غضب : رضا : خشنودی از صفاتی است که در موجود با شعور و با اراده یافت میشود و مقابل آن، سخط و غضب است، که هر دو، امر وجودی اند. [۱] . رضا از جنود عقل و لازمه فطرت بوده؛ چنانکه سخط و نارضایتی از جنود جهل است.[۴] .
غضب - خشم از رذائل اخلاقی[۱] که در آن فرد به دنبال آسیب رساندن و یا تخریب اموال دیگران است.[۲] هيجان و جوشش خون قلب،[۳] سرخشدن چشمها و متورمشدن رگهاى گردن[۴] و پرخاشگری[۵] از نشانههای خشم معرفی شده است. کلماتی همچون سَخَط، غَیظ، حَنَق، حِدَّۃ نیز در معنای غضب و خشم بهکار برده شده است.[۶] کلینی در کتاب الکافی با بیان روایتی از امام صادق ع کلید ورود به هر شر و بدی را خشم و غضب معرفی کرده است.[۷] خشم و غضب حالتی مخالف حالت رضایت است.[۸] . غضب به معنای خشم و عصبانیت[۱] یا جوشش و غلیان خون برای انتقام[۲] است. در اصطلاح علم اخلاق غضب انسانی کیفیتی نفسانی است که سبب حرکت و هیجان نفس برای غلبه و پیروزی میشود و برای شهوت انتقامجویی میباشد.[۳] امامخمینی در تبیین غضب، تعریف ابنمسکویه را پذیرفته است.[۴] در مقابل آن حلم، رحمت و خمود است. حلم صفتی است که در اثر اعتدال در قوه غضبیه حاصل میشود و کنترل نفس را در ناملایمات به دست میگیرد و منجر به آرامش آن میشود.[۵] حلم صفت شجاعت را به همراه دارد[۶] که حد وسط میان جبن و تهور است[۷] ببینید: حلم و رحمت به معنای رأفت و رقّت قلب است و این رحمت به دلیل اینکه لازم یا ملزوم حلم است، مقابل غضب واقع میشود.[۸] اما خمودی صفتی است که بر اثر تفریط در قوه شهویه یا غضبیه حاصل میشود.[۹] . امامخمینی به پیروی از ابنمسکویه (۹۷ و ۱۰۰) و همسو با دیگر دانشمندان اخلاق،[۱۰] غضب را به دو نوع ناپسند و پسندیده تقسیم کرده است: غضب ناپسند و شیطانی تجاوزِ قوه غضبیه از حد عقل و اعتدال است و غضب پسندیده به کاربستن قوه غضبیه در راه حق و تسلیم شدن در برابر عقل سلیم و اوامر انبیای عظیم الشأن ع میباشد که دراینصورت از جنود رحمان و نوعی شجاعت است.[۱۱] . واژه غضب با واژگانی چون شجاعت و قساوت مرتبط است. امامخمینی در بیان فرق غضب ناپسند و شجاعت معتقد است غضب غیر از شجاعت است و مبادی، آثار و خواص آن با این صفت متفاوت میباشد؛ زیرا مبدأ شجاعت، قوت و اطمینان نفس و همچنین اعتدال ایمان و اهمیت ندادن به امور دنیاست که با تعدیل قوه غضبیه و تهذیب آن حاصل میشود، اما غضب ناپسند از ضعف نفس و تزلزل و سستی ایمان و عدم اعتدال مزاج روح است.[۱۲] همچنین ایشان قساوت را همان غلظت و سختی قلب میداند که مقابل آن رقّت قلب قرار دارد؛ اما غضب حالتی نفسانی برای انتقام است که به واسطه آن عقل منحرف میشود و از ادراک بازمیماند.[۱۳] غضب از صفاتی است که بر خداوند متعال نیز صادق است؛ ولی این صفت در خداوند کیف نفسانی نبوده، بلکه از کمالات وجودی و از صفات جلال حقتعالی شمرده میشود.[۱۴] . در برخی از روایات، غضب ناپسند کلید هر شر و منشأ همه گناهان و لغزشها شمرده شده است.[۲۳] .
کلمه غضب در آیات بسیاری به کار رفته است که در بیشتر موارد، مراد غضب و خشم الهی است که شامل کافران و منافقان می شود. همچنین در برخی آیات، قرآن کریم مومنان را به کنترل خشم سفارش کرده و از ویژگی های بارز آنان، عفو و بخشش در هنگام غضب،[۱۲] . و صبر و تحمل در برابر حکم و قضای خداوند نام برده است. [۱۳] . چنانکه میفرماید: و همان کسانی که از گناهان بزرگ و از کارهای زشت دوری میکنند و هنگامی که (به مردم) خشم میگیرند، راه چشمپوشی و گذشت را برمیگزینند. به عبارتی آیه در صدد بیان این مطلب است که این گروه نه تنها در موقع غضب، اختیار خود را از دست نداده و دست به اعمال زشت نمیزنند، بلکه با عفو و بخشش، قلب خود را از کینهها میشویند و این صفتی است که تنها در سایه ایمان و توکل بر خدا پیدا می شود.[۱۴] . آن کسانی که در توانگری و تنگدستی انفاق میکنند و خشم خویش فرو میخورند و از خطای مردم در میگذرند خدا نیکوکاران را دوست دارد. [۱۵] . هم چنانکه مشخص است فرو بردن خشم در این آیه از صفات نیکوکاران و پرهیزکاران شمرده شده است.[۱۶] . هر انسانی طبیعتا در مقابل پیشامدهای ناگوار، ناراحت و عصبانی می شود، اما اگر خشم به طور متعادل به کار گرفته نشود، موجب خواری و هلاکت و بسیاری از شرور دیگر می گردد.[۱۷] . به طوریکه شخص در زمان عصبانیت قدرت تفکر نداشته،[۱۸] . و ممکن است دست به اموری بزند که شایسته نیست و حتی موجب قتل شخصی دیگر گردد.[۱۹] . و در اخبار و آثار، مذمت شدید در خصوص غضب وارد شده است. حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلم فرمودند که: «غضب ایمان را فاسد میگرداند چنانکه سرکه عسل را فاسد میکند. و از حضرت امام محمدباقر علیه السّلام مروی است که: این غضب آتش پاره ای است از شیطان، که در باطن فرزند آدم است. و چون کسی از شما غضبناک گردید چشمهای او سرخ میگردد و باد به رگهای او میافتد و شیطان داخل او میشود. از جمله سخن امام محمد باقر علیه السّلام که فرمودند: هر که خشم خود را از مردم باز گیرد، خدای تبارک و تعالی خشم خود را از او باز می گیرد. [۲۰] . و از حضرت امام جعفرصادق علیه السّلام مروی است که: «غضب، کلید هر بدی و شرّی است.» و باز از آن حضرت مروی است که: «غضب، دل مرد دانا را هلاک میکند.» و نیز آن حضرت فرموده است که: «کسی که قوه غضبیّه خود را مالک نباشد عقل خود را نیز مالک نیست.» همچنین در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام) آمده است: هر که غضب خود را نگه دارد، خداوند عیب او را بپوشاند.
[۲۱] . و مخفی نماند که: علاوه بر اینکه خود غضب از مهلکات عظیمه و از صفات خبیثه است، لوازم و آثاری چند نیز بر آن مترتّب میشود که همه آنها مهلک و قبیح است، مانند: فحش و دشنام و اظهار بدی مسلمین و شماتت ایشان و سرّ ایشان را فاشکردن و پرده ایشان را دریدن و سخریه و استهزاء به ایشانکردن و غیر اینها از اموری که از عقلا صادر نمیگردد.
در روایتی دیگر، حضرت علی علیه السّلام فرموده اند: سخت ترین دشمن انسان غضب و هوای نفس او است، هر کس بتواند این دو را رها کند، درجه او بلند میشود و به آخرین مرحله کمال میرسد. [۲۲] . غضب در آدمیان دو قسم است:غضب ممدوح و پسندیده و غضب مذموم و ناپسند. غضب پسندیده عبارت است از غضب کردن برای خداوند در اجرای امر به معروف و نهی از منکر و دفع دشمنان دین و مانند آن غضب ناپسند عبارت است از غضب کردن برای دنیا و امور باطل .[۲] [۳] . روایات متعددی غضب برای دنیا و باطل را به شدت نکوهش و آن را کلید هر شرّ و تباه کننده ایمان آدمی معرفی کردهاند. [۴]. رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در حدیثی میفرماید: هر کس غضب خود را از مردم بازدارد، خدای تبارک و تعالی عذاب روز قیامت را از او دفع خواهد کرد. [۵] . از این رو، کظم غیظ، مستحب است. [۶] . در حدیثی دیگر از امام باقر علیه السّلام آمده است: کسی که خشمگین شده، اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بایستد این کار موجب دور شدن شیطان میشود و چنانچه غضب کننده از خویشان باشد، به او نزدیک شود و او را لمس کند این کار موجب فرونشستن آتش خشم میشود [۷] .
عصبانیت : عصبانیت به معنای خشمگین بودن و غضبناک بودن است. حالت و کیفیت خاصی است که بر فرد عارض میشود و شخص تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی و خشم از دست میدهد. [۱] . در منابع دینی و اخلاق اسلامی، بحث عصبانیت، تحت عنوان «غضب» و «غیظ مطرح است و از شاخه های بحث رذایل و نبایدهای اخلاقی است. عصبانیت یك حالت هیجانی است كه از لحاظ شدت میتواند خفیف، شدید یا ویرانگر باشد؛ همانند دیگر هیجانات. عصبانیت موجب تغییرات متعدد زیستی و فیزیولوژیكی میشود. عصبانیت می تواند ناشی از عوامل درونی یا بیرونی باشد. روش طبیعی و غریزی بیان عصبانیت، رفتار پرخاشگرانه است. عصبانیت یك پاسخ طبیعی انطباقی در برابر تهدیدهاست و غالباً عصبانیت، احساسات و رفتار ما را برمیانگیزد تا از خود در مقابل مهاجم دفاع كنیم یا با او بجنگیم. از نظر زمانی باید توجه داشت که در حال شعلهور بودن آتش غضب و خشم نباید دست به درمان زد یا فرد خشمگین را نصیحت کرد. باید صبر کرد تا شعله خشم فروکش کند، آنگاه راهکارهای علمی و عملی را در قالب دستورالعمل اخلاقی و ... ارائه کرد. برخی از این راهکارها عبارتاند از: ترک صحنه، استفاده از افراد متخصص، ذکر خداوند، به زمین چسبیدن، صله رحم، وضو گرفتن و غسل کردن.
غضب دو قسم است : غضب ممدوح و پسندیده و غضب مذموم و ناپسند. غضب پسندیده عبارت است از غضب کردن برای خداوند در اجرای امر به معروف و نهی از منکر و دفع دشمنان دین و مانند آن غضب ناپسند عبارت است از غضب کردن برای دنیا و امور باطل .[۲] [۳] . روایات متعددی غضب برای دنیا و باطل را به شدت نکوهش و آن را کلید هر شرّ و تباه کننده ایمان آدمی معرفی کرده اند. [۴] . رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله در حدیثی میفرماید: هر کس غضب خود را از مردم بازدارد، خدای تبارک و تعالی عذاب روز قیامت را از او دفع خواهد کرد [۵] . از این رو، کظم غیظ، مستحب است. [۶] . در حدیثی دیگر از امام باقر علیه السّلام آمده است: کسی که خشمگین شده، اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بایستد این کار موجب دور شدن شیطان میشود و چنانچه غضب کننده از خویشان باشد، به او نزدیک شود و او را لمس کند این کار موجب فرونشستن آتش خشم میشود [۷] .
برخی از آیات قرآن در مورد غضب به خداوند سبحان نسبت داده شده است که عبارتند از آیات: ۹۳سوره نساء: وغضب الله علیه ولعنه واعد له عذابا عظیما ؛ ۶سوره فتح: وغضب الله علیهم ولعنهم واعد لهم جهنم وساءت مصیرا ؛ ۱۳سوره ممتحنه: یا ایها الذین آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله علیهم ؛ ۶۱سوره بقره: وضربت علیهم الذلة والمسکنة وبآؤوا بغضب من الله ؛ سوره مجادله؛ ۹۰ سوره بقره؛ ۱۱۲سوره آل عمران؛ ۷۱ و ۱۵۲سوره اعراف؛ ۱۶سوره انفال؛ ۱۰۶سوره نحل؛ ۸۱ و ۸۶سوره طه؛ ۹سوره نور و ۱۶سوره شوری.
پيامبر صلي الله عليه و آله:اَلا اِنَّ خَيرَ الرِّجالِ مَن كانَ بَطى ءَ الغَضَبِ سَريعَ الرِّضا؛ بدانيد كه بهترين انسان ها كسانى هستند كه دير به خشم آيند و زود راضى شوند.[نهج الفصاحه، ح۴۶۹]
پيامبر صلي الله عليه و آله:ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَةً اَفضَلَ عِنْدَ اللّه ِ مِنْ جُرعَةِ غَيْظٍ كَظَمَها اِبتِغاءَوَجهِ اللّه ِ؛ انسان هيچ جرعه اى ننوشيد كه نزد خدا از جرعه خشمى كه براى رضاى خدا فروخورد بهتر باشد.[نهج الفصاحه، ح۲۶۲۸]
پيامبر صلي الله عليه و آله:مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ كَفَّ اللّه ُ عَنْهُ عَذابَهُ؛ هر كس خشم خود را نگه دارد خداوند عذابش را از او باز مى دارد.[بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۶۳، ح۷]
امام على عليه السلام:كُنْ بَطى ءَ الْغَضَبِ سَريعَ الْفَىْ ءِ مُحِبّا لِقَبُولِ الْعُذْرِ؛ دير خشم و زود گذشت باش و قبولِ عذر را دوست بدار.[غررالحكم، ج ۴، ص ۶۰۷، ح۷۱۶۵]
پيامبر صلي الله عليه و آله:اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّيطانِ وَاِنَّ الشَّيطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَاِنَّما تُطفَأُ النّارُبِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُكُم فَليَتَوَضَّاْ؛ خشم از شيطان و شيطان از آتش آفريده شده است و آتش با آب خاموش مى شود،پس هرگاه يكى از شما به خشم آمد، وضو بگيرد.[نهج الفصاحه، ح۶۶۰]
پيامبر صلي الله عليه و آله:اَلصَّرعَةُ كُلُّ الصَّرعَةِ الَّذى يَغْضَبُ فَيَشْتَدُّ غَضَبُهُ وَيَحْمَرُّ وَجهُهُوَيَقْشَعِرُّ شَعْرُهُ فَيَصرَعُ غَضَبَهُ؛ كمال دليرى آن است كه كسى خشمگين شود و خشمش شدّت گيرد و چهره اشسرخ شود و موهايش بلرزد، امّا بر خشم خود چيره گردد.[نهج الفصاحه، ح۱۸۷۲]
امام على عليه السلام:اَلْحِلْمُ يُطفى نارَ الْغَضَبِ وَالْحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحْراقَهُ؛ بردبارى آتش خشم را فرو مى نشاند و تندى، آن را شعله ورتر مى كند.[غررالحكم، ج ۲، ص ۱۲۳، ح ۲۰۶۳]
پيامبر صلي الله عليه و آله:مَنْ كَظَمَ غَيْظا وَهُوَ قادِرٌ عَلى اَنْ يُنْفِذَهُ مَلأَهُ اللّه ُ أَمْنا وَايمانا؛ هر كس در حالى كه مى تواند خشم خود را عملى كند، آن را فرو برد، خداوند او راسرشار از آرامش و ايمان مى كند.[نهج الفصاحه، ح ۲۷۷۸]
امام على عليه السلام:بِئسَ القَرينُ الغَضَبُ: يُبدِى الْمَعائِبَ وَيُدْنِى الشَّرَّ وَيُباعِدُ الخَيْرَ؛ خشم هم نشين بسيار بدى است: عيب ها را آشكار، بدى ها را نزديك و خوبى ها رادور مى كند.[غررالحكم، ج۳، ص ۲۵۷، ح۴۴۱۷]
امام على عليه السلام:اَعْدى عَدُوٍّ لِلْمَرْءِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ فَمَنْ مَلَكَهُما عَلَتْ دَرَجَتُهُ وَبَلَغَ غايَتَهُ؛ بدترين دشمن آدمى خشم و شهوت اوست، پس هر كس آن دو را در اختيار بگيرد،مقامش بالا مى رود و به هدفش مى رسد.[غررالحكم، ح ۳۲۶۹]
امام على عليه السلام:بِئسَ القَرينُ الغَضَبُ: يُبدِى الْمَعائِبَ وَيُدْنِى الشَّرَّ وَيُباعِدُ الخَيْرَ؛ خشم هم نشين بسيار بدى است: عيب ها را آشكار، بدى ها را نزديك و خوبى ها رادور مى كند.[غررالحكم، ج۳، ص ۲۵۷، ح۴۴۱۷]
امام على عليه السلام:شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ وَتَقْطَعُ مادَّةَ الْحُجَّةِ وَتُفَرِّقُ الْفَهْمَ؛ خشم شديد، چگونگى گفتار را تغيير مى دهد، اساس استدلال را بر هم مى ريزد وتمركز فكرى را از بين مى برد.[بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۴۲۸]
امام باقر عليه السلام:اَيُّما رَجُلٍ غَضِبَ وَهُوَ قائِمٌ فَلْيَجْلِسْ فَاِنَّهُ سَيَذْهَبُ عَنْهُ رِجْزُ الشَّيْطانِ وَاِنْ كانَ جالِسا فَلْيَقُمْ... ؛ هر كس در حال ايستادن خشمگين شود، بنشيند كه اين كار به سرعت وسوسهشيطان را از او دور مى كند و اگر نشسته است، برخيزد.[بحارالأنوار، ج۷۳، ص ۲۶۴، ح۹]
امام صادق عليه السلام:لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يَمْلِكُ نَفْسَهُ عِنْدَ غَضَبِهِ؛ كسى كه هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نيست.[كافى، ج ۲، ص ۶۳۷، ح۲]
امام صادق عليه السلام:اَلْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ؛ خشم كليد همه بدى هاست.[كافى، ج۲، ص ۳۰۳، ح۳]
امام هادى عليه السلام:اَلغَضَبُ عَلى مَن تَملِكُ لُؤمٌ؛ بر زيردستان خشمگين شدن نشانه پَستى است.[بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۳۷۰، ح ۴]
امام صادق عليه السلام:اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم يُخرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم يُدخِلْهُرِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم يَأخُذ اَكْثَرَ مِمّا لَهُ؛ مؤمن چون خشمگين شود، خشمش او را از حق بيرون نبرد و چون خشنود شود،خشنوديش او را به باطل نكشاند و چون قدرت يابد بيش از حقّ خود نگيرد.[بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۲۰۹، ح۸۵]
امام هادى عليه السلام:اَلغَضَبُ عَلى مَن تَملِكُ لُؤمٌ؛ بر زيردستان خشمگين شدن نشانه پَستى است.[بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۳۷۰، ح ۴]
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی
