دیدی چگونه رهبرم از این جهان رفت

دیدی چگونه رهبرم از این جهان رفت - وقتِ سحر تا محضرِ صاحب زمان رفت

او رفت و جاویدِ زمانِ خویش گردید - صد حیف شُد که از میان رودِ روان رفت

با بُمبِ آمریکائیان رفت است آقا - از جمع ما ایرانیان رفت است آقا

گشته شهید راهِ حق اندر سحرگاه - در دفترِ کار از میان رفت است آقا

آتشفشان از سینه ها برپاست اکنون - از داغِ او در جانِ ما غوغاست اکنون

پنهان شد او از چشمهایِ ملّت، امّا - سیمایِ او در قابِ دل پیداست اکنون

داغش بگیرد دشمنِ بی دین وایمان - آتش زَنَد بر دودمانِ کاخِ شیطان

پر گشته است از بُغض وکینه این دلِ ما - چون ابربارَد چشمِ اشک آلودِ ایران

جز شیعه یِ مولا کسی مردِ خطر نیست - یار و مُریدِ مرتضی اهلِ ضرر نیست

مشت گره کرده ی تو فهمانده به عالَم - هیچکس به عالَم ازتو«کشوردوست»ترنیست

بیمی ز طوفان نیست وقتی ناخدا هست - سیّدعلی رفته‌ست، سیّدمجتبی هست

باشد عصا در دستِ یک موسایِ دیگر - لطفِ خدا تا آخرِ این ماجرا هست

غم نیست ما را چونکه در راهِ خدائیم - در این ولایت ماهمه اهل ولائیم

ای "باقری" سیّدعلی رفته است، اکنون - ما جملگی سربازِ سیّد مجتبائیم

سروده شده تیر 1405


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری ، آقای شهید ایران

تاريخ : چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ | 16:21 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |