طالبان از گذشته تا حال

مقدمه

در سال ۱۳۷۳ ش (۱۹۹۴م) در فرایند جنگ­های داخلی افغانستان، گروه ۳۰ نفره ای به نام طالبان در منطقه‌ قندهار ظهور کرده و در مدت کوتاهی، به نیروی چند هزار نفری تبدیل شد و تا اواخر سال ۱۹۹۶م، جنگجویان آن به حدود ۳۵ هزار نفر رسید.

این گروه با استفاده از اوضاع آشفته داخلی و کمک کشورهای خارجی توانستند در مدت دو سال، حکومت برهان الدین ربانی در کابل را در سال ۱۳۷۵ ش (۱۹۹۶م) ساقط نموده و حکومت طالبان را با عنوان «امارت اسلامی افغانستان» به رهبری «ملا محمد عمر» تشکیل دهند.

برخی از کشورهای منطقه همچون عربستان، پاکستان و امارات متحده عربی بلافاصله حکومت طالبان را به رسمیت شناخته و به حمایت از آن پرداختند. طالبان دختران را از درس خواندن و زنان را از کارهای اجتماعی محروم کردند و به قتل عام شیعیان هزاره پرداخته و با اهل سنت تاجیک و ازبک رویکرد خصمانه ای داشتند.

طالبان از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ بر بیش از نود درصد از خاک افغانستان حکومت کردند تا اینکه حادثه ۱۱ سپتامبر در آمریکا اتفاق افتاد. متهم اصلی این حادثه، القاعده معرفی شد و به خاطر حضور اسامه بن لادن، رهبر القاعده در افغانستان، آمریکا به این کشور لشکرکشی نموده و حکومت طالبان را ساقط کردند، اما طالبان هیچ گاه از بین نرفت و هر روز توانست سرزمین های بیشتری را به تصرف خود درآورد. مطابق نقشه ای در سال ۲۰۱۷ میلادی حدود ۵۰ درصد از خاک افغانستان در دست طالبان بود و هر روز از اعتبار و جایگاه دولت حامد کرزای و اشرف غنی کاسته شده و به اعتبار طالبان اضافه می شد.

آمریکا که برای حضور خود در افغانستان هزینه فراوانی کرده بود، اما نتوانست به اهدافش برسد و هر روز ضعیف تر شد. به همین علت طرح صلح با طالبان را در دستور خود قرار داد و اعلام کرد از ۱۱ اردیبهشت تا ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ تمام نیروهای خود را از افغانستان خارج می کند. طالبان که مترصد فرصت بود، عزم خود را جزم کرده تا دوباره حکومت کابل را از آن خود کند. لذا در عرض کمتر از یک ماه از قندهار خود را به کابل رساند و با فرار اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان، عملا در پایان مردادماه ۱۴۰۰ شمسی حکومت دوباره به دست طالبان افتاد که در ادامه به تاریخ و افکار طالبان می پردازیم.

پیش زمینه های پیدایش طالبان

بعد از حمله شوروی به افغانستان، یک سازمان مذهبی پاکستانی تحت رهبری مولوی فضل الرحمن از قوم پشتون، مسئول امداد رسانی پناهندگان افغان در پاکستان شد. در همین راستا عده ای از جوانان پشتوی افغانی به حوزه های علمیه این سازمان رفته و به صورت رایگان مشغول تحصیل و فراگیری قرآن و احکام اسلامی شدند. نیز بسیاری از مادرانی که همسر خود را از دست داده بودند، فرزندان خود را به این مدارس دینی فرستادند تا از تحصیل محروم نمانند. این مدارس تابع نظام آموزشی رسمی کشور پاکستان نبود و شاخصه اصلی این مدارس، تدریس تفکر دیوبندی با تعصبات قبیله‌­ای پشتون بود. این مسائل موجب شد تا این مدارس در سرحد پاکستان به شدّت افزایش یافته و کمک­های مالی عربستان سعودی و امارات متحده عربی و کمک های مردمی به سمت این مدارس سرازیر گردد که نقش بسزایی در رشد سریع و افزایش تعداد این مدارس داشت. فارغ التحصیلان این مدارس تعصب دینی آشکاری داشتند و با هر نوع فکر و اندیشه­ای که مخالف عقیده و افکارشان بود با شیوه­های خشونت آمیز برخورد می­کردند. جهاد از نظر این مدارس، به معنی مبارزه با هر فکر و عقیده­ای که مخالف عقاید آنها باشد بود. لذا خیلی سریع مخالف خود را به کفر متهم می کردند.[۱]

مولوی سمیع الحق از رهبران جمعیت علمای اسلام بر این امر تأکید دارد که ۸۰ درصد از فرماندهان جهاد ضدّ شوروی در نواحی پشتون نشین افغانستان در مدرسه حقّانیه که خود مدیریت این مدرسه را بر عهده داشته درس خوانده بودند.[۲] به همین علت مدرسه مولوی سمیع الحق بعدها به مرکز اصلی تربیت طالبان تبدیل شد؛ بطوریکه در سال ۱۹۹۹م، دست کم هشت وزیر حکومت طالبان در مدرسه دارالعلوم حقانی، متعلّق به مولوی سمیع الحق آموزش دیده بودند.[۳] .

ظهور طالبان

در سال ۱۹۹۴ ملامحمدعمر به همراه سی نفر از هم قطارانش، از زیاده روی های گروههای متجاوز که در جاده های ولایت قندهار از مردم باج می گرفتند و دزدی و تجاوز را از حد گذرانده بودند، به خشم آمدند و تصمیم گرفتند در مقابل آنها بایستند. این موفقیت باعث همراهی بسیاری از طلاب و مردم پشتون زبان از ملاعمر شد.[۴] ملاعمر با ۲۰۰ نفر از یارانش به قرارگاه نظامی حزب اسلامی حکمتیار حمله کرد و بزرگترین پایگاه نظامی منطقه را به تصرف خود در آورد. در این عملیات هیجده هزار قبضه اسلحه به دست طالبان افتاد. این برای اوّلین بار بود که نام طالبان روی صفحه اصلی روزنامه ها و خبرگزاری های جهان نقش بست.[۵] .

نقش پاکستان و عربستان در حمایت از طالبان

کارشناس ارشد آمریکا در امور افغانستان معتقد است: سیاست تشکیل و تقویت طالبان برای امنیت راهها و انتقال خط لوله نفت و گاز از کشورهای آسیای مرکزی از طریق پاکستان نه ایران، از اهداف آمریکا بود.[۶] تنها مانع این امر، جنگ­های داخلی مجاهدین افغان بود. سیاستمداران آمریکا و پاکستان با یک معضل استراتژیک مواجه بودند. آنها دو راه داشت، یا باید یکی از جناحهای پشتون افغانستان را مورد حمایت قرار داده تا یک گروه پشتون طرفدار پاکستان در کابل به قدرت برسد و یا در پی ایجاد توافق تقسیم قدرت بین تمام گروههای افغانی باشد.[۷] .

در سال ۱۹۹۳ موقعیت سیاسی مناسبی برای جمعیت علمای اسلام پاکستان که از نظر فکری دیوبندی بودند، فراهم شد. برای اولین بار این حزب با حزب مردم پاکستان به رهبری بی نظیر بوتو متحد گردید و جزئی از ائتلاف حاکم شد و مولوی فضل الرحمان رئیس جمعیت علمای اسلام به ریاست کمیته دائمی امور خارجه مجلس ملی منصوب شد. او در سال ۱۹۹۴ از واشنگتن و پایتخت های اروپایی دیدن کرد تا حمایت آنها را جلب کند. وی به عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس رفت و آمد می کرد تا کمک مالی و نظامی بگیرد.[۸] در این راستا جمعیت علمای اسلام توانست نگرش دولت بی نظیر بوتو را نسبت به قوم پشتون تغییر دهد و با همکاری اداره اطلاعات ارتش پاکستان، طالبان افغانستان را تاسیس نمودند.[۹] .

در سال ۱۹۹۵ شاهزاده ترکی، رئیس سازمان اطلاعات عربستان، به توصیه مولوی فضل الرحمان چندین بار به قندهار سفر کرد و قبول کرد تا هزینه حمله طالبان به کابل را پرداخت کند[۱۰] و این چنین عربستان به مهمترین حامی مالی طالبان تبدیل شد.[۱۱] .

پس از ظهور طالبان، مقامات پاکستان و عربستان در بیشتر موارد حمایت از طالبان را حق مسلّم خود می­دانستند. ژنرال مشرف رئیس جمهور پیشین پاکستان قائل است: «طالبان پشتون هستند. امنیت ما حکم می­کند که در جانب ما باشند. طالبان یک حقیقت مسلم در افغانستان است و خاتمه دادن به آن­ها امری ­است غیرممکن».[۱۲] .

طالبان هم حمایت‌های پاکستان از جنبش خود را انکار نمی‌کردند، اما مدعی بودند که در عین برخورداری از حمایت‌ها و تاییدهای پاکستان، برای دست‌یابی به اهداف خود مستقل عمل می‌کنند و هدفشان یاری رساندن به دین خداست.[۱۳] حتی کمک‌های پاکستان را نیز نوعی امدادهای الهی می‌دانستند.[۱۴] .

«مدرسه اقتصاد لندن» (LSE) در ژوئن ۲۰۱۰، ادعا کرد که حمایت‌های ISI از طالبان در افغانستان فراتر از تصورات قبلی است و علاوه بر پول، آموزش و پناهگاه، نمایندگان سازمان اطلاعات پاکستان در جلسات شورای رهبری طالبان افغان نیز حاضر می‌گردند.[۱۵] .

حمایت های معنوی آمریکا و انگلیس از طالبان

از همان ابتدای ظهور طالبان، رادیوهای BBC و صدای آمریکا به صورت غیر مستقیم این امیدواری را در افغان ها ایجاد می کردند که طالبان همان گروهی هستند که قادرند صلح و امنیت را به افغانستان بازگردانند.[۱۶] هنگام ورود طالبان به کابل، دولت کلینتون با شتاب بی­سابقه به حمایت از طالبان پرداخت.[۱۷] شاید معتبر ترین مدرکی که دال بر حمایت ایالات متحده و عربستان از طالبان است، اظهارات بی نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان است. او طی مصاحبه ای با رادیو بی بی سی گفت: «ایالات متحده و بریتانیا با پول عربستان تأمین کننده اسلحه طالبان هستند».[۱۸] .

فتح قندهار

در سال ۱۹۹۴ کاروان تجاری پاکستان به مقصد ترکمنستان در حال عبور از قندهار بود که گروه نظامی حکمتیار از ورود این کاروان به قندهار ممانعت کرد. پاکستان مستقیما از رهبران طالبان کمک خواست و طالبان با ۳۰۰۰ نفر و تسلیحات فراوان به سوی شهر قندهار حرکت کرد و قندهار در ۵ نوامبر ۱۹۹۴ به تصرف طالبان درآمد. به دنبال این موفقیت چشم گیر، سران طالبان در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۴ تأسیس «تحریک اسلامی طالبان» را اعلام کردند.[۱۹] .

به زودی آوازه تشکیل طالبان از قندهار به سراسر جهان انتشار یافت[۲۰] و جاذبه آن باعث شد طلاب پاکستانی مدارس جمعیت العلماء برای پیوستن به طالبان اعلام آمادگی کنند و تا دسامبر ۱۹۹۴ حدود ۱۲۰۰۰ طلبه به طالبان پیوستند.[۲۱] با پیوستن این نیروها به طالبان و کمک های کشورهای منطقه، آنها توانستند ۱۲ ولایت از ۳۱ ولایت افغانستان را در کمتر از سه ماه به تصرف خود درآورند و به پشت دروازه­های کابل برسند.[۲۲] .

فتح هرات و امیرالمومنین نامیدن ملاعمر

طالبان در ادامه پیشروی های خود در ۵ سپتامبر ۱۹۹۵ شهر هرات را تصرف کرد.[۲۳] این حرکت موجب ناراحتی شدید کابل شد و پاکستان را متهم به مداخله نظامی در امور افغانستان کرد. ایران نیز آن را تهدیدی برای امنیت خود دید و اعلام کرد آمریکا، عربستان و پاکستان در ایجاد طالبان با هم تبانی کرده‌­اند. به اعتقاد ایران، پاکستان مسئول تدارکات طالبان، عربستان مسول تأمین مالی و ایالت متحده مسئولیت حمایت سیاسی و استراتژیک از آنها را به عهده دارند.[۲۴] .

در چهارم آوریل ۱۹۹۶ ملاعمر بر بام یکی از ساختمان های شهر هرات رفت و خرقه منسوب به پیامبر اسلام را که پس از ۶۰ سال برای نخستین بار از محلّش خارج می­شد[۲۵] بر دوش انداخت و آن را چنان در معرض باد قرار داد که به اهتزاز درآمد. ملایانی که در صحن ساختمان اجتماع کرده بودند به وجد آمدند و با هلهله و فریاد وی را امیرالمؤمنین خواندند.[۲۶] .

فتح جلال آباد و بیعت بن لادن با ملاعمر

در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۶ شهر جلال آباد به دست طالبان افتاد.[۲۷] بعد از سیطره طالبان بر این شهر اسامه بن لادن با رهبر طالبان بیعت کرد[۲۸] و بنا به برخی گزارش ها اسامه بن لادن برخی از هزینه های تصرف کابل را بر عهده گرفت.[۲۹] پس از دیدارهای ترکی الفیصل از اسلام آباد و قندهار در ژوئیه ۱۹۹۶، عربستان برای حمله موفقیت آمیز طالبان به کابل، هزینه سوخت و وسایط نقلیه را در اختیار طالبان قرار داد. دو شرکت «دلتا» و «ننگارکو» عربستان که در این زمان درگیر طرح احداث خط لوله گاز از مسیر افغانستان بودند بر ریاض فشار وارد می­کردند تا پیروزی نهایی طالبان را تعجیل بخشد.[۳۰] .

فتح کابل و رفتارهای خشونت آمیز طالبان

در شب سه شنبه ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶م مصادف با ۵ مهر سال ۱۳۷۵، طالبان وارد شهر کابل شد.[۳۱] ورود طالبان به کابل از طریق مناره­های مساجد به اطلاع مردم رسید. با سقوط شهر کابل، عملا ۷۰ درصد از خاک افغانستان به دست طالبان افتاده بود.[۳۲] .

اوّلین و خشن­‌ترین عمل طالبان پس از ورود به کابل به دار آویختن نجیب الله[۳۳] رئیس جمهور پیشین افغانستان است.[۳۴] طالبان بعد از شکنجه و کشتن نجیب الله و برادرش، هر دو جسد را از یک ستون سیمانی چراغ راهنمایی در نزدیکی قصر و تنها با فاصله چند ساختمان از دفتر سازمان ملل، به دار آویختند. به نمایش گذاشتن اجساد با نشانه های فراوان از شکنجه، نفرت بسیاری از کابلی ها را از این عمل برانگیخت.[۳۵] .

بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل، طالبان شش روز پس از تصرف کابل حکومت ترور برقرار کرد. طرفداران برهان الدین ربانی رئیس جمهور افغانستان به زندان افتاده و هر کس را که مشکوک به همکاری با دولت ربانی و احمد شاه مسعود بود، دستگیر کردند. طالبان عکس گرفتن را ممنوع اعلام کرده و مغازه های عکاسی و فیلم برداری را بستند. به مردان شش هفته وقت دادند تا ریش بگذارند و به مأموران خود اختیار دادند کسانی را که از نماز طفره می­روند مجازات کنند. آنان به محض ورود به کابل، مدارس دخترانه را بستند و در نهایت آنچه طالبان در شهری چون کابل به نام اسلام به اجرا گذاشتند، چیزی نبود مگر قوانین خشک قوم پشتون که به اسم اسلام مطرح می شد.[۳۶] .

کشورهای موافق و مخالف طالبان

رژیم طالبان را فقط سه کشور عربستان، پاکستان و امارت متحده عربی به رسمیت شناختند.[۳۷] در این میان عربستان در صریح­ترین اقدام، در تاریخ ۲۶/۵/۱۹۹۷ از طالبان حمایت سیاسی کرد و سفارت افغانستان در ریاض را به طالبان تحویل داد.[۳۸] ایران هرگز دولت طالبان را به رسمیت نشناخت و همچنان برهان الدین ربانی را رئیس دولت مشروع افغانستان می دانست.[۳۹] مسکو بر این باور بود دولت تندرو اسلامی در کابل، باعث تقویت موج اسلام خواهی در آسیای میانه خواهد شد. روسها همچنین بر این باور بودند که دولت تحت رهبری برهان الدین ربانی و احمد شاه مسعود سد محکمی در مقابل گسترش سلفی گری در آسیای مرکزی است.[۴۰] لذا این کشور با ارسال سلاح به کمک نیروهای ضد طالبان شتافت.[۴۱] .

دولت هند معتقد بود اداره اطلاعات پاکستان (آی اس آی) در صدد است تا از طالبان در مساله کشمیر بر ضد حکومت هند استفاده نماید.[۴۲] به همین دلیل هند نیز همگام با روسیه کوشید فشار دیپلماتیک بر پاکستان وارد ساخته و جامعه بین المللی را از به رسمیت شناختن طالبان باز دارد.[۴۳] بنابراین در اوایل ۱۹۹۵م منافع هند و شوروی به هم گره خورد و این دو کشور در مقابل طالبان از ربانی و مسعود حمایت کردند.[۴۴] .

فتح شمال افغانستان

طالبان از عربستان سعودی و پاکستان درخواست کرد تا آنها را در تسخیر شمال یاری رساند. اداره اطلاعات پاکستان (آی اس آی) بودجه دو میلیارد روپیه‌­ای معادل پنج میلیون دلار برای تأمین نیازهای لجستیکی طالبان اختصاص داد. در عین حال هزاران داوطلب افغان و پاکستانی از اردوگاههای مهاجرین به صفوف طالبان پیوستند.[۴۵] .

طالبان به سرعت از هرات و کابل به سوی شمال دست به پیشروی زدند و ولایات شمالی یکی پس از دیگری سقوط کرد.[۴۶] فتوحات طالبان در تابستان ۱۹۹۸م در شمال افغانستان به گونه‌­ای شد که آنان بر بیش از ۹۰ درصد کشور تسلّط یافتند؛[۴۷] اما طالبان نتوانستند بیش از این به پیشرویهای خود ادامه دهند. نیروهای احمد شاه مسعود با همان تاکتیکی که علیه شوروی جنگیدند، سخت ترین ضربه ها را به طالبان وارد کردند. نیروهای طالبان در هندوکش گیر کرده بودند.[۴۸] .

شکست در مزار شریف

طالبان با فتح مزار شریف شروع به خلع سلاح سربازان مسلح هزاره و ازبک نمودند،[۴۹] امّا یک گروه مسلح هزاره در برابر خلع سلاح از خود مقاومت نشان داد. همین مساله باعث شد مردم سر به شورش برداشته و طالبان شکست سختی را متحمل شد. حدود ۶۰۰ طالب کشته و بیش از هزار نفر در فرودگاه شهر به دام افتادند. شکست در مزار شریف بدترین شکست طالبان از زمان ظهورشان در طول ۳۰ ماه جنگ افروزی آنان بود.[۵۰] .

همین مساله باعث شد تا ملاعمر طی یک پیام اضطراری از طلبه‌­های ساکن پاکستان بخواهد تا به کمک طالبان بشتابند و پنج هزار نفر از طلاب افغان و پاکستانی به صفوف طالبان پیوستند.[۵۱] .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: طالبان از گذشته تا حال

تاريخ : شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ | 18:38 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |