اشعارمدایح حضرت محمدصلی الله علیه وآله

ای مسلمانان، همه وحدت کنیم

هفته یِ وحدت آمد ، عیدِ محمد آمد

هفته است هفته یِ وحدت، عیدِ میلادِ محمّد

در گلشن نبوت ، گلی بدنیا اومد

از مکّه سرزد نورِ مُحَمَّد

هفدهِ ماه ربیع است، عیدِ میلاد مُحَمَّد

هفده ماه ربيع است ، شام ميلادِ محمّد

ربیع الاول است عیدِ مسلمانانِ کشورها

یانبی الله محمّد یارسول اللّه محمّد

از مکّه سرزد ، نورِ مُحَمَّد - ختم النّبییّن ، آمد خوش آمد

بنامِ خدایت بخوان یا محمّد

اشعارحضرت محمد«ص»مراثی

اشعاربعثت حضرت محمد«ص»

اشعارولادت حضرت محمد«ص»

مهر سپهر سَروری اندر جهان احمد بود

مهر سپهر سَروری اندر جهان احمد بود - جلوه ی نور داوری اندرجهان احمد بود

او اوّلین اندر جهان قبل از جهانِ خلقت است - هم آخرین پیغمبری اندرجهان احمد بود

عاشقان بُستان جان‌بخش دعا آمد پدید

عاشقان بُستان جان‌بخش دعا آمد پدید - هم دو نور عالم آراى خدا آمد پدید

باده نوشان مِیِ قالوا بلى امشب خوشند - چون که امشب صادق و هم مصطفى آمد پدید

محمّد نورِ عالمتابِ هستی است

محمّد نورِ عالمتابِ هستی است - محمّد پیشوایِ حق پرستی است

وجودش روشنی بخشِ زمان است - ز او روشن همه بالا وپستی است

محمّد بهترین نامِ جهان است

محمّد بهترین نامِ جهان است - از او روشن زمین و آسمان است

نزائیده مادری همچون محمّد - که نورش همچنان رنگین کمان است

چون باز میشود بنامِ محمّد زبانِ گل

چون باز میشود بنامِ محمّد زبانِ گل - گل می‌کند نگاهِ من اندر میان گل

چون بوکنم گلی صلواتی کنم نثار - چون هم گل است محمّد و هم باغبان گل

میلاد ختم المرسلین بادا مبارک

میلاد ختم المرسلین بادا مبارک - بر شیعیان و مسلمین بادا مبارک

امشب بود میلادِ پرنورِ محمّد - ای مردمِ ایران زمین بادا مبارک

گر که طلبی بهرِ خودت راهِ نجاتی

گر که طلبی بهرِ خودت راهِ نجاتی - در این شبِ میلاد تو خواهی ثمراتی

باید که به کوریِ دوچشمانِ ابوجهلِ زمانه - بر احمد و برآل فرستی صلواتی

بهرِ همگان سایه یِ رحمت رسول اللّه

بهرِ همگان سایه یِ رحمت رسول اللّه - از لطفُ کرم باب کرامت رسول اللّه

در روزِ قیامت همه دنبالِ شفیعیم - آن روز بود شافع امّت رسول اللّه

زبهرِ دین حق شوکت تو یا احمد رسول اللّه

زبهرِدین حق شوکت تویااحمدرسول اللّه - دراین ره کرده ای همّت تویا احمد رسول اللّه

توبا اصلاح انسانهارهانیدی زشرک و شک - شدی چون بانی وحدت تو یا احمد رسول اللّه

رحمت عالمیان، نور هدایت با اوست

رحمت عالمیان، نور هدایت با اوست - پدر امّت و هم اذن شفاعت با اوست

چشم امید همه خلق به لطف و کرمش - چون که فردای پسین رفتنِ جنّت با اوست

بلغ العلی بکماله

بلغ العلی بکماله،کشف الدّجی بجماله - حَسُنت جمیع خصاله، صلّو علیه و آله

به جهان اگر که کمال هست ، اثرِکمالِ محمّداست

به جهان اگر که جمال هست ، اثرِ جمالِ محمّداست

بود او همان خُلُقٌ عظیم ، که سرآمدِ همه انبیاست

حسن است اگرخُلُق وخصال ، همه ازخصالِ محمّد است

اشعاردوبیتی سروده باقری پوردرکتاب مجموعه اشعارباقری

چه غم دیوار امت را كه دارد چون تو پشتیبان

چه غم دیوارامت راكه داردچون توپشتیبان - چه باك ازموج بحرآن را كه باشد نوح كشتیبان - بَلَغَ الْعُلی بِكَمالِهِ كَشَفَ الدُّجی بِجَمالِهِ - حَسُنَتْ جَمِیعُ خِصالِهِ صَلّوا عَلَیهِ وَآلِهِ

سعدی شیرازی

یكی خط است ازاول تا به آخر

یكی خط است ازاول تا به آخر - دراوخلق خداجمله مسافر

در این ره انبیا چون ساربانند - دلیل و رهنمای كاروانند

و از ایشان سید ما گشت سالار - هم او اول هم او آخر در این كار

ز احمد تا احد یك میم فرق است - همه عالم در این یك میم غرق است

احد در میم احمد گشت ظاهر - در این میم اول آمد عین آخر

بدو ختم آمده پایان این راه - در او منزل شده ادعو الی الله

مقام دلگشایش جمع جمع است - جمال جانفزایش شمع جمع است

شده او پیش و دلها جمله در پی - گرفته جمله دلها دامن وی

در این ره اولیا باز از پس و پیش - نشانی می دهند از منزل خویش

زحدّ خویش چون گشتند واقف - سخن گفتند از معروف و عارف

شیخ محمود شبستری

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد - دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت - به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد

طربسرای محبت كنون شود معمور - كه طاق ابروی یار مَنَش مهندس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا - فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

كرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود - كه علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

حافظ شیرازی

مهر, فروغی است از جمال محمّد

مهر, فروغی است از جمال محمّد - ماه كند سجده بر هِلال محمّد

آنچه به تورات و مصحف است و به انجیل - هست یكی آیه از كمال محمّد

چشمه آب حیات و كوثر و زمزم - هست یكی قطره از زلال محمّد

عرش كند سجده گَرد فرش رهش را - چون كند اندیشه خیال محمّد

نیست در اندیشه ز آفتاب قیامت - آن كه كند جای در ظلال محمد

داد از آن قوم بی حیا كه كشیدند - تیغ جفا را به قتل آل محمّد

وای از آنان كه در خرابه نشاندند - از ره جور و جفا عیال محمّد

جودی اگر بندگی كنی و اطاعت - بهر محمّد نما و آل محمّد

ماه فروماند از جمال محمد

ماه فروماند از جمال محمد - سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتی نیست - در نظر قدر با كمال محمد

وعده دیدار هركسی به قیامت - لیله اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی - آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه گیتی مجال همت او نیست - روز قیامت نگر جمال محمد

وانهمه پیرایه بسته جنت فردوس - بو كه قبولش كند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد - تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد - نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابد - پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش - خواب نمی گیرد از جمال محمد

سعدی اگر عاشقی كنی و جوانی - عشق محمد بس است و آل محمد

ای مدنی برقع و مكی نقاب

ای مدنی برقع و مكی نقاب - سایه نشین چند بود آفتاب؟

گر مهی از مهر تو مویی بیار - ور گلی از باغ تو بویی بیار

منتظران را به لب آمد نفس - ای زتو فریاد , به فریاد رس

سوی عجم ران, منشین در عرب - زاده روز اینك و شبدیز شب

ملك برآرای و جهان تازه كن - هر دو جهان را پر از آوازه كن

سكه تو زن, تا امراكم زنند - خطبه توكن, تاخطبا دم زنند

خاك تو بویی به ولایت سپرد - باد نفاق آمد و آن بوی برد

بازكش این مسند, از آسودگان - غسل ده این منبر، از آلودگان

خانه غولند , بپردازشان - در غله دان عدم اندازشان

ما همه جسمیم, بیا جان تو باش - ماهمه موریم, سلیمان تو باش

از طرفی رخنه دین می كنند - وز دگر اطراف كمین می كنند

شحنه تویی , قافله تنها چراست؟ - قلب تو داری؟ علم آنجا چراست؟

خلوتیِ پرده اسرار شو - ما همه خفتیم, تو بیدار شو

ز آفتِ این خانه یِ آفت پذیر - دست برآور, همه را دست گیر

هر چه رضای تو, به جز راست نیست - با تو كسی را, سرواخواست نیست

گر نظر از راه عنایت كنی - جمله مهمات, كفایت كنی

دایره بنمای به انگشت دست - تا به تو بخشیده شود هر چه هست

باتو تصرف كه كند وقت كار - از پی آمرزش مشتی غبار

از تو یكی پرده بر انداختن - وز دو جهان , خرقه در انداختن

مغز نظامی كه خبر جوی توست - زنده دل از غالیه بوی توست

از نفسش, بوی وفایی ببخش - ملك فریدون به گدایی ببخش

نظامی گنجوی

كریم السجایا جمیل الشیم

كریم السجایا جمیل الشیم - نبی البرایا شفیع الامم

امام رسل, پیشوای سبیل - امین خدا مهبط جبرئیل

شفیع الوری, خواجه بعث ونشر - امام الهدی صدر دیوان حشر

كلیمی كه چرخ فلك طور اوست - همه نورها پرتو نور اوست

شفیع و مطاع نبی كریم - قسیم جسیم نسیم و سیم

یتیمی كه ناكرده قرآن درست - كتب خانه چند ملت بشست

چو عزمش برآمیخت شمشیر بیم - به معجز میان قمر زد دو نیم

چو صیتش در افواه دنیا فتاد - تزلزل در ایوان كسری فتاد

به لاقامت لات بشكست خرد - باعزاز دین آب عزّی ببرد

نه از لات و عزی برآورد گرد - كه تورات و انجیل منسوخ كرد

شبی بر نشست از فلك برگذشت - بتمكین و جاه از ملك درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند - كه بر سدره جبریل از او بازماند

بدو گفت سالار بیت الحرام - كه ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی - عنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماند - بماندم كه نیروی بالم نماند

اگر یك سرموی برتر پرم - فروغ تجلی بسوزد پرم

نماند بعصیان كسی درگرو - كه دارد چنین سیدی پیشرو

چو نعمت پسندیده گویم ترا - علیك السلام ای نبی الوری

دردود ملك بر روان تو باد - بر اصحاب و بر پیروان تو باد

سعدی شیرازی

چو تكوین جهان را ساز كردند

چو تكوین جهان را ساز كردند - نخست از نور او آغاز كردند

محمد مصطفای آفرینش - محمد نور چشم اهل بینش

شب اسرا چو در عرش خدا گشت - فكان قاب قوسینش سزا گشت

محمد شافع روز پسین است - محمد رحمة للعالمین است

محمد فاتح بدر و حنین است - محمد مرشد راه حسین است

محمد هم بشیر و هم نذیر است - محمد در دو عالم بی نظیر است

محمد محرم اسرار عشق است - محمد مطلع انوار عشق است

محمد صاحب دختی چو زهراست - محمد زینت ام ابیهاست

محمد معجزه خلق الهی است - كه بی نورش سیاهی در سیاهی است

چو دریای وجودش بی كران است - در اوصافش سخن بس ناتوان است.

مسعود ارشادی فر

مژده كه میلاد شه خاتم است

مژده كه میلاد شه خاتم است - عید سعید نبی اكرم است

مژده كه مسروری عالم رسید - خرمی عالم و آدم رسید

هادی كل سید خاتم رسید - منجی عالم نبی اكرم رسید

خرم از او خاطره عالم است - عید سعید نبی اكرم است

عالم ایجاد از او خرم است - عید سعید نبی اكرم است

زان كه ظهور نبی اعظم است - عید سعید نبی اكرم است

اهل ولاء خرّمی عالم است - عید سعید نبی اكرم است

مژده كه پیر فلك آمد جوان - گشت منور همه كون و مكان

از رخ دلجوی شه انس و جان - فخر بشر خاتم پیغمبران

آن كه از او فخر بنی آدم است - عید سعید نبی اكرم است

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید - یا نخستین حرف قرآن كریم آمد پدید

صوت اقرأ بسم ربك می رسد بر گوش جان - یا كه از كوه حرا خلق عظیم آمد پدید

بانگ توحید است از هرجا طنین افكن به گوش - فانی اصحاب شیطان رجیم آمد پدید

سید امی لقب بر دست قرآن می رسد - یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید

فاش گویم عقل كل فخر رسل مبعوث شد - آن كه گردد ز اعجازش دو نیم آمد پدید

قصه لولاك باشد شاهد گفتار من - یعنی امشب عالم آرا از قدیم آمد پدید

درحرا بر مصطفی امشب شد از حق جلوه گر - آن چه اندر طور سینا بر كلیم آمد پدید

نغمه یِ اللّهُ اكبر از حرا تا شد بلند - بت پرستان را به تن لرزش ز بیم آمد پدید

گر قریش او را یتیمش خواند اما در جهان - بس شگفتی ها ازین دُرّ یتیم آمد پدید

منجی نوع بشر دارای آیات مبین - صاحب خلق خوش و لطف عمیم آمد پدید

گفته یِ ما اوذیَ مثلی به عالم روشن است - پیشوای خلق با قلب سلیم آمد پدید

بود اگر باغ جهان پژمرده از طوفان جهل - حال بر این بوستان خرّم نسیم آمد پدید

گشت مبعوث آن كه عالم زنده شد از كیش او - فاش گویم محیی عظم رحیم آمد پدید

حب و بغض او نشانی از بهشت و دوزخ است - قصه كوته, صاحب نار و نعیم آمد پدید

زد تفأّل ثابت از قرآن به نام مصطفی - حرف بسم الله الرحمن الرحیم آمد پدید

ثابت

بخوان یا محمّد! بخوان یا محمّد

بخوان یا محمّد! بخوان یا محمّد - بنام خدای جهان یا محمّد

بخوان تا بخوانند پیوسته با تو - خدا را زمین و زمان یا محمّد

بخوان تا بدانند كون و مكان را - خدایی بوَد لامكان یا محمّد

بخوان تا كه برگِرد شمع وجودت - 'بگردند هفت آسمان یا محمّد

تو بگشای لب تا بروید مسیحا - چو گل از كویر جهان یا محمّد

برافروز تا مردگان را ببخشی - به هر دم دوصد بار جان یا محمّد

سحاب كرامت بپوش آسمان را - كه عالم شود بوستان یا محمّد

تو نوحی خلیلی كلیمی مسیحی - تویی منجی انس و جان یا محمّد

تو برگو, تو برگو, هوالحق هوالهو - تو بگشا تو بگشا زبان یا محمّد

تو بخشی به مظلوم روح رهایی - تو گیری ز ظالم امان یا محمّد

تو با نور دانش دهی برخلایق - جمال خدا را نشان یا محمّد

تو با دادِ خود دادِ مستضعفان را - بگیری ز مستكبران یا محمّد

تو در شدّت دشمنی دوستانه - دل از دست دشمن ستان یا محمّد

تو چوپان این گلّه ای تا قیامت - تویی میر این كاروان یا محمّد

تو با ذوالفقار علی سركشان را - به خاك مذلّت نشان یا محمّد

فنا می شود هر چه باشد به عالم - به جز تو, تویی جاودان یا محمّد

تبسّم به سنگ عدو زن اگر چند - شود از لبت خون روان یا محمّد

اگر ساحرت خواند دشمن, نرنجی - تو او را سوی ما بخوان یا محمّد

بخوان تا بخوانند با تو خدا را - زن و مرد و پیر و جوان یا محمّد

تو اعجاز كن با بیان فصیحت - تو پیغام ما را رسان یا محمّد


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت محمدصلی الله علیه وآله

تاريخ : شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ | 17:33 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |