سلام بر نگین قم

سلام بر نگینِ قُم

سلام بر نگینِ قُم، اُختُ الرِّضایِ شهرِ طوس

قسمت شَوَد که ما رویم، در حَرَمَش به پای بوس

زِیارتی، سیاحتی، ایرانِ چارفصل ما

ایران چو یک انگشتر و قُم است نگین شهرها

به پای بوسِ مَقدَمَش، رویم، ما به شهرِ قُم

میانِ زائرایِ او، در حَرَمَش شویم گُم

رویم ما به بیتِ نور، به پای بوسِ مَعبَدَش

به آن مکان، که بوده است، هِفده روزه اِقامَتَش

آن بُقعَه یِ سِتِّیّه است، که مانده است یادگار

مانده زِ بعدِ قرن‌ها، هنوز هَست ماندگار

بعدِ وَفات مُنتَقِل گشت به باغِ بابِلان

صحن و سرایِ حضرَتَش، هست کنون همان مَکان

زِ شرق و غرب رو کُنَد، سویِ قم و زیارتَش

زائرِ حضرتَش شَوَد، مُلتَمِسِ شفاعَتَش

گویند اِشفعی لَنا، یا فاطمه اُختِ رِضا

شفیعِ ما به نَزدِ حَق، قِیامت و روزِ جَزا

شانی است بهرِ فاطمه، از آن شُئونِ کردگار

فاطمه خود زِ اَولیاست، زِ کاظم است یادگار

دخترِ کاظم است او، نیک مَنِش، نیک نهاد

خواهرِ حضرت رضاست، عمّه یِ حضرتِ جواد

خواهرِ اَحمد است او، آنکه بُوَد شاهِ چراغ

شیراز هست، مدفَنَش، بر دِلِ ما نهاد داغ

خواهرِ حمزه است او، آنکه به شهرِ ری بُوَد

رهبرِ ما خمینی هَم، یکی زِ نَسلِ وی بود

بعدِ زیارتِ حَرَم، روند سویِ جَمکَران

بهرِ دورکعتی نماز، مسجدِ صاحب الزّمان

برای حفظِ حضرتش، زِ کَید و مَکر و هَر بَلا

بعدِ دورکعتی نماز، دُعا کنند و اِلتِجا

بعدِ زیارت و دُعا، و نُدبه هایِ جمکران

بهرِ زیارتی دِگر، روانه یِ چِل اَختران

زیارتِ مُبَرقَع و چند امام زاده است

که بهر هفتمین امام، یکی، یکی نواده است

باقری است، مُلتَمس، زِ قاری و زِ زائرین

دعا برایِ زائرین، سپس برایِ مؤمنین

سروده شده روز وفات حضرت فاطمه معصومه علیهاسلام ۱۰ ربیع الثانی۱۴۴۸

سرتا سَرِقُم را غُبارِ غَم گرفته

تو بانویِ مظلومه ای

حَضرَتِ معصومه سَلامً عَلَیک

سَلام بر دُختِ وَلِیِّ خُدا

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: وفات فاطمه معصومه علیها سلام ، ورود فاطمه معصومه به قم ، ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ | 20:57 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |
تاريخ : سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ | 10:36 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر امام کاظم علیه‌السلام و خواهر تنی امام رضا علیه السلام است. آن بانو پس از حضرت فاطمه و حضرت زینب سلام الله علیهما با فضیلت ترین بانوان خاندان اهل بیت علیهم السلام می‎ باشد. مرقد ایشان در شهر قم واقع است و در روایات بر فضیلت زیاد زیارت ایشان تاکید شده است.

لقب معصومه

مقام عصمت که عالی‌ترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، و در وهله اوّل بر دو گونه است: ۱. معصوم از خطاء ۲. معصوم از گناه . حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها مانند حضرت زینب علیها السّلام در یکی از درجات عصمتند، گر چه در درجات چهارده معصوم علیهم السّلام نباشد. روایت شده حضرت رضا علیه السّلام فرمودند «من زار المعصومه بقم کمن زارنی» [۵] . کسی که معصومه را در قم زیارت بکند مانند آن است که مرا زیارت کرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم علیه السّلام شاید اشاره‌ای باشد که حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که: این لقب را حضرت رضا علیه السّلام به فاطمه کبری سلام‌الله‌علیها داده است. و گرنه نام آن حضرت معصومه نمی‌باشد.

شخصیت حضرت معصومه

حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام می‌باشد بطوری که ائمه طاهرین (علیهم‌السّلام) از این بانو، با جلالت و تکریم یاد کرده‌اند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلکه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه (علیهم‌السّلام) آمده و از مقام والای او سخن گفته‌اند که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود.

حضرت فاطمه معصومه(س(، بانوی والامقام اهل بیت(ع)، فرزند امام‌موسی‌بن‌جعفر(ع)، خواهر امام رضا(ع) و مدفون در قم. حضرت معصومه(س) عالم و آگاه به مسائل اسلامی بود و از ایشان احادیثی نقل شده است. امام‌رضا(ع) از خواهر خود با لقب معصومه(س) یاد کرده است. امام‌صادق(ع)، از دفن‌شدن بانویی از فرزندانش به نام فاطمه در قم یاد کرده که به شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت می‌شوند. برای حضرت معصومه(س) زیارتنامه‌ای از امام‌رضا(ع) رسیده است که نشان می‌دهد ایشان دارای مقام شفاعت و در نزد خدا دارای جایگاه بلندی می‌باشد.

امام‌خمینی در قصیده‌ای فاطمه معصومه(س) را معجزه امام‌کاظم(ع) و جلوه‌ای از نور پیامبر(ص( و امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س( دانسته است؛ نوری که مایه آبروی ممکنات است. ایشان اوصاف و کمالات فراوانی را در کنار فاطمه زهرا(س) برای فاطمه معصومه(س) نیز برشمرده که به خوبی گویای جایگاه والا و متمایز این بانوی جلیل‌القدر از خاندان پیامبر(ص) در منظومه معرفتی امام‌خمینی است. امام‌خمینی همانند دیگر علما و بزرگان، زیارت فاطمه معصومه(س) را عبادت می‌دانست و به زیارت ایشان توجه ویژه نشان می‌داد و به ایشان توسل می‌جست و ضریح حضرت را می‌بوسید و قم را بهشت برین نامیده و وجود فاطمه معصومه(س) را موجب نورانیت و قداست آن می‌دانست.

جایگاه و ویژگی‌ها

فاطمه معصومه(س) عالم و آگاه به مسائل اسلامی بود و از ایشان احادیثی نقل شده است. ایشان ازجمله در سلسله اسناد حدیث مشهور غدیر[۸] و روایت منزلت در مناقب امیرالمؤمنین علی(ع)[۹] و نیز در سند روایت «الا من مات علی حب آل‌محمد مات شهیدا»[۱۰] و نیز در سند روایت معراجیه در فضایل امیرالمؤمنین علی(ع( و شیعیان ایشان[۱۱] دیده می‌شود. امام‌رضا(ع) از خواهر خود با لقب معصومه(س) یاد کرده است[۱۲] و نیز در بندی از زیارتنامه غیر معروف فاطمه معصومه(س) پاک‌سرشت و پاک‌روش، ستوده، نیکوکار، فرزانه و پاک و پاکیزه و بانوی شایسته و پسندیده خوانده شده است.[۱۳]

امام‌صادق(ع) یکی از هشت در بهشت را ویژه قم شمرده و از دفن‌شدن بانویی از فرزندانش به نام فاطمه در قم یاد کرده که به شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت می‌شوند.[۱۴] برای فاطمه معصومه(س) زیارتنامه‌ای از امام‌رضا(ع) رسیده است که نشان می‌دهد ایشان دارای مقام شفاعت و در نزد خدا دارای جایگاه بلندی می‌باشد.[۱۵] در این زیارتنامه ایشان دختر، خواهر و عمه امام و ولیّ خدا خوانده شده است.[۱۶]

امام‌خمینی در قصیده‌ای که با عنوان «مدیحه نورین نیّرین فاطمه زهرا و فاطمه معصومه سلام‌الله علیهما» سروده،[۱۷] فاطمه معصومه(س) را معجزه موسی‌بن‌جعفر(ع) و جلوه‌ای از نور پیامبر اکرم(ص( و امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) دانسته است؛ نوری که مایه آبروی ممکنات است. ایشان با ادبیات عرفانی خود اوصاف و کمالات فراوانی را در کنار فاطمه زهرا(س) برای فاطمه معصومه(س) نیز برشمرده که به خوبی گویای جایگاه والا و متمایز این بانوی جلیل‌القدر از خاندان پیامبر(ص) در منظومه معرفتی امام‌خمینی است؛ ازجمله اینکه: «لم یلد» م بسته لب وگرنه بگفتم / دخت خدایند این دو نور مطهر؛ چنان‌که حضرت را مایه نورانیت و شرافت سرزمین و خاک قم دانسته که قم با آن می‌تواند به عرش فخر فروشد.

زندگی‌نامه

تاریخ‌های ولادت و وفات فاطمه معصومه مشخص نیست و نخستین کتابی که در آن، تاریخی ذکر شده است، نورالآفاق نوشته جواد شاه‌عبدالعظیمی است[۱] که در سال ۱۳۴۴ق منتشر شد.[۲] در این کتاب، تاریخ ولادت حضرت معصومه ۱ ذی‌القعده سال ۱۷۳ق و تاریخ وفات او ۱۰ ربیع‌الثانی سال ۲۰۱ق ذکر شده و از آن کتاب به دیگر کتاب‎ها راه‌ یافته است.[۳] از این‌رو در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران روز اول ذی‌القعده به عنوان روز دختران نامگذاری شده است.[۴] برخی از علما مانند آیت‌الله مرعشی نجفی،[۵] آیت‌الله شبیری زنجانی،[۶] رضا استادی[۷] و ذبیح‌الله محلاتی[۸] با این نظر شاه‌عبدالعظیمی مخالفت کرده و تاریخ‌های ذکر شده در این کتاب را ساختگی دانسته‌اند. پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله علیها، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -امام هفتم شیعیان- و مادر گرامی ایشان «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا علیه السلام می‎ باشد. نجمه از بانوان با فضیلت و از اسوه ‎های تقوا و شرافت و از مخدرات کم نظیر تاریخ بشریت است.

درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ و این که چند تن از آن‎ها فاطمه نام داشته‎ اند اختلاف است. شیخ مفید تعداد آنان را سی و هفت تن ذکر کرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر که دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمة‌الکبری و فاطمة الصغری. حضرت فاطمه معصومه بعد از امام رضا ـ علیه السّلام ـ از دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ فاضل‎ تر و دارای مقامی شامخ‎ تر می ‎باشد.[۹]

برپایه کتاب تاریخ قم، حضرت معصومه در سال ۲۰۱ قمری برای دیدار برادرش امام رضا(ع) از مدینه راهی ایران شد.[۱۰]

حضرت معصومه سلام الله علیها یکسال بعد از اینکه مأمون برادر ایشان امام رضا علیه السلام را به اقامت اجباری در خراسان وادار نمود، برای دیدار برادر به قصد مرو بیرون آمد. بنا به روایتی حضرت معصومه سلام الله علیها در بین راه و در شهر ساوه بیمار شد و خدمتکار خود را فرمود تا او را برداشته و به قم آورد و در خانه موسی بن جعفر خزرج بن سعد اشعری فرود آمدند.

به روایت دیگر و به نوشته حسن بن محمد بن حسن قمی در «تاریخ قم» چون خبر ورود آن حضرت به ساوه به آل سعد رسید، موسی بن خزرج به نمایندگی آنان از قم به قصد ساوه بیرون آمد تا ایشان را به قم دعوت کند. پس از دیدار حضرت و پذیرفتن دعوت وی، خود افسار شتر ایشان را گرفت و به سمت قم و به منزل خویش آورد. حضرت پس از هفده روز اقامت در خانه موسی بن خزرج و در حال بیماری درگذشت. پیکر مطهرش پس از اقامه نماز توسط موسی بن خزرج، در باغ «بابلان» (مکان فعلی) مدفون گردید.

درباره عمر حضرت معصومه علیها‌السلام نیز روایات متفاوت است. برخی سن ایشان را هیجده و بیشتر نیز نوشته‌اند. به گفته بعضی دیگر، نظر به این که پدرشان، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام در سال ۱۷۹ قمری به دستور هارون الرشید دستگیر و زندانی شدند و چهار سال در زندان ماندند و همان جا به شهادت رسیدند و نیز حضرت معصومه علیهاالسلام در سال ۲۰۱ از دنیا رفتند، سن ایشان حداقل ۲۲ سال بوده است.[۱۱] برخی نیز تاریخ ولادت حضرت معصومه را ۱ ذی‌القعده سال ۱۷۳ قمری و تاریخ وفات او ۱۰ ربیع‌الثانی سال ۲۰۱ قمری ذکر کرده اند.[۱۲] .

جایگاه علمی و اجتماعی

حضرت معصومه سلام الله علیها از زنان عالم و محدث بود و روایات متعددی از طریق ایشان در کتب حدیث شیعه و اهل سنت آمده است. [۱۳] . بر اساس پاره ای از روایات، لقب «معصومه» از سوی امام رضا(ع) به این بانوی والامقام داده شده است. علامه مجلسی(ع) در این باره می‌گوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است». روایت شده است که حضرت امام صادق)علیه السلام) به گروهی از مردم ری که به دیدنشان رفته بودند خبر دفن یکی از نوادگانشان را در قم دادند و در فضیلت زیارت مرقد آن بانو تأکید نمودند.[۱۴] . هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام رضا(علیه السلام) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: ای سعد! از ما در نزد شما قبری است. سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیهما السلام) را می فرمایید؟ می فرماید: آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست. همچنین از امام جواد(علیه السلام) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست.[۱۵]

یکی از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع آن ها نیست، هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س) ندارند و این نشان دهنده مقام والای حضرت معصومه است.

سخنان ائمه درباره حضرت معصومه

امام صادق علیه السّلام می‌فرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...» [۱] . بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در می‌گذرد که او دختر موسی است...». امام صادق علیه السّلام در حدیثی دیگر پیش از این‌که این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‌گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‌دهد و می‌فرماید «شهر قم ، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون می‌شود، به نام فاطمه هر کس او را زیارت کند بهشت برای او ثابت می‌شود...» [۲]


همه این بیانات حاکی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مکرم اسلام می‌باشد. بی‌شک این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است که او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی کاظم علیه السّلام دارای ۳۷ فرزند بود که در میان آن‌ها این بانوی مکرم است که مثل ستاره‌ای درخشان می‌درخشد و در میان فرزندان امام کاظم علیه السّلام بعد از امام رضا علیه السّلام هیچ‌کدام هم سنگ او نمی‌باشد.

شرافت خانوادگی

او ماه تابانی است که از برج امامت طلوع کرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است زیرا او دختر امام ، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاکان او مشعل‌داران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه‌های فضیلت و استوانه‌های ولایتند. و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت و از اسوه‌های تقوی و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ بشریت است. بدیهی است که تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمی‌توان انکار کرد این ویژگی در وجود حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلی را به ارث برد و می‌توان سر برتری آن حضرت بر دیگر فرزندان موسی بن جعفر علیه السّلام را در همین نکته یافت. البته این نمی‌تواند به معنای تأثیر نداشتن تلاش و کوشش آن حضرت در این راه باشد بلکه علاوه بر همه شایستگی‌های فردی که در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مکمل و پشتوانه ترقی و تکامل معنوی اخلاقی و علمی سود می‌برد.

عبادت

بنا به تصریح قرآن هدف از خلقت انسان چیزی جز عبادت و بندگی خداوند نیست کسانی که به این هدف مهم پی بردند در راه رسیدن به عالی‌ترین مرحله آن سر از پا نمی‌شناختند. یکی از عالی‌ترین نمونه‌های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها می‌باشد. او با عبادت و شب زنده‌داری هفده روزه‌اش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در منزل موسی بن خزرج ، گوشه‌ای از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی است. [۳]

محدثه بودن آن حضرت

از ویژگی‌های حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها این بود که علوم اسلام و آل محمد صلّی الله علیه و آله، آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آن‌ها نام حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها به چشم می‌خورد که علامه بزرگوار امینی در کتاب شریف الغدیر به بعضی از آن‌ها استناد می‌کند مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسی الرضا حدثتنی... «من کنت مولاه فعلی مولاه». [۴] نقل این احادیث حاکی از مقام علمی والای آن بانو می‌باشد.

شفاعت گسترده

اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدی در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است که در قرآن کریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم صلّی الله علیه و آله هم شفاعت گسترده‌ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است.
خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها . شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه علیها السّلام، که بعد از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها نمی‌رسد. که امام جعفر صادق علیه السّلام در این رابطه می‌فرماید: «تَدخل بِشفاعتها شیعتنا الجنته باجمعهم». [۶] با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‌شوند. حضرت معصومه به درخواست برادرش امام رضا(ع) و برای دیدار او از مدینه راهی ایران شد؛ اما در راه بیمار شد و به درخواست اهالی قم به آن شهر رفت و در خانه شخصی به نام موسی بن خَزْرَج اَشعری ساکن شد و پس از ۱۷ روز درگذشت. جنازه وی در قبرستانی به نام بابِلان (حرم کنونی) دفن شد. سید جعفر مرتضی عاملی (درگذشت: ۱۴۴۱ق) بر این باور است حضرت معصومه(س) در ساوه مسموم و در قم شهید شده است. شیعیان، فاطمه معصومه(س) را بزرگ می‌دارند و برای زیارت او اهمیت قائل‌اند. همچنین روایاتی دربارهٔ او نقل می‌کنند که از شفاعت وی برای شیعیان سخن گفته شده و بهشت پاداش زیارت او دانسته شده است. گفته شده پس از حضرت فاطمه(س، او تنها زنی است که از امامان برای او زیارتنامه روایت شده است.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ | 20:33 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

هجرت به ایران

در سال ۲۰۰ق زمانی که یگانه برادر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) به اجبار مأمون مجبور به هجرت به خراسان شدند، حضرت حدود یک سال به دور از برادر خود در مدینه زندگی کرد. مأمون عباسی در سال ۲۰۱ق حضرت امام رضا (علیه‌السلام) را به عنوان ولیعهد خود تعیین نمود. در این هنگام آن حضرت برای بستگان خود در مدینه و خصوص برای حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) نامه‌ای نوشت و آنها را به خراسان دعوت نمود. حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) به مجرد خواندن نامه امام (علیه‌السلام) برای دیدار برادر عازم خراسان شد و با گروه بسیاری از امام‌زادگان و بستگان به سوی خراسان حرکت نمودند. [۱۰] . جعفر مرتضی عاملی می‌نویسد: «حضرت معصومه در راس یک قافله ۲۲ نفری متشکل از علویان و برادران امام رضا (علیه‌السّلام) برای دیدار با آن امام همام رهسپار ایران گردید». [۱۱] . البته برخی از پژوهشگران تعداد افراد این کاروان را حدود ۴۰۰ نفر نوشته‌اند و قائلند ۲۳ نفر از آنان در ساوه کشته شدند

هجرت به ایران

امام‌رضا(ع) در سال ۲۰۰ق به دستور مأمون خلیفه عباسی از مدینه به خراسان (به مرکزیت مرو) برده شد. گروهی از بنی‌هاشم با هدف دیدار با حضرت در سال ۲۰۱ق عازم خراسان شدند[۱۸]؛ ازجمله فاطمه معصومه(س) که در میانه راه در ساوه بیمار شد. حضرت از همراهان خود دربارهٔ فاصله ساوه تا قم پرسید که پاسخ داده شد ده فرسنگ راه است. حضرت از خادم خود خواست ایشان را به قم منتقل کند. مؤلف تاریخ قم بر آن است که خبر درست آن است که چون خبر آمدن کاروان به آل‌سعد اشعری رسید، یعنی گروهی از عرب‌های شیعه یمنی ساکن کوفه که در زمان سخت‌گیری حجاج‌بن‌یوسف ثقفی بر شیعیان به قم هجرت کردند، آنان همداستان شدند تا از حضرت دعوت کنند تا به قم آید و از میان آنان موسی‌بن‌خزرج اشعری شبانه به طرف کاروان به راه افتاد و زمام ناقه حضرت را گرفت و به خانه خود برد.[۱۹] .

ورود به ساوه

پس از آنکه حضرت معصومه و همراهیان ایشان به ساوه رسیدند، ماموران حکومتی با آن‌ها درگیر شدند و بسیاری از افراد این قافله را به شهادت رساندند. در همین زمان حضرت معصومه بیمار شد. از خادمش پرسید: از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟ خادم عرض کرد: ۱۰ فرسخ. حضرت فرمود: مرا از اینجا به قم منتقل کن. [۱۳]

بیماری

برخی از محققان معتقدند که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در ساوه، مسموم شد و سپس با حالت بیماری وارد قم شد. و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید. [۱۴] . در ساوه غذای حضرت توسط یک زن نابکار زهرآلود گشت. به این ترتیب آن بانوی گرامی مسموم و بیمار شد. [۱۵] . محمدی اشتهاردی می‌نویسد: «مطابق نقل بعضی مسموم نمودن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد». [۱۶] [۱۷] . برخی بیماری حضرت را در اثر غم و اندوه دانسته‌اند: «وقتی حضرت معصومه بدن‌های پاره پاره برادران و برادرزادگان خویش را که ۲۳ نفر بودند را دید، به شدت غمگین گشت و در اثر آن بیمار شد».

حرکت به سوی قم

هنگامی که خبر ورود حضرت به ساوه و خبر بیماری او به آل سعد(شیعیان عرب اشعری) رسید، آل سعد به اتفاق به استقبال آن حضرت رفته و در میان آنها موسی بن خزرج بن سعد اشعری مهار شتر او را گرفت و او را به شهر قم دعوت نمود. به هنگام ورود به قم محبان اهل بیت استقبال کم‌نظیری از خواهر امام رضا (علیه‌السلام) کردند که در اذهان، استقبال تاریخی مردم نیشابور از امام رضا (علیه‌السلام) تداعی می‌کرد. [۱۸] . از این امر چنین استنباط می‌شود که آوازه تشیع مردم قم و علاقه شدید ایشان به اهل بیت به مدینه هم رسیده بود. در هر حال، حضرت پرسید میان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حرکت به سوی قم را صادر کردند. در اینجا معلوم نیست که آیا مردم قم از آمدن حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسّلام) به ساوه اطلاع یافته و به استقبال آن حضرت رفته‌اند و با تجلیل و احترام به قم آورده‌اند، یا خود او به طرف قم حرکت کرده است.
طبق نقل کتاب قم، روایت صحیح و درست این است که چون خبر به آل سعد رسید با هم اتفاق کردند که از او درخواست کنند به قم بیاید. از میان ایشان، موسی بن خزرج بن سعد اشعری بیرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به در سرای خود فرود آورد. [۱۹] . از این نقل معلوم می‌شود که حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسّلام) به طرف قم حرکت کرده بود و موسی بن خزرج در اثنای راه به وی رسیده بوده است.

حضور در بیت‌النور

پس از ورود حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیهم) به قم در روز ۲۳ ماه ربیع الاول، [۲۰] . آن حضرت ۱۷[۲۱] یا ۱۹[۲۲] روز ساکن منزل موسی بن خررج بود. و در این مدت با حالت بیماری مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند بود. در این چند روزی که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در قم به سر می‌بردند، در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی داشت که هم‌اکنون آن مکان مقدس با بنایی با شکوه مشخص و در کنار آن یک مسجد مجلّل و چند حجره وجود دارد که به عنوان مدرسه علمیّه ستّیّه در محلّ میدان میر قم خوانده می شود. [۲۳] . این عبادتگاه را بیت‌النور نیز گویند که گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.

ایشان پس از ورود به قم و هفده روز سکونت در خانه موسی‌بن‌خزرج از دنیا رفت و پیکر ایشان پس از تشییع در باغ بابلان ـ که متعلق به موسی‌بن‌خزرج بود و اینک حرم شریف ایشان است ـ دفن شد.[۲۰] دربارهٔ ازدواج فاطمه معصومه(س) اطلاعی در دست نیست[۲۱] و مشهور آن است که ایشان ازدواج نکرده است و دلایلی هم برای ازدواج‌نکردن ایشان ذکر شده که نبود همتا یا شرایط نامساعد سیاسی از آن جمله است.[۲۲] . پس از این واقعه بسیاری از علویان از دیگر نقاط به قم هجرت کردند[۲۳]؛ ازجمله آنان موسی مبرقع و فرزندانش از فرزندان امام‌جواد(ع بودند[۲۴]؛ چنان‌که دختران امام‌جواد(ع) نیز به قم رفتند و در کنار فاطمه معصومه(س) به خاک سپرده شده‌اند، قبر بریهه دختر موسی مبرقع، فرزند امام‌محمدتقی(ع )۲۹۶ق) در کنار آنان قرار دارد.[۲۵] (ببینید: قم

زیارت فاطمه معصومه(س)

در روایات به زیارت قبر فاطمه معصومه(س) توصیه شده است. بنابر نقل، امام‌صادق(ع)، امام‌رضا(ع) و امام‌جواد(ع) پاداش زیارت یا زیارتِ با معرفت قبر فاطمه معصومه(س) را بهشت شمرده‌اند.[۲۶] برخی فقها نیز برابر روایات ازجمله روایت معتبر یادشده به مردم توصیه کرده‌اند فاطمه معصومه(س) در قم را زیارت کنند[۲۷] مجلسی زیارت مشاهد مشرفه را مستحب و دارای پاداش بزرگ و بزرگداشت مشاهد مشرفه را بزرگداشت ائمه(ع) دانسته است و فاطمه معصومه(س) را ازجمله امامزادگان صاحب جلالت و جایگاه خوانده است.[۲۸] . شیخ‌عباس قمی نیز زیارت حضرت معصومه(س) را دارای ثواب فراوان دانسته است.[۲۹] علمای برجسته از گذشته به زیارت قبر این بانو توجه داشته‌اند و حضرت را واسطه میان خود و خدا قرار می‌داده‌اند. ملاصدرا از حکمای بزرگ به زیارت ایشان می‌رفت و مشکلات علمی خود را با توسل به ایشان حل می‌کرد.[۳۰] برخی از اهل سنت نیز از گذشته به زیارت فاطمه معصومه(س) توجه داشته‌اند و پادشاهان و بزرگان شافعی و حنفی به زیارت ایشان می‌رفته‌اند.[۳۱] . امام‌خمینی که تأکید کرده است مردم حضرت معصومه(س) را دختر امام خودشان می‌دانند و آستانه آن را می‌بوسند،[۳۲] همانند دیگر علما و بزرگان زیارت فاطمه معصومه(س) را عبادت می‌دانست[۳۳] و به زیارت ایشان توجه ویژه نشان می‌داد و به ایشان توسل می‌جست و ضریح را می‌بوسید.[۳۴] ایشان در آغاز تدریس در جوانی در یکی از حجره‌های صحن بزرگ فاطمه معصومه(س) درس می‌داد.[۳۵] در این دوره ایشان پس از درس، به حرم مطهر مشرف می‌شد.[۳۶] به گزارشی (پس از انتقال محل تدریس ایشان از حرم) روزهای چهارشنبه پس از درس به حرم مطهر مشرف می‌شد و پس از زیارت و نماز از پایین پا به احترام عقب عقب برمی‌گشت.[۳۷] برخی گفته‌اند تا وقتی ایشان در قم بود هر روز پس از درس صبح و گاهی نیز پس از درس عصر به حرم مطهر فاطمه معصومه(س) مشرف می‌شد[۳۸] (ببینید: اخلاق و سیره امام‌خمینی

زیارت‌نامه مخصوص

یکی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها زیارتنامه‌ای است که به خصوص، حضرت رضا علیه السّلام در شأن او صادر فرموده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها تنها زیارتی که از امام معصوم برای یک زن نقل شده، زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها است و هیچ‌یک از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.

حرم و آستانه مقدسه

پس از به خاک‌سپردن حضرت فاطمه معصومه(س)، مردم بر قبر ایشان سایه‌بانی از بوریا برافراشتند تا آنکه زینب دختر امام‌محمدتقی(ع) قبه‌ای بر تربت ایشان بنا کرد.[۳۹] در کوی و میدان میر قم، مسجد و مدرسه‌ای است که آن را ستّیّه (مخفف سیّدتی) می‌نامند[۴۰] و آنجا سرای موسی‌بن‌خزرج بوده و فاطمه معصومه(س) در آنجا نماز گزارده است[۴۱] و محراب آن حضرت محل زیارت مردم است.[۴۲] مردم در روز شهادت امام‌کاظم(ع) برای عرض تسلیت به آنجا می‌روند.[۴۳] بنای زینب(س) دست‌کم تا سال ۳۷۸ق سرپا بوده است. در سال ۳۵۰ق زیدبن‌احمد اصفهانی حاکم قم، سردر بقعه را از جانب رودخانه توسعه داد[۴۴] و در ۴۷۷ق امیرابوالفضل عراقی به اشاره شیخ طوسی بقعه فاطمه معصومه(س) را بازسازی کرد. سلطان‌محمد الجایتو (۷۱۶ق) به آبادانی قم و حرم‌های آن پرداخت. کاشی‌های موجود در آستانه که تصویر سواران مغول را نمایش می‌دهند، از آثار او هستند. در دوره صفویه آستانه فاطمه معصومه(س) شکوه و جلالی یافت. در این دوره خادمان و حافظان و زائران را مهمان و برایشان هزینه می‌کردند و در دوره قاجار بر توسعه آن افزوده شد.[۴۵] آستانه فاطمه معصومه(س) از گذشته دارای موقوفات باارزشی بوده و املاک، کتابخانه و موزه‌ای معتبر و آکنده از ذخایر معنویِ نفیس را در خود جای داده است.[۴۶] . این آستان که در زمان رژیم پهلوی زیر نظر دربار و اوقاف اداره می‌شد[۴۷] و پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام‌خمینی در ۱۹/۱۲/۱۳۵۷ در حکمی احمد مولایی را به عنوان تولیت آن انتخاب کرد و در آن حکم تصریح کرد وی در همه امور مربوطه با احمد آذری قمی و مجتبی طباطبایی مشورت کند.[۴۸] در ۲۹/۵/۱۳۵۹ مولایی از امام‌خمینی تقاضا کرد آستانه به صورت مستقل اداره شود که ایشان اجازه داد آستانه و موقوفات آن زیر نظر شخص «فقیه» اداره شود.[۴۹] بخشی از مستقلات آستانه از گذشته در اجاره مردم قرار داشت و با وقوع انقلاب اسلامی این تصور در میان برخی به‌وجود آمد که نیازی به پرداخت مبلغ اجاره نیست و برخی این موضوع را به امام‌خمینی نسبت می‌دادند. ایشان در پاسخ استفتائی دراین‌باره، این شایعه را تکذیب کرد و لازم دانست که مستأجران آستانه مبلغ اجاره را بپردازند.[۵۰] . حرم حضرت فاطمه معصومه(س از گذشته یکی از عبادتگاه‌های شیعیان بوده است[۵۱] و بزرگ‌ترین مراکز علمی و مهم‌ترین حوزه‌های علمیه جهان تشیع در شهر قم تأسیس گردید و اهمیت زیارت ایشان، علمای فراوانی را به سوی این شهر جذب و موجب تحوّلات تازه و موثّری درگسترش تشیّع گردید.[۵۲] یکی از دلایل هجرت عبدالکریم حائری یزدی به قم در سال ۱۳۰۰ وجود مرقد فاطمه معصومه(س) در این شهر بود.[۵۳] حائری یزدی تا مدت زیادی درس و نمازهای خود را در مسجد بالاسر حرم اقامه می‌کرد[۵۴] سیدحسین بروجردی نیز به سبب وجود فاطمه معصومه(س) در قم اقامت کرد[۵۵] (ببینید: حوزه علمیه قم و سیدحسین بروجردی

امام‌خمینی با توجه به روایات نقل شده دربارهٔ اهمیت قم،[۵۶] این شهر را بهشت برین نامیده و وجود فاطمه معصومه(س) را موجب نورانیت و قداست آن دانسته است. ایشان در پاسخ توهین و شبهه‌افکنی علی‌اکبر حکمی‌زاده در کتاب اسرار هزارساله دربارهٔ مزارهای اولیای خدا ازجمله فاطمه معصومه(س) یادآور شده حرم آن حضرت از عبادت‌گاه‌های بزرگ شیعیان است که شبانه‌روز در آن خانه، مردم به ذکر خدا مشغول‌اند و توهین به چنین مسجد و معبدی جز کینه به فرزندان علی(ع) ریشه‌ای ندارد.[۵۷] . از سوی دیگر، حرم فاطمه معصومه(س) که از گذشته ازجمله در نهضت مشروطه نقش‌آفرین بود و علمای تهران در جریان هجرت به قم در حرم ایشان متحصن شدند[۵۸]؛ در دوران نهضت اسلامی نیز یکی از مراکز آن به‌شمار می‌آمد؛ چنان‌که در اسفند ۱۳۴۱ امام‌خمینی در جمع مردم قم و زائران حضرت معصومه(س) سخنرانی مبسوطی کرد و دربارهٔ همه‌پرسی فرمایشی محمدرضا پهلوی به مردم هشدار داد.[۵۹] ایشان در سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ مصادف با عاشورای ۱۳۸۳ق نیز در جمع مردم قم و زوار حرم فاطمه معصومه(س) سخنرانی کرد و به هتک حرمت مدرسه فیضیه و اذیت و کشتن طلاب به‌شدت اعتراض کرد و از زائران خواست که به مدرسه فیضیه بروند و جنایت‌های مأموران رژیم پهلوی را از نزدیک ببینند[۶۰] (ببینید: حمله به مدرسه فیضیه

ایشان برخی دیدارهای خود با شخصیت‌ها را در ارتباط با انقلاب اسلامی در حرم قرار می‌داد.[۶۱] ایشان در آبان ۱۳۵۶ در یک سخنرانی در نجف نیز دربارهٔ اهانت رژیم پهلوی به حرم فاطمه معصومه(س) سخن گفت.[۶۲] . در اوائل دوره تبعید امام‌خمینی در عراق جلسات دعای توسل پس از نماز مغرب و عشا در رواق بالای سر فاطمه معصومه(س) برگزار می‌شد و زائران حضرت را به خود جذب می‌کرد.[۶۳] معمولاً دعا را محمدرضا مؤیدی قمی می‌خواند و شرکت‌کنندگان از امام‌خمینی به عنوان مرجع دور از وطن یاد و برای سلامتی ایشان دعا می‌کردند. در شب‌های پرجمعیت مانند شب جمعه یا وفات و اعیاد ائمه(ع) یک نفر سخنرانی می‌کرد و طلاب پس از سخنرانی با تغییردادن لباسِ سخنران، او را فراری می‌دادند. در برخی از شب‌ها مراسم به تظاهرات تبدیل می‌شد و جمعیت از صحن بزرگ وارد فیضیه می‌شدند.[۶۴]

در نوروز ۱۳۴۴ هم‌زمان با تحویل سال، طلاب انقلابی در حرم فاطمه معصومه(س) دعای توسل برگزار کردند و طلبه‌ای به نام غلام‌حسین فلاح یزدی با سخنرانی کوتاه با اشاره به قیام پانزده خرداد به تبعید امام‌خمینی و بازداشت تعداد بسیاری از روحانیان انقلابی اعتراض کرد که با واکنش مأموران مواجه شد.[۶۵] نیروهای رژیم در چند نوبت به این مراسم حمله کردند و تعدادی از شرکت‌کنندگان در مراسم دعا بازداشت و زندانی شدند؛ چنان‌که در یک نوبت هجده نفر بازداشت و روانه زندان شدند تا آنکه مأموران دولتی این جلسه را تعطیل کردند.[۶۶] در سال ۱۳۵۴ نیز طلاب در بزرگداشت پانزده خرداد ۱۳۴۲ تظاهراتی در میدان آستانه و مدرسه فیضیه برگزار کردند که تعدادی مجروح و بازداشت شدند. (ببینید: هفده خرداد

در کلام ائمه

امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...» [۲۴] . بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در می‌گذرد که او دختر موسی است...». امام صادق (علیه‌السّلام) در حدیثی دیگر پیش از این‌که آن حضرت متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‌گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‌دهد و می‌فرماید «و ستدفن فیها امرأةٌ من اولادی تسّمی فاطمهٌ فمن زارها وجبت له الجنَّه؛ شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون می‌شود، به نام فاطمه هر کس او را زیارت کند بهشت برای او ثابت می‌شود...» [۲۵] [۲۶] . یکی از فرازهایی که بیانگر اوج عظمت و مقام حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) است، زیارت‌نامه‌ای است که حضرت رضا (عیه‌السلام) در مورد آن حضرت بیان فرموده‌اند. در فرازی از آن چنین آمده است: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنه فانِّ لک عندا... شأناً من الشأن؛ ای فاطمه مرا در مورد ورود به بهشت شفاعت کن، چرا که در پیشگاه خداوند دارای مقامات و درجات بسیار ارجمندی هستی.»[۲۷]

همه این بیانات حاکی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مکرم اسلام می‌باشد. بی‌شک این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است که او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی کاظم (علیه‌السّلام) دارای ۳۷ فرزند بود که در میان آن‌ها این بانوی مکرم است که مثل ستاره‌ای درخشان می‌درخشد و در میان فرزندان امام کاظم (علیه‌السّلام) بعد از امام رضا (علیه‌السّلام) هیچ‌کدام هم‌سنگ او نمی‌باشد.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ | 20:32 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)

حضرت فاطمه معصومه(س)، بانوی والامقام اهل بیت(ع)، فرزند امام‌موسی‌بن‌جعفر(ع)، خواهر امام رضا(ع) و مدفون در قم.

حضرت معصومه(س) عالم و آگاه به مسائل اسلامی بود و از ایشان احادیثی نقل شده است. امام‌رضا(ع) از خواهر خود با لقب معصومه(س) یاد کرده است. امام‌صادق(ع)، از دفن‌شدن بانویی از فرزندانش به نام فاطمه در قم یاد کرده که به شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت می‌شوند. برای حضرت معصومه(س) زیارتنامه‌ای از امام‌رضا(ع) رسیده است که نشان می‌دهد ایشان دارای مقام شفاعت و در نزد خدا دارای جایگاه بلندی می‌باشد.

امام‌خمینی در قصیده‌ای فاطمه معصومه(س) را معجزه امام‌کاظم(ع) و جلوه‌ای از نور پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) دانسته است؛ نوری که مایه آبروی ممکنات است. ایشان اوصاف و کمالات فراوانی را در کنار فاطمه زهرا(س) برای فاطمه معصومه(س) نیز برشمرده که به خوبی گویای جایگاه والا و متمایز این بانوی جلیل‌القدر از خاندان پیامبر(ص) در منظومه معرفتی امام‌خمینی است.

امام‌خمینی همانند دیگر علما و بزرگان، زیارت فاطمه معصومه(س) را عبادت می‌دانست و به زیارت ایشان توجه ویژه نشان می‌داد و به ایشان توسل می‌جست و ضریح حضرت را می‌بوسید و قم را بهشت برین نامیده و وجود فاطمه معصومه(س) را موجب نورانیت و قداست آن می‌دانست.

حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) دختر امام موسی کاظم (علیه‌السلام) از امام‌زادگان مشهور و مدفون در شهر قم که دارای حرم و بارگاه و محل زیارت دوستداران اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) می‌باشد.
در سال ۲۰۱ هجری قمری وقتی مأمون عباسی حضرت امام رضا (علیه‌السلام) را به عنوان ولیعهد خود تعیین نمود و به خراسان برد، حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) برای دیدار برادر، عازم خراسان گردید، اما در راه بیمار شد و در دهم ماه ربیع الثانی، در سن بیست و هشت سالگی، در شهر قم درگذشت و به خاک سپرده شد.

برخی علت درگذشت ایشان را مسمومیت و برخی غم و اندوه ناشی از کشته شدن برادران و برادرزادگان خویش در ساوه توسط ماموران عباسی دانسته‌اند.

بنابر روایات اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام است؛ به‌طوری‌که ائمه طاهرین (علیهم‌السّلام) از این بانو، با جلالت و تکریم یاد کرده‌اند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلکه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه (علیهم‌السّلام) آمده و از مقام والای او سخن گفته‌اند.-

فاطمه(س)، دختر موسی‌بن‌جعفر(ع) ملقب به «معصومه» با برادر خود، امام هشتم، علی‌بن‌موسی(ع) از یک مادر بودند.[۱] مادر ایشان به نام نجمه[۲] یا تکتم که به «طاهره» تغییر نام یافت، بانویی بافضیلت، پرهیزگار و حق‌شناس[۳] و در دیانت، زیرکی و محاسن اخلاق ممتاز[۴] بود. تاریخ ولادت و وفات فاطمه معصومه(س) معلوم نیست و آنچه برخی در سال‌های اخیر به عنوان روز ولادت و وفات ایشان مطرح کرده‌اند، نادرست و در حقیقت تاریخی جعلی است.[۵] آنچه دراین‌باره و مستند به منابع موجود می‌توان گفت این است که حضرت با توجه به اینکه در سال ۲۰۱ق از مدینه به قصد دیدار با برادر خود امام‌رضا(ع) در مرو حرکت کرده و در همین سفر درگذشته است، سال وفات ایشان همین سال یا به احتمال ضعیف سال بعد از آن و به هرحال پیش از شهادت امام‌رضا(ع) بوده است[۶] و از آنجاکه امام‌کاظم(ع) در سال ۱۸۳ یا ۱۸۶ق به شهادت رسیده است،[۷] طبعاً ولادت فاطمه معصومه(س) پیش از آن بوده است.

لقب

مقام عصمت که عالی‌ترین مقام معنوی و پاکی است، درجاتی دارد، و در وهله اوّل بر دو گونه است: ۱. معصوم از خطاء ۲. معصوم از گناه.

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) مانند حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در یکی از درجات عصمتند، گرچه در درجات چهارده معصوم (علیهم‌السّلام) نباشد.

روایت شده حضرت رضا (علیه‌السّلام) فرمودند «من زار المعصومه بقم کمن زارنی» [۳۰]

کسی که معصومه را در قم زیارت بکند مانند آن است که مرا زیارت کرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم (علیه‌السّلام) شاید اشاره‌ای باشد که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که: این لقب را حضرت رضا (علیه‌السّلام) به فاطمه کبری (سلام‌الله‌علیها) داده است. وگرنه نام آن حضرت معصومه نمی‌باشد.

شفیع شیعیان

اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدی در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آن پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) است که در قرآن کریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) هم شفاعت گسترده‌ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است.

حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها)، که بعد از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) نمی‌رسد. که امام جعفر صادق (علیه‌السّلام) در این رابطه می‌فرماید: «تَدخل بِشفاعتها شیعتنا الجنته باجمعهم». [۳۱]

با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‌شوند.

عبادت

بنا به تصریح قرآن هدف از خلقت انسان چیزی جز عبادت و بندگی خداوند نیست کسانی که به این هدف مهم پی بردند در راه رسیدن به عالی‌ترین مرحله آن سر از پا نمی‌شناختند. یکی از عالی‌ترین نمونه‌های عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) می‌باشد. او با عبادت و شب زنده‌داری هفده روزه‌اش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در منزل موسی بن خزرج، گوشه‌ای از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی است. [۲۸]

محدثه بودن

از ویژگی‌های حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) این بود که علوم اسلام و آل محمد (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله)، آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آن‌ها نام حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) به چشم می‌خورد که علامه امینی در کتاب الغدیر به بعضی از آن‌ها استناد می‌کند مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسی الرضا حدثتنی... «من کنت مولاه فعلی مولاه». [۲۹] نقل این احادیث حاکی از مقام علمی والای آن بانو می‌باشد

دوران کودکی

با گذشت ایام، حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) هم دوران خردسالی را پشت سر گذاشت و در این سال‌ها محل رشد آن حضرت خاندانی از علم و معرفت بود. ولی بیش از ده بهار از عمرش نگذشته بود که پدرش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید. در این ایام، تنها مایه تسلی او برادرش امام رضا (علیه‌السّلام) بود که ناگهان مامون وجود امام هشتم را از کانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب کرد و به اقامت اجباری در خراسان وادار نموده. حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) دوری یک ساله فراق برادر را تحمل کرد.

زندگی‌نامه

تاریخ‌های ولادت و وفات فاطمه معصومه مشخص نیست و نخستین کتابی که در آن، تاریخی ذکر شده است، نورالآفاق نوشته جواد شاه‌عبدالعظیمی است[۱] که در سال ۱۳۴۴ق منتشر شد.[۲] در این کتاب، تاریخ ولادت حضرت معصومه ۱ ذی‌القعده سال ۱۷۳ق و تاریخ وفات او ۱۰ ربیع‌الثانی سال ۲۰۱ق ذکر شده و از آن کتاب به دیگر کتاب‎ها راه‌ یافته است.[۳] از این‌رو در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران روز اول ذی‌القعده به عنوان روز دختران نامگذاری شده است.[۴] برخی از علما مانند آیت‌الله مرعشی نجفی،[۵] آیت‌الله شبیری زنجانی،[۶] رضا استادی[۷] و ذبیح‌الله محلاتی[۸] با این نظر شاه‌عبدالعظیمی مخالفت کرده و تاریخ‌های ذکر شده در این کتاب را ساختگی دانسته‌اند.

پدر بزرگوار حضرت معصومه سلام الله علیها، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -امام هفتم شیعیان- و مادر گرامی ایشان «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا علیه السلام می‎ باشد. نجمه از بانوان با فضیلت و از اسوه ‎های تقوا و شرافت و از مخدرات کم نظیر تاریخ بشریت است.

درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ و این که چند تن از آن‎ها فاطمه نام داشته‎ اند اختلاف است. شیخ مفید تعداد آنان را سی و هفت تن ذکر کرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر که دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمة‌الکبری و فاطمة الصغری. حضرت فاطمه معصومه بعد از امام رضا ـ علیه السّلام ـ از دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ فاضل‎ تر و دارای مقامی شامخ‎ تر می ‎باشد.[۹]

برپایه کتاب تاریخ قم، حضرت معصومه در سال ۲۰۱ قمری برای دیدار برادرش امام رضا(ع) از مدینه راهی ایران شد.[۱۰]

حضرت معصومه سلام الله علیها یکسال بعد از اینکه مأمون برادر ایشان امام رضا علیه السلام را به اقامت اجباری در خراسان وادار نمود، برای دیدار برادر به قصد مرو بیرون آمد. بنا به روایتی حضرت معصومه سلام الله علیها در بین راه و در شهر ساوه بیمار شد و خدمتکار خود را فرمود تا او را برداشته و به قم آورد و در خانه موسی بن جعفر خزرج بن سعد اشعری فرود آمدند.

به روایت دیگر و به نوشته حسن بن محمد بن حسن قمی در «تاریخ قم» چون خبر ورود آن حضرت به ساوه به آل سعد رسید، موسی بن خزرج به نمایندگی آنان از قم به قصد ساوه بیرون آمد تا ایشان را به قم دعوت کند. پس از دیدار حضرت و پذیرفتن دعوت وی، خود افسار شتر ایشان را گرفت و به سمت قم و به منزل خویش آورد. حضرت پس از هفده روز اقامت در خانه موسی بن خزرج و در حال بیماری درگذشت. پیکر مطهرش پس از اقامه نماز توسط موسی بن خزرج، در باغ «بابلان» (مکان فعلی) مدفون گردید.

درباره عمر حضرت معصومه علیها‌السلام نیز روایات متفاوت است. برخی سن ایشان را هیجده و بیشتر نیز نوشته‌اند. به گفته بعضی دیگر، نظر به این که پدرشان، امام موسی‌کاظم علیه‌السلام در سال ۱۷۹ قمری به دستور هارون الرشید دستگیر و زندانی شدند و چهار سال در زندان ماندند و همان جا به شهادت رسیدند و نیز حضرت معصومه علیهاالسلام در سال ۲۰۱ از دنیا رفتند، سن ایشان حداقل ۲۲ سال بوده است.[۱۱] برخی نیز تاریخ ولادت حضرت معصومه را ۱ ذی‌القعده سال ۱۷۳ قمری و تاریخ وفات او ۱۰ ربیع‌الثانی سال ۲۰۱ قمری ذکر کرده اند.[۱۲]

جایگاه و ویژگی‌ها

فاطمه معصومه(س) عالم و آگاه به مسائل اسلامی بود و از ایشان احادیثی نقل شده است. ایشان ازجمله در سلسله اسناد حدیث مشهور غدیر[۸] و روایت منزلت در مناقب امیرالمؤمنین علی(ع)[۹] و نیز در سند روایت «الا من مات علی حب آل‌محمد مات شهیدا»[۱۰] و نیز در سند روایت معراجیه در فضایل امیرالمؤمنین علی(ع) و شیعیان ایشان[۱۱] دیده می‌شود. امام‌رضا(ع) از خواهر خود با لقب معصومه(س) یاد کرده است[۱۲] و نیز در بندی از زیارتنامه غیر معروف فاطمه معصومه(س) پاک‌سرشت و پاک‌روش، ستوده، نیکوکار، فرزانه و پاک و پاکیزه و بانوی شایسته و پسندیده خوانده شده است.[۱۳]

امام‌صادق(ع) یکی از هشت در بهشت را ویژه قم شمرده و از دفن‌شدن بانویی از فرزندانش به نام فاطمه در قم یاد کرده که به شفاعت او همه شیعیان وارد بهشت می‌شوند.[۱۴] برای فاطمه معصومه(س) زیارتنامه‌ای از امام‌رضا(ع) رسیده است که نشان می‌دهد ایشان دارای مقام شفاعت و در نزد خدا دارای جایگاه بلندی می‌باشد.[۱۵] در این زیارتنامه ایشان دختر، خواهر و عمه امام و ولیّ خدا خوانده شده است.[۱۶]

امام‌خمینی در قصیده‌ای که با عنوان «مدیحه نورین نیّرین فاطمه زهرا و فاطمه معصومه سلام‌الله علیهما» سروده،[۱۷] فاطمه معصومه(س) را معجزه موسی‌بن‌جعفر(ع) و جلوه‌ای از نور پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) دانسته است؛ نوری که مایه آبروی ممکنات است. ایشان با ادبیات عرفانی خود اوصاف و کمالات فراوانی را در کنار فاطمه زهرا(س) برای فاطمه معصومه(س) نیز برشمرده که به خوبی گویای جایگاه والا و متمایز این بانوی جلیل‌القدر از خاندان پیامبر(ص) در منظومه معرفتی امام‌خمینی است؛ ازجمله اینکه: «لم یلد» م بسته لب وگرنه بگفتم / دخت خدایند این دو نور مطهر؛ چنان‌که حضرت را مایه نورانیت و شرافت سرزمین و خاک قم دانسته که قم با آن می‌تواند به عرش فخر فروشد.

جایگاه علمی و اجتماعی

حضرت معصومه سلام الله علیها از زنان عالم و محدث بود و روایات متعددی از طریق ایشان در کتب حدیث شیعه و اهل سنت آمده است. [۱۳]

بر اساس پاره ای از روایات، لقب «معصومه» از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام داده شده است. علامه مجلسی (ع) در این باره می‌گوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».

روایت شده است که حضرت امام صادق (علیه السلام) به گروهی از مردم ری که به دیدنشان رفته بودند خبر دفن یکی از نوادگانشان را در قم دادند و در فضیلت زیارت مرقد آن بانو تأکید نمودند.[۱۴]

هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام رضا (علیه السلام) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: ای سعد! از ما در نزد شما قبری است. سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیهما السلام) را می فرمایید؟ می فرماید: آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.

همچنین از امام جواد (علیه السلام) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست.[۱۵]

یکی از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع آن ها نیست، هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س) ندارند و این نشان دهنده مقام والای حضرت معصومه است.

سفر به ایران، ورود به قم و درگذشت

برپایه کتاب تاریخ قم، حضرت معصومه برای دیدار برادرش امام رضا(ع) از مدینه راهی ایران شد.[۲۶] بر اساس نقلی که باقر شریف قَرَشی تاریخ‌پژوه شیعه، از کتاب «جوهرة الکلام فی مدح السادة الاعلام» آورده، دلیل مسافرت حضرت معصومه(س) به ایران نامه‌ای بود که امام رضا(ع) برای وی فرستاده بود و در آن از او خواسته بود به نزدش در خراسان برود.[۲۷] امام رضا(ع) در آن زمان ولی‌عهد مأمون، خلیفه عباسی، بود و در خراسان سکونت داشت. حضرت معصومه در میان راه بیمار شد و درگذشت.[۲۸] به باور سید جعفر مرتضی عاملی، حضرت معصومه(س) در ساوه مسموم و در قم شهید شده است.[۲۹]

درخصوص علت رفتن او به قم دو گزارش وجود دارد: طبق گزارش نخست، وی در ساوه بیمار شد و از همراهانش خواست او را به قم ببرند.[۳۰] بنابر گزارش دوم که نویسنده تاریخ قم آن را درست‌تر دانسته، خود قمی‌ها از او خواستند به قم برود.[۳۱]

حضرت معصومه در قم در خانه شخصی به نام موسی بن خَزْرَج اشعری ساکن شد و پس از ۱۷ روز درگذشت.[۳۲] جنازه او را در قبرستانی به نام بابِلان (حرم کنونی) دفن کردند.[۳۳] آل سعد بر سر دفن آن حضرت دچار اختلاف شدند. سرانجام تصمیم گرفتند قادر، خادمی که پیرمردی صالح بود مراسم خاک سپاری را انجام بدهد؛ اما ناگهان دو سوارِ نقاب پوش از سوی بیابان هویدا شدند، به سرعت نزدیک آمدند و بر او نماز گزاردند و جنازه را به خاک سپردند؛ پس از پایان مراسم تدفین، آن دو نقاب‌پوش بدون آنکه با کسی حرف بزنند، سوار بر اسب شده و از آنجا دور شدند.[۳۴] از فاضل لنکرانی (درگذشت: ۱۳۸۶ش) نقل شده است که بعید نیست این دو سوار از امامان بوده باشند.[۳۵]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ | 13:28 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

سفر به ایران

حضرت معصومه یکسال پس از ورود برادرش حضرت امام رضا (علیه‌السّلام) به ایران به همراه عده‌ای از برادران و خواهران و عده دیگری از خویشان به منظور دیدار امام رضا (علیه‌السّلام) وارد ایران شدند.[۱]


جعفر مرتضی عاملی می‌نویسد: «حضرت معصومه در راس یک قافله ۲۲ نفری متشکل از علویان و برادران امام رضا (علیه‌السّلام) برای دیدار با آن امام همام رهسپار ایران گردید.» [۲]


البته برخی از پژوهشگران تعداد افراد این کاروان را حدود ۴۰۰ نفر نوشته‌اند و قائلند ۲۳ نفر از آنان در ساوه کشته شدند.[۳]

آغاز حرکت

به گزارش عباس قمی در منتهی الآمال، با رسیدن پیک علی بن موسی و دعوت از فاطمه معصومه به عزیمت به خراسان، فاطمه معصومه مهیا سفر شد.[۷۷] قرشی و سجادی تاریخ حرکت فاطمه معصومه از مدینه را در سال ۲۰۱ ه‍.ق گزارش می‌کنند.[۷۸][۷۹] ربیعی گزارش می‌کند که در این سفر چند تن از برادران فاطمه معصومه: فضل، جعفر، هادی، زید و قاسم و تعدادی از برادرزاده‌های و جمعی از غلامان و کنیزان وی را همراهی کردند.[۸۰][۸۱] سید کباری توضیح می‌دهد، از آنجا که برای موسی کاظم، فرزندی به نام هادی گزارش نشده‌است، احتمالاً نام این فرزند، هارون بوده که در تصحیف به هادی مبدل شده‌است. همین‌طور وجود زید که به زیدالنار شهره است در کاروان فاطمه معصومه امکان ندارد؛ چرا که وی به سبب قیامی که در بصره به راه انداخته بود، دستگیر و به مرو فرستاده شده بود.[۸۲] علاوه بر برادران، زنانی نیز با وی همسفر بوده‌اند که عبارتند از دختران موسی کاظم به نام‌های: میمونه، فاطمه صغری و خدیجه خاتون و سلطان موصلیه، خادمه شخص فاطمه معصومه. همچنین منابع از یک خواهر دیگر که همراه دختران موسی کاظم همسفر بوده‌است یاد کرده‌اند اما نام وی را گزارش ننمودند.[۸۳] جعفر مرتضی عاملی، مورخ شیعه، تعداد افراد کاروان فاطمه معصومه را ۲۳ نفر گزارش می‌کند؛ اما همو می‌نویسد که تعداد افراد کاروان، تا ۴۰۰ نفر نیز یاد شده‌است.[۸۴]

در طول سفر

به گزارش سید کباری، از مسیر دقیق کاروان فاطمه معصومه خبری در دسترسی نیست، اما با وجود برخی گزارش‌ها و تحلیل‌ها، مسیر حرکت کاروان از مدینه آغاز و از شهرهای بغداد و ساوه عبور و به قم منتهی شده‌است.[۸۵] بر اساس یک تحلیل جغرافیایی، کاروان از مدینه حرکت کرده و از منزل‌های: «معدن نقره، قادسیه، کوفه و نجف، بغداد و کاظمین، نهروان، خانقین، قصرشیرین، حلوان، زبیدیه، شبدیز، قصر اللصوص، خنداد، همدان، بوزنجرد، طرزه، روذه، سونقین و ساوه» عبور کرده‌است.[۸۶]

فاطمه معصومه هنگامی که به شهر ساوه رسید، بیمار شد.[۸۷][۸۸] در علت بیماری او آورده‌اند که وقتی کاروانیان به شهر ساوه رسیدند، عده‌ای راه را بر آنان بسته و پس از درگیری، تمام برادران و اکثر مردان کاروان کشته شدند؛[۸۹] جعفر مرتضی عاملی در اینباره گزارش می‌کند که مأمورین نظامی مأمون، هارون بن موسی کاظم را که به همراه جمعی از برادران و خواهرانش — از جمله فاطمه معصومه — قصد عزیمت به خراسان داشت به قتل رساندند. مرتضی عاملی همچنین به خوراندن سم به فاطمه معصومه در این جریان نیز اشاره کرده‌است.[۹۰] علت درگیری کاروانیان با آن گروه ناشناس مشخص نیست، اما با توجه به تاریخچه اعتقادی اهالی ساوه، احتمالاً این درگیری به سبب اختلافات مذهبی بوده‌است.[۹۱] به نقل از کتاب تاریخ قدیم قم، داستان دیگری از شیوه رسیدن فاطمه معصومه به قم گزارش شده‌است که بر اساس آن، وقتی کاروانیان به ساوه رسیدند، فاطمه معصومه بیمار شد و از همراهان خود پرسید که تا قُم چقدر فاصله است؟ در پاسخ به او گفته شد که ۱۰ فرسخ راه باقی‌است. سپس دستور داد تا به قم عزیمت کنند.[۹۲] ربیعی، از دعوت مردم قم در ساوه نیز یاد می‌کند[۹۳] و سجادی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز از رفتن موسی بن خزرج از قم به ساوه و دعوت فاطمه معصومه به قم گزارش می‌دهد.[۹۴] به گزارش سید کباری، با تغییر مسیر به سمت قم، کاروان از شهرهای تفرش و آشتیان نیز عبور کرده تا به قم رسیده‌است. وجود امام‌زادگانی بی واسطه از موسی کاظم در شهر تفرش، احتمال حضور این افراد در کاروان فاطمه معصومه را تقویت می‌کند. به احتمال قوی این افراد بر اثر حمله به کاروان یا مسمومیت در این شهر درگذشته‌اند. مؤلف بحرالانساب ضمن اینکه علت بیماری فاطمه معصومه را مسموم شدن بر اثر زهر در ساوه ذکر می‌کند، مرگ «فاطمه صغری» خواهر فاطمه معصومه را قبل از وی و در روستایی از روستاهای آشتیان بیان می‌کند.[۹۵] همین‌طور در طول مسیر ساوه به قم، امام‌زادگان دیگری چون امامزاده محمد فرزند موسی کاظم در خاورشهر تفرش، امامزاده هادی فرزند موسی کاظم در روستای جمزقان در دهستان قاهان از بخش خلجستان، امامزاده جعفر فرزند موسی کاظم در دهکده مصفای گیو از روستاهای دهستان دستگرد و امامزاده زکریا فرزند موسی کاظم در بخش خلجستان گزارش شده‌است. همین‌طور از وجود یک امامزاده دیگر به نام بقعه بی‌بی در مرکز شهر تفرش یاد شده‌است که دختر موسی کاظم است ولی نام و نشان وی، مخفی است. علاوه بر امامزادگان بدون واسطه، امامزادگانی با واسطه نیز گزارش شده از جمله: ابوالعلی مهدی بن محمد از نوادگان جعفر صادق، امامزاده احمد از احفاد موسی کاظم، قاسم بن حمزه بن موسی کاظم شهرهای تفرش و آشتیان.[۹۶] بر اساس آنچه علی‌اکبر تشید در مزار خود می‌نویسد، در ده کیلومتری شهرستان ساوه، امام‌زاده‌ای به نام هارون بن موسی کاظم وجود دارد که به دست عمال عباسی مجروح شده و به زمین‌های زراعی گریخته‌است، عمال عباسی پس از یافتن وی، او را به قتل رساندند. امامزاده دیگری نیز در شهر ساوه گزارش شده‌است که متعلق به اسحاق بن موسی کاظم است.[۹۷][۹۸]

هجرت به ایران

امام‌رضا(ع) در سال ۲۰۰ق به دستور مأمون خلیفه عباسی از مدینه به خراسان (به مرکزیت مرو) برده شد. گروهی از بنی‌هاشم با هدف دیدار با حضرت در سال ۲۰۱ق عازم خراسان شدند[۱۸]؛ ازجمله فاطمه معصومه(س) که در میانه راه در ساوه بیمار شد. حضرت از همراهان خود دربارهٔ فاصله ساوه تا قم پرسید که پاسخ داده شد ده فرسنگ راه است. حضرت از خادم خود خواست ایشان را به قم منتقل کند. مؤلف تاریخ قم بر آن است که خبر درست آن است که چون خبر آمدن کاروان به آل‌سعد اشعری رسید، یعنی گروهی از عرب‌های شیعه یمنی ساکن کوفه که در زمان سخت‌گیری حجاج‌بن‌یوسف ثقفی بر شیعیان به قم هجرت کردند، آنان همداستان شدند تا از حضرت دعوت کنند تا به قم آید و از میان آنان موسی‌بن‌خزرج اشعری شبانه به طرف کاروان به راه افتاد و زمام ناقه حضرت را گرفت و به خانه خود برد.[۱۹]

ایشان پس از ورود به قم و هفده روز سکونت در خانه موسی‌بن‌خزرج از دنیا رفت و پیکر ایشان پس از تشییع در باغ بابلان ـ که متعلق به موسی‌بن‌خزرج بود و اینک حرم شریف ایشان است ـ دفن شد.[۲۰] دربارهٔ ازدواج فاطمه معصومه(س) اطلاعی در دست نیست[۲۱] و مشهور آن است که ایشان ازدواج نکرده است و دلایلی هم برای ازدواج‌نکردن ایشان ذکر شده که نبود همتا یا شرایط نامساعد سیاسی از آن جمله است.[۲۲]

پس از این واقعه بسیاری از علویان از دیگر نقاط به قم هجرت کردند[۲۳]؛ ازجمله آنان موسی مبرقع و فرزندانش از فرزندان امام‌جواد(ع) بودند[۲۴]؛ چنان‌که دختران امام‌جواد(ع) نیز به قم رفتند و در کنار فاطمه معصومه(س) به خاک سپرده شده‌اند، قبر بریهه دختر موسی مبرقع، فرزند امام‌محمدتقی(ع) (م۲۹۶ق) در کنار آنان قرار دارد.[۲۵] (ببینید: قم)

ورود به ساوه

پس از آنکه حضرت معصومه و همراهیان ایشان به ساوه رسیدند، ماموران حکومتی با آن‌ها درگیر شدند و بسیاری از افراد این قافله را به شهادت رساندند. در همین زمان حضرت معصومه بیمار شد. از خادمش پرسید: از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟ خادم عرض کرد: ۱۰ فرسخ. حضرت فرمود: مرا از اینجا به قم منتقل کن. [۱۳]

بیماری

برخی از محققان معتقدند که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در ساوه، مسموم شد و سپس با حالت بیماری وارد قم شد. و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید. [۱۴]

در ساوه غذای حضرت توسط یک زن نابکار زهرآلود گشت. به این ترتیب آن بانوی گرامی مسموم و بیمار شد. [۱۵]

محمدی اشتهاردی می‌نویسد: «مطابق نقل بعضی مسموم نمودن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد». [۱۶][۱۷]

برخی بیماری حضرت را در اثر غم و اندوه دانسته‌اند: «وقتی حضرت معصومه بدن‌های پاره پاره برادران و برادرزادگان خویش را که ۲۳ نفر بودند را دید، به شدت غمگین گشت و در اثر آن بیمار شد».

حرکت به سوی قم

هنگامی که خبر ورود حضرت به ساوه و خبر بیماری او به آل سعد (شیعیان عرب اشعری) رسید، آل سعد به اتفاق به استقبال آن حضرت رفته و در میان آنها موسی بن خزرج بن سعد اشعری مهار شتر او را گرفت و او را به شهر قم دعوت نمود. به هنگام ورود به قم محبان اهل بیت استقبال کم‌نظیری از خواهر امام رضا (علیه‌السلام) کردند که در اذهان، استقبال تاریخی مردم نیشابور از امام رضا (علیه‌السلام) تداعی می‌کرد. [۱۸]

از این امر چنین استنباط می‌شود که آوازه تشیع مردم قم و علاقه شدید ایشان به اهل بیت به مدینه هم رسیده بود. در هر حال، حضرت پرسید میان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حرکت به سوی قم را صادر کردند

در اینجا معلوم نیست که آیا مردم قم از آمدن حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسّلام) به ساوه اطلاع یافته و به استقبال آن حضرت رفته‌اند و با تجلیل و احترام به قم آورده‌اند، یا خود او به طرف قم حرکت کرده است.
طبق نقل کتاب قم، روایت صحیح و درست این است که چون خبر به آل سعد رسید با هم اتفاق کردند که از او درخواست کنند به قم بیاید.

از میان ایشان، موسی بن خزرج بن سعد اشعری بیرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به در سرای خود فرود آورد. [۱۹]

از این نقل معلوم می‌شود که حضرت فاطمه معصومه (علیهاالسّلام) به طرف قم حرکت کرده بود و موسی بن خزرج در اثنای راه به وی رسیده بوده است.

ورود به قم

پس از آنکه حضرت معصومه و همراهیان ایشان به ساوه رسیدند، ماموران حکومتی با آن‌ها درگیر شدند و بسیاری از افراد این قافله را به شهادت رساندند. در همین زمان حضرت معصومه بیمار شد. از خادمش پرسید: از اینجا تا قم چقدر فاصله است؟ خادم عرض کرد: ۱۰ فرسخ. حضرت فرمود: مرا از اینجا به قم منتقل کن.[۴]

در همین زمان موسی بن خررج که از بزرگان آل سعد و از شیعیان قم بود به خدمت حضرت معصومه مشرف شد و زمام ناقه او را گرفت و به سرای خویش فرود آورد.[۵]

حضور در بیت‌النور

پس از ورود حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیهم) به قم در روز ۲۳ ماه ربیع الاول، [۲۰] آن حضرت ۱۷[۲۱] یا ۱۹[۲۲] روز ساکن منزل موسی بن خررج بود. و در این مدت با حالت بیماری مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند بود.

در این چند روزی که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در قم به سر می‌بردند، در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی داشت که هم‌اکنون آن مکان مقدس با بنایی با شکوه مشخص و در کنار آن یک مسجد مجلّل و چند حجره وجود دارد که به عنوان مدرسه علمیّه ستّیّه در محلّ میدان میر قم خوانده می شود. [۲۳]

این عبادتگاه را بیت‌النور نیز گویند که گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.

مدت اقامت در قم

پس از ورود حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیهم) به قم در روز ۲۳ ماه ربیع الاول،[۹] آن حضرت ۱۷[۱۰] یا ۱۹[۱۱] روز ساکن منزل موسی بن خررج بود و در این مدت با حالت بیماری به عبادت و راز و نیاز با خداوند می‌پرداخت.

علت بیماری

برخی از محققان معتقدند که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در ساوه، مسموم شد و سپس با حالت بیماری وارد قم شد. و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید.[۶]

محمد محمدی اشتهاردی می‌نویسد: «مطابق نقل بعضی مسموم نمودن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد». [۷] [۸]

برخی نیز گفته‌اند: «وقتی حضرت معصومه بدن‌های پاره پاره برادران و برادرزادگان خویش را که ۲۳ نفر بودند را دید، به شدت غمگین گشت و در اثر آن بیمار شد».

سن حضرت

با توجه به اینکه ولادت حضرت معصومه اول ذی‌القعده سال ۱۷۳[۱۹]

هجری می‌باشد و با توجه به زمان رحلت آن حضرت یعنی سال ۲۰۱ هجری، بنابراین سن مبارک آن حضرت هنگام وفات ۲۸ سال بوده است.

رحلت

سرانجام حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیهم) بعد از شانزده یا هفده روز که در خانه موسی بستری بود، از دنیا رفت. [۳۴]

شیخ قرنی در کتاب خود چنین آورده است:«فکانت فیها سبعة عشر یوِماً حزینةً باکیةً علی اخیها وفارقت الدّنیا؛[۳۵]

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) هفده روز در قم بود و در این روزها به یاد برادرش حضرت رضا (علیه‌السلام) غمگین و گریان بود تا جان به جان آفرین تسلیم نمود.)
نویسنده کتاب قم می‌نویسد: «روایت کرد مرا حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابوبه از محمد بن حسن بن احمد بن الولید و او از راویان دیگر، که چون حضرت فاطمه وفات یافت بعد از غسل و تکفین او را به مقبره بابلان بردند و در کنار سردابی گذاشتند».

پس از رحلت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیهم) زنان آل سعد بی بی فاطمه معصومه را غسل دادند و کفن کردند. [۳۶]

آل سعد (اشعری) با یکدیگر اختلاف کردند در این باب که چه کسی سزاوار است در سرداب رود و فاطمه را بر زمین بگذارد و به خاک سپارد که در این هنگام از جانب ریگستان دو سوار که جلو دهان خود را بسته بودند بدان‌جا آمدند چون به جنازه فاطمه رسیدند، از اسب پیاده شدند و بر او نماز گذارده و در سرداب رفتند و جسد مطهر او را دفن کردند و برهیچ کس معلوم نشد که آن دو سوار که بودند. [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰]

برخی از محققان احتمال داده‌اند که این دو سوار امام رضا (علیه‌السّلام) و امام جواد (علیه‌السّلام) بوده‌اند. [۴۱] [۴۲] [۴۳]

زمان رحلت

قول مشهور این است که حضرت معصومه پس از آنکه در ۲۳ ماه ربیع الاول وارد قم شدند، ۱۷ روز بیشتر زنده نبودند. بنابراین رحلت آن حضرت باید دهم ماه ربیع الثانی صورت گرفته باشد. علی‌اکبر مهدی‌پور می‌نویسند: «روز رحلت حضرت معصومه دهم ماه ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری بوده است». [۱۲]

برخی از محققان نیز دوازدهم ربیع الثانی[۱۳]

را به عنوان روز رحلت ذکر کرده‌اند. محمدی اشتهاردی می‌نویسد: «همانگونه که برخی از بزرگان گفته‌اند، انصاف این است که برای جمع کردن بین قول اول و دوم، برای بزرگداشت مقام آن بانوی بزرگوار سه روز ۱۰، ۱۱، و ۱۲ ماه ربیع الثانی را به عنوان سوگواری معصومیه، مراسم برگزار شود». [۱۴]

مراسم دفن

پس از رحلت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیهم) زنان آل سعد بی‌بی فاطمه معصومه را غسل دادند و کفن کردند.[۱۵]

سپس جسم مطهر آن حضرت به باغ موسی بن خررج (محل فعلی حرم مطهر ایشان) برده شد. در آن هنگام میان اشعریان (آل سعد) بر سر اینکه چه کسی شایستگی دفن آن بدن مقدس را دارد اختلاف روی دارد... ناگهان دو سوار نقابدار از طرف رودخانه قم به پیش آمدند و وقتی نزدیک بدن مطهر رسیدند از اسب پیاده شدند. نخست بر آن نماز گزاردند و سپس وارد سردابی که برای تدفین وی مهیا شده بود، شدند و به کمک یکدیگر او را به خاک سپردند و بدون اینکه با کسی سخن بگویند آن محل را ترک کردند. کسی نفهمید آنان چه کسانی بودند.[۱۶]

برخی از محققان احتمال داده‌اند که این دو سوار امام رضا (علیه‌السّلام) و امام جواد (علیه‌السّلام) بوده‌اند.[۱۷][۱۸]

مرقد مطهر

زمینی که هم‌اکنون مرقد مطهر حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) و صحن و سرای آن حضرت در آن جای دارد، از باغ‌های ساحلی موسی بن خزرج اشعری بود.

موسی بن خزرج سقف سایبانی از حصیر و بوریا بر سر قبر برافراشت تا هنگامی که زینب بنت جواد الائمه (سلام‌الله‌علیها) دختر امام جواد (علیه‌السلام) وارد قم شد، قبه‌ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد. [۵۲]

علمای شیعه جایگاه والایی برای فاطمه معصومه قائل‌اند و روایاتی درخصوص منزلت او و اهمیت زیارتش نقل می‌کنند. علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار به حدیثی از امام صادق(ع) پرداخته که طبق آن، تمام شیعیان حضرت با شفاعت حضرت معصومه(س) به بهشت وارد می‌شوند.[۳۶] در فرازی از زیارتنامه فاطمه معصومه هم به دلیل مقام و جایگاه او نزد خداوند، از وی درخواست شفاعت شده است.[۳۷][یادداشت ۱]

محمدتقی شوشتری در قرن چهاردهم شمسی، در قاموس الرجال نوشته است: در میان فرزندان فراوانِ امام کاظم(ع)، پس از امام رضا(ع) کسی هم‌پای معصومه نیست.[۳۸] شیخ عباس قمی هم او را برترینِ دختران موسی بن جعفر(ع) دانسته است.[۳۹] وی همچنین حضرت معصومه را از امام‌زاده‌هایی می‌داند که هم جلیل‌القدر است و قطعاً از فرزندان امام کاظم(ع) است و هم قطعاً در همین حرم و مکان مدفون است.[۴۰]

برپایه روایاتی که از امام صادق(ع)، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع) نقل شده است، بهشت، پاداش کسی است که فاطمه دختر امام کاظم(ع) را زیارت کند؛[۴۱] البته در برخی روایات، پاداش بهشت برای کسی دانسته شده که او را با معرفت و شناخت زیارت کند.[۴۲]

نویسنده کتاب زندگانی کریمه اهل‌بیت(ع)، از محمود انصاری قمی (درگذشت: ۱۳۷۷ش) و او از سید نصرالله مستنبط عالم شیعه (درگذشت: ۱۳۶۴ش) نقل کرده که در کتاب خطی کشف اللئالی نوشته صالح بن عرندس حلی، عالم شیعه قرن نهم قمری، حدیثی دیده که در آن امام کاظم(ع) خطاب به حضرت معصومه گفته است: «فَداها اَبوها؛ پدرش به فدایش». بر اساس این نقل، امام کاظم(ع) این جمله را پس از آن گفت که حضرت معصومه در نبود امام(ع)، پرسش‌های شیعیان را به درستی پاسخ داد. نویسنده کتاب زندگانی کریمه اهل‌بیت(ع) چنان‌که خود گفته، این حدیث را جز این نقل، در کتاب‌های حدیثی نیافته است.[۴۳]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ | 12:4 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

حضرت معصومه در کلام ائمه

امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...» [۲۴]

بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در می‌گذرد که او دختر موسی است...».

امام صادق (علیه‌السّلام) در حدیثی دیگر پیش از این‌که آن حضرت متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‌گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‌دهد و می‌فرماید «و ستدفن فیها امرأةٌ من اولادی تسّمی فاطمهٌ فمن زارها وجبت له الجنَّه؛ شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون می‌شود، به نام فاطمه هر کس او را زیارت کند بهشت برای او ثابت می‌شود...» [۲۵] [۲۶]

یکی از فرازهایی که بیانگر اوج عظمت و مقام حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) است، زیارت‌نامه‌ای است که حضرت رضا (عیه‌السلام) در مورد آن حضرت بیان فرموده‌اند. در فرازی از آن چنین آمده است: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنه فانِّ لک عندا... شأناً من الشأن؛ ای فاطمه مرا در مورد ورود به بهشت شفاعت کن، چرا که در پیشگاه خداوند دارای مقامات و درجات بسیار ارجمندی هستی.»[۲۷]

همه این بیانات حاکی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مکرم اسلام می‌باشد. بی‌شک این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است که او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی کاظم (علیه‌السّلام) دارای ۳۷ فرزند بود که در میان آن‌ها این بانوی مکرم است که مثل ستاره‌ای درخشان می‌درخشد و در میان فرزندان امام کاظم (علیه‌السّلام) بعد از امام رضا (علیه‌السّلام) هیچ‌کدام هم‌سنگ او نمی‌باشد.

شرافت خانوادگی

حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) در دامن امامت تربیت یافته و قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همه نیاکان او مشعل‌داران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه‌های فضیلت و استوانه‌های ولایتند. و مادرش از بانوان بافضیلت و از اسوه‌های تقوی و شرافت است

بدیهی است که تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمی‌توان انکار کرد این ویژگی در وجود حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلی را به ارث برد و می‌توان سر برتری آن حضرت بر دیگر فرزندان موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) را در همین نکته یافت. البته این نمی‌تواند به معنای تأثیر نداشتن تلاش و کوشش آن حضرت در این راه باشد بلکه علاوه بر همه شایستگی‌های فردی که در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مکمل و پشتوانه ترقی و تکامل معنوی اخلاقی و علمی سود می‌برد.

زیارت‌نامه مخصوص

یکی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) زیارتنامه‌ای است که به خصوص، حضرت رضا (علیه‌السّلام) در شأن او صادر فرموده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) تنها زیارتی که از امام معصوم برای یک زن نقل شده، زیارت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) است و هیچ‌یک از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.

زیارت فاطمه معصومه(س)

در روایات به زیارت قبر فاطمه معصومه(س) توصیه شده است. بنابر نقل، امام‌صادق(ع)، امام‌رضا(ع) و امام‌جواد(ع) پاداش زیارت یا زیارتِ با معرفت قبر فاطمه معصومه(س) را بهشت شمرده‌اند.[۲۶] برخی فقها نیز برابر روایات ازجمله روایت معتبر یادشده به مردم توصیه کرده‌اند فاطمه معصومه(س) در قم را زیارت کنند[۲۷] مجلسی زیارت مشاهد مشرفه را مستحب و دارای پاداش بزرگ و بزرگداشت مشاهد مشرفه را بزرگداشت ائمه(ع) دانسته است و فاطمه معصومه(س) را ازجمله امامزادگان صاحب جلالت و جایگاه خوانده است.[۲۸]

شیخ‌عباس قمی نیز زیارت حضرت معصومه(س) را دارای ثواب فراوان دانسته است.[۲۹] علمای برجسته از گذشته به زیارت قبر این بانو توجه داشته‌اند و حضرت را واسطه میان خود و خدا قرار می‌داده‌اند. ملاصدرا از حکمای بزرگ به زیارت ایشان می‌رفت و مشکلات علمی خود را با توسل به ایشان حل می‌کرد.[۳۰] برخی از اهل سنت نیز از گذشته به زیارت فاطمه معصومه(س) توجه داشته‌اند و پادشاهان و بزرگان شافعی و حنفی به زیارت ایشان می‌رفته‌اند.[۳۱]

امام‌خمینی که تأکید کرده است مردم حضرت معصومه(س) را دختر امام خودشان می‌دانند و آستانه آن را می‌بوسند،[۳۲] همانند دیگر علما و بزرگان زیارت فاطمه معصومه(س) را عبادت می‌دانست[۳۳] و به زیارت ایشان توجه ویژه نشان می‌داد و به ایشان توسل می‌جست و ضریح را می‌بوسید.[۳۴] ایشان در آغاز تدریس در جوانی در یکی از حجره‌های صحن بزرگ فاطمه معصومه(س) درس می‌داد.[۳۵] در این دوره ایشان پس از درس، به حرم مطهر مشرف می‌شد.[۳۶] به گزارشی (پس از انتقال محل تدریس ایشان از حرم) روزهای چهارشنبه پس از درس به حرم مطهر مشرف می‌شد و پس از زیارت و نماز از پایین پا به احترام عقب عقب برمی‌گشت.[۳۷] برخی گفته‌اند تا وقتی ایشان در قم بود هر روز پس از درس صبح و گاهی نیز پس از درس عصر به حرم مطهر فاطمه معصومه(س) مشرف می‌شد[۳۸] (ببینید: اخلاق و سیره امام‌خمینی).

نمونه‌هایی از کرامات

از آن‌جا که حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) از خاندانی است که در زیارت جامعه خطاب به ایشان آمده است: «عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم» [۷۱]

کرامات و عنایات آستان مقدسش بسیار فراوان و شامل حال خاص و عام بوده است: از بزرگانی همچون ملاصدرا و آیت الله بروجردی گرفته تا آن مسلمان عاشقی که از دور افتاده‌ترین کشور اسلامی به عشق زیارت و به امید عنایت به حریم قدس او راه یافته، همگی را مورد لطف و عنایت کریمانه خود قرار داده است، ولی با کمال تاسف این کرامات تاکنون ثبت و ضبط نشده است.

کراماتی به نقل از آیت‌الله اراکی

آیت‌ الله‌ اراکی درباره خودشان فرمودند: دستم باد می‌کرد و پوست آن ترک بر می‌داشت به طوری‌که نمی‌توانستم وضو بگیرم و ناچار بودم برای نماز تیمم کنم و معالجات هم بی اثر بود تا این‌که به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) متوسل شدم و به من الهام شد که دستکش به دست کنم، همین کار را کردم، دستم خوب شد.

ایشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سید جعفر احتشام که هر دو از منبری‌های قم بودند) نقل می‌کرد از شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی (که مرد با اخلاصی بود) که من شبی در خواب دیدم به حرم مشرف شدم خواستم وارد شوم گفتند حرم قرق است برای این‌که حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) و حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) در سر ضریح خلوت کرده‌اند و کسی را راه نمی‌دهند. من گفتم: مادرم سیده است و من محرم هستم، به من اجازه دادند، رفتم دیدم که بله این دو نشسته‌اند و در بالای ضریح با هم صحبت می‌کنند از جمله صحبت‌ها این بود که حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) عرض کرد: حاج سید جعفر احتشام برای من مدحی گفته است و ظاهرا آن مدح را برای حضرت می‌خواند. شیخ ابراهیم این خواب را در جلسه دوره‌ای اهل منبر که حاج سید جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل می‌کند، حاج احتشام می‌گوید: از آن شعرها چیزی یادت هست؟

گفت: بله در آخر آن شعر داشت (دخت موسی بن جعفر) تا این را گفت، حاج احتشام شروع کرد به گریه کردن و گفت: بله توی اشعار من این کلمه است.

«حاج سید جعفر احتشام منبری با حالی بود و موقع روضه خواندن خودش هم گریه می‌کرد و بکاء بود و بسیار گریه می‌کرد».

آقا حسن احتشام فرزند ایشان می‌گوید به ایشان گفتیم شما در آخر شعرتان یک تخلصی داشته باشید مانند سایر شعرا، قبول نکرد تا با اصرار این شعر را گفت:

ای فاطمه بجان عزیز برادرت بر احتشام نما قصر اخضر

ایشان گفت: قصر اخضر را لطف کردند. گفتم چطور؟ گفت: همانجا کــه آقای مرعشی (رحمةالله‌علیه) سجاده می‌انداختند، آنجا را گچ‌کاری کردند و سنگ مرمر سبز رنگ، و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالاسر است (این بود قصر اخضری که به ایشان عطا شد).

آقای حاج شیخ حسن علی تهرانی (رحمةالله‌علیه) (جد مادری آقای مروارید) که از علماء بزرگ و شاگردان فاضل میرزای شیرازی محسوب می‌شوند و حدود ۵۰ سال در نجف به تحصیل علوم اشتغال داشتند، ایشان برادری داشت به نام حاج حسین علی شال فروش که از تجار بازار بوده در تمام مدتی که حاج شیخ مشغول تحصیل بودند ایشان ماهی ۵۰ تومان به او شهریه می‌داد تا این‌که برادر تاجر فوت می‌کند و جنازه او را به قم حمل می‌کنند و در آن‌جا دفن می‌نمایند.

حاج شیخ علی (که در اواخر عمر در مشهد ساکن بودند) تلگرافی از فوت برادر مطلع می‌شود، به حرم مشرف شده و به حضرت رضا عرض می‌کنند: من خدمت برادرم را یکبار هم نتوانستم جبران نمایم جز همین که بیایم اینجا و از شما خواهش کنم که به خواهرتان حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) سفارش ایشان را بفرمایید: تا کمک کاری، بکند از برادرم.

همان شب یکی از تجار که از قضیه اطلاع نداشت خواب می‌بیند که به حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) مشرف شده و آن‌جا می‌گویند: که حضرت رضا (علیه‌السلام) هم به قم تشریف آوردند: یکی جهت زیارت خواهرشان، و یکی جهت سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها).
او معنای خواب را نمی‌فهمد و آن‌را با حاج شیخ حسنعلی در میان می‌گذارد و ایشان می‌فرمایند: همان شب که شما خواب دیدی من (در رابطه با برادرم) به حضرت رضا متوسل شدم و این خواب شما درست است.
آقا سید محمدتقی خوانساری پس از شنیدن این خواب فرمود: از این خواب استفاده می‌شود که قم در حریم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) است، باید حضرت امام رضا (سلام‌الله‌علیها) به قم تشریف فرما شوند و سفارش برادر حاج شیخ حسنعلی را به حضرت بفرمایند والا خود حضرت امام رضا (سلام‌الله‌علیها) مستقیما در کار مداخله نمی‌کند چون این در محدوده حضرت معصومه است و مداخله در این محیط نمی‌شود.

نقلی از آیت الله مرعشی

آقای شیخ عبدالله موسیانی (ایشان از شاگردان آیت الله مرعشی (رحمةالله‌علیه) بودند) نقل فرمودند به این‌که حضرت آیت الله مرعشی نجفی به طلاب می‌فرمود: علت آمدن من به قم این بود که پدرم سید محمود مرعشی نجفی (که از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر (علیه‌السلام) بیتوته نمود که آن حضرت را ببنید، شبی در (حال مکاشفه) حضرت را دیده بود که به ایشان می‌فرماید: سید محمود چه می‌خواهی؟ عرض می‌کند: می‌خواهم بدانم قبر فاطمه زهراء (سلام‌الله‌علیها) کجاست؟ تا آن را زیارت کنم.
حضرت فرموده بود: من که نمی‌توانم «بر خلاف وصیت آن حضرت»، قبر او را معلوم کنم. عرض کرد: پس من هنگام زیارت چه کنم؟ حضرت فرمود: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) را به فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) عنایت فرموده است، هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) را درک کند به زیارت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) برود.

آیت الله مرعشی می‌فرمودند: پدرم مرا سفارش می‌کرد که من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) و ثامن الائمه (علیه‌السلام) آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم، آیت‌ الله حائری یزدی در قم ماندگار شدم.
آیت‌ الله مرعشی در آن زمان فرمودند: شصت سال است که هر روز من اول زائر حضرتم.

عنایت به زوار

شیخ عبدالله موسیانی نقل کردند از حضرت آیت الله مرعشی نجفی: که شب زمستانی بود که من دچار بی‌خوابی شدم، خواستم حرم بروم، دیدم بی‌موقع است، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم که اگر خوابم برد خواب نمانم، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد «که قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی‌کنم» به من فرمود: سید شهاب! بلند شو و به حرم برو، عده‌ای از زوار من پشت در حرم از سرما هلاک می‌شوند، آن‌ها را نجات بده.

ایشان می‌فرمایند: من به طرف حرم راه افتادم، دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه) عده‌ای زوار اهل پاکستان یا هندوستان (با آن لباس‌های مخصوص خودشان) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می‌لرزند، در را زدم، حاج آقا حبیب (که جزء خدام حضرت بود) با اصرار من در را باز کرد، من از مقابل و آن‌ها هم پشت سر من وارد حرم شدند و آن‌ها در کنار ضریح آن حضرت مشغول زیارت و عرض ادب بودند، من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجد وضو ساختم.

عنایت به زائر امام رضا

شیخ عبدالله موسیانی نقل می‌کند: که ما عازم مشهد مقدس بودیم در حالی‌که در آن‌جا به جهت جمعیت زیاد زوار، منزل به‌سختی پیدا می‌شد. من با اطلاع از این جهت به حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) مشرف شدم و خیلی خودمانی گفتم: بی بی جان ما عازم زیارت برادر شماییم، خودتان عنایتی بفرمایید. ما عازم مشهد شدیم، دیدیم منزل بسیار کمیاب است نزدیک حرم از تاکسی پیاده شدیم، ناگهان دیدم جوانی از داخل کوچه به طرف من آمد و به من گفت: منزل می‌خواهید؟ گفتم: بله، گفت دنبال من بیا با او رفتم مرا داخل خانه‌اش برد، اطاق بزرگ و خوبی را به ما داد، ما وقتی در آن‌جا مشغول جابجایی وسایل بودیم، خانم ایشان ما را برای نهار دعوت کرد، بعد از تشرف به حرم و زیارت و نماز، نهار را با آن‌ها خوردیم.
صبح روز بعد، خانم از ما سوال کرد: شما چند روز در اینجا هستید؟ گفتم ده روز. گفت ما به تهران می‌رویم، این کلید خانه، هر وقت که خواستید بروید، کلید را بدهید به همسایه ما آقای رضوی (یا رضوانی).
گفتم کرایه منزل چه می‌شود؟ گفت ما صحبت آن‌را کرده‌ایم.

ما خیال کردیم مقصود ایشان صحبت درباره کرایه است با آقایی که بنا شد کلید را به او بدهیم. چند روزی گذشت کسی آمد در خانه و گفت: من رضوی (یا رضوانی) هستم، شما هر وقت که خواستید به قم بروید، کلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید.

گفتیم: کرایه چه می‌شود؟ گفت درباره کرایه با من صحبتی نکردند. ده روز ما تمام شد، خواستیم برگردیم، دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه می‌کردیم و الان تهیه بلیط امکان ندارد، خیلی ناراحت بودیم که من از صاحب ماشینی (که در نزدیک منزل ما، ماشین خودش را پارک می‌کرد و در مسیر (تهران - مشهد) مسافر جا به جا می‌کرد) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد. او گفت: من فردا حرکت نمی‌کنم ولی فردا شما را به قم می‌فرستم، فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و رفت به مسوول دفتر گفت: این‌ها از ما هستند و می‌خواهند به قم بروند، او هم موافقت کرد و در بهترین جای ماشین به ما تعداد صندلی مورد نیازمان را داد و ناباورانه (حضرت معصومه) وسیله برگشت‌مان را هم مانند (منزل در مشهد) فراهم کرد.

شفای طلبه نخجوانی

آیت‌ الله مکارم شیرازی (دام‌ظله) می‌فرماید: بعد از فروپاشی شوروی سابق و آزاد شدن جمهوری‌های مسلمان‌نشین (و از آن جمله جمهوری نخجوان) مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند، که عده‌ای از جوانان خود را به حوزه علمیه قم بفرستند تا برای تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند. مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبی از این امر به عمل آمد. از بین (سیصد نفر داوطلب) پنجاه نفری که معدل بالایی داشتند و جامع‌ترین آن‌ها بودند برای اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند. در این میان جوانی - که با داشتن معدل بالا، به سبب اشکالی که در یکی از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود - با اصرار فراوان پدر ایشان، مسوول مربوطه ناچار از قبول ایشان شد، ولی هنگام فیلم‌برداری از مراسم بدرقه از این کاروان علمی، مسوول فیلم‌برداری دوربین را روی چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته‌ای از آن را به نمایش گذاشت. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته می‌شود.

وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساکن شدند این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت می‌شود، و در همان حال خوابش می‌برد. در خواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیداری می‌بیند چشمش سالم و بی‌عیب است.

او بعد از شفا یافتن به مدرسه برمی‌گردد، دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا، دسته جمعی به حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) مشرف شده و ساعت‌ها مشغول دعا و توسل می‌شوند. وقتی این خبر به نخجوان می‌رسد آن‌ها مصرانه خواهان این می‌شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتی چشمش به آن‌جا برگردد که باعث بیداری و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد. (ضبط صوتی، تصویری این کرامت به نقل حضرت آیت الله مکارم (دام‌ظله) در واحد فرهنگی آستانه موجود است.)

حل مشکلات علمی

مرحوم محدث قمی می‌فرماید از بعض اساتید خود شنیدم که: مرحوم ملاصدرای شیرازی به خاطر بعضی مشکلات از شیراز به قم مهاجرت فرمود و در قریه کهک اقامت نمود؛ آن حکیم فرزانه هرگاه مطالب علمی بر او مشکل می‌شد به زیارت حضرت فاطمه معصومه می‌آمد و با توسل به آن بزرگوار مشکلات علمی بر ایشان حل می‌شد و از آن منبع فیض الهی مورد عنایت قرار گرفت. [۷۲]

شفای مرد نصرانی

مرحوم محدث نوری نقل فرمودند: که در بغداد مردی نصرانی به نام (یعقوب) مبتلا به مرض استسقاء بود که از معالجه آن نامید شده بودند و به طوری بدنش ضعیف شده بود که توان راه رفتن نداشت. او می‌گوید: مکرر از خدا مرگم را خواسته بودم تا آن‌که در سال ۱۲۸۰ق در عالم خواب سید جلیل‌القدر نورانی را دیدم که کنار تختم ایستاده، و به من گفت: اگر شفا می‌خواهی باید به زیارت کاظمین بیایی. از خواب بیدار شدم و خوابم را به مادرم گفتم. مادرم که مسیحی بود گفت: این خواب شیطانی است. دو مرتبه خوابم برد. این مرتبه زنی را در خواب دیدم با چادر و روپوش که به من گفت: برخیز که صبح شد آیا پدرم با شما شرط نکرد که او را زیارت کنی و ترا شفا بخشد؟ گفتم پدر شما کیست؟ گفت: موسی بن جعفر. گفتم شما کیستی؟ فرمود: من معصومه خواهر رضا هستم. از خواب بیدار شدم و متحیر بودم که به کجا بروم؛ به ذهنم آمد که به خدمت سید راضی بغدادی بروم. به نزد بغدادی رفتم تا به در خانه او رسیدم، در زدم صدا آمد کیستی؟ گفتم: در را بازکن. همین که سید صدایم را شنید به دخترش گفت: در را باز کن که یک نفر نصرانی است آمده مسلمان شود.
وقتی بر او وارد شدم گفتم: از کجا دانستید که من چنین قصدی دارم؟ فرمود: جدم در خواب مرا از قضیه خبر داد. او مرا به کاظمین نزد شیخ عبدالحسین تهرانی برد، داستان خود را برایش گفتم، دستور داد مرا به حرم مطهر حضرت کاظم (علیه‌السلام) بردند و مرا دور ضریح طواف دادند عنایتی نشد، از حرم بیرون آمدم احساس تشنگی کردم، آب آشامیدم، حالم منقلب شد و روی زمین افتادم، گویا کوهی بر پشتم بود و از سنگینی آن راحت شدم. ورم بدنم از بین رفت و زردی صورتم به سرخی مبدل شد و دیگر اثری از آن مرض ندیدم. خدمت شیخ بزرگوار رفتم و به دست ایشان مسلمان شدم... [۷۳]

شفای مفلوج

حجةالاسلام‌ و المسلمین آقای شیخ محمود علی اراکی نقل کرد: که من خودم مکرر دیدم شخصی را که از پا عاجز و ناتوان بود که پاهایش جمع نمی‌شد و قسمت پایین بدن را روی زمین می‌کشید و با تکیه به دو دست حرکت می‌کرد، از حالش پرسیدم اهل یکی از شهرهای قفقاز شوروی بود، گفت: رگ‌های پایم خشکیده است و قادر به راه رفتن نیستم، آمده‌ام اینجا (قم) ان‌شاءالله شفا بگیرم.

در یکی از شب‌های ماه رمضان بود، شنیدیم نقال خانه حرم به صدا درآمد و گفتند: بی بی شخص فلجی را شفا داده است، ما که بعدا با درشکه با چند نفر از همراهان به اراک می‌رفتیم در شش فرسخی اراک، همان شخص ناتوان را دیدم که با پاهای صحیح و سالم عازم کربلا است و معلوم شد که آن روز او بوده که شفا گرفته، او را به درشکه سوار کردیم و تا اراک همراه ما بود. [۷۴]

شفای مریضی پادرد

آیت‌ الله حاج شیخ مرتضی حائری نقل فرمودند: که شخصی بود به نام آقا جمال، معروف به هژبر، دچار پادرد سختی شده بود به طوری که برای شرکت در مجالس، بایستی کسی او را به دوش می‌گرفت و کمک می‌کرد، عصر تاسوعا آقای هژبر به روضه‌ای که در مدرسه فیضیه از طرف آیت الله حائری تشکیل شده بود، آمد. آقا سید علی سیف (خدمتگزار مرحوم آیت‌الله حائری) که نگاهش به او افتاد به او پرخاش کرد که: سید این چه بساطی است که درآورده‌ای، مزاحم مردم می‌شوی، اگر واقعا"سیدی برو از بی بی شفا بگیر. آقای هژبر تحت تاثیر قرار گرفت و در پایان مجلس به همراه خود گفت: مرا به حرم مطهر ببر، پس از زیارت و عرض ادب با دل شکسته حال توجه و توسلی پیدا کرد و سید را خواب برد. در خواب دید کسی به او می‌گوید: بلند شو. گفت نمی‌توانم. گفته شد: می‌توانی بلند شو و عمارتی را به او نشان داده و گفت:

این بنا از حاج سید حسین آقاست که برای ما روضه‌خوانی می‌کند، این نامه را هم به او بده. آقای هژبر ناگهان خود را ایستاده دید که نامه‌ای در دست دارد و نامه را به صاحبش رساند و می‌گفت: ترسیدم اگر نامه را نرسانم دردپا برگردد و کسی از مضمون نامه مطلع نشد حتی آیت‌ الله حائری، ایشان فرمودند: که از آن به بعد آقای هژبر عوض شد گوئی از جهان دیگریست و غالبا" در حال سکوت و یا ذکر خدا بود. [۷۵]

عنایت به زائرین گمشده

خادم و کلیددار حرم و مکبر آقای روحانی (که از علمای قم و امام جماعت مسجد امام حسن عسکری (علیه‌السلام) بوده‌اند) می‌گوید: شبی از شب‌های سرد زمستان در خواب حضرت معصومه (علیهاالسلام) را دیدم که فرمود: بلند شو و بر سر مناره‌ها چراغ روشن کن. من از خواب بیدار شدم ولی توجهی نکردم. مرتبه دوم همان خواب تکرار شد و من بی توجهی کردم در مرتبه سوم حضرت فرمود: مگر نمی‌گویم بلند شو و بر سر مناره چراغ روشن کن! من هم از خواب بلند شده بدون آن‌که علت آن‌را بدانم در نیمه شب بالای مناره رفته و چراغ را روشن کردم و بر گشته خوابیدم. صبح بلند شدم و درهای حرم را باز کردم و بعد از طلوع آفتاب از حرم بیرون آمدم با دوستانم کنار دیوار و زیر آفتاب زمستانی نشسته، صحبت می‌کردیم که متوجه صحبت چند نفر زائر شدم که به یکدیگر می‌گویند: معجزه و کرامت این خانم را دیدید! اگر دیشب در این هوای سرد و با این برف زیاد، چراغ مناره حرم این خانم روشن نمی‌شد ما هرگز راه را نمی‌یافتیم و در بیابان هلاک می‌شدیم.

خادم می‌گوید: من نزد خود متوجه کرامت و معجزه حضرت و نهایت محبت و لطف او به زائرینش شدم. [۷۶]

شفای مبتلای به جنون

میر سید علی برقعی فرمودند: مردی اظهار می‌داشت که من در ایامی که سفیر ایران در عراق بودم، همسرم مبتلا به جنون شد به طوری‌که کند به پاهایش زدیم، روزی از سفارتخانه به منزل آمدم حال او را بسیار منقلب و آشفته دیدم، داخل اطاق مخصوص خود شدم و از همان‌جا متوسل شدم به مولا امیرالمومنین (علیه‌السلام) و عرض کردم یا علی چند سال است که در خدمت شما هستم و غریب و تنهایم، شفای همسرم را از شما می‌خواهم. همین‌طور در حال تحیر بودم که خدایا چه بکنم که یک مرتبه خادمه منزل دوید و گفت آقا بیایید، گفتم همسرم فوت کرد؟ گفت: خیر بهتر شد. من با عجله نزد عیالم رفتم، دیدم با حال طبیعی نشسته، عیالم به من گفت: این چه وضع است، چرا به پاهای من کند زدید؟! برای او توضیح دادم بعد گفتم چه شد که شما یک مرتبه بهتر شدید؟ گفت: در همین ساعات خانم مجلله‌ای داخل اطاق شد گفتم شما کیستید؟ فرمود من معصومه دختر موسی بن جعفر (علیه‌السلام) هستم. جدم امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) امر فرمودند من شما را شفا بدهم و شما خوب شدید... [۷۷]

شفای ضعف چشم

حاج آقا مهدی صاحب مقبره اعلم السلطنه (بین صحن جدید و عتیق) نقل کرده: که من چندی قبل به ضعف چشم مبتلا شدم، بعد از مراجعه به اطباء، اظهار داشتند که چشم شما آب آورده باید برسد تا آن‌را عمل کنیم. او می‌گوید: بعد از آن هر وقت که به حرم مشرف می‌شدم مختصری از گرد و غبار ضریح را به چشمانم می‌کشیدم و این عمل باعث شد که ضعف چشم من بر طرف شود به طوری‌که الان بدون عینک، قرآن و مفاتیح الجنان می‌خوانم.

شفای دختر لال

حجه الاسلام حاج آقا حسن امامی چنین نوشته‌اند که: روز پنجشنبه دهم رجب ۱۳۸۵ق دختری ۱۳ ساله از اهالی آب روشن آستارا به اتفاق پدر و مادرش به قم آمدند در حالی‌که دختر در اثر مرضی دچار عارضه لالی شده بود و قوه گویایی خود را از دست داده بود و با مراجعه به اطباء هم معالجه نشده بود، در حالی‌که از دکترها مایوس بودند به کنار قبر مطهر فاطمه معصومه (علیهاالسلام) پناهنده شدند.
به مدت دو شب در کنار ضریح مبارک نشسته گاهی در حال گریه و گاهی با زبان بی زبانی مشغول راز و نیاز بود که یک مرتبه همه چراغ‌های حرم خاموش گردید. در همان حال دختر مذکور مورد عنایت حضرت قرار گرفت و صیحه عجیبی کشید که خدام و زائرین شنیدند. جمعیت هجوم آوردند تا مقداری از لباس او را به عنوان تبرک بگیرند. خدام دختر را به کشیک‌خانه بردند تا جمعیت متفرق شدند. دختر گفت: در همان وقت خاموشی چراغ‌های حرم، چنان روشنایی و نوری دیدم که در تمام عمرم مثل آن‌را ندیده بودم و حضرت را دیدم که فرمود: خوب شدی و دیگر می‌توانی سخن بگویی و حرف بزنی، من فریاد زدم، دیدم زبانم باز شده است. [۷۸]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ | 12:3 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شفای مبتلا به سل

حاج آقا مهدی صاحب مقبره اعلم السلطنه می‌گوید: مردی از دهات خلجستان قم دچار مرض سل می‌شود. به پزشکان قم مراجعه می‌کند ولی نتیجه‌ای نمی‌گیرد. به تهران می‌رود و مشغول معالجه می‌شود تا وقتی که تمام داراییش را خرج می‌کند اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد، مایوس و تهیدسیت به وطن برمی‌گردد. در آن‌جا هم اهالی به او می‌گویند: تو که در اینجا چیزی نداری، مرضی هم که به آن مبتلا هستی مرضی است مسری، ماندن تو باعث گرفتاری سایر اهالی می‌شود، پس از اینجا برو.

به ناچار از وطن آواره و با دستی تهی و بدنی رنجور وارد قم می‌شود و در صحن جدید در ایوان یکی از مقبره‌های حرم مطهر در حالی که دل از همه جا بریده و دل به عنایات فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) بسته بود خوابش می‌برد، در اثر عنایات بی بی وقتی از خواب بیدار می‌شود هیچگونه اثری از بیماری در خود نمی‌بیند.

[۷۹]

اداء دین و گشایش در زندگی

حاج آقا تقی کمالی، از خدام آستانه مقدسه می‌گوید: در سال ۱۳۰۲ هـ.ش در آستانه مقدسه متحصن شده و پناهنده به آن بانوی معظمه بودم و در یکی از حجرات صحن نو منزل داشتم، روزگارم به تلخی و سختی سپری می‌شد و کاملا" تحت فشار بی‌پولی و نداری قرار گرفته بودم، زندگانی را با قرض از کسبه اطراف حرم می‌گذراندم تا این‌که یک روز بعد از ادای فریضه صبح خدمت بی بی مشرف شده و وضع خود را به عرض رساندم، در این حال دیدم کیسه پولی روی دامن افتاد، مدتی صبر کردم به خیال این‌که شاید این کیسه پول مال زوار محترم باشد تا به صاحبش رد نمایم، دیدم خبری نشد فهمیدم که مرحمتی خانم است به حجره خود برگشتم وقتی کیسه را باز کردم مبلغ ۴ تومان در آن بود. ابتدا بدهی‌هایم را پرداختم و به مدت چهارده ماه خرج می‌کردم و تمام نمی‌شد تا آن‌که روزی حضرت حجه الاسلام والمسلمین آقای حسین حرم پناهی تشریف آوردند و از وضع زندگی من جویا شدند من موضوع را اظهار نمودم در همان ایام به آن عطیه خاتمه داده شد.

[۸۰]

شفای خادم حرم

این کرامت که به حد تواتر رسیده از این قرار است: که یکی از خدام آن حضرت بنام میرزا اسدالله، به سبب ابتلای به مرضی انگشتان پایش سیاه شده بود، جراحان اتفاق‌نظر داشتند که باید پای او بریده شود تا مرض به بالاتر از آن سرایت نکند، قرار شد که فردای آن روز پای او را جراحی نمایند. میرزا اسدالله گفت: حال که چنین است امشب مرا ببرید حرم مطهر دختر موسی بن جعفر (علیه‌السلام). او را به حرم بردند، شب هنگام خدام در حرم را بستند و او پای ضریح از درد پا می‌نالید تا نزدیک صبح، ناگهان خدام صدای میرزا را شنیدند که می‌گوید: در حرم را باز کنید حضرت مرا شفا داده، در را باز کردند دیدند او خوشحال و خندان است. او گفت:

در عالم خواب دیدم خانمی مجلله آمد به نزد من و گفت چه می‌شود ترا؟ عرض کردم که این مرض مرا عاجز نموده و از خدا شفای دردم یا مرگ را می‌خواهم، آن مجلله گوشه مقنعه خود را بر روی پای من کشید و فرمود: شفا دادیم ترا. عرض کردم شما کیستید؟ فرمودند: مرا نمی‌شناسی؟! و حال آن‌که نوکری مرا می‌کنی، من فاطمه دختر موسی بن جعفرم.

بعد از بیدار شدن، قدری پنبه در آن‌جا دیده بود آن‌را برداشته و به هر مریضی ذره‌ای از آن را می‌دادند و به محل درد می‌کشید، شفا پیدا می‌کرد. او می‌گوید: آن پنبه در خانه ما بود تا آن وقتی که سیلابی آمد و آن خانه را خراب کرد و آن پنبه از بین رفت و دیگر پیدا نشد. [۸۱]

شفای چشم دختر ده ساله

آقای حیدری کاشانی (واعظ) نقل می‌کند که یکی از رفقای روحانی ایشان در محضر آیت‌ الله بهاءالدینی (رحمةالله‌علیه) نقل می‌کرد: که روزی دیدیم بر روی مردمک چشم دختر ده ساله ما دانه کوچکی پیدا شده، وقتی به دکتر متخصص مراجعه کردیم بعد از معاینه، ایشان اظهار نمودند که باید عمل شود ولی عمل خطر دارد.
دختر، وقتی این را شنید بنا کرد ناراحتی کردن و این‌که من عمل نمی‌خواهم و می‌گفت: مرا به حرم حضرت معصومه (علیهاالسلام) ببرید. این را گفت و با سرعت به طرف حرم دوید، ما هم به دنبال او آمدیم تا رسید به حرم، شروع کرد به گریه کردن و خطاب به بی بی گفت: یا حضرت معصومه من عمل نمی‌خواهم و چشم خود را به ضریح حضرت می‌مالید و حال عجیبی داشت، ما هم از دیدن این منظره منقلب شدیم، بعد از این حالت توسل، او را بغل کردم و دلداری دادم و به او گفتم: خوب خواهی شد، او را داخل صحن حرم مطهر بردم، ناگهان نگاهم به چشم او افتاد دیدم هیچ‌گونه اثری از آن دانه خطرناک وجود ندارد.

عطای مخارج میهمانی

آقای حیدری کاشانی می‌فرماید: روزی که ما در منزل چیزی برای پذیرایی نداشتیم عده‌ای از کسانی که در شهرستان محل تبعید ما (بیرجند) با ما آشنا بودند، به منزل ما آمدند، من متحیر بودم که چکنم؟ آمدم حرم و همان داخل صحن عرض کردم: بی بی جان خودتان وضع ما را می‌دانید، این را که گفتم در وسط حرم در حال حرکت بودم که صدای خانمی را - که مرا صدا می‌کرد - شنیدم، ایستادم، او مبلغی پول به من داد و گفت این مال شماست. من به حرکت خود ادامه دادم؛ مجددا" آن خانم مرا صدا زد و مبلغ دیگری پول به من داد و گفت: این هم مال شماست. اینجا بود که رو کردم به گنبد حضرت و عرض کردم: بی بی جان، بسیار متشکرم. برگشتم به خانه و با آن مبلغ وسایل پذیرایی لازم را فراهم نمودم. خانم ما (که از بی‌پولی ما مطلع بود) گفت: پول را از کجا تهیه کردی؟ گفتم: فاطمه معصومه (علیهاالسلام) عنایت فرمود.

شفای زائر امام رضا

آقای حیدری کاشانی می‌گوید: بعد از یک دهه سخنرانی در مسجد گوهرشاد، خانمی پیش من آمد و گفت: پسر جوان مریضی داشتم که شبی حضرت رضا (علیه‌السلام) را در خواب دیدم، حضرت فرمود: یکی از دو مریضی جوانت را شفا دادم، مریضی دوم او را خواهرم در قم شفا خواهد داد به نزد خواهرم در قم برو. حال که شما عازم قم هستید این شصت تومان را داخل ضریح حضرت بینداز، من چند روز دیگر به قم خواهم آمد. من به او گفتم: شما موقع آمدنتان به مشهد به قم نرفتید؟ گفت: نه.

گفتم: این فرمایش حضرت گلایه‌ای بوده از شما که چرا در طول راه مسافرت به مشهد به زیارت خواهر ایشان نرفته‌اید؟ (کرامات نقل شده از آقای حیدری کاشانی ضبط صوتی و تصویری و در واحد سمعی، بصری آستانه مقدسه موجود است.)

شفای دختر آذربایجانی

دختری چهارده ساله از اهالی ماکو، از شهرهای آذربایجان که خود با ما چنین سخن می‌گوید: رقیه امان الله پور هستم از اهالی (شوط) ماکو، چهار ماه پیش بر اثر یک نوع سرماخوردگی از هر دو پا فلج شدم، خانواده‌ام مرا به بیمارستان‌های مختلف در شهرهای ماکو، خوی و تبریز بردند، ولی همه پزشکان پس از عکس‌برداری و انجام آزمایش مکرر، از درمانم عاجز شدند و من دیگر نمی‌توانستم پاهایم را حرکت دهم تا این‌که چهارشنبه شب (۱۳۷۳/۰۲/۲۱) در عالم رویا دیدم که خانمی سفیدپوش سوار بر اسبی سفید به طرف من آمدند و فرمودند:

چرا از همان ابتدای بیماری پیش من نیامدی تا شفایت دهم؟ با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب را با عمو و عمه‌ام در میان گذاشتم و آن‌ها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آوردند. لذا روز جمعه (۱۳۷۳/۰۲/۲۳) ساعت ۷/۳۰ دقیقه بعدازظهر به حرم مطهر مشرف شدیم. پس از نماز، مشغول خواندن زیارتنامه شدم که ناگهان صدای همان خانمی که در خواب دیده بودم به گوشم رسید که فرمود: بلند شو، راه برو، که شفایت دادم. من ابتدا توجهی نکردم و باز مجددا" همان صدا با همان الفاظ تکرار شد، این‌بار به خود حرکتی دادم و مشاهده کردم که قادر به حرکت می‌باشم و مورد لطف آن بی بی دو عالم قرار گرفته‌ام. (این کرامت از زبان فرد شفا یافته با صدا و تصویر توسط سمعی و بصری آستانه مقدسه ضبط شده است.)

شفای تشنج اعصاب

خواهر پروین محمدی اهل باختران در سال سوم دبیرستان مبتلا به تشنج اعصاب شدند و پس از بی‌اثر بودن معالجات مکرر و ناامیدی از همه‌جا همراه خانواده عازم مشهد مقدس می‌شوند به امید شفا از امام رضا (علیه‌السلام).

اکنون مادر ایشان این کرامت را اینگونه بیان می‌فرمایند: وقتی به قم رسیدیم با خود گفتم خوبست اول به زیارت خواهر امام رضا (سلام‌الله‌علیها) برویم اگر جواب نداد به مشهد می‌رویم؛ ساعت ۲ بعد از نیمه شب بود که به قم رسیدیم، ساعت ۹ صبح به حرم مشرف شدیم و دختر را که به‌سختی خوابش می‌برد و در اثر تشنج اعصاب دچار مشکلاتی می‌شد با حال توجه و توسل به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها)، به نزدیک ضریح بردم و براحتی خوابید.

پس از مدتی که نماز ظهر و عصر گذشت بوی عطر عجیبی حرم را گرفت و دیدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش کشیده شد و رنگ او برافروخته شد و گوشه چادر او را که به ضریح بسته بودم باز شد؛ در همین حال دخترم به راحتی از خواب بیدار شد و گفت مادر کجاییم؟

گفتم: حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها). گفت: مادر گرسنه‌ام!! من که ماه‌ها بود حسرت شنیدن این کلمه را از او داشتم، گفتم: برویم بیرون حرم؛ با هم داخل صحن حرم شدیم از او پرسیدم: احساس ناراحتی نمی‌کنی؟ گفت: نه، الحمد الله خوب هستم. و من احساس کردم که حالت او طبیعی شده است و از حضرت معصومه تشکر می‌نماییم. (این کرامت روز پنج‌شنبه ۷۳/۰۴/۰۲ هـ.ش واقع شده که ضبط صوتی، تصویری گفتگوی یاد شده در واحد سمعی، بصری آستانه موجود است.)

شفای مرد فلج

روز چهاردهم شعبان برابر با ۲۶ دی‌ماه ۱۳۷۳ هـ.ش و در آستانه عید بزرگ نیمه شعبان بارگاه ملکوتی کریمه اهل بیت (علیهم‌السلام) پذیرای میهمانی است که از راه دور آمده، او همسایه برادر است که به دعوت خواهر او به امید شفا به این بارگاه رو آورده است، او امیرمحمد کوهی ساکن مشهد و کارمند سابق اداره امور اقتصادی و دارایی آن شهر است که داستان خود را چنین بیان می‌کند:

سه سال بود که به بیماری فلج مبتلا بودم و قادر به حرکت نبودم و با ویلچر حرکت می‌کردم، پیش اطباء متخصص مشهد و تهران رفتم و مراحل مختلف درمان را (از عکس و آزمایش و سی تی اسکن و غیره) گذراندم و بارها در بیمارستان بستری شدم و در مجالس دعا و توسل در حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) به قصد شفا شرکت کردم ولی عنایتی نشد در همین اواخر به خاطر ناراحتی زیاد خود و خانواده‌ام به حرم مشرف شدم و با سوز دل عرض کردم: آقا! شما غیر مسلمانان را محروم نمی‌کنید پس چرا به من شیعه توجه نمی‌فرمایید؟! آقا یا جوابم را بده یا می‌روم قم و به خواهرتان شکایت می‌کنم و او را واسطه قرار می‌دهم، آنگاه خطاب به حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) عرض کردم: من که همسایه برادر شما هستم و فردی عائله‌مندم و در عمر خود خیانتی نکردم و در حد توان درستکار بودم چرا ایشان مرا شفا نمی‌دهند؟
بعد از این توسل و عرض گلایه در عالم خواب خانمی را دیدم به من فرمود: شما باید به قم بیایی تا شفایت دهم.

عرض کردم شما که به خانه ما آمدی و میهمان ما هستی همین‌جا شفایم بده، من پولی ندارم که به قم بیایم.
فرمود: شما باید به قم بیایی.

من خوابم را به عیال و فرزندانم نقل کردم، پس از مدتی پسرم به من گفت: پدر! ما که همه دارایی خود را در راه معالجه شما خرج کردیم، من مبلغی - را از فروختن چند جعبه نوشابه‌ای که در خانه داشتیم - تهیه نمودم، این را خرج سفر کنید و به قم بروید، امیدوارم که شفا پیدا کنید.

من راهی قم شدم، پس از رسیدن به قم وضو گرفتم و وارد حرم شدم، از دو نفر تقاضا کردم زیر بغل‌های مرا گرفته و کنار ضریح ببرند، مرا کنار ضریح بردند (خسته بودم و ناتوان) بعد از زیارت و التجاء بسیار همان کنار ضریح پتوی خود را به سر کشیده، خوابم برد.

در عالم خواب خانمی را دیدم با چادر مشکی و روبندی سبز رنگ به من فرمود: پسرم خوش آمدی، اکنون شفا یافتی برخیز، تو هیچ بیماری نداری. عرض کردم: من بیمار و زمین‌گیرم. ایشان پیاله گلی پر از چای را به دست من داد و فرمود: بخور.

من چای را خوردم، ناگهان از خواب بیدار شدم دیدم می‌توانم روی پا بایستم، از جا برخاستم و خود را به ضریح مقدس رساندم و بالاخره در این روز، عیدی خود را از بی بی گرفتم. (این کرامت ضبط صوتی و تصویری شده و در سمعی، بصری آستانه موجود است.)

حرم و آستانه مقدسه

پس از به خاک‌سپردن حضرت فاطمه معصومه(س)، مردم بر قبر ایشان سایه‌بانی از بوریا برافراشتند تا آنکه زینب دختر امام‌محمدتقی(ع) قبه‌ای بر تربت ایشان بنا کرد.[۳۹] در کوی و میدان میر قم، مسجد و مدرسه‌ای است که آن را ستّیّه (مخفف سیّدتی) می‌نامند[۴۰] و آنجا سرای موسی‌بن‌خزرج بوده و فاطمه معصومه(س) در آنجا نماز گزارده است[۴۱] و محراب آن حضرت محل زیارت مردم است.[۴۲] مردم در روز شهادت امام‌کاظم(ع) برای عرض تسلیت به آنجا می‌روند.[۴۳] بنای زینب(س) دست‌کم تا سال ۳۷۸ق سرپا بوده است.

در سال ۳۵۰ق زیدبن‌احمد اصفهانی حاکم قم، سردر بقعه را از جانب رودخانه توسعه داد[۴۴] و در ۴۷۷ق امیرابوالفضل عراقی به اشاره شیخ طوسی بقعه فاطمه معصومه(س) را بازسازی کرد. سلطان‌محمد الجایتو (۷۱۶ق) به آبادانی قم و حرم‌های آن پرداخت. کاشی‌های موجود در آستانه که تصویر سواران مغول را نمایش می‌دهند، از آثار او هستند. در دوره صفویه آستانه فاطمه معصومه(س) شکوه و جلالی یافت. در این دوره خادمان و حافظان و زائران را مهمان و برایشان هزینه می‌کردند و در دوره قاجار بر توسعه آن افزوده شد.[۴۵] آستانه فاطمه معصومه(س) از گذشته دارای موقوفات باارزشی بوده و املاک، کتابخانه و موزه‌ای معتبر و آکنده از ذخایر معنویِ نفیس را در خود جای داده است.[۴۶]

این آستان که در زمان رژیم پهلوی زیر نظر دربار و اوقاف اداره می‌شد[۴۷] و پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام‌خمینی در ۱۹/۱۲/۱۳۵۷ در حکمی احمد مولایی را به عنوان تولیت آن انتخاب کرد و در آن حکم تصریح کرد وی در همه امور مربوطه با احمد آذری قمی و مجتبی طباطبایی مشورت کند.[۴۸] در ۲۹/۵/۱۳۵۹ مولایی از امام‌خمینی تقاضا کرد آستانه به صورت مستقل اداره شود که ایشان اجازه داد آستانه و موقوفات آن زیر نظر شخص «فقیه» اداره شود.[۴۹] بخشی از مستقلات آستانه از گذشته در اجاره مردم قرار داشت و با وقوع انقلاب اسلامی این تصور در میان برخی به‌وجود آمد که نیازی به پرداخت مبلغ اجاره نیست و برخی این موضوع را به امام‌خمینی نسبت می‌دادند. ایشان در پاسخ استفتائی دراین‌باره، این شایعه را تکذیب کرد و لازم دانست که مستأجران آستانه مبلغ اجاره را بپردازند.[۵۰]

حرم حضرت فاطمه معصومه(س) از گذشته یکی از عبادتگاه‌های شیعیان بوده است[۵۱] و بزرگ‌ترین مراکز علمی و مهم‌ترین حوزه‌های علمیه جهان تشیع در شهر قم تأسیس گردید و اهمیت زیارت ایشان، علمای فراوانی را به سوی این شهر جذب و موجب تحوّلات تازه و موثّری درگسترش تشیّع گردید.[۵۲] یکی از دلایل هجرت عبدالکریم حائری یزدی به قم در سال ۱۳۰۰ وجود مرقد فاطمه معصومه(س) در این شهر بود.[۵۳] حائری یزدی تا مدت زیادی درس و نمازهای خود را در مسجد بالاسر حرم اقامه می‌کرد[۵۴] سیدحسین بروجردی نیز به سبب وجود فاطمه معصومه(س) در قم اقامت کرد[۵۵] (ببینید: حوزه علمیه قم و سیدحسین بروجردی).

امام‌خمینی با توجه به روایات نقل شده دربارهٔ اهمیت قم،[۵۶] این شهر را بهشت برین نامیده و وجود فاطمه معصومه(س) را موجب نورانیت و قداست آن دانسته است. ایشان در پاسخ توهین و شبهه‌افکنی علی‌اکبر حکمی‌زاده در کتاب اسرار هزارساله دربارهٔ مزارهای اولیای خدا ازجمله فاطمه معصومه(س) یادآور شده حرم آن حضرت از عبادت‌گاه‌های بزرگ شیعیان است که شبانه‌روز در آن خانه، مردم به ذکر خدا مشغول‌اند و توهین به چنین مسجد و معبدی جز کینه به فرزندان علی(ع) ریشه‌ای ندارد.[۵۷]

از سوی دیگر، حرم فاطمه معصومه(س) که از گذشته ازجمله در نهضت مشروطه نقش‌آفرین بود و علمای تهران در جریان هجرت به قم در حرم ایشان متحصن شدند[۵۸]؛ در دوران نهضت اسلامی نیز یکی از مراکز آن به‌شمار می‌آمد؛ چنان‌که در اسفند ۱۳۴۱ امام‌خمینی در جمع مردم قم و زائران حضرت معصومه(س) سخنرانی مبسوطی کرد و دربارهٔ همه‌پرسی فرمایشی محمدرضا پهلوی به مردم هشدار داد.[۵۹] ایشان در سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ مصادف با عاشورای ۱۳۸۳ق نیز در جمع مردم قم و زوار حرم فاطمه معصومه(س) سخنرانی کرد و به هتک حرمت مدرسه فیضیه و اذیت و کشتن طلاب به‌شدت اعتراض کرد و از زائران خواست که به مدرسه فیضیه بروند و جنایت‌های مأموران رژیم پهلوی را از نزدیک ببینند[۶۰] (ببینید: حمله به مدرسه فیضیه).

ایشان برخی دیدارهای خود با شخصیت‌ها را در ارتباط با انقلاب اسلامی در حرم قرار می‌داد.[۶۱] ایشان در آبان ۱۳۵۶ در یک سخنرانی در نجف نیز دربارهٔ اهانت رژیم پهلوی به حرم فاطمه معصومه(س) سخن گفت.[۶۲]

در اوائل دوره تبعید امام‌خمینی در عراق جلسات دعای توسل پس از نماز مغرب و عشا در رواق بالای سر فاطمه معصومه(س) برگزار می‌شد و زائران حضرت را به خود جذب می‌کرد.[۶۳] معمولاً دعا را محمدرضا مؤیدی قمی می‌خواند و شرکت‌کنندگان از امام‌خمینی به عنوان مرجع دور از وطن یاد و برای سلامتی ایشان دعا می‌کردند. در شب‌های پرجمعیت مانند شب جمعه یا وفات و اعیاد ائمه(ع) یک نفر سخنرانی می‌کرد و طلاب پس از سخنرانی با تغییردادن لباسِ سخنران، او را فراری می‌دادند. در برخی از شب‌ها مراسم به تظاهرات تبدیل می‌شد و جمعیت از صحن بزرگ وارد فیضیه می‌شدند.[۶۴]

در نوروز ۱۳۴۴ هم‌زمان با تحویل سال، طلاب انقلابی در حرم فاطمه معصومه(س) دعای توسل برگزار کردند و طلبه‌ای به نام غلام‌حسین فلاح یزدی با سخنرانی کوتاه با اشاره به قیام پانزده خرداد به تبعید امام‌خمینی و بازداشت تعداد بسیاری از روحانیان انقلابی اعتراض کرد که با واکنش مأموران مواجه شد.[۶۵] نیروهای رژیم در چند نوبت به این مراسم حمله کردند و تعدادی از شرکت‌کنندگان در مراسم دعا بازداشت و زندانی شدند؛ چنان‌که در یک نوبت هجده نفر بازداشت و روانه زندان شدند تا آنکه مأموران دولتی این جلسه را تعطیل کردند.[۶۶] در سال ۱۳۵۴ نیز طلاب در بزرگداشت پانزده خرداد ۱۳۴۲ تظاهراتی در میدان آستانه و مدرسه فیضیه برگزار کردند که تعدادی مجروح و بازداشت شدند. (ببینید: هفده خرداد).


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ | 12:2 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شعر

شاعران بسیاری در مدح و منقبت و مرثیه فاطمه معصومه شعرها سروده‌اند؛ از مشهورترین آنها می‌توان به شاعران ذیل اشاره کرد: شوریده شیرازی، فتح‌علی خان صبا، سید احمد هاتف اصفهانی، ملک الشعراء، سروش اصفهانی، احمد چگینی، ظهیر لاهیجی و محمدصادق ناطق.[۱۵۹] همچنین از علماء و مراجع تقلید شیعه معاصر نیز، در مدح و مرثیه او اشعاری گزارش شده‌است؛ افرادی چون: لطف‌الله صافی گلپایگانی، روح‌الله خمینی، حسین وحید خراسانی، محمدعلی اراکی، علی صافی گلپایگانی، جواد محدثی، محمد محمدی اشتهاردی و محمدباقر ایروانی.[۱۶۰] اشعار مدحی که برای فاطمه سروده شده‌اند، محتوایی در ستایش او، توصیف سفرش و بعضاً مدح شهر و اهالی قم است. شاعران در این اشعار، بین وضعیت فاطمه در شهر قم و وضعیت زینب بنت علی در شهر کوفه و شام بعد از اسارت در نبرد کربلا مقایسه‌هایی را مطرح کرده‌اند.[۱۶۱] او به جهت جایگاه ویژه‌اش در نزد شیعه، همواره با فاطمه زهرا مقایسه می‌شود.[۱۶۲] به گزارش محمدبیگی، در گلوگاه ساق گنبد فاطمه معصومه، اشعاری از فتحعلی خان صبا به خط نستعلیق نقش بسته‌است. اشعار به شرح زیر است:[۱۶۳]

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه - ای بانویِ مظلومه، یا حَضرتِ معصومه

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

تو دخترِ موسائی ، ای دُختِ وَلِیُّ اللّه ، هستی به رضا خواهر ، ای اُختِ وَلِیُّ اللّه

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

هستی به جواد عمّه ، عَمَّه به وَلِیُّ اللّه - تو پشت و پناهِ ما ، ای یاوَرِ حِزبُ اللّه

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

هستی تو در این دنیا ، بر ما مَدَد و یاوَر - هَم هستی شفیعِ ما ، فردا به صفِ محشر

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

تو آمدی از یَثرِب ، ایران و به شهرِ قُم - از یُمنِ حضورِ تو ، شد درد و بلاها گُم

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

چون ساکنِ قُم گشتی ، قُم از تو درخشان شد - نور تو به دلهامان ، همچون مَهِ تابان شد

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

در شهرِ قُم و ایران ، هستی تو چنان خورشید - مهرِ تو به قلبِ ما ، نورِ تو به دل تابید

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

مدیونِ رضا و تو ، اَمنِیَّتِ ایران است - آرامشِ ما از تو ، هَم شاهِ غریبان است

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

در سایه یِ تو نعمت ، بر ما چه فراوان شُد - اَلطافِ تو بر ماها ، چون ریزشِ باران شُد

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

اَیّامِ وفاتِ تو ، این دیده چه گریان است - غمگین به عزایِ تو ، این سینه یِ بریان است

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

بنگر که رضا بهرت ، غمگین وعزادار است - هَم اِبنُ الرّضا بهرت ، محزون دل و غمبار است

یا حَضرتِ معصومه، یا حَضرتِ معصومه

هَم اهلِ قُم و ایران ، غمگین به عزایِ تو - هَم باقِرِیِ غمگین ، در نوحه برایِ تو

سروده شده ایام رحلت و شهادت حضرت معصومه علیهاسلام پائیز1402

سَلام بر دُختِ وَلِیِّ خُدا

سَلام بر دُختِ وَلِیِّ خُدا - عَمَّه و هَم اُختِ وَلِیِّ خُدا

فاطمه آن دُختِ وَلِیِّ خُداست - عَمّه و هَم اُختِ وَلِیِّ خُداست

دُختِ اِمام، عَمّه و اُختِ اِمام - باد زِ ما بَر او درود و سلام

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّهَ وَلِیِّ اللهِ...

فاطمه آن دُخترِ کاظم بُوَد - به نیکی و به حق مُلازِم بُوَد

فاطمه آن دخترِ موسی بُوَد - آنکه دو دستش یَدِ بیضا بُوَد

فاطمه آن خواهر و اُختُ الرِّضاست - دُختِ نبی، فاطمه و مرتضی است

اُختِ اِمامِ هشتمِ شیعیان - به مشهدش چِشمِ تمامِ جهان

فاطمه آن عَمَّه یِ اِبنُ الرِّضا - آنکه بُوَد نبیره یِ مرتضی

عَمَّه یِ آن تقی، اِمامِ جواد - جوانترین رَهبرِ کُلِّ عِباد

فاطمه آن حضرتِ معصومه است - همنامِ آن زهرایِ مظلومه است

آنکه به قُم شده نگینِ جهان - آنکه بُوَد مَلجاءِ ما شیعیان

فاطمه آن شافعه یِ محشر است - او دُخترِ حیدر و پیغمبر است

یا فاطمه، اِشفَعِی لِی فِی الجَنَّة – حُبِّ تو چون حُبِّ علی است جُنَّة

عَلیٌّ حُبُّه جُنَّة، قَسیمُ النّارِ و الجَنَّة، وَصیُّ المصطفی حَقّاً، إمامُ الإنسِ و الجِنَّة...

شأن بُزُرگی است به نَزدِ خدا - برایَت ای فاطمه، بنتُ الهُدا

نَزد خدا تو راست قُربی نکو - نَزد خدا تو را بُوَد آبرو

یَا فاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ..‌.

سَیِّدتی شفاعتِ ما نما - شفیعِ ما شو تو به نزدِ خدا

سَیِّدتی حاجتِ ما کُن روا - قسمتِ ما مدینه و کربلا

سَیِّدتی قروضِ ما کُن اَدا - ما همه هستیم تو را جان فدا

به باقری و جُمله یِ زائرین - کُن نظر و مرحمت ای بی قرین

سروده شده ایام ورود حضرت به قم و رحلت و شهادت آن بانوی معصومه پائیز ۱۴۰۲

حَضرتِ معصومه سَلامً عَلَیک

حَضرَتِ معصومه سَلامً عَلَیک - بانویِ مظلومه سَلامً عَلَیک

ای که بُوَد آن حَرَمَت غَرقِ نُور - زَینبِ دَورانی وَ هستی صَبور

خواهَرِ سُلطانِ خراسان تویی - نُورِ درخشنده یِ ایران تویی

خواهرِ خورشیدی وَ خُود همچُو ماه - در سُخَنِ تو نَبُوَد اِشتباه

دُخترِ اَرزنده یِ ایران تویی - خواهرِ خورشیدِ خراسان تویی

مَعدَنِ جود و کَرَمی، چون رضا - نشانی اَز فاطمه وَ مرتضی

عَمَّه ساداتی وَ هَم فاطمه - حُبِّ تو باشَد به دِلِ ما هَمَه

از سروده های حجت الاسلام باقری پور

ای دختر عقل و خواهر دین - وی گوهر درج عز و تمکین

عصمت شده پایبند مویت - ای علم و عمل مقیم کویت

ای میوه شاخسار توحید - همشیره ماه و دخت خورشید

وی گوهر تاج آدمیت - فرخنده نگین خاتمیت

شیطان به خطاب «قم» براندند - پس تخت ترا به قم نشاندند

کاین خانه بهشت و جای حواست - ناموس خدای جایش اینجاست

اندر حرم تو عقل ماتست - زین خاک که چشمه حیاتست

جسمی که در این زمین نهان است - جانیست که در تن جهان است

این ماه منیر و مهر تابان - عکسی بود از قم و خراسان

ایران شده نوربخش ارواح - مشکاة صفت به این دو مصباح

از این دو حرم دلا چه پرسی - حق داند و وصف عرش و کرسی

هر کس به درت به یک امیدی است - محتاج تر از همه «وحیدی» است

سروده آیت اله وحید خراسانی

آیتی از خداست معصومه - لطف بی انتهاست معصومه

عطر باغ محمدی دارد زاده - مصطفی است معصومه

پرتوی از تلألؤ زهرا - گوهری پربهاست معصومه

ماه عفّت نقاب آل کسا - دختر مرتضی است معصومه

اختری در مدار شمس شموس - یعنی اخت الرضاست معصومه

زائران، یک در بهشت این جاست - تربتش باصفاست معصومه

در توسل به عترت و قرآن - باب حاجات ماست معصومه

شاعر:حسان

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام - به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو - بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار - هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح - بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو - زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین - ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد - به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

شاعر:سراج

تو مجموعه ی لطف و جود و عطایی - تو یک چشمه از جوشش هَل اَتایی

تو دریاچه نه؛ بَحر بی انتهایی - چه گویم که هستی؟چه گویم چه هایی؟

تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو زهرا خصالی تو زهرا جمالی - تو زهرا مَآبی تو زهرا جلالی

تو زهرا سِرشتی تو زهرا مثالی

تو در دوره ی خویش خیرالنّسایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تویی راحت جان موسی بن جعفر - تویی روح و ریحان موسی بن جعفر

تویی یاس بُستان موسی بن جعفر

تو بنت الامامی تو بنت الهُدایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو عَذراترین مریم اهل بیتی - تو در هر دمی همدم اهل بیتی

در اسرار حق، مَحرم اهل بیتی

تو تندیس آن چارده مُقتدایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

هُمای بهشتی و عرش آشیانی

که در عُشّ دین صاحب آستانی - تو باب الرّضایی تو بابُ الجَنانی

بهشت خداوند در خاک مایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو مانند کلثوم، زینب ترینی - خدیجه وقار اَستی و بی قرینی

وفادار مانند اُمّ البنینی

تو منظومه جمع معصومه هایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

چه گویم؟ که بابا ثنای تو گفته - فداها ابوها برای تو گفته

به مدحت ولیّ خُدای تو گفته - که در حشر تو شافع شیعه هایی

تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

در اطراف صحنت غُباریم بانو - به درگاه تان خاکساریم بانو

به لطفت در این شهر داریم بانو

عجب کاظمینی؛ عجب کربلایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

تو نَفس نفیس اَنیس النّفوسی - تو همشیره ی شخصِ شَمس الشّموسی

درِ خانه ات از پی خاک بوسی - رسیدند صدها چو شیخ بهایی

تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

از این در چو بُردیم فیض دو چندان - طمع کار گشتیم ما مستمندان

به اقرار ما فرقه ی دردمندان

تو با درد هر بینوا، آشنایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

اگرچه در این خاک کم غم ندیدم - در این شوره زار آب زمزم ندیدم

به من درد دادند و مرهم ندیدم

ولی از قُمم نیست مِیل جُدایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

به این خسته حال مجاور نظر کن - تو ای روح شعرم به شاعر نظر کن

به من هم به عنوان زائر نظر کن

تو رُخصت دهی می شوم نینوایی - تو معصومه هستی و اُخت الرّضایی

محمد قاسمی

عزیزی آن چنان که جایگاهت قلب ایران است - بزرگی آنچنان که عقل دروصف توحیران است

طبیبی در جوار مرقدت بیمار بسیار است - کریمی در حریم قدسی ات سائل فراوان است

قدم هایت به خاک مرده طعم زندگی بخشید - نگاهت خاستگاه بی بدیل ابر و باران است

زیارتنامه تو بر لب معصوم شد جاری - همین یعنی زیارتنامه ات هم شأن قرآن است

به عشق فاطمه قم را زیارت کردم و دیدم - غلط بوده که قبر حضرت صدیقه پنهان است

مرا با نقشه کاری نیست، از قم می شوم زائر - اگر قصدم رسیدن بر در شاه خراسان است

علی سلیمیان

ای حرمت نور عَلی کلِّ نور - وارث زهراییِ قلبِ صبور

خواهرِ شمس، دخترِ محجوبِ ماه - ای که شدی خالی از هر اشتباه

چادرِ تو بر دلِ شب سر پناه - جلوه گرفت از رخِ تو چشمِ ماه

فاطمه اِی عمّه ساداتِ عشق - خواهرِ سلطان و مباهاتِ عشق

شمسِ شرَف، دختر ایران تویی - خواهرِ خورشیدِ خراسان تویی

نجمه کند در دو جهان سروَری - چون که کند بر سرِ تو مادری

ای همه جود و کرم، همچون رضا - آیه تطهیر و گلِ مرتضی

دختر حیدر نسبِ فاطمی - بانویِ مظلوم بنی هاشمی

فاطمه ثانیِ در شهر قم - دختر محجوبِ امامِ هفتم

زینتِ موسی گلِ سرسبزِ عشق - می زَند از یادِ شما نبضِ عشق

جلوه تو، آینه دارِ علی است - عصمتِ زهراییِ تو منجلی است

از شرف خاک شما شهرِ قم - شور گرفت از ازدحامِ مردم

منشاء و سرمایه در یایِ عشق - خواهر آواره صحرای عشق

ای که چو زینب، لبِ خواهر مدام - می زند از عشق برادر، کلام

نام رضا وِرد زبانِ تو شد - در همه جا عشقِ عیانِ تو شد

معدن ایمان و کرامات و علم - با دلِ زینب شده ای کوهِ حلم

از حرَمِ قدسی اَت ای مَهلقا - نیست دِگر فاصله ای تا خدا

می رسم از کوی تا با نام عشق - مثل کبوتر به سرِ بامِ عشق

بانویِ عشق و ادب و ذوالکرَم - تذکره ای دِه که بیایِم حرم

سخت دلم تنگِ حریمَت شد - تنگِ دل و دستِ کریمَت شده

اذن بده زائر رویَت شوم - شاعرِ دل خسته کویت شوَم

در حرمِ عشق مرا جا بده - هر چه خوب است همان جا بده

محضِ گلِ روی رضا کن نگاه - خواهر سلطان بده ما را پناه

بانویِ قم خواهرِ سلطان ما - چاره عشق علّتِ درمان ما

دردِ دلم با تو دوا می شود - هر گره با دست تو وا می شود

نام شما عزّتِ ایران زمین - عشق شما شوکتِ این سرزمین

روشنی عرشِ حرم دستِ تو - شاخه گل فرشِ حرم مست تو

عطرِ گلِ فرشِ حرم گوئیا - آمده از باغ بهشتِ رضا

هر که در این خانه نشان می شود - هر نفسش مشک فشان می شود

هر در از این صحن و سرا یک بهشت - عشق شما خوبترین سرنوشت

منصوره محمدی

آن که در شأن نزول خود به کوثر رفته است - فاطمه نامش شده از بس به مادر رفته است

از مقام نجمه چیزی کم نخواهد شد که هیچ - افتخارش نیز شد مادر به دختر رفته است

عجز خود را در بیان کردن، نموده آشکار - هرکسی در وصف این بانو به منبر رفته است

سر درآوردم به ناگاه از دل سُلطانِ طوس - هر زمان ذهنم فرو در فکر خواهر رفته است

با فداها گفتنِ موسیِ بن جعفر، شک نکن - شأن او بسیار از مریم، فراتر رفته است

او تحمّل کرده ما را سال های سال، چون - وقت کظم غیض به موسی بن جعفر رفته است

زائر او رتبه اش با زائر سُلطان یکی ست - چونکه این خواهر تماماً به برادر رفته است

با سروری بی نظیر آمد برون از آن حرم - هر دلی که وقت پابوسی مُکدّر رفته است

مرقدش، خاصیّتش این است، زائر دفعتاً - پایْ بوس یازده فرزند حیدر رفته است

نه فقط او را زیارت کرده زائر، باطناً - در مدینه خانه زَهرای اطهر رفته است

پیش از محشر، به جنّات خُدا داخل شده - هر کسی یک بار حتّی سمت این در رفته است

در طریق وصل چون ما راه رفتن خوب نیست - خوش به حال آنکه دراین راه باسررفته است

دم به دم در قبر مهمانند او را اهل بیت - هر کسی بر آستانْ بوسی مکرّر رفته است

کفش را از پا در آر اینجا که این محدوده را - هر سحر پیش از اذان جبریل با پَر رُفته است

محمّد قاسمی

خیر کثیر و معنی آیات کوثر است - قائم مقام حضرت زهرای اطهر است

او فاطمه است، فاطمه دیگر قم است - عرش خدا به زیر قدم های او گم است

او دختر است، دختر یک نور بی حد است - او خواهر است، خواهر سلطان مشهد است

او شافعه است، شافعه روز محشر است - هستی ز اوست، هستی موسی ابن جعفر است

موسای این قبیله به او فخر می کند - عالم به هر وسیله به او فخر می کند

از کودکی عصای ولی خدا شده - از هر بدی، به دست خدایش رها شده

از قلعه های علم و ادب، درب، کنده است - روح الامین به عرش علومش پرنده است

حجب و حیا ز هر عملش آبرو گرفت - مولا رضا ز آب وضویش، وضو گرفت

در بحر حق بسان سفینه است مرقدش - و شعبه ای ز خاک مدینه است مرقدش

خیل ملائکه همه حیران درگهش - امثال بهجتند غلامان درگهش

جعفر ابوالفتحی

مهربانی، کریمه ای خانم - بانوی بی بدیل؛ معصومه

التماس قنوت گریه من - الدخیل الدخیل معصومه

شرف الشمس شهر قم هستی - از تبار و ذراری خورشید

پای دَرست ملائکه حاضر - ای پناه مراجع تقلید

صحن بالا سر تو منزل نور - مهبط جبرئیل این صحن است

بال جمله ملائک عرشی - زیر پاهای زائرت پهن است

حرم اهل بیت صحن شماست - حرم خانواده زهرا

کربلا و مدینه و مشهد - نجف و کاظمین و سامرّا

وقت تجدید عهد با زهرا - شهر یثرب اگر نشد قم هست

گره هایم نگفته وا شده است - تا قسم به امام هشتم هست

گرچه چنگ خزان به جان تو و - جان ایل و تبارت افتاده

پاره پاره ولی نشد هرگز - نامه ای که رضا فرستاده

بین این کوچه ها خدا را شکر - محترم مانده گوشواره تو

لاأقل هلهله نشد بر پای - چشم گریان و پر ستاره تو

گرچه خم شد قدت ز فاصله ها - ذبح اطفال را ندیدی تو

حضرت زینب امام رضا - تلّ و گودال را ندیدی تو

تشنه ای را که زیر یک دشنه - دست و پا میزند که جان بدهد

حق او نیست شمر با پایش - جسم زخمیش را تکان بدهد

محسن حنیفی

این زن که خاک قم به وجودش معطر است - تکرار آفرینش زهرای اطهر است

تکرار آفرینش افلاک بر زمین - تکرار آفرینش عرش مصوّر است

این جلوه فرشته صفت این شکوه غیب - بر خاک می نشیند و از خاک برتر است

دست سخاوتش پر از آمال دوستان - چشم محبتش به غریبان مضطر است

همشیره شقایق و همراز رازقی - با آفتاب مشرقی عشق خواهر است

این زن که از نیایش او مست عالم اند - معصومه است مریم آل پیمبر است

نجاتی

ای چشمه های نور تو روشنگر دلم - ای دست آسمانی تو بر سر دلم

راز دلم، نیاز دلم، باور دلم - سوی تو دست و پا زده بال و پر دلم

ای حضرت کریمه! تو را می زنم صدا - من آشنای دردم و تو خواهر رضا

ای نور بارگاه تو تابیده بر فلک - جارو زنانِ صحن تو بال و پر ملک

گر با مدینه هست تو را صحن مشترک - اِنّی اَنا الغَریبُ بِهَمّی اَتیتُ لَک

راهم دِه! ای سپیده که در ظلمتم گمم - اذنم دِه! ای بهشت، که من زائر قمم

مهمان نواز عترتی و خانه ات دل است - معصومه ای و ماه حجاب تو کامل است

روز حساب سایهٔ امن تو ساحل است - با این حساب، عشق تو حلال مشکل است

پس خوش به حال قم که تویی نبض سینه اش - حج فقیر، مشهد و قم هم مدینه اش

ای خوب! بی تو حال و هوای دلم بد است - شوقم به بارگاه تو ای ماه! بی حد است

خورشید اگرچه زائر بی تاب مشهد است - بین طلوع و چشم تو در رفت و آمد است

اینجا که آسمان برد از چشمهٔ تو آب - گنبد طلوع کرده مگر پیش از آفتاب

ای آسمان رواق نواهای یا ربت - وی ماهتاب دانهٔ تسبیح هر شبت

نم نم گرفته ابر مفاتیحی از لبت - تازه رسیده ایم به آغاز مطلبت

هرچه قلم زدیم و نوشتیم و ساختیم - در بُعدِ ناشناخته ات پر گداختیم

نامت بلند! چون که رضا را تو خواهری - یا حَبَّذا! که دختر موسی بن جعفری

دریای منشعب شده از حوض کوثری - من را به خود می آری و از هوش می بری

خاکم ولی به شوق تو تا اوج می پرم - وقتی در آستان تو هستم، کبوترم

مرتضی حیدری

ای دُر یمِ عصمت یا حضرت معصومه - ای فاطمه عترت یا حضرت معصومه

ای خاک رهت جنّت یا حضرت معصومه - ای سایه تو عفّت یا حضرت معصومه

قم از تو یم رحمت یا حضرت معصومه - محتاج دمت حکمت یا حضرت معصومه

تو در حرم موسی انسیّه حورایی - انسیّه حورایی محبوبه یکتایی

محبوبه یکتایی ممدوحه طاهایی - ممدوحه طاهایی ریحانه بابایی

ریحانه بابایی آیینه زهرایی - در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه

تنها نه محیط قم، ایران به تو می نازد - عصمت به تو می نازد، ایمان به تو می نازد

عترت به تو می نازد، قرآن به تو می نازد - تفسیر و اصول و دین، عرفان به تو می نازد

جنّ و ملک و حور و انسان به تو می نازد - بانوی همه خلقت یا حضرت معصومه

شمس و قمر و انجم، جنّ و ملک و انسان - جنّ و ملک و رضوان، حور و پری و غلمان

هم حوری و هم غلمان هم مالک و هم رضوان - هم عالم و هم حاکم هم بنده و هم سلطان

دارند به تو چشم لطف و کرم و احسان - گیرند زتو حاجت یا حضرت معصومه

نبود عجب ای بانو شاهی به گدا بخشی - وز گرد حریم خود بر روح شفا بخشی

بر روح، شفا بخشی بر سینه صفا بخشی - حاجات خلایق را از لطف و عطا بخشی

بر خلق زمین بخشی بر اهل سما بخشی - داری زحق این قدرت یا حضرت معصومه

ای کعبه اهل دل ایوان طلای تو - ای سرمه حور العین خاک کف پای تو

قم نه همه عالم مرهون عطای تو - فیضیّه بود دائم در ظلّ همای تو

گردد درِ جنّت باز از صحن و سرای تو - یک بذل تو صد جنّت یا حضرت معصومه

ای بانوی نُه افلاک ای مادر اهل قم - ای خاک حریم تو تاج سر اهل قم

ای کوثر فیض تو در ساغر اهل قم - آید زنسیمت جان در پیکر اهل قم

گلدسته صحنینت روشن گر اهل قم - ای قم حرم امنت یا حضرت معصومه

آنانکه به شهر قم بر عرض ادب آیند - آنانکه به پای جان رو سوی تو بنمایند

در صحن تو روگردان از جنّت اعلایند - هر گام که ای بانو در صحن تو پیمایند

هر زائر قبر تو هم زائر زهرایند - نازند بدین رتبت یا حضرت معصومه

ای دسته گل زهرا زیحانه اهل البیت - ریحانه اهل البیت دُردانه اهل البیت

زوّار حریم تو پروانه اهل البیت - قبر تو بود کعبه در خانه اهل البیت

قم گشته زفیض تو کاشانه اهل البیت - نازند به تو عترت یا حضرت معصومه

ای چشم رضا دیده در حُسن تو زهرا را - هم صورت زهرا را هم زینب کبری را

خاک حرمت دارد اعجاز مسیحا را - دل می بری از رفعت صد مریم عذرا را

معصومه ای ای بانو ذرّیه طاها را - ای فاطمه در فطرت یا حضرت معصومه

تو جان سجود استی تو روح قیام استی - موسای محمّد را تورات تمام استی

دخت صلوات ستی فرزند سلام استی - فخریّه اجداد و آباء عظام استی

الحق که یکی مریم از هفت امام استی - ای فاطمه را زینت یا حضرت معصومه

تو پاکی و معصومه من عبد گنه کارم - تو بحر کرم داری من دست تهی دارم

سرمایه من تنها اشکی است که می بارم - گر اهل بهشت استم گر مستحق نارم

هم بنده این کویم هم میثم این دارم - ممنونم از این منّت یا حضرت معصومه

حاج غلامرضا سازگار

مرغ دلم راهی قم می شود - در حرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلام علیک - روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی - آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو کیستی؟ - فاطمه یا زینب ثانیستی؟

از سفر کرب و بلا آمدی؟ - یا که به دنبال رضا آمدی؟

من چه کنم شعله داغ تو را - درد و غم شاهچراغ تو را

کاش شبی مست حضورم کنی - باخبر از وقت ظهورم کنی

محمد رضا آقاسی


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ | 12:1 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

6 ویژگی ممتاز حضرت معصومه(س) برای زنان مسلمان

همواره حضرت معصومه(س)، به عنوان الگویی که ویژگی‌های کاربردی دارند مطرح شده‌ است. عالمه بودن و همراهی ایشان با امام زمان خود، از نکات ارزنده شخصیتی ایشان است که نه تنها ایشان را برای دختران جامعه الگو می‌سازد، بلکه مردان نیز در ولایت‌مداری باید از ایشان الگوبرداری کنند.

همه انسان‌ها نیاز به الگو دارند تا در بزنگاه‌های زندگی مسیر اصلی خود را گم نکنند. ضرورت داشتن الگویی که چراغ راه ما باشد، در عصر حاضر بیشتر احساس می‌شود. ما شیعیان معتقدیم اهل‌بیت و فرزندان آن‌ها بهترین راهنما و الگو برای هدایت هستند که می‌توانند، در تهاجمات فرهنگی، پناهگاه خوبی برای حفظ ارزش‌هایمان باشند.

همواره حضرت معصومه(س)، به عنوان الگویی که ویژگی‌های کاربردی دارند مطرح شده‌ است. علما و مراجع بسیاری در مقابل ایشان زانوی ادب زده و دست به دامان کرم ایشان شده‌اند. شخصیت والای ایشان سبب شده که بعد از امام رضا(ع) برترین فرزند امام کاظم(ع) شناخته شوند. عالمه بودن و همراهی ایشان با امام زمان خود، از نکات ارزنده شخصیتی ایشان است که نه تنها ایشان را برای دختران جامعه الگو می‌سازد، بلکه مردان نیز در ولایت‌مداری باید از ایشان الگوبرداری کنند.

1 -فعالیت علمی

عالم بودن حضرت معصومه(س)یکی از ویژگی‌های کاربردی ایشان می‌باشد. برخی اینگونه جلوه می‌دهند که اسلام با علم‌آموزی زنان موافق نیست حال آنکه زنانی در اهل بیت بودند که عالمه بوده و فعالیت‌های علمی انجام می‌دادند. درباره علم حضرت معصومه(س) نیز نکاتی در تاریخ ثبت شده است. در زمانی که امام موسی کاظم(ع) در زندان بودند، بسیاری از علما، مراجع و دانشمندان نزد حضرت معصومه(س) ‌آمده و سوالات خود را می‌پرسیدند و حضرت به مشکلات علمی مراجعان پاسخ می‌دادند.

متاسفانه دیده می‌شود در فضای مجازی برخی از زنان از اهداف و چارچوب خارج و مرتکب گناه شده، با نامحرم راحت گفتگوهای نابجا دارند. در همین جا از بانوان مسلمان تقاضا می‌کنم عفت و نجابت حضرت معصومه (س) را الگوی خود قرار داده و مرتکب گناه نشوند

زمانی که امام رضا(ع) قصد رفتن به مرو را کردند؛ علما و فرهیختگان نزد امام آمده و گفتند از این پس سوالات علمی خود را از چه کسی بپرسیم؟ امام حضرت فاطمه معصومه(س) را معرفی کرده و فرمودند در نبود من معصومه پاسخگوی سوالات شما می‌باشد و اینگونه بود که امام رضا(ع) ایشان را تایید کردند.

2- صبر و امیدواری و شناخت هدف

حضرت معصومه(س)تمام دوران کودکی و نوجوانی خود را در فراق پدر گذراند. در حالی که می‌دانست پدر در زندان است و تحت شکنجه‌های متعدد قرار می‌گیرد؛ ولی صبر و بردباری و امیدواری که در وجود ایشان بوده از شگفتی‌هاست چون حضرت معصومه(س) با پدر ارتباط بسیار عمیق و جانانه‌ای داشت و تحمل و صبر ایشان ستودنی است، هرگز در زندگی امید خود را از دست ندادند. ایشان در هر شرایطی هدف و مقصد را می‌شناختند و در جهت رسیدن به مقصد، هر بلایی را به جان می‌خریدند. اگر انسان در زندگی هدف داشته باشد سخت‌ترین مسائل هم که برایش پیش بیاید مقاومت می‌کند بلکه مقاوم‌تر می‌شود و به هدف بیشتر معتقد می‌شود. آنچه در زندگی حضرت معصومه(س) حرف اول را می‌زند هدف شناسی ایشان است. یعنی حضرت در زندگی ۲۸ ساله خود کاملاً می‌دانستند دنبال چی هستند و هدف معلوم و معین بود و از این شاخه به آن شاخه نمی‌پریدند. اینگونه نبودند که یکبار افراط کنند و یکبار تفریط. با یک حرکتی بر مبنای شناخت مقصد و هدف با طراحی متعادل بر مبنای آموزه‌های امام معصوم(ع)، مراحل مختلف مبارزه و رسیدن به مقصد را گذراندند.

3- فعالیت سیاسی و اجتماعی

ویژگی بارز دیگر این بانوی بزرگوار، فعالیت‌های سیاسی ایشان بوده است. پس از اینکه امام رضا(ع) به مرو آمدند، حضرت معصومه(س) ۹ ماه بیشتر در مدینه نماندند و به همراهی برادران و برادرزاده‌های خود به سمت مرو رهسپار شدند. در این هنگام ایشان هدف از هجرت را یاری رساندن به امامِ زمان خود مطرح کردند.

حضرت معصومه(س) خود را فدای حقیقت ولایت کرده و در رابطه با دو امام عصر خود، یعنی پدر و برادر، تمکین داشته و تسلیم مطلق بودند و از ایشان الگوبرداری می‌کردند

ایشان در این مسیر مجاهدت فراوانی داشتند که در تاریخ ثبت شده است. از جمله این که در مسیر دچار درگیری جدی با نظامیان عباسیان شده و در این درگیری 5 برادر خود و تعدادی از برادرزاده‌های خود را از دست دادند. حضرت در هجرت ترویجی و تبلیغی خود، در تثبیت امامت حضرت رضا(ع) در مقابل واقفیه نیز نقش بسزایی ایفا کردند. برخی علت ازدواج نکردن حضرت را نبود کفو برای انتخاب همسر دانسته‌اند اما بنده خیلی این نظریه را قبول ندارم چرا که با سنت پیامبر و اهل بیت(ع) تناسب ندارد. به نظر من چون حضرت معصومه(س) دائم در مبارزات و مجاهدت با دستگاه ظلم بنی‌عباس بودند؛ و از طرفی عمر حضرت در 28 سالگی به اتمام می‌رسد، فرصتی برای ازدواج نیافتند.

4- پایبندی به خانواده

ویژگی دیگر حضرت معصومه(س) پایبندی به خانواده بود که در جامعه امروز خود بسیار به آن نیازمندیم. حضرت از کودکی با وجود عدم حضور پدر، و با وجود سختی‌های بسیار در خانواده، همواره در کنارشان بوده و در بزرگسالی به جهت یاری رساندن به برادر خود امام رضا(ع) و دلتنگی برای ایشان، به ایران مهاجرت کرده و هرگز خانواده را تنها نگذاشتند.

5 -ولایت‌پذیری ایشان

حضرت تسلیم ولایت امامِ زمان خود بود و از فدا شدن در راه ولایت باکی نداشت. چه در زمان موسی بن جعفر(ع) و چه در زمان امامت حضرت رضا(ع) که در تثبیت امامت امام رضا(ع) در مقابل واقفیه نقش بسزایی ایفا کرد. چرا که فرقه واقفیه هفت امامی بودند و معتقد بودند با شهادت امام موسی کاظم(ع) امامت خاتمه یافته است. ولی حضرت معصومه(س) برای تثبیت امامت حضرت رضا(ع) تلاش بسیاری کردند که نشات گرفته از ولایت‌پذیری ایشان بوده است. حضرت معصومه(علیهاالسلام) خود را فدای حقیقت ولایت کرده بودند و در رابطه با دو امام عصر خود، یعنی پدر و برادر، تمکین کرده و تسلیم مطلق بودند. و از ایشان الگوبرداری می‌کردند. در این عصر هم امام زمان(عج) هستند که ما می‌توانیم منویات امام زمان(عج) را کسب کرده و اهداف آقا را بشناسیم.

6- عفت و نجابت

نام حضرت، "فاطمه" بود، اما به دلیل عفت و نجابت و پاکی "معصومه" لقب گرفته‌اند. این صفت در بین زنان مسلمان زمان ما، کمی رنگ باخته است و برخی سیر قهقرایی داشته و در رعایت احکام حجاب و ارتباط با نامحرم، دچار شک و تردید شده‌اند که البته نشانگر عدم ثبات و نداشتن هدف است. به عنوان مثال متاسفانه دیده می‌شود در فضای مجازی برخی از زنان از اهداف و چارچوب خارج و مرتکب گناه شده، با نامحرم راحت گفتگوهای نابجا دارند. در همین جا از بانوان مسلمان تقاضا می‌کنم عفت و نجابت حضرت معصومه(س) را الگوی خود قرار داده و مرتکب گناه نشوند. بعد از حضرت زهرا(س) از جهت مقام علمی و عصمت و حضرت زینب(س) در مقام مجاهدت، بزرگان و اهل تحقیق حضرت فاطمه معصومه(س) را بانوی تراز عالم اسلام و دنیای شیعه می‌شناسند. ایشان چنان زندگی هدفمند و شکوهمند و با نورانیتی داشتند که می‌تواند برای خانواده‌ها، مورد توجه قرار گرفته و از زندگی این بزرگوار نور بگیرند


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : چهارشنبه ۳ آبان ۱۴۰۲ | 17:3 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

ولادت حضرت معصومه(س) دختر گرامي امام موسي كاظم(ع)(1ذیقعده173 ق)

ولادت حضرت معصومه(س) دختر گرامي امام موسي كاظم(ع)(173 ق)

ولادت حضرت معصومه(س) دختر گرامي امام موسي كاظم(ع)(173 ق) حضرت فاطمه‏ي كبري دختر ارجمند امام موسي كاظم(ع)، ملقب به معصومه در شهر مدينه چشم به جهان گشود. مادر وي نجمه يا تكتم و خواهر امام رضا(ع) از يك مادر بود. آن حضرت از برادرش نقل روايت مي‏كرد و فضل و كمال و علم او زبانزد خاص و عام بوده است. اين بانو به برادرش امام رضا(ع) محبت زيادي داشت و پس از اعلام ولايتعهدي ايشان، به قصد زيارت برادر در مرو، به ايران وارد شد. چون به ساوه رسيد بيمار گشت و از مسافتِ بين ساوه و قم پرسيد. گفتند ده فرسخ است. دستور داد او را به قم ببرند. آن بانوي مكرّمه هفده روز در قم ماندگار شد و پس از آن جان به جان آفرين تسليم كرد. حضرت فاطمه‏ي معصومه(س) پس از حضرت زينب كبري(س)، فاضل‏ترين زن در ميان معصوم زادگان است.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت فاطمه معصومه علیها سلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸ | 12:0 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |