شعر-صبح عاشورا و غروب عاشورا - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور
اگر خورشيد ميدانست كه عاشورا چه روزي هست · هميشد تا ابد خاموش و بر عالم نميتابيد · اگر آن روز ميدانست چه خونها ميشود جاري · هميشد محو و تار و بر بني آدم نميتابيد.
اگر خورشيد ميدانست كه عاشورا چه روزي هست - هميشد تا ابد خاموش و بر عالم نميتابيد - اگر آن روز ميدانست چه خونها ميشود جاري - هميشد محو و تار و بر بني آدم نميتابيد - اگر آن صبح ميدانست كه آغازي است بر جنگي - كه پايانش چه خون ريزي است با ماتم, نميتابيد - اگر آن فجر ميدانست كه فجرش فجر خون ريزي است - هميشد آخرين فجر و دگر زين غم نميتابيد - بلي اي باقري آن خور و آن فجر و هم آن عاشور - بدانستند گر اين, تا، قيامت هم نميتابيد . سروده خادم الحسین سیدمحمد باقری پور
روزدهم محرم روزعاشورا - روضه روزدهم محرم روزعاشورا قسمت اول - روضه روزدهم محرم روزعاشورا قسمت دوم - لوکان یدری یوم عا شوراء - ما کان یجری فیه من بلاء - ما لاح فجره و لا ا ستنا را - ولا ا ضا ئت شمسه نهارا . ا گر دانست عاشورا که در روزش چها گردد - چه طغیا نها چه ا ستمها چسان جورو جفا گردد - چه خونهائی که میریزد در آن صحرای تفتید ه - چه پیکرها شود مجروح چه سرها که جدا گردد
روزِ عاشورا بود روزِ حسین - روزِ عاشورا بود روزِ حسین _ روز آن نورِ دو چشمِ عالَمین - روزِ عاشورا بود روزِ نماز _ روزِ اللّه اكبر و راز و نیاز - سروده شده توسط حجة الاسلام سیدمحمد باقری پور عاشورای سال 1399 ادامه شعر را اینجا بخوانید
الكافی عن عبد الملك : سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه السلام ...وأمّا یومُ عاشورا فَیومٌ اُصیبَ فِیهِ الحُسَینُ علیه السلام صَریعا بَینَ أصحابِهِ ، وأصحابُهُ صَرعى حَولَهُ عُراةً ، أفَصَومٌ یكونُ فی ذلِكَ الیومِ ؟! كَلّا ورَبِّ البَیتِ الحَرامِ . از عبد الملك : از امام صادق علیه السلام : «امّا روز عاشورا، روزى است كه مصیبت حسین علیه السلام و بر خاك افتادن او میان یارانش ، پیش آمد و یارانش نیز برهنه ، بر گِرد او بر زمین افتاده بودند . آیا در چنین روزى، روزه مى گیرند ؟ به پروردگار خانه حرام سوگند كه هرگز ، روا نیست !» . (الكافی : ج 4 ص 147 ح 7؛ دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن و حدیث: جلد 5، صفحه 436)
در روز عاشورا يكديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند : أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ (عَلَيْهِ) السَّلاَمُ . بزرگ فرمايد خداى اجر و مزد ما را در سوگوارى و مصيبت ما بر حسين عليه السلام و بگرداند ما و شما را از خونخواهان او با ولى خود حضرت امام مهدى از آل محمد كه بر ايشان درود باد.
شرحی از واقعه عاشورا : تنظیم صفوف سپاه: امام حسین علیهالسلام پس از نماز صبح عاشورا، سپاه کم تعداد خود را که متشکل از ۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده بودند، به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول را در بخش میمنه به فرماندهی زهیر بن قین، دسته دوم را در بخش میسره به فرماندهی حبیب بن مظاهر و دسته سوم را در قلب سپاه به فرماندهی خود آن حضرت تقسیم بندی کرد. همچنین آن حضرت، بیرق سپاه را به برادرش حضرت عباس علیه السلام واگذارد و نیروهای خود را در جلو و خیمه گاه را در پشت سر آنان قرار داد. عمر بن سعد نیز فرماندهی میمنه سپاه خود را به عمرو بن حجاج، فرماندهی میسره را به شمر بن ذی الجوشن، فرماندهی سواره نظام را به عروة بن قیس و فرماندهی پیاده نظام را به شبث بن ربعی واگذاشت و بیرق سپاه را بدست غلامش "درید" سپرد.
ندامت حر بن یزید: حر بن یزید ریاحی که از فرماندهان سپاه عمر بن سعد و از دلاوران و دلیرمردان عرب بود، روز عاشورا پیش از آغاز درگیری رسمی، پشیمان شد و به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست. با این که وی نخستین کسی بود که راه را بر امام حسین علیهالسلام بسته و با اجبار و اکراه، آن حضرت را به سوی سرزمین کربلا گسیل داشت، با این حال مورد پذیرش اباعبدالله الحسین علیه السلام قرار گرفت و آن حضرت، توبه اش را پذیرفت و او را در جمع یارانش قرار داد. پیوستن حر بن یزید و تعدادی از سپاهیان عمر بن سعد به سپاهیان امام حسین علیه السلام، دودلی و سردرگمی بسیاری از کفرپیشه گان را به دنبال داشت و حالت عجیبی در میان سپاهیان عمر بن سعد به وجود آورد.
نماز ظهر عاشورا: ابوثمامه صیداوی در گرماگرم نبرد، به امام حسین علیه السلام نزدیک شد و به آن حضرت عرض کرد که وقت زوال فرارسیده است. امام حسین علیه السلام که به نماز اهمیت ویژه ای میداد، دستور داد جنگ را متوقف کرده و همگی به نماز پردازند. دشمنان که به نماز اهمیت چندانی نمیدادند، آن حضرت و یارانش را در حال نماز نیز مورد هجوم ناجوانمردانه قرار داده و با پرتاب تیر آنان را نشانه میگرفتند. سعید بن عبدالله حنفی که خود را سپر امام حسین علیه السلام قرار داده بود، متحمل سیزده تیر دشمن شد و عاقبت در حال دفاع از وجود شریف امام حسین علیه السلام به لقاءالله پیوست. اقامه صلوة در زیارات : أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ یا وَ اَقَمتَ الصّلوة یا وَ أَقَمْتُ : درشب عاشورا - «اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّةَ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیْلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ أَنّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالْاِسْتِغْفار» [قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع):فَقَامَ لَیْلَتَهُ کُلَّهَا یُصَلِّی وَ یَسْتَغْفِرُ وَ یَدْعُو وَ یَتَضَرَّعُ وَ قَامَ أَصْحَابُهُ کَذَلِکَ یُصَلُّونَ وَ یَدْعُونَ وَ یَسْتَغْفِرُونَ . (إرشاد مفید، ج2، ص93) . قَالَ الرَّاوِی: بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاکِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ فَعَبَرَ إِلَیْهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنْ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلاثُونَ رَجُلا.(اللهوف، ص91) ظهرعاشورا - « یابْنَ سَعْدٍ اَنَسیتَ شَرایِعَ الْاِسْلامِ، اَلاتَقِفُ عَنِ الْحَرْبِ حَتَّی نُصَلّی وتُصَلُّونَ وَنَعُودَ إلی الْحَرْبِ» [... فَأَمَرَ الْحُسَیْنُ ع ابْنَهُ فَأَذَّنَ وَ أَقَامَ وَ قَامَ الْحُسَیْنُ ع فَصَلَّى بِالْفَرِیقَیْن ... (بحارالأنوار ج : 44 ص : 314)] . زمین کربلا میدان عشق است - حسین بن علی سلطان عشق است - نماز ظهر عاشورای خونین - نسیمی در دل طوفان عشق است . نماز ظهر ادا كرد و تير باران شد - نماز عصر سرش بر سنان عدوان شد - نماز ظهر بني هاشم اقتدا كردند - نماز عصر سر مقتدا جدا كردند . الحق نماز آن بدر بی نیاز کرد - کز خون وضو گرفت و به مقتل نماز کرد - از عشق از شه شهید بیاموز هر چه داشت - از جان و دل بدرگه جانان نیاز کرد - ساقی هر آنچه داشت بلادادیش بدست - دست از برای ساغر دیگر دراز کرد - گه در تنور گه بسنان شد سرش عجب - در راه عشق طی نشیب و فراز کرد - پیوست با حسین و برید از یزید حر - باید چنین بدل بحقیقت مجاز کرد - زیبد اگر بکعبه کند فخر کربلا - در وی مکان چو خسرو ملک حجاز کرد - در دل صغیر را چه شرر بود کاینچنین - جانها کباب از سخن جانگذار کرد . صغیر اصفهانی . اى قبله ی راز! یا اباعبدالله! - وى روح نماز! یا اباعبدالله! - خود راز خداوندى و کوى تو بُوَد - خلوتگه راز، یا اباعبدالله! - راه تو به حق بود و نبردى ز آن رو - فرمان ز مجاز، یا اباعبدالله! - کردى تو قیام بهر احیاى نماز - اى روح نماز! یا اباعبدالله! - از خون مقدّست، حصار اسلام - بگْرفته طراز، یا اباعبدالله! - سوزد دل ما که از عطش بود دلت - در سوز و گداز، یا اباعبدالله! - قاتل به مقابل و تو بودى با حق - در راز و نیاز، یا اباعبدالله! - شد خصم سرافکند چو گردید سرت - بر نیزه فراز، یا اباعبدالله! - در کوى تو هر یک ز شهیدان رهت - خوش خفته به ناز، یا اباعبدالله! - هر کس به وسیله اى نموده راهى - در کوى تو باز، یا اباعبدالله! - کس خطّ عبور کربلایم ندهد - ده خود تو جواز، یا اباعبدالله! - امّید «مؤیّد» به تو و رحمت توست - او را بنواز، یا اباعبدالله!
شهادت سایر یاران امام حسین: پس از نماز ظهر عاشورا، باقیمانده یاران امام حسین علیه السلام نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. شیرمردانی چون زهیر بن قین، نافع بن هلال، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حر بن یزید، بریر بن خضیر و دلیرمردانی از بنی هاشم چون علیاکبر علیه السلام، عباس بن علی علیه السلام، قاسم بن حسن علیه السلام، عبدالله بن مسلم علیه السلام و افرادی دیگر در یاری مولا و سرورشان امام حسین علیه السلام جنگیدند و سرانجام بدست دشمنان اهل بیت علیهم السلام، مظلومانه به شهادت رسیدند.
مقتل خوانی شهادت امام حسین عصر عاشورا
شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان عمر سعد از جمله سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آنان را به تمام کردن کار حسین(ع) تشویق کرد[۱۵۹] اما کسی نمیپذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند. وقتی خولی وارد گودال قتلگاه شد دستش لرزید و لرزه بر اندامش افتاد و نتوانست این کار را انجام دهد. شمر[۱۶۰] و به نقلی سنان بن انس[۱۶۱] از اسب پیاده شد و سر حسین(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد.[۱۶۲] . پس از آنکه سنان سر امام را به خولی داد. سپاهیان عمر سعد هر چه را که حضرت به تن داشت، غارت کردند. قیس بن اشعث و بحر بن کعب، (لباس)[۱۶۳]، اسود بن خالد اودی (نعلین)، جمیع بن خلق اودی (شمشیر)، اخنس بن مرثد (عمامه)، بجدل بن سلیم (انگشتر) و عمر بن سعد، (زره)[۱۶۴] آن حضرت را ربودند. سپس، سپاه دشمن به خیمهها هجوم بردند و آنچه بود به غنیمت گرفتند. آنان در این امر بر یکدیگر سبقت میرفتند.[۱۶۵] شمر به قصد کشتن امام سجاد(ع)همراه گروهی از سپاهیان، وارد خیمهگاه شدند که زینب(س) مانع این کار شد. به نقلی دیگر برخی از سپاهیان عمر بن سعد به این امر اعتراض کردند.[۱۶۶] عمر بن سعد دستور داد زنان حرم را در چادری جمع کردند و تعدادی را بر محافظت آنان گماشت.[۱۶۷] . عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین(ع) بتازند ده نفر داوطلب از سپاهیان کوفه، با اسبانشان بدن امام حسین(ع) را لگدکوب کردند و استخوانهای سینه و پشت آن حضرت را در هم شکستند.[۱۹۲] .[۱۶۸] .
تاراج خیام امام حسین پس از شهادت آن حضرت : ازمقتل الحسین للخوارزمی: ج ٢ ص ٣٧، الفتوح ابن اعثم کوفی: ج ۵ ص ١٢٠: أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَیمَةِ، ومَعَهُم شِمرُ بنُ ذِی الجَوشَنِ، فَقالَ : اُدخُلوا فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ .فَدَخَلَ القَومُ أَخَذوا کُلَّ ما کانَ بِالخَیمَةِ حَتّى أفضَوا إلى قُرطٍ کانَ فی اُذُنِ اُمِّ کُلثومٍ ـ اُختِ الحُسَینِ ـ فَأَخَذوهُ وخَرَموا اُذُنَها، حَتّى کانَتِ المَرأَةُ لَتُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها حَتّى تُغلَبَ عَلَیهِ . وأخَذَ قَیسُ بنُ الأَشعَثِ قَطیفَةً لِلحُسَینِ علیه السلام کانَ یَجلِسُ عَلَیها فَسُمِّیَ لِذلِکَ قَیسَ قَطیفَةٍ وأخَذَ نَعلَیهِ رَجُلٌ مِنَ الأَزدِ یُقالُ لَهُ: الأَسوَدُ، ثُمَّ مالَ النّاسُ عَلَى الوَرسِ وَالخَیلِ وَالإِبِلِ، فَانتَهَبوها. مقتل الحسین علیه السلام خوارزمى: دشمنان پیش آمدند تا به گرد خیمه ها حلقه زدند. شمر بن ذى الجوشن نیز با آنها بود. او گفت: به درون خیمه ها بروید و جامه ها و متاعشان را بگیرید. مردم وارد شدند و هر چه در خیمه ها بود برداشتند تا جایى که گوشواره امّ کلثوم خواهر حسین علیه السلام را هم گرفتند و گوشش را دریدند. حتّى جامه رویینِ زنان را به زور مىکشیدند و مىبردند. قیس بن اشعث قطیفه اى را برداشت که حسین علیه السلام بر روى آن مىنشس. او از این رو «قیسِ قطیفه» نامیده شد. همچنین مردى از قبیله اَزد به نام اسود، کفش هاى ایشان را برداشت و سپس مردم به سوى وسایل زنان و اسبان و شترها رفتند و آنها را به تاراج بردند .
عمر بن سعد در همان روز سر حسین(ع) را به همراه خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی به سوی عبیدالله بن زیاد فرستاد. او همچنین دستور داد سر شهدای کربلا را نیز از بدن جدا کنند و آنها را که هفتاد و دو سر بودند با شمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج و عزره بن قیس روانه کوفه کرد.[۱۷۲] . زنان و کودکان و امام سجاد(ع) که بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند.[۱۹۳] پیکر امام حسین(ع) و حدود ۷۲ نفر[۱۹۴] از یارانش، روز ۱۱[۱۹۵] یا ۱۳ محرم توسط گروهی از بنی اسد و بنابر نقلی با حضور امام سجاد(ع) در همان محل شهادت به خاک سپرده شد.[۱۹۶] .
سلام ما سلا م ما به جسم پا ر ه پا ر ه ا ت
سلام ما سلا م ما به جسم پا ر ه پا ر ه ا ت - سلام مـا سلا م مـا به زخـم بی شـمـا ره ا ت - سلام ما به جسم تو که گشته است بخون طپان - سلام مـا به زیـنـبی که مـیکـنـد نـظـا ره ا ت - سلام ما به حنجر ت که تشنه لب برید ه شد - به زخـمـهـای پـیکرت فـزون بد ازستاره ا ت - سلام ما به قا سمت به ا کبرت به ا صغرت - به عـون وهم بجعفرت به طفل شیرخواره ات - سلام ما به مسلم و سقـا و میر لشکر ت - ز هـیر تو بر یر تو حـبـیـب بـن مـظا هـرت - سلام ما به عبا س و به حر و نا فع و هلا ل - سلام با قری به هر کسی که هست یا ورت .
امروز عاشورا است یا عید قربان است : امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است - ملک و ملک گریان ارض و سما لرزان - آدم به بی تابی عالم در افغان است - امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است - از بهر فرمان عبیدالله بد آئین - بستندچشم از احترام عترت یاسین - با خویشتن یکدم نگفت از کوفی بی دین - آخر حسین بر ما امروز مهمان است - امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است - کردند چون بی کسی ز قتل نوجوانانش - شمر لعین آمد برای غارت جانش - یک تن نگفت ای شمر ترکن کام عطشانش - این تشنة مظلوم آخر مسلمان است - امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است - چون دیداحوال حسین بی معنیش را - زینب طلب کرد از نجف باب غمینش را - گفت ای پدر بین شمروظلم و کینش را - با توسن بیداد سر گرم جولان است - امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است - بابا بیا هنگامه محشر تماشا کن - از خیمه گاه شاه بی سر سیر یغما کن - یکدم نظر بر زینت آغوش زهرا کن - بی سر حسین تو در خاک غلّطانست - امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است - بنگر ز سیلی گشته نیلی روی طفلانت - برگیر از آل زنا داد یتیمانت - کن دست بر تیغ دو دم دستم به دامانت - صامت از این ماتم پیوسته گریان است - امروز عاشورا است یا عید قربان است - کرب و بلا یکسر از خون گلستان است .
آه ازآن ساعتی كه با تن چاكچاك - نهادی ای تشنه لب صورت خودروی خاك - تنت بسوزوگداز توگرم رازونیاز - سوی خیام حرم دوچشم تومانده باز - آمده از خیمه گه خواهرغمدیده ات - دید كه شمرازجفا نشسته برسینه ات - گفت بده مهلتی تا برسم برسرش - برادرم تشنه است مبر سرازپیكرش - زینبت از خیمه ها، خدا خدا می کند - فاطمه در قتلگاه، تو را صدا می کند - که را صدا می زنی؟ با نفس آخرت - ناله ی یا فاطمه، می رسد از حنجرت - برادرم خون تو، می چکد از نیزه ها - من به سرم می زنم، تو می زنی دست و پا .
آه ازآن ساعتی كه - بادوصداشك وآه - زینب كبری شده - روان سوی قتلگاه - دید كه شمرلعین - سوی حسینش رود - زبهرقتل حسین - نوردوعینش رود - گفت بده مهلتی - تاكه وداعش كنم - لحظه آخربود - كمی نگاهش كنم - زگرمی آفتاب - سایه كنم برسرش - زخم فراوان بود - بربدن اطهرش - تشنگی اش را ببین - جرعه آبش بده - بهرخداونبی - تویك جوابش بده - حسین صدایش شنید - گفت ایاخواهرم - بروسوی خیمه ای - حافظ اهل حرم - چون بسوی خیمه ها - باغم دل بازگشت - برای اهل حرم - اسارت آغازگشت - دقایقی بعدازآن - زلزله ای اوفتاد - بجان اهل حرم - ولوله ای اوفتاد - سرحسین شدجدا - گشت بنوك سنان - ازاین مصیبت شده - ولوله ای درجهان - زمـیـن كربـبـلا - گشت بجوش وخروش - بانگ الاقدقتل – رسدزهرسوبگوش - روان شده ذوالجناح - بناله واشك وآه - شیهه كنان میرود - زغم سوی قتلگاه - باقری آندم غمین - زینب كبری شده - چونكه بدشت بلا - اسیرغمهاشده - حسین حسین یا حسین - حسین حسین یا حسین - حسین حسین یا حسین - حسین حسین یا حسین .
آندم بریدم من ازحسین دل - كامد به مقتل شمرسیه دل - او میدوید و من میدویدم - اوسوی مقتل من سوی قاتل - اومینشست ومن مینشستم - اوروی سینه من درمقابل - او میكشید ومن میكشیدم - اوخنجرازكین من ناله ازدل - او میبرید و من میبریدم - اوازحسین سر من ازحسین دل
اززیارت ناحیه شریفه آقا امام زمان است : وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ، وَ مُولِغٌ سَیفَهُ عَلى نَحْرِک َ ، قابِضٌ عَلى شَیبَتِک َ بِیدِهِ ، ذابِحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ ، قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ، وَ خَفِیتْ أَنْفاسُک َ ، وَ رُفِعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُک َ ، وَ سُبِىَ أَهْلُک َ کَالْعَبیدِ . (یا اباعبدالله) شِمرِملعون برسینه مبارکت نشست ، وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود، بادستى مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد،(وبادست دیگر) باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامى کرد، تمامِ اعضا وحواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهاىِ مبارکت درسینه پنهان شد ، وسرِمقدّست برنیزه بالارفت، اهل وعیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند،... درآن حالت عمه سادات بالای تل آمده ونظاره گرآن صحنه فجیع ودردناک است . بر تلّ زینبیه آمد چو زینب زار - بر تلّ زینبیه آمد چو زینب زار - بر سینه حسین دید بنشسته شمر غدار - افتاده دید در خون زینب تن برادر - بگرفته دور او را آن فرقه بداختر - مجروح گشته چشمش از تیغ و خنجر - بر روی سینه اش دید بنشسته شمر غدار - آندم بر سم اعراب دخت ولی داور - بنهاد دستها را آندم ز قمر بر سر - گفتا بآه و زاری با ابن سعد کافر - داری نظاره ظالم بر قوم شوم اشرار - بنشسته شمر بیدین بر سینه حسینم - تا سر جدا نماید از جسم نور عینم - تو می کنی نظاره او می کشد حسینم - بر گود هدامانی بر این غریب بی یار - از حرف زینب زار بن سعد زشت بیدین - سر را بزیر افکند آن کافر بدآئین - گفتا دگر حسینت زنده نماند از کین - از بسکه خورده تیغ و تیر و سنان بسیار - مایوس شد چو زینب از حرف آن جفا جو - رو کرد آن ستمگش بر شمر شوم بدخو - گفتا که ای ستمگر آخر ترا حیا کو - با پای چکمه مشکن صندوق عِلمِ دادار - ده مهلتی که بندم از مهر چشمهایش - ده مهلتی کشانم بر سوی قبله پایش - منما تو ای بد اختر لب تشنه سر جدایش - آخربده تو گوشی بر حرف آن دل افکار - آوخ سر منیرش چون از بدن جدا کرد - نه شرم از خداوند نه خوف از جزا کرد - اطفال بیکسش را با درد مبتلا کرد - عاصی زماتمش شد از دیدگان گهربار
چون حضرت سيد الشهداء عليه السّلام به درجه رفيعه شهادت رسيد، اسب آن حضرت در خون آن حضرت غلطيد و سر و كاكُل خود را به آن خون شريف آلايش داد و به اَعلى صورت بانگ و عَويلى برآورد و روانه به سوى سرا پرده شد چون نزد خيمه آن حضرت رسيد چندان صيحه كرد و سرخود را بر زمين زد تا جان داد، دختران امام عليه السّلام چون صداى آن حيوان را شنيدند از خيمه بيرون دويدند ديدند اسب آن حضرت است كه بى صاحب غرقه به خون مى آيد پس دانستند كه آن جناب شهيد شده ، آن وقت غوغاى رستخيز از پردگيان سرادق عصمت بالا گرفت و فرياد واحسيناه و وااماماه بلند شد. وَراحَ جَوادُ السِّبْطِ نَحْوَ نِسائِهِ - يَنُوحُ وَيَنْعى الظّامِى ءَ الْمُتَرَمِّلا - خَرَجْنَ بُنَيّاتُ الرَّسُولِ حَوا سِرا - فَعايَنَّ مُهْرَ السِّبْطِ وَالسَّرْجُ قَدْ خَلا - فاَدْمَيْنَ بلَّلطْمِ الْخُدود لِفَقْدِهِ - وَاَسْكَبْنَ دَمْعا حَرُّهُ لَيْسَ يَصْطَلى . به نا گه رفرف معراج آن شاه - كه با زين نگون شد سوى خرگاه - پروبالش پر از خون ديده گريان - تن عاشق كُشش آماج پيكان - به رويش صيحه زد دخت پيمبر - كه چون شد شهسوار رُوز محشر - كجا افكنديش چونست حالش - چه با او كرد خصم بدسگالش - مرآن آدم وَش پيكربهيمه - همى گفت الظليمه الظليمه - سوى ميدان شد آن خاتون محشر - كه جويا گردد از حال برادر - ندانم چُون بُدى حالش در آن حال - نداند كس بجز داناى احوال
راوى گفت : پس اُم كلثوم دست بر سر گذاشت و بانگ ندبه و عويل برداشت و مى گفت : وامُحَمَّداه واجَدّاه و انبِيّاه وا اَبَا الْقاسِماه وا عَلِيّاه وا جَعْفَراه وا حَمْزَتاه وا حَسَناه هذا حُسَيْنٌ بِالْعَراء صَريحٌ بِكَرْبَلا مَحزُوزُ الرَّاْسِ مِنَ الْقَفا مَسْلوبُ الْعِمامَةِ وَالرِداء. و آن قدر ندبه و گريه كرد تا غشّ كرد. و حال ديگر اهل بيت نيز چنين بوده و خدا داند حال اهل بيت آن حضرت را كه در آن هنگام چه بر آنها گذشت كه احدى را ياراى تصوّر و بيان تقرير و تحرير آن نيست .
وَفِى الزّيارَةِ الْمَرْوِيَّةِ عَنِ النّاحِيَةِ الْمُقَدَّسَةِ: وَاَسْرَعَ فَرَسُكَ شارِدا اِلى خِيامِكَ قاصِدا مُهَمْهِما باِكيا فَلَمّا رَاَيْنَ النِّساءُ جَوادَكَ مَخْزِيّا وَنَظَرْنَ سَرْجِكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّا بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ناشِراتِ الّشُعُورِ عَلَى الْخُدُودِ لاطِماتٍوَ عَنْ الوُجُوهِ سافِراتٍ وَبِالْعَويلِ داعِياتٍ وَبَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلاتٍ وَاِلى مَصْرَعِكَ مُبادِراتٍ وَالشِّمرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ مُوْلِعٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ قابِضٌ عَلى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ ذابِحٌ لَكَ بُمهَنَّدِهِ قَدْ سَكَنَتْ حَواسُّكَ وَ خَفِيَتْ اَنْفاسُكَ وَ رُفِعَ عَلَى الْقَناةِ رَاْسُكَ.
پس از شهادت امام حسین علیه السلام، اسب او که «ذوالجناح» نام داشت، در حالی که پیشانی خود را به خون امام آغشته نموده بود، شیههکشان به جانب خیمهها شتافت. امام باقر علیه السلام فرمود اسب در آن حال میگفت:« وای از ستم امتی که فرزند دختر پیامبر خود را کشتند.» در زیارت ناحیه مقدس چنین آمده است:« آن هنگام که بانوان حرم، اسب تو را بدون سوار مشاهده کردند و دیدند که زینش واژگون و یالش پر از خون است، از خیمه ها بیرون آمدند، در حالی که موهای خود را پریشان میکردند و بر صورت خود سیلی می زدند. آنان برقع از چهره ها افکنده بودند و به صدای بلند شیون می کردند و به سوی قتلگاه می شتافتند. و در همان حال شمر بر سینه مبارکت نشسته بود و محاسن شریفت را در یک دست گرفته و با دست دیگر با خنجر سر از بدنت جدا می کرد.»
امروزعاشورابود – دركربلاغوغابود - امروزحسین بن علی - دركربلا تنهابود - حسین حسین حسین حسین - حسین حسین حسین حسین - امروزروزغربت و - تنهاییِ سبط نبی است - امروزروزیاریِ - فرزندزهراوعلی است - حسین حسین حسین حسین - حسین حسین حسین حسین .
چه کربلا ست که آدم به هوش می آید - هنوز ناله زینب به گوش می آید - چه کربلاست کز آن بوی سیب می آید - صدای ناله ی مردی غریب می آید - چه کربلاست کز او بوی مشک می آید - هنوز ناله زلب های خشک می آید - چه کربلاست که بوی گلاب می آید - صدای گریه طفل رباب می آید - چه کربلاست که بوی عبیر می آید - صدای کودک نا خورده شیر می آید - چه کربلاست که بانگ صفیر می آید - هنوز ناله طفل صغیر می آید - چه کربلاست از آن ناله ی رباب آید - صدای ناله لالایی علی بخواب آید - جواب طفلک ششماه داده شد باتیر - عد و به تیر جفا داده بود اورا شیر - چرا نگفته کسی آب مهر مادر اوست - برای چیست که عطشان علی اصغر اوست - چه کربلاست که سقای آن شده بی دست - عدو زکینه سرش با عمود کین بشکست - چه کربلاست که آبش به قیمت جان است - به گوش جان همه جا ناله های طفلان است - مگر به کرببلا آب قیمت جان است - چرا نگفته کسی این حسین مهمان است - چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد - به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد - چه کربلاست علی اکبر اربا اربا شد - شهید کینه به پیش دو چشم بابا شد - چه کربلاست که چون نام کربلا ببرند - فلک به ناله ملک در خروش می آید . حاج علی انسانی
رکضه طویریج، بزرگترین دسته عزای حسینی در جهان - دسته طویریج، معروفترین دسته عزاداری است که خاستگاه آن به منطقه «هندیه» در ۱۰ کیلومتری جنوب شرق کربلا باز میگردد. مراسمی است که روز عاشوراء برگزار می گردد وجمعیت عظیمی به نشان پاسخ به ندای (ألا هل من ناصر ینصرنا.. ألا هل من ذابٍّ فیذبُّ عنا..) امام حسین علیه السلام به سمت کربلا حرکت نموده و شعار (لبیک یا حسین) و ( یالثارات الحسین) سر می دهند. عزای طویریج صبح روز عاشورا از شهر طویریج از توابع شهرستان الهندیه واقع در ٢٠ کیلومتری حرکت خود را به سمت شهر کربلا آغاز نموده و پیش از ظهر در منطقه ای بنام قنطره السلام واقع در ٢ کیلومتری شهر کربلا توقف نموده و پس از ادای فریضه ظهر و عصر، هیات حرکت خود را به سمت کربلای معلی ادامه می دهد...
امام حسین علیهالسلام پس از اطمینان از عدم حمله دشمن در عصر روز نهم محرم و در شب عاشورا، فرصتی یافت تا با یارانش به گفتگو پرداخته و امور سپاه را تنظیم و به ...
آن شب، شب عجیبی بود. سؤالاتی وجود مرا فرا گرفته بود و هر چه فکر میکردم نمیتوانستم خودم را قانع کنم! از خود سؤال میکردم: "آیا شیعیان آنچنان که وهابیان ...
ده محرم عاشوراي حسيني و شهادت امام حسين(ع) 61ق
سرانجام در دهم محرم سال 61 هجري دستان خود را به خون پاك فرزند رسول(ص) آغشته ساخته و يارانش را به شهادت رساندند. امام حسين(ع) در هنگام شهادت 57 سال داشتند و ...
فطرس ملک وامام حسین علیه السّلام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه های دهه اول محرم
