روضه شب دهم محرم بياد عاشوراي امام حسين عليه السلام

گفت ای گروه هرکه ندارد هوای ما***سر گیرد و برون رود از کربلای ما - ناداده تن به خواری و ناکرده ترک سر***نتوان نهاد پا به خلوت سرای ما - تا دست و رو نشست به خون، می نیافت کس***راه طواف بر حرم کبریای ما - هم راز بزم ما نبود طالبان جاه***بیگانه باید از دو جهان آشنای ما - برگردد آن که با هوسِ کشور آمده***سرناورد به افسر شاهی گدای ما - ما را هوای سلطنت مُلْکِ دیگر است***کاین عرصه نیست در خور فرِّهُمای ما - اين عرصه نيست جلوه گرروبه وگراز***شيرافكن است باديه ابتلاي ما - یزدانِ ذوالجلال، به خلوت سرای قدس***آراسته است بزم ضیافت برای ما .

گفت ای گروه هرکه ندارد هوای ما

در راه دوست كشته شدن آرزوي ماست***دشمن اگر چه تشنه به خون گلوي ماست - گرديم دور يار چو پروانه دور شمع***چون سوختن در آتش عشق آرزوي ماست - از جان گذشته ايم و به جانان رسيده ايم***در راه وصل اين تن خاكي عدوي ماست - خاموش گشته ايم و فراموش كي شويم***بس اينقدر كه در همه جا گفتگوي ماست - ما را طواف كعبه بجز دور يار نيست***كز هر طرف رويم خدا روبروي ماست - هر جا كه هست روي زمين ارغوان سرخ***آبش ز خون ما گلش از خاك كوي ماست - گر بسته اند مردم ظالم زبان خلق***غم نيست چونكه غالب دلها بكوي ماست .

روضه شب دهم محرم شب عاشورا

شب قتلست و امشب عرش را بنیاد می لرزد - شب قتلست و امشب عرش را بنیاد می لرزد - ملک و نه فلک وامانده از اوراد می لرزد - شب قتلست و امشب تا سحر ز اندیشه فردا - دل زینب چو صید اندر کف صیاد می لرزد - شب قتلست بادا باد می گویند جانبازان - غریبان را دل از تشویق باداباد می لرزد - شب قتلست و مشکل باشد امشب راز دل گفتن - که طفلان را ز خوف اندر گلو فریاد می لرزد - شب قتلست و داند جبرئیل این ظلم از امت - بعید، اما چو بید از فرط استبداد می لرزد - شب قتلست در پای پدر زین العبالرزان - بلی چون سایه کز شاخی به خاک افتاد می لرزد - شب قتلست کلثوم از یزید و شمر می نالد - از آن نمرود می ترسد از آن شداد می لرزد - شب قتلست می گوید سکینه با پدر هر دم - که سر تا پایم از اندیشه بیداد می لرزد - شب قتلست و امشب نو عروس از حجله قاسم - گرفته دامن داماد و چون داماد می لرزد - شب قتلست و زین العابدین از ضعف بیماری - چو مظلومی به زیر خنجر جلاد می لرزد - شب قتلست خواهد خون چکاند جوهری از دل - ولیکن خامه اش چون نشتر فصاد می لرزد .

شب عاشورا شب دهم محرم

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است - عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است - مکن ای صبح طلوع . شب قتل است یک امشب که حسین مهمان است - غمش امشب همه از تشنگی طفلان است - مکن ای صبح طلوع . جامه ای صبح مزن چاک مده جولان را - هست مهمان شه دین امشب و یک فردا را - مکن ای صبح طلوع . چرخ ای چرخ مزن چرخ دگر امشب را - تا قیامت تو نگه دار همه کوکب را - نه حسین فکر عیال است نه به فکر جان است - مکن ای صبح طلوع . همه بینند ز ما ناله و چون شیون را - شمر از قتل حسین بهر حسین دربان است - مکن ای صبح طلوع . باد ای باد،پریشان تو نما عالم را - تا قیامت تو نگه دار همه خاتم را - مکن ای صبح طلوع . سعد سردار لعین بسته صف لشکر کین - بهر قتل شه دین - شمر خنجر به کَفَش سعد لعین خندان است - مکن ای صبح طلوع . خور ای خور ز رخ پرده میفکن بیرون - زینب از دیدن روی تو نگردد محزون - مکن ای صبح طلوع . آب ای آب زنی موج دهی جولانت - نکشی هیچ خجالت ز رخ مهمانت - مکن ای صبح طلوع . شب قتل است یک امشب ز عطش سوزان است - یا محمد تو کجایی، که بدی یار غریب - در کجا هست علی،بود پرستار غریب - فاطمه جان تو کجایی که حسین است غریب - مکن ای صبح طلوع .

شب عاشورا شب دهم محرم

امام حسین علیه السّلام اصحاب خود را نزدیک غروب جمع کرد و گفت: "خداى را ستایش مى‌‏کنم بهترین ستایش و او را سپاس مى‌‏گویم بر خوشى و بر سختى، بار خدایا تو را سپاس‏گزارم که به نبوّت ما را بنواختى و قرآن را به ما آموختى و در دین بینا گردانیدى و ما را چشم و گوش و دل دادى، پس ما را از سپاسگزاران شمار" فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي وَ لَا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَجَزَاكُمُ الله عَنِّي خَيْرا" . اما بعد، من اصحابى ندانم باوفاتر و بهتر از اصحاب خود و نه خانواده ‏‌اى فرمان‌بردارتر و به صله رحم پاى بسته‌ ‏تر از خاندان خود. پس خدا شما را جزاى نیکو دهد از من و من گمان دارم با اینان کار به جنگ و ستیز کشد و همه شما را اذن دادم بروید و عقد بیعت از شما بگسستم و تعهّد برداشتم، اکنون شب است و تاریکى شما را فرو گرفته است، آن را شتر سوارى خود انگارید و هر یک دست یک‌تن از اهل بیت مرا بگیرید و در ده‌ها و شهرها پراکنده شوید تا خداوند فرج دهد، براى آنکه این مردم مرا مى‌‏خواهند و چون بر من دست یافتند از طلب دیگران مشغول شوند." پس برادران و پسران و برادرزادگان و دو پسر عبدالله جعفر گفتند: این کار براى چه کنیم؟ براى اینکه پس از تو زنده مانیم؟ خدا نکند که هرگز چنین شود. و عبّاس بن على علیه السّلام آغاز سخن کرده بود و آن جماعت پیروى او کردند و مثل او یا نزدیک به گفتار او سخن گفتند. پس حسین علیه السّلام با بنى عقیل فرمود: کشته شدن مسلم شما را کفایت کرد، پس شما بروید اذن دادمتان. گفتند: سبحان اللّه مردم چه مى‏‌گویند مى‌‏گویند بزرگ و سالار خود و عموزادگان خود را که بهترین اعمام بودند رها کردیم و با آنها تیرى نیفکندیم و نیزه و شمشیرى بکار نبردیم‏ و ندانیم چه کردند. نه، قسم به خدا چنین نکنیم و لیکن به مال و جان و اهل مواسات کنیم و اینها را در راه تو دربازیم و کارزار کنیم و هر جاى تو روى ما با تو رویم. زشت باد زندگى پس از تو. و مسلم بن عوسجه برخاست و گفت: آیا ما دست از تو برداریم؟ نزد خداوند در اداى حق تو بهانه ما چه باشد؟ به خدا سوگند این نیزه را در سینه آنها فرو برم و به این شمشیر تا دسته آن در دست من است بر آنها بزنم و اگر سلاح نداشته باشم سنگ بر آنها افکنم. قسم به خدا ما تو را رها نمى‏‌کنیم تا خدا بداند پاس حرمت رسول را در غیبت او داشتیم درباره تو و اللّه اگر من دانستم که کشته مى‏‌شوم باز زنده مى‌‏شوم باز سوخته مى‏‌شوم باز زنده مى‌‏شوم باز کوبیده و پراکنده مى‌‏شود و هفتاد بار با من این کار کنند باز از تو جدا نمى‏‌شدم تا نزد تو مرگ را دریابم. پس چگونه این کار را نکنم که کشتن یک بار است پس از آن کرامتى که هرگز به پایان نرسد. و زهیر بن قین بجلی برخاست و گفت: دوست دارم کشته شوم باز زنده شوم، باز کشته شوم و همچنین هزار بار و خداوند کشتن را از تو و این جوانان اهل بیت تو بازگرداند. و دیگر اصحاب گفتند: سوگند به خداى که از تو جدا نمى‌‏شویم و لیکن جان ما فداى جان تو است با گلوگاه و پیشانى و دست تو را نگاهدارى مى‌‏کنیم. وقتى ما کشته شدیم آنچه بر ما بوده است وفا کرده‌‏ ایم و انجام داده‌ایم.[۷] . همه یاران امام حسین (علیه‌ السّلام) که به همین مضامین سخن گفتند که به خدا سوگند تو را رها نمی‌کنیم، بلکه جان‌هایمان را فدایت می‌کنیم و دست و صورت و گردن خود را سپر بلای تو قرار می‌دهیم که اگر در رکاب تو کشته شویم، به عهدی که با پروردگار خود بسته‌ایم، وفادار بوده و وظیفه ‌ای که به عهده داریم، انجام داده‌ ایم.[۴] [۵] . در برخی از کتب مناقب، به نقل از امام سجاد (علیه‌ السّلام) آمده است که وقتی اصحاب، وفاداری خود را اعلام کردند و از رفتن خودداری کردند، پدرم فرمود: همهٔ شما فردا کشته می‌شوید و یک تن از شما زنده نخواهد ماند. گفتند: سپاس خدای را که عزت شهادت همراه تو را نصیب ما کرد. آن‌گاه حضرت برای آنان دعا کرد و فرمود: اکنون به بالا نگاه کنید، پس به موقعیت خود در بهشت نظری کردند و امام جایگاه هر یک را نشان می‌داد... (همچنین گفته شده است در این شب، قاسم فرزند امام حسن مجتبی علیه‌السّلام از عمویش سؤال کرد: آیا من هم کشته می‌شوم؟ امام حسین که از او پرسید: مرگ در نظر تو چگونه است؟ گفت شیرین‌تر از عسل، امام فرمود: آری، عمویت فدای تو، تو هم یکی از مردانی هستی که پس از گرفتاری و امتحان بزرگی کشته خواهی شد.( [۶] [۷] .

روضه شب و روزدهم محرم بياد عاشوراي امام حسين عليه السلام

فهرستي ازوقایع شب عاشورا در کربلا - خطبه امام حسین علیه السلام در شب عاشورا - اعلام حمایت اصحاب از امام حسین علیه السلام - اعلام حمایت فرزندان عقیل از امام حسین علیه السلام - اعلام حمایت مسلم بن عوسجه از امام حسین علیه السلام - اعلام حمایت اصحاب از امام «زهیر بن قین» - اعلام حمایت محمد بن بشیر حضرمی از امام حسین علیه السلام - اعلام حمایت قاسم بن حسن از امام حسین علیه السلام - اعلام حمایت سعید بن عبدالله حنفی از امام حسین علیه السلام - امام حسین علیه السلام و نمایاندن جایگاه اصحاب در بهشت - بشارت امام حسین علیه السلام به یاران خود - ترفند امام حسین علیه السلام برای جلوگیری از شبیخون سپاه عمر سعد - راز و نیاز امام حسین علیه السلام و اصحابش در شب عاشورا - بی تابی زینب سلام الله علیها در شب عاشورا - غسل شهادت اصحاب امام حسین علیه السلام در شب عاشورا - پیوستن گروهی از لشگر عمر سعد به سپاه امام حسین علیه السلام - برخورد بریربن خضیر با نگهبان دشمن - اصحاب امام حسین علیه السلام و شوق شهادت - اعلام حمایت اصحاب امام حسین علیه السلام در کنار خیمه ها - رؤیای امام حسین علیه السلام در شب عاشورا

حکایت عزاداری وحوش درشب عاشورا دردامنه‌‌ی کوه الوند - گریه وحوش صحرا در شب عاشورا - مرکز اطلاع رسانی غدیر - گریه حیوانات در عاشورا و حکایت مرحوم سلماسی از عزاداری وحوش در شب عاشورا در دامنه‌‌ی کوه الوند.

سخنان امام حسين (ع) ازعصرتاسوعا تاشب عاشورا

سخنان حسين بن على (ع ) در شب عاشورا : اُثْنِى عَلَى اللّه اَحْسَنَ الثَّناءِ وَاَحْمَدُهُ عَلَى السَّرّاءِ وَالضَّراءِ اَللّهُمَّ اِنِّى اَحْمَدُكَ عَلى اَنْ اَكْرَمْتَنا بِالنُّبُوُّةِ وَعَلَّمْتَنا الْقُرْآنَ وَفَقَّهْتَنا فِى الدِّينِ وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِكِينَ. اَمَّا بَعْدُ: فَاِنِّى لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْلى وَلا خَيْراً مِنْ اَصْحابِى وَلا اَهْلَبَيْتٍ اَبَرَّوَ لا اَوْصَلَ مِنْ اَهْلِ بَيْتىِ فَجَزاكُمُ اللّهُ عَنِّى جَميعاً خَيْراً. وَقَدْ اَخْبَرَنِى جَدّى رَسُولُ اللّه صلّى اللّه عليه و آله بِاءنّى سَاُساقُ اِلَى الْعِراقِ فَاَنْزِلُ اَرْضاً يُقالُ لَها عَمُورا وَكَرْبَلا وَفيها اُسْتَشْهَدُ وَقَدْ قَرُبَ الْمَوعِدُ. اَلا وَانِّى اَظُنُّ يَوْمَنا مِنْ هؤُلاءِ اْلاَعْداءِ غَداً وَانِّى قَدْ اَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطِلقُوا جَميعاً فى حِلّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ مِنِّى ذِمامٌ وَهذااللّيلُ قَدْ غَشِيَكُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَملاً وَلِيَاءْخُذْ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِيَدِ رَجُلٍ مِنْ اَهْلِبَيْتِى فَجَزاكُمُ اللّه جَمِيعاً خَيْراً وَتَفَرَّقُوا فى سَوادِكُمْ وَمَدائِنِكُم فَاِنَّ الْقَوْم اِنَّما يَطْلُبُونَنى وَلَوْ اَصابُونى لَذَهَلُوا عَنْ طَلَبِ غَيْرى...

سخن امام حسین(ع) در شب عاشورا فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً...

... و قال سعید بن عبد اللّه الحنفی: و اللّه لا نخلّیک حتى یعلم اللّه أنا حفظنا غیبة رسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله‌ و سلّم) فیک واللّه لو علمت انی اقتل ثم احیا ثم احرق حیّاثم أذرى،یفعل ذلک بی سبعین مرّة ما فارقتک حتى ألقى حمامی دونک ، فکیف لاافعل ذلک وإنما هی قتلة واحدة ثم هی الکرامة التی لا انقضاء لها ابدا. و قال زهیر بن القین: و اللّه لوددت أنی قتلت ثم نشرت ثم قتلت حتى اقتل کذا ألف قتله و أن اللّه یدفع بذلک القتل عن نفسک و عن أنفس هؤلاء الفتیة من أهل بیتک. و تکلّم جماعة أصحابه فقالوا: و اللّه لا نفارقک ولکن أنفسنا لک الفداء نقیک بنحورنا و جباهنا و أیدینا فاذا نحن قتلنا کنا وفینا و قضینا ما علینا...

روضه و وقایع شب عاشورا

روضه و وقایع شب عاشورا. شب عاشورا شامگاه نهمین روز از ماه محرم است. در مجالس عزاداری در شب عاشورا، وقایعی که در این شب در خیمه‌گاه امام حسین (علیه‌السّلام) ...


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه های دهه اول محرم

تاريخ : پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ | 9:34 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |