پَنجْ تَن عنوانی برای حضرت محمّد، حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهمالسّلام است که به آل عبا، اصحاب کساء یا آل کسا، خمسه آل عبا و خمسه طیبه نیز مشهورند.
توسّل حضرت نوح علیه السلام به پنج تن : علامه مجلسی (ره) این روایت را نقل میکند: وَ إِنَّ نُوحاً لَمَّا رَکِبَ السَّفِینَةَ وَ خَافَ الْغَرَقَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ به حقّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَنْجَیْتَنِی مِنَ الْغَرَقِ فَأَنْجَاهُ اللَّهُ مِنْه؛[بحارالانوار، ج26، ص319] و نوح وقتی که بر کشتی سوار شد و از غرق شدن ترسید؛ به خدا عرض کرد: خداوندا! من از تو می خواهم به حق محمد و آل محمد مرا از غرق شدن نجات دهی! خدا نیز او را نجات داد. حضرت موسي علیه السلام : صاحب کتاب شریف «بحارالانوار» روایت دیگری را چنین نقل میکند: وَ إِنَّ مُوسَی لَمَّا أَلْقَی عَصَاهُ وَ أَوْجَسَ فِینَفْسِهِ خِیفَةً قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ به حقّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمَّا آمَنْتَنِی فَقَالَ لَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَی؛[ بحارالانوار، ج26، ص320] و به راستی موسی وقتی که عصای خویش را انداخت، ترس قلب او را فراگرفت و در آن حال گفت: خداوندا! به حق محمد و آل محمد مرا (از این اژدها) ایمن دار! خدا نیز به موسی فرمود: نترس! تو بر آن مسلّط خواهی بود. یوسف پیامبر علیه السلام و توسل به پنج تن : امام صادق(علیه السلام) می فرماید: وقتی يوسف(علیه السلام) توسط برادرانش در چاه انداخته شد، جبرئیل نزد او آمد و به وی گفت: خداوند امر نموده که (برای نجات از چاه) این جملات را بگویی: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّ (فَإِنَّ) لَکَ الْحَمْدَ کُلَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُوالْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ لِیمِنْ أَمْرِی فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لَا أَحْتَسِبُ فَدَعَا رَبَّهُ فَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْجُبِّ فَرَجاً وَ مِنْ کَیْدِ المَرْأَةِ مَخْرَجاً وَ أَعْطَاهُ مُلْکَ مِصْرَ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبْ؛ [بحارالانوار، ج12، ص247 ـ248؛ تفسیر قمی، ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، اول، 1412 ق، ج1، ص355] خدایا! تو را میخوانم، پس به راستی ستایش از آن تو است، خدایی غیر تو نیست آفریننده آسمان ها و زمین، صاحب جلالت و بزرگی؛ و درود بفرست بر محمد و آل محمد (و به حق آنها) در گرفتاریم گشایشی و راه فراری قرار ده! و رزق من گردان از جایی که گمان دارم و از جایی که گمان ندارم. پس پروردگار را خواند و خدا نیز برای او از چاه راه نجات قرارداد و از حیله زنان (مصر) راه فرار مقرّر فرمود و سلطنت مصر را از جایی که گمان نمی برد، به او داد. [منبع: ماهنامه مبلغان].
از آیاتی از قرآن فضیلت پنج تن استنباط شده است از جمله: آیه مباهله[۳] که در آن از علی(ع) به نفس پیامبر(ص)، از حضرت فاطمه(س) به زن برگزیده خاندان پیامبر(ص) و از حسنین علیهماالسّلام به فرزندان پیامبر(ص) تعبیر شده است. [۴] . آیه اطعام[۵]، که به دنبال روزه گرفتن سه روزه علی، فاطمه و حسنین علیهم السّلام و بخشیدن افطار خود در هر سه شب به مسکین و یتیم و اسیر نازل شد و اخلاص و ایثار ایشان ستایش شد. [۶]. آیه مودت[۷] که در آن مطابق تفاسیر شیعه [۸] و اهل سنت[۹] مصداق ذَوِی القُربای (خویشاوندان) پیامبر(ص)، علی(ع) و فاطمه(س) و حسنین علیهماالسّلام بوده و مودّت ایشان اجر رسالت پیامبر(ص) قرار داده شده است . آیات ۱۹ تا ۲۲ سوره الرحمن، که در آنها از علی و فاطمه علیهماالسّلام به دو دریا تعبیر شده است که پیامبر به مثابه برزخی میان ایشان بوده و حسنین علیهماالسّلام چون لؤلؤ و مرجانی هستند که از ملاقات این دو دریا پدید میآیند.[۱۰] . آیه ۳۷ سوره بقره، فتلقّی آدم من ربّه کلمات، که مطابق بعضی روایات عامّه و خاصه در تفسیر این آیه، توسل حضرت آدم(ع) به انوار خمسه طیبه و خواندن خداوند به اسماء ایشان (کلمات) سبب آمرزش و قبولی توبه وی گردید.[۱۱] در بعضی از این روایات[۱۲] به اشتقاق نامهای پنج تن (محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین) از اسامی خداوند (محمود و حمید، علی و عالی و اعلی، فاطر و فاطم، محسن و ذوالاحسان و ذوالاسماء الحسنی) با اختلاف تصریح شده است . در تفسیر و تأویل این آیه و آیه و اذ ابتلی ابراهیم ربّه بکلماتٍ فاتمهّن[۱۳] علاوه بر تأویل کلمات به پنج تن و تأویل فَأتَمَّهُنَّ به ۹امام از نسل امام حسین علیهم السّلام، مناقب و فضایل عدیدهای در شأن آل عبا نقل شده است.[۱۴] . همچنین در آیه اَسْتَکْبَرْتَ اَم کَنتَ مِن العالین[۱۵] عالین به خَمْسه طَیِّبه تأویل شده است.[۱۶] . آیات دیگری نیز مطابق بعضی روایات عامّه و خاصه به مقام پنج تن اشاره دارد که از آن جمله است: آیه ۶۹ سوره نساء، آیه ۲۴ سوره ابراهیم، آیه ۴۳ سوره نحل، آیه ۱۳۲ سوره طه، آیه ۷۴ سوره فرقان، آیه ۲۷ سوره ذاریات، آیه ۲۱ سوره طور و آیه ۹ سوره حشر.[۱۷] .
درباره قالبهای عرشی و نوری اهلبیت(ع) روایات فراوانی از اهلبیت(ع) در منابع روایی شیعه و سنی وارد شده است که به دو مورد از آنها اشاره میکنیم: 1ـ ابى سعید خدرى گوید با رسول خدا(ص) نشسته بودیم، مردى پیش او آمد و عرض کرد یا رسولاللَّه خبر به من خبر بده از فرمایش خدا به ابلیس «أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ؛ آیا تکبر ورزیدى یا از گروه عالین بودى.» (سوره ص- آیه 75.) «عالین» چه کسانى هستند؟ آیا از فرشتگان والامقامترند؟ رسول خدا(ص) فرمود من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهمالسلام در برابر عرش پروردگار جهانیان بودیم و او را تسبیح میکردیم و فرشتگان به تسبیح ما تسبیح میگفتند پیش از دو هزار سال قبل از خلقت آدم و هنگامى که خداوند آدم را آفرید، به فرشتگان امر کرد آدم را سجده کنند و ما را به این سجده امر نکرد. تمام فرشتگان سجده کردند مگر ابلیس که سرباز زد و سجده نکرد و سپس خداوند بزرگ فرمود« أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ؛ تکبر کردی یا از عالین هستی؟» مقصود از عالین پنج تن بودند که نام آنها بر سرادق عرش الهى نوشته شده بود و ما کسانى هستیم که از راه ما خلایق مىتوانند به خداى خود نزدیک شوند، به ما هدایت میشوند، و کسى که ما را دوست داشته باشد خداوند او را دوست دارد و در بهشت ساکنش مىکند و کسى که ما را دشمن بدارد خداوند او را دشمن دارد و در آتش جایش دهد، جز حلالزاده کسى ما را دوست ندارد.» (فَنَحْنُ بَابُ اللَّهِ الَّذِی یُؤْتَى مِنْهُ بِنَا یَهْتَدِی الْمُهْتَدِی فَمَنْ أَحَبَّنَا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ أَسْکَنَهُ جَنَّتَهُ وَ مَنْ أَبْغَضَنَا أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ أَسْکَنَهُ نَارَهُ وَ لَا یُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَ مَوْلِدُهُ (فضائل الشیعة شیخ صدوق، ص9؛ تأویل الآیات الظاهرة، ص497) . 2ـ همچنین در روایتی دیگر سلمان از رسول گرامی اسلام(ص) نقل میکند پیامبر(ص) به من گفت: ای سلمان، خداوند مرا از برگزیده نورش خلق کرد و مرا خواند پس او را اجابت کردم. و از نور من، علی را خلق کرد و او را صدا زد و او(علی) او را اطاعت کرد و از نور علی، فاطمه را خلق کرد ...فَقَالَ: یَا سَلْمَانُ، خَلَقَنِی اللَّهُ مِنْ صَفْوَةِ نُورِهِ، وَ دَعَانِی فَأَطَعْتُهُ، وَ خَلَقَ مِنْ نُورِی عَلِیّاً، وَ دَعَاهُ فَأَطَاعَهُ، وَ خَلَقَ مِنْ نُورِ عَلِیٍّ فَاطِمَةَ، وَ دَعَاهَا فَأَطَاعَتْهُ، وَ خَلَقَ مِنِّی وَ مِنْ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ: الْحَسَنَ، وَ دَعَاهُ فَأَطَاعَهُ، وَ خَلَقَ مِنِّی وَ مِنْ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ: الْحُسَیْنَ، فَدَعَاهُ فَأَطَاعَهُ.» پیامبر(ص) همین طور تا به امام حسین(ع) ادامه دادند و بعد فرمود: «سپس ما را به پنج اسم از اسمای خودش نامید: پس خداوند محمود است و من محمد؛ و خداوند علی است و این هم علی؛ خداوند فاطر است و این هم فاطمه؛ خداوند ذوالاحسان است و این حسن و خداوند محسن است و این هم حسین است؛ ثُمَّ سَمَّانَا بِخَمْسَةِ أَسْمَاءٍ مِنْ أَسْمَائِهِ، فَاللَّهُ الْمَحْمُودُ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ، وَ اللَّهُ الْعَلِیُّ وَ هَذَا عَلِیٌّ، وَ اللَّهُ الْفَاطِرُ وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ، وَ اللَّهُ ذو الْإِحْسَانِ وَ هَذَا الْحَسَنُ، وَ اللَّهُ الْمُحْسِنُ وَ هَذَا الْحُسَیْنُ.» . پیامبر(ص) در ادامه به سلمان فرمود: «سپس خداوند از ما و از نور حسین، نُه امام را خلق کرد؛ پس آنها را خواند و اطاعت شد. در آن هنگام ساختمان آسمان و گسترش زمین و وجود هوا و ملک و انسان صورت نگرفته و ما انوارى بودیم که پروردگار متعال را تسبیح و تقدیس کرده، و فرمان او را شنیده و پیروى میکردیم؛ ثُمَّ خَلَقَ مِنَّا وَ مِنْ نُورِ الْحُسَیْنِ: تِسْعَةَ أَئِمَّةٍ، فَدَعَاهُمْ فَأَطَاعُوهُ، قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ سَمَاءً مَبْنِیَّةً، وَ أَرْضاً مَدْحِیَّةً، وَ لَا مَلَکاً وَ لَا بَشَراً، وَ کُنَّا نُوراً نُسَبِّحُ اللَّهَ، وَ نَسْمَعُ لَهُ وَ نُطِیعُ.» (دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، ص448؛ مصباح الشریعة، ص64)
***
الامام الرضا (علیهالسّلام) عَن آبائِهِ (علیهمالسّلام) عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیه السلام، عَن امِّ سَلَمَةَ قالَت: نَزَلَت هذِهِ الآیَةُ فی بَیتی وفی یَومی، کانَ رَسولُ اللّهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) عِندی فَدَعا عَلِیًّا و فاطِمَةَ و الحَسَنَ و الحُسَینَ، و جاءَ جَبرَئیلُ فَمَدَّ عَلَیهِم کِساءً فَدَکِیًّا ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ اهلُ بَیتی، اللّهُمَّ اذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ و طَهِّرهُم تَطهیرًا. قالَ جَبرَئیلُ: و انَا مِنکُم یا مُحَمَّدُ؟ فَقالَ النَّبِیُّ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): و انتَ مِنّا یا جَبرَئیلُ. قالَت امُّ سَلَمَةَ: فَقُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، و انَا مِن اهلِ بَیتِکَ، و جِئتُ لِاَدخُلَ مَعَهُم، فَقالَ: کونی مَکانَکِ یا امَّ سَلَمَةَ، انَّکِ الی خَیرٍ، انتِ مِن ازواجِ نَبِیِّ اللّهِ. فَقالَ جَبرَئیلُ: اقرَاْ یا مُحَمَّدُ: «انَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اهلَ البَیتِ و یُطَهِّرَکُم تَطهیرًا» فِی النَّبِیِّ و عَلِیٍّ و فاطِمَةَ و الحَسَنِ و الحُسَینِ (علیهمالسلام)؛ [الامالی، ج۱، ص۳۶۸، ح۷۸۳] . امام رضا (علیهالسلام): به نقل از پدرانش به نقل از امام سجّاد به نقل از امّ سلمه: این آیه در خانه من و در روزی که پیامبر در خانه من بود نازل شد. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نزد من بود که علی، فاطمه، حسن و حسین را فرا خواند. جبرئیل هم آمد و پیامبر عبای فدکی را بر آنها گستراند و سپس فرمود: پروردگارا! اینان اهل بیت من هستند، خدایا! هرگونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملًا پاکشان گردان. جبرئیل گفت: ای محمّد! آیا من هم از شمایم؟ پیامبر فرمود: تو نیز از ماییای جبرئیل. امّسلمه: عرض کردم: یا رسول اللّه! من هم از اهل بیت تو هستم و پیش رفتم تا در کنار آنها باشم. پیامبر فرمود: در جای خود باشای امّسلمه، تو به سوی خیر هستی، تو از همسران پیامبر خدایی. جبرئیل گفت: ای محمّد بخوان: «انّما یریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ اهْلَ البیتِ و یُطَهِّرَکُم تَطْهیراً» [احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳] که در حقّ پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهمالسّلام) است.»
***
پیامبر اکرم ص در خانه همسرش ام سلمه حضور دارد و قرار است پیام مهمی از سوی خداوند درباره چند تن از نزدیکانش دریافت کند. از اینرو، به ام سلمه تأکید میکند که به هیچکس اجازه ورود ندهد. در همین روز، فاطمه س، دختر پیامبر(ص)، تصمیم میگیرد غذایی به نام عصیده "نوعی حلوا"[۸] برای پدرش تهیه کند. او این غذا را در دیگی سنگی آماده کرده و آن را روی طبقی گذاشته، نزد پدر میآورد. ام سلمه نقل میکند: نتوانستم مانع ورود فاطمه شوم . پیامبر(ص) به دخترش فرمود: برو و همسر و دو فرزندت را نیز بیاور . فاطمه(س) بیدرنگ به خانه بازگشت و همراه امام علی ع و دو فرزند خردسالش، امام حسن ع وامام حسین ع وارد خانه پدر شد. ام سلمه با اشاره پیامبر(ص) برخاست و در گوشه ای مشغول نماز شد.
سپس پیامبر(ص) با علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) کنار سفرهٔ فاطمه(س) نشستند. آنگاه پیامبر(ص) کسای خیبری -عبایی بافته شده توسط مردم خیبر - را بر سر آنان کشید و با دست راست به آسمان اشاره کرد و گفت: خدایا! اینان اهل بیت ع من هستند؛ پس هرگونه پلیدی را از آنان دور کن و آنان را پاک و پاکیزه گردان. در این لحظه، جبرئیل امین نازل شد و آیه تطهیر را تلاوت کرد: إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا ﴿ سوره=احزاب|آیه=۳۳﴾ .خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. پس از آن، ام سلمه جلو آمد و پرسید: آیا من نیز جزو اهل بیت هستم؟ پیامبر(ص) فرمود: تو در راه خیر و نیکی هستی؛ تو از همسران پیامبر خدایی. [۹] . (ولی جزء اهلبیت نه!)
محمد بن جریر بن رستم طبری در کتاب دلائل الامامة تصریح میکند که مسلمانان بر این موضوع اتفاق نظر دارند: همزمان با نزول آیه تطهیر، پیامبر ص ، امام علی ع , فاطمه س , امام حسن ع و امام حسین ع را فراخواند، آنان را با کساء پوشاند و این دعا را خواند: اللهم هؤلاء أهلی فأذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. خدایا! اینان اهل بیت من هستند؛ پس پلیدی را از آنان دور کن و آنان را پاک و پاکیزه گردان.[۲۱] . در روایت صحیح مسلم، حدیث کساء از عایشه چنین نقل شده است: روزی رسول خدا بیرون آمد در حالی که عبایی نقشدار از موی سیاه بر دوش داشت. ابتدا حسن ع آمد و پیامبر او را زیر عبا جای داد؛ سپس حسین ع آمد و او نیز زیر عبا قرار گرفت؛ پس از آن فاطمه س آمد و در زیر عبا جای گرفت؛ سپس علی ع آمد و او را نیز همراه دیگران زیر عبا جای داد. آنگاه پیامبر فرمود: إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا .[۴۰] .
امام علی(ع) در یکی از گفتگوهای خود با خلیفه، به حدیث کساء اشاره کرده و فرمود: آیا آیه تطهیر برای من و خاندان و فرزندانم نازل شده یا برای تو و خاندان و فرزندانت؟ خلیفه پاسخ داد: بلکه برای تو و خاندانت ، امام فرمود: تو را به خدا! آیا من و خاندانم در روز کساء مشمول دعای پیامبر بودیم که فرمود: "خدایا! اینان خاندان منند که رهسپار به سوی تو هستند نه به سوی آتش" یا تو؟ [۴۱] . در شورای ششنفره تشکیلشده توسط خلیفه دوم، امام علی(ع) برای اثبات برتری خود در امر خلافت، به آیه تطهیر و حدیث کساء استشهاد کرد: نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِيكُمْ أَحَدٌ أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ آيَةَ التَّطْهِيرِ عَلَى رَسُولِهِ...»[۴۲] . در زمان تفاخر اصحاب پیامبر(ص) نسبت به فضائل خود، امام علی(ع) با اشاره به حدیث کساء، برتری خود و هل بیت ع را یادآور شد.[۴۳] . پس از صلح امام حسن ع با معاویه، امام حسن(ع) در خطبهای پس از ذکر آیه مباهله، برای بیان فضیلت اهل بیت(ع) به حدیث کساء استناد کرد.[۴۴] .
***
همه با هم حدیث کساء
عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَهَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ اللَّهِ فى بَعْضِ الاْیّامِ فَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَهُ فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ قالَ اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ فَقَالَ یا فاطِمَهُ ایتینى بِالْکِساَّءِ الْیَمانى فَغَطّینى بِهِ فَاَتَیْتُهُ بِالْکِساَّءِ الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ وَاِذا وَجْهُهُ یَتَلاَْلَؤُ کَاَنَّهُ الْبَدْرُ فى لَیْلَهِ تَمامِهِ وَکَمالِهِ ، فَما کانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّهَ عَیْنى وَثَمَرَهَ فُؤ ادى فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَهً طَیِّبَهً کَاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکِساَّءِ ، فَما کانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمّاهُ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا قُرَّهَ عَیْنى وَثَمَرَهَ فُؤ ادى فَقالَ لى یا اُمّاهُ اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَکِ راَّئِحَهً طَیِّبَهً کَاَنَّها راَّئِحَهُ جَدّى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ وَاَخاکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَدَنَى الْحُسَیْنُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَیا شافِعَ اُمَّتى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکِساَّءِ ، فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَبَا الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَهُ اِنّى اَشَمُّ عِنْدَکِ رائِحَهً طَیِّبَهً کَاَنَّها راَّئِحَهُ اَخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَاَقْبَلَ عَلِىُّ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ قالَ لَهُ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَخى یا وَصِیّى وَخَلیفَتى وَصاحِبَ لِواَّئى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ عَلِىُّ تَحْتَ الْکِساَّءِ ، ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکِساَّءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ لى اَن اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ قالَ وَعَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتى وَیا بَضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَکِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکِساَّءِ ، فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکِساَّءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَىِ الْکِساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیَدِهِ الْیُمْنى اِلَى السَّماَّءِ وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیْتى وَخاَّصَّتى وَحاَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى یُؤْلِمُنى ما یُؤْلِمُهُمْ وَیَحْزُنُنى ما یَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ وَغُفْرانَکَ وَرِضْوانَکَ عَلَىَّ وَعَلَیْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً ، فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکَتى وَیا سُکّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیَّهً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّهً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیَّئَهً وَلا فَلَکاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرى وَلا فُلْکاً یَسْرى اِلاّ فى مَحَبَّهِ هؤُلاَّءِ الْخَمْسَهِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ الاْمینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّهِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَهِ هُمْ فاطِمَهُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها ، فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَهْبِطَ اِلَى الاْرْضِ لاِکُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَهَبَطَ الاْمینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِىُّ الاَعْلى یُقْرِئُکَ السَّلامَ وَیَخُصُّکَ بِالتَّحِیَّهِ وَالاِْکْرامِ وَیَقُولُ لَکَ وَعِزَّتى وَجَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیَّهً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّهً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَهً وَلا فَلَکاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْرى وَلا فُلْکاً یَسْرى اِلاّ لاَِجْلِکُمْ وَمَحَبَّتِکُمْ وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ فَهَلْ تَاْذَنُ لى یا رَسُولَ اللَّهِ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیْکَ السَّلامُ یا اَمینَ وَحْىِ اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکِساَّءِ فَقالَ لاِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَیْکُمْ یَقُولُ اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً ، فَقالَ عَلِىُّ لاَبى یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکِساَّءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَاللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَهِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَهُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِکَهُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ یَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شیعَتُنا وَرَبِّ الْکَعْبَهِ ، فَقالَ النَّبِىُّ ثانِیاً یا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَهِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَْرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَهٍ اِلاّ وَقَضَى اللّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىُّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکَذلِکَ شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ وَرَبِّ الْکَعْبَه.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اهـل بـیـت علیهم السلام
