ورود به محرم و اشعار استقبال از محرم
شکر خدا که شد حرمم خیمه ی غمت - ماندم برای سینه زدن در محرمت = رفتند عده ای و فدای رهت شدند - ماندن عده ای که بمانند همدمت = ما بی خبر ز درک حضور محرمیم - گویا هنوز هم دل ما نیست محرمت = من روضه را به روضه ی رضوان نمی دهم - باشد جواز هر نفسم نوحه و دمت = عشقت مرا برای حسینیه آفرید - این سینه ام پر است ز آوای ماتمت = جایی به غیر گوشه ی هییت نمی روم - شاید که جان خسته شود خیر مقدمت = هیچ آشیانه امن تر از خیمه ی تو نیست - دفع بلا کنند مصیبات اعظمت = روزی که اشک روضه نیاید ز دیده ام - مردن به از وبال شدن بر محرمت = مادر به اشک روضه ی تو داد عادتم - شکر خدا که گریه ما هست مرحمت = دل در هوای کرب و بلای تو پر کشد - تا سر در حرم بزند باز پرچمت .
این شهر را هوای محرم گرفته است - حال و هوای قلب مرا غم گرفته است = قبل از دهه برای عزای تو مادرم - اسپند و چایی و رطب بم گرفته است = "باز این چه شورش استِ"تو را مادرم حسین - در وقت شیر دادن من دم گرفته است = در بین نوکران تو لات محلِّ ما - شیون کنان برای تو پرچم گرفته است = وقتی سماورم ز غمت جوش میزند - یعنی که چای روضه ی ما دم گرفته است .شعر از: سجاد روان مرد .
بازآمد بوی واژه، واژه های محتشم - باز آمد بوی ناله، بوی غصّه، بوی غم = باز آمد بوی حنجر، بوی خنجر، بوی سیب - باز آمد بوی غربت، بوی سالاری غریب = باز آمد بوی اکبر، بوی یاران خدا - باز آمد بوی گل، پر پر شده روی عبا = باز آمدبوی پیکان، بوی شمشیر و خدنگ - باز آمد بوی نیزه، بوی پیشانی و سنگ = باز آمد بوی گلشن، بوی عنبر، بوی عود - باز آمد بوی آتش، بوی خیمه، بوی دود = باز آمد بوی سیلی، روی نیلی، بوی سر - باز آمد بوی خون بر روی لبهای پدر .
یابن الحسن بیا که حلول محرم است - شادی به ما حرام شد,ایام ماتم است = شرمنده شد بهار ز گلزارکربلا - بلبل کند نوا که خزان محرم است = ما عاشقان لاله ی سرخ محمدیم - کز عطر او بهشت خداوند خرم است = صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین - ارباب ما معلم عیسی بن مریم است = عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت - قنداقه ی حسین شرف عرش اعظم است = با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت - او شاه مصر باشد و این شاه عالم است = ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار - روی حسینیان گل و این اشک شبنم است = ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا - یاران سینه زن همه در زیر پرچم است = گر وعده ی بهشت به ما می دهد بهار - ما نیستیم طالب رضوان, مسلم است = بر عاشقان سیاحت گلشن حرام شد - خاکم به سر که قامت سرو علی خم است = ای آب بس کن این همه جوش و خروش را - در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است = سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد - شرمنده ی خجالت او نهر علقم است = ساقی تشنه, تشنه برون آمد از فرات - قربان غیرتش شود عالم اگر کم است = چون محتشم بخوان به پیمبر"کلامیا" - باز این چه شورش است که در خلق عالم است = در بارگاه قدس که جای ملال نیست - سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است .
اهل عالم باز هم دارد محرم میرسد - در نگاه عاشقان اشکی دمادم میرسد = موجِ خونت گشته جاری ، چشم ها گردیده تر - خیمه ات را غم گرفته ، یا حسینا ، یا پدر = دامنِ اهل حرم آتش گرفت و سرد شد - گفتگوی بچه ها نقلِ روایت ، درد شد = از عمو عباس و مشکی پاره میگوید کمی - از رشادت های اکبر ، زخم پیکرها دمی = کودک شش ساله پرپر شد ز تیر حرمله - نیزه ها ، شمشیرها رنج غریبی قافله = حجله ی داماد با خونِ عزیزش بسته شد - مظهرِ آزادگی مظلوم و تنها گشته شد = دختری ماتم زده بی گوشواره میرود - خواهری صحرا به صحرا غمگنانه میدود = اهل عالم شال ها را سر بسر مِشکی کنید - آب را بستند فکرِ خشکی وُ مَشکی کنید .شاعر :محمد جهان زاد.
سلام بیرق پرچم، سلام ماه عزا - سلام حضرت زینب، سلام خون خدا = دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم - برای ماتمان روضه ها به پا کردیم = صدازدیم بیایند باز سینه زنان - به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان = بخوانی که مرد غریبی ز راه آمده است - وَ شاه خسته دل کم سپاه آمده است = هنوز هست طعامی و آب بسیار است - هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است = امّا امان ز غریبی، امان ز سوز و نوا - امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا = که از جماعت نامرد پشت پا خوردند - میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند = وَ رأس تک تک انصار را جدا کردند - چقدر به ذریه فاطمه جفا کردند .شاعر : امیر فرخنده.
ماهِ محرم آمده، هنگامه ی غم آمده - هَل مِن معینِ شاهِ دین، بر گوشِ عالم آمده = هیئت به هیئت مرد و زن، تحتِ لوای یا حسین - شد نوحه خوان و سینه زن، از داغِ شاهِ عالَمین = وای از بلای کربلا، از این همه جور و جفا - آه از غمِ شامِ بلا، وا زینبِ بی اقربا = هم آسمان و هم زمین، با بغض و آهِ آتشین - یکسر همه سر در عزا، گریَد برای شاهِ دین = اشک از بصر جاری نما، دینِ خدا یاری نما - مثلِ علمدارِ حسین، خیز و علمداری نما = وای از بلای کربلا، از این همه جور و جفا - آه از غمِ شامِ بلا، وا زینبِ بی اقربا = هر جا زمینِ کربلاست، هر خانه ای ماتم سراست - در جانِ ما غم شعله ور، از داغِ شاهِ سرجداست = ما رهروانِ خطِ سرخ، ما عاشقانِ عهدِ سرخ - این مُهرِ پیشانیِ ما، باشد نشانِ مرگِ سرخ = وای از بلای کربلا، از این همه جور و جفا - آه از غمِ شامِ بلا، وا زینبِ بی اقربا = ماهِ قیام و ماهِ خون، گلهای دشتِ لاله گون - اشکِ غمت را کن فزون، در غایتِ عشق و جنون = وای از بلای کربلا، وای از زمینِ نینوا .
بازم داره میاد - صدای ماتمش = آی نوکرا بیاین - رسید محرمش . حسین حسین حسین - حسین حسین حسین = بازم خدا رو شکر - ماه عزاشو می بینم – بازم خدا رو شکر - با گریه و غم عجینم - با دعاهای مادرش - تو بزم روضش می شینم - حسین حسین حسین - حسین حسین حسین = خوب گوش کنی میاد - صدای پای عشق - با کاروان عشق - میاد خدای عشق - حسین حسین حسین - حسین حسین حسین = بازم داره میاد - رباب و طفل شیش ماهش – بازم داره میاد - یه خواهر دل نگرون - این کاروان به همراشه - یه دختر شیرین زبون - حسین حسین حسین - حسین حسین حسین .
بازهم شهر مهیای عزا می آید - سوگ جانسوز امیر شهدا می آید = بازهم هیئتیان رخت سیه می پوشند - طبل اعلام محرم به صدا می آید = کودکان ملتمس مادر و چادر خواهند - هیئت کوچکشان پر زصفا می آید = باز هم عطر حسینی به فضا می پیچد - رونق نوکری خون خدا می آید = شاعران، روزا وشب، گرم سرودن باشند - موسم عرض ادب بر شعرا می آید = ذاکران از دل وجان مایه گذارند همه - نوحه و روضه ی آنها به نوا می آید = بهر ارباب همه سینه وزنجیر زنند - ماه جبران شدن جرم وخطا می آید = همه مدیون حسینیم ازل تا به ابد - دینمان را سبب و وقت ادا می آید = چند روزی دگر کرببلا دیدنی است - که به آن قافله ای جلوه نما می آید = کار بر قافله وزینب آن سخت شود - روز عاشور که انواع بلا می آید .اسماعیل تقوایی.
بوی اسپند ز ماتمکده ها می آید - بوی سیب از حرم خون خدا می آید = همه جا پر شده از زمزمه وای حسین - مه. جانبازی شاه دو سرا می آید = کعبه گشته است سیه پوش حسین ابن علی - بوی زخون در وسط عرش خدا می آيد = وسط عرش شده روضه مظلوم به پا - دم کشتند حسین را ز سما می آيد = چقدر پیرهن مشکی ماه ماتم - به تن نوکر ارباب ولا می آید = نوحه ی باز چه شور است روی پرچم ها - روی دیوار حسینیه نما می آید = روضه خوان ها همه دارند گریز گودال - بر سر خواهر او وای چه ها می آید = مقتل سید طاووس چنین آورده - مادری گوشه مقتل به نوا می آید = دم ای وای غریبم، چه شده ای مادر - به زبانش وسط دشت بلا می آید = وای از آن لحظه که در زیر سنان و نیزه - زهمان حنجر ببریده صدا می آید = حنجرخشک صدا زد که اُخَیَّ برگرد - بوسه بر حنجر و حلقوم جدا می آ يد . اشعارقاسم قاسمی بیدهندي.
آنکه از عالم ذر روزی مارا غم داد - غم و شادی جهان را بخدا توام داد = اول ماه حسین است خدایا شکرت! - باز ارباب محلی به من بد هم داد = آی مردم همه دعوت به محرم شده ایم! - بار عامیست که ارباب به این عالم داد = هرکسی را به طریقی سوی کشتی آورد - به یکی دیگ غذا و به یکی پرچم داد = مشتری ذات خدا بود و فروشنده حسین - جمعِ ما را به خدا داد ولی درهم داد = ما خودی های حسینیم نشانش این هست - که به ما آب فرات و به همه زمرم داد = بخدا ما که ندیدیم بگوید احدی - حاجتم را ز حسین خواستم اما کم داد! = صدبرابر ز خود فاطمه پس میگیرد - آنکه در بزم عزا آمد و یک درهم داد = از حسن اذن گرفتم که حسینی شده ام - از بقیع آمدم و کرببلا راهم داد! = یارب این مرد چه مردیست نمیفهمم من - که به دشمن ته گودال بلا خاتم داد .شرط استفاده ازین اشعار فرستادن ۱۴ صلوات نثار حضرت ابوطالب هست.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه های دهه اول محرم
