وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء141) ... و خدا هرگز هیچ راه سلطه ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است... و خداوند هرگز راهى براى سلطهى كفّار بر مسلمانان قرار نداده است... مؤمنان، حقِ پذيرفتن سلطه كافران را ندارند، و سلطهپذيرى نشانه نداشتن ايمان واقعى است. «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»...بايد كارى كرد كه كفّار از سلطه بر مؤمنان براى هميشه مأيوس باشند. لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ ... هر طرح، عهد نامه، رفت و آمد و قراردادى كه راه نفوذ كفّار بر مسلمانان را باز كند حرام است. پس مسلمانان بايد در تمام جهات سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى از استقلال كامل برخوردار باشند. لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ ...
بفرموده رهبر شهید : «اسلام امریکایی» و «اسلام ناب محمّدی». اسلام ناب و خالص، اسلامِ توحید و وحدت بین امّت اسلامی، اسلامِ «و لن یجعل اللَّه للکافرین علی المؤمنین سبیلا»( سوره مبارکه النساء آیه ۱۴۱)، اسلامِ «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه»، اسلامی که میگوید: «و لو انّ اهل القری امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء والأرض»( سوره مبارکه الأعراف آیه ۹۶). برگشت به این اسلام، تنها علاج و نسخهی درمان امّت اسلامی است و این ممکن است. امروز حرکت به سمت این اسلام، از شرق تا غرب دنیای اسلام، همه جا را فراگرفته و این همان چیزی است که دشمنان اسلام را دستپاچه کرده است. به هیاهوی تبلیغاتی استکبار و جنجال و قدرتنماییای که میکنند، نگاه نکنید؛ آنها از اسلام ترسیدهاند و حرکت عظیم اسلامی، آنها را سراسیمه کرده است؛ لذا مجبورند به قوّهی قهریّه متوسّل شوند. قوّهی قهریّه هم به دردشان نمیخورد و کارشان را علاج نمیکند. قوّهی قهریّه میتواند دولتها و حکومتها را از بین ببرد، ولی نمیتواند حرکت عظیم اسلامی و مردمی را از بین ببرد. امّت اسلامی در حال بیدار شدن و برخاستن است؛ آنها این موضوع را فهمیدهاند. آیندهی امّت اسلامی، آیندهای است که اسلام ترسیم کرده است. ما به عنوان روشنفکر، به عنوان عالمِ دین، به عنوان مأمور دولت و مسؤول سیاسی موظّفیم این آینده را ترسیم کرده و این پیشرفت را تسریع و تسهیل کنیم.(۱۳۸۲/۰۲/۲۹ بیانات در دیدار کارگزاران نظام) . سدّ واقعی، اسلام واقعی و اسلام قرآن است. اسلام «لن یجعلاللَّه للکافرین علیالمؤمنین سبیلاً»( سوره مبارکه النساء آیه ۱۴۱) و «ان الحکم الاللَّه»( سوره مبارکه الأنعام آیه ۵۷) است. (۱۳۷۵/۰۹/۲۴بیانات در دیدار جمعی از پاسداران) . امروز مانند همیشه و بیش از همیشه، مصلحتِ الزامی امّت اسلامی، در وحدت است؛ وحدتی که ید واحده در برابر تهدیدها و دشمنیها پدید آوَرَد و بر سر شیطان مجسّم، آمریکای متجاوز و غدّار و سگ زنجیریاش رژیم صهیونیستی، رعدآسا فریاد کشد و در برابر زورگوییها، شجاعانه سینه سپر کند. این معنی فرمان الهی است که فرمود: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا.( سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۰۳) قرآن حکیم، امّت اسلامی را در چهارچوب «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»( سوره مبارکه الفتح آیه ۲۹) معرّفی میکند، و از او وظیفهی «وَلا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا»،( سوره مبارکه هود آیه ۱۱۳) «وَلَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلًا»،( سوره مبارکه النساء آیه ۱۴۱) «فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الکُفر»( سوره مبارکه التوبة آیه ۱۲) و «لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیاء»( سوره مبارکه الممتحنة آیه ۱) را میطلبد، و برای اینکه دشمن را مشخّص کند، حکمِ «لا یَنهٰکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَلَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم»( سوره مبارکه الممتحنة آیه ۸) صادر میفرماید. این فرمانهای مهم و سرنوشتساز، هرگز نباید از منظومهی فکری و ارزشی ما مسلمانان جدامانده و بهدست فراموشی سپرده شود. (۱۳۹۹/۰۵/۰۷پیام به مناسبت فرارسیدن ایام حج) . براى امریکا، سیاست کور کردن نقطهى امید جمهورى اسلامى، یک سیاست بسیار جدى است. براى اروپا، براى صهیونیسم، براى شبکههاى ناشناختهى اختاپوسى استکبار جهانى، براى همان پیرمردهاى جاافتادهى گروه سیاست خارجى امریکا که مىنشینند مباحث سیاست خارجى را تحلیل مىکنند و به دست کارشناسان مىدهند تا به تصویب و به مرحلهى اجرا برسد؛ یا همینطور براى انگلیس، این سیاست، یک سیاست اصلى است. کدام سیاست؟ نقش اسلامى را از پیشانى جمهورى اسلامى زدودن! ما در مقابل این، بایستى با تمام قوا مبارزه کنیم. اسلام و نظام اسلامى و حاکمیت اسلامى، آن هم به صورت قرآنىاش؛ یعنى به همان صورت «و لن یجعل اللَّه للکافرین على المؤمنین سبیلا(سوره مبارکه النساء آیه ۱۴۱).» اینگونه؛ متعرضانه؛ یعنى به صورت «الاسلام یعلوا و لایعلى علیه(قَوْلِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ الْإِسْلَامُ يَعْلُو وَ لَا يُعْلَى عَلَيْهِ. من لا يحضره الفقيه، ج۴، ص: ۳۳۴؛ وسائل الشيعة، ج۲۶، ص: ۱۴) اسلام همچنان به برترى ميرود، و هيچ دينى بر آن برتر نميشود)». اسلام این است. آن اسلامى که تا چشمش به قدرتى بیفتد رنگش بپرد و دست به سینه ببرد و متواضع شود و «بنده قابل نیستم» بگوید و خودش را کنار بکشد، اسلام نیست. اسلام قرآنى! همان اسلامى که وقتى آمد، انقلاب شد و جمهورى اسلامى به پاشد. ما باید این را نگه داریم. جمهورى اسلامى، حالت تعرض خودش را باید نگه دارد... (۱۳۷۱/۰۵/۱۹بیانات در جمع مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهورى اسلامى ایران) . آری، استکبار و دارودستهی خبری و تبلیغاتی و قلمها و بوقهای مزدورش، از اینکه کشوری در اعماق کهنهپرستی، و ملتی در حال و هوای سنتهای جاهلی خود سر کند، ولی درهای خزاین مادّی خود را به روی آنان بگشاید و تسلیم فزونخواهی و سلطهطلبی آنان شود و فرهنگ فساد و فحشا و مصرفزدگی و میخوارگی و شهوترانی را از آنان بپذیرد، نه تنها نگران نیستند، بلکه بسی خشنودند! آنان از بازگشت ملتها به گذشتهیی که به آنان عزت و عظمت را یادآوری کند، راه جهاد و شهادت را به روی آنان باز کند، کرامت انسانی را به آنان برگرداند، دست سلطهگران را از غارت و چپاول به مال و ناموس آنان قطع کند، آیهی «ولن یجعلاللَّه للکافرین علیالمؤمنین سبیلا»( سوره مبارکه النساء آیه ۱۴۱) را به آنان بیاموزد، کریمهی «وللَّه العزّة ولرسوله وللمؤمنین»( سوره مبارکه المنافقون آیه ۸) را بر آنان فرو خواند، خطاب «و ما لکم لاتقاتلون فیسبیلاللَّه والمستضعفین»( سوره مبارکه النساء آیه ۷۵) را به گوش و دل آنان برساند، فرمان «ان الحکم الّا للَّه»( سوره مبارکه الأنعام آیه ۵۷) را در زندگی آنان اجرا کند و خلاصه، خدا و دین و قرآن را محور زندگی آنان سازد و دست طواغیت مستکبر و مستبد و سلطهطلب را از زندگی آنان قطع کند، از بازگشت به چنین گذشتهیی و پیوند با چنین تاریخی، ناخشنود و سراسیمه و بیمناکند و لذا با هر بهایی میخواهند از آن مانع شوند.(۱۳۷۰/۰۳/۲۶پیام به کنگره عظیم حج)
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا ﴿سوره نساء۱۴۴﴾ ای اهل ایمان، مبادا کافران را به دوستی گرفته و مؤمنان را رها کنید! آیا میخواهید برای خدا بر (عقاب و کفر و عصیان) خود حجّتی آشکار قرار دهید؟! .
امام خمینی در نگاه تفسیری خویش معتقد است هرگز خداوند سلطهای برای غیرمسلمان بر مسلمان قرار نداده است.[۲] . به باور امام خمینی چون کلمه «سبیل» به معانی مختلفی مثل نصر، حجت در دنیا، حجت در آخرت، سلطنت اعتباری و سلطنت خارجی آمده است ولی ظاهراً کلمه سبیل فقط در معنای خودش که همان راه است در قرآن آمده است بنابراین آیه نفی سبیل به معنای نصر یا حجت به کار نرفته است بلکه قراردادن راه را مطلقاً نفی میکند.[۳] . به باور امام خمینی خدای متعال بر زیان مؤمنان برای کافران راه و سلطهای قرار نداده است نه در عالم تکوین و نه در عالم تشریع. اما در عالم تکوین؛ زیرا خدای متعال پیامبرش و مؤمنین را با تاییدهای معنوی و صوری حمایت میکند و بهوسیله ملائکه کمک میکند و با وعده یاری موجب قوت و شدت و اطمینان لشکر اسلام میشود پس خداوند در عالم تکوین راههای زیادی را بر ضرر کافران، برای مؤمنان قرار داده است اما هرگز کافران را با هیچ تایید صوری و معنوی حمایت نکرده است… اما در مقام تشریع؛ خداوند برای کافران به زیان مؤمنین، سلطه اعتباری قرار نداده است مثلاً خداوند، پیامبر را ولی و سلطان مردم قرار داده و جانشین معصوم بعد از او که عالمان به احکام و امانتداران حلال و حراماند، سلطان قرار داده است. پس لازمه نفی سبیل مطلق، نفی همه راهها تکویناً و تشریعاً است.[۴] . امام خمینی به طور مفصل و استدلالی در دو بُعد فقهی و سیاسی به قاعده نفی سبیل پرداخته است.[۵] . امام خمینی بر اساس همین آیه نفی سبیل در اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون فتوای تاریخی ضدآمریکایی را صادر کرد.[۶] [۷] [۸] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: مقاومت دربرابردشمن
