ولادت امام زمان علیه السلام

حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه)، فرزند امام حسن عسکری (علیه‌السلام) و نرجس خاتون، دوازدهمین و آخرین امام معصوم شیعیان است که بنابر قول مشهور، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا دیده به جهان گشود.[۱]

ولادت حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، در سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری، پنج سال قبل از شهادت امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) در سامرا واقع شده است.

از حوادث مهم در تاریخ بشر، ولادت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)است. ولادت آن حضرت، از مسلمات تاریخ به شمار می‌آید. نه فقط امامان معصوم (علیهم‌السلام)، دانشمندان و تاریخ‌نویسان شیعه به این مهم اشاره کرده‌اند، بلکه مورخان و محدثانی چند از اهل سنت نیز به این حادثه بزرگ تصریح نموده، آن‌را یک واقعیت دانسته‌اند. حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)، ولادت شگفت‌آوری داشته و این، برای بسیاری سؤال‌انگیز بوده است، از این‌رو ترسیم و تصویر مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بیت (علیهم‌السلام( برابر این پدیده، ضروری می‌نماید.

علما و محدثین امامیه، از جمله علامه مجلسی،[۱] شیخ مفید،[۲] شیخ صدوق)رحمة‌الله‌علیه)[۳] و... اتفاق بر آن دارند که حضرت مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) در نیمه شعبان سال ۲۵۵ در سامرا چشم به جهان گشود، و مسئله ولادت امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) از منظر شیعه امامیه مشهور است،

اخبار پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) از تولد فرزندی برای امام حسن عسکری (علیه‌السّلام( که پس از به دنیا آمدن، از دیدگان پنهان گشته وبعد از ظهور جهان را پر از قسط و عدل خواهد نمود که مجموع این اخبار بیش از هزار حدیث است که در کتب روایی معتبر شیعه ازجمله الکافی، الغیبه، کمال الدین و... آمده است.

سال ولادت

جریان ولادت امام زمان علیه‌السلام

حکیمه خاتون دختر امام جواد علیه السلام گوید: ابو محمد حسن بن على علیهما السّلام دنبال من فرستاد و گفت: اى‏ عمه‏ افطار‏ را در نزد ما باش‏، زیرا امشب‏ نیمه‏ شعبان‏ است‏ و خداوند حجت‏ خود را ظاهر می‌کند، گوید: گفتم‏: مادر او کیست‏؟ فرمود: نرجس‏، گفتم‏: فدایت‏ گردم‏ در وى آثار حمل نیست، فرمود: مطلب همین است که گفتم. حکیمه گوید: پس به درون اتاق رفتم و سلام کردم؛ نرجس خاتون آمد و کفش‏ها را از پایم بیرون کرد و گفت: اى سیده من امشب حالت چگونه است؟ گفتم: سیده من و خانواده‌‏ام شما هستید. گوید: وى از این کلام من تعجب کرد و گفت: این چه سخن است می‌گوئید، گفتم: اى دخترک من! خداوند در این شب کودکى به تو خواهد داد که سید دنیا و آخرت خواهد بود. با شنیدن این کلام حیا در چهره او نمایان شد. پس از اینکه افطار کردم و نماز عشا را اداء نمودم به خواب رفتم. پس از نیمه شب بار دیگر بیدار شدم و شروع به اداى نماز شب کردم، هنگامى که از نماز خود فارغ شدم نرجس همچنان در خواب بود، پس از تعقیب نماز همان طور که نشسته بودم خوابم ربود، بار دیگر که بیدار شدم باز نرجس را خوابیده یافتم، بعد از مختصرى نرجس از خواب بیدار شد و نماز خود را خواند و باز بخواب رفت. حکیمه گوید: من بیرون شدم تا از طلوع فجر مطلع شوم، فجر اول گذشت، نرجس باز هم در خواب بود، در این هنگام براى من شک عارض شد، ناگهان ابو محمد صدا زد: اى عمه شتاب مکن که اینک موضوع انجام خواهد گرفت و فرزندم متولد خواهد گردید، من نشستم و سوره «الم سجده» و «یس» را خواندم در این بین که مشغول قرائت قرآن بودم ناگهان نرجس با ناراحتى از خواب بیدار شد، من خود را به او رساندم و گفتم: نام خدا را بر زبان جارى کن. گفتم: چیزى احساس میکنى؟ گفت: آرى گفتم: این همان است که اول شب به شما گفتم، اینک مضطرب نباش و دلت را آرام نگهدار، پس از آن آرامشی به من و او دست داد و بعد متوجه شدم امام متولد شده است، در این هنگام جامه را از نرجس برداشتم و دیدم وى به سجده رفته است، او را در بر گرفتم و پاک و پاکیزه ‌‏اش یافتم. ابومحمد(امام حسن عسکری(علیه السّلام فرمود: اى عمه فرزندم را نزد من بیاور، پس کودک را نزد وى بردم، دست خود را بر پشت او قرار داد و پاهایش را به سینه چسبانید و زبانش را بدهان او آورد و دستش را هم بر گوش و چشم و مفاصل او کشید و بعد فرمود: اى فرزند من سخن بگو، فرمود: أشهد أن لا إله إلا اللَّه و أشهد أن محمّداً رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله. بعد از این بر امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السّلام صلوات فرستاد تا آنگاه که به پدرش رسید توقف کرد. حضرت ابومحمد علیه السّلام فرمود: اى عمه اکنون کودک را نزد مادرش ببرید تا بر او سلام کند و بعد از آن بار دیگر نزد ما بیاورید، حکیمه گوید: کودک را نزد مادرش بردم و بار دیگر نزد پدرش برگردانیدم و مقابل او گذاشتم. حضرت عسکرى فرمود: اى عمه روز هفتم کودک را نزد ما حاضر کنید، حکیمه گوید: روز بعد رفتم به ابو محمد سلام کنم، هنگامى که پرده را برداشتم تا سید خود را مشاهده کنم او را در جاى خود ندیدم، عرض کردم: فدایت گردم پس سید ما چه شد؟ فرمود: اى عمه ما او را بکسى سپردیم که مادر موسى فرزندش را به او سپرد، حکیمه گوید: روز هفتم که خدمت حضرت ابو محمد علیه السّلام رسیدم و پس از اینکه بر وى سلام کردم فرمود: اینک پسرم را حاضر کنید، در این هنگام حضرت صاحب علیه السّلام را در حالى که در پارچه ‏اى پیچیده شده بود خدمت آن جناب بردم، وى مانند دفعه اول همان تشریفات را انجام داد و سپس زبانش را در دهان او گذاشت مثل اینکه او را غذا می داد و شیر و یا عسل به وى می خورانید. پس از این فرمود: اى پسرک من اکنون تکلم کن، فرمود: «أشهد أن لا إله إلا اللَّه» و بعد بر حضرت رسول و امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السّلام صلوات فرستاد و در پدرش توقف کرد و بعد این آیات شریفه را قرائت کرد: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ * وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُونَ‏».[۵] راوی حدیث گوید: از عقبه خادم این مطالب را پرسیدم گفت: حکیمه راست گفته است.[۶]

محل تولد امام زمان علیه‌السلام در شهر سامرا)سُرّ من رأی) و در خانه امام حسن عسکری علیه‌السلام به صورت نهان واقع گردید. درباره تاریخ تولدش، میان سیره‌نگاران اتفاق نیست؛ برخی پانزدهم شعبان، برخی هشتم شعبان و برخی بیست و سوم ماه رمضان را ذکر کرده‌اند؛ همچنین برخی سال ۲۵۵ و برخی دیگر سال ۲۵۶ قمری را سال ولادت آن حضرت دانسته‌اند.[۷]

امام زمان علیه‌السلام از آغاز تولد خجسته خویش، به امر و مشیت الهی در پس پرده غیبت قرار گرفت و جز پدر گرامی‌اش امام حسن عسکری علیه‌السلام و مادرش نرجس و عمه پدرش حکیمه خاتون و برخی از خواص و نزدیکان، نمی‌توانستند به طور آزاد و دلخواه وی را دیدار کنند. زیرا خلفای عباسی و عاملان و حاکمان ستم پیشه آنان، وجود شریف آن حضرت را مانع ستمگری و ترک‌تازی‌های خویش می‌دیدند و در صدد یافتن مهدی موعود و کشتن وی برمی‌آمدند.

چگونگی ولادت

دربارۀ چگونگی ولادت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) ایشان مشهورترین نظر، سخنان حضرت حکیمه (علیهاالسلام) عمۀ امام عسکری (علیهم‌السلام) است. شیخ صدوق، این حادثه بزرگ را از زبان او در روایتی مفصل یاد کرده است. [۲۵] [۲۶] [۲۷]

شیخ طوسی در کتاب الغیبه و علمای دیگر روایت کرده‌اند و صدوق در کتاب کمال الدین به سند صحیح و معتبر از جناب موسی بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر)علیهما‌السّلام) از حضرت حکیمه خاتون دختر والا مقام امام محمدتقی(علیه‌السّلام) که از بانوان با عظمت و شخصیّت و فضیلت خاندان رسالت است، حدیث کرده است، حکیمه فرمود: امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) فرستاد (فردی را) نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه‌ شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است. من عرض کردم: مادرش کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدایت شوم، به خدا سوگند در او اثری نیست. فرمود: همین است که برای تو می‌گویم. حکیمه گفت: پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پای افرازم را بیرون آورد، گفت: ‌ای سیده من و سیده خاندان من، چگونه شب کردی؟ گفتم: ‌بلکه تو سیده من و سیده خاندان منی. گفت: ‌ای عمه این چه سخن است؟! گفتم: ‌ای دخترم، خدا امشب به تو پسری کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است؛ پس او خجلت کشید و حیا کرد، وقتی از نماز عشاء فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخاستم برای نماز شب، نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود، ‌من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم، او همچنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابید. حکیمه فرمود: برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اول ظاهر شده بود، هنوز نرجس در خواب بود، در شک افتادم، امام فریاد زد، عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده. گفت: نشستم و سوره الم سجده و سوره یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد، من به بالینش شتافتم و گفتم: «بسم الله علیک» آیا چیزی احساس می‌کنی؟ گفت: بله، ‌ای عمه. گفتم: آسوده خاطر باش همان است که به تو گفتم. حکیمه گفت: پس مرا سستی و از خود بی‌خودی فرا گرفت و او نیز چنین شد، وقتی به حس آقایم بیدار شدم، جامه را از روی نرجس به یک سو زدم و آقای خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده، او را در بر گرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است، حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) به من صیحه زد: ‌ای عمه پسرم را به نزد من بیاور. او را نزد امام بردم، ‌اما دستهایش را زیر دو ران و پشت او گذارد و پاهایش را به سینه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست بر چشم‌ها و گوش و مفاصلش کشید. پس فرمود: سخن بگو‌ ای پسرم. فرمود: «اَشْهَدُ اَنَّ لا اِله اِلاّ الله وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اِنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» سپس بر امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سکوت فرمود. امام فرمود: او را نزد مادرش ببر تا به او سلام کند و به نزد من آور، پس او را نزد مادرش بردم، به مادرش سلام کرد، سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم. فرمود: ‌ای عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا. حکیمه فرمود: بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم، پرده را بالا زدم تا از آقای خود تفقد کنم او را ندیدم گفتم: فدایت شوم چه شد آقای من؟ فرمود: ‌ای عمه او را به آن کس سپردم که مادر حضرت موسی او را به او سپرد. حکیمه گفت: روز هفتم که شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام کردم و نشستم. امام فرمود: پسرم را به نزد من بیاور، پس من آقایم را در حالی‌که در پارچه‌ای بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار کرد، پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیر و عسل به او می‌دهد سپس فرمود: سخن بگو: گفت: اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر محمد و امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) فرستاد و این آیه را تلاوت کرد: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْاَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَروُنَ». موسی بن محمد بن قاسم، راوی حدیث گفت: این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت: حکیمه راست فرموده است.[۲۸]

دیدار خواص شیعه با امام

اسامی ‌افرادی که امام زمان را در دوران کودکی دیده‌اند، در کتاب‌های حدیثی و تاریخی علمای بزرگ شیعه و سنّی آمده است و بسیاری از این افراد خودشان به محضر امام زمان (علیه‌السّلام) در زمان امام حسن عسکری (علیه‌السّلام(رسیده‌اند با توجّه به این‌که در مدّت پنج سال امام عسکری (علیه‌السّلام) با خواص از شیعیان ارتباط مستمر داشت یا از طریق وکلای مخصوص در نواحی مختلف سرزمین اسلامی ‌یا ارتباط مستقیم که در این فرصت‌ها امام سعی می‌نمود جانشین خود را به شیعیان معرفی کند و آنها را از تحیر و سر درگمی ‌نجات دهد، همان‌طوری که ائمه قبل از او علاوه بر تصریح پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنام ائمه، شخصاً و عیناً او را به شیعیان معرفی می‌کرده ‌اند تا هیچ‌کس به دروغ مدّعی مقام امامت نشود که منجر به انحراف شیعه از مسیر حق گردد، لذا در سیره تمام ائمه ما می‌بینیم که آنها علاوه بر معرفی جانشین خود از آخرین امام معصوم نیز با القاب و اسم خاص آن حضرت به تصریح سخن گفته‌ اند و او را به مردم با علائم مخصوص و منحصر به‌فرد معرفی نموده‌اند.

رویت ‌کنندگان امام در کودکی

گروه‌های رویت‌کننده

حکیمه خاتون و دیگران

از جمله کتاب‌های معتبر شیعه که به این مسئله «رویت امام در حیات پدرش» پرداخته، کتاب الارشاد شیخ مفید است (۳۳۶-۴۱۳)، به نقل از ارشاد محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) که از نوادگان امام کاظم (علیه‌السّلام) بود، در عراق امام زمان را در کودکی و در حیات پدرش دیده است. حمزة بن موسی بن جعفر به نقل از حکیمه خاتون عمه امام عسکری (علیه‌السّلام) که از جمله روایات بسیار معتبر است او را دیده در حیات پدرش دیده است، این روایت که حکیمه خاتون حضرت را دیده است در بسیاری از کتاب‌های مربوط به موضوع مهدویت کراراً آمده است که حتّی شب ولادت حضرت صاحب الزمان (علیه‌السّلام) آن بانوی مکرّم در خانه امام عسکری (علیه‌السّلام) حاضر بوده و افطار را در کنار برادرزاده ‌اش بوده و شاهد ولادت آن حضرت بوده است،[۱۵] [۱۶] و او را مکرراً دیده است.

محمد بن عثمان عمری همراه چهل نفر از شیعیان آن حضرت را در کودکی دیده ‌اند که امام عسکری(علیه‌السّلام) به آنها فرموده است «هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم اطیعوه». [۱۲]

احمد بن هلال کرخی به نقل از ابو‌هارون که از شیعیان بوده است نقل می‌کند که صاحب الزمان (علیه‌السّلام) را دیدم صورتش مانند ماه شب چهاردهم نور می‌داد.[۱۳]

یعقوب بن منقوش هم به نقل از شیخ صدوق (رحمة‌الله‌علیه) در کمال الدین از جمله کسانی است که حضرت را دیده است.[۱۴]

شیخ صدوق از بزرگان شیعه است که کتاب‌های گرا‌ن‌سنگی را در علوم مختلف از خود برجای گذاشته است که دارای اعتبار ویژه‌ای در پیش فُقهای شیعه هستند، از جمله کتاب‌های بسیار معتبر او کتاب «کمال الدین و اتمام النعمة» است که آن‌را درباره امام عصر (علیه‌السّلام) نگاشته و تفصیلاً مباحث مختلفی را حول محور مهدویت طرح نموده و تمام شبهات وارده بر این جریان را در آن جواب داده است که بسیار قابل توجّه و مناسب است لذا هیچ شبهه‌ای در کتاب و نویسنده آن وجود ندارد و از جهاتی، از جمله نزدیکی دوران حیات صدوق به دوران غیبت صغری از نقاط قوت این کتاب است و ممتاز بودن و برخورداری نویسنده از فضائل نفسانی از موارد دیگر امتیازات این کتاب شریف است که قابل توجّه می‌باشد. در حقیقت این کتاب جواب شبهاتی است که درباره مسئله مهدویت و وجود امام عصر (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) در عصر صدوق بر شیعه وارد شده و صدوق قاطعانه به آنها پاسخ مستند و مستدل داده است.

نگرانی دشمنان از ولادت

پس از این‌که دو قرن و اندی از هجرت پیامبر)صلی‌الله‌عليه‌وآله) سپری شد و امامت به آنان رسید، اندک‌اندک میان حکومتگران مسلمین در مرکز خلافت، نگرانی‌هایی عمیق جان گرفت. این نگرانی‌ها مربوط به اخبار و احادیث بسیاری بود که در آن‌ها اشاره شده از امام عسکری)علیه‌السلام) فرزندی تولد خواهد یافت که بر هم زنندۀ اساس حکومت‌هاست، از این‌رو بر فشارها و سخت‌گیری‌ها بر امام حسن عسکری (علیه‌السلام) افزوده شد، تا شاید با نابودی ایشان، از تولد مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) و تداوم امامت جلوگیری شود، اما بر خلاف برنامه‌ریزی‌ها و پیشگیری‌های دقیق و پی‌درپی دشمنان، مقدمات ولادت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)آماده شد و توطئه‌های ستمگران، راه به جایی نبرد، بدین‌علت دورانی که آن حضرت در شکم مادر بزرگوار خود بود و سپس تولدش، همه و همه، از مردم پنهان بود و جز چند تن از نزدیکان، شاگردان و اصحاب خاص امام عسکری (علیه‌السلام)، کسی او را پس از ولادت نمی‌دید. آنان نیز مهدی(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) را گاه‌گاه می‌دیدند، نه پیوسته و به صورت عادی. [۲۴]

ولادت امام زمان علیه السلام

ولادت امام زمان علیه السلام

​ ولادت با سعادت منجي عالم بشريت حضرت ولي‏عصر، امام زمان(عج)(15شعبان255 ق)

ویژه نامه ولادت امام عصر (عج)

ویژه نامه ولادت امام عصر (عج)

وبژه نامه امامت حضرت امام زمان عجل الله فرجه

سیمای حضرت مهدی(عج) در پرتو قرآن و روایات

امام زمان(عج) ما را فراموش نمی کند

سلام بر تو ای وعده تضمین شده پروردگار

شناخت حجت خدا امام عصرعجل الله فرجه

غیبت امام زمان عجل الله فرجه الشریف

غیبت صغری و غیبت کبری

درگذشت "علي بن محمد سَمَري" نايب خاص امام ‏زمان و پايان غيبت صُغري (15شعبان329ق)

وظیفه ما در زمان غیبت امام‏ زمان(عج) چیست؟

​ ویژه نامه امامت و غیبت حضرت امام زمان عجل الله فرجه

مدایح حضرت ولی عصرعجّل اللّه تعالی فرجه

مدایح حضرت ولی عصرعجّل اللّه تعالی فرجه

ای حامی مستضعفان مهدی بیا مهدی بیا

العجل ای صاحب محراب و منبر العجل

آرزو دارم كه آن مهر درخشان را ببینم

مهدی آل محمّد - آمده دنیا خوش آمد

آب زَنید راه را، چونکه نِگار میرَسَد

سلامِ ما به مَهدِی سَلامِ ما به مَهدِی

خوشا روزی که مهدی از در آید

كی میشود من بشنوم آقا صدایت

یوسف زهرا مهدی یا مهدی

نباشد از این پس بدنیا نبی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مَهدِی

سلامِ ما به مَهدِی


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت امام مهدی عج

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | 14:1 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

ولادت امام زمان علیه السلام

حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه)، فرزند امام حسن عسکری (علیه‌السلام) و نرجس خاتون، دوازدهمین و آخرین امام معصوم شیعیان است که بنابر قول مشهور، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا دیده به جهان گشود.[۱]

ولادت حضرت مهدی (عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، در سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری، پنج سال قبل از شهادت امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) در سامرا واقع شده است.

از حوادث مهم در تاریخ بشر، ولادت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)است. ولادت آن حضرت، از مسلمات تاریخ به شمار می‌آید. نه فقط امامان معصوم (علیهم‌السلام)، دانشمندان و تاریخ‌نویسان شیعه به این مهم اشاره کرده‌اند، بلکه مورخان و محدثانی چند از اهل سنت نیز به این حادثه بزرگ تصریح نموده، آن‌را یک واقعیت دانسته‌اند. حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)، ولادت شگفت‌آوری داشته و این، برای بسیاری سؤال‌انگیز بوده است، از این‌رو ترسیم و تصویر مقدمات ولادت و برخورد مخالفان و دشمنان اهل بیت (علیهم‌السلام( برابر این پدیده، ضروری می‌نماید.

علما و محدثین امامیه، از جمله علامه مجلسی،[۱] شیخ مفید،[۲] شیخ صدوق)رحمة‌الله‌علیه)[۳] و... اتفاق بر آن دارند که حضرت مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) در نیمه شعبان سال ۲۵۵ در سامرا چشم به جهان گشود، و مسئله ولادت امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) از منظر شیعه امامیه مشهور است،

اخبار پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) از تولد فرزندی برای امام حسن عسکری (علیه‌السّلام( که پس از به دنیا آمدن، از دیدگان پنهان گشته وبعد از ظهور جهان را پر از قسط و عدل خواهد نمود که مجموع این اخبار بیش از هزار حدیث است که در کتب روایی معتبر شیعه ازجمله الکافی، الغیبه، کمال الدین و... آمده است.

سال ولادت

جریان ولادت امام زمان علیه‌السلام

حکیمه خاتون دختر امام جواد علیه السلام گوید: ابو محمد حسن بن على علیهما السّلام دنبال من فرستاد و گفت: اى‏ عمه‏ افطار‏ را در نزد ما باش‏، زیرا امشب‏ نیمه‏ شعبان‏ است‏ و خداوند حجت‏ خود را ظاهر می‌کند، گوید: گفتم‏: مادر او کیست‏؟ فرمود: نرجس‏، گفتم‏: فدایت‏ گردم‏ در وى آثار حمل نیست، فرمود: مطلب همین است که گفتم. حکیمه گوید: پس به درون اتاق رفتم و سلام کردم؛ نرجس خاتون آمد و کفش‏ها را از پایم بیرون کرد و گفت: اى سیده من امشب حالت چگونه است؟ گفتم: سیده من و خانواده‌‏ام شما هستید. گوید: وى از این کلام من تعجب کرد و گفت: این چه سخن است می‌گوئید، گفتم: اى دخترک من! خداوند در این شب کودکى به تو خواهد داد که سید دنیا و آخرت خواهد بود. با شنیدن این کلام حیا در چهره او نمایان شد. پس از اینکه افطار کردم و نماز عشا را اداء نمودم به خواب رفتم. پس از نیمه شب بار دیگر بیدار شدم و شروع به اداى نماز شب کردم، هنگامى که از نماز خود فارغ شدم نرجس همچنان در خواب بود، پس از تعقیب نماز همان طور که نشسته بودم خوابم ربود، بار دیگر که بیدار شدم باز نرجس را خوابیده یافتم، بعد از مختصرى نرجس از خواب بیدار شد و نماز خود را خواند و باز بخواب رفت. حکیمه گوید: من بیرون شدم تا از طلوع فجر مطلع شوم، فجر اول گذشت، نرجس باز هم در خواب بود، در این هنگام براى من شک عارض شد، ناگهان ابو محمد صدا زد: اى عمه شتاب مکن که اینک موضوع انجام خواهد گرفت و فرزندم متولد خواهد گردید، من نشستم و سوره «الم سجده» و «یس» را خواندم در این بین که مشغول قرائت قرآن بودم ناگهان نرجس با ناراحتى از خواب بیدار شد، من خود را به او رساندم و گفتم: نام خدا را بر زبان جارى کن. گفتم: چیزى احساس میکنى؟ گفت: آرى گفتم: این همان است که اول شب به شما گفتم، اینک مضطرب نباش و دلت را آرام نگهدار، پس از آن آرامشی به من و او دست داد و بعد متوجه شدم امام متولد شده است، در این هنگام جامه را از نرجس برداشتم و دیدم وى به سجده رفته است، او را در بر گرفتم و پاک و پاکیزه ‌‏اش یافتم. ابومحمد(امام حسن عسکری(علیه السّلام فرمود: اى عمه فرزندم را نزد من بیاور، پس کودک را نزد وى بردم، دست خود را بر پشت او قرار داد و پاهایش را به سینه چسبانید و زبانش را بدهان او آورد و دستش را هم بر گوش و چشم و مفاصل او کشید و بعد فرمود: اى فرزند من سخن بگو، فرمود: أشهد أن لا إله إلا اللَّه و أشهد أن محمّداً رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله. بعد از این بر امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السّلام صلوات فرستاد تا آنگاه که به پدرش رسید توقف کرد. حضرت ابومحمد علیه السّلام فرمود: اى عمه اکنون کودک را نزد مادرش ببرید تا بر او سلام کند و بعد از آن بار دیگر نزد ما بیاورید، حکیمه گوید: کودک را نزد مادرش بردم و بار دیگر نزد پدرش برگردانیدم و مقابل او گذاشتم. حضرت عسکرى فرمود: اى عمه روز هفتم کودک را نزد ما حاضر کنید، حکیمه گوید: روز بعد رفتم به ابو محمد سلام کنم، هنگامى که پرده را برداشتم تا سید خود را مشاهده کنم او را در جاى خود ندیدم، عرض کردم: فدایت گردم پس سید ما چه شد؟ فرمود: اى عمه ما او را بکسى سپردیم که مادر موسى فرزندش را به او سپرد، حکیمه گوید: روز هفتم که خدمت حضرت ابو محمد علیه السّلام رسیدم و پس از اینکه بر وى سلام کردم فرمود: اینک پسرم را حاضر کنید، در این هنگام حضرت صاحب علیه السّلام را در حالى که در پارچه ‏اى پیچیده شده بود خدمت آن جناب بردم، وى مانند دفعه اول همان تشریفات را انجام داد و سپس زبانش را در دهان او گذاشت مثل اینکه او را غذا می داد و شیر و یا عسل به وى می خورانید. پس از این فرمود: اى پسرک من اکنون تکلم کن، فرمود: «أشهد أن لا إله إلا اللَّه» و بعد بر حضرت رسول و امیرالمؤمنین و ائمه اطهار علیهم السّلام صلوات فرستاد و در پدرش توقف کرد و بعد این آیات شریفه را قرائت کرد: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ * وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُونَ‏».[۵] راوی حدیث گوید: از عقبه خادم این مطالب را پرسیدم گفت: حکیمه راست گفته است.[۶]

محل تولد امام زمان علیه‌السلام در شهر سامرا)سُرّ من رأی) و در خانه امام حسن عسکری علیه‌السلام به صورت نهان واقع گردید. درباره تاریخ تولدش، میان سیره‌نگاران اتفاق نیست؛ برخی پانزدهم شعبان، برخی هشتم شعبان و برخی بیست و سوم ماه رمضان را ذکر کرده‌اند؛ همچنین برخی سال ۲۵۵ و برخی دیگر سال ۲۵۶ قمری را سال ولادت آن حضرت دانسته‌اند.[۷]

امام زمان علیه‌السلام از آغاز تولد خجسته خویش، به امر و مشیت الهی در پس پرده غیبت قرار گرفت و جز پدر گرامی‌اش امام حسن عسکری علیه‌السلام و مادرش نرجس و عمه پدرش حکیمه خاتون و برخی از خواص و نزدیکان، نمی‌توانستند به طور آزاد و دلخواه وی را دیدار کنند. زیرا خلفای عباسی و عاملان و حاکمان ستم پیشه آنان، وجود شریف آن حضرت را مانع ستمگری و ترک‌تازی‌های خویش می‌دیدند و در صدد یافتن مهدی موعود و کشتن وی برمی‌آمدند.

چگونگی ولادت

دربارۀ چگونگی ولادت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) ایشان مشهورترین نظر، سخنان حضرت حکیمه (علیهاالسلام) عمۀ امام عسکری (علیهم‌السلام) است. شیخ صدوق، این حادثه بزرگ را از زبان او در روایتی مفصل یاد کرده است. [۲۵] [۲۶] [۲۷]

شیخ طوسی در کتاب الغیبه و علمای دیگر روایت کرده‌اند و صدوق در کتاب کمال الدین به سند صحیح و معتبر از جناب موسی بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر)علیهما‌السّلام) از حضرت حکیمه خاتون دختر والا مقام امام محمدتقی(علیه‌السّلام) که از بانوان با عظمت و شخصیّت و فضیلت خاندان رسالت است، حدیث کرده است، حکیمه فرمود: امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) فرستاد (فردی را) نزد من که عمه امشب در نزد ما افطار کن که شب نیمه‌ شعبان است و خداوند حجت را در این شب ظاهر فرماید و او حجت خدا در زمین است. من عرض کردم: مادرش کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدایت شوم، به خدا سوگند در او اثری نیست. فرمود: همین است که برای تو می‌گویم. حکیمه گفت: پس آمدم چون سلام کردم و نشستم نرجس خواست پای افرازم را بیرون آورد، گفت: ‌ای سیده من و سیده خاندان من، چگونه شب کردی؟ گفتم: ‌بلکه تو سیده من و سیده خاندان منی. گفت: ‌ای عمه این چه سخن است؟! گفتم: ‌ای دخترم، خدا امشب به تو پسری کرامت فرماید که در دنیا و آخرت آقا است؛ پس او خجلت کشید و حیا کرد، وقتی از نماز عشاء فارغ شدم افطار کردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخاستم برای نماز شب، نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود، ‌من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم، او همچنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابید. حکیمه فرمود: برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اول ظاهر شده بود، هنوز نرجس در خواب بود، در شک افتادم، امام فریاد زد، عمه شتاب مکن که مطلب نزدیک گردیده. گفت: نشستم و سوره الم سجده و سوره یس خواندم که ناگاه نرجس هراسناک بیدار شد، من به بالینش شتافتم و گفتم: «بسم الله علیک» آیا چیزی احساس می‌کنی؟ گفت: بله، ‌ای عمه. گفتم: آسوده خاطر باش همان است که به تو گفتم. حکیمه گفت: پس مرا سستی و از خود بی‌خودی فرا گرفت و او نیز چنین شد، وقتی به حس آقایم بیدار شدم، جامه را از روی نرجس به یک سو زدم و آقای خود را دیدم که در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده، او را در بر گرفتم دیدم نظیف و پاکیزه است، حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) به من صیحه زد: ‌ای عمه پسرم را به نزد من بیاور. او را نزد امام بردم، ‌اما دستهایش را زیر دو ران و پشت او گذارد و پاهایش را به سینه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست بر چشم‌ها و گوش و مفاصلش کشید. پس فرمود: سخن بگو‌ ای پسرم. فرمود: «اَشْهَدُ اَنَّ لا اِله اِلاّ الله وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَ اِنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله» سپس بر امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش صلوات فرستاد و سکوت فرمود. امام فرمود: او را نزد مادرش ببر تا به او سلام کند و به نزد من آور، پس او را نزد مادرش بردم، به مادرش سلام کرد، سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم. فرمود: ‌ای عمه روز هفتم که شد نزد ما بیا. حکیمه فرمود: بامدادان رفتم که به امام سلام عرض کنم، پرده را بالا زدم تا از آقای خود تفقد کنم او را ندیدم گفتم: فدایت شوم چه شد آقای من؟ فرمود: ‌ای عمه او را به آن کس سپردم که مادر حضرت موسی او را به او سپرد. حکیمه گفت: روز هفتم که شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام کردم و نشستم. امام فرمود: پسرم را به نزد من بیاور، پس من آقایم را در حالی‌که در پارچه‌ای بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار کرد، پس زبان در دهانش گذارد مثل آنکه شیر و عسل به او می‌دهد سپس فرمود: سخن بگو: گفت: اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر محمد و امیرالمؤمنین و امامان تا پدرش (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) فرستاد و این آیه را تلاوت کرد: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْاَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَروُنَ». موسی بن محمد بن قاسم، راوی حدیث گفت: این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت: حکیمه راست فرموده است.[۲۸]

دیدار خواص شیعه با امام

اسامی ‌افرادی که امام زمان را در دوران کودکی دیده‌اند، در کتاب‌های حدیثی و تاریخی علمای بزرگ شیعه و سنّی آمده است و بسیاری از این افراد خودشان به محضر امام زمان (علیه‌السّلام) در زمان امام حسن عسکری (علیه‌السّلام(رسیده‌اند با توجّه به این‌که در مدّت پنج سال امام عسکری (علیه‌السّلام) با خواص از شیعیان ارتباط مستمر داشت یا از طریق وکلای مخصوص در نواحی مختلف سرزمین اسلامی ‌یا ارتباط مستقیم که در این فرصت‌ها امام سعی می‌نمود جانشین خود را به شیعیان معرفی کند و آنها را از تحیر و سر درگمی ‌نجات دهد، همان‌طوری که ائمه قبل از او علاوه بر تصریح پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنام ائمه، شخصاً و عیناً او را به شیعیان معرفی می‌کرده ‌اند تا هیچ‌کس به دروغ مدّعی مقام امامت نشود که منجر به انحراف شیعه از مسیر حق گردد، لذا در سیره تمام ائمه ما می‌بینیم که آنها علاوه بر معرفی جانشین خود از آخرین امام معصوم نیز با القاب و اسم خاص آن حضرت به تصریح سخن گفته‌ اند و او را به مردم با علائم مخصوص و منحصر به‌فرد معرفی نموده‌اند.

رویت ‌کنندگان امام در کودکی

گروه‌های رویت‌کننده

حکیمه خاتون و دیگران

از جمله کتاب‌های معتبر شیعه که به این مسئله «رویت امام در حیات پدرش» پرداخته، کتاب الارشاد شیخ مفید است (۳۳۶-۴۱۳)، به نقل از ارشاد محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) که از نوادگان امام کاظم (علیه‌السّلام) بود، در عراق امام زمان را در کودکی و در حیات پدرش دیده است. حمزة بن موسی بن جعفر به نقل از حکیمه خاتون عمه امام عسکری (علیه‌السّلام) که از جمله روایات بسیار معتبر است او را دیده در حیات پدرش دیده است، این روایت که حکیمه خاتون حضرت را دیده است در بسیاری از کتاب‌های مربوط به موضوع مهدویت کراراً آمده است که حتّی شب ولادت حضرت صاحب الزمان (علیه‌السّلام) آن بانوی مکرّم در خانه امام عسکری (علیه‌السّلام) حاضر بوده و افطار را در کنار برادرزاده ‌اش بوده و شاهد ولادت آن حضرت بوده است،[۱۵] [۱۶] و او را مکرراً دیده است.

محمد بن عثمان عمری همراه چهل نفر از شیعیان آن حضرت را در کودکی دیده ‌اند که امام عسکری(علیه‌السّلام) به آنها فرموده است «هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم اطیعوه». [۱۲]

احمد بن هلال کرخی به نقل از ابو‌هارون که از شیعیان بوده است نقل می‌کند که صاحب الزمان (علیه‌السّلام) را دیدم صورتش مانند ماه شب چهاردهم نور می‌داد.[۱۳]

یعقوب بن منقوش هم به نقل از شیخ صدوق (رحمة‌الله‌علیه) در کمال الدین از جمله کسانی است که حضرت را دیده است.[۱۴]

شیخ صدوق از بزرگان شیعه است که کتاب‌های گرا‌ن‌سنگی را در علوم مختلف از خود برجای گذاشته است که دارای اعتبار ویژه‌ای در پیش فُقهای شیعه هستند، از جمله کتاب‌های بسیار معتبر او کتاب «کمال الدین و اتمام النعمة» است که آن‌را درباره امام عصر (علیه‌السّلام) نگاشته و تفصیلاً مباحث مختلفی را حول محور مهدویت طرح نموده و تمام شبهات وارده بر این جریان را در آن جواب داده است که بسیار قابل توجّه و مناسب است لذا هیچ شبهه‌ای در کتاب و نویسنده آن وجود ندارد و از جهاتی، از جمله نزدیکی دوران حیات صدوق به دوران غیبت صغری از نقاط قوت این کتاب است و ممتاز بودن و برخورداری نویسنده از فضائل نفسانی از موارد دیگر امتیازات این کتاب شریف است که قابل توجّه می‌باشد. در حقیقت این کتاب جواب شبهاتی است که درباره مسئله مهدویت و وجود امام عصر (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) در عصر صدوق بر شیعه وارد شده و صدوق قاطعانه به آنها پاسخ مستند و مستدل داده است.

نگرانی دشمنان از ولادت

پس از این‌که دو قرن و اندی از هجرت پیامبر)صلی‌الله‌عليه‌وآله) سپری شد و امامت به آنان رسید، اندک‌اندک میان حکومتگران مسلمین در مرکز خلافت، نگرانی‌هایی عمیق جان گرفت. این نگرانی‌ها مربوط به اخبار و احادیث بسیاری بود که در آن‌ها اشاره شده از امام عسکری)علیه‌السلام) فرزندی تولد خواهد یافت که بر هم زنندۀ اساس حکومت‌هاست، از این‌رو بر فشارها و سخت‌گیری‌ها بر امام حسن عسکری (علیه‌السلام) افزوده شد، تا شاید با نابودی ایشان، از تولد مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) و تداوم امامت جلوگیری شود، اما بر خلاف برنامه‌ریزی‌ها و پیشگیری‌های دقیق و پی‌درپی دشمنان، مقدمات ولادت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف)آماده شد و توطئه‌های ستمگران، راه به جایی نبرد، بدین‌علت دورانی که آن حضرت در شکم مادر بزرگوار خود بود و سپس تولدش، همه و همه، از مردم پنهان بود و جز چند تن از نزدیکان، شاگردان و اصحاب خاص امام عسکری (علیه‌السلام)، کسی او را پس از ولادت نمی‌دید. آنان نیز مهدی(عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) را گاه‌گاه می‌دیدند، نه پیوسته و به صورت عادی. [۲۴]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت امام مهدی عج ، مــــقـــالات مـــهـــدویــت

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ | 20:14 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

مدایح حضرت ولی عصرعجّل اللّه تعالی فرجه

امشب كه شب خجسته ای است بهرِ من و ما - پر از گلِ یاس و لاله شد دامنِ ما

میلادِ ولیّ عصر و حجّتِ یزدان است - شد خاک به سرعدویِ اهریمنِ ما

***

امشب که بود شاد دلِ آلِ علی - هم آلِ علی شاد ز احوالِ علی

شا د است دلِ آ لِ محمـد زیرا - آمد به جهان کعبه یِ آمالِ علی

***

برپا، همه، حجّت خدا میآ ید - مردی به حریمِ كبریا میآ ید

درگلشن عسكری گلی روئیده - بوی گل نرگس ازفضا میآ ید

***

روشن دلِ ما همه زنورمهدی است - درسر همه را درکِ حضورمهدی است

عیدیِ همه دراین شبِ با بركت - تعجیلِ خدای درظهورمهدی است

***

نظری كن تو به ما تا دلِ ما شاد شود - گذری كن دلِ ماها زغم آزا د شود

این جهانِ متمدِّن زغمت ویران است - با ظهورِ تو جهانی همه آ با د شود

***

نرجس كه جما ل حق درآئینه یِ اوست - یک رازِ نهان درونِ آن سینه یِ اوست

آن رازِ نهان ولادتِ مهدیِ ماست - میلادِ حق آرزویِ دیرینه یِ اوست

***

نرجس دلِ حق پرست دارد - با عصمت حق نشست دا رد

خورشید زمین وآسما ن را - درفجر برویِ دست دا رد

***

امروزبها رِ لا له یِ اسلام است - امروز که بهترینِ همه یِ ایّام است

میلا د سعید حجة اللّه بود - زانروست که شیرین همه را درکام است

***

روشن شد ازاین عید جها نِ اسلام - امروز شده است بهترینِ ایّام

درگلشن زهرا بشكفته است گلی - او هست دوازدهم امام و هم مهدی نام

***

عا لم شده است پرزنورِمهدی - خواهیم زحق رویم درحضورمهدی

آما ده شوید چون در این نزدیکی - از حق برسد روز ظهورمهدی

***

ای حجت حق نورخدا مهدی جان - برملت ما تورهنما مهدی جان

هرمنتظری به صبح و شب میگوید - ای یاورِ دین توئی كجا مهدی جان

***

ای نورتو نورِ مشرقین ادركنا - ای یاورِ امّ الحسنین ادركنا

باز آی و نما تو قبر زهرا برما - وی منتقم خون حسین ادركنا

***

ای سوی تو عا لم نگرا ن مهدی جان - شد دوریِ تو بما گرا ن مهدی جان

طغیا ن وستم گذشته ازحد اکنون - ای ریشه كنِ ستمگرا ن مهدی جان

***

ای دوست غمت به جا ن و دلِ ماست - یادِ تو به هر مجلس و هم محفلِ ماست

ذكرتو به لب صبح و شب و بعدِ نماز - اندرهمه حال و مسجد و منزلِ ماست

***

یا رب برسان اما مِ مارا توکنون - آن صا حب انتقا مِ ما را توکنون

یارب برسان صبح و شب و ظهرو عشاء - برحضرت او سلا م ما را توکنون

***

ای راحت جان و قلب احمد توبیا - ای گشته زحق میرِمؤیّد توبیا

در گلشنِ دین نیست گلی زیباتر - ارتو گلِ سر سبز محمّد توبیا

***

ای وارث تاج انّما زود بیا - وای مظهر صلح و هم صفا زود بیا

تاریشه كن از زمین شود ظلم و فساد - ای تیغ عدالت خدا زود بیا

***

ای معزالا ولیا یابن الحسن اندر كجائی

دوستانت منتظر هر روز و شب كز در درآئی

ای مذلّ دشمنان دین حق یا حجّة اللّه

یاورانت جان بكف در انتظارت كی بیائی

مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

وبلاگ اشعار باقری

http://asharebageri.blogfa.com

کانال یار خراسانی

https://splus.ir/yarekhorasanirahabar


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری ، ولادت امام مهدی عج

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ | 16:18 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

سلامِ ما به مَهدِی

سَلامِ ما به مَهدِی، سلامِ ما به مَهدِی - سَلامِ ما به مَهدِی، سَلامِ ما به مَهدِی

سَلامِ ما به مَهدِی، بِه آن اِمامِ دَوران - به آنکه هَست دائِم، پَیِ نِجاتِ اِنسان

سَلامِ ما به آنکه، نیمه یِ ماهِ شَعبان - طالِع شُده سَحرگَه، همچون خوری درخشان

سَلامِ ما به آنکه، زُو عَسکری شُده شاد - نَرجِس شده است، خُرَّم، سامِرّه گشت آباد

سَلامِ ما به آنکه، یازده اِمامِ شیعه - گشتند جُملَگی شاد، هَم صاحِبِ شَریعة

سَلامِ ما به آنکه، مُلک و مَلَک شُده شاد - هَم شَهرِ سامِرا شُد، خُرَّم و سبز و آباد

سَلامِ ما به آنکه، سرداب جایگاهش - دَر سُرِّ مَن رای شُد، سامِرّه بارگاهش

سَلامِ ما به آنکه، در اِنتِظار باشد - در اِنتِظارِ روزی، کَز او بهار باشد

سَلامِ ما به آنکه، اَوصافِ او به قُرآن - تَحریر و ضَبط گشته، با وَحیِ پاکِ یزدان

سَلامِ ما به مَهدِی، مَوعُودِ کُلِّ اَدیان - این وَعده ای است برحَق، از سویِ حَیِّ سُبحان

در بَیتِ عَسکَری شُد، جَشن و سُرور برپا - سامرّه تا مدینه، سُرور شد مُهَیّا

دویست وپنجاه وپنج، سالِ ولادتِ اوست - دویست وشصتِ هجری، سال اِمامتِ اوست

بِبِین حکیمه خاتون، عَمّه یِ عسکری را - گرفته اَندر آغوش، یگانه دلبری را

دَر لَحظه یِ ولادت، دیدند بی مَحابا - نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ، خوانَد بَرایِ بابا

حکیمه(س) می‎گوید: [بعد از آنکه امام زمان(عج) به دنیا آمد] دیدم ولىّ خدا صلوات اللَّه علیه سجده می‎کند. او را برداشتم و در دامن خود گذاردم دیدم پاک و پاکیزه است. ابومحمد [امام حسن عسگری(ع)] صدا زد عمه! فرزندم را بیاور! او را نزد پدرش بردم. حضرت نور دیده ‎اش را گرفت و زبان مبارک بر وى چشمهاى او مالید تا دیده گشود، سپس زبان در دهان و گوش‏هاى طفل نهاد و او را در دست چپ گذارد و بدین گونه ولىّ خدا در دست پدر نشست. آنگاه دست بر سر او کشید و فرمود: فرزند! بقدرت الهى با من سخن بگو! آن نوزاد عزیز گفت: اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ‏، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُون «الغیبة طوسی، ص184»

نِگاه کُن به نَرجِس، چگونه شاد باشد - که طِفلِ او اِمامِ، کُلِّ عِباد باشَد

چو زاده شُد ز مادَر، بِگُفت او شَهادَت - شَهادَتَین گفت او، به لَحظه یِ ولادت

قالت حکیمة: قرأت على أمه نرجس وقت ولادته، التوحید و القدر و آیة الکرسی، فأجابنی من بطنها بقراءتی، ثم وضعته ساجداً إلى القبلة فأخذه أبوه و قال انطق بإذن الله، فتعوذ و سمى، وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ* وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ‏ «الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم‏‏ ج2،ص 209»

عِطرِ تلاوتی را، از آن لبانش اَفشاند - نُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ، عَلَى الَّذِينَ را خواند

وَنُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِينَ «قصص ۵»

مُلک و مَلَک شُده شاد، زمین شُده است آباد - مُنتَظِران در این شب، اَز غَم و غُصّه آزاد

طاووس اَهلِ جَنّت، مَهدی اِمامِ ماهاست - او خاتَم الاَئِمّه، محفوظ از بلاهاست

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: اَلمَهدِيُّ طاوُوسُ أهلِ الجَنَّةِ «بحار الأنوارج۵۱ ص۹۱»

مَهدِی اَمان برایِ، اَهلِ زمین به دُنیاست - همچون ستاره ها که، اَمانِ آسمانهاست

امام مهدى عليه السلام : إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ «بحارالأنوارج78ص 380»

ما مُنتَفِع زِ مَهدِی، هستیم همچوخورشید - او هَمچو خُور به دِلها، شبهایِ تار تابید

امام مهدي ‌عليه السلام : مّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِي في غَيبَتي فَكَالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ

ظُهُورِ مَهدِیِ ما،باشد بِروزِ نوروز - بَعد اَز ظُهُور گَردَد، مَهدی بِه کُفر پیروز

دَر روزِ ماهِ نوروز، دَر آرزویِ دیدار – باشیم، ما مُحِبّان بَر دیدنِ رُخِ یار

مُنتَظِرِ ظُهورَش، بهتر زِ هَر کسی هَست - مُخالِفِ مَهدَوی دَجّالِ نا کَسِی هست

أبي عبدالله علیه السلام : يَوْمُ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِی يَظْهَرُ فِيهِ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ وُلَاةَ الْأَمْرِ وَ يُظْفِرُهُ اللَّهُ تَعَالَى بِالدَّجَّالِ فَيَصْلِبُهُ عَلَى كُنَاسَةِ الْكُوفَةِ وَ مَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا حَفِظَتْهُ الْفُرْسُ وَ ضَيَّعْتُمُوه‏ «بحارالأنوارج‏52 ص 308 »

امام سجّادعليه السلام : اَلمُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ أهلِ كُلِّ زَمانٍ «بحارالأنوارج52 ص122»

غَرقِ سُرور اِمشَب، چون سُرِّ من رَآی شُد - دَر عرشِ ایزدی هَم، جَشنی دِگَر بِپا شُد

وَالعَصر هست سوگند، بر پیشوایِ دوران - در وَصفِ مَهدِیِ ما، با هَمرهان و یاران

وَالْعَصْرِ‌إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ‌إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌«سوره عصر»

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ قَالَ (علیه السلام) الْعَصْرُ عَصْرُ خُرُوجِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)«تفسیراهل بیت علیهم السلام ج۱۸ص۳۶۸، بحارالأنوارج۲۴ ص۲۱۴، بحارالأنوارج۶۴ ص۵۹، بحارالأنوارج۶۶ ص۲۶۸،کمال الدین ج۲ص۶۵۶»

نُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ، مُستَضعفینِ عالَم - روزِ ظُهورِ مَهدِی، پایان پذیرَد این غَم

وَنُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِينَ «قصص ۵»

عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ، یارانِ پاکِ مَهدی - آنانکه با اِمامِ، خود بسته اَندعَهدی

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ «انبیاء ۱۰۵»

این وَعدَه یِ خدایی است، بر مُؤمنینِ صالِح - آنان خلیفه یِ حق، باشند جُمله فاتِح

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ... «نور ۵۵»

بر آن اِمامِ غائِب، میآورند ایمان - این گفته خدائی است، در آیه ای زِ قُرآن

اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ «بقره1»

گردند آزِمایش، یارانِ مَهدِیِ ما - با خَوف و جُوع و تَرس و اَقسامی از بَلایا

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ... «بقره ۱۵۵»

یارانِ خوبِ مَهدی، با صَبر و اِستِقامَت - با پایمردِیِ خود، باشند با شَهامَت

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُ‌وا وَصَابِرُ‌وا وَرَ‌ابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «آل عمران ۲۰۰»

سیصدوسیزده یار، به گِردِ او دَر آیند - سُرودِ آزادِیِ، مُستَضعفین سُرایند

امام باقرعليه السلام : يَظهَرُ في ثَلاثِمِأةِ و ثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً... رُهبانٌ بِاللَّيلِ اُسدٌ بِالنَّهارِ «الفتن ابن حمّادج1ص 345»

چونکه کُنَد ظُهُور آن، آقا، اِمامِ قائِم - میگیرَد اِنتِقامِ مظلوم را زِ ظالِم

امام حسين ‌عليه السلام : يَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَيَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ «إثباة الهداة ج7 ص 138»

دنیا به گِرد مَهدِی، گَردَد بِسان پَرگار - پُر گَردد اَز عِدالت، دُنیایِ تیره وَ تار

امام مهدي ‌عليه السلام : أنَا الَّذي أملأُها عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً «بحارالأنوارج۵۲ص۲»

امام حسين عليه السلام : إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البِرَّ و الفاجِرَ «المحاسن ج۱ص۱۳۴»

با حَضرَتَش شَوَد دَفع، هَر آفت و بَلایی - هَم دَفع و رَفع گَردَد، هر گونه ابتلایی

امام مهدي ‌عليه السلام : أنا خاتِمُ الأوصِياءِ ، بي يُدفَعُ البَلاءُ مِن أهلي و شيعَتي «کمال الدین ج۱ص۴۴۱ ح۱۲، الغیبة ص۲۴۶ح۲۱۵، بحارالانوار، ج۵۲ ص۳۰ح۲۵»

امام سجّاد عليه السلام :إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللّهُ عَن شيعَتِنَا العاهَةَ و جَعَلَ قُلوبَهُم كزُبَرِ الحَديدِ «الخصال ج۲ ص۵۴۱»

بَهرِ ظُهُورِ مَهدِی، کُنیم دُعا فراوان - روزِ ظُهورِ مَهدِی، بَر ما بِگردَد آسان

امام مهدي ‌عليه السلام : أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم «کمال الدین ج۱ص۴۸۵ح۴، الغیبة ص۲۹۲-۲۹۳ح۲۴۷، احتجاج ج۲ ص۲۸۴، اعلام الوری ج۲ ص۲۷۲،کشف الغمة ج۳ص۳۴۰ ،الخرائج والجرائح ج۳ص۱۱۱۵، بحارالانوار ج۵۳ ص۱۸۱ ح۱۰»

سَلامِ ما به آنکه، یارانِ دِلرُبایَش - چون پاره هایِ آهن، اِستاده اَند بَرایَش

امام صادق علیه السلام : رِجَالٌ کأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ اَلْحَدِیدِ لاَ یشُوبُهَا شَک فِی ذَاتِ اَللَّهِ اشدّ مِنَ الحَجَر لَو حَمَلُواعَلَی الجِبالِ لَاَزالُوها «بحارالانوارج۵۲ ص۳۰۸»

قُوّامِ لَیل باشند، صُوّامِ در نَهارَند - قَوِی تَرینِ یاران، دَر عَصر و روزگارند

لَهـُمْ فـی اللَّیلِ اَصْواتٌ کَاَصْواتِ الثَّواکِلِ حُزْناً مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ، قُوّامٌ بِاللَّیْلِ صُوّامٌ بِالنَّهارِ کَاَنَّما دَاءْبُهَمْ دَاءْبُ واحِدٌ: (یوم الخلاص، ص ۲۲۲)

آن یاورانِ مهدی، چون اهلِ بَدر باشند - چون یاورانِ طالوت، سینه سِتَبر باشند

عن ابى عبد الله عليه السلام : ... فإذا كان الامر يصل إليه اعانه الله بثلثمائه وثلثة عشر ملكا بعدد اهل بدر «بصائر الدرجات جلد1ص460»

الزام الناصب فی الخطبة التی خطبها «امیرالمؤمنین علیه السلام» فی البصرة المعروفة بخطبة البیان‌ : ...ألا و إنّ المهدی أحسن الناس خلقا و خلقة ثمّ إذا قام تجتمع إلیه أصحابه علی عدّة أهل بدر و أصحاب طالوت و هم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا کلّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید...

«الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف نویسنده : الیزدي الحائري، علي جلد2 ص 165»

همچون لُیوثِ غُرّان، در بیشه در کمین اند - آماده یِ شکارِ، سُفیانیِ لعین اند

روزی که گَردَد، آن روز، روزِ ظُهورِ مَهدِی - روشَن شَوَد جهانی، اَز مِهر و نُورِ مَهدِی

ای باقری اُمید اَست آنروز زنده باشیم - در سایه سارِ مَهدی شاد و فرخنده باشیم

آیات و روایاتی ی که در شعر آمده است :

حکیمه(س) می‎گوید: [بعد از آنکه امام زمان(عج) به دنیا آمد] دیدم ولىّ خدا صلوات اللَّه علیه سجده می‎کند. او را برداشتم و در دامن خود گذاردم دیدم پاک و پاکیزه است. ابومحمد [امام حسن عسگری(ع)] صدا زد عمه! فرزندم را بیاور! او را نزد پدرش بردم. حضرت نور دیده ‎اش را گرفت و زبان مبارک بر وى چشمهاى او مالید تا دیده گشود، سپس زبان در دهان و گوش‏هاى طفل نهاد و او را در دست چپ گذارد و بدین گونه ولىّ خدا در دست پدر نشست. آنگاه دست بر سر او کشید و فرمود: فرزند! بقدرت الهى با من سخن بگو! آن نوزاد عزیز گفت: اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ‏، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُون «الغیبة طوسی، ص184»

قالت حکیمة: قرأت على أمه نرجس وقت ولادته، التوحید و القدر و آیة الکرسی، فأجابنی من بطنها بقراءتی، ثم وضعته ساجداً إلى القبلة فأخذه أبوه و قال انطق بإذن الله، فتعوذ و سمى، وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ‏ «الصراط المستقیم إلى مستحقی التقدیم‏‏ ج2،ص 209»

وَنُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِينَ «قصص ۵»

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: اَلمَهدِيُّ طاوُوسُ أهلِ الجَنَّةِ «بحار الأنوارج۵۱ ص۹۱»

امام مهدى عليه السلام : إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ «بحارالأنوارج78ص 380»

امام مهدي ‌عليه السلام : مّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِي في غَيبَتي فَكَالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ

أبي عبدالله علیه السلام : يَوْمُ النَّيْرُوزِ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِی يَظْهَرُ فِيهِ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ وُلَاةَ الْأَمْرِ وَ يُظْفِرُهُ اللَّهُ تَعَالَى بِالدَّجَّالِ فَيَصْلِبُهُ عَلَى كُنَاسَةِ الْكُوفَةِ وَ مَا مِنْ يَوْمِ نَيْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَيَّامِنَا حَفِظَتْهُ الْفُرْسُ وَ ضَيَّعْتُمُوه‏ «بحارالأنوارج‏52 ص 308 »

امام سجّادعليه السلام : اَلمُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ أهلِ كُلِّ زَمانٍ «بحارالأنوارج52 ص122»

وَالْعَصْرِ‌إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ‌إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌«سوره عصر»

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ قَالَ (علیه السلام) الْعَصْرُ عَصْرُ خُرُوجِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)«تفسیراهل بیت علیهم السلام ج۱۸ص۳۶۸، بحارالأنوارج۲۴ ص۲۱۴، بحارالأنوارج۶۴ ص۵۹، بحارالأنوارج۶۶ ص۲۶۸،کمال الدین ج۲ص۶۵۶»

وَنُرِ‌يدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِينَ «قصص ۵»

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ يَرِ‌ثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ «انبیاء ۱۰۵»

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ... «نور ۵۵»

اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ «بقره1»

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ... «بقره ۱۵۵»

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُ‌وا وَصَابِرُ‌وا وَرَ‌ابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ «آل عمران ۲۰۰»

امام باقرعليه السلام : يَظهَرُ في ثَلاثِمِأةِ و ثَلاثَةَ عَشَرَ رَجُلاً... رُهبانٌ بِاللَّيلِ اُسدٌ بِالنَّهارِ «الفتن ابن حمّادج1ص 345»

امام حسين ‌عليه السلام : يَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَيَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ «إثباة الهداة ج7 ص 138»

امام مهدي ‌عليه السلام : أنَا الَّذي أملأُها عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً «بحارالأنوارج۵۲ص۲»

امام حسين عليه السلام : إذا قامَ قائِمُ العَدلِ وَسِعَ عَدلُهُ البِرَّ و الفاجِرَ «المحاسن ج۱ص۱۳۴»

امام مهدي ‌عليه السلام : أنا خاتِمُ الأوصِياءِ ، بي يُدفَعُ البَلاءُ مِن أهلي و شيعَتي «کمال الدین ج۱ص۴۴۱ ح۱۲، الغیبة ص۲۴۶ح۲۱۵، بحارالانوار، ج۵۲ ص۳۰ح۲۵»

امام سجّاد عليه السلام :إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللّهُ عَن شيعَتِنَا العاهَةَ و جَعَلَ قُلوبَهُم كزُبَرِ الحَديدِ «الخصال ج۲ ص۵۴۱»

امام مهدي ‌عليه السلام : أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم «کمال الدین ج۱ص۴۸۵ح۴، الغیبة ص۲۹۲-۲۹۳ح۲۴۷، احتجاج ج۲ ص۲۸۴، اعلام الوری ج۲ ص۲۷۲،کشف الغمة ج۳ص۳۴۰ ،الخرائج والجرائح ج۳ص۱۱۱۵، بحارالانوار ج۵۳ ص۱۸۱ ح۱۰»

امام صادق علیه السلام : رِجَالٌ کأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ اَلْحَدِیدِ لاَ یشُوبُهَا شَک فِی ذَاتِ اَللَّهِ اشدّ مِنَ الحَجَر لَو حَمَلُواعَلَی الجِبالِ لَاَزالُوها «بحارالانوارج۵۲ ص۳۰۸»

لَهـُمْ فـی اللَّیلِ اَصْواتٌ کَاَصْواتِ الثَّواکِلِ حُزْناً مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ، قُوّامٌ بِاللَّیْلِ صُوّامٌ بِالنَّهارِ کَاَنَّما دَاءْبُهَمْ دَاءْبُ واحِدٌ: (یوم الخلاص، ص ۲۲۲)

عن ابى عبد الله عليه السلام : ... فإذا كان الامر يصل إليه اعانه الله بثلثمائه وثلثة عشر ملكا بعدد اهل بدر «بصائر الدرجات جلد1ص460»

الزام الناصب فی الخطبة التی خطبها «امیرالمؤمنین علیه السلام» فی البصرة المعروفة بخطبة البیان‌ : ...ألا و إنّ المهدی أحسن الناس خلقا و خلقة ثمّ إذا قام تجتمع إلیه أصحابه علی عدّة أهل بدر و أصحاب طالوت و هم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا کلّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید...

«الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب عجل الله تعالی فرجه الشریف نویسنده : الیزدي الحائري، علي جلد2 ص 165»

سروده شده ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آخر زمستان 1401

مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

وبلاگ اشعار باقری

http://asharebageri.blogfa.com

کانال یار خراسانی

https://splus.ir/yarekhorasanirahabar


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری ، ولادت امام مهدی عج

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ | 16:15 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

امام مهدی (علیه‌السلام) (متولد ۱۵ شعبان ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه.ق)، فرزند امام حسن عسکری (علیه‌السلام) و دوازدهمین و آخرین امام شیعیان است. نام و کنیه‌اش هم‌نام پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مشهورترین لقب آن حضرت، مهدی می‌باشد.
آن حضرت بعد از شهادت پدرشان، به دلایلی دارای دو غیبت صغری و کبری می‌باشد. غیبت صغری ۶۹ سال به طول انجامید و در این مدت به واسطه نواب اربعه با مردم در ارتباط بودند و غیبت کبری از سال ۳۲۹ قمری شروع شده و تا امروز ادامه دارد. طبق احادیت وارده از آن حضرت، در زمان غیبت کبری مردم باید در مسائل خود به فقهای عصر خویش رجوع کنند.
در روایات معتبر شیعه برای ظهور ایشان در آخر الزمان، نشانه‌ها و علائم حتمی و علائم غیر حتمی و شرائط خاص ذکر شده است.

محمد بن حسن عسکری(ع) مشهور به امام مهدی(عج)، امام زمان و حجت بن الحسن (متولد ۲۵۵ق)، دوازدهمین و آخرین امام شیعه دوازده‌امامی است. دوره امامت او پس از شهادت پدرش امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ق آغاز شد. شیعیان معتقدند، او همان مهدی موعود است که پس از دوره طولانی غیبت، ظهور خواهد کرد.
بر اساس منابع شیعه، حکومت عباسی در دوره امامت امام حسن عسکری(ع) درصدد یافتن فرزند وی به‌عنوان مهدی و جانشین پدر بود؛ ازاین‌رو، تولد امام زمان(عج) مخفی نگه داشته شد و جز چند تن از یاران خاص امام یازدهم شیعیان کسی او را ندید. به این دلیل پس از شهادت امام عسکری(ع)، برخی از شیعیان دچار تردید شده و فرقه‌هایی در جامعه شیعه پدید آمد و گروهی از شیعیان، از جعفر کذاب، عموی امام زمان(عج)، پیروی کردند. در این شرایط توقیعات امام زمان که عموماً خطاب به شیعیان نوشته می‌شد و توسط نائبان خاص او به اطلاع مردم می‌رسید، موجب تثبیت دوباره تشیع گردید؛ تا جایی که در قرن چهارم قمری از میان فرقه‌هایی که پس از امام یازدهم از شیعه منشعب شده بودند، تنها شیعه دوازده‌امامی باقی مانده بود.
امام زمان(عج) پس از شهادت پدرش، در غیبت صغرا به سر برد و در این مدت به واسطه چهار نائب خاص با شیعیان ارتباط داشت. از سال ۳۲۹ق، ارتباط مردم با امام زمان(عج) از راه نائبان خاص نیز پایان یافت و دوره غیبت کبرا آغاز شد. عالمان شیعه درباره دلایل و جزئیات عمر طولانی امام زمان، تبیین‌هایی ارائه نموده‌اند و در احادیث معصومان، غیبت او به خورشید پشت ابر تشبیه شده است.
به اعتقاد شیعیان، امام مهدی(عج) زنده است و روزی ظهور خواهد کرد و به همراه یارانش حکومتی جهانی برپا می‌سازد و دنیا را که پر از ظلم و ستم شده، آکنده از عدل و داد می‌نماید. در روایات اسلامی، بر انتظار فرج تأکید زیادی شده و شیعیان این روایات را به‌معنای انتظار ظهور امام زمان(عج) می‌دانند.
مفسران شیعه بر اساس روایات، پاره‌ای از آیات قرآن را اشاره به امام زمان(عج) دانسته‌اند. احادیث بسیاری نیز درباره امام زمان، زندگی و غیبت و حکومت او نقل شده است. گفته شده بیش از ۲۰۰۰ کتاب به زبان‌ها و موضوعات مختلف درباره امام مهدی نوشته شده است.
اهل‌سنت شخصی با نام مهدی را منجی آخرالزمان دانسته و او را از نسل پیامبر(ص) تلقی نموده‌اند؛ ولی بسیاری از آنها معتقدند که او در آینده متولد خواهد شد. در این میان برخی از علمای اهل‌سنت همچون سبط ابن‌جوزی و ابن‌طلحه شافعی، همانند شیعیان معتقدند که مهدی موعود همان فرزند امام حسن عسکری(ع) است.
ادعیه و اذکار فراوانی برای ارتباط با امام زمان(عج) در عصر غیبت نقل شده است؛ مانند دعای فرج، دعای عهد، دعای ندبه، زیارت آل‌یاسین و نماز امام زمان. برخی از احادیث، دیدار با امام زمان در عصر غیبت را ممکن دانسته‌اند و بعضی از عالمان شیعه حکایت‌هایی از دیدار برخی افراد با حضرت را ذکر کرده‌اند. اماکن متعددی به امام زمان منسوب شده است؛ از جمله سرداب غیبت در سامرا، مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در قم.

محمد بن حسن (عجل الله تعالی فرجه) (متولد ۲۵۵ه. ق) دارای القاب: امام مهدی، امام زمان و حجت بن الحسن، امام دوازدهم شیعیان دوازده امامی است. دوران امامت ایشان در سال ۲۶۰ قمری و بعد از به شهادت رسیدن پدرشان امام حسن عسکری ((علیه‌السلام)) در حکومت معتمد عباسی آغاز گردید و بنا بر روایات معتبر تا آخرالزمان و پس از ظهورشان نیز ادامه خواهد داشت. شیعیان امام زمان را همان مهدی موعودی می‌دانند که درای غیبت صغری و غیبت کبری بوده است. ایشان در زمان غیبت صغری به واسطه نائبان خاصش با شیعیان در ارتباط بوده است. اما غیبت کبرای ایشان در سال ۳۲۹ ق آغاز شد و بنا بر روایات شیعه فقهاء پرهیزگار به عنوان نائبان عام امام زمان به هدایت و پیشبرد دستورات ایشان اقدام می‌ورزند. شیعیان معتقدند که مهدی (عج) زنده است و همراه حضرت عیسی مسیح ((علیه‌السلام)) در آخرالزمان ظهور خواهد کرد. درباره دلایل و جزئیات طولانی بودن عمر ایشان تبیین‌های مختلفی از جانب اندیشمندان شیعه ارائه گردیده است. مهدی موعود با کمک یارانش حکومتی جهانی برپا خواهند ساخت و دنیا را آکنده از عدل و داد می‌نمایند همانگونه که از ظلم و جور پر گشته است. به همین سبب و مطابق با روایات شیعه انتظار واقعی فرج امام عصر در زمره یکی از برترین عبادات و اعمال قرار گرفته است.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت امام مهدی عج

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ | 16:11 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

محمّد بن حسن عسکری (عربی: محمّد بنِ الْحسنِ الْعَسکَری؛ زادهٔ ۱۵ شعبان ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری قمری) معروف به حُجَّتِ بنِ الْحَسَن، بنابر باور شیعیان دوازده‌امامی، دوازدهمین و آخرین امام و همان مهدی موعود است. او فرزند حسن بن علی عسکری، امام یازدهم شیعیان، و همچون پیامبر اسلام نامش محمد و کنیه‌اش ابوالقاسم است. «امامِ زمان»، «صاحبُ الزَّمان»، «ولیِّ عَصر»، «قائمِ آلِ محمد» و «مَهدیِ موعود» از القاب مشهور اوست. در باور کنونیِ شیعهٔ دوازده امامی، حجّت بن حسن در نیمهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ ه‍.ق در سامرّا زاده شد؛ او در پنج سالگی و پس از درگذشت پدرش به امامت رسید. پس از درگذشت حسن عسکری، مهدی تنها از طریقِ چهار سفیر یا نایب با شیعیان تماس می‌گرفت. البته بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که از آغاز، تعداد وکلا محدود به چهار تن نبوده و اصطلاح نیابتِ خاص در قرن‌های چهارم و پنجم هجری توسط علمای شیعه مانند شیخ طوسی و برای تبیینِ غیبت صغری ایجاد شده‌است. پس از یک دورهٔ هفتاد ساله — موسوم به غیبت صغری — و با مرگ علی بن محمد سَمَری، چهارمین نایب امام دوازدهم شیعه، بار دیگر حیرت شیعیان را فراگرفت. آن‌ها سرانجام در سدهٔ پنجم به تبیینی عقلی در کلامِ شیعه از غیبتِ امام دست یافتند. به‌باور شیعیان، پس از دوران سُفَرا (نایبان خاص)، شیعیان با مهدی به‌طور مستقیم در ارتباط نیستند و این دوران را اصطلاحاً غیبت کبری می‌نامند. پس از پایان دورهٔ غیبت، وی با عنوان مهدی قیام خواهد کرد و او کسی خواهد بود که توسط وی حق و عدالت بار دیگر به پیروزی خواهد رسید.

پس از درگذشت حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان، در سال ۲۶۰ ه‍.ق و سن ۲۸ سالگی، از آنجا که حسن عسکری برخلاف سایر امامان شیعه — که در زمان حیات‌شان جانشین بعدی را تعیین کرده بودند — به‌طور علنی جانشینی برای خود برجای نگذاشته بود، بحرانِ فکری و اعتقادیِ بزرگی در میان پیروانِ امام شیعه به‌وجود آمد. در این دوران که به «دوران حیرت» موسوم است، شیعیان به فرقه‌های متعددی منشعب شدند. عده‌ای از شیعیان اعتقاد داشتند که از حسن عسکری فرزندی باقی نمانده‌است یا این فرزند در گذشته‌است؛ بسیاری از شیعیان امامت جعفر برادر حسن عسکری را پذیرفتند و گروه‌هایی نیز متوجه فرزندان و نوادگان امامانِ نهم و دهم شیعه شدند. اما اصحابی از حسن عسکری چنین گفتند که «وی پسری داشته که جانشینی مشروع برای امامت است». طبق گفتهٔ این اصحاب مانند عثمان بن سعید، نایب و وصی حسن عسکری، این پسر مخفی نگاه داشته شده بود، چرا که ترس آن می‌رفت که توسط دولت دستگیر شود و به قتل برسد. دیدگاه این گروه که در ابتدا دیدگاهِ اقلیتِ شیعه بود، به‌مرور به دیدگاه تمامیِ شیعیانِ امامی تبدیل شد که شیعیانِ دوازده امامیِ فعلی هستند.

از دیدگاه رایج تاریخی، باور به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است به‌طور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. در مقابل جاسم حسین می‌گوید طبق شواهد احادیثی مبنی بر آنکه امام دوازدهم همان قائم موعود خواهد بود پیش از وفاتِ حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه‍.ق مطرح بوده‌است. به‌نظر می‌رسد مدتی طول کشید تا این نظریه به صورت‌بندیِ نهاییِ خود برسد و پس از آن هم توجیه‌ها و تبیین‌های دینی گسترده‌ای در موردش ارائه شد. شیعیان با دو رویکردِ حدیثی و کلامی به تبیین نظریهٔ غیبت برخاستند. کلینی (و. ۳۲۹ ه‍.ق/۹۴۱ م). در احادیثِ بابِ غیبتِ کتاب اصول کافی — که در خلال دورهٔ سفرا (موسوم به غیبت صغری) گرد آورد — به موضوع غیبت و علت آن پرداخت. به‌خصوص نعمانی در کتاب الغیبة به تبیین نظریهٔ غیبت از طریق احادیث پرداخت و او برای نخستین بار اصطلاحاتِ «غیبت صغری» و «غیبت کبری» را به کار برد. پس از وی ابن بابویه (و. ۹۹۱–۹۹۲) در کتاب کمال الدّین در خصوص گردآوریِ احادیثِ مربوط به امام دوازدهم و غیبت وی کوشید. از دیگر سو، متخصصانِ علم کلام از جمله شیخ مفید (و. ۴۱۳ ه‍.ق/۱۰۲۳ م). و شاگردانش به‌خصوص سید مرتضی (۱۰۴۴–۱۰۴۵) به تدوین نظریاتِ کلامیِ امامت، جهتِ تبیینِ ضرورتِ وجودِ امامِ زنده در شرایط غیبت پرداختند.

باور به امام غایب (ناپدیدار)، برکت‌های بسیاری برای شیعیانِ زیر آزار و ستم داشت. از آنجا که امام غایب پتانسیلِ تهدیدِ کمتری نسبت به یک امام حاضر (پدیدار) داشت تنش‌ها با حاکمان سنی‌مذهب کاهش یافت. همچنین باور به ظهورِ امام غایب باعث شد که انتظار بتواند جایگزینِ چالشِ مستمرِ نظامِ سیاسیِ حاکم شود. امام غایب عامل همبستگی شیعیانی شد که پیش از آن، هر گروه‌شان، گرد یکی از امامانِ حاضر می‌آمدند و از هم گسیخته شده بودند. به‌علاوه اعتقاد به ظهورِ امام غایب — به‌عنوان مهدی — شیعیان را در تحملِ شرایطِ دشوار یاری نمود و به آن‌ها امیدِ آینده‌ای سرشار از دادگری داده‌است.

۱ - نام و کنیه


نام مبارک امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) هم‌نام پیامبر اکرم و کنیه ایشان هم‌کنیه پیامبر (ابوالقاسم) و ملقب به مهدی آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌باشد. ولی از خطاب قرار دادن ایشان با نام اصلی تا قبل از ظهور مبارکشان نهی شده است.

۲ - القاب


وجود مقدس ایشان دارای القاب فراوان می‌باشد که اباصالح، قائم آل محمد، مهدی آل محمد، حجة الله، ولی الله، بقیة الله، امام منتظَر، صاحب الزمان و امام زمان از مشهورترین آن‌هاست.
مهدی، لقب مشهور امام زمان (علیه‌السلام) است.

۲.۱ - مهدی

یکی از مشهورترین القاب قائم آل‌ محمد، مهدی است. مهدی اسم مفعول و به معنای ره‌یافته است. مهدویت نیز از همین ریشه است.
مهدی (عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف) مشهورترین نام آن حضرت نزد شیعه و سنی است. البته گاهی نیز در معنای فاعلی، به معنای هدایت‌کننده به کار می‌رود.

۲.۱.۱ - حدیث امام صادق

محمد بن عجلان از امام صادق (علیه‌السلام) نقل کرده است: ... و قائم را از آن‌رو مهدی گفته‌اند که مردم را به آیینی که از دست داده‌اند، هدایت می‌کند.... [۱]

اما آنچه بیشتر در روایات آمده، همان معنای نخست است.

۲.۱.۲ - حدیث امام باقر

امام باقر (علیه‌السلام) در این‌باره فرمود: [۲]

«فإنّما سمّی المهدیّ لأنّه یهدی لأمر خفیّ یستخرج التّوراة و سائر کتب اللّه من غار بأنطاکیّة؛ به درستی که مهدی نامیده شد به سبب این‌که به امر مخفی هدایت می‌شود. او تورات و سایر کتاب‌های الهی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد». [۳]

۲.۱.۳ - حدیثی دیگر

امام جعفر صادق (علیه‌السلام) نیز هنگامی که پرسیدند: چرا مهدی، مهدی نامیده شده است؟ فرمود: «لانّه یهدی الی کلّ امر خفی؛ به دلیل این‌که به تمام امور پنهان هدایت می‌شود». [۴] [۵]

۲.۱.۴ - روایتی از شیخ صدوق

«منّا اثنا عشر مهدیّا أوّلهم أمیر المؤمنین علیّ بن أبی‌طالب و آخرهم التّاسع من ولدی». لقب مهدی به آخرین امام اختصاص ندارد و بقیۀ امامان (علیهم‌السلام) نیز مهدی هستند: [۶]

ولی فقط از آخرین پیشوا به مهدی یاد شده است. [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲]

۳ - مشخصات امام زمان


امام مهدی، دوازدهمین و آخرین جانشین رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از سلسله امامان معصوم (علیهم‌السلام) و فرزند امام حسن عسکری (علیه‌السلام) می‌باشد که بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، به دلایلی دارای دو غیبت صغری و غیبت کبری می‌باشد.
غیبت صغرای ایشان ۶۹ سال طول کشید و در این مدت به واسطه نواب اربعه با مردم در ارتباط بودند.
غیبت کبری از سال ۳۲۹ قمری شروع شده و تا امروز ادامه دارد و آن حضرت تا روزی که از سوی خداوند متعال اذن ظهور کسب نمایند، با شیوه‌های خاص و از پس پرده غیب به رتق و فتق امور مردم و دست‌گیری از نیازمندان می‌پردازند.
در روایات معتبر شیعه برای ظهور آن حضرت در آخر الزمان، نشانه‌ها و علائم حتمی و غیر حتمی و شرائط خاص ذکر شده که هر کدام دارای حکمت مخصوص می‌باشند.
هم‌چنین در منابع معتبر شیعه و سنی –با اختلافاتی در شخصی و نوعی دانستن مهدی آخر الزمان- برای وقایع بعد از ظهور نیز مطالبی ذکر شده است.
فقهاء شیعه از تطبیق آن وجود مقدس با هر فردی به شدت منع کرده و دستور به تکذیب مدعیان دروغین مهدویت داده‌اند.

۴ - حکم زیارت امام زمان


زیارت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) در هر زمان و هر جا به ویژه در سامرا و در سرداب مقدس و دعا برای تعجیل در ظهور آن حضرت مستحب است. [۱۳] [۱۴]

۵ - حکم دعا در انتظار فرج


انتظار فرج حضرت، [۱۵]

دعا کردن و صدقه دادن برای سلامتی و نیز دعا برای چیره‌شدن آن امام بر کافران، ملحدان و منافقان [۱۶]

استحباب دارد.
همچنین به جا آوردن اعمال عبادی مانند نماز و حج برای ایشان استحباب دارد.

۶ - حکم قیام هنگام شنیدن لقب قائم


برخاستن از جای خود هنگام بردن یا شنیدن نام‌های آن حضرت به ویژه لقب مبارک «قائم» و نهادن دست راست بر سر در این هنگام و خواندن دعای وارد، از مستحبات است. [۱۷]

۷ - رفتار و سیرت حضرت مهدی


چون سیرت حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) می‌تواند سرمشق و نمونه خوبی برای ما باشد، درباره هر یک از آن‌ها به اختصار توضیح می‌دهیم.

۷.۱ - سیرت دینی

حضرت مهدی در برابر جلال خداوند بسیار خاشع و فروتن است. هم‌چون عقاب، بال خویش فرو می‌گشاید، سر به زیر می‌اندازد و از اوج آسمان فرو می‌آید. بدین‌سان، خدا و عظمت خدا در وجودش متجلی بوده، و همه هستی او را در خود فرو برده است. [۱۸]

۷.۲ - سیرت خلقی

حضرت مهدی صاحب حشمت، سکینه و وقار است، جامه‌هایی درشتناک و خشن می‌پوشد، نان جو می‌خورد و علم و حلم او از همه مردمان بیشتر است، هم‌نام پیامبر است و خَلق و خُلق محمدی دارد. در جهان با مشعل فروزان هدایت، سیر کرده و مانند صالحان زیست می‌کند. [۱۹] [۲۰] [۲۱]

۷.۳ - سیرت عملی

حضرت مهدی بخشنده است، به‌ گونه‌ای که بی‌دریغ، اموال به این و آن می‌دهد. با عمال و کارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت‌گیر و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دل‌رحم و مهربان است. در رفتار، چنان است که گویی با دست خود، کره و عسل به دهان مسکینان می‌گذارد. [۲۲]

با آمدنش کینه از دل‌ها می‌رود و همه‌جا را آسایش و امنیت فرا می‌گیرد. و «می‌نهد میزان عدل را در بین مردم، پس احدی به احدی ظلم نکند». [۲۳]

۷.۴ - سیرت انقلابی

حضرت مهدی حق هر حق‌داری را باز پس گرفته و به او می‌دهد، حتی اگر حق، زیر دندان انسان متجاوز و غاصب باشد از آن بیرون کشیده و به صاحب حق باز می‌گرداند. [۲۴]

در راه اجرای حکم خدا و استقرار دین خدا، به سخن کسی گوش نداده و نکوهش احدی را نمی‌شنود. [۲۵]

۷.۵ - سیرت سیاسی

به‌هنگام حکومت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، حکومت جبّاران و مستکبران و نفوذ سیاسی منافقان و خائنان نابود شده، شهر مکه، قبله مسلمین و مرکز حرکت انقلابی حضرت مهدی می‌شود. نخستین افراد با قیام او در مکه گرد هم آمده، به‌ او می‌پیوندند. [۲۶]

۷.۶ - سیرت تربیتی

در روزگار آن حضرت، قدرت عقلی توده‌ها تمرکز یافته و مهدی به تأیید الهی، مردمان را به کمال می‌رساند و در همگان فرزانگی پدید می‌آورد. [۲۷]

چون مهدی قیام کند زمینی نمی‌ماند، مگر این‌که در آن‌جا گلبانگ محمدیِ: أشْهَدُ أنْ لاإلهَ‌إلّااللّه وَ أشهدُ أنَّ محمداً رسولُ الله، بلند می‌شود. [۲۸]

۷.۷ - سیرت اجتماعی

عدالت مهدی چنان است که در حکومت او بر هیچ کس و هیچ چیز، هیچ‌گونه ستمی روا داشته نمی‌شود. نخستین نشانه عدل او سخنان سخنگویان حکومت اوست که در مکه فریاد می‌زنند: «هر کس نماز فریضه خویش را در کنار حجر الاسود و محل طواف خوانده است و اکنون می‌خواهد نماز نافله بخواند، به کناری رود، تا حق کسی پایمال نگردد و هر کس می‌خواهد نماز فریضه بخواند بیاید و بخواند.» [۲۹]
هیچ جای زمین باقی نمی‌ماند، مگر آن‌که از برکت عدل و احسان او فیض می‌برد و زنده می‌شود، حتی جانوران و گیاهان نیز از این برکت و عدالت بهره‌مند می‌شوند. و «عدالت او درون خانه‌ها خواهد رفت مانند این که سرما و گرما داخل آن می‌شود.» [۳۰]

۷.۸ - سیرت مالی

همه اموال جهان در نزد مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) گرد می‌آید، آن‌چه در دل زمین است و آن‌چه بر روی زمین است. آن‌گاه مهدی به مردم می‌گوید: «بیایید! و این اموال را بگیرید! این‌ها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن‌ها، قطع رَحِم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون‌های به ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید. بیایید و بگیرید! سپس دست عطا می‌گشاید، چنان‌که تا آن روز، کسی آن‌چنان بخششی در اموال نکرده باشد». [۳۱]

۷.۹ - سیرت اصلاحی

حضرت مهدی فریادرسی است که از جانب خداوند آمده تا به فریاد مردم برسد. در روزگار او، همگان در رفاه و آسایش به نعمتی بی‌مانند دست می‌یابند، حتی چهارپایان نیز فراوان شده و با دیگر جانوران با خوشی و آسودگی زندگی می‌کنند، گیاهان بسیار می‌رویند و آب نهرها فراوان شده و گنج‌ها، دفینه‌ها و دیگر معادن زمین استخراج می‌شود.
آتش فتنه‌ها و آشوب‌ها خاموش شده و جنگ و شبیخون و غارتگری از میان می‌رود. در جهان ویرانه‌ای باقی نمی‌ماند، مگر آن که مهدی آن‌جا را آباد می‌سازد. [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷]

۷.۱۰ - سیرت قضایی

در حکومت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) احکام و قضاوت‌ها کاملاً عادلانه بوده و سرسوزنی ظلم و بیداد به کسی نشده و هیچ رنج و محنتی بر دلی نمی‌نشیند. حضرت مهدی بر طبق احکام خالص دینی (بدون توجه به آرا و افکار دیگران) حکم و حکومت می‌کند، میزان عدل را در میان مردم می‌نهد و بدین‌گونه، هیچ کس نمی‌تواند به دیگری ستم کند. [۳۸]
شیخ مفید می‌گوید: چون قائم آل محمد قیام کند، مانند حضرت داود (علیه‌السلام) بر حسب باطن، بی‌هیچ نیازی به شاهد، حکم و قضاوت می‌کند، خداوند حکم را به او الهام کرده و او بر طبق الهام الهی حکم می‌راند. حضرت مهدی نقشه‌های پنهان هر گروه را می‌داند و به آن‌ها می‌گوید: مهدی دوست و دشمن خود را با نگاه می‌شناسد. [۳۹] [۴۰] [۴۱]

۸ - خصوصیات یاران


در روایات، ویژگی‌های زیادی برای یاران آن حضرت شمرده شده که برخی مربوط به ویژگی‌ها و صفات ظاهری و جسمانی است و برخی دیگر مربوط به خصایل اخلاقی و روحی.

۸.۱ - خصایص روحی

۱) شاید بتوان گفت: که مهم‌ترین ویژگی یاران امام (علیه‌السلام) این است که آن‌ها مصداق کامل «اولیاء الله» (دوستان خدا) هستند. در قرآن کریم می‌فرماید:
«ألا إنَّ اَوْلیاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیهم وَ لا هُمْ یحزنون؛ [۴۲]

آگاه باشید که بر دوستان خدا بیمی نیست و غمگین نمی‌شوند.» این‌که کسی از هیچ چیز ترسی به دل راه ندهد و اندوهگین نشود تنها زمانی امکان‌پذیر است که جز خدا نبیند و جز به او نیندیشد. این اوج کمال آدمی و بالاترین مرتبه‌ای است که یک انسان می‌تواند بدان دست یابد.
امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «خوشا به حال شیعیان قائم که در زمان غیبتش منتظر ظهور او و فرمان‌بردارش هستند، آنان اولیای خدا هستند، همان‌ها که نه ترس آن‌ها را فرا می‌گیرد و نه اندوهگین می‌شوند.» [۴۳]
۲) یاران قائم هم‌چنان‌ که در بالاترین درجه تقوا و پرهیزکاری قرار دارند، از نظر کمال علمی نیز در بالاترین درجه قرار گرفته و از جام حکمت الهی و معرفت دینی، چنان‌که باید، سیراب شده‌اند. حضرت علی (علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «...پس گروهی در آن فتنه‌ها صیقلی می‌شوند، مانند صیقل دادن آهنگر شمشیر را، دیده‌های آن‌ها به نور قرآن جلا داده و تفسیر در گوش‌هایشان جا گرفته‌شود. در شب، جام حکمت را به آن‌ها بنوشانند بعد از این که در بامداد هم نوشیده باشند.» [۴۴]
خلاصه این‌که یاران قائم در چنان مرتبه‌ای از زهد و تقوا و علم و معرفت قرار دارند که همه کائنات در برابر آن‌ها سرِ تسلیم فرود می‌آورند و زمین و آسمان به وجود آن‌ها افتخار می‌کند. امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید: «گویی که یاران قائم را می‌بینم که شرق و غرب (جهان را) در نور دیده‌اند. همه ‌چیز در برابر آن‌ها سرِ تسلیم فرود می‌آورد حتی درندگان زمین و آسمان به دنبال خشنود ساختن آن‌ها هستند. قطعه‌ای از زمین به قطعه دیگر مباهات کرده و می‌گوید: امروز مردی از یاران قائم از من گذر کرده است.» [۴۵]

۸.۲ - ویژگی‌های جسمانی

یاران مهدی (علیه‌السلام) از نظر صفات جسمی و نیروی بدنی سر‌آمد روزگار بوده و کسی را یارای مقابله با آن‌ها نیست. امام صادق (علیه‌السلام) در وصف توان بدنی یاران قائم می‌فرماید: «حضرت لوط (علیه‌السلام) که می‌فرمود: «ای کاش در برابر شما قدرتی می‌داشتم یا می‌توانستم به تکیه‌گاهی استوار پناه ببرم.» [۴۶]

«در آرزوی نیرو و توان قائم (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) و به یاد قدرت و استواری یاران او بود، زیرا به هر کدام از آن‌ها قدرت چهل مرد داده شده و قلب آن‌ها محکم‌تر از پاره‌های آهن است. اگر به کوه‌هایی از آهن برخورد کنند آن‌ها را از جا بر می‌کنند و شمشیرهای آنان از حرکت باز نمی‌ایستد، مگر زمانی که خداوند (عزوجل)، خشنود شود.» [۴۷]

۸.۳ - تعداد یاران

قول مشهور این است که تعداد یاران امام عصر ۳۱۳ نفر هستند که در روایت‌های متعددی به آن اشاره شده است. در روایتی «مفضل بن عمر» از امام صادق (علیه‌السلام) چنین نقل کرده است: «مثل این است که قائم (علیه‌السلام) را بر منبر مسجد کوفه می‌بینیم، در حالی که ۳۱۳ مرد، به عدد اهل بدر گرد او را گرفته‌اند. آن‌ها مردان جنگاور و حاکمان خدا در زمین او و بر خلق اویند.» [۴۸]
با توجه به روایت دیگر به این نتیجه می‌رسیم که یاران آن حضرت منحصر به تعداد یاد شده نبوده و این تعداد کسانی هستند که از آغاز حرکت حضرت مهدی ایشان را همراهی می‌کنند، اما به تدریج بر این تعداد افزوده می‌شود. البته ناگفته نماند که این ۳۱۳ نفر به دلیل خصایل برجسته‌ای که دارند نقش فرماندهی و رهبری را در لشکر آن حضرت به عهده دارند. [۴۹]
در روایتی ابوبصیر از امام صادق (علیه‌السلام) چنین نقل کرده است: «قائم از مکه خارج نمی‌شود، مگر زمانی که تعداد کسانی که به گرد او جمع‌ آمده‌اند، تکمیل شود. پرسیدم: این تعداد چند نفر است؟ آن حضرت فرمود: دو هزار نفر، جبرئیل در سمت راست او و میکائیل در سمت چب او حرکت می‌کند و ....» [۵۰]

۹ - خصوصیت جامعه موعود


حکومت جهانی موعود را از دو منظر می‌توان مطالعه کرد:
۱) به عنوان آرمانی دور دست که باید در انتظار تحقق آن باشیم، که در آن صورت، هیچ تأثیری در واقعیت‌های موجود جامعه ندارد.
۲) به عنوان الگویی واقعی برای سامان‌بخشی به وضع موجود و هدف معینی که توان جهت‌بخشی به حرکت‌های اجتماعی ما را دارد، اگرچه تحقق کامل آن در زمان حضرت بقیةالله صورت می‌گیرد.
البته ما نباید همه مشخصه‌های بیان شده در مورد حکومت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را فقط ترسیم‌کننده وضعیت آینده جهان بدانیم، بلکه باید این فرهنگ را در تمام عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، جامعه خود پیاده کنیم و این نوعی الگوپذیری از قیام عدالت‌گستر است. برای دست‌یابی به این مهم به برخی ویژگی‌هایی که در روایات برای حکومت جهانی امام غایب شمرده شده است، اشاره می‌کنیم.

۹.۱ - ساده‌زیستی کارگزاران حکومت

عنایت به بعضی از روایات، تصویر بسیار روشنی از شیوه زندگی حکمران سراسر عالم به ما می‌دهد.
امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «به چه ملاک درباره خروج قائم تعجیل می‌طلبید؟ به خدا سوگند، او جامه درشت می‌پوشد و خوراک خشک و ناگوار می‌خورد.» [۵۱]
اصولاً پذیرفتن مسئولیت حکومت مردم تعهد مضاعفی را بر عهده پذیرنده این مسئولیت می‌آورد و او را ناچار می‌سازد که زندگانی خویش را با ضعیف‌ترین طبقات اجتماع هماهنگ سازد تا درد آن‌ها را با تمام وجود احساس کرده و همت خویش را صرف بهبود آلام آن‌ها کند. روایت زیر، رسالت سنگین پیشوایان و کارگزاران جامعه عدل اسلامی را به خوبی بیان‌ می‌کند:
«روزی یکی از یاران امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) عرض کرد: ای امیرمؤمنان! چرا باید تو در این پوشاک زبر تن آزار باشی و خوراک ساده میل کنی؟ فرمود:
خدا بر پیشوایان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندی، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان وا ندارد.» [۵۲]

۹.۲ - قاطعیت با کارگزاران

یکی از ویژگی‌های مهم دولت جهانی امام مهدی سخت‌گیری و قاطعیت درباره کارگزاران، مجریان امور و برخورد شدید با متخلفان است. در روایت زیر درباره قاطعیت و سازش‌ناپذیری حضرت ولی عصر در مقابل کارگزاران و ملاطفت و مهربانی آن حضرت با بیچارگان و مستمندان چنین آمده است: «امام مهدی (علیه‌السلام) بخشنده است، او درباره عمال، کارگزاران و مأموران دولت‌خویش بسیار سخت‌گیر است و با ناتوانان و مستمندان بسیار دل‌رحم و مهربان.»

۹.۳ - تأمین رفاه اقتصادی مردم

در زمان حکومت امام مهدی، رفاه اقتصادی و آسایش معیشتی بر تمام بخش‌ها و زوایای زندگی بشر پرتو می‌افکند و انسان‌ها آسوده‌خاطر از مشکلات روزمره می‌توانند به سازندگی معنوی خود بپردازند. امام علی (علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «بدانید اگر شما از طلوع‌کننده شرق امام مهدی پیروی کنید، شما را به آیین پیامبر در آورد ... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دست‌یابی به امور زندگی) آسوده شوید و بار سنگین (زندگی) را از شانه‌هایتان بر زمین نهید.» [۵۳]

۹.۴ - گسترش عدالت و مساوات

عدالت مهدی آن‌چنان فراگیر و گسترده است که حتی به درون خانه‌ها نیز نفوذ کرده و روابط خصوصی افراد خانواده را تحت تأثیر قرار می‌دهد، کاری که از عهده هیچ نظام حقوقی برنمی‌آید. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «به (خدا) سوگند مهدی عدالتش را تا آخرین زوایای خانه‌های مردم وارد می‌کند، هم‌چنان‌ که سرما و گرما وارد خانه ما می‌شود.» [۵۴]
در روایت دیگر از امام باقر (علیه‌السلام) درباره شمول عدالت صاحب الزمان آمده است: «امام قائم (اموال را) برابر تقسیم می‌کند و میان مردم نیکوکار و بدکار به عدالت رفتار می‌نماید.» [۵۵]

۱۰ - در نگاه امام خمینی


امام خمینی امام زمان (علیه‌السلام) را به عنوان موعود، خاتم الاوصیا، مفخر اولیا، غایت بعثت، [۵۶]

ولی الله الاعظم، جلوه تام حق تعالی، [۵۷]

انسان کامل، عصاره همه موجودات، [۵۸]

صاحب العصر، ولی امر و سلطان عصر یاد کرده است. همچنین امام مهدی (علیه‌السلام) را ولی کامل، قطب همه زمان‌ها، بقیه الله فی الارضین، سید و مولی‌هادی[۵۹]

برمی شمارد و احتمال داده است چه بسا مقصود از سوگند به عصر در قرآن، سوگند به انسان کامل و عصاره همه موجودات و نسخه تمام هستی حضرت مهدی (علیه‌السلام) می‌باشد.[۶۰] [۶۱]

ایشان در تفسیر آیه «انّا نحن نزلنا الذکر و انّا له لحافظون» آن حضرت را شارح و بیان کننده قرآن، کلیدهای وجود، مخازن حضرت کبریا، معادن حکمت و وحی، اصول و ریشه همه معارف و عرفان‌ها و صاحب مقام جمع و تفصیل شمرده است.[۶۲]
امام خمینی با استناد به روایتی معتقد است امام عصر (علیه‌السلام) دارای ولایت تشریعی است و زمام امور مردم به دست ایشان است و آن حضرت همچون پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و دیگر ائمه (علیهم‌السّلام) وارث افراد بی وارث است؛ همچنین امام زمان دارای ولایت تکوینی است و به اراده خداوند بر همه تغییرات از جمله زیادی عمر و تقدیر روزی که فرشتگان موکل و مامور آن هستند، نظارت دارد و به اذن خداوند متعال، توانایی دارد حرکت هر یک از جزئیات طبیعت را که بخواهد کند یا سرعت بخشد.[۶۳]

امام خمینی معتقد است طبق آیه «تنزل الملائکه و الروح» فرشتگان در شب قدر، خدمت امام زمان (علیه‌السلام) می‌رسند و لیلة القدر که از زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بوده، برای امام زمان


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت امام مهدی عج

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲ | 16:11 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

آب زَنید راه را، چونکه نِگار میرَسَد

آب زَنید راه را، چونکه نِگار میرَسَد - به هَمرَهِ نگارِ ما، کنون بَهار میرَسَد

او که بُوَد رَبِیعِ این، اَنامِ، دَر عصر و زَمان - فَصلِ ربیع و فروِدین، فَصلِ بَهار میرَسَد

قَسَم بِه عَصر، کُو بُوَد، نَضرَةُ الاَیّامِ زَمان - خُرَّمِیُ و صَفا، از او، بِه روزگار میرَسَد

جارو بدستِ ما همه، مَحَلّه را کُنیم تمیز - تمیز و پاک باشه که نَک، زِ راه یار میرَسَد

قافله هایِ مَهدَوی، زِ مَکَّه تا مَشهدِ ما - گوش به فرمانِ ولی، زِ هَر دِیار میرَسَد

عید رَسَد، زِ رَه کنون، هَمرَهِ یارِ با صَفا - صدای دِل نشینِ او، چه با وَقار میرَسَد

بَعدِ نبی یکی یکی، یازده اِمام آمده - نوبتِ آخرینِ آن، هشت و چهار میرَسَد

گاهِ قِیامِ او بُوَد، فَصل بهار و فروِدین - با سبزه ها، شکوفه ها، به این دِیار میرَسَد

دَشت و دَمَن زِ مَقدَمَش، پُر شَوَد از گُل وگِیاه - به باغ و راغ و تاغ ها، شکوفه زار میرَسَد

فَرش بِه عَرش می رَسَد، فَقرو غِنا به هَم رسد - اَز او بِه شوره زارها، سبزه به بار میرَسَد

سیصدوسیزده مُعِین، آماده از برایِ اوست - آماده باش میدهند، سَنجَقِ یار می‌رسد

زِ بَهرِ یارِیَش تُو هَم، عَهد بِبَند و یار باش - نَشین کنون تو در رَهَش، که تَک سَوار میرَسَد

وای بِه حالِ مِلَّتی، که بارِ ذِلَّتی کَشَد - عِزَّتِ ما به دولَتَش، به اِفتِخار میرَسَد

هَر صُبحِ جُمعه عاشقان، بِخوان دعایِ نُدبه را - کُن لِوَلِیِّکَ بِخوان ، بگوکه یار میرَسَد

نَضرَةُ الاَیّام، بُوَد، مَهدِیِ مَوعُودِ زَمان - روزِ ظُهُور، باقری، فَصلِ بهار میرَسَد

سروده شده نوروز ۱۴۰۲ تو سط حجت الاسلام باقری پور

در زیارت آقا امام زمان(عج) به نقل از سید بن طاووس می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّام، یعنی : سلام بر بهار مردمان و خرمی روزگاران، یا : سلام بر بهار اهل عالم و صفا و شادى بخش روزگار»

اَلسَّلاَمُ عَلَى الْحَقِّ الْجَدِيدِ وَ الْعَالِمِ الَّذِي عِلْمُهُ لاَ يَبِيدُ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى مُحْيِي الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِمِ‏ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى خَلَفِ السَّلَفِ وَ صَاحِبِ الشَّرَفِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى حُجَّةِ الْمَعْبُودِ وَ كَلِمَةِ الْمَحْمُودِ ، السَّلاَمُ عَلَى مُعِزِّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلِّ الْأَعْدَاءِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى وَارِثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَاتِمِ الْأَوْصِيَاءِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى السَّيْفِ الشَّاهِرِ وَ الْقَمَرِ الزَّاهِرِ (وَ النُّورِ الْبَاهِرِ) ، اَلسَّلاَمُ عَلَى شَمْسِ الظَّلاَمِ وَ بَدْرِ (الْبَدْرِ) التَّمَامِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى رَبِيعِ الْأَنَامِ وَ نَضْرَةِ الْأَيَّامِ‏ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلاَّقِ الْهَامِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى الدِّينِ الْمَأْثُورِ وَ الْكِتَابِ الْمَسْطُورِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي بِلاَدِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبَادِهِ اَلْمُنْتَهِي إِلَيْهِ مَوَارِيثُ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَدَيْهِ مَوْجُودٌ آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ ، (اَلسَّلاَمُ عَلَى) الْمُؤْتَمَنِ عَلَى السِّرِّ وَ الْوَلِيِّ لِلْأَمْرِ ، اَلسَّلاَمُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَ يَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ‏ وَ يَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً وَ يُمَكِّنَ لَهُ وَ يُنْجِزَ بِهِ وَعْدَ الْمُؤْمِنِينَ‏ ، اَشْهَدُ يَا مَوْلاَيَ أَنَّكَ وَ الْأَئِمَّةَ مِنْ آبَائِكَ أَئِمَّتِي وَ مَوَالِيَّ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ ، اَسْأَلُكَ يَا مَوْلاَيَ أَنْ تَسْأَلَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي صَلاَحِ شَأْنِي وَ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ غُفْرَانِ ذُنُوبِي‏ وَ الْأَخْذِ بِيَدِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ أَخَوَاتِيَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ كَافَّةً إِنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏ .

پس بجا آور نماز زيارت را دوازده ركعت بعد از هر دو ركعت سلام دهد و تسبيح زهرا عليها السلام بگويد و هديه كند بسوى آن حضرت و چون از نماز زيارت فارغ شدى بگو :

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّتِكَ فِي أَرْضِكَ وَ خَلِيفَتِكَ فِي بِلاَدِكَ ، اَلدَّاعِي إِلَى سَبِيلِكَ‏ ، وَ الْقَائِمِ (بِقِسْطِكَ وَ الْفَائِزِ بِأَمْرِكَ ، وَلِيِّ الْمُؤْمِنِينَ ، وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ ، وَ مُجَلِّي الظُّلْمَةِ ، وَ مُنِيرِ الْحَقِّ) ، وَ الصَّادِعِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ الصِّدْقِ ، وَ كَلِمَتِكَ وَ عَيْبَتِكَ وَ عَيْنِكَ فِي أَرْضِكَ‏ ، اَلْمُتَرَقِّبِ الْخَائِفِ ، اَلْوَلِيِّ النَّاصِحِ ، سَفِينَةِ النَّجَاةِ ، وَ عَلَمِ الْهُدَى ، وَ نُورِ أَبْصَارِ الْوَرَى‏ ، وَ خَيْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدَى ، وَ الْوِتْرِ الْمَوْتُورِ ، وَ مُفَرِّجِ الْكَرْبِ ، وَ مُزِيلِ الْهَمِّ ، وَ كَاشِفِ الْبَلْوَى‏ ، صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ وَ الْقَادَةِ الْمَيَامِينِ‏ مَا طَلَعَتْ كَوَاكِبُ الْأَسْحَارِ وَ أَوْرَقَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الْأَثْمَارُ وَ اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ غَرَّدَتِ الْأَطْيَارُ ، اَللَّهُمَّ انْفَعْنَا بِحُبِّهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ وَ تَحْتَ لِوَائِهِ ، إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ‏ .

عیدِ امامت بهرِ ما بادا مبارك

عیدِ امامت بهرِ ما بادا مبارك - برمصطفی وحیدر و زهرا مبارك

مهدی امامِ خلق عالم گشته امروز – برانبیا و اولیا بادا مبارك

هم بر من و هم بر شما بادا مبارک

برقامتِ مهدی ردایِ رهبری شد - در همچه روزی جانشینِ عسكری شد

خوشحال از آن هرمؤمن و هر شیعه باشد - تیری به چشمِ هرحسود وكافری شد

بر قامتِ او این ردا بادا مبارک

مهدی امامِ مسلمین گردیده امروز - برباطل و بُطلان كنون حق گشته پیروز

خوشحال و شاد از آن علی و مصطفی شد - شد دشمنانِ ابترِ زهرا سِیَه روز

روزِ علی و مصطفا بادا مبارک

برقامتِ مهدی ردائی از امامت – پوشیده شد هست آن ردائی تا قیامت

ناراحت از آن معتمدگردید وجعفر – خوشحال و شاد از این امامت گشته امّت

خوشحالی و شادی ما بادا مبارک

ماهِ ربیع الاوّل و روزِ نُهُم شد – اعلانی ازحق برخلایق بس مُهم شد

كامروز شد مهدی امامِ عصر و دوران – این حكم و دستوری بِخلق از ربّكم شد

روزِ امامت بهرِ ما بادا مبارک

ختم الوصیّین حضرتِ مهدِیِ ما شد – اوجانشینِ انبیا و اولیا شد

ای باقری اوجانشین برعسكری شد – جشنی بپا درجنت وعرش عُلا شد

این جشن و شادی بهرِ ما بادا مبارک

باز سازی شده شعر صفحه 194 عید امامت سال 1401


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری ، ولادت امام مهدی عج ، امامت امام مهدی عج

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۲ مهر ۱۴۰۲ | 20:35 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |