چهار زن برگزیده

در میان اولیا و صالحان، زنانی بودند که در طول تاریخ بشر در راه توحید و اهداف الهی فداکاری‌های زیادی کردند که نام آنها همواره بر تارک تاریخ بشر می‌درخشد. اما در این میان در منابع و روایات اسلامی از چهار بانوی بزرگوار و با شرافت و با منزلت عالی به عنوان برترین زنان و برترین زنان بهشت یاد شده است و آنها را به بزرگی ستوده‌اند. پیامبر اکرم(ص) به امام علی(ع) فرمود: ای علی! برترین زنان دو عالم، چهار نفرند: مریم(س) دختر عمران، خدیجه(س) دختر خویلد، فاطمه‏(س) دختر من، آسیه(س) همسر فرعون و دختر مزاحم.[ بحار الانوار، ج 43، ص 36] اما از میان این چهار نفر حضرت فاطمه(س) به عنوان برترین این چهار زن معرفی شده است.[ بحار الانوار، ج 43، ص 36] همان‌طور که در روایت پیامبر(ص) آمده است، نام پدر حضرت مریم(س): عمران، نام پدر حضرت خدیجه(س): خویلد، نام پدر حضرت فاطمه(ع): حضرت محمد(ص) و نام پدر حضرت آسیه: مزاحم است.

بهترین زنان بهشتی در حدیث پیامبر

چهار زن برگزیده عالم در روایات از چهار زن به عنوان بهترین زنان بهشتی یاد شده است. از جمله پیامبر (ص) فرمود: "خیر نساءالجنّهْ ، (حضرت) مریم بنت عمران و(حضرت) خدیجه بنت خویلد و (حضرت) فاطمه (سلام علیها) بنت (حضرت) محمد (صلی الله علیه و آله) و (حضرت) آسیه بنت مزاحم امرأهْ فرعون".[بحارالانوار، ج 13، ص 162] در روایت دیگر به این تعبیر آمده است: " افضل نساء الجنهْ أربع: (حضرت) خدیجه بنت خویلد و حضرت )فاطمه (سلام علیها ) بنت حضرت محمّد(صلی الله علیه وآله) وحضرت) مریم بنت عمران ( وحضرت )آسیه بنت مزاحم امرأهْ فرعون)".[ بحارالانوار، ج 13، ص 162] . بهترین یا برترین زنان بهشتی: حضرت )مریم دختر عمران (حضرت) خدیجه دختر خویلد( حضرت فاطمه (سلام علیها) دخترحضرت محمد(ص) وحضرت آسیه دختر مزاحم (زن فرعون) می باشند. حضرت فاطمة زهرا (سلام علیها) دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و همسر حضرت امیرالمؤمنین و مادر امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و حضرت زینب و حضرت ام کلثوم می باشد. نام های دیگر آن حضرت: صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیّهْ، راضیه، مرضیهْ ، محدّثه و زهرا می باشد. او پنج سال پس از بعثت در مکه متولد شد و هیجده سال و هفتادو پنج روز زیست. پیامبر (ص) فرمود : "(حضرت)فاطمه پاره تن من است. آن که او را بیآزارد، مرا آزرده و دشمنی با او دشمنی با من است". و
نیز فرمود: "(حضرت)فاطمه سرور زنان اهل بهشت است". هم چنین فرمود: "خداوند به خشنودی (حضرت)فاطمه خشنود می‌گردد و به خشم او خشم می گیرد". [معارف و معاریف، ج 7، ص 676، با تلخیص ، به نقل از کنز العمال] . حضرت مریم، مادر حضرت عیسی(ع) و دختر عمران از پیامبران بنی اسرائیل می باشد. قرآن کریم مریم را در حدّ اعلای ستایش یاد کرده و به پاکی او شهادت داده و نامش را سی و چهار بار ذکر کرده است. از امام باقر (ع) در تفسیر آیة "یا مریم انّ الله اصطفاک و طهرّک و اصطفاک علی نساء العالمین" آمده : " یعنی تو را از نسل پیامبران انتخاب نمود و از تهمت زنا پاک گردانید و به زادن عیسی بدون همسر برگزید".[معارف و معاریف، ج 9، ص 306، با تلخیص ، به نقل از کنز العمال] .
حضرت خدیجه، دختر خویلد از نسل عامر بن لؤی است. در جاهلیت خدیجه را طاهره می گفتند و پیامبر او را کُبریَ لقب داد. وی اولین زنی است که اسلام آورد و با ثروت و مالی که داشت، پیامبر را یاری کرد. او زنی عاقله بود. در سنّ چهل سالگی با پیامبر (ص) که در 25 سالگی بود، ازدواج کرد و در شصت و پنج سالگی، سه سال پیش از هجرت در مکّه درگذشت. پیامبر بعد از فوت خدیجه بسیار محزون شد و همواره او را به خوبی یاد می کرد. حضرت خدیجه مادر حضرت فاطمة زهرا (س) می باشد.[ معارف و معاریف، ج 5، ص 101، با تلخیص ، به نقل از کنز العمال.] . آسیه دختر مزاحم(همسر فرمون) از زنان شایسته تاریخ است. وی از بنی اسرائیل و از نسل پیامبران بود. قرآن وی را از زنان نمونه یاد کرده است. حضرت آسیه به حضرت موسی ایمان آورد. فرعون او را از این کار منع کرد، ولی آسیه نپذیرفت. فرعون او را به شکنجه کشید و دست ها و پاهایش را با میخ به زمین در میان آفتاب کوبید تا او به شهادت رسید. [معارف و معاریف، ج 1، ص 90، با تلخیص ، به نقل از کنز العمال.] .

بهترين زنان بهشت

وَ إِذْ قالَتِ الْمَلئِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللّه َ اصْطَفئكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفئكِ عَلى نِساءِ الْعالَمينَ؛ [سوره آل عمران، آيه 42] به ياد آر هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! به راستى خداوند تو را برگزيده و پاكيزه گردانيده و بر زنان جهان برترى داده است. امام باقر عليه السلام: كانَتْ [مَرْيَمُ] اَجمَلَ النِّساء، وَ كانَتْ تُصَلّى فَتُضى ءُ المِحْرابَ لِنورِها، فَدَخَلَ عَلَيْها زَكَريّا فَاِذا عِنْدَها فاكِهَةُ الشِّتاءِ فِى الصَّيْفِ و فاكِهَةُ الصَّيْفِ فِى الشِّتاءِ، فَقالَ: «اَ نّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّه ِ»؛ [بحار الأنوار، ج 14، ص 204، ح 18] مريم، زيباترين زن بود، و زمانى كه نماز مى گزارد، محراب از نورش روشن مى شد. زكريا به او سر مى زد و ميوه زمستان را در تابستان و ميوه تابستان را در زمستان نزد او مى ديد. از وى مى پرسيد: «اين [ميوه] از كجا مى آيد؟ مريم گفت: از نزد خداوند». امام باقر عليه السلام: مَعْنَى الآْيَةِ: اِصْطَفاكِ مِنْ ذُ رِّيَّةِ الاَْنْبياءِ وَ طَهَّرَكِ مِنَ السِّفاحِ، وَ اِصْطَفاكِ لِوِلادَةِ عيسى عليه السلاممِنْ غَيْرِ فَحْلٍ؛ [تفسير مجمع البيان، ج 2، ص 746] معناى آيه اين است كه: [اى مريم! پروردگارت] تو را از نسل پيامبران برگزيد و تو را از هر فِسق و فُجورى، پاك نگه داشت و تو را براى به دنيا آوردن عيسى، بدون داشتن هيچ همسرى، انتخاب كرد. پيامبر صلي الله عليه و آله: خَيْرُ نِساءِ الجَنَّةِ: مَرْيَمُ بِنْتُ عِمرانَ، وَ خَديجَةُ بِنتُ خُوَيْـلِدٍ، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، وَ آسيَةُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَاَةُ فِرْعَوْنَ؛ [بحار الأنوار، ج 14، ص 201، ح 10] بهترينْ زنان بهشت، مريم دختر عمران، خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمّد و آسيه دختر مزاحم (همسر فرعون) هستند. پيامبر صلي الله عليه و آله: ـ اَ نَّهُ قالَ فى فاطِمَةَ عليهاالسلام وَ ما يُصيبُها مِنَ الظُّلْمِ بَعْدَهُ ـ : ثُمَّ تَرى نَفْسَها ذَ ليلَةً بَعْدَ اَنْ كانَتْ فى اَيّامِ اَبيها عَزيزَةً، فَعِنْدَ ذالِكَ يونِسُهَا اللّه ُ تَعالى بِالْمَلائِكَةِ فَنادَتْها بِما نادَتْ بِهِ مَريَمَ بِنتَ عِمْرانَ، فَتَقولُ: يا فاطِمَةُ «اِنَّ اللّه َ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمينَ»، يا فاطِمَةُ اقنُتى لِرَبِّـكِ وَ اسْجُدى وَ ارْكَعى مَعَ الرّاكِعينَ. ثُمَّ يَبْتَدى بِهاَ الْوَجَعُ فَتَمرُضُ، فَيَبعَثُ اللّه ُ اِلَيْها مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرانَ تُمَرِّضُها و تُونِسُها فى عِلَّتِها؛ [بحار الأنوار، ج 14، ص 205، ح 22] درباره فاطمه و ظلمى كه پس از ايشان به وى مى شود فرمود: سپس خود را پس از عزّتى كه در زمان پدرش داشت، خوار مى بيند. اين جاست كه خداى متعال، فرشتگان را مونس او مى كند و آنان با همان ندايى كه به مريم كردند، مى گويند: اى فاطمه! خداوند، تو را برگزيد و پاك كرد و بر همه زنان جهان، سرآمد كرد. اى فاطمه! به پيشگاه پروردگارت راز و نياز كن و به سجده روى آور و همراه ركوع كنندگان، ركوع كن. آن گاه درد به وى رو مى آورد و بيمار مى شود و خداوند، مريم دختر عمران را برايش جهت پرستارى مى فرستد، كه در دوران بيمارى اش مونس او مى شود.

زنان بهشتی در روایات

چهار زنی که در روایات به عنوان زنان بهشتی نام برده شده و بهشت مشتاق انها است عبارت است از: حضرت زهرا(ع) و حضرت خدیجه(ع) و حضرت مریم(ع) و جناب آسیه در روایات آمده است: «اشتاق الجنّة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمّدبهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران و اسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه دختر خویلد و فاطمه دخترمحمد ص. بحارالأنوار، ج 43، ص 53.2.

زنان بهشتی

پیرزن، قدخمیده و نفس زنان، در حالی که عصا به دست داشت و عرق بر پیشانیش نقش بسته بود، از کوچه‌ی تنگ و خالی می‌گذشت. ناگاه چشمش به پیامبر(ص) افتاد و چون به آن حضرت نزدیک شد، سلام کرد. سپس با امیدواری از آن حضرت خواست دعا کند تا او وارد بهشت شود.

پیامبر(ص) بر خلاف انتظار او فرمود: پیرزنان داخل بهشت نمی‌شوند! پیرزن با شنیدن این سخن به گریه افتاد، ولی پیامبر(ص) خندید و فرمود: آیا سخن خدا را نشنیده‌ای که در قرآن درباره‌ی زنان بهشتی فرموده است:«ما آن‌ها را آفرینش نوین و جدیدی بخشیدیم و همه‌ را «بکر» و شوهر نادیده گردانیده‌ایم.» سوره واقعه، 35و36.

هم‌چنین روزی پیامبر(ص) به پیرزن دیگری از قبیله اَشجع برخورد کرد که او آهسته آهسته قدم برمی‌داشت. حضرت فرمود: پیرزنان به بهشت نمی‌روند و از کنار او گذشت. پیرزن با شنیدن این سخن سخت منقلب شد و به گریه افتاد.طولی نکشید که بلال؛ مؤذن سیاه پوست پیامبر که از آن‌جا می‌گذشت، پیرزن را گریان دید و ناراحت شد. آن گاه به حضور رسول خدا‌(ص) رسید و داستان نگرانی و گریه‌ی پیرزن را برای ایشان شرح داد. آن حضرت فرمود: اتفاقاً سیاه پوست هم داخل بهشت نمی‌شود! بلال سیاه پوست وقتی این سخن را شنید و با پیرزن درمیان گذاشت، خود و پیرزن هر دو به گریه و زاری پرداختند.

پیرزن و بلال هم‌چنان گریه می‌کردند که عبّاس، عموی پیامبر(ص)، وضع آنان را برای رسول خدا (ص) شرح داد. پیامبر (ص) به عباس فرمود: اتفاقاً پیرمردان هم به بهشت نمی‌روند. بدین ترتیب، عبّاس نیز ناراحت شد.

پس از چند لحظه، پیامبر‌(ص)، پیرزن و بلال و عبّاس را نزد خویش فراخواند و برای خوشحال کردن آنان فرمود:«خداوند، به افراد آفرینشی جدید می‌بخشد و آنان را بهتر از آن چه بوده‌اند، می‌گرداند. آنان داخل بهشت می‌شوند، در حالی که جوان و سفید و نورانی هستند. افرادی که وارد بهشت می‌شوند، اندام و بدن‌های تمیز و صورت‌های بی‌مو و چشم‌های سرمه کشیده دارند.» منهج‌ الصادقین، ج 9، ص 153؛ بحارالانوار، ج16، ص295

ویژگی زنان بهشتی

زنان با ایمان در قیامت در کنار زنان بهشتى (حورالعین) با مردان بهشتى قرین مى باشند. و زنان با ایمان با همسران با ایمان خود وارد بهشت مى شوند. ادخلوا اَلْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُکُمْ تُحْبَرُونَ ؛ وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شادباش (زخرف، آیه 70) . و منظور از ازواج، همان زنان با ایمانى هستند که در دنیا بودند، (تفسیر المیزان، ج 18، ص 129) . و بودن در کنار همسران با ایمان و مهربان هم براى مردان لذت بخش است و هم براى زنانشان. 2- وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى اَلْأَرائِکِ متکئون ؛ آنها و همسرانشان در سایه هاى قصرها و درختان بهشتى بر تخت ها تکیه کرده اند(یس، آیه 56). و آیاتى که داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله: رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (مؤمن، آیه 8) جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ (رعد، آیه 23) . از این آیات استفاده مى شود که زنان و مردانى که در این دنیا همسر یکدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتى باشند در آنجا به هم ملحق مى شوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگى مى کنند و حتى از روایات استفاده مى شود که مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است به خاطر عبادات و اعمال صالحى که در این جهان انجام داده اند، بنابراین لذت هاى بهشت مخصوص مردان بهشتى نیست، بلکه کسى که داخل بهشت مى شود از نعمت ها و زیبایى ها لذت خواهد برد. چنان که قرآن مى فرماید:و فِیها ما تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ ؛ در بهشت آنچه دل خواهد و چشم از آن لذت مى برد موجود است (زخرف، آیه 71) و در این امر نیز بین مرد و زن بهشتى فرقى نیست هر کدام از آنها هر نوع لذتى بخواهند بر ایشان موجود است و براى زنان بهشتى نیز مردان بهشتى بدلخواهشان هست.

همسران بهشتی (قرآن)

یکی از نعمتهای بهشتی وجود زنان بهشتی است با اوصافی که در قرآن کریم درباره آنها بیان شده است. زندگی با زنان بهشتی، موجب مسرت و شادمانی است. ادخلوا الجنة انتم وازوجکم تحبرون. [۴۲] . تزویج حورالعین به اهل بهشت، از جانب خداوند است. همسران بهشتی، همچون یاقوت و مرجان هستند. فیهن قـصرت الطرف لم یطمثهن انس قبلهم ولا جان [۵۲] کانهن الیاقوت والمرجان.(آنها همچون یاقوت و مرجانند!) [۵۳] . همسران بهشتی، دارای خلقی نیکو و چهره‌ای زیبا هستند. فیهن خیرت حسان. [۵۴] (منظور از «حسان» طبق روایت‌ ام سلمه از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، زنان دارای اخلاق نیک و چهره زیباست. ) [۵۵] . همسران بهشتی، پوشیده از نگاه نامحرم هستند. حور مقصورت فی الخیام.(حوریانی که در خیمه‌های بهشتی مستورند!) [۵۶] . " حوریان مقصور در خیمه هایند"، معنایش این است که: از دستبرد اجانب محفوظند، زنانی مبتذل نیستند، که غیر شوهران نیز ایشان را تماشا کنند. [۵۷] . همسران بهشتی، همچون مروارید در صدف پنهان هستند. وحور عین [۷۰] . کامثـل اللؤلو المکنون. [۷۱] . همسران بهشتی، زنانی بلندمرتبه در عقل، حسن و کمال هستند. وفرش مرفوعة• انا انشانـهن انشاء• فجعلنـهن ابکارا. [۷۲] . (برخی مفسران برآنند که مقصود از «فرش» در آیه شریفه به قرینه آیات بعد (انا انشانهن انشاء) همسران بهشتی‌اند. ) [۷۳] . همسران بهشتی، دارای قد و قامتی بلند و کشیده هستند.وفرش مرفوعة. [۷۴] . همسران بهشتی، دارای آفرینشی نوین و جدید هستند.وفرش مرفوعة [۷۵] . انا انشانـهن انشاء. [۷۶] . (در اینکه منظور از «خلق جدید» چیست؟ چند تفسیر شده است: یکی اینکه اینها همان زنان دنیایی‌اند که به صورت جوان و زیبا خلق می‌شوند. دیگر اینکه اینها به صورت حورالعین درمی آیند.) [۷۷] همسران بهشتی، پیوسته در حال بکارت و دوشیزگی هستند. وفرش مرفوعة(و همسرانی بلندمرتبه!) [۸۰] . فجعلنـهن ابکارا.(و همه را دوشیزه قرار دادیم،) [۸۱] . همسران بهشتی، دارای کلامی عربی و بلیغ می باشند. وفرش مرفوعة [۸۲] . عربا اترابا. [۸۳] . («عربا» در روایتی به عربی بودن زبان زنان بهشتی تفسیر شده است.) [۸۴] . همسران بهشتی، با شوهران خویش انس می گیرند و با آنها بازی می کنند. وفرش مرفوعة [۸۵] . عربا اترابا. [۸۶] . («عرب» جمع «عروب»، زنانی‌اند که از روی انس و علاقه با شوهر خویش بازی می‌کنند.)

[۸۷]

سخنان بزرگان درباره یکی از چهار زن کامل دنیا

به گفته صاحب مستدرک سفینه البحار، «فضائل حضرت خدیجه (س) که در ابواب مختلف روایات آمده، بیش از آن است که (قابل) شمارش باشد». حاصل توجه به روایات پی بردن به راز عظمت او، و شناخت شایستگی های او است. از رسول اکرم (ص) نقل است که : «خیر نسائها خدیجه و خیر نسائها مریم ابنه عمران» «بهترین زنان دنیا خدیجه (س) و مریم دختر عمران هستند» «خیرنساء العالمین مریم بنت عمران، و آسیه بنت مزاحم، و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد(ص)» بهترین زنان جهانیان عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه (س) دختر حضرت محمد (ص) ابن عباس می گوید: روزی رسول خدا (ص) چهار خط کشید. آن گاه پرسید: آیا می دانید این خط ها چیست؟ گفتیم: خدا و رسولش داناتر است. فرمود: «خیر نساء الجنه مریم بنت عمران، و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد، و آسیه بنت مزاحم امراه فرعون: بهترین زنان بهشت، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص) و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون است» پیامبر (ص) به عایشه که در حال برتری جویی به فاطمه (ع) بود فرمود: «اوما فاعلمت ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران و علیا و الحسن و الحسین و حمزه و جعفرا و فاطمه و خدیجه علی العالمین. آیا نمی دانی که خداوند، آدم، نوح، آل ابراهیم، آل عمران، علی (ع)، حسن (ع)، حسین (ع)، حمزه، جعفر، فاطمه (ع) و خدیجه (ع) را بر جهانیان برگزید». پیامبر (ص) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! این خدیجه (ع) است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان: «و بشرها ببیت فی الجنه من قصب لاصخب و لانصب؛ «و او را به خانه ای از یک قطعه (زبرجد) در بهشت که در آن رنج و ناآرامی نیست مژده بده» «اربع نسوه سیدات سادات عالمهن مریم بنت عمران، و آسیه بنت مزاحم، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد، و افضلهن عالما فاطمه؛ چهار زن سرور زنان جهان خود می باشند که عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد (ص)، و بهترین آن ها در جهان فاطمه (ع) است» «حسبک من نساء العالمین مریم بنت عمران، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد (ص) و آسیه بنت مزاحم. از حضرت على علیه السلام روایت شده است: این جمله را از خود پیامبر اسلام شنیدم که فرمود: بهترین زنان بنى‏اسرائیل در عصر گذشته، مریم بنت عمران، و بهترین زنان امت، امروز خدیجه بنت خویلد است. بخارى یکى از محدثین بزرگ اهل سنت که یکى از شش «صحیح» عمده و معتبر جهان تسنن از آن اوست، نقل مى‏کند: عایشه مى‏گوید: درباره‏ى هیچ زنى به اندازه‏ى خدیجه حسرت نکشیدم و حسادت نبردم وقتى شنیدم که پروردگارش او را به بهشت وعده داده است. حضرت رسول، همواره از خدیجه به شایستگى یاد مى‏کرد، نام او را با احترام مى‏برد و همواره خاطره‏ى او را گرامى و عزیز مى‏داشت چنان که درباره‏اش مى‏فرمود: هرگز خداوند متعال بهتر از او را بر من نصیب نفرموده است. او روزى که من نیاز به کمک داشتم، به یارى‏ام آمد و دستم را با مهر و عطوفت گرفت؛ روزى به من ایمان آورد که جهانیان نسبت به من کفر مى‏ورزیدند، و روزى مرا تصدیق کرد که جهانیان تکذیبم مى‏کردند و خداوند از او به من اولاد عنایت کرد. امام صادق علیه السلام فرموده است: وقتی خدیجه علیهاسلام وفات کرد، فاطمه علیهاسلام به رسول خدا پناه برد. به دور پیامبر می‌چرخید و می‌گفت:«پدر جان، مادر من کجاست؟» جبرئیل علیه السلام نازل شد و عرضه داشت:«ای رسول خدا، پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اطاق‌هایش از طلا و ستون‌هایش از یاقوت قرمز ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است » ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روی زمین چهار خط کشید و گفت آیا می دانید این چیست؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. پس رسول خدا (ص) گفت: بهترین زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم زن فرعون. «ابن‏اسحاق» یکى از سیره‏نویسان اولیه و معروف اسلام در این باره مى‏گوید: پیامبر اسلام هر چیز مکروهى را که مى‏دید و مى‏شنید و هر ناروایى را که بر او وارد مى‏گردید، محزون و متأثرش مى‏ساخت، هنگام بازگشت به خانه با خدیجه در میان مى‏گذاشت. و خداوند به وسیله‏ى خدیجه، آن مکروه و ناروا را فرج و گشایش عنایت مى‏فرمود. خدیجه همواره او را به ثبات و مقاومت دعوت مى‏کرد و با درایت و عطوفت خود دردها و رنج‏ها و آلام پیامبر را تسکین مى‏داد. مقام معنوى و اخلاقى حرمت بى‏مانند خدیجه به جایى رسید که مورد عنایت خاص الهى قرار گرفت. چنان که روزى جبرئیل به هنگام نزول وحى گفت: «اى پیامبر، سلام پروردگار یکتا را به خدیجه برسان.» پیامبر اسلام نیز به خدیجه گفت: «اى خدیجه، اینک جبرئیل درود پروردگار را به تو ابلاغ مى‏کند». آنگاه خدیجه در پاسخ گفت: «خداوند خود سلام است و آغاز سلام و درود از اوست، و درود و سلام بر جبرئیل...» «ابن‏سعد» یکى دیگر از مورخین اسلامى، در کتاب «طبقات» مى‏نویسد: «حضرت آدم در بهشت نگاهى به زندگى محمد صلی الله علیه و آله مى‏افکند و مى‏گوید: یکى از برتری‌هاى محمد صلی الله علیه و آله بر من این است که همسر او در راه اجراى اوامر خداوند با شوهرش همکارى و مساعدت نمود، و حال آن که همسر من، مرا در نافرمانى نسبت به دستورهاى الهى راه نشان داد.» سنیه قراعد، دانشمند عرب می نویسد: تاریخ در مقابل عظمت ام المومنین خدیجه(س) سر فرود می آورد، و در برابرش متواضعانه دست بسته می ایستد، نمی داند نام این بانو را در کدام شناسنامه بزرگان ثبت نماید. عالم بزرگ شیخ حر عاملی متوفی به (۱۱۴۰ هـ.ق) صاحب کتاب وسایل الشیعه شعری در وصف ایشان سورده است . سلیمان کتانی، نویسنده عرب نوشته است: خدیجه ثروتش را به محمد بخشید. ولی این احساس را نداشت که می بخشد، بلکه این احساس را داشت که از او هدایت را که بر همه گنج های سراسر جهان برتری دارد، کسب می نماید، او احساس می کرد محبت و دوستی را به حضرت محمد (ص) اهدا می کند، ولی در عوض همه ابعاد سعادت را از او کسب می کند. بنت الشاملی، نویسنده عرب می گوید: آیا دیگری غیر از خدیجه را می شناسید که با عشقی آتشین، و مهر و ایمانی استوار بی آن که اندک تردیدی به دل راه دهد یا ذره ای از باورش به بزرگداشت همیشگی خدا و پیغمبر بکاهد، دعوت دین را از غار حرا پذیرا شود. هشام بن محمّد گفته است: رسول خدا خدیجه را دوست داشت و به او احترام می‏گذاشت و در بعضی کارها با او مشورت می‏کرد. او وزیر صدق و راستی بود و نخستین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر تا وقتی‏ که خدیجه زنده بود، هرگز همسر دیگری برنگزید. تمام فرزندانش بجز ابراهیم از خدیجه بودند. منابع: خدیجه، اسطوره مقاومت و ایثار، صفحه ۱۸۶، اشتهاردی، محمدمهدی ۲ـ صحیح بخاری، ج ۴، ص ۱۶۴٫ ـ الاستیعاب، ج ۲، ص ۷۲۰٫ ـ بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۱۶۲، ج ۱۶، ص ۲٫ ـ خدیجه؛ اسطوره مقاومت و ایثار، ص ۱۸۷، نقل از بحار ج ۳۷، ص ۶۳٫ ـ محمد پیغمبری که از او باید شناخت، کنستان ویرژیل گئورگیو، ترجمه ذبیح الله منصوری، ص ۵۰٫ (سایت خبران لاین)


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: حضرت خدیجه علیهاسلام

تاريخ : یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ | 20:10 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |