دستگیری دزدی که تلفن های مردم را قطع می کرد !

نویسنده: سیدخلیل سجادپور

مترجم:



سارق ۳۹ ساله اى که با سرقت کابل هاى مخابراتى تلفن ثابت شهروندان مشهدى را قطع مى کرد، در حالى به چنگ قانون افتاد که بىش از ۳۰ متر کابل سرقتى به همراه داشت. به گزارش اختصاصى روزنامه خراسان، ماموران گشت کلانترى آبکوه مشهد هنگامى که در بولوار شهىد فرامرز عباسى مشغول انجام وظىفه بودند، به جوان سىاه پوشى مشکوک شدند که پلاستىک زباله بزرگى را در دست داشت و از گوشه آن سىم کابل مخابراتى بىرون زده بود. نىروهاى گشت که احتمال مى دادند با سارق اموال عمومى و اماکن روبه‎رو شده اند خىلى زود به سراغ وى رفتند و او را در حالى دستگىر کردند که علاوه بر کابل هاى سرقتى ىک قبضه کارد نىز براى برىدن کابل ها به همراه داشت. اىن سارق ۳۹ ساله که با دستور مستقىم سرهنگ روح .... لطفى (رئىس کلانترى آبکوه ) مورد بازجوىى قرار گرفته بود، به افسر داىره تجسس گفت، کابل ها را با همىن کارد آشپزخانه برىده است تا سىم هاى مسى آن را براى تأمىن هزىنه هاى اعتىادش به فروش برساند. بنابر اىن گزارش، سارق مذکور که سوابق کىفرى نىز دارد، براى انجام تحقىقات بىشتر با دستور قضاىى در اختىار افسران داىره تجسس قرار گرفت.

عامل دستبرد به خودروهای مسافران و زائران به دام افتاد

ماجرای شکار پلیس در پارک جنگلی!

دزد حرفه اى که با پنهان شدن در لابه‎لاى درختان پارک جنگلى غدىر مشهد به خودروهاى مسافران و زائران دستبرد مى زد، هنگامى با تلاش نىروهاى کلانترى سىدى شکار شد که مجموعه اى از اموال سرقتى را درون کوله پشتى رىخته بود. به گزارش اختصاصى خبرنگار ارشد روزنامه خراسان، در پى درىافت گزارش هاى متعدد از دستبرد سارق ىا سارقان به محتوىات خودروهاى مسافران و زائران امام رضا(ع) در ىکى از پارک هاى جنگلى مشهد، بلافاصله دستورهاى وىژه اى از سوى سرگرد احسان سبکبار (رئىس کلانترى سىدى) براى بررسى ماجراى سرقت ها صادر شد و بدىن ترتىب گروهى از افسران مجرب داىره تجسس به سرپرستى سرگرد نصىرى(افسر پرونده) در حالى تحقىقات تخصصى را آغاز کردند که واکاوى سرقت هاى مذکور نشان مى داد، پرونده هاىى نىز در همىن رابطه از گذشته وجود دارد.

بنابراىن عوامل انتظامى با بهره گىرى از تجربىات پلىسى رئىس کلانترى، به بررسى شگرد سرقت هاى ىادشده پرداختند و به نتاىجى رسىدند که بىانگر ارتکاب سرقت ها توسط ىک سارق حرفه اى بود. به همىن دلىل چند گروه عملىاتى با پوشش هاى مبدل راهى پارک جنگلى محل اسکان و استراحت مسافران شدند و به طور نامحسوس و هدفمند به گشت زنى پرداختند. در حالى که نىروهاى انتظامى به مراقبت از اموال زائران ادامه مى دادند، ناگهان ىکى از گروه هاى عملىاتى مردى حدود ۴۰ساله را دىدند که از لابه‌لاى درختان پارک جنگلى بىرون آمد و با ىک قطعه سىم درِ ىک دستگاه پراىد را باز کرد. در حالى که مرد مشکوک سراسىمه اموالى را درون کوله پشتى خودش مى رىخت، نىروهاى انتظامى نىز در اطراف وى حلقه زدند و او را در حال سرقت محاصره کردند. مرد جوان که شوک زده به تجهىزات پلىسى ماموران تجسس خىره شده بود، با رها کردن کوله پشتى قصد فرار داشت که همه راه هاى گرىز را بسته دىد و به ناچار تسلىم قانون شد. مأموران انتظامى که مرد جنگلى را شکار کرده بودند، به بازرسى کوله پشتى پرداختند و اموالى از قبىل ضبط و پخش خودرو ،گوشى تلفن هوشمند، سشوار، انواع کارت‎هاى بانکى، پتوى مسافرتى، کىف لپ تاپ ، پاور بانک، چاقوى آشپزخانه ، ىک مىلىون تومان وجه نقد و... را کشف کردند و متهم را به مقر انتظامى انتقال دادند. اىن دزد ۴۰ ساله که خود را اهل قائنات در استان خراسان جنوبى معرفى مى کرد، به افسر پرونده گفت: سال‎هاست که به موادمخدر صنعتى اعتىاد دارم و به همىن خاطر براى تامىن هزىنه هاى اعتىادم سرقت مى کنم. اىن سارق حرفه اى با بىان اىن که همه اموال کشف شده را از خودروهاى زائران و مسافران در پارک جنگلى سرقت کرده است به رمزگشاىى از سرقت‎هاىى پرداخت که بسىارى از مالباختگان، مشهد را ترک کرده بودند. به همىن خاطر و با دستور قاطع مقام قضاىى، گروه عملىاتى نىروهاى تجسس به بازجوىى هاى فنى ادامه دادند تا اىن که تعدادى از مالباختگان با مراجعه به کلانترى سىدى اموال مسروقه خود را شناساىى کردند و خواستار صدور حکم اشد مجازات براى سارقانى شدند که به اموال مسافران و زائران هم رحم نمى کنند. گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان حاکى است در ادامه تحقىقات، دزد جنگلى صحنه هاى جرم را بازسازى کرد و در حالى با دستور مقام قضاىى روانه زندان شد که تعدادى از شهروندان در گفت و گو با خبرنگار روزنامه خراسان به تقدىر از عملکرد نىروهاى انتظامى پرداختند و خواستار برخورد شدىد با ىغماگران اموال مردم شدند. بنابراىن گزارش بررسى هاى پلىس براى رىشه ىابى سرقت هاى احتمالى دىگر سارق مذکور و دستگىرى افراد مرتبط با وى همچنان ادامه دارد.

بازگشت ۵ ميليارد وجه کلاهبرداری شده با سرعت عمل پليس

فرمانده انتظامى سيرجان از بازگشت ۵ ميليارد و ۸۰۰ ميليون رىال وجه کلاهبردارى شده اينترنتى از يک شهروند، با اعلام به موقع و تماس با پليس فتا خبر داد.به گزارش خراسان، سرهنگ رمضان نژاد بيان کرد: به دنبال شکايت فردى مبنى بر اين که پيام رسان تلگرامش هک شده که آن را حذف و دوباره آن را نصب کرده اما بعد از ورود متوجه شده مبلغ ۵ ميليارد و ۸۰۰ ميليون ريال از ۳ حساب بانکى اش برداشت شده است، بررسى موضوع در دستورکار کارشناسان پليس فتا قرار گرفت.وى افزود: با اعلام به موقع شاکى و استعلامات انجام شده پليس فتا، درگاه و مالک کارت هاى بانکى مقصد که اين وجه به آن‎ها واريز شده، شناسايى و بلافاصله طى هماهنگى قضايى و واحد حقوقى بانک، مسدود و سپس وجوه کلاهبردارى شده به حساب شاکى بازگشت داده شد.

کشف محموله موادمخدر در پژوی سرقتی

در عملىات پلىس مبارزه با مواد مخدر سىرجان، خودروى پژوى سرقتى حامل ۲۲۲ کىلو گرم ترىاک توقىف شد.به گزارش خراسان فرمانده انتظامى استان کرمان بىان کرد: نىروهاى پرتلاش پلىس مبارزه با موادمخدر سىرجان هنگام گشت‎زنى در محور سىرجان -کرمان ىک دستگاه خودروى پژوپارس را که در مواجهه با ماموران اقدام به فرار کرد، با تعقىب و مراقبت متوقف کردند.سردار موقوفه ئى افزود: در بازرسى دقىق ماموران از اىن خودروى سرقتى ۲۲۲ کىلو و ۵۰۰ گرم ترىاک کشف شد و ۲ متهم دستگىر شدند.

گفت و گو با زنی که همسرش را به طرز وحشتناکی به قتل رساند

پشت پرده شوهرکشی به بهانه کمبود محبت !

زن جوانی که شوهرش را با انگیزه کمبود محبت در زندگی مشترک به طرز هولناکی به قتل رسانده بود پس از آن که صحنه جنایت را در حضور قاضی دکتر صادق صفری ( قاضی ویژه قتل عمد مشهد) بازسازی کرد و نقش همدستانش را در انتقال جسد به بیابان های اطراف روستای انداد توضیح داد در گفت و گو با خبرنگار ارشد روزنامه خراسان نیز به تشریح سرگذشت خود پرداخت و پشت پرده این ماجرای تکان دهنده را در حالی فاش کرد که بسیاری از آسیب های اجتماعی پنهان هم در این جنایت بی رحمانه نمایان شد. آنچه می خوانید خلاصه ای از گفت و گو با متهم به قتل در این پرونده جنایی است.
نامت چیست؟ عاطفه – س
چند سال داری؟ ۲۷ ساله هستم.
ایرانی هستی؟ من در ایران به دنیا آمدم اما پدرم از اتباع افغانستانی است.
درس هم خوانده ای؟ تا کلاس چهارم ابتدایی تحصیل کردم.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟ در ایران که همه امکانات برای ادامه تحصیل اتباع خارجی فراهم است؟
چون آن زمان ازدواج کردم ! وقتی از مدرسه به خانه آمدم به من گفتند که خواستگار آمده است و باید ازدواج کنی! من هم پای سفره عقد نشستم و دیگر به مدرسه نرفتم.
در کدام منطقه مشهد ساکن بودید؟ در بولوار شاهنامه زندگی می کردیم. پدرم سرایدار یک باغ ویلا در آن منطقه بود و من هم در آن محل درس خواندم.
چند ساله بودی که ازدواج کردی؟زندگی مشترکمان از ۱۳ سالگی من شروع شد.
چند خواهر و برادر داری ؟ ۸ خواهر و برادر دارم که یکی فوت شده است .
مادرت هم افغانستانی است ؟ نه ! مادرم ایرانی است.
شوهرت هم ایرانی بود؟ نه او هم اهل افغانستان است.
همسرت را از قبل می شناختی؟ نه ! آشنایی با او نداشتم ولی آن ها با پدرم همسایه بودند و در کوره های آجرپزی با هم و در یک محل کار می کردند. در واقع آشنای پدرم بودند.
یعنی خودت راضی به ازدواج نبودی؟ نه تنها راضی نبودم که حتی معنی ازدواج را هم نمی دانستم.
هیچ مخالفتی نکردی؟ ۱۷ سال قبل وقتی در کوره های آجرپزی بودیم برادرم ازدواج کرد و پدرم نمی توانست هزینه های عروسی او را بپردازد به همین خاطر پدرم به خانواده همسرم گفت که دختری به شما می دهم و شما پولی به ما بدهید تا پسرم ازدواج کند اول یکی از خواهرانم را به برادرشوهرم دادند و بعد هم خواهر دیگرم که مطلقه بود و سن بالایی داشت با خانواده آن ها ازدواج کرد. من هم سومین دختری بودم که با پسر ۲۰ ساله آن ها ازدواج کردم.
اختلاف تو و شوهرت از کجا شروع شد؟ «نجیب» دائم الخمر بود و مدام نه تنها مشروبات الکلی مصرف می کرد، بلکه اعتیاد هم داشت و همواره مرا کتک می زد و فرزندانم را زیر مشت و لگد می گرفت. زندگی آشفته و داغانی داشتم به طوری که اصلا به من توجه نمی کرد فقط به دنبال ولخرجی و تفریح و خوشگذرانی خودش بود.

شغل همسرت چه بود؟ کارگری می کرد و ما زیر خط فقر بودیم.
چرا طلاق نگرفتی؟ با خودم فکر می کردم شاید اصلاح شود و زندگی ام رو به بهبودی برود. مدام قول می داد که خوب می شود ! من هم پشت سر هم فرزند به دنیا می آوردم به خودم می گفتم اگر این بار پسری به دنیا بیاورم شاید شوهرم به من توجه کند ولی فرقی نمی کرد باز می گفتم شاید دختر به دنیا بیاورم بهتر شود اما فایده ای نداشت.خیلی اذیتم می کرد به طوری که دیگر تحمل این زندگی آشفته را نداشتم.
به هیچ راه دیگری به جز قتل برای رهایی از این وضعیت فکر نکردی؟ چند بار دست به خودکشی زدم ! دو بار قرص خوردم و یک بار هم با مواد مخدر خودکشی کردم ولی هر بار مرا به بیمارستان رساندند و از مرگ نجات یافتم تا این که بالاخره تصمیم گرفتم او را بکشم!
چرا تلاش نکردی تا محبت شوهرش را جلب کنی؟ خیلی سعی کردم ولی او هیچ محبتی نسبت به من نداشت او مرا نمی دید وقتی ساعت ۴ بعدازظهر به خانه می آمد من دوش می گرفتم و به خودم می رسیدم. آرایش می کردم و منتظرش می ماندم اما او با دوستانش قرار می گذاشت و بیرون می رفت . او به من خیانت می کرد.
پس با این تصور که همسرت خیانت می کند ، تو هم با مرد متاهل آشنا شدی؟ من در این شرایط زندگی ،کسی را برای درد دل پیدا نمی کردم به همین دلیل با حمید آشنا شدم و او هم به درددل هایم گوش می داد.
چگونه با حمید آشنا شدی؟ او شماره تلفن مرا پیدا کرده بود یک روز تلفنی تماس گرفت و پاسخ من به آن تلفن موجب شد تا با هم در ارتباط باشیم در واقع نوعی انتقام از همسرم بود.
معتادی ؟ نه! ولی شوهرم خیلی اصرار می کرد تا من هم مواد مصرف کنم حتی برای مصرف مواد مخدر مرا تهدید می کرد با این وجود من هنگام مصرف مواد در کنارش می نشستم اما مصرف نمی کردم.
همسرت به مواد مخدر صنعتی اعتیاد داشت؟ نه او هم مانند برخی از اعضای خانواده ام شیره (مواد مخدر سنتی) مصرف می کرد.
چرا از خانواده ات کمک نگرفتی ؟پدرم مرا به خانه اش راه نمی داد حتی اطرافیانم مرا از خانه خودشان بیرون می کردند من هیچ پناهگاهی نداشتم.
چرا شکایت نکردی ؟ یک بار شکایت کردم تا به صورت قانونی طلاق بگیرم ولی او می گفت تو را طلاق نمی دهم تا موهایت مانند دندان هایت سفید شود!
حتی گفتم من حاضرم فقط هفته ای یک بار فرزندانم را ببینم ولی او نپذیرفت زندگی ما از همان ابتدا اشتباه بود. چند ماه به خانه پدرم رفتم ولی او مرا از خانه بیرون انداخت.
فکر می کنی رابطه تو با یک مرد متاهل درست بود؟نه! اشتباه کردم
چند فرزند داری؟ دختر بزرگم ۱۴ ساله است بعد از او هم یک دختر ۷ ساله و دو پسر ۵ و ۲و نیم ساله دارم.
دلت برایشان تنگ نشده است؟ چرا ! آن ها همه زندگی من هستند اما متاسفانه شوهرم فقط به تفریح و خوشگذرانی های خودش فکر می کرد و من خیلی عذاب می کشیدم.
الان پشیمانی ؟خیلی پشیمانم.
چرا؟چون با این تصمیم احمقانه هم زندگی خودم را به نابودی کشاندم و هم آینده فرزندانم را تباه کردم.
ریشه اشتباهات خودت را درچه می دانی؟ من هر اندازه هم که با شوهرم اختلاف داشتم نباید با مرد غریبه آشنا می شدم و با او درددل می کردم این موضوع احساس و عاطفه اندک را هم که نسبت به شوهرم داشتم در وجودم نابودکرد و زندگی ام را به سردی کشاند.
اگر زمان به گذشته برمی گشت چه می کردی؟ سعی می کردم با شوهرم صحبت کنم و ریشه بی توجهی های او نسبت به خودم را بفهمم تا آن را درمان کنم ولی اشتباه من همه را تباه کرد در واقع تصمیم عاقلانه ای نگرفتم و به عاقبت این کار وحشتناک نیندیشیدم. کاش یک راهنمای درستی در زندگی داشتم که مسیر را اشتباه نمی رفتم و به خاطر فرزندانم مشکلاتم را حل می کردم اما ....

سابقه خبر
یازدهم اردیبهشت گذشته جسد مرد ۳۷ ساله ای در بیابان های اطراف جاده روستای انداد مشهد کشف شد که خالکوبی خاصی روی بازویش بود.
با انتشار خبر کشف جسد در صفحه حوادث روزنامه خراسان، صاحبان خون شناسایی شدند و بدین ترتیب ماجرای مردی که از چهارم اردیبهشت گم شده بود زیر ذره بین تحقیقات قضایی و پلیسی قرار گرفت. طولی نکشید که گروه تخصصی کارآگاهان با نظارت مستقیم سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) و دستورهای ویژه قاضی دکتر صادق صفری به سراغ همسر ۲۷ ساله مرد گم شده رفتند واو را به اتهام قتل عمد دستگیر کردند. این زن جوان در بازجویی های فنی و تخصصی به قتل شوهرش با ضربات متعدد چاقو به ناحیه سر اعتراف کرد و مدعی شد جسد خون آلود را جوان متاهلی به نام حمید و دوستش به بیابان های اطراف جاده روستایی انتقال داده اند. خیلی زود حمید نیز به دام افتاد و تحقیقات پلیسی به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسر پرونده) برای دستگیری محمدامین (متهم دیگر پرونده )ادامه یافت.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: در امتداد تاریکی

تاريخ : شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ | 17:28 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |