شاهی که سفینه النجاتش خوانند - مصباح هدای کائناتش خوانند = آلوده به خاک ماتم اوست هنوز - آن آب که چشمۀ فراتش خوانند .

مهدی_آصفی : عقل بشر از درک تو مات است، حسین - نام تو کلید مشکلات است، حسین = در شأن تو این بس که رسول اکرم - فرمود: سفینة النّجاة است، حسین .

مهدی_آصفی: شیرازه‌ ی دفتر حیات است، حسین - محبوب قلوب کائنات است، حسین = از قصّه ‌ی فطرسِ مَلَک شد معلوم – کوتاه ‌ترین راه نجات است حسین .

علی_انسانی: من نرد غم لیلی لیلا زده ‌ام - دل‌خونم و چون لاله به صحرا زده‌ ام = آن جا که سفینة النّجاة است، حسین - دریا، دلِ عشق و من به دریا زده ‌ام .

جواد_هاشمی_تربت: ای زنده ‌ی عشق! ای قتیل عبرات! - آزاده‌ی کربلا! اسیر کربات! = ما ظلمت محضیم و تو مصباح هدی - ما غرق گناهیم و تو کشتیّ نجات .

محسن_حافظی: محبوب تمام کائنات است حسین - مصباح هدی، فُلک نجات است حسین = دین نبوی زنده شد از کشتن او - احیاگر ذکر صلوات است حسین .

محسن_حافظی: آیینه ‌ی حق ‌نمای عشق است حسین - در نای زمان، نوای عشق است حسین = بر فُلک نجات، آن دُر بحر شرف - فرهیخته ناخدای عشق است حسین .

حسین_زارعی_خائف: شاهنشه کلّ کائنات است حسین - بر خلق خدا، پُر برکات است حسین = در بحر وجود، شیعیان را ز کرم - هم لنگر و کشتی نجات است حسین .

خطیبی_همدانی: مصباح هدی به کائنات است، حسین - فیّاض جمیع ممکنات است، حسین = کان کرم و بحر عطا و احسان - یعنی که سفینه ‌ی نجات است حسین .

قاسم_رسا: شاهی که سفینة النّجاتش خوانند - مصباح هدای کائناتش خوانند = آلوده به خاک ماتم اوست هنوز - آن آب که چشمه‌ی فراتش خوانند .

سید_محمد_رستگار: خاک قدمش آب حیات است حسین – مهریه ‌ی مادرش فرات است حسین = غرقیم به دریای معاصی امّا - شادیم که کشتی نجات است حسین .

صغیر_اصفهانی: حلّال جمیع مشکلات است حسین – شوینده ‌ی لوح سیئات است حسین = ای شیعه! تو را چه غم ز توفان بلا؟ - جایی که سفینة النّجاة است حسین .

قنبر_ثانی (محمّدرضا کوزه‌گر کالجی): محبوب خدا چشمه‌ ی جاری حیات - خورشید رسل که بر روانش صلوات = فرمود به امّت که حسین بن علی - مصباح هدایت است و کشتیّ نجات .

سید_رضا_مؤید: از روی حسین تا نقاب افکندند - در کشور عشق، انقلاب افکندند = تبریک به توفان ‌زدگانِ غم و درد - کشتی نجات را به آب افکندند .

سید_رضا_مؤید: من در بر کشتی نجات آمده‌ ام - در ساحل چشمه‌ ی حیات آمده ‌ام = تا زودتر از زود گناهم بخشند - قبل از عرفه در عرفات آمده‌ام .

سید_رضا_مؤید: سرچشمه‌ ی خیر و برکات است حسین - معراج صلات‌ و صلوات است حسین = فرمود نبی: نوشته بر ساقه ‌ی عرش - مصباح هدی، فُلک نجات است حسین .

مدرسی_صادقی: سالار جمیع ممکنات است حسین - فرمانده دین، اصل حیات است حسین = دنیا ز بلیات بود بحر عظیم - بر دوست چو کشتی نجات است حسین .

عبدالعلی_نگارنده: هر چند که چشمه ‌ی حیات است، حسین - لب‌ تشنه، لب آب فرات است حسین = غم نیست اگر غرق گناهیم همه - چون بحر کرم، فُلک نجات است، حسین .

میرزا_یحیی_اصفهانی: اسباب نجات کائنات است، حسین - فیّاض جمیع ممکنات است، حسین = چون کشتی چار موجه شد در شط خون - با آن که سفینة النّجاة است حسین .

تکمله: در این باب یک رباعی دیگر هم دیده شده که چون وجه تمایزی با دیگران داشت، جداگانه مطرح می‌شود. این رباعی از غافل مازندرانی است که به جای واژه‌ی «سفینه»، واژه‌ی «صحیفه» در آن آمده است: در وحدت حق، مظهر ذات است، حسین - مستجمعِ افرادِ صفات است، حسین = یک سرّ شهادتش، از آن دان که به حشر - عنوانِ صحیفه ‌ی نجات است، حسین .

اى اشك ماتمت به رخ ملت آبرو - وى از طفيل خون تو، اسلام سرخ رو = دين را تو زنده كردى و خود، كشته گشته‌ اى‌ - وين يافته ز فيض تو، دين نبى علوّ = گر آب را به روى تو بستند كوفيان‌ - آوردى آب رفته اسلام را به جو (شمس لنگرودى)

اندر آنجا که باطل امیر است - اندر آنجا که حق سر بزیر است = اندر آنجا که دین و مروت - پایمال و زبون و اسیر است = راستی زندگی ناگوار است - مرگ بالاترین افتخار است = اندر آنجا که از فرط بیداد - نیست مظلوم را تاب فریاد = اندر آنجا که ظالم به مستی - بر سر خلق می تازد آزاد = مهر بر لب نهادن گناه است - خامشی بدترین اشتباه است = این اساس مرام حسین است - روح و رمز قیام حسین است = زان شهید سر از دست داده - زان فداکار در خان فتاده = جاودان آید این بانگ پرشور - لا اری الموت الا سعاده = آری آزاد مردان بکوشند - بر ستمگر چو طوفان خروشند = شور عالم ز نام حسین است - مستی جان ز جام حسین است = هر کجا نهضتی حق پسند است - ریشه اش از قیام حسین است = او به خون این سخن کرد ترسیم - پیش ظالم نگردید تسلیم . («يا آزادگى،يا شهادت‏»،محمد حسين بهجتى(شفق)،بهار آزادى،ص 71)

ای تشنه یی که از اثر اشک ماتمت - تا روز حشر گلشن دین سبز و خرّم است = پیش مصیبت تو مصیبات روزگار - بر ممکنات جمله چو دریا و شبنم است = از بس مصیبت تو عظیم اوفتاده است - نام تو و شکسته دلی هر دو با هم است = بر فرق و حلق اکبر و اصغر چو بنگرم - هر یک مصیبتش به دل از هریک اعظم است = از جور چرخ قامت زهرا نگشته خم - چون چرخ اگر خمیده ز بار غمت خم است = زین غم به چرخ چارم و در هشت باغ خُلد - گریان و زار مریم و عیسی بن مریم است = هر دل که در غم تو بود خرّم است و شاد - خرّم دلی مباد که فارغ از این غم است = شادی به ما همین نه محرّم حرام کرد - هر مه به یاد روی تو ما را محرّم است (وفایی شوشتری دیوان اشعار چند مرثیهٔ دیگر بند پنجم) .

فصل عزا آمد و دل غم گرفت - خیمه دل بوی محرم گرفت = زهره منظومه زهرا حسین - کشته افتاده به صحرا حسین = دست صبا زلف تو را شانه کرد - بر سر نی خنده مستانه کرد = چیست لب خشک و ترک خورده ات - چشمه ای از زخم نمک خورده ات = روشنی خلوت شبهای من - بوسه بزن بر تب لبهای من = تا زغم غربت تو تب کنم - یاد پریشانی زینب کنم * آه از آن لحظه که بر سینه ات - بوسه نشاندند لب تیرها = آه از آن لحظه که بر پیکرت - زخم کشیدند به شمشیرها = آه از آن لحظه که اصغر شکفت - در هدف چشم کمانگیر ها = آه از آن لحظه که سجاد شد - همنفس ناله زنجیر ها = قوم به حج رفته به حج رفته اند - بی تو در این بادیه کج رفته اند = کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست - آینه ای مثل تو بی رنگ نیست = آینه رهگذر صوفیان - سنگ نصیب گذر کوفیان = کوفه دم از مهر و وفا می زدند - شام تو را سنگ جفا می زدند = کوفه اگر آینه ات را شکست - شام از این واقعه طرفی نبست = کوفه اگر تیغ و تبرزین شود - شام اگر یکسره آذین شود = مرگ اگر اسب مرا زین کند - خون مرا تیغ تو تضمین کند = آتش پرهیز نبرد مرا - تیغ اجل نیز نبرد مرا = بی سر و سامان توام یا حسین - دست به دامان تو ام یا حسین = جان علی سلسله بندم مکن - گردم از خاک بلندم مکن = عاثقبت این عشق هلاکم کند - در گذر کوی تو خاکم کند = تربت تو بوی خدا می دهد - بوی حضور شهدا می دهد = مشعر حق عزم منا کرده ای - کعبه ی شش گوشه بنا کرده ای = تیر تنت را به مصاف آمدست - تیغ سرت را به طواف آمدست = چیست شفابخش دل ریش ما - مرحم زخم و غم و تشویش ما = چیست به جز یاد گل روی تو - سجده به محراب دو ابروی تو = بر سر نی زلف رها کرده ای - با جگر شیعه چه ها کرده ای = باز که هنگامه برانگیختی - بر جگر شیعه نمک ریختی = کو کفنی تا که بپوشم تنت - تاگیرم دامنه ی دامنت . (محمد رضا آغاسی) .

***

محرم آمد و ماه عزا شد - مه جانبازی خون خدا شد = جوانمردان عالم را بگویید - دوباره شور عاشورا به پا شد .

***

ای سایه ‌ات فتاده به روی سرم حسین - معنای واقعی اصول الکرم حسین = یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند - تسکین دردهای دل مضطرم حسین = یادم نمی‌رود که همه عزتم تویی - من پای سفرۀ تو شدم محترم حسین = لطفی که کرده‌ای تو به من مادرم نکرد - ای مهربان‌تر از پدر و مادرم حسین = من سال‌هاست در به در روضه توام - داغ تو را به جان و دلم می‌خرم حسین = در کوچه‌های سینه زنی سالیان سال - در حسرت هوای حرم می‌پرم حسین = کابوس من شده غم دوری کربلا - در خواب هم ذکر لب من حرم حسین = تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت - مانند خواهری که صدا زد دلم حسین = اینجا کجاست؟ خواهرت افتاد از نفس - رحمی نما به سینۀ شعله ورم حسین = اینجا عجیب بوی فراق تو می‌رسد - یک دم نگاه کن تو به چشم ترم حسین = زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا - یک ذره حق بده نشود باورم حسین = مجموع حرف‌های من اینجا خلاصه شد - در یک کلام: ای همۀ باورم حسین . حسین صیامی .

***

من یک کبوترم که تویی شهپرم حسین - صد شکر در هوای غمت میپرم حسین = اربابِ من تویی و به کس نیست مُرتَبط - در آستان کوی تو گر نوکرم حسین = بی شک بدون لطف تو من غرق میشدم - ای کشتی نجات من و یاورم حسین = لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد - ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین = من هم ز داغ تو به خدا قول میدهم - تا اینکه زنده ام بزنم بر سرم حسین = آخر به جرم چه کفنت نیزه ها شدند؟ - آقای خوب و از همه کس بهترم حسین = باید که مثل پیکر تو زیر آفتاب - بی غسل و بی کفن بشود پیکرم حسین . هانی امیرفرجی .

***

باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين - سينه ما مي‌شود کرب و بلاي حسين = کاش خدا قستم رزق حلالي کند - تا که توانم کنم خرج عزاي حسين = کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه - تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين = هرکه عزدار اوست شيعه و غمخوار اوست - ناله او مي‌دهد سوز صداي حسين = مادر او فاطمه خوب دعا مي‌کند - هرکه بريزد ز چشم اشک براي حسين = اشک عطاي خداست هديه خيرالنساست - نيست کسي لايقش غير گداي حسين = ماه محرم کند جامعه را زير و رو - جمله جوانان شوند مست ولاي حسين = بهتر از اين گريه‌ها نيست سلاحي به دست - تا که بماند بپا دين خداي حسين.

روزدوم محرم ورودامام حسين عليه السلام به كربلا

http://dl.hodanet.tv/filesmoharram/moharram2worodbekarbala.htm

روضه روزدوم محرم ورودبه كربلا

زود بیرون رو تو در سمت عراق - کربلا د ا ر د بخونت ا شتیا ق

https://hedayat.blogfa.com/post/7162

كتا ب هـمـرا ه با عا شو را ئيا ن3 - ازورودبه كربلا تا شب يازدهم محرم

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/dowomemoharramtayazdahom.htm

محرم آمد و ماه عزا شد - مه جانبازی خون خدا شد = بلند از تربت پاک شهیدان - شعار كل ارضٍ کربلا شد = دل شط فرات از خون زند موج - که دست از پیکر سقا جدا کرد = در آغوش پدر خندید اصغر - چو پیکان با گلویش آشنا کرد = جوانمردان عالم را بگوئید - دوباره شور عاشورا به پا شد = بیا ای قائم آل محمد - که خون دل روان از دیده ها شد .

***

همه جا شور عزای تو به پا می بینم - عالم اندر غم تو غرق عزا می بینم = همه جا نام دل آرای تو را می شنوم - جلوه ی روی تو را در همه جا می بینم = در هوای تو چنان دیده و دل صافی شد - هر کجا می نگرم کرب و بلا می بینم = هر کجا زمزمه آب روان می شنوم - در خیالم لب عطشان تو را می بینم = خیمه گاهت به لب آب و تواند تک و پو - کعبه و زمزم از این «مروه صفا» می بینم = تو خلیلی و ذبیح اللهت اکبر باشد - دشت خونین بلا را چو منا می بینم = تو حسینی و محمد تو حسینی و علی - بر رخت هاله ای از نور خدا می بینم = تو حسینی و حسین هستی و زهرائی تو - خیمه ات جلوه گه آل عبا می بینم = روی خورشید تو و ماه بنی هاشم را - جمع بین قمر و شمس و ضحی می بینم = عجب از صبر تو دارم به دریای بلا - بر لب تشنه ی تو حمد و ثنا می بینم = تا شود نشر اسرار شهادت همه جا - زینب آواره چنین با اسراء می بینم .

***

این چه غوغاست که در ارض وسما می بینم - صفحه ی خاک پر از موج بلا می بینم = فلک از آتش بیداد پروبال که سوخت - که پریشان همه مرغان هوا می بینم = این تجلی ز چه شمعی است که از تابش او - همه آفاق پر از نور و ضیاء می بینم = این عزای چه عزیزی ست که در ماتم او - آدم وحور و فلک نوحه سرا می بینم = وه چه خوش وادی عشقی است که در هر قدمش - عاشقی در ره معشوق فنا می بینم = طعمه ی آتش اعداء شود آن خیمه گهی - که در آن روشنی نور خدا می بینم = بر تن پرده نشینان حریم ملکوت - جامه ماتم و اندوه وعزا می بینم = در عزاداری شاهنشه کَونین حسین (ع) - خونفشان خامه جانسوز رسا می بینم = «دکتر رسا» .

***

بار بگشایید ای یاران که اینجا کربلاست - کربلایی کز ازل خاکش معطر با بلاست = حاجیا را کعبه گل گر طواف دل بود - عاشقان را کعبه ی دل خاک این منزل بود = خاک پاکش لوح محفوظ تمام رنج هاست - رنج را باید تحمل چون کلید گنج هاست = این زمین آینه دار جنگ آب و آبروست - هر که گردد تشنه تر شهد بلایش در سبوست = سفره مهمان سرایش خالی از برگ و نواست - برگ برگ نخل هایش تشنه خون خداست = جز عطش ما را در اینجا ساقی میخانه نیست - تشنگی را جز شراب مرگ در پیمانه نیست .

***

ای زمین کربلا من ارمغان آورده ام - دُرّ کوچک اصغر شیرین زبان آورده ام = ای زمین کربلا آخرین مأوای ما - دست بگشا بهر استقبال ما = ای زمین کربلا این خواهر غم پرورم - ای زمین کربلا این شیرخواره اصغرم .

***

https://forum.rasekhoon.net/thread/967300/page1

نوحه های روز عاشورا

https://www.balagh.ir/content/4839


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه های دهه اول محرم

تاريخ : سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ | 15:9 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |