بارزترین خصوصیات 12 زنی که نامشان در قرآن ذکر شده است
واین زنان شامل «حوا، آسیه همسر فرعون ، سارا همسر ابراهیم ، هاجر همسر ابراهیم ، یوکابد مادر موسی ، صفورا همسر موسی و دختر شعیب ، الیزابت یا یصابات همسر زکریا ، حنّه همسر عمران ، همسر ایوب ، بلقیس ، مریم علیهاالسلام ، خدیجه علیهاالسلام» می شود و خداوند در بعضی از آیات آنها را معرفی نموده است.
۱- حوا همسر حضرت آدم از تائبات بود : « قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَآ اَنْفُسَنَا وَاِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا… ؛ … پروردگارا! ما به خود ستم کردیم و اگر تو ما را نبخشایی و بر ما ترحم ننمایی هر آینه از زیانکاران خواهیم بود.» (اعراف / 23؛ البرهان فی تفسیر القرآن / ج 1/ ص 86)
۲- آسیه همسر فرعون از مؤمنات و مشتاقان خدا بود : «وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ امَنُواامْرَاَتَ فِرْعَوْنَ اِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیْتًا… ؛ خداوند برای کسانی که ایمان آورده اند (آسیه) زن فرعون را مثال می زند… آن گاه که [در مقابل تهدیدات فرعون] گفت: پروردگارا خانه ای در نزد خودت (بهشت)، برای من بنا نما… .» (تحریم / 11)
۳- سارا همسر ابراهیم از قائمات و خدمتگزاران پیامبر بود : «وَ امْرَاَتُهُ قَائِمَة… ؛ و همسر او به خدمتگزاری به پا بود….» (هود / 71. تفسیر المیزان، ج 10، ص 323/ قصص انبیاء در المیزان)
۴- هاجر همسر ابراهیم از سائحات بود : سائحات که در قرآن به عنوان یکی از صفات کمالی برای زنان ذکر شده (تحریم / 5) به معنای زنان مهاجر است . علامه طباطبایی می گوید : سائحات کسانی هستند که با گامهای خود از مسجدی به مسجد دیگر و از معبدی به معبد دیگر هجرت نموده ، با بدنهای خود در پی اطاعت و انجام دستورات پروردگار می روند. (تفسیر المیزان، ج 9، ص 396) هاجر نمونه سائحات بود ؛ زیرا به امر خداوند همراه ابراهیم از اورشلیم به مکه هجرت کرد و رنج دوری از وطن ، خانه و شوهر خود را تحمل نمود و در جست وجوی آب بارها میان دو کوه صفا و مروه را پیمود .
۵- یوکابد مادر موسی از مسلمات و توکل کنندگان بر خدا بود : «اِذْ اَوْحَیْنَآ اِلَی اُمِّکَ مَا یُوحَی اَنِ اقْذِفیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ… ؛ مادر حضرت موسی نمونه زنان مسلمان بود. او به امر پروردگار و با توکل بر او عزیزترین نعمت پروردگار، فرزندش را به دریا انداخت. » (طه / 38-39)
۶- صفورا دختر شعیب ، همسر موسی نمونه حیا و حسن انتخاب بود : «فَجَآءَتْهُ اِحْدیهُمَا تَمْشی عَلَی اسْتِحْیَآءٍ… یَآ اَبَتِ اسْتَءْجِرْهُ اِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَءْجَرْتَ الْقَوِیُّ الاَمینُ ؛ دختر شعیب در هنگام دعوت از موسی به سوی پدرش نهایت حیا، و آزرم را رعایت نمود و به رغم تهیدستی موسی ملاک گزینش را امین و توانا بودن می داند.» (قصص / 25-26) سائحات کسانی هستند که با گامهای خود از مسجدی به مسجد دیگر و از معبدی به معبد دیگر هجرت نموده ، با بدنهای خود در پی اطاعت و انجام دستورات پروردگار می روند.
۷- الیزابت همسر زکریا از صالحات و خاشعات بود : «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ یَحْیی وَ اَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ اِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَ یَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ کَانُوا لَنَا خَاشِعینَ ؛ ما همسر زکریا را برایش صالح گردانیدیم ، آنها در کارهای خیر سبقت می گرفتند و ما را با حالت بیم و امید دعا می کردند و همواره در برابر ما خاضع و خاشع بودند.» (انبیاء / 90)
۸ – حنه همسر عمران از متصدقات و صادقات و مخلصات بود : « اِذْ قَالَتِ امْرَاَتُ عِمْرَانَ رَبِّ اِنّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فی بَطْنی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی … » (آل عمران / 35) حنه همسر عمران، مادر مریم علیهاالسلام با اخلاص نذر نمود فرزندی را که در شکم دارد خدمتگزار بیت المقدس قرار دهد و به آنجا هدیه کند؛ پس چون فرزندش متولد شد صدق خود را با وفای به نذرش به اوج رساند .
۹- همسر ایوب نمونه صبر و ایثارگری و خدمتگزاری پیامبر بود « وَ اتَیْنَاهُ اَهْلَهُ… » (انبیاء / 84) « … وَ وَهَبْنَا أَهْلَهُ… » (ص / 43. بنگرید به: قصص انبیاء در المیزان، ص 167) همسر ایوب نمونه بزرگی از ایثار و فداکاری بود ، از همین رو لیاقت یافت که خداوند در قرآن از او به کنایه به نیکی یاد کند ؛ زیرا در هنگام گرفتاری حضرت ایوب و بیماری و تعفن بدن او همه حتی فرزندان از او دوری گزیدند و ترکش کردند و در حالی که ایوب به فقر و فاقه دچار بود و به دلیل بیماری جسمانی حتی کسی برای صدقه دادن نزد او نمی آمد ، فقط همسرش ایثار نموده ، در کنار او ماند و حتی با گدایی برای حضرت ایوب به مدت طولاتی نان و غذا تهیه می نمود و دست از آن حضرت برنمی داشت . افزون بر اینها حاضر شد برای نشکستن سوگند حضرت ایوب بعد از بهبود و تمکن او ، ضربه ضغث را تحمل کند: « وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاَ تَحْنَثْ اِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا » (ص / 44) و هرگز زبان به اعتراض نگشود که ای ایوب! بعد از آن همه صبوری و خدمتی که به پای تو ریختم آیا باید نسبت به من گمان بد ببری و عجولانه سوگند یاد کنی و هم اکنون نیز برای شکستن قسم تو ، من باید ضغث را تحمل کنم ؟! (100 شلاق را روی هم گذتشتن و یک بار زدن (ضغث) / تفسیر قمی / ج 2 ص 241-239)
۱۰- بلقیس نمونه عقل ، درایت و آینده نگری و حق گرایی بود : «اِنّی وَجَدْتُ امْرَاَةً تَمْلِکُهُمْ وَ اُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ … قَالَتْ رَبِّ اِنّی ظَلَمْتُ نَفْسی وَاَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمینَ» (نمل / 43-23) سیاق و دلالت این آیات به طور ضمنی روشن می کند که بلقیس زنی هوشمند ، با درایت ، عاقبت اندیش ، اهل مشورت ، و دارای روح حق گرایی بوده است ؛ زیرا پس از مشاهده دلایل درستی نبوت حضرت سلیمان بلافاصله به خداوند ایمان آورده ، مسلمان می شود و از کفر خود نادم شده ، آن را ظلم به خویش (ظلمتُ نفسی) معرفی می کند . هوش و درایت او از آنجا آشکار می شود که وقتی نامه سلیمان به دستش می رسد با تعمق در آن ، از نامه به وصف کریم یاد کرده ، بلافاصله اظهار نظر نمی کند ، بلکه نخبگان کشوری و لشکری را گرد آورده ، با آنان به مشورت می نشیند . نخبگان لشکری راه مقابله با قدرت را پیشنهاد می کنند ، اما با این حال تصمیم گیری نهایی را برعهده خود بلقیس می گذارند که خود نشان از مقبولیت حزم و عقل او در میان نخبگان دارد . بلقیس بر اساس شناخت و درایت خود تصمیم به تحقیق ، تأمل و مذاکره می گیرد و چون حق برایش آشکار می گردد بلافاصله تسلیم حق می شود. (ابی الفداء / قصص الانبیاء / ج 2/ ص 273) افزون بر این ، علامه طباطبایی معتقد است عبارت « اُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ » بر اساس قرائن در آیه شریفه بیان می دارد که از جمله چیزهایی که به بلقیس داده شده بود دوراندیشی ، عقل ، درایت ، حزم و عزم نیز بود. (المیزان / ج 15/ ص 355)
11- مریم دختر عمران و مادر حضرت عیسی (ع) : مریم، مادر حضرت عیسی زن پاکی است که قرآن بیشتر ازسایر زنان به نیکی از او یاد نموده است. خداوند ۳۴ بار به صراحت نام وی را در قرآن آورده و ویژگیهای متعالی آن بانو را مستقیم یا غیر مستقیم یادآور شده است؛ مانند، رویش نیکو (و انبتها نباتا حسنا)، صاحب محراب (کلما دخل علیها الزکریا المحراب)، قلب پر از ایمان و دارای کمال علم (صدقت بکلمات ربها و کتبه)، عصمت، تطهیر و برگزیده خدا (و اذ قالت الملائکة یا مریم إن اللّه اصطفاک و طهرک)، پاکدامنی و عفت، مادر فرزندی پاک (مریم ابنة عمران التی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا)، واسطه الحاق نسل به انبیاء، برگزیدگی و برتری بر زنان (إن اللّه اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین)، محدَّثه بودن و نزول ملائکه بر او (اذ قالت الملائکة یا مریم إن اللّه یبشرک بغلام…) و کرامت و دریافت غذای بهشتی، مشتاق بهشت و اشتیاق بهشت به او. قرآن به صراحت او را صدیقه (و امه صدیقة) و از قائنات معرفی می کند: «وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتینَ» (تحریم / 12) … و مریم کلمات پروردگار خویش و کتب آسمانی او را با کمال ایمان تصدیق کرد و او از قانتین بود. قانت از ماده قنوت به معنای مداومت بر طاعت همراه با خضوع است و از نظر مرحوم طبرسی به معنای نماز، طاعت، طول رکوع، قیام، دعا و سکوت است. (« جایگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام و مریم علیهاالسلام در آیات و روایات » / مشکوة / شماره 81 / زمستان 82) مریم، مادر حضرت عیسی زن پاکی است که قرآن بیشتر ازسایر زنان به نیکی از او یاد نموده است. خداوند ۳۴ بار به صراحت نام وی را در قرآن آورده و ویژگیهای متعالی آن بانو را مستقیم یا غیر مستقیم یادآور شده است . در کلمات پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نیز صفات دیگری درباره حضرت مریم ذکر شده است؛ مانند نیل به آخرین درجه کمال، پاکی از خون زنانه و…(« جایگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام و مریم علیهاالسلام در آیات و روایات » / مشکوة / شماره 81 / زمستان 82)
۱2- خدیجه نمونه ایثار و احسان بود : « … وَ وَجَدَکَ عَائِلاً… »(ضحی / 8) مفسران آیه را اشاره به حضرت خدیجه(س) دانسته اند ؛ زیرا کلمه عائل را به معنای فقیر گرفته و گفته اند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از آنکه مالی نداشت خداوند او را به وسیله حضرت خدیجه علیهاالسلام که اموالش را پس از ازدواج به پیامبر بخشید ، ثروتمند نمود(المیزان / ج 30 / ص 311)٫ افزون بر این ، روایاتی نقل شده که این نظر را تأیید می کند(بحارالانوار / ج 43 / ص 49؛ البرهان فی تفسیر القرآن / ج 4 / ص 473)
تجلی کمال یازده زن الهی قرآنی در فاطمه علیهاالسلام
قرآن از فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز در موارد متعددی به کنایه یاد کرده، وی را نمونه وفا کنندگان به عهد، صائمات، متصدّقات، صابرات و ذاکرات معرفی می کند.(سوره دهر و نساء / 41 - البرهان فی تفسیر القرآن / ج 3 / ص 327)
۱- فاطمه علیهاالسلام ؛ نمونه کامل صائمات و صادقات : «… یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطیرًا»(انسان / 7) ائمه اطهار علیهم السلام (البرهان فی تفسیر القرآن / ج 4/ ص 412) و تمام مفسران شیعه (المیزان / ج 20/ ص 132؛ تفسیر نمونه / ج25 / ص 348) و بیشتر مفسران اهل سنت (تفسیر قرطبی / ج 10 / ص 690؛ سیوطی / الدرّ المنثور / ج 8 / ص 365؛ تفسیر فخر رازی / ج 30 / ص 240) این آیات سوره دهر را در مورد نذری می دانند که علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام برای شفای حسن و حسین علیهماالسلام کردند، و پس از بهبود آنان به نذر خود وفا کرده، سه روز را روزه گرفتند و افطاری خود را به مسکین، یتیم و اسیر دادند و خود با آب افطار کردند .
۲ – فاطمه ؛ نمونه کامل متصدقات ، مخلصات و مشتاقان به خدا : «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکینًا وَ یَتیمًا وَ اَسیرًا * اِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لاَ نُریدُ مِنْکُمْ جَزَآءً وَ لاَ شُکُورًا» (انسان / 8-9)
۳ – فاطمه؛ نمونه کامل صابرات : «وَ جَزیهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَریرًا» (انسان / 12)
۴ – فاطمه، نمونه کامل ذاکرات، قانتات و خاشعات : «اِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَریرًا» (انسان / 10)
از میان زنان، تنها به نام حضرت مریم سلاماللهعلیهم در قرآن تصریح شده است. این نام ۳۴ بار در قرآن آمده و نیز نام یک سوره از قرآن است. حضرت مریم سلاماللهعلیهم یکی از زنان پاکدامن و مادر حضرت عیسی علیهالسّلام است. به ویژگیها و القاب برخی از زنان دیگر نیز اشاره شده است؛ مانند: حواء (ام البشر) ، وی همسر آدم ابوالبشر علیهالسّلام و مادر همه آدمیان است. نام حواء در قرآن نیامده است؛ اما در برخی آیات قرآن کریم پس از ذکر نام حضرت آدم علیهالسّلام از همسر او با عنوان «زوجک» و… یاد شده و در برخی از آیات دیگر سخن یا دعایی از حضرت آدم و حواء با ضمیر تثنیه آورده شده است . زن حضرت نوح : از زن نوح فقط یک بار در قرآن [۱] یاد شده است . زن لوط : از زن لوط هفت بار در قرآن یاد شده است. زن نوح و زن لوط در قرآن دو زن خیانتکار معرفی شده اند . زن عمران (مادر مریم) : نام مادر مریم دو بار در قرآن آمده است . سایر زنان ذکر شده در قرآن : همچنین ساره و هاجر زنان حضرت ابراهیم ، آسیه زن فرعون ، مادر و خواهر حضرت موسی ، دختران حضرت شعیب ، زلیخا همسر عزیز مصر، عایشه و حفصه همسران پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و زینب دخترعمه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم ، زنانی هستند که اشارات و تلویحاتی درباره آنها در قرآن وجود دارد.[۲] [۳] [۴] . وَ إِذْ قالَتِ الْمَلئِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّه َ اصْطَفئكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفئكِ عَلى نِساءِ الْعالَمينَ؛ [سوره آل عمران، آيه 42.] به ياد آر هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! به راستى خداوند تو را برگزيده و پاكيزه گردانيده و بر زنان جهان برترى داده است. امام باقر عليه السلام: كانَتْ [مَرْيَمُ] اَجمَلَ النِّساء، وَ كانَتْ تُصَلّى فَتُضى ءُ المِحْرابَ لِنورِها، فَدَخَلَ عَلَيْها زَكَريّا فَاِذا عِنْدَها فاكِهَةُ الشِّتاءِ فِى الصَّيْفِ و فاكِهَةُ الصَّيْفِ فِى الشِّتاءِ، فَقالَ: «اَ نّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّه ِ»؛ [بحار الأنوار، ج 14، ص 204، ح 18.] مريم، زيباترين زن بود، و زمانى كه نماز مى گزارد، محراب از نورش روشن مى شد. زكريا به او سر مى زد و ميوه زمستان را در تابستان و ميوه تابستان را در زمستان نزد او مى ديد. از وى مى پرسيد: «اين [ميوه] از كجا مى آيد؟ مريم گفت: از نزد خداوند». امام باقر عليه السلام: مَعْنَى الآْيَةِ: اِصْطَفاكِ مِنْ ذُ رِّيَّةِ الاَنْبياءِ وَ طَهَّرَكِ مِنَ السِّفاحِ، وَ اِصْطَفاكِ لِوِلادَةِ عيسى عليه السلاممِنْ غَيْرِ فَحْلٍ؛ [تفسير مجمع البيان، ج 2، ص 746.] معناى آيه اين است كه: [اى مريم! پروردگارت] تو را از نسل پيامبران برگزيد و تو را از هر فِسق و فُجورى، پاك نگه داشت و تو را براى به دنيا آوردن عيسى، بدون داشتن هيچ همسرى، انتخاب كرد. پيامبر صلي الله عليه و آله: خَيْرُ نِساءِ الجَنَّةِ: مَرْيَمُ بِنْتُ عِمرانَ، وَ خَديجَةُ بِنتُ خُوَيْـلِدٍ، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، وَ آسيَةُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَاَةُ فِرْعَوْنَ؛ [بحار الأنوار، ج 14، ص 201، ح 10.] بهترينْ زنان بهشت، مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمّد و آسيه دختر مزاحم (همسر فرعون) هستند. پيامبر صلي الله عليه و آله: ـ اَ نَّهُ قالَ فى فاطِمَةَ عليهاالسلام وَ ما يُصيبُها مِنَ الظُّلْمِ بَعْدَهُ ـ : ثُمَّ تَرى نَفْسَها ذَ ليلَةً بَعْدَ اَنْ كانَتْ فى اَيّامِ اَبيها عَزيزَةً، فَعِنْدَ ذالِكَ يونِسُهَا اللّه ُ تَعالى بِالْمَلائِكَةِ فَنادَتْها بِما نادَتْ بِهِ مَريَمَ بِنتَ عِمْرانَ، فَتَقولُ: يا فاطِمَةُ «اِنَّ اللّه َ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمينَ»، يا فاطِمَةُ اقنُتى لِرَبِّـكِ وَ اسْجُدى وَ ارْكَعى مَعَ الرّاكِعينَ. ثُمَّ يَبْتَدى بِهاَ الْوَجَعُ فَتَمرُضُ، فَيَبعَثُ اللّه ُ اِلَيْها مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرانَ تُمَرِّضُها و تُونِسُها فى عِلَّتِها؛ [بحار الأنوار، ج 14، ص 205، ح 22.] درباره فاطمه و ظلمى كه پس از ايشان به وى مى شود فرمود: سپس خود را پس از عزّتى كه در زمان پدرش داشت، خوار مى بيند. اين جاست كه خداى متعال، فرشتگان را مونس او مى كند و آنان با همان ندايى كه به مريم كردند، مى گويند: اى فاطمه! خداوند، تو را برگزيد و پاك كرد و بر همه زنان جهان، سرآمد كرد. اى فاطمه! به پيشگاه پروردگارت راز و نياز كن و به سجده روى آور و همراه ركوع كنندگان، ركوع كن. آن گاه درد به وى رو مى آورد و بيمار مى شود و خداوند، مريم دختر عمران را برايش جهت پرستارى مى فرستد، كه در دوران بيمارى اش مونس او مى شود.
پانزده زن در قرآن و جايگاه حضرت زهرا(س) در بين آنان
زنانيکه در قرآن مجيد به خوبي، به صراحت يا به کنايت، ياد شدهاند پانزده زن ميباشند. اول جناب حوّا، مادر آدميان که خداوند او را يکجا به معيّت حضرت آدم، امر به سکونت بهشت نموده: «و قُلْنا يا ادَمُ اسْکُنْ اَنْتَ وَ زَوْجُکَ الجَنَّةَ ؛و گفتيم اي آدم تو با همسرت در بهشت در آئيد.» البته بهشت جاي اولياي خداوند است.« قالَ اللَّهُ يا ادَمُ وَ يا حَوَّا اُسْکُنا جَنَّتِي وَ کُلا ثَمَرَتِي وَ لا تَقْرَبا شَجَرَتِي وَ السَّلامُ عَلَيْکُما وَ رَحْمَتِي وَ بَرَکَتِي؛خداوند فرمود: اي ادم و اي حوا! در بهشت من ساکن شويد و از ميوههاي من بخوريد و نزديک درخت من نشويد. و درود و برکت و رحمت من بر شما باد. در خبر است که در حوا حُسن هفتاد حوريه بود.« فَصارَتْ حَوّا بَيْنَ حُورُالعينِ کَالقَمَرِ بَيْنِ الکَواکِبِ؛ پس حوا در بين حورالعين مانند ماه بود در بين ستارگان.» آن صفت که براي ما درس است و محبوب خداوند ميباشد، صفت توبه ميباشد يعني برگشتن به سوي خداوند از هر بدي، چنانکه بعد از خوردن از شجره منهيه، آدم و حوا گفتند: «قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا؛ پروردگارا ما به خود ستم کرديم.»و حقتعالي توبه آنان را پذيرفت و توبه، اول منزل سالکين و روش صالحين و جبران غفلت عازمين است. دوم ساره زوجه ابراهيم(ع) که خداوند او را به اسحاق و يعقوب بشارت داده و رحمت و برکاتش را بر خاندان رسالت نازل فرموده.« وَ اَمْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِکَت فَبَشَّرْناها بِإِسْحقَ وَ مِن وَراءِ إِسْحقَ يَعقُوبَ... تا آنجا که رَحْمتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَيْکُم اَهْلَ الْبَيْتِ ؛ و همسرش ايستاده بود پس خنديد پس او را به اسحاق نويد داديم و از بعد اسحاق، يعقوب تا آنجا که رحمت خدا و برکاتش بر شما خاندان (نبوت) است» و آيات ديگر هم درباره او ميباشد. در اينجا بانو، ساره را براي قيام به خدمت شوهر در ضيافت ستوده است که کمک به ابراهيم بود. سوم آسيه بنت مزاحم زوجه فرعون است که در سه چيز او را پروردگار عالم مدح کرده. يکي دوستي پيغمبرش که گفت: «او نور چشم من است» و يکي تقاضاي بهشت نمود و ديگر از فرعون و کار بد او نجات خواست.« وَ قالَتِ امْرَأَةُ فِرْعَونُ قُرَّةُ عَيْنٍ لِي وَ لَکَ لا تَقْتُلُوهُ ؛و زن فرعون گفت: (موسي) نور چشم من است براي من و براي تو او را نکشيد.» و نيز فرمود: «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ امَنُوا امْرأَتَ فِرْعَونَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَکَ بَيْتاً فِيالْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛و خداوند مثل زد براي آنانکه گرويدند، زن فرعون را زمانيکه گفت پروردگارم! براي من نزدت خانهاي در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کار او رهايم ده و مرا از گروه ستمکاران برهان.» پس آسيه به حمايت از موسي و استقامت در دين و شوق او بحق ممدوح است. چهارم زليخا زوجه حضرت يوسف که خداوند او را به اظهار کردن حق و اقرار بر گناهش ياد نموده و از زبان او فرموده است:«قالَتِ امْرأَةُ العَزِيزِ الئنَ حَصْحَصَ الحَقُّ أَنَا راوَدتُّهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقيِنَ ؛ زن عزيز گفت: اکنون حق آشکار شد من از نفس او کامجو شدم و همانا که او از راستگويانست.» (حق را به حقدار داد خدايش در آخرين کتاب آسماني او را ياد کرد.) . پنجم مادر موسي(ع) است که حقتعالي او را در قرآن مجيد ياد نمود و به او وحي فرمود و به او دو امر و دو نهي و دو بشارت در يک آيه از قرآن داده است.«وَ اَوْحَيْنا اِلي أُمِّ مُوسي أَنْ اَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَاَلْقِيهِ فِياليَمِّ وَ لا تَخافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رادُّوهُ اِلَيْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ المُرْسَلِينَ ؛و ما به مادر موسي وحي کرديم که او را شير ده، چون بر او ترسيدي او را در دريا انداز و مترس و محزون مباش که ما او را به تو برگردانيم و او را از فرستادگان گردانيم.» . ششم خواهر موسي است که خداوند او را ياد نموده:« وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُم لا يَشْعُرُونَ؛ و مادر موسي به خواهر او گفت از موسي خبرگير، پس او از جانبها چشم ميدوخت و آنان نميفهميدند.»«فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّکُم عَلي أَهْلِبَيْتٍ يَکْفُلُونَهُ لَکُم وَ هُم لَهُ ناصِحُونَ؛ به آل فرعون گفت آيا شما را راهنمايي کنم بر خانداني که او را کفالت کنند برايتان و آنان براي او خالص باشند.» (و نام او در قرآن به دو صفت ياد شده يکي دلالت به حق و يکي معرفي خانداني که ناصح بودند.) . هفتم صفورا همسر موسي را خداوند به صفت شرم ياد نموده آنجا که فرموده: «فَجائِتْهُ إِحْديهُما عَلَي استِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوکَ؛ پس او (موسي) را يکي از آن دو با حالتي پر شرم آمد و گفت پدرم تو را ميخواند.» . هشتم رحيمه همسر ايوب که در خدمت شوهر و پيغمبر خود وفاداري کرد، خداوند متعال از باب امتنان فرمايد:«وَ اتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً؛ و داديم بدو خاندانش را و مانند آنان را با آنان از رحمت به او بخشيديم.» . نهم بلقيس همسر سليمان است که با رأي متين و حازميت از گمراهي به سعادت رسيد و ملکه سبا وارث مملکت پدرش، دوازده هزار قائد داشت که هر يک بر يکصد هزار حکمران بودند و او را عرش بزرگ بود. علاوه بر کمالات صبوري و حسن جمال، از کمال معنوي نيز بهرهمند بود. آشنا با لغات و خط زيبا. هيچيک از ملوک را در روي زمين کفو خود نميدانست. او و قومش خورشيدپرست بودند. با اين حال پس از آنکه جناب سليمان بوسيله هدهد از وضع او باخبر شد، او را با نامه اي به اسلام دعوت کرد. بلقيس 313 تن بزرگان مملکت را دعوت کرد و درباره سليمان با آنان مشورت نمود. آنان گفتند ما صاحب قوه و مقتدر هستيم ولي فرمان با تو است. بلقيس با مقام رفيع، در نامه سليمان، نيک انديشه کرد و گفت: «نامه کريمي به ما رسيده و پادشاهان چون داخل شهر شوند آن را فاسد ميکنند. و من نامهاي با هديه براي ايشان ميفرستم. اگر قبول کند، به او به جنگ درآيم و اگر قبول نکند او پيغمبر است و بايد مطيع او شد.» تا آخر حکايت که او خود را با مملکتش از هلاکت رهانيد و از جهت بکار بردن عقلش نامش باقي ماند.«قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ اَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيمانَ لِلَّهِ رَبّالعالَمِينَ؛ گفت پروردگارا من به خود ستم کردم و با سليمان براي خداوند پروردگار جهانيان اسلام آوردم.» . دهم همسر زکريا مادر يحيي از زنانيست که در عالم عظمت دارند. حقتعالي از راه غيرطبيعي يحيي را به او بخشيد. چنانکه از زبان زکريا آمده:« وَ کانَتِ امْرَأَتِي عاقراً ؛ و همسرم نازا باشد.» حقتعالي فرمود:« وَ أَصْلَحْنا زَوْجَهُ؛ما زن او را شايسته کرديم»(در او قدرت نمايي شد، خداوند به او فرزند عطا نمود.) . يازدهم مريم دختر عمران مادر عيسي است که خداوند در چند جا از قرآن مجيد او را ياد نموده است. جناب مريم نسب شريفش به سليمان بن داود و از سليمان به ابراهيم خليل ميرسد. مادرش حنّه همسر عمران بن مانان و عمران نسبش به ابراهيم ميرسد. مريم يعني عابده يا خادمه. مادرش او را به اين اسم ناميد زيرا نذر کرده بود اگر پسر باشد خدمتکار بيت المقدس باشد. پروردگار متعال دختر را به جاي پسر قبول کرد:«فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ؛ و او را از قواعد زنان پاک نمود تا در بيتالمقدس اقامت و خدمت کند و مادرش حنّه خدا را بر اين شکر کرد.» . روزي حنه بر حسب اتفاق ديد مرغي بر شاخه درختي جوجه اش را آب و دانه ميدهد. رقت کرد و گفت:«اي خداي توانا، ممکن است بر اين ناتوان تفضل نمايي، منت نهي، فرزندي دهي تا به عبادت تو سرگرم شود» خدا مريم را به او داد. چون مريم سيزده ساله شد، فرشتگان او را به ولادت عيسي مژده دادند. دوازدهم بانو خديجه بنت خويلد زوجه پيغمبر اکرم(ص) است. چنانکه در نژاد فاطمه(س) شمه اي از حالات آن بانو مذکور شد، در سوره والضحي در ذيل آيه:« وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْني ؛ و تو را عيالبار يافت پس بينياز کرد» در معاني الاخبار از ابنعباس آمد: «وَجَدَکَ عائِلاً يعني فقيرا عِندَ قَومِکَ يَقُولُونَ لامالَ لَکَ فَأَغْناکَ اللّهُ بِمالِ خَدِيجَةَ؛ و تو را عيال بار يعني فقير نزد قومت يافت که ميگويند هيچ مالي برايت نبود، پس تو را خدا به مال خديجه توانگر کرد.» . سيزدهم زينب همسر زيد.« فَلَمَّا قَضي زِيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناکَها؛ خداوند درباره او فرمود: پس همينکه زيد حاجت خود را از او گذرانيد، (او را طلاق داد) ما او را به تو تزويج کرديم.» . چهاردهم ام شريک همسر پيغمبر است که در حفظ قرآن مجيد، خداوند او را به ايمان مدح نموده.« وَ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ ؛ و زن مؤمنهاي که خود را براي پيغمبر بخشيد.» . پانزدهمين از بانواني که در آخرين کتاب آسماني مدح شده، فاطمه(س) دختر پيغمبر خاتم (ص) ميباشد. از آن جمله در سوره هل اتي ميباشد که رکن آيه شريفه «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ؛ فاطمه «عليها السلام» است» . بهترين شاهد بارز در عظمت صديقه کبري آيه مباهله است که« فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْنائَنا وَ اَبْنائَکُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَکُم» ؛ بگو بيائيد بخوانيم فرزندانمان را و فرزندانتان را و زنانمان را و زنانتان را... همه نوشته اند که بجز فاطمه(س) با رسول خدا زني نبوده است و لفظ جمع با اضافه به سوي جمع، دو عظمت دارد. که آن دو به يک مصداق خارجي يعني به صديقه طاهره برميگردد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: حضرت خدیجه علیهاسلام
