تیرِکمانِ آرش، تبدیل شده به موشَک - ترامپ دیگر ازاین بعد، با ید بِپوشَه پوشَک
تیرِکمانِ آرش، تبدیل شده به موشَک - ترامپ دیگر ازاین بعد، با ید بِپوشَه پوشَک
از تنگه یِ هرمز و تنگه یِ بابُ المندب - نفتی برای او نیست، نه در روز و نه در شب
برای یک دبّه ی نفت، ببینه ممّد نفتی - اگر که بیشتر بخواد، میبینه چوب شَفتی
نتانیاهوی خبیث، میگه زِ نَهر تا به بَحر - ولی مثالِ فرعون، شده است خاکش بِسَر
چرخاشو پنچر کردن، تو کشورِ فلسطین - راهِ دیگه نداره، مگر بِره اپستین
تیرِکمان آرش و موشکای ایرانی - در خبرایِ دنیا است، یک قصّه یِ جهانی
روزنامه هایِ دنیا، در صفحه یِ اوّلی - باید این را چاپ کنند، با مَردی وَ پُر دِلی
شده کنون در ایران، رُشدی غرور آفرین - به بچّه های ایران، باید بِگَن آفرین
رسیده اند به موشک، از آن کمانِ آرَش - صنعتِ ما به حالِ، درخشش است و تابِش
کروز و هایپر سونیک، یکی از آن تیرهاست - به گردنِ نتان... و ترامپ، شمشیرهاست
اَز قُلّه دماوند، تا قُدس و مسجد اقصا - با تیرِ آرشِ ما، اِمروز گشته اِحیا
این روزها سیّد مجید، شُد آرشِ کمانگیر - میزد به قلبِ نتان... هی تیر بالایِ تیر
میزد با هایپر سونیک، به گنبدِ تل آویو - میشکسته با موشکاش، چشم و دل و قلبِ دیو
شعار مردم مااست، سیدمجید نقطه زن- از قلّه دماوند، قلبِ نتان... را بِزن
امروزه مَرزِ ایران ، باید که باشه چنین - اَز قُلّه دماوند، تا مسجدِ فلسطین
نتان... میگه نهر تا بحر، ما چی میگیم در جواب - از قلّه دماوند تا هر کجا هست آب
از قلّه دماوند میرسه تا بحرِ لوط - تویِ مدیترانه نتانیاهو را کنیم شوت
نتانیاهویِ "بی بی" باید بره لهستان - پیشِ بابابزرگش، کم کم میاد زمستان
این ریشه یِ نِتان... اَست، خوب بِشِناس که اوکیست - این کارِانگلیس است، کارِنتانیاهونیست
نتانیاهویِ بی بی، میخواد بیاد به ایران - میخواد بیاد ببینه، فیلمِ هزاردستان
با ایران آشنا شه، ببینه ایران کجاست - ایران مثلِ درختاش، تنومند و پابرجاست
درختانی که کاشتش، سه چارهزارساله - خم کردن، این درختها، با جنگ ها محاله
ایران سروِ بلند است، همیشه است سربلند - در کشورهایِ دیگر، کمتر داره همانند
برای دفعِ ظالم، ایران دارد رستمها - با این همه جانفدا، هیچوقت نمیشه تنها
از رُستمِ ایرانی، تا میرزایِ جنگلی - تا آریوبَرزن و رئیسعلی دِلواری
از سردارِ جنگل و تا رستم دستانش - یا آرَشِ کمانگیر، دلیرِ تنگستانش
همه برایِ ایران، گردیده اند فداکار - حالا ترامپ آمده، بعد از این چندهزار سال
میکشه شاخ و شانه، هرروزبرایِ ایران - او غافل است از اینکه، بازی است با دُمِ شیران
نگذار که شیرِ ایران، یک دفعه بیدار بِشه - یک غرّشی کند که، ترامپی بیمار بِشه
ترامپی پیشِ این شیر، آنوقت میشه یک خرگوش - جائی دیگه نداره، میره تو لانه یِ موش
باقری شیرِ ایران، همیشه هَست غُرّنده - شمشیرِ تیزِ ایران، همیشه هَست بُرّنده
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری
