یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفْلِحُونَ: اى کسانى که ایمان آورده‏اید (در برابر مشکلات و هوس‌ها) استقامت کنید و در برابر دشمنان (نیز) استقامت به خرج دهید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید و تقوا داشته باشید، شاید رستگار شوید.»(آل‌عمران/۲۰۰) . خداوند در این آیۀ شریفه دستور به استقامت در برابر دشمن می‌دهد. از دستور (صابروا) استفاده می‌شود که هر قدر دشمن بر خصومت خود بیفزاید، ما نیز باید بر پایدارى و استقامت خود بیفزاییم. «مرابطه» به معنى مراقبت از مرز‌هاست. این جمله به مسلمانان دستور آماده‌باش در برابر دشمن و مراقبت دائم از مرز‌ها و سرحدات کشورهاى اسلامى می‌دهد تا هرگز گرفتار حملات غافلگیرانه دشمن نشوند.(تفسیر نمونه؛ ج.‏۳؛ صص. ۲۳۳-۲۳۴)

قالَ الْحُسَيْنُ عليه السلام: اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ وَعَلَى الاِسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِيَتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزيدَ، وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صلي الله عليه و آله يَقُولُ: اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ اَبى سُفيانَ. [موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام 285، ح252.] امام حسين عليه السلام(در پاسخ به پيشنهاد مروان بن حكم كه با يزيد بيعت كن) فرمود: در اين صـورت بايد گفت: انا للّه و انا اليه راجعون و فاتحه اسلام را خواند زيرا امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند يزيد شده است و من خودم از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: خـلافت بر آل ابوسـفيان حـرام است.

واژه مقاومت از ریشه «ق ‌و ‌م» است و برای آن معانی مختلفی مانند اعتدال (زبیدی، ۱۳۰۶ش، ج‌۱۷، ص‌۵۹۲؛ رازی، ۱۴۱۵ق،ج‌۵، ص‌۲۰۱۷؛ طریحی، ۱۴۰۸ق، ج‌۳، ص‌۵۶۶)، ثبات و مداومت (ابن اثیر، ۱۴۱۸ق، ج‌۴، ص‌۱۲۵)، استمرار (فراهیدی، ۱۴۰۹ق، ص‌۶۹۴)، پایداری، ایستادن، درست شدن و قیمت‌نهادن (دهخدا، ۱۳۷۳، ج‌۶، ص‌۲۱۸۱) ذکر شده است. از میان معانی یادشده، معنای اعتدال شهرت بیشتری دارد (رازی، ۱۴۱۵ق، ج‌۵، ص‌۲۰۱۷؛ فیروزآبادی، ۱۴۲۴ق، ج‌۲، ص‌۱۵۱۷)، «استقم» (هود:۱۱۲)، «استقیما» (یونس:۸۹)، «استقیموا» (توبه:۱۰) «یستقیم» (تکویر:۲۸) و «استقاموا» (فصلت:۳۰) . یکی دیگر از معانی مقاومت، ضدبودن و رو در رویی بیان شده است. آنگاه این پرسش مطرح است که معنای اعتدال با ضدبودن چه تناسبی دارد؟ در توضیح ارتباط معنای اعتدال و ضدیت باید گفت، برای حفظ اعتدال باید با عامل بر هم زننده تعادل، ضدیت و مقابله نمود؛ و فرقی نیست بین اینکه بر هم زننده تعادل، عامل درونی شخص و یا عامل بیرونی مانند دشمن باشد. همچنین موضوع تعادل اعم است از امور فردی، جمعی، معنوی، فرهنگی، علمی، اقتصادی و سیاسی و محدود به هیچ یک نیست.

نکته بدیهی در معنای مقاومت، استمرار و ادامه آن است؛ یعنی مادامی‌که عامل بر هم زننده اعتدال در حال اعمال قوا باشد، مقاومت کننده باید در حفظ تعادل خود بکوشد.

مقاومت کردن یعنی پایداری کردن، ایستادگی کردن، ثبات ورزیدن، پافشاری کردن. مقاومت به معنی پیگیری، پافشاری و مطالبه یک حق توسط مردمانی است که از نظر قدرت سیاسی در اقلیت قرار دارند. به بیان دیگر در شرایطی که حقوق گروه‌هایی از یک جامعه یا کشوری از کشورهای جهان به دلیل تطابق نداشتن با منافع جریان اجتماعی و سیاسی حاکم پایمال شود و حاکمان به پشنوانه قدرت سیاسی، نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی خود درصدد تضییع آن برآیند به تلاش‌هایی که از سوی حق طلبان برای بازیابی حقوق از دست رفته خود صورت می‌گیرد، اصطلاحا مقاومت یا پایداری گفته می‌شود. مقاومت بر کلیه واکنش‌هایی اطلاق می‌گردد که ممکن است به شکل تدابیر اجرایی و بازدارنده باشد و گروه یا سازمان یا فردی در رویارویی با تهدیدها و خطرها و تجاوزهای خارجی یا داخلی با آن روبرو می‌شود.

واژه مقاومت در قرآن استعمال نشده است؛ اما با مصدر استقامت به صورت فعلی و اسم فاعلی آمده است: مشتقات فعلی آن، برای امر به استقامت به صورت های «استقم» (هود۱۱۲)، «استقیما»(یونس۸۹)، «استقیموا» (توبه۱۰)، و برای بیان آثار استقامت به گونه «یستقیم»(تکویر۲۸) و «استقاموا» (فصلت۳۰)، استعمال شده است. درسایر موارد واژه «مستقیم» که اسم فاعل مصدر استقامت است به کار رفته است. از این میان آیاتی که در هیات فعلی، استقامت را بیان کرده اند حکم لزوم استقامت در برابر دشمن را بیان کرده و مباحث مختلفی از این آیات استفاده می شوند؛ مانند: در حقیقت كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى كردند(اسْتَقَامُوا) فرشتگان بر آنان فرود مى آیند [و مى گویند] ‌هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتى كه وعده یافته بودید شاد باشید.(فصلت۳۰) [۳] .

در قرآن کریم مقاومت به معنای اصطلاحی آن از امر به صبر(آل عمران:200)، امر به استقامت (شورا: 15و هود: 112)، و امر به ثبات قدم(مقاومت) (بقره: 250 و آل عمران: 147 و انفال: 11و 45) به دست می‌آید. خداوند مقاومت را ایستادگی در مقابل دشمنان تعریف می‌کند. چنانچه در سوره بقره آیه 250 خداوند در داستان مبارزه طالوت با جالوت، سیره مردان مبارز را مقاومت در برابر دشمنان می‌داند.

در اصطلاح علم فقه مقاومت به نحو عام و خاص مطلق، زیر مجموعه موضوع جهاد است. بدین ترتیب که جهاد بر دو نوع است: جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی. و جهاد دفاعی همان مقاومت است. پس برای فهم معنای اصطلاحی مقاومت در فقه، به اختصار به اصطلاح جهاد دفاعی می پردازیم:

دفاع در شریعت اسلام بر دو قسم است: دفاع از بیضه و اساس اسلام و دفاع از نفس.

اما قسم اول که مناسب این مقال می باشد، عبارت است از اینکه اگر دشمن به مسلمانان حمله کند به شکلی که اساس اسلام در خطر قرار گیرد، بر همه مسلمانان واجب است که با فدا کردن جان و مال و هر وسیله ممکن در برابر آن هجوم ایستادگی و دفاع کنند. این دفاع به صورت کفایی یا عینی بر مسلمانان واجب است وحضور امام معصوم یا اذن او لازم نیست.(مشکینی علی،۱۳۸۴ش، ص۲۴۵)

در قرآن کریم بعضی از الفاظ هم معنای مقاومت هستند مانند: صبر و شکیبایی: اى پیامبر مؤمنان را به جهاد برانگیز اگر از [میان] شما بیست تن شكیبا (صَابِرُونَ) باشند بر دویست تن چیره مى ‏شوند و اگر از شما یكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پیروز مى‏ گردند چرا كه آنان قومى‏ اند كه نمى‏ فهمند. (انفال۶۵)[۴] .

ثبات قدم: اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید چون با گروهى برخورد مى ‏كنید پایدارى ورزید (فَاثْبُتُوا) و خدا را بسیار یاد كنید باشد كه رستگار شوید (انفال۴۵)[۵] .

دفاع: مواجهه با دشمن دارای مراتبی است؛ برخی یارای جنگیدن با آن دارند و برخی نمی توانند، با این حال هر قدر که می توانند باید در این مقاومت سهیم باشند، مثلا سیاهی لشکر باشند(البخاری القِنَّوجی، ۱۴۱۲ق، ج۲،ص۳۷۲) خداوند فرموده است:«بیائید و در راه خدا نبرد كنید یا (لا اقل) از حریم خود دفاع نمائید»(آل‌عمران۱۶۷)[۶] .

طاقت و تحمل: و هنگامى كه [طالوت ] با كسانى كه همراه وى ایمان آورده بودند از آن [نهر] گذشتند گفتند امروز ما را یاراى [مقابله با] جالوت و سپاهیانش نیست (لَا طَاقَةَ لَنَا) كسانى كه به دیدار خداوند یقین داشتند گفتند بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسیار به اذن خدا پیروز شدند و خداوند با شكیبایان است (بقره۲۴۹)[۷] .

قتال ( رو در رو شدن): و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند نبرد کنید، لکن از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد. (بقره۱۹۰) [۸] .

جهاد: در بسیاری از موارد که لازمه امتثال امر الهی مقاومت است، لفظ جهاد به کار رفته است مانند آیه ای که می فرماید: و كسانى كه در راه ما كوشیده‏ اند(جاهَدُوا) به یقین راه هاى خود را بر آنان مى ‏نماییم و در حقیقت ‏خدا با نیكوكاران است (عنکبوت۶۹)[۹] . جاهدوا به معنای مقاومت در برابر هواهای نفسانی برای عبادت خداوند و شکر نعمت هایش و صبر در امتحان های الهی می باشد.( أثیر الدین الأندلسی، ۱۴۲۰ق،ج۸،ص۳۶۸)

بر مبنای قرآن کریم، مقاومت نه تنها امری پسندیده است؛ بلکه امری لازم و ضروری است که خود خداوند متعال از باب تفضل بر مومنین و برای جلوگیری از تسلط کامل فساد و تباهی طاغوت (طباطبایی، ۱۳۷۱ش،ج۲،ص۹۸) مجری آن است؛ زیرا کسی را یارای مقابله با او نیست و در واقع از بندگان مومن دفاع می کند (قرطبی، ۱۳۸۴ق، ج۳،ص۲۵۹ ) می فرماید: و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمی کرد (وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ) قطعا زمین تباه مى‏گردید (لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ) ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضل دارد. (بقره۲۵۱)[۱۴] .

در هر زمانی خداوند برای حفظ دین و ایمان مومنین، از ایشان دفاع کرده است و اگر یاری او نبود و کافران و مشرکان را دفع نمی کرد، آنها هیچ مجالی برای عبادت خداوند بر روی زمین باقی نمی گذاشتند و تمام عبادتگاه ها را نابود می ساختند (حج۴۰)[۱۵] (طباطبایی، ۱۳۷۱ش،ج۱۴،ص۳۸۵)؛ زیرا اساس دشمنی کفار با مومنین برای از بین بردن ایمان و آثار ایمانی است (بقره۲۱۷)[۱۶] و باید در مقابل آنها دفاع صورت پذیرد.

جهان کفر همیشه در تلاش برای تسلط بر جامعه ایمانی بوده است و از هیچ تلاشی دریغ نکرده است ولی در قرآن آمده است که: خداوند هرگز بر [زیان] مؤمنان براى كافران راه [تسلطى] قرار نداده است.(نساء۱۴۱) [۱۷] یعنی اگر جامعه اسلامی‌از دستورات الهی تبعیت کنند، کافران در هیچ زمینه ای اعم از جنگ و سیاست و علم و عمل نمی­توانند بر آنها مسلط شوند.(رشید رضا، ۱۹۹۰م،ج۵،ص۳۷۹؛ طباطبایی، ۱۳۷۱ش، ج۵،ص۱۱۶) و هرگاه جامعه اسلامی‌در تدبیر و انجام وظایف دینی اهمال نمودند، زمینه سروری و علوّ کافران را بر خودشان فراهم کردند و آنها بر مملکت اسلامی‌حاکم شدند و چونان فرعونیان زمین های مسلمانان را غصب نمودند و بر آنها جزیه تعیین کردند و ایشان را به کارهای دشوار واداشتند(هروی، محمد الأمین، ۱۴۲۱ق، ج۶ص۴۲۳). در تفسیر آیه گفته شده است که تسلط کافران بر مسلمانان شرعاً جایز نیست و هر جا چنان تسلطی ایجاد شود غیر شرعی است(قرطبی، ۱۳۸۴ق،ج۵،ص۴۲۰)؛ پس بر همه مسلمانان واجب است به منظور مقاومت در برابر تسلط کفار بر ایشان، با امتثال به دستورات دینی، تمام قوای خود را در همه زمینه ها به کار بندند.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: مقاومت دربرابردشمن

تاريخ : جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵ | 10:4 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |