اهلبیت امام حسین ع 28 و 29 محرم
۲۸ محرم بیست و هشتمین روز از اولین ماه هجری قمری است. در این روز ورود اسرای اهلبیت به بعلبک اتفاق افتاده است.
در برخی از کتب تاریخی منزلگاهی که اسرای خاندان اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السّلام پس از حمص، خندق طعام و القصیر پیمودند، جوسیه نام برده شده است.بلاذری در معجم البلدان درباره منطقه جوسیه می نویسد: جوسیه روستایی از روستاهای حمص در فاصله شش فرسخی از دمشق بین کوه لبنان و سنیر می باشد. چشمه هایی که در آنجا است بیشتر روستاهای اطراف را سیراب می کند و آن آبادی از آبادیهای حمص است که عثمان بن سعید منهال جوسی حمصی به آنجا منتسب است. جوشیّه قلعه ای از قلعه های حمص است.» در موسوعه کربلا به نقل از نسخه خطی مصرع الحسین مکتبة الأسد صفحه ۴۴ از قول ابومخنف نقل نموده است:«قال أبومخنف: حدّثنی من حضر ذلک الیوم بجوسیة أن حاکمها جرّد فیها زهاء أربعة آلاف سیف و تحالفوا أنهم یقتلون خولی و یأخذون الرأس و یدفنونه بجوسیة لیکون لهم فخرا و عزا.»ابومخنف می گوید: کسانی که در آن روز در جوسیه حاضر شدند به من گفتند که حاکم آنجا با چهار هزار شمشیرزن با شمشیرهای از نیام برکشیده همپیمان شدند که خولی را بکشند و سرش را ببرند و در جوسیه دفن کنند تا مایه افتخار و عزت آنها باشد. پس همراهان خولی بن یزید اصبحی احساس خطر نمودند و از راه دیگر رفتند تا به بعلبک رسیدند. بعلبک به معنی شهر خدا (بت بزرگ) در نزد آشوریان و فینیقیها بوده است. خولی برای حاکم آنجا نامه نوشت که با ما ملاقات کن. هنگامی که به بعلبک رسیدند با نواختن طبل و آذین بندی شهر با پرچمها از آنان استقبال نمود.حضرت ام کلثوم سلام الله علیها پرسیدند: نام این شهر چیست؟ گفتند: بعلبک. فرمودند: خداوند آنان را نابود کند و آب را بر آنان گوارا نگرداند و دست ظالمان را از سرشان کوتاه نگرداند. نقل کرده اند که اگر دنیا پر از عدل و داد می شد چیزی جز ظلم و جور نصیب مردمان بعلبک نمی شد. آن شب را در آنجا ماندند و از آنجا رفتند و در بعد از ظهر به صومعه راهب در بعلبک رسیدند و حضرت امام زین العابدین (علیه السّلام) فرمودند: روزگاری است که وقایع عجیبش برای اهل کرامت تمامی ندارد و مصائبش پایان ندارد.کاش می دانستم که روزگار تا کی با ما نزاع خواهد کرد؟ و ما تا کی با این حوادث روبرو خواهیم بود.ما را بر روی شترهای بی جهاز سوار کردند و سیر می دهند و ساربانان از ما حمایت نمی کنند.گویا ما اسیران رومی هستیم و هر آنچه رسول برگزیده (صلی الله علیه و آله و سلم) دروغ بوده است.وای بر شما که به رسول خدا کافر شدید و عصیان نمودید. ای امت شرور، شما گمراه شدید و راههای شریعت بر شما تنگ شده است.
شهادت خوله دختر امام حسین (علیه السّلام) در بعلبک : به دلیل سختیهای سفر و مشقاتی که لشکریان ابن زیاد بر کودکان و بانوان خاندان رسول الله (صلی الله علیه و آله) وارد نمودند دختر خردسالی از حضرت امام حسین (علیه السّلام) در بعلبک از بالای شتر بر زمین افتاد و روز بعد از دنیا رفت امام زین العابدین (ع) وی را در ورودی شهر دفن کرد و در جوار قبر نیز نهال درخت «سرو» را کاشت تا بعد از آن بتواند مکان قبر شریف را شناسایی کند و این نهال امروز به یک درخت بزرگی تبدیل شد و همچنان بعد از گذشت حدود ۱۴۰۰ سال وجود دارد. نام دقیق این بزرگوار مشخص نیست ولی برخی منابع نامش را خوله بنت امام حسین ذکر نمودند.
معجزه ای از خوله بنت حسین علیهاالسلام در بعلبک : در سال ۱۳۹۲ شمسی روزنامه لبنانی "الأخبار" که از رسانههای نزدیک به حزبالله لبنان به شمار میآید، با اعلام این خبر نوشت: در پی جوشش خون از در و دیوار و ضریح حرم حضرت خوله(س) در بعلبک، سه گروه تحقیقاتی از سوی چند تن از مراجع عظام تقلید و حوزههای علمیه برای بررسی معجزه اخیر در حرم حضرت خوله(س) دختر سیدالشهداء(ع)، به شهر بعلبک در لبنان اعزام شدند تا ماهیت مایع سرخرنگ ترشحشده از در و دیوار و ضریح این آستان را بررسی کنند. حجت الاسلاموالمسلمین سید "نصرات قشاقش" از علمای حزبالله لبنان نیز درباره وقوع این معجزه گفت: «مجلس عزایی از سوی شیخ "هشام یزبک" از روحانیون بعلبک در حرم حضرت خوله(س) برپا شده بود و شیخ مشغول روضهخوانی بود که ناگهان خون از در و دیوار حرم جوشیدن گرفت.»وی در پاسخ به برخی شبهات مطرحشده از سوی رسانههای وهابی علیه این معجزه میافزاید: «این ماده، بر خلاف آن چیزی که برخی رسانههای معاند ادعا کردهاند به هیچ وجه یک ماده خارجی مانند عطر و عنبر و .. نیست.»این عالم دینی گفت: «من پیش از زیارت حرم نیز تماسی با شیخ "فؤاد دبوس" داشتم و ایشان نیز این موضوع را تأکید کرد که تا کنون هیچ کس نتوانسته با هیچ وسیلهای این مایع را پاک کند زیرا این مایع از داخل سنگ و فلز جوشیده و از داخل آن فرو ریخته است و خدام حرم نیز تأکید دارند که تا پیش از وقوع این معجزه، هیچ کس مایعی روی این بخشها نریخته است.» حجتالاسلام شیخ "علی الحاجحسن" از روحانیون حزبالله لبنان در بعلبک نیز در سخنانی که پس از وقوع این معجزه در صحن حرم ایراد کرد و فیلم آن نیز در اینترنت موجود است، گفت: این معجزه، محصور به نقطه خاصی نیست که بخواهیم بگوییم کسی مایعی روی سنگی ریخته و گریخته؛ بلکه معجزهای است که بخشهای مختلف حرم را شامل میشود، هم بخش شمالی ضریح مطهر و هم دیوارهای سنگی.»این روحانی لبنانی که مسؤولیتی در این آستانه مقدسه نیز دارد، تأکید کرد: «بنده پس از اطلاع از این رخداد در ساعت چهار و نیم، چهار نفر از افراد مورد اعتماد را برای بررسی فرستادم که پس از مدتی دو نفر از آنان برگشته و به صحت موضوع گواهی دادند و بعد خودم به داخل حرم رفتم و دیدم خون از داخل سنگها و از لابلای گلها و برگهای حکاکیشده روی ضریح میجوشد و بیرون میزند و جالب اینکه آثار آن هم با دستمال و هیچ ماده دیگری هم پاک نمیشود.»وی ادامه داد: «بنده پس از حضور در حرم، پیگیر جزئیات ماجرا شدم تا اینکه متوجه شدم شخصی که در حرم مشغول روضهخوانی بوده به ضریح رو میکند و خطاب به این بانوی سهساله میگوید "حرم عمه بزرگوار شما و خواهرتان در دمشق در معرض تهدید است؛ اگر شما دختر سیدالشهداء(ع) و خواهر حضرت رقیه(س) هستید عنایتی فرمایید" که در این لحظه خون از در و دیوار و ضریح میجوشد.». وی افزود: «معجزه دیگری که خود ما نیز شاهد آن بودیم تغییر رنگ گلدستههای حرم مطهر حضرت خوله(س) بود که به مدت حدود یک ساعت از رنگ طلایی به مشکی پررنگ تغییر رنگ داد.خبرنگار الأخبار نیز این سخن را تأیید کرده و میگوید: «گنبد و منارههای حرم مطهر، حدود یک ساعت به رنگ سیاه درآمد و پس از آن بار دیگر آرامآرام روشن شد و به رنگ طلایی برگشت و من خودم فیلم این معجزه را هم دیدم.»...
بعلبک و سر مقدس امام علیه السلام : چون حاملان سر مقدس امام علیهالسلام به «بلعبک» رسیدند، والی آنجا را از ورود خود باخبر ساختند، و او اهالی آنجا را به پیشواز فرستاد در حالی که پرچمهایی را با خود حمل میکردند و فرزندان خود را به تماشای اسیران آورده بودند! . و در بحار آمده است که: ام کلثوم علیهاالسلام گفت: «اباد الله خضراتهم و لا اعذب الله شرابهم و لا رفع الله ایدی الظلمة عنهم»! (خداوند عمران و آبادانی آنها را نابود و آب آنها را شیرین نگرداند و دست ستمگران را از سر آنها کوتاه نکند) . چون علی بن الحسین علیهالسلام این کلمات را شنید، گریست و فرمود: و هو الزمان فلا تفنی عجائبه - من الکرام و ما تهدی مصائبه - یا لیت شعری الی کم ذا تجاذبنا - فنونه و ترانا لم نجاذبه - یسری بنا فوق اقتاب بلا وطا - و سائق العیس یحمی عنه غاربه - کاننا من اساری الروم بینهم - کان ما قاله المختار کاذبه - کفرتم برسول الله و یحکم - فکنتم مثل ما ضلت مذاهبه(این، همان زمان است که شگفتیهایش از نظر بزرگان پایانپذیر نیست و مصائب آن نامشخص است؛ ای کاش میدانستم که مشغلههای زمان تا به کجا ما را به دنبال خود میکشاند و میبینی که ما او را به خود نمیکشانیم؛ ما را بر شتران عریان و بی جهاز در هر شهر و دیاری میگردانند و کسانی از دنبال، دارندگان مهار شتران را حمایت میکنند ؛ گویا ما در میان آنان چون اسیران رومیان و گویا آنچه را پیامبر بیان فرموده است، نادرست بود!، وای بر شما، نسبت به رسول خدا کفران پیشه کردید و شمایان به گم کرده راهی میمانید که راهها را نمیشناسد - بحار الانوار 45/126) . کوفیان آن شب را در «بعلبک» خفتند و بامدادان به راه افتادند و شبانگاه در نزدیکی صومعه راهبی فرود آمدند و در آنجا منزل نمودند(واقعه راهب و شمردن زر و گرفتن سر مطهر را در این مرحله مینویسند و میگویند: چون این کرامات را دیدند، سخت ترسیدند و با شتاب به حرکت خود ادامه دادند تا به دمشق رسیدند)
انبیا و سر مطهر : ابن لهیعه میگوید: طواف خانه خدا میکردم که ناگهان مردی را دیدم که پرده خانه را گرفته و میگوید: «اللهم اغفر لی و لا اراک فاعلا"» «خدآیا مرا بیامرز هر چند میدانم که از گناهی که کردهام، نخواهی گذشت!». . به او گفتم: ای بنده خدا! بترس و چنین (با خدا) سخن مگوی! که اگر گناهان تو بشماره دانههای باران و برگ درختان هم باشد، خداوند تو را ببخشاید که او آمرزنده مهربان است. گفت: نزدیک من آی تا داستان خود را برای تو بگویم. نزدیک او رفتم، گفت: ابنزیاد مرا با 50 نفر بهمراه سر مطهر امام حسین علیهالسلام به شام فرستاد و ما را عادت چنین بود که چون در منطقهای فرود میآمدیم، آن سر مقدس را در صندوقی مینهادیم و در اطراف آن نشسته و شراب میخوردیم!! یکی از شبها، همراهان من شراب نوشیدند و مست شدند ولی من آن شب شراب ننوشیدم، تاریک شب همه جا را گرفت و نیمه شب فرا رسید، نور شدیدی را مشاهده کردم و گویا درهای آسمان را دیدم که گشوده شد! حضرت آدم، نوح، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، محمَد مصطفی صلی اللَه علیه و آله و سلَم و جبرئیل امین با گروهی از فرشتگان به زمین آمدند، ابتدا" جبرئیل نزدیک صندوق آمد و سر مقدس امام را بیرون آورد و در آغوش گرفت و بوسید و پیامبران نیز چنین کردند، و چون نوبت به رسول خدا (ص) رسید بشدت گریست و پیامبران علیهمالسلام به او تسلیت گفتند، سپس جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله! حکم باری تعالی چنین است که هر چه درباره این امت فرمان دهی، اطاعت کنم! اگر خواهی زمین را بلرزانم و همانگونه که با قوم لوط رفتار کردیم، با اینان نیز چنین کنم! پیامبر صلَی اللَه علیه و آله و سلم فرمود: نمیخواهم که کیفر اینان در این جهان باشد، که مرا با اینان در پیشگاه عدل خداوندی موقفی دیگر است و در روز رستاخیز با آنان دشمنی خواهم کرد. آنگاه دیدم که فرشتگان بسوی ما هجوم آوردند تا ما را بکشند، من فریاد کردم که: الامان! الامان! یا رسول الله! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اذهب لا عفر الله لک» «برو که خدا تو را نیامرزد»(الملهوف 72)
حبس ۳ روزه کاروان اسرا پشت دروازه شام
به نظر حسن بن علی طبری، [۱۹] اهل بیت را سه روز پشت دروازه شام نگه داشتند، شهر را زیور بستند، به گونهای که چشمی ندیده بود. سپس پانصد هزار نفر از مردم شام از زن و مرد با دف و طبل و بوق و دهل از خانههایشان بیرون آمدند، در حالیکه جامه نو پوشیده بودند و خود را آراسته بودند به دیدن اسرا رفتند. آن روز شانزدهم ربیع الاول بود و بیرون شهر، محشری به پا شد. مردم میان هم موج میزدند. چون روز برآمد سرها را به شهر وارد کردند. و هنگام ظهر با رنج فراوان از ازدحام جمعیت به در خانه (قصر) یزید بن معاویه رسیدند. به هرحال اهل بیت رسول اکرم (ص) را همراه سرهای نورانی و پاک به طرف «دمشق» آوردند، چون نزدیک دروازه دمشق رسیدند، ام کلثوم علیها السلام، شمر لعنة الله علیه را صدا زد و فرمود: ما را از دروازهای وارد دمشق کنید که مردم کمتر اجتماع کرده باشند و سرها را از میان محملها دور کنید تا نظر مردم به آنان جلب شده به نوامیس رسول خدا (ص) نگاه نکنند. شمر ملعون کاملا" بر خلاف خواست ام کلثوم علیها السلام عمل کرد و کاروان اهل بیت را در روز اول ماه صفر از دروازه ساعات - که برای ورود کاروان تزیین شده بود و مردم زیادی در آنجا اجتماع کرده بودند - وارد شهر دمشق کرد، و اهل بیت عصمت علیهم السلام و سرهای مقدس را در این دروازه نگاه داشت تا در معرض تماشای مردم قرار گیرند، سپس آنان را در نزدیکی درب مسجد جامع دمشق، در جایگاهی که اسیران را نگاه میدارند، نگاه داشت!!( الملهوف 73). در بعضی از نقلها آمده است که: اهل بیت را سه روز در این دروازه نگاه داشتند. 1- - مشهور بر سر زبانها، زجر بن قیس(با جیم) است ولی صحیح، زحر بن قیس میباشد. 2- - بعید نیست همانگونه که عمر بن سعد سر امام حسین علیهالسلام را زودتر از اهل بیت و در همان روز عاشورا به کوفه فرستاد، عبیدالله نیز قبل از اعزام اهل بیت به شام، ابتدا سر، مقدس امام حسین علیهالسلام را به نزد یزید فرستاده و بعد از آن اهل بیت را با سایر سرها روانه شام کرده باشد، همانگونه که از نقل شیخ مفید استفاده میشود و زندانی کردن اهل بیت که طبری و دیگران نقل آن را تأیید کرده اند، صحت این مطلب را تأیید میکند. 3- - تاریخ طبری 5/232 ؛ ارشاد شیخ مفید 2/118. همچنین نقل شده است که: عبیدالله بن زیاد پس از آنکه سر مبارک امام را برای یزید فرستاد دستور داد تا بانوان و کودکان آن حضرت برای سفر به شام آماده شوند و فرمان داد تا بر گردن علی بن الحسین علیهالسلام زنجیر نهادند و مجفر بن ثعلبه و شمر بن ذی الجوشن را به دنبال آنان روانه کرد، تا رفتند و به آن گروهی که سر امام را برده بودند رسیدند و علی بن الحسین علیهالسلام با کسی سخن نگفت تا به دمشق رسید. (ارشاد شیخ مفید 2/119). و در ضبط ارشاد مجفر بن ثعلبه (با جیم) آمده و در بعضی نقلها مخفر (با خاء) و در بعضی محفر (با حاء) ذکر شده است. و از این نقل چنین استفاده میشود که سر مقدس امام را عبیدالله قبل از اهل بیت به شام فرستاده است و این همان چیزی است که قبلا نیز بدان اشاره کردیم.
محرّم ، امام حسين(ع)و واقعه عاشورا و کربلا
http://dl.hodanet.tv/moharramsafar/rozehayemoharramosafar2.htm
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(1)
http://hedayat.blogfa.com/post/8363
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(2)
http://hedayat.blogfa.com/post/8367
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(3)
http://hedayat.blogfa.com/post/8374
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(4)
http://hedayat.blogfa.com/post/8380
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(5)
http://hedayat.blogfa.com/post/8387
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(6)
http://hedayat.blogfa.com/post/8393
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(7)
http://hedayat.blogfa.com/post/8396
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(8)
http://hedayat.blogfa.com/post/8402
مسیر حرکت اهلبیت امام حسین علیه السلام از کوفه تا شام(9)
متن کامل را در لینک زیر مشاهده فرمائید
http://dl.hodanet.tv/ketabbageri/masirekarevan.htm
محرّم ، امام حسين(ع)و واقعه عاشورا و کربلا
http://dl.hodanet.tv/moharramsafar/rozehayemoharramosafar2.htm
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه های دهه سوم محرم
