هرشب در خیابانم

صدوپنجاه شب، بگذشت، هرشب در خیابانم

آقای شهید ایران

صدوپنجاه شب، بگذشت، هرشب در خیابانم

به همراهِ سپاه و ارتش و دریا، فضا، حاضر به میدانم

مَن از مشهد، وَ یا تبریز، یا شیراز و یا کرمان

مَن از ری، اصفهان، از رشت، یا اهواز و تهرانم

نمی دانم کجایی هستم؟ اَمّا خوب می دانم

که هر شب، بهرِ استقلالِ میهن، حفظِ سنگر، در خیابانم

صد و پنجاه شب، هر شب، میانِ سنگرم، زیرا

برایِ حفظ میهن، تا که هستم زنده، در سنگر همیمانم

به آمریکا و اسرائیل و اوکراین و هوادارانش

بگوئید : بهرِ قطع پایشان، مَن مردِ میدانم

زِ بهرِ حفظِ میهن، از خَزَر، تا فارس و تا آن تنگه یِ هرمز

کنارِ جان فدایان، حفظِ میهن هست، باخونم وَ، باجانَم

قمارباز، ای ترامپ، اندرجزیره، گورت آماده است

بُوَد حکم قصاص از تو، دَر آیاتی زِ قرآنم

قصاصِ کودکانِ مدرسه ی میناب و صدها تَن

ز مرد و زن، جوان و پیر و کودک، اَز عزیزانَم

قصاصِ خونِ پاکِ رهبرِ فرزانه و آزاده یِ ایران

قصاصِ صد تن از یاران و فرزندانِ آقای شهیدانم

سپاه و ارتش و مِلَّت، هَمَه، هر روز و شب گویند:

به فرموده ی سلیمانی: بیا، مَن مردِ میدانم

بیا، تو، ای قمار باز، ای ترامپ، گر جراتی داری؟

ولی از «باقری» بشنو، نَیا نزدیکِ ایرانم

به مناسبت صدوپنجاهمین حضوردرخیابان


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری ، آقای شهید ایران

تاريخ : سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ | 17:51 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |