18:35 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |