در قرآن کریم از امنیت به معنای آرامش خاطر (راغب، 1412ق، ص90) و ضد ترس (ابن منظور، 1414ق، ج13، ص21) با عناوین سکینه، (توبه: 26)، اطمینان (نحل: 112) استفاده شده است. در آیه 112 سوره مبارکه نحل، الگوی توسعه و تمدن قرآنی، شهر برخوردار از امنیت معرفی شده است «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ»؛ «و خداوند مثلى زده است شهرى كه از آسيبها در امان بود و مردمش در آن آرامش داشتند و روزىاش از هر سو به خوبى و فراوانى به آن مىرسيد، ولى نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند، و خدا هم به سزاى كارهايى كه مىكردند فراگيرى گرسنگى و ترس را به آنان چشانيد».
از این رو یکی از اهداف اساسی مقاومت در نگاه قرآن تحقق امنیت به عنوان رکن زندگی است. برخی بر اساس آیه194 بقره نوشتهاند: «باید در برابر دشمن مقاومت کرد تا از ستم، تجاوز، فتنه و آزاررسانی او جلوگیری شده و امنیت و آسایش مردم تامین گردد». (مراغی، بی تا، ج2، ص93). بر این اساس مقاومت برای رفع خوف و تامین امنیت جامعه اسلامی واجب است. افزون بر آن بر اساس آیه 4 سوره مبارکه فتح؛ «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِم»؛ «اوست آن كه آرامش را در دلهاى مؤمنان پديد آورد تا ايمانى بر ايمانشان بيفزايند»، که در شأن رزمندگان حدیبیه نازل شده است، امنیت روانی رزمندگان نیز لازم و یکی از عوامل پیروزی دانسته شده است. (زحیلی، 1418ق، ج26، ص 155)
امام خمینی(ره) در فصل مربوط به دفاع در تحریر الوسیله، مباحث دفاع و مقاومت را منحصر به دفاع نظامی ندانسته و آن را به عرصههای مختلف اجتماعی سرایت دادهاند و از آن نتیجه فقهی گرفتهاند. ایشان در مساله دیگری از این فصل، بیان میکنند که اگر برخی دولتهای اسلامی، موجبات تسلط کفار بر مسلمانان را فراهم نمودند، بر آحاد مسلمانان واجب است که در برابر این عمل، مقاومت نموده و دولت اسلامی متخلف را وادار به اصلاح امر نمایند و درجای دیگر بیان میکنند که اگر روابط سياسى دولتهای اسلامى با بيگانگان موجب استيلاى آنان بر بلاد مسلمين يا نفوس و اموالشان شود يا موجب اسارت سياسى مسلمين گردد، بر رؤساى دولتها حرام است كه چنين روابط و مناسباتى داشته باشند و پيمانهايشان باطل است و بر مسلمين واجب است آنها را ارشاد كنند و آنان را به ترك اينگونه روابط ملزم نمايند.
از مصادیق مقاومت در فقه سیاسی را میتوان، دفاع از ملتهای مظلوم دانست. دفاع از ملتهای مسلمان و مظلوم در برابر هجوم نظامی تجاوزگران، که حمایت از ملت مظلوم فلسطین در برابر اشغالگری صهیونیستها و دفاع از کشورهای اسلامی مورد هجوم تکفیریها و جبهه مقاومت در زمان حاضر از مصادیق بارز این نوع مقاومت است و این همان چیزی است که تحت عنوان «دفاع» در کتاب الجهاد مطرح میشود که میتوان علاوه بر ادله وجوب جهاد دفاعی در کتاب الجهاد، به قاعده نفی سبیل هم استدلال کرد. قاعده نفی سبیل یا نفی سلطه از نص قرآن اتخاذ شده است : «ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا» (نساء141) مفهوم آیه این است که مومنان باید از برقراری روابطی که موجب سلطهی کافران بر آنها میشود، اجتناب کنند.
امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله میفرمایند: چنانچه نسبت به یکی از دولتهای اسلامی، خوف حمله از سوی بیگانگان وجود داشته باشد، بر همه دولتهای اسلامی واجب خواهد بود که با هر وسیله ممکن به دفاع از آن دولت بپردازند کما اینکه [این دفاع] بر بقیه مسلمانان نیز واجب میباشد.
مصداق بعدی ایستادگی در مقابل زیادهخواهی مستکبران است. ایستادگی در برابر سلطه عملی و فکری استکبار و نظام سلطه در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی و …
صدور و گسترش فرهنگ مقاومت در جهان از دیگر مصادیق مقاومت است که هدف آن آگاهی بخشی به ملتهای دنیا و صدور و گسترش فرهنگ مقاومت در جهان است. امام خمینی (ره) در اینباره میفرمایند: بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هستههای مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.
بنابراین حرمت اطاعت و تبعیت از طاغوتها و مستکبران؛ همان چیزی که قرآن کریم از آن تعبیر به «جهاد کبیر» مینماید. در سوره مبارکه فرقان میفرماید: پس، از كافران اطاعت نكن، و با این سر باز زدن و عدم تبعیت، با ایشان به جهادى بزرگ بپرداز. (فرقان: 52)
وقتی فشارها و هجمه های دشمن زیاد می شود و برای ما مشکلات فراوانی ایجاد می کند، خداوند در آیات زیادی میفرماید تصمیم صحیح، مقاومت است و سیره مردان مبارز را اینگونه معرفی می کند که همیشه در برابر دشمن به دنبال مقاومت بوده اند. یکی از نمونه های مهم آن داستان مبارزه طالوت (فرمانده بنى اسرائیل) با جالوت (ابر قدرت ستمگر) است: وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ: هنگامی که سپاه طالوت با لشکر جالوت روبه رو شدند، گفتند: پروردگارا، «مقاومت» در برابر دشمن را بر ما سرازیر کن و گام هایمان را استوار دار و ما را بر این دشمنان کافر پیروز بگردان.» خداوند در دوران مبارزه پیامبر اسلام (ص) نیز همین راهکار را توصیه می فرماید و هشدار می دهد که از مقاومت کردن کوتاه نیایید: فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ: همان گونه که به تو فرمان داده ایم، بر این دین، پایداری کن. کسانى هم که از شرک، توبه کرده و همراه تو ایمان آورده اند، باید در این مسیر پایدارى کنند. مبادا دست از مقاومت بردارید و طغیان کنید و از بندگى خدا منحرف شوید که او به کارهای شما بیناست و در صورت عقب نشینی، شما را مؤاخذه خواهد کرد. راز سخن پیامبر (ص) که فرمود: «شیبتنی هود و أخواتها: سوره هود و مانند آن، مرا پیر کرد.» نیز همین دستور به «مقاومت» است. در مقابل، آیات متعددی جامعه اسلامی را بشدت از «سازش» منع می کند و «سازشکاران» را توبیخ کرده است. این همه دستور به مقاومت با واقعیت بیرونی مطابقت ندارد. مگر می شود دشمن ابر قدرت را شکست داد؟ اصلاً او مگر شکست می خورد که ما بخواهیم در برابر آن مقاومت کنیم؟ قرآن کریم در آیات متعددی تأکید می کند که دشمنان قطعاً شکست پذیرند و اگر مقاومت کنید، بی تردید شکست می خورند و شما پیروز می شوید. خداوند در یکی از آیات می فرماید: الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ: خداوند برنامه ها و اهداف دشمنان کافر را و کسانی که در مسیر خدا سنگ اندازی می کنند، بی اثر می سازد و آنها را با شکست مواجه می کند. تعبیر «أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» به صراحت بیان می کند که تمام نقشه های دشمنان با شکست مواجه می شود و راه به جایی نمی برند. همچنین خداوند در آیه دیگری ضمن سرزنش کافران، به پیامبر اطمینان می دهد که توطئه های دشمنانش بر ضد ایشان، اثر نخواهد گذاشت. اَم یُریدونَ کَیدًا فَالَّذینَ کَفَروا هُمُ المَکیدون: آیا آنان می خواهند با طرح این گفتارها و پندارهای باطل بر ضدّ تو مکر کنند تا دعوت تو را خاموش کنند؟ ولی کافران خود گرفتار نیرنگ خویش شده اند. برگشت توطئه دشمنان به خودشان معانی مختلفی دارد. حضرت آِیت الله خامنه ای (مدظله العالی) درباره این موضوع می فرمایند: آنکه در واقع دارد فریب می خورد، آنکه دارد حرکت می کند به خیال اینکه به سمت قلّه می رود، در حالی که دارد به سمت حضیض می رود، او «اَلَّذینَ کَفَروا» است؛ یعنی ترامپ، یعنی همین شیاطین، اشرار و احمق های دُور و بَر نظام حاکمه آمریکا؛ اینها هستند. خداوند در آیه دیگری می فرماید: إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ... أُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرینَ: خدا برنامه ها و رفتارهای دشمنان کافر را همیشه بی اثر می کند. نه در دنیا نتیجه ای دارد و نه در آخرت. هیچ کس هم نیست که آنها را کمک کند تا نقشه های خود را عملی کنند. «حبط»، یعنی باطل و بى اثر شدن عمل. در زبان عرب به چهار پایی که زیاد علف می خورد و به تدریج شکمش باد می کند و می میرد، «حبط» می گویند. تعبیر «حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ» در آیه، این حقیقت را می فهماند که شکست دشمنان، یک افول تدریجی است. آنان به گمان اینکه در حال پیشرفت هستند، دشمنی می کنند؛ اما در واقع، مانند چهارپایی که تنها همّ و غمش خوردن است، به نابودی تدریجی خود کمک می کنند. خداوند می داند بعد از پاسخ به سؤال قبل و تأکید بر شکست پذیری دشمنان، ممکن است هنوز عده ای دچار تردید باشند و هنوز در فکر مقاومت نباشند و چنین سؤال کنند که اگر دشمنان شکست پذیرند، آیا تاکنون چنین اتفاقی افتاده و چنین شکست هایی خورده اند؟ آیا جوامع دینی قبل، تجربه شکست دادن دشمن و پیروزی بر آنان را داشته اند؟ قرآن کریم در آیات مختلفی به این سؤال نیز پاسخ می دهد و برخی شکست های تاریخی دشمنان را ذکر می کند. خداوند در آیات متعددی به مطالعه تاریخ و نگاه به تجربه دیگر ملت ها توصیه کرده است. در آیه ای می فرماید: أفَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لِلْکافِرینَ أَمْثالُها: چرا در زمین و تاریخ ملت ها نمی گردند و مطالعه نمی کنند تا با نگاه عبرت آموز ببینند عاقبت ملت های ظالم گذشته چگونه رقم خورد؟ خداوند آنها را با هرچه به آنان وابسته بود، نابود ساخت. اى پیامبر، نظیر این عقوبت ها براى کافران و دشمنان عصر تو هم هست. خداوند به کسانی که مرعوب دشمنان هستند و در مسیر اسلام طاقت نمی آورند، می فرماید: «به سابقه امت های گذشته نگاه کنید، ببینید من با آنها چه کردم.» «تدمیر» به معنای هلاک کردن است؛ اما وقتی با حرف «علی» می آید، به معنای هلاکت شدید است. به این معنا که هر چه داشتند (از خود و خانواده و خانه و ملک) خدا بر سرشان خراب کرد؛ زیرا در زبان عرب «دَمر» یعنی هلاک کردن و «دَمَرَ عَلى» یعنی نابود کردن همه چیز حتى فرزندان و خانواده و اموال مخصوص انسان بر سرش.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: مقاومت دربرابردشمن
