ویژه نامه شهادت حضرت امام سجاد عليه السلام

اشعارشهادت امام سجاد«ع»

حضرت سجّاد زین العابدین

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین

آن درخشان همچو ماه وآفتاب - اُسوه و اُلگو بُوَد بهرِ شَباب

محو حق میشد چنان آن بی قرین - شد ندائی اَنتَ زینُ العابدین

گشت زين العابدين آن مَه لقا - اسوه اي شد در عبادت بهرِ ما

از دعا و ذکر وطاعاتِ امام - یک صحیفه است ازمناجاتِ امام

سجده قسمي از عبادتهايِ اوست - كه نشانش در همه اعضايِ اوست

او چنان درسجده غرقِ راز بود - که تو گوئی با مَلَک همباز بود

سجده هايِ او به درگاه خدا - گشت الگو بهرِ اربابِ هُدا

پينه بر پيشاني و زانويِ او - بود از آن سجده یِ نيكويِ او

پینه ها بر زانو و پیشانِیَش - حاکی از آن حالتِ ربّانِیَش

ذوالثّفائن شد زالقابش از آن - کو به سجده بود دائم هرزمان

ذوالثّفائن شد لقب زان سجده ها - داشت او از صبح تا گاهِ عشا

او پس از قتلِ پدر در كربلا - کرد رسوا اهلِ شام و کوفه را

شد چو در بازارِ کوفه آن جناب - کرد بر آن مردمِ دانی خطاب

یک سخنرانی نمود او پُر زِ شور - که نموده دشمنان را کَر وَ کور

چونکه در دروازه یِ ساعات شد - روزِ روشن پیشِ او ظُلمات شد

مسجدِ شام و سخنرانی یِ او - مُهرِ حق را زد به پیشانی یِ او

باقری سجّاد و زین العابدین - هست اُلگو بهرِ ما و مؤمنین


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴ | 13:39 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي 25محرم94 يا 95 ق

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي (94 يا 95 ق) تاريخ دقيق شهادت امام سجاد(ع) مشخص نيست ولي روايت 25 محرمِ سال 94 هجري سندّيت بيشتري دارد. مدت عمر آن حضرت پنجاه و هفت سال و طول امامت آن بزرگوار سي و چهار سال و اندي مي‏باشد. آن حضرت به دست هِشام‏ بن عبدُالمَلِك در زمان خلافت وليدبن عبدالملك مسموم گرديدند و در كنار مرقد مطهر عموي بزرگوارش، حضرت امام حسن‏ مجتبي(ع) در قبرستان بقيع به خاك سپرده شدند. حضرت امام زين‏ العابدين(ع) پس از واقعه‏ي پرشور كربلا، به همراه ديگر افراد خاندان اهل‏بيت(ع) به كوفه و شام برده مي‏شوند. ايشان به همراه عمّه‏ي بزرگوار خود، حضرت زينب كبري(س) رسالت حسيني را با افشاي ماهيت دستگاه فاسد اموي و معرفي راه پاك ثاراللَّه به عنوان مسير صحيح به سوي نجات، كامل مي‏كنند. آن امام بزرگوار پس از رسوا ساختن حكام جور در مجلس عبيداللَّه بن زياد و يزيد بن معاويه، به مدينه باز مي‏گردند و لحظه ‏اي از زنده نگاه داشتن واقعه‏ي عاشورا باز نايستادند.

شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)" به روايتي (12محرم95 ق) بوده است که قبلا در 12محرم توضیح داده شده است

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي (25محرم94 يا 95 ق) بوده است - حضرت علی بن حسین (علیه ‌السلام) در تاریخ پنجم شعبان سال ۳۸ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود، پدر بزرگوار او امام حسین (علیه ‌السلام) و مادر او شهربانو، از شاهزادگان ایرانی است. وقایع مهمی که در دوران عمر شریفِ آن حضرت و امامت او رخ داد یکی واقعه کربلا در سال ۶۱ هجری قمری بود که منجر به اسارت آن بزرگوار به همراه خاندان اهل بیت (علیهم‌السلام) شد.[۱۳] [۱۴] . و دیگری واقعه حرّه در سال ۶۲ هجری قمری بود که در مدینه واقع شد.[۱۵] [۱۶] [۱۷] . امام سجاد و زین العابدین : (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۴ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت؛ ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد. واقعه حره، نهضت توابین و قیام مختار در زمان امام سجاد(ع) روی داد. مجموعه ادعیه و مناجات امام سجاد(ع) در کتاب صحیفه سجادیه گرد آمده است. رسالة الحقوق، شامل ۵۰ حقّ از حقوق خدا و بندگان، مردم و حاکمان، والدین و فرزندان، همسایگان و ... از آثار اوست.

بنابر روایات شیعه، امام سجاد(ع) به دستور ولید بن عبد الملک با سمّ به شهادت رسید. مدفن وی در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی ع ، امام محمد باقر ع و امام جعفر صادق ع است. کنیه امام سجاد(ع)، ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمّد،‌ابولقاسم و ابوعبداللّه گزارش شده[۹] و القاب وی، زین العابدین، سیدالساجدین، سجاد، ذو الثفنات، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی‌اکبر است.[۱۰] امام سجاد(ع) در زمان خویش به نام‌های «علی‌الخیر»، «علی‌الاصغر» و «علی‌العابد» شهرت داشته است.[۱۱] امامت امام سجاد(ع) با شهادت امام حسین ع در عاشورای سال ۶۱ قمری آغاز شد و تا زمان شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا سال ۹۵ قمری ادامه داشت. مدت امامت او را ۳۴ سال گفته‌اند.[۲۴] . امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی ع است.[۲۵] در احادیث نقل شده از پیامبر ص درباره اسامی امامان شیعه هم نام امام سجاد(ع) در میان امامان آمده است.[۲۶] متکلمان شیعه مانند شیخ مفید، برتری علمی و عملی وی بر دیگران پس از پدرش را نخستین دلیل بر امامت وی دانسته ‌اند.[۲۷] . پس از مراجعت از اسارت، مواریث امامت را از ام ‌سلمه تحویل گرفت، چنان که در روایات آمده که امام حسین علیه‌السلام قبل از حرکت به سمت مکه این مواریث را به ام ‌سلمه سپرد،[۱۲۷] . مواریث امامت به دست امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) رسید و این، از جمله اموری است که در منابع اهل سنت هم بدان تصریح شده است.[۱۲۸] [۱۲۹] . امامت حضرت علی بن حسین (علیه ‌السلام) از لحظه شهادت پدر بزرگوارشان در کربلا یعنی عصر روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری آغاز شد. اما بالنسبه به مدت استمرار این امامت پربرکت در بین مورخین، اتفاق نظر وجود ندارد، گروهی آن را تا سال ۹۴ هجری قمری دانسته و گروه دیگری آن را تا سال ۹۵ هجری قمری می‌دانند. بنابراین مدت امامت حضرت ۳۴ سال و یا ۳۵ سال بوده است. آن حضرت بعدازشهادت در قبرستان بقيع در كنار قبر مطهر عمويش امام حسن‌مجتبي علیه‌السلام به خاك سپرده شد.[۲۱] . تاریخ دقیق شهادت امام سجاد(ع) روشن نیست؛ برخی آن را سال ۹۵ق[۱۲] و برخی دیگر ۹۴ق دانسته‌اند.[۱۳] درباره روز درگذشت امام سجاد(ع) هم اختلافاتی وجود دارد؛ از جمله شنبه[۱۴] ۱۲ محرم،[۱۵] و ۲۵ محرم.[۱۶] گزارش‌های دیگری نیز از جمله ۱۸،[۱۷] ۱۹، و ۲۲ محرم در منابع دیده می‌شود.[۱۸] . سن امام هنگام شهادت ۵۷ سال گفته شده است.[۲۱] .

روضه شهادت حضرت "امام زين العابدين علیه السلام

نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - کسی که چهل سال بر سیدالشهدا گریست/ مروری بر خطبه‌های امام سجاد(ع) - امام سجاد علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امام ...

ویژه نامه حضرت امام سجاد عليه السلام

زندگینامه امام سجاد علیه السلام · ولادت امام سجاد علیه السلام · شهادت امام سجاد علیه السلام · معجزات وکرامات امام سجاد علیه السلام · فضائل و مناقب ...

ویژه نامه امام سجاد عليه السلام

از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام... امان از شام ! در شام ...

امام سجاد عليه السلام - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

امام سجّاد علیه ‌السلام از دیدگاه اهل‏سنّت. در این نوشتار سعى شده از دیدگاه اهل سنّت گوشه‏اى از شخصیت ممتاز امام زین العابدین علیه‏السلام به ...

معصوم ششم امام سجاد علیه السلام

معصوم ششم امام سجاد علیه السلام. حاوی حکایات و روایات و اشعار دررابطه با زندگی امام سجاد علیه السلام. يَا أَبَا الْحَسَنِ يَا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَا زَيْنَ ...

امام سجاد علیه‌السلام - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

حضرت امام سجاد علی بن الحسین (علیه‌السّلام) چهارمین امام شیعیان است، پدر بزرگوار آن حضرت امام حسین (علیه‌السّلام) و مادرش شهربانو است و از مشهورترین القاب آن حضرت ...

خطبه امام سجاد در شام - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

من فرزند بردبارترين بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پيامبر هستم. من پسر آنم كه جبرئيل او را تأييد و ميكائيل او را يارى كرد. من فرزند آنم كه از

وبلاگ حضرت امام سجاد عليه السلام

... حضرت امام سجاد عليه السلام - وبلاگ خبری،مذهبی،اجتماعی،فرهنگی - وبلاگ ... ویژه نامه امام سجاد عليه السلام · آل نبی به کوفه برده شد از کربلا · پيام‌هاي ...

شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)" به روايتي 12محرم 95 ق

زمان حضرت امام سجاد(ع) پُر از اختناق و تقيّه بود و كسي در برابر جاسوسان بني‏اميه، مجال نفس كشيدن نداشت؛ با اين حال، امام سجاد(ع) از ارشاد و نشر احكام اسلام ...

خطبه امام سجاد (ع) در کوفه - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور - BLOGFA

مهمترین مطالب این خطبه عبارت است از: مظلومیت امام حسین(ع); بی‌وفایی و نیرنگ کوفیان; مؤاخذه کوفیان توسط پیامبر اسلام(ص) از زبان امام سجاد(ع); اشعاری در ...

نقش امام سجاد(ع) در زنده نگه داشتن قیام عاشورا

بزرگ مبلغ قیام عاشورا، حضرت امام سجاد(ع)، با سخنرانی و خطبه های آتشین خود توانست نهضت حق طلبانه سالار شهیدان را از هجوم تحریف نجات بخشد. اینک بعد از گذشت پانزده ...

خطبه امام سجادعلیه السلام درمسجدشام - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

خطبه امام سجادعلیه السلام درمسجدشام. یزید امر كرد جار زدند و مردم را خبردار كردند در مسجد جامع خطیبى اشدق و زبان ‏آور را گفت تا به منبر رود و خطبه كه مشتمل ...

امام سجاد علیه‌السلام

رفتار اجتماعی را از امام سجاد بیاموزیم - قسمت دوم: با دشمنان. امام سجاد علیه السلام در مقابل دشمنان رفتار مناسب داشت. آن حضرت با رفتار درخور شان دشمنان ...

شعر-حضرت سجّاد زین العابدین - وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین · آن درخشان همچو ماه وآفتاب - اُسوه و اُلگو بُوَد بهرِ شَباب · محو حق میشد چنان آن بی قرین - شد ندائی اَنتَ ...

شهادت حضرت "زيد" فرزند امام زين‏ العابدين(ع) 2صفر122 ق

زید فرزند امام سجاد علیه السلام - دانشنامه رشد · قیام زید بن علی بن حسین (ع) ... امام سجاد عليه السلام · امام حسين عليه السلام · امام حسن عليه السلام · امام علي ...

چهل حدیث سجادی

امام زين العابدين عليه ‌‌السلام:مَن ثَبَتَ عَلى مُوالاتِنا في غَيبَةِ قائِمِنا، أعطاهُ اللّهُ عز و جل أجرَ ألفِ شَهيدٍ مِن شُهَداءِ بَدرٍ واُحُدٍ. هر كه در روزگار غيبت ...

شعر-حضرت سجّاد زین العابدین


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴ | 11:21 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

مشعل فروزان نهضت حسینی، برافراشته در دست امام سجاد(ع)

بیست و پنجم محرم‌الحرام، سالروز عروج ملکوتی سیدالساجدین، زینت عابدان، حضرت امام زین‌العابدین(ع)، یادآور حماسه‌ای است که در امتداد کربلا و در اوج تهدیدات بنی‌امیه علیه اسلام ناب رقم خورد.

مشعل فروزان نهضت حسینی، برافراشته در دست امام سجاد(ع)

در آن عصر پرفتنه که جبهه باطل نه تنها با شمشیر، بلکه با تحریف معارف، ترویج اسلام رحمانی دروغین و جنگ نرم شناختی، کمر به نابودی هویت تشیع بسته بود، این امام همام با راهبردی هوشمندانه، این تهدیدات را به فرصتی برای احیای مکتب اهل بیت(ع) تبدیل کرد. میراث گرانبهای ایشان، صحیفه سجادیه، نه تنها زمزمه عاشقانه با معبود، بلکه منشور رهایی، مبارزه با ظلم و تبیین معارف اصیل اسلامی است. ایشان با فرهنگ‌سازی، ترویج اصل برائت و دشمن‌شناسی، پرده از توطئه‌های بنی‌امیه برداشت و بذر بیداری را در دل‌ها کاشت.

در سالروز شهادت این اسوه صبر و استقامت، به بررسی نقش بی‌بدیل ایشان در حفظ و گسترش مکتب اهل‌بیت(ع) پس از فاجعه کربلا می‌پردازیم. حجت‌الاسلام دکتر احمدحسین شریفی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، مدرس سطوح عالی حوزه علمیه قم، در این گفت‌وگو زوایای پنهان این جهاد معنوی را برای ما آشکار می‌کند.

کربلا؛ بوته آزمایشی برای بقای تشیع

واقعه عاشورا نقطه عطفی در تاریخ تشیع بود که بقای این مذهب را با چالش جدی مواجه کرد. حجت‌الاسلام شریفی با بیان اینکه بدون شک، عاشورا یکی از شدیدترین و سهمگین‌ترین تهدیدات علیه تشیع بود، می‌گوید: تا جایی که دشمنان اهل‌بیت(ع) می‌پنداشتند در عصر عاشورا همه چیز را در بیابان کربلا تمام کرده‌اند! در روایتی از امام صادق(ع) چنین نقل شده است: «ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ الْحُسَیْنِ إِلَّا ثَلَاثَةً». این سه نفر هم افراد شناخته شده‌ای بودند که نام آن‌ها در روایات ذکر شده است؛ یکی «أَبُو خَالِدٍ کَابُلِیُّ» اهل کابل، دیگری «یَحْیَی ابْنُ أُمِّ الطَّوِیلِ» و نفر سوم هم «جُبَیْرُ بْنُ مُطْعِمٍ» یا براساس برخی دیگر از نقل‌ها «حَکِیمُ بْنُ جُبَیْرٍ» بودند. این روایت گویای این نکته است که شرایط جامعه پس از شهادت امام حسین(ع) مشابه شرایط اختناق پس از رحلت پیامبر(ص) بوده است.
‏در چنین شرایط بحرانی، امام سجاد(ع) با مسئولیت سنگینی روبه‌رو بودند؛ حفظ و ترویج دین در میان مردمی که از حقیقت دور شده بودند. وی اضافه می‌کند: غربت جریان حق به جایی رسیده بود که امام سجاد(ع) می‌فرمود نمی‌دانیم با این مردم چه کنیم! از طرفی سکوت و بی‌تفاوتی جایز نیست و باید به وظیفه خود در تعلیم و تبلیغ معارف و آموزه‌های اسلامی عمل کنیم اما از طرفی مردم، نه تنها حاضر نیستند معارف اسلامی را بشنوند، بلکه حتی وقتی حدیثی از پیامبر اکرم(ص) برای آنان نقل می‌کنیم، می‌خندند! «مَا نَدْرِی کَیْفَ نَصْنَعُ بِالنَّاسِ إِنْ حَدَّثْنَاهُمْ بِمَا سَمِعْنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(ص) ضَحِکُوا وَ إِنْ سَکَتْنَا لَمْ یَسَعْنَا».

در دل تاریکی؛ امید، فانوس راه سجاد(ع)

با وجود همه مشکلات و موانع، امام سجاد(ع) هرگز امید خود را از دست نداده و با عزمی راسخ به فعالیت‌های خود ادامه دادند. عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به اقدامات امام سجاد(ع) اشاره کرده و توضیح می‌دهد: اما این مسائل موجب ناامیدی و یأس امام سجاد(ع) و یاران معدودش نشد. آنان با همه توان و با درایت و بردباری به تبلیغ معارف دینی پرداختند. آرام آرام پرده‌ها را از جلو دیدگان مردمان آن عصر کنار زده و حقایق را تبیین کردند. نتیجه این فعالیت‌ها آن شد که به تعبیر امام صادق(ع) آرام آرام تعداد بیشتری از مردم به جبهه حق ملحق شدند و روز به روز بر تعداد محبان اهل‌بیت(ع) افزوده شد: «ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ لَحِقُوا وَ کَثُرُوا».
‏‏یکی از مهم‌ترین ابعاد فعالیت‌های امام سجاد(ع)، تبیین حقیقت و روشنگری در برابر تحریف‌ها و انحراف‌هایی بود که در جامعه رواج داشت.
دکتر شریفی به یکی از مهم‌ترین اقدامات امام سجاد(ع) اشاره می‌کند: مهم‌ترین اقدام جهادی امام سجاد(ع)، تبلیغ و تبیین معارف اصیل اسلامی بود. البته انجام این وظیفه هم امر ساده‌ای نبود و با محدودیت‌های شدیدی همراه بود. هم از جانب دستگاه بنی‌امیه که به هیچ وجه اجازه فعالیت آشکار به امام سجاد(ع) نمی‌داد و هم از سوی خود مردم که همان‌طور که خود امام می‌فرماید، اساساً حوصله شنیدن مستقیم معارف قرآنی و نبوی را نداشتند. مردمی که فاصله‌ای عمیق و جدی با اسلام ناب پیدا کرده بودند. آن هم در جایی مثل مدینه که در سایه انحرافات عمیقی که دستگاه بنی‌امیه ایجاد کرده بود، به مرکزی برای لهو و لعب و غنا و قطبی برای هرزه‌سرایی و هرزه‌گویی تبدیل شده بود.

نیایش؛ بال پرواز سجاد(ع) در آسمان معرفت

‏امام سجاد(ع) با زیرکی و هوشمندی، از ابزارهای مختلفی برای انتقال پیام خود استفاده می‌کردند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، دعا و مناجات بود.
این استاد سطوح عالی حوزه تصریح می‌کند: امام سجاد(ع) با زیرکی و هوشمندی، قالبی غیرحساسیت‌زا برای تبیین و انتقال معارف اصیل اسلامی برگزیدند؛ قالب دعا و مناجات. عمیق‌ترین لایه‌های معارف اسلامی، مهم‌ترین اندیشه‌های سیاسی و انقلابی و همچنین کارآمدترین روش‌های تربیت اجتماعی را در قالب دعا و مناجات منتقل کرد. به همین دلیل، دعاهای امام سجاد(ع) صرفاً دعا و مناجات به معنای متعارف نیستند بلکه منبعی مهم و بی‌بدیل برای فهم معارف اسلامی، شناخت راهبردها و اصول مبارزه با ظلم و ستم و روش برپایی حکومت اسلامی و همچنین راهکارهایی کارآمد برای اصلاح فکر، فرهنگ و اخلاق جامعه اسلامی است. به عنوان مثال، تأکید بر زهد و دنیاگریزی به عنوان عامل مهم آزادی و آزادگی سیاسی و انقلابی، در ادعیه و سخنان امام سجاد(ع) موج می‌زند. حضرت در نامه‌ای عتاب‌آلود که به محمد بن شهاب زهری نوشتند و او را بابت همکاری با دستگاه ظلم توبیخ کردند، از همین ادبیات و قالب استفاده کردند.
‏استاد شریفی خاطرنشان می‌کند: تلاش‌های بی‌وقفه امام سجاد(ع) در نهایت به ثمر نشست و ایشان توانستند تحولی عظیم در جامعه ایجاد کنند. یکی از موفق‌ترین افراد تاریخ در فرهنگ‌سازی اسلامی، امام سجاد(ع) است. ایشان در چنان جو و زمانه‌ای توانستند عده‌ فراوانی از مردم را هم از تاریکی جهل و نادانی نجات دهند و هم از وابستگی و اعتماد به دستگاه جائر بنی‌امیه خارج کنند و هم از کمند اندیشه‌ها و راهبری‌های علما و دانشمندان دنیاطلب برهانند. حضرت در طول سه دهه فعالیت توانستند جوّ غالب مدینه را تغییر دهند تا جایی که در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مدینه به عنوان مهم‌ترین پایگاه علمی و فرهنگی اهل بیت(ع) شناخته شد.

‏جنگ نرم، تحریف معارف و ترویج «اسلام رحمانی» دروغین

وی در ادامه به بیان وجه دیگری پرداخته و توضیح می‌دهد: بنی‌امیه تهدید وجودی و هویتی برای اسلام بود. آنان در کنار جنگ سخت و خشونت علیه اهل‌بیت(ع)، جنگی نرم، شناختی و معرفتی هم علیه معارف اسلامی شکل داده بودند. بنی‌امیه با استخدام عالمانی دنیاپرست، دستگاه تحریف و جعل تأسیس کردند که به صورت حرفه‌ای به حدیث‌سازی علیه ارزش‌های اصیل اسلامی و به سود سکولاریسم دینی می‌پرداخت. این دستگاه با راهبرد حدیث علیه حدیث و سنت علیه سنت، حتی با استفاده از عالمان یهودیِ به ظاهر مسلمان، به جعل سنت‌های دروغین به نام پیامبر(ص) اقدام می‌کرد. جالب آنکه بنی‌امیه هرگز با ظواهر و اعمال فردی اسلامی مانند نماز، روزه، حج و پرداخت زکات مخالفت نداشتند؛ بلکه مروج آن‌ها بودند. آنان از این طریق پایه‌های اقتصادی خود را تقویت کرده و این اعمال ظاهری را پوششی برای انحراف افکار عمومی از برنامه‌های اصلی اسلام‌ستیزانه خود می‌دانستند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) در ادامه این رویکرد به کلام امیرمؤمنان(ع) اشاره کرده و توضیح می‌دهد: امیرمؤمنان(ع) در خطبه‌ای قاطع، شرط شناخت راه رشد و عهد الهی را شناخت راه غیّ و ناقضان آن می‌دانند و می‌فرمایند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ لَن تَعرِفُوا الرُّشدَ حَتّی تَعرِفُوا الَّذی تَرَکَهُ و لَنْ تَأخُذُوا بِمیثاقِ الکِتابِ حَتّی تَعرِفُوا الَّذی نَقَضَهُ و لَنْ تَمَسَّکُوا بِه حَتّی تَعرِفُوا الَّذی نَبَذَهُ»؛ (نهج‌البلاغه،‌خ۱۴۷) بدانید که شما هرگز راه رستگاری را نخواهید شناخت، مگر آنکه رهاکننده این راه را هم بشناسید و هرگز به پیمان قرآن وفا نمی‌کنید، مگر آنکه شکنندگان این پیمان را هم بشناسید و هرگز به قرآن چنگ نمی‌زنید، مگر آنکه رهاکنندگان قرآن را هم بشناسید. اما بنی‌امیه برای دور کردن مردم از حقیقت اسلام و خشکاندن زمینه‌های رشد آنان، فقط خوبی‌ها و ایمان را تعلیم می‌دادند و هوشمندانه اجازه آموزش شرک و دشمن‌شناسی نمی‌دادند. آنان نوعی اسلام رحمانی را ترویج می‌کردند. امام صادق(ع) در این باره می‌فرمودند: «إنَّ بَنی اُمَیَّةَ أطلَقُوا لِلنّاسِ تَعلیمَ الإیمانِ و لَم یُطلِقُوا تَعلیمَ الشِّرکِ؛ لِکَی إذا حَمَلُوهُم علَیهِ لَم یَعرِفُوهُ؛ بنی‌امیه آموختن ایمان را برای مردم آزاد گذاشتند، اما اجازه شرک‌شناسی را نمی‌دادند؛ برای آنکه اگر آنان را به شرک بکشانند، مردم متوجه نشوند». نتیجه این رویکرد آن بود که مردم به‌راحتی هر باور و رفتار دلخواهی را به نام دین می‌پذیرفتند و متوجه نمی‌شدند آن از مصادیق شرک و دشمنی با خداست؛ زیرا اساساً فهم درستی از شرک و در نتیجه از ایمان نداشتند و نمی‌توانستند راه رشد را بیابند و به میثاق الهی چنگ بزنند.

‏اسلام اموی؛ نقاب تحریف بر چهره دین

دکتر شریفی در پایان به نقش محوری امام سجاد(ع) در مبارزه با تحریف اشاره کرده و می‌گوید: حضرت(ع) اسلام را آن‌گونه که هست آموزش می‌دادند و برائت از کفر، شرک و رذائل از تأکیدات محوری ایشان بود. امام(ع) برای روشنگری و خنثی کردن نقشه‌های نرم بنی‌امیه، شاگردان شجاع خود را به میان مردم می‌فرستادند تا حقایق ایمانی و برائت از دشمنان خدا را تبیین کنند. یحیی بن ام‌الطویل، یار خاص امام، نمونه بارز این رویکرد بود. یحیی در مسجد مدینه با صدای بلند سخنرانی می‌کرد و با یادآوری سخنان حضرت ابراهیم(ع) (ممتحنه، ۴) برائت از شرک و کفر را رکن آیین ابراهیم(ع) می‌دانست. او دینداری رایج را به چالش می‌کشید و آشکارا می‌گفت: «ما نسبت به شما کافر و منکریم؛ از شما جداییم و دشمنی و کینه‌ای آشکار میان ما و شما وجود دارد». یحیی به دستور امام سجاد(ع) عازم کوفه شد و در کوفه شیعیان را خطاب قرار می‌داد و با صدای بلند می‌گفت: «هر کس علی(ع) را سب کند، لعنت خدا بر او باد و ما از آل‌مروان و آنچه جز خدا می‌پرستند، بیزاریم». سپس با صدایی آهسته‌تر توصیه‌هایی برای دوری از دشمنان اهل‌بیت(ع) و کمک به برادران ایمانی کرده و آیه ۲۹ سوره کهف را تلاوت می‌کرد. این روشنگری برای دستگاه بنی‌امیه قابل تحمل نبود. حجاج بن یوسف، یحیی را دستگیر و تحت فشار قرار داد تا امیرمؤمنان(ع) را لعن کند اما یحیی، شاگرد و دست‌پرورده زین‌العابدین(ع)، سرشار از عشق به اهل‌بیت(ع) بود و نه تنها نپذیرفت، بلکه زیر شکنجه نیز از آنان دفاع کرد. حجاج دستور داد دو دست و دو پای او را قطع کرده و سپس او را به شهادت برسانند.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴ | 11:4 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

حضرت سجّاد زین العابدین

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین

آن درخشان همچو ماه وآفتاب - اُسوه و اُلگو بُوَد بهرِ شَباب

محو حق میشد چنان آن بی قرین - شد ندائی اَنتَ زینُ العابدین

گشت زين العابدين آن مَه لقا - اسوه اي شد در عبادت بهرِ ما

از دعا و ذکر وطاعاتِ امام - یک صحیفه است ازمناجاتِ امام

سجده قسمي از عبادتهايِ اوست - كه نشانش در همه اعضايِ اوست

او چنان درسجده غرقِ راز بود - که تو گوئی با مَلَک همباز بود

سجده هايِ او به درگاه خدا - گشت الگو بهرِ اربابِ هُدا

پينه بر پيشاني و زانويِ او - بود از آن سجده یِ نيكويِ او

پینه ها بر زانو و پیشانِیَش - حاکی از آن حالتِ ربّانِیَش

ذوالثّفائن شد زالقابش از آن - کو به سجده بود دائم هرزمان

ذوالثّفائن شد لقب زان سجده ها - داشت او از صبح تا گاهِ عشا

او پس از قتلِ پدر در كربلا - کرد رسوا اهلِ شام و کوفه را

شد چو در بازارِ کوفه آن جناب - کرد بر آن مردمِ دانی خطاب

یک سخنرانی نمود او پُر زِ شور - که نموده دشمنان را کَر وَ کور

چونکه در دروازه یِ ساعات شد - روزِ روشن پیشِ او ظُلمات شد

مسجدِ شام و سخنرانی یِ او - مُهرِ حق را زد به پیشانی یِ او

باقری سجّاد و زین العابدین - هست اُلگو بهرِ ما و مؤمنین

یاحضرتِ زین العبا یاسیدی یاسجّاد

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

ای آشـنـای كـربـلا – دیدی تو بس رنج وبلا

درروزعاشوراشدی – باصدمصیبت مبتلا

قتل جوانان یك بیك – دیدی درآن دشت بلا

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

ازبعدعاشوراشدی – توباغم ومحنت قرین

دیدی میان قتلگه – شاه شهیدان برزمین

دیدی زنان وكودكان – محزون وزارودلغمین

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

توباغل وزنجیركین – براشترعریان سوار

روسوی شام غم روان – گشتی توباحال فكار

انـدركـنـارقـتـلگـه – گشتی توازغم بی قرار

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

گشتی اسیركوفیان – ازكربلا تاشام غم

ازابن سعدوشمردون – دیدی بسی رنج وستم

ازكوفه تاشام بلا – بودی گرفتارالم

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

بعدازپدردایم شده – اندوه وگریه كارتو

ازغصه كرببلا – رنجورشداحوال تو

در حَرَّه شد باردگر – غمهای عالم یارتو

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

دیدی توبس جوروجفا – ازآل مروان وهشام

ظلم وستم برتوبسی – آمدازاین قوم ظلام

قلبت چنان مجروح شد – هرگزنیابدالتیام

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

كردت شهیداززهركین – آنم دشمن پست لئیم

گشتی شهیدوعاقبت – رفتی به جنات نعیم

اما نصیب دشمنت – شددوزخ وقعرجحیم

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

مدفون شدی اندربقیع - نزدعمویت مجتبی

راحت شدی ازرنج وغم – رفتی به جنات عُلا

خواهدشوداین باقری – زوّارآن قبرشما

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

حضرت سجّاد زین العابدین

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین

آن درخشان همچو ماه وآفتاب - اُسوه و اُلگو بُوَد بهرِ شَباب

محو حق میشد چنان آن بی قرین - شد ندائی اَنتَ زینُ العابدین

گشت زين العابدين آن مَه لقا - اسوه اي شد در عبادت بهرِ ما

از دعا و ذکر وطاعاتِ امام - یک صحیفه است ازمناجاتِ امام

سجده قسمي از عبادتهايِ اوست - كه نشانش در همه اعضايِ اوست

او چنان درسجده غرقِ راز بود - که تو گوئی با مَلَک همباز بود

سجده هايِ او به درگاه خدا - گشت الگو بهرِ اربابِ هُدا

پينه بر پيشاني و زانويِ او - بود از آن سجده یِ نيكويِ او

پینه ها بر زانو و پیشانِیَش - حاکی از آن حالتِ ربّانِیَش

ذوالثّفائن شد زالقابش از آن - کو به سجده بود دائم هرزمان

ذوالثّفائن شد لقب زان سجده ها - داشت او از صبح تا گاهِ عشا

او پس از قتلِ پدر در كربلا - کرد رسوا اهلِ شام و کوفه را

شد چو در بازارِ کوفه آن جناب - کرد بر آن مردمِ دانی خطاب

یک سخنرانی نمود او پُر زِ شور - که نموده دشمنان را کَر وَ کور

چونکه در دروازه یِ ساعات شد - روزِ روشن پیشِ او ظُلمات شد

مسجدِ شام و سخنرانی یِ او - مُهرِ حق را زد به پیشانی یِ او

باقری سجّاد و زین العابدین - هست اُلگو بهرِ ما و مؤمنین

احادیث و روایات محرم و سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه تا مکه و کربلا و وقایع کربلا تا عاشورا

تهیه کننده : حجت الاسلام سید محمد باقری پور

https://eitaa.com/kalamenur

kalamenur@

کانال کلام نور در وب

https://web.eitaa.com/#@kalamenur

ویژه نامه محرم الحرام

http://hedayat.blogfa.com/post/2

کتاب روضه های محرم وصفر جلد اول ودوم

http://hedayat.blogfa.com/post/20466

حیّ علی العزاء - حیّ علی البكاء - فی ماتم الحسین - مظلوم كربلا

http://hedayat.blogfa.com/post/20465

حسین در سوی معراج زمین کربلا آمد

http://hedayat.blogfa.com/post/20464

محرم ماه عزاداری

http://hedayat.blogfa.com/post/20463

روضه های هرروز و هرشب دهه اول محرم

وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

http://hedayat.blogfa.com

وبلاگ اشعارباقری

http://asharebageri.blogfa.com


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ | 19:16 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

🏴25 محرم به روایتی روز شهادت امام سجاد علیه السلام
🌹نام :علی مشهور به امام سجاد و زین العابدین (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان.
🌹مدت امامت: ۳۴ سال بود
🌹کنیه: ابوالحسن ابوالحسین ، ابومحمد، ابوعبداللّه
💫زادروز: ۵ شعبان یا ۱۵ جمادی الثانی، ۳۸قمری .
💫زادگاه: مدینه
🌹مدت امامت: ۳۴ سال (۶۱ تا ۹۵ق)
🏴شهادت: ۱۲ محرم، ۹۵ق به روایتی
و به روایتی ۲٢ محرم و ٢۵ محرم نیز نقل کرده اند
🕌مدفن: قبرستان بقیع،
🌹محل زندگی: مدینه
💫لقب(ها): سجاد، زین العابدین، سیدالساجدین، ذوالثفنات،
🌹پدر: امام حسین(علیه‌السلام)
🌹مادر: حضرت شهربانو
💐همسران : ام عبدالله. جیدا و..
🌷فرزندان: محمد، عبدالله، حسن، حسین اکبر، زید، عمر، حسین اصغر، عبدالرحمن، سلیمان، علی، خدیجه، محمد اصغر، فاطمه، علّیه، ام کلثوم
🍃طول عمر: ۵۷
🌸مجموعه ادعیه و مناجات امام سجاد(علیه‌السلام) در کتاب صحیفه سجادیه گرد آمده است. رسالة الحقوق، شامل ۵۰ حقّ از حقوق خدا و بندگان، مردم و حاکمان، والدین و فرزندان، همسایگان و ... از آثار اوست.
♦️بنابر روایات ، امام سجاد(ع) به دستور ولید بن عبد الملک با سمّ به شهادت رسید.
🏴مدفن: قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی، امام محمد باقر و امام جعفر صادق(علیهم السلام) است.
💫امام سجاد (علیه‌السلام ) دارای فضائل بسیاری بود. برای نمونه از عبادت و کمک به فقرای او موارد متعددی گزارش شده است.
☀️امام نزد اهل سنت نیز جایگاه والایی داشته و آنها علم و عبادت و ورع آن امام همام راستوده‌اند.
🕋🌘🖤🏴🔥◾️🚩▪️🔅

🏴 امام سجاد (ع) بنا به روایتی در روز ۲۵ محرم سال۹۵هجری قمری به وسیله
زهری که هشام بن عبدالملک برا در ولید بن عبدالملک، خلیفه وقت دستور آن
را داده بود به شهادت رسیدند. (بحارالانوار، جلد ۴۶، صفحه ۱۵۲ تا ۱۵۴)
🏴 البته در سال دقیق شهادت امام سجاد (ع) روایت‌های مختلفی وجود دارد که بین سال‌های ۹۲ تا ۱۰۰ هجری قمری اختلاف است. هرچند مشهورترین روایت حکایت از آن دارد که شهادت امام زین العابدین (ع) در سال ۹۴ (طبق نظراربلی)
یا ۹۵ (طبق نظرشیخ مفید و شیخ کلینی)
رخ داده است. همچنین بعضی ازمورخین
معتقدند که روز شهادت ایشان ۱۲، ۱۸، ۱۹ یا ۲۲ محرم بوده است.
🏴 بر اساس روایتی از امام صادق (ع): علی بن الحسین (ع) در سن ۵۷ سالگی در سال ۹۵ هجری قمری وفات یافت و بعد از امام حسین (ع) ۳۵ سال زندگی کرد. (اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۳۷۲)
🏴 درباره شب شهادت امام سجاد (ع) در کتاب بحارالانوار، جلد ۴۶، صفحه ۱۴۸، حدیث ۴ آمده است: امام صادق (ع) فرمود: حضرت امام سجاد (ع) در شب شهادتش به فرزندش، امام محمد باقر (ع)، فرمود: «پسرم، برایم آب بیاور تا وضو بگیرم.» امام محمد باقر (ع) برخا ست وظرفی آب آورد.امام سجاد (ع)فرمو
دند: «این آب برای وضو شایسته نیست، چراکه درآن حیوان مرده‌ای افتاده است.»
امام باقر (ع) چراغی آورد و دید موشی مرده در آن افتاده بوده است. به همین خاطر ظرف آب دیگری برای پدر برد. امام سجاد(ع)فرمود: «پسرم! این همان شبی
است که به من وعده داده‌اند.» سپس سفارش کرد به شترش که ۲۲ بار با آن به حج مشرف شده بود، خوب رسیدگی کنند و غذا بدهند. این شتر بعد ازشهادت امام
سجاد (ع) یکسره بر سر قبر ایشان می‌ رفت و بعد از سه روز از دنیا رفت.
🏴 روایت است که امام سجاد (ع) بعد از این که به او سم خورانده شد لحظه‌ای از هوش رفت و دوباره به هوش آمدو سو
ره‌ های واقعه و زمر را خواند و فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَ رْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ ۖ. فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ»؛
«حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد که هر جا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل کنند گان.» (آیه ۷۴ سوره زمر) و سپس از
دنیا رفت.
🏴 سعید بن مسیب نقل می‌کند: «و قتی امام زین العابدین (ع) به شهادت رسید، همه مردم، از نیکوکار گرفته تا بدکار، برای تشییع جنازه ایشان حاضر شدند. همه زبان به ستایش او گشوده بودند و گریه می‌کردند. در تشییع جنازه امام (ع) همه مردم شرکت کرده بودند و حتی یک نفر در مسجد پیامبر (ص) باقی نمانده بود.» (بحارالانوار، جلد ۴۶، صفحه ۱۴۷ و ۱۴۸ و اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۴۶۷)
🏴 علت شهادت امام سجاد (ع)
به نظر می‌رسد که مهم‌ترین انگیزه‌ های خلیفه وقت برای شهادت امام سجاد (ع) وسعت نفوذ امام (ع) در بین مردم که با عث می‌شد ایشان از طریق دعا‌های خود و ترویج معارف اسلامی بر آگاهی مردم اضافه کنند. حسادت و کینه‌توزی خلیفه وقت و برادروپدر او نسبت به امام سجاد
(ع)، ا فشا گر ی امام زین العابدین (ع) نسبت به ظلم و فساد حکومت بنی ا میه، ترس خلیفه از قیام ایشان علیه حکومت بوده باشد.
🏴 حضرت علی بن الحسین علیه السلا م در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید. بنا به گفته عمر بن عبد العزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کار گزاران آن‌ها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصو ص امام سجاد علیه السلام بسیار ظا لما نه و بی‌رحمانه بود. والی مدینه - هشام بن اسماعیل - گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران و لید رفتار ظالمانه‌ ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بد رفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خو د معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به
او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (خدا می‌داندرسالت
خود را در کدام خاندان قرار دهد.) و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأ مینت می‌کنیم.
🏴 محل دفن امام زین العابدین (ع)
محل دفن امام سجاد (ع) در شهر مدینه و در قبرستان بقیع است. قبر ایشان در کنا ر قبر عمو ی بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) و عباس عموی پیامبر (ص) قرار دارد و بعد از ایشان امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) هم درهمین
قسمت از قبرستان بقیع دفن شدند.
🕋🌘🖤🏴🔥◾️🚩▪️🔅

ابوحمزه ي ثمالي واردِ بر آقا امام زين العابدين شد، ديد اينقدر گريه كرده سينه ي مبارك خيس شده، آقا داره زار ميزنه، قطره قطره اشك ها از محاسن آقا ميچكه، گاهي از شدت گريه مي افته صورت روي خاك ها ميذاره، خيلي بي تابي ميكنه، قرار نداره، ابوحمزه ميگه: رفتم جلو آقامو بغل كردم، گفتم: يا بن رسول الله! چرا اينقدر خودتون رو اذيت مي كنيد؟ سالها گذشته از ماجراي كربلا، در ضمن باباي شما علي رو هم شهيد كردن، مادرتون زهرا رو هم شهيد كردن، اصلاً شهادت عادتِ شما خانواده است، مالِ شماست، چرا اينقدر ناراحتي مي كنيد؟ ديد آقا شدت گريه اش بيشتر شد، فرمود: ابوحمزه! البته شهادت حقِ ماست، اما تا قبل از عاشورا كسي سراغ نداره كسي از خانواده ي ما به اسارت رفته باشه، كسي سراغ نداره كسي از اهلبيت رو دستش رو بسته باشن...
ابوحمزه ميگه: آقام زين العابدين يه جمله اي گفت منم نشستم با آقام شروع كردم گريه كردن، فرمود: ابوحمزه هر وقت چشمم به عمه هام ميوفته، هر وقت چشمم به خواهر هام ميوفته، يادم مياد اون لحظه اي كه اينا تو بيابونِ كربلا مضطرب مي دويدن به اين سمت و اون سمت... مگه ميتونم فراموش كنم، عمه هام پاي برهنه، روي اين ريگ ها و شن هاي داغ كربلا به اين طرف و اون طرف مي دويدن، مگه يادم ميره خيمه ها مي سوخت، بابام توي گودال اُفتاده بود، هي ناله ميزد...*
بین نماز، وقت دعا گریه می کنی
از صبح تا نمازِ عشاء گريه مي كني
وقت اذان، دمادمِ مغرب ميان شهر
در خانه در كوچه، در همه جا گريه مي كني
در التهاب آهِ خودت آب می شوی
می سوزی و بدون صدا گریه می کنی
هر چند زهر قلب تو را پاره پاره کرد
اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی
اصلاً خودِ تو کرب و بلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه می کنی
آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود
با ناله های وا عطشا گریه می کنی
با یاد روزهای اسارت چه می کشی؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی
با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی
*آقا زين العابدين، آب مي ديد گريه مي كرد، غذا مي ديد، جوان مي ديد، پير مي ديد، تازه عروس مي ديد، تازه داماد مي ديد، پيرزن مي ديد، گهواره مي ديد، سه ساله مي ديد، مرد مي ديد، زن مي ديد، اسير مي ديد، غريب مي ديد گريه مي كرد... قصاب داشت گوسفند رو ذبح مي كرد، همين كه كارد رو گذاشت به حلقوم حيوان، آقا صدا زد: آبش داديد؟ عرض كرد: يا بن رسول الله! اين چه سئوالي است؟ ما مسلمانيم، مگه ميشه آب نداده ذبحش كنم، آري آبش دادم آقا، امام زار زار شروع كرد گريه كردن، گفت: آقاجان! بي ادبي كردم؟ ناراحت شديد؟ فرمودن: تو يه گوسفند رو ميخواي ذبحش كني آبش ميدي، اما نبودي كربلا ببيني، پوست صورتِ داداشم علي اصغر مثل مشك خشكيده چروكيده شد، لب ها سفيد شد، چشم هاش جايي رو نمي ديد از شدت تشنگي.... اي حسين!

احادیث و روایات محرم و سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه تا مکه و کربلا و وقایع کربلا تا عاشورا

تهیه کننده : حجت الاسلام سید محمد باقری پور

https://eitaa.com/kalamenur

kalamenur@

کانال کلام نور در وب

https://web.eitaa.com/#@kalamenur

ویژه نامه محرم الحرام

http://hedayat.blogfa.com/post/2

کتاب روضه های محرم وصفر جلد اول ودوم

http://hedayat.blogfa.com/post/20466

حیّ علی العزاء - حیّ علی البكاء - فی ماتم الحسین - مظلوم كربلا

http://hedayat.blogfa.com/post/20465

حسین در سوی معراج زمین کربلا آمد

http://hedayat.blogfa.com/post/20464

محرم ماه عزاداری

http://hedayat.blogfa.com/post/20463

روضه های هرروز و هرشب دهه اول محرم

وبلاگ هدایت-حُجَّةُ الاسلام باقری پور

http://hedayat.blogfa.com

وبلاگ اشعارباقری

http://asharebageri.blogfa.com


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ | 19:7 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

حضرت سجّاد زین العابدین

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین

آن درخشان همچو ماه وآفتاب - اُسوه و اُلگو بُوَد بهرِ شَباب

محو حق میشد چنان آن بی قرین - شد ندائی اَنتَ زینُ العابدین

گشت زين العابدين آن مَه لقا - اسوه اي شد در عبادت بهرِ ما

از دعا و ذکر وطاعاتِ امام - یک صحیفه است ازمناجاتِ امام

سجده قسمي از عبادتهايِ اوست - كه نشانش در همه اعضايِ اوست

او چنان درسجده غرقِ راز بود - که تو گوئی با مَلَک همباز بود

سجده هايِ او به درگاه خدا - گشت الگو بهرِ اربابِ هُدا

پينه بر پيشاني و زانويِ او - بود از آن سجده یِ نيكويِ او

پینه ها بر زانو و پیشانِیَش - حاکی از آن حالتِ ربّانِیَش

ذوالثّفائن شد زالقابش از آن - کو به سجده بود دائم هرزمان

ذوالثّفائن شد لقب زان سجده ها - داشت او از صبح تا گاهِ عشا

او پس از قتلِ پدر در كربلا - کرد رسوا اهلِ شام و کوفه را

شد چو در بازارِ کوفه آن جناب - کرد بر آن مردمِ دانی خطاب

یک سخنرانی نمود او پُر زِ شور - که نموده دشمنان را کَر وَ کور

چونکه در دروازه یِ ساعات شد - روزِ روشن پیشِ او ظُلمات شد

مسجدِ شام و سخنرانی یِ او - مُهرِ حق را زد به پیشانی یِ او

باقری سجّاد و زین العابدین - هست اُلگو بهرِ ما و مؤمنین

یاحضرتِ زین العبا یاسیدی یاسجّاد

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

ای آشـنـای كـربـلا – دیدی تو بس رنج وبلا

درروزعاشوراشدی – باصدمصیبت مبتلا

قتل جوانان یك بیك – دیدی درآن دشت بلا

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

ازبعدعاشوراشدی – توباغم ومحنت قرین

دیدی میان قتلگه – شاه شهیدان برزمین

دیدی زنان وكودكان – محزون وزارودلغمین

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

توباغل وزنجیركین – براشترعریان سوار

روسوی شام غم روان – گشتی توباحال فكار

انـدركـنـارقـتـلگـه – گشتی توازغم بی قرار

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

گشتی اسیركوفیان – ازكربلا تاشام غم

ازابن سعدوشمردون – دیدی بسی رنج وستم

ازكوفه تاشام بلا – بودی گرفتارالم

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

بعدازپدردایم شده – اندوه وگریه كارتو

ازغصه كرببلا – رنجورشداحوال تو

در«حَرَّه» شد باردگر – غمهای عالم یارتو

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

دیدی توبس جوروجفا – ازآل مروان وهشام

ظلم وستم برتوبسی – آمدازاین قوم ظلام

قلبت چنان مجروح شد – هرگزنیابدالتیام

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

كردت شهیداززهركین – آنم دشمن پست لئیم

گشتی شهیدوعاقبت – رفتی به جنات نعیم

اما نصیب دشمنت – شددوزخ وقعرجحیم

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

مدفون شدی اندربقیع - نزدعمویت مجتبی

راحت شدی ازرنج وغم – رفتی به جنات عُلا

خواهدشوداین باقری – زوّارآن قبرشما

یاحضرت زین العبا – یاسیدی یاسجّاد

برای مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری روی لینک زیر کلیک فرمائید

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه خوانی باقری ، اشعار و سروده های باقری ، شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ | 17:46 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي (25محرم94 يا 95 ق)

تاريخ دقيق شهادت امام سجاد(ع) مشخص نيست ولي روايت 25 محرمِ سال 94 هجري سندّيت بيشتري دارد. مدت عمر آن حضرت پنجاه و هفت سال و طول امامت آن بزرگوار سي و چهار سال و اندي مي‏باشد. آن حضرت به دست هِشام‏بن عبدُالمَلِك در زمان خلافت وليدبن عبدالملك مسموم گرديدند و در كنار مرقد مطهر عموي بزرگوارش، حضرت امام حسن‏مجتبي(ع) در قبرستان بقيع به خاك سپرده شدند. حضرت امام زين‏العابدين(ع) پس از واقعه‏ي پرشور كربلا، به همراه ديگر افراد خاندان اهل‏بيت(ع) به كوفه و شام برده مي‏شوند. ايشان به همراه عمّه‏ي بزرگوار خود، حضرت زينب كبري(س) رسالت حسيني را با افشاي ماهيت دستگاه فاسد اموي و معرفي راه پاك ثاراللَّه به عنوان مسير صحيح به سوي نجات، كامل مي‏كنند. آن امام بزرگوار پس از رسوا ساختن حكام جور در مجلس عبيداللَّه بن زياد و يزيد بن معاويه، به مدينه باز مي‏گردند و لحظه‏ اي از زنده نگاه داشتن واقعه‏ي عاشورا باز نايستادند.

شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)" به روايتي (12محرم 95 ق)

شهادت امام سجاد(ع) در برخي نقل‏ها سال 92 ق و در نقلي ديگر سال 94 و در منابعي ديگر سال 95 ذكر شده است. همچنين در روز شهادت آن حضرت اختلاف وجود دارد. در برخي منابع، شهادت ايشان را در روز 22 18 و 25 ماه محرم نيز ذكر كرده‏اند. زمان حضرت امام سجاد(ع) پُر از اختناق و تقيّه بود و كسي در برابر جاسوسان بني‏اميه، مجال نفس كشيدن نداشت؛ با اين حال، امام سجاد(ع) از ارشاد و نشر احكام اسلام فروگذاري نكرد. ايشان به هر نحوِ ممكن، مسائل اسلامي را بيان مي‏نمود و در هدايت مردم مي‏كوشيد. از جمله آثار امام سجاد(ع) صحيفه‏ي سجاديه است كه مشتمل بر 54 دعا از دعاهاي آن حضرت مي‏باشد. مدت عمر آن امام، 57 سال و زمان امامت آن بزرگوار 34 سال بود. آن امام همام، سرانجام به دستِ هشام بن عبدالمَلِك در زمان خلافت وليد بن عبدالملك مسموم شد و به شهادت رسيد. پيكر مطهر امام سجاد(ع) در قبرستان بقيع و در كنار مرقد مطهر عموي گراميش حضرت امام حسن مجتبي(ع) واقع است.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه خوانی باقری ، شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۲ | 17:37 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

روضه شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي (25محرم94 يا 95 ق) بوده است

حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) در تاریخ پنجم شعبان سال ۳۸ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود، پدر بزرگوار او امام حسین (علیه‌السلام) و مادر او شهربانو، از شاهزادگان ایرانی است. وقایع مهمی که در دوران عمر شریفِ آن حضرت و امامت او رخ داد یکی واقعه کربلا در سال ۶۱ هجری قمری بود که منجر به اسارت آن بزرگوار به همراه خاندان اهل بیت (علیهم‌السلام) شد.[۱۳] [۱۴] . و دیگری واقعه حرّه در سال ۶۲ هجری قمری بود که در مدینه واقع شد.[۱۵] [۱۶] [۱۷] . امام سجاد و زین العابدین : (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۴ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت؛ ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد. واقعه حره، نهضت توابین و قیام مختار در زمان امام سجاد(ع) روی داد. مجموعه ادعیه و مناجات امام سجاد(ع) در کتاب صحیفه سجادیه گرد آمده است. رسالة الحقوق، شامل ۵۰ حقّ از حقوق خدا و بندگان، مردم و حاکمان، والدین و فرزندان، همسایگان و ... از آثار اوست.

بنابر روایات شیعه، امام سجاد(ع) به دستور ولید بن عبد الملک با سمّ به شهادت رسید. مدفن وی در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) است. کنیه امام سجاد(ع)، ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمّد،‌ابولقاسم و ابوعبداللّه گزارش شده[۹] و القاب وی، زین العابدین، سیدالساجدین، سجاد، ذو الثفنات، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی‌اکبر است.[۱۰] امام سجاد(ع) در زمان خویش به نام‌های «علی‌الخیر»، «علی‌الاصغر» و «علی‌العابد» شهرت داشته است.[۱۱] امامت امام سجاد(ع) با شهادت امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ قمری آغاز شد و تا زمان شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا سال ۹۵ قمری ادامه داشت. مدت امامت او را ۳۴ سال گفته‌اند.[۲۴] . امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی(ع) است.[۲۵] در احادیث نقل شده از پیامبر(ص) درباره اسامی امامان شیعه هم نام امام سجاد(ع) در میان امامان آمده است.[۲۶] متکلمان شیعه مانند شیخ مفید، برتری علمی و عملی وی بر دیگران پس از پدرش را نخستین دلیل بر امامت وی دانسته‌اند.[۲۷] . پس از مراجعت از اسارت، مواریث امامت را از ام‌سلمه تحویل گرفت، چنان که در روایات آمده که امام حسین (علیه‌السلام) قبل از حرکت به سمت مکه این مواریث را به ام‌سلمه سپرد،[۱۲۷] . مواریث امامت به دست امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) رسید و این، از جمله اموری است که در منابع اهل سنت هم بدان تصریح شده است.[۱۲۸] [۱۲۹] . امامت حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) از لحظه شهادت پدر بزرگوارشان در کربلا یعنی عصر روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری آغاز شد. اما بالنسبه به مدت استمرار این امامت پربرکت در بین مورخین، اتفاق نظر وجود ندارد، گروهی آن را تا سال ۹۴ هجری قمری دانسته و گروه دیگری آن را تا سال ۹۵ هجری قمری می‌دانند. بنابراین مدت امامت حضرت ۳۴ سال و یا ۳۵ سال بوده است. آن حضرت بعدازشهادت در قبرستان بقيع در كنار قبر مطهر عمويش امام حسن‌مجتبي علیه‌السلام به خاك سپرده شد.[۲۱] . تاریخ دقیق شهادت امام سجاد(ع) روشن نیست؛ برخی آن را سال ۹۵ق[۱۲] و برخی دیگر ۹۴ق دانسته‌اند.[۱۳] درباره روز درگذشت امام سجاد(ع) هم اختلافاتی وجود دارد؛ از جمله شنبه[۱۴] ۱۲ محرم،[۱۵] و ۲۵ محرم.[۱۶] گزارش‌های دیگری نیز از جمله ۱۸،[۱۷] ۱۹، و ۲۲ محرم در منابع دیده می‌شود.[۱۸] . سن امام هنگام شهادت ۵۷ سال گفته شده است.[۲۱] . تعداد فرزندان امام سجاد(ع) پانزده نفر ذکر شده که یازده نفر آنها پسر و چهار نفر دختر بوده‌اند.[۲۲] نام فرزندان و همسران امام طبق نوشته شیخ مفید و طبرسی چنین است:[۲۳] . حاکمان دوره امامت امام سجاد(ع)، عبارتند از: یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ق)، معاویة بن یزید (چند ماه از سال ۶۴)، مروان بن حکم (نه ماه از سال ۶۵)، عبدالملک بن مروان (۶۵- ۸۶) و ولید بن عبد الملک (۸۶- ۹۶).[۲۸] . امام سجاد(ع) در واقعه کربلا و در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، به شدت بیمار بود به گونه‌ای که در مواردی که می‌خواستند او را به قتل برسانند،[۲۹] عده‌ای گفتند: او را همین بیماری که دارد کفایت می‌کند.[۳۰] . پس از واقعه کربلا، امام سجاد و اهل بیت امام حسین(ع) را به اسیری گرفتند و روانه کوفه و شام کردند. هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه، بر گردن امام سجاد(ع) غل و جامعه [جامعه، طوق مانندی است که دست‌ها و گردن را با آن به هم می‌بندند] نهادند و چون بیمار بود و نمی‌توانست خود را بر پشت شتر نگاهدارد هر دو پای او را بر شکم شتر بستند.[۳۱] . بنابر برخی گزارش‌ها، امام سجاد(ع) در کوفه خطبه‌ای ایراد کرده است؛ ولی توجه به شرایط کوفه و سختگیری و بی‌رحمی مأموران حکومت و بیم کوفیان از آنان، پذیرفتن چنین گزارشی را دشوار می‌سازد. سخنان امام سجاد(ع) در خطبه کوفه، به خطبه او در مسجد اموی دمشق بسیار شبیه است. ازاین‌رو احتمال می‌رود که با گذشت زمان راویان حادثه‌ها را با هم آمیخته باشند.[۳۲]

در فاصله ورود کاروان اسیران کربلا به شهر کوفه تا هنگام دخول به کاخ عبیدالله گه به واسطه شرایط استثنایی آن روز و ازدحام بیش از حد جمعیت، موقعیت مناسبی برای انجام رسالت الهی در راستای تداوم نهضت عاشورا و روشنگری‌های لازم فراهم آمده بود، خاندان اهل بیت عصمت و طهارت هر کدام بهترین استفاده را نموده و خطبه‌های بسیار گرم و افشاگرانه‌ای را ایراد نمودند. حضرت زینب، حضرت ام‌کلثوم، حضرت فاطمه بنت حسین (علیه‌السلام) و بالاخره حضرت سجاد (علیه‌السلام) هر کدام خطابه‌های بدیعی انشاء فرمودند که در ترتیب آن بین روایات اختلاف است. در اینجا متن خطبه حضرت سجاد (علیه‌السلام) که در بحارالانوار نقل شده است بیان می‌گردد:
پس حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) با اشاره، مردم را به سکوت دعوت فرمود، نفس‌ها در سینه‌ها ماند و سکوت مطلق همه‌جا را فراگرفت. آنگاه امام سجاد (علیه‌السلام) این‌گونه خطبه تاریخی خود را ایراد فرمود: پس از حمد و ثنای الهی، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یاد کرد و بر او درود فرستاد و خطاب به مردم گفت: ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، می‌داند که من کیستم و آنکه مرا نمی‌شناسد، بداند که من علی فرزند حسینم که او را در کنار فرات بدون هیچ گناهی و یا اینکه از او خونی طلب داشته باشند، از دم شمشیر گذراندند. من فرزند آن کس هستم که پرده حریم حرمت او را دریدند، و اموال او را به غارت بردند و افراد خانواده او را به زنجیر اسارت کشیدند. من فرزند آن کس هستم که او را با زجر و شکنجه کشتند (انا ابن من قتل صبرا؛ قتل صبر این است که موجود زنده‌ای را نگه دارند و بر او شمشیر، نیزه، سنگ و امثال آن بزنند تا بمیرد) و همین افتخار ما را بس است.
‌ای مردم! شما را به خدا سوگند آیا به خاطر دارید که به پدرم نامه‌ها نوشتید و او را دعوت کردید ولی با او نیرنگ باختید؟ با او پیمان وفاداری بستید و با او (و نماینده او) بیعت کردید ولی به هنگام حادثه، او را تنها گذاشتید و با او به پیکار برخاستید و او را مخزول نمودید؟ پس شما را هلاکت و نابودی باد! چه بد توشه‌ای برای خود پیش فرستادید!! و برای شما چه زشت و ناپسند بود. به من بگوئید با کدام چشم می‌خواهید به روی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنگرید هنگامی که به شما بگوید: عترت مرا کشتید و حریم حرمت مرا شکستید. پس شما دیگر از امت من به حساب نمی‌آئید. راوی می‌گوید: هنگامی که سخن امام بدین‌جا رسید، از هر طرف صدای آن جماعت بیشمار به گریه بلند شد و به همدیگر می‌گفتند: نابود شدید، آیا می‌دانید؟![۳۷۶] [۳۷۷] [۳۷۸] . این خط به حاوی نکات متعدد جالبی است که با تامل عمیق در آن قابل استفاده است. به هر تقدیر و با هر رنج و مشقت و مصیبتی بود، فاصله دروازه کوفه تا قصر دارالاماره طی شد، ابن‌زیاد که در قصر خود جلوس کرده بود، اذن عام داده بود تا همه برای مشاهده فتوحات او حاضر شوند. قبلا سر مقدس حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) نیز در برابر او حاضر شده بود و او با چوب‌دستی خود به آن جسارت می‌کرد. در این حال کاروان اسرا وارد قصر شدند و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) با جمعی از کنیزان در گوشه‌ای نشستند و بین ایشان و ابن‌زیاد سخنانی رد و بدل شد که بسیار عالی است.[۳۷۹] [۳۸۰] . بعد از آن ابن‌زیاد به سوی علی بن حسین (علیه‌السلام) نگاه کرد و گفت: این کیست؟ گفته شد: علی بن حسین است. ابن‌زیاد گفت: مگر خدا علی بن حسین را نکشت؟ علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمودند: مرا برادری بود که نام او علی بن حسین بود و مردم او را کشتند. عبیدالله گفت: بلکه خدا او را کشت!! علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها؛[۳۸۱] . خداوند جان‌ها را به هنگام مرگ‌شان می‌گیرد.
ابن‌زیاد خشمگین شد و گفت: در پاسخ من با جسارت سخن می‌گوئی؟! او را گردن بزنید. زینب (سلام‌الله‌علیها) چون چنین دید، امام سجاد (علیه‌السلام) را در آغوش خود کشید و گفت: ‌ای پسر زیاد هر چه از خون ما ریختی، تو را بس است. به خدا از او جدا نخواهم شد. اگر قصد کشتن او را داری مرا نیز با او بکش!! ابن‌زیاد لحظه‌ای به زینب و علی بن حسین (علیهماالسلام) نگریست و گفت: خویشی چه شگفت‌انگیز است. به خدا سوگند که این زن دوست دارد با برادر زاده‌اش کشته شود. گمان می‌کنم که این جوان با همین بیماری درگذرد. علی بن حسین (علیه‌السلام) رو به عمه‌اش زینب (سلام‌الله‌علیها) کرد و گفت: ‌ای عمه بگذار تا من با او صحبت کنم. آن‌گاه روی به ابن‌زیاد کرد و فرمود: ابالقتل تهددنی یابن زیاد؟! اما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة؛ آیا مرا به قتل تهدید می‌کنی؟! مگر نمی‌دانی که کشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا برای ما کرامت است؟![۳۸۲] [۳۸۳] [۳۸۴] [۳۸۵] . پس از پایان یافتن مجلس عبیدالله بن زیاد، دستور داد تا امام سجاد (علیه‌السلام) و اهل بیت را به خانه‌ای که جنب مسجد اعظم کوفه قرار داشت، برده و در آنجا جای دهند، و آن منزل زندان این بزرگواران بود.[۳۸۶] . در این خلال که آنان در این زندان به سر می‌بردند عبیدالله توسط قاصدان خبر قتل امام حسین (علیه‌السلام) را در همه‌جا منتشر کرد[۳۸۷] . و در ضمن نامه‌ای به یزید نوشت و با اطلاع آنچه گذشت، کسب تکلیف کرد که دستور آمد، اسرا را با سرها به شام گسیل کند.[۳۸۸] [۳۸۹] . حال مدت وقوف در این زندان چقدر طول کشیده و حال حضرت سجاد (علیه‌السلام) و بقیه اسرا و خاندان اهل بیت چگونه بوده است؟ به‌صورت مشخص در تاریخ چیزی نیامده است. تنها واقعه‌ای که مربوط به حضرت زین‌العابدین است و شاید در اوایل ورود به این زندان، به صورت اعجاز رخ داده است، همان بازگشت حضرت سجاد (علیه‌السلام) به صحرای کربلا برای گزاردن نماز و دفن اجساد پاره پاره پدر و سایر شهداست. ابن زیاد، امام سجاد(ع) و سایر اسیران کربلا را در زندان نگهداشت و نامه‌ای به شام نوشت و از یزید کسب تکلیف کرد. یزید پاسخ داد، اسیران و سرهای شهیدان کربلا را به شام بفرستد. ابن زیاد، امام سجاد(ع) را غل بر گردن نهاد و با اسیران همراه مُحَفّر بن ثَعلبه روانه دمشق کرد . هنگامی که کاروان اسیران را به درب مسجد شام آوردند، یک پیرمرد شامی به نزدیک زنان و اهل بیت حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) آمد و گفت: خدا را سپاس می‌گویم که شما را کشت و نابود کرد!! و یزید را به شما مسلط ساخت! و شهرها را از مردان شما رهایی بخشید!! (در همین قسمت در الامالی شیخ صدوق آمده است که پیرمردی از شیوخ اهل شام جلو آمد و گفت: حمد خدای را که شما را کشت و هلاک کرد و شاخ فتنه را قطع نمود و بعد هرچه می‌توانست ناسزا گفت)[۳۹۷] [۳۹۸] . پس چون کلامش تمام شد علی بن حسین (علیه‌السلام) به او فرمود: ‌ای پیرمرد! آیا قرآن خوانده‌ای؟ گفت: آری. فرمود: آیا این آیه را خوانده‌ای قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛[۳۹۹] . پیرمرد گفت: آری تلاوت کرده‌ام. امام سجاد (علیه‌السلام) فرمود: ما قربی هستیم، ‌ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کرده‌ای؟ و اعلموا انما غنمتم من شی‌ء فان الله خمسه و للرسول و لذی القربی؛[۴۰۰] . گفت: آری. علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: قربی ما هستیم، ‌ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کرده‌ای؟ انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا؛[۴۰۱] . آن پیرمرد گفت: آری. علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: ‌ای پیرمرد! ما اهل بیتی هستیم که به آیه طهارت اختصاص داده شدیم! راوی می‌گوید: آن پیرمرد ساکت ماند و از آن سخنی که گفته بود پشیمان شد. آنگاه روی به علی بن حسین (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به خدا سوگند شما همان خاندان هستید؟! علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: به خدا سوگند بدون شک ما اهل بیت عصمت طهارت هستیم و به حق جدمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ما همان خاندانیم. در این هنگام آن پیرمرد گریست و عمامه‌اش را از سر گرفته و به زمین زد و سر به سوی آسمان برداشت و گفت: خدایا! من از دشمنان آل محمد خواه از انسیان باشند و یا از جنیان، به درگاه تو بیزاری می‌جویم. سپس به حضرت عرض کرد: آیا برای من توبه‌ای هست؟ علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: آری اگر توبه کنی خدا بر تو می‌بخشاید و تو با ما خواهی بود. آن پیرمرد گفت: من از آنچه گفتم توبه‌ای می‌کنم. بعد که خبر این برخورد پیرمرد به یزید رسید دستور داد تا او را بکشند و کشته شد.[۴۰۲] [۴۰۳] . در شام اسیران با وضعیتی دردناک در مقابل یزید ایستادند امام چهارم (علیه‌السلام) در حالی که با یازده نفر دیگر به هم زنجیر شده بودند، به یزید فرمودند: تو را به خدا سوگند می‌دهم اگر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ما را در این حالت ببیند، گمان داری با تو چه خواهد کرد؟ بعد هم دختر امام حسین فریاد زد: ای یزید! آیا دختران رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) باید این‌گونه به اسارت گرفته شوند؟ اهل مجلس با شنیدن این جمله از دختر امام حسین (علیه‌السلام) به گریه افتادند به گونه‌ای که صدای گریه ایشان شنیده می‌شد. یزید چون وضعیت را به این صورت دید به ناچار دستور داد دست‌های امام چهارم را باز کنند. و ریسمان‌ها را بریده و غل‌ها را بردارند. چون علی بن حسین (علیه‌السلام) به سوی یزید برده شد او تصمیم به قتل حضرت گرفت. پس دستور داد حضرت در مقابل او بایستد و با ایشان صحبت کند تا از او کلمه‌ای بشنود که موجب قتل او گردد. و حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) بر حسب آنچه که او صحبت می‌کرد، جوابش را می‌دادند. و این در حالی بود که در دستشان تسبیح کوچکی بود که با انگشتانشان آن را دور می‌چرخاندند و صحبت هم می‌کردند. یزید گفت: من با تو صحبت می‌کنم و تو جوابم را می‌دهی در حالی که با انگشتانت تسبیح را دور می‌چرخانی؟ چگونه این ممکن است؟ حضرت فرمود: پدرم به من گفت از جدم که هر کس هنگامی که نماز صبح خواند قبل از اینکه رویش را برگرداند، صحبت نکند مگر اینکه تسبیح را در دست بگیرد و بگوید: اللهم انی اصبحت اسبحک و امجدک و احمدک و اهللک بعدد ما ادیر به سبحتی. و تسبیح را بگیرد و آن را بچرخاند بعد بدون اینکه تسبیح بگوید، به آنچه دوست دارد حرف بزند، برای او ثواب تسبیح و ذکر محسوب می‌شود و این حرزی است برای او تا اینکه به بستر برود. پس هرگاه به بسترش رفت، همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالشت خود بگذارد تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا محسوب می‌گردد. من هم این کار را به عنوان اقتدای به جدم انجام دادم. در این موقع یزید گفت: با هیچکدام از شماها سخنی نگفتم مگر اینکه مرا جواب می‌دهید به آنچه که به آن پناه می‌برم. پس او را عفو کرد و صله عطا نمود و دستور داد تا حضرت را آزاد کنند.[۴۲۵] [۴۲۶] . یزید امر کرد زنان و نسوان امام حسین (علیه‌السلام) را با حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) در زندانی حبس کنند که آن زندان نه آنها را از گرما حفظ می‌کرد و نه از سرما. تا اینکه پوست‌های آنان ورق ورق شد و پوست‌ انداخت. (در دنباله روایت آمده است که در آن ایام در بیت المقدس هیچ سنگی را برنداشتند مگر اینکه زیر آن خون تازه بود و مردم به خورشید که نگاه می‌کردند آن را بر روی دیوارها به‌صورت سرخی می‌دیدند کان خورشید به ملحفه‌های زرد رنگ می‌ماند تا اینکه علی بن حسین (علیه‌السلام) به همراه نسوان از آن زندان خارج شدند و سر حضرت امام حسین (علیه‌السلام) به کربلا برگردانیده شد.)[۴۳۳] [۴۳۴] . ملاقات امام سجاد (علیه‌السلام) با منهال : منهال گفت: عرضه داشتم آقای من اکنون کجا می‌روید فرمود: آنجایی که ما در آن هستیم، سقف ندارد و آفتاب ما را گداخته است و هوا را در آنجا نمی‌بینیم، فعلا به جهت ضعف بدن بیرون آمده‌ام و از آنجا فرار می‌کنم تا لحظه‌ای استراحت کنم و زود برگردم چرا که بر زنها می‌ترسم، پس در این حال که با آن حضرت تکلم می‌کردم و او با من حرف می‌زد دیدم ندای زنی بلند شد و آن جناب را صدا زد که کجا می‌روی‌ ای نور دیده، و آن زن جناب زینب دختر علی مرتضی (سلام‌الله‌علیه) بود. پس حضرت برگشت و من از او منصرف شدم و من پیوسته او را یاد می‌کنم و گریه می‌کنم.[۴۳۵] .[۳۳] خطبه امام سجاد (ع) در شام و خطبه امام سجاد در شام (متن) . امام سجاد(ع) در مسجد شام خطبه‌ای خواند و خود و پدر و جد خویش را به مردم شناساند و به شامیان گفت که آنچه یزید و کارگزاران او بر زبان‌ها انداخته‌اند، درست نیست. پدر او خارجی نیست و نمی‌خواسته است جمعیت مسلمانان را بر هم بزند و در بلاد اسلام فتنه برانگیزد. او برای حق و به دعوت مسلمانان به پاخاست تا دین را از بدعت‌هایی که در آن پدید آمده، بزداید و به سادگی و پاکی عصر جدّ خود برساند.[۳۴] . پس از گذشت مراسم غمباری که در کاخ یزید برگزار شد و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) با برخوردهای سنجیده و صحبت‌های قاطع و کوبنده خود، بخش زیادی از نقشه‌های دستگاه اموی و شخص یزید برای هدم نام دین و جریان امامت حق را نقش بر آب نمودند، در این حال یزید تصمیم گرفت در روز جمعه که روز اجتماع گسترده مسلمین در مسجد جامع شهر است از راه خطبه‌های نماز جمعه که توسط یکی از علماء سوء و خطباء خود فروخته دستگاه اموی قرائت می‌شد، کار تبلیغی گسترده‌ای بر ضد خاندان وحی و نبوت بویژه حضرت علی و امام حسین (علیهماالسلام) انجام دهد. و این البته در تداوم حدود چهل سال کار تبلیغی مداوم علیه خاندان امامت و ولایت بود که در شام انجام می‌شد. از این‌رو چون روز جمعه فرا رسید، یزید یکی از خطبای برجسته خود را به منبر فرستاد و دستور داد آنچه می‌توانی در مذمت حسین و پدرش بیان کن و او چنین کرد و بعد در تعریف و تمجید از یزید و معاویه بسیار طولانی صحبت کرده و برای آنها از بیان هیچ خوبی و زیبایی فروگذار نکرد. و این در حالی بود که یزید حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) را با خود به مسجد برده بود. حضرت که این سخنان را شنید فریاد برآورد: ویلک ایها الخاطب اشتریت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فبتوا مقعدک من النار. وای به تو‌ ای سخنران!! رضایت مخلوق را به قیمت سخط و ناراحتی خالق خریداری نمودی (و برای خشنودی یک مخلوق، خدا را بر خود خشمناک ساختی) پس جایگاهت آتش دوزخ خواهد بود!! سپس حضرت به یزید فرمودند: ای یزید به من اجازه بده تا بر این چوبها بالا رفته و چند کلمه سخن بگویم که موجب خشنودی خداوند باشد. و این حضاری که در مجلس نشسته‌اند (نیز از آن بهره‌مند شده) به اجر و ثوابی نائل گردند. یزید از این کار شدت ابا داشت. مردم و اطرافیان او به او گفتند: یا امیرالمؤمنین بگذار تا بر منبر بالا رود شاید چیزی از او بشنویم. یزید که از صلاحیت‌های علمی و مقام حضرت بخوبی آگاه بود گفت: اگر او بر منبر بالا رود، پائین نمی‌آید مگر اینکه مرا و آل ابی‌سفیان را مفتضح نموده و رسوا سازد. به او گفتند: این جوان بیمار و شکست خورده چگونه چنین قدرتی خواهد داشت؟ یزید گفت: او از خانواده‌ای که علم و دانش را به کام خود کشیده‌اند و از شیرخوارگی بمانند مرغی که به جوجه‌هایش دانه می‌دهد، به آنها علم و کمال تعلیم شده است ولی مردم دست از اصرار برنمی‌داشتند و پیوسته از یزید می‌خواستند که موافقت کند. در بعضی روایات آمده که فرزند یزید نیز با اصرار از پدر می‌خواست که با این خواسته موافقت کند تا بالاخره او رضایت داد و حضرت بر منبر بالا رفتند و شروع به ایراد خطبه‌ای نمودند که نقش اول را در بقاء و تداوم نهضت حسینی بازی کرد و اگر این خطبه نبود چه بسا اهداف و ماهیت این نهضت مخفی می‌ماند، و ستمکارانی که دست به این جنایت بزرگ زده بودند رسوا نمی‌گردیدند. حضرت بر بالای منبر ابتدا حمد و ثنای الهی را بجا آورد و بعد خطبه‌ ای غراء خواند که همه مردم گریستند تا بیقرار شدند و بشدت عواطف آنها تحت تاثیر قرار گرفت. فرمود: ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است. به ما علم و بردباری و سخاوت و فصاحت و شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین ارزانی داشت و ما را بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر برگزیده اسلام حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ماست. صدیق (حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)) از ماست، جعفر طیار از ماست، شیر خدا و شیر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) (حضرت حمزه) از ماست، امام حسن و امام حسین همان دو سبط بزرگوار این امت از ماست و مهدی این امت (که دجال را می‌کشد) از ماست.
حال هر کس مرا شناخت که شناخت و برای آنان که مرا نمی‌شناسند خاندان خود و حسب و نسبم را بیان خواهم کرد.

امام سجاد(ع) که ۳۴ سال پس از واقعه کربلا زنده بود،[۳۶] همواره تلاش می‌کرد یاد و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارد. امام هر گاه آب می‌نوشید به یاد پدر بود و بر مصایب امام حسین(ع) گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت.[۳۷] . شیخ صدوق رحمه اللَّه در کتاب خصال، به سندش از امام صادق (ع) روایت کرده: «الْبَکَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَأَمَّا آدَمُ فَبَکَی عَلَی الْجَنَّةِ... أَمَّا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَبَکَی عَلَی الْحُسَیْنِ عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ سَنَةً مَا وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَکَی حَتَّی قَالَ لَهُ مَوْلًی لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الهالکین قَالَ‌ «انَّما أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَی اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لاتَعْلَمُونَ» إِنِّی مَا أَذْکُرُ مَصْرَعَ بَنِی فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِی لِذَلِکَ عَبْرَة.» یعنی افرادی که فوق العاده گریه کردند پنج نفر بودند: آدم، یعقوب، یوسف، فاطمه، دختر حضرت محمّد (ص) و علی بن الحسین (ع). حضرت علی بن الحسین (ع) مدت بیست یا چهل سال بر حضرت حسین گریست. هیچ غذایی در مقابل آن حضرت نمی ‏گذاشتند مگر اینکه گریان می‏ شد. کار آن حضرت به جایی رسید که یکی از غلامانش به وی گفت: ای پسر رسول خدا! فدای تو شوم، من می‏ ترسم تو خود را (به واسطه کثرت گریه) هلاک نمایی! فرمود: چاره‏ ای نیست جز اینکه از غم و اندوه خود به خداوند شکایت کنم. من چیزهایی را می‏ دانم که شما نمی ‏دانید. من یادآور قتلگاه فرزندان فاطمه (س) نمی‏ شوم مگر اینکه گریه راه گلویم را مسدود می‏ کند. همچنین از یکی از غلامان آن حضرت روایت شده است که گفت: روزی امام سجاد (ع) به صحرا تشریف برد. من نیز پشت سر حضرت بیرون رفتم. حضرت سجده طولانی کرد. سپس سر از سجده برداشت. دیدم گریه بسیاری کرده است. عرض کردم: آقای من! آیا وقت آن نشد که اندوه شما تمام شده و گریه شما کم شود؟ فرمود: وای بر تو! یعقوب پیغمبر دوازده پسر داشت. خداوند یکی از پسرانش را از نظر او غایب کرد. او از حزن و اندوه مفارقت آن پسر، موی سرش سفید شد. پشتش خمیده و چشمش از بسیاری گریه نابینا شد. حال آن که پسرش در دنیا زنده بود؛ ولی من به چشم خود پدر و برادرم را با هفده تن از اهل بیت خود کشته و سر بریده دیدم؛ پس چگونه حزن من به غایت رسد و گریه‌ام کم شود؟ در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «امام زین العابدین (ع) چهل سال بر پدر بزرگوارش گریه کرد، در حالی که روزها روزه بود و شب‌ها به نماز می‌ایستاد. هنگام افطار که غلام حضرت برای ایشان آب و غذا می‌برد و عرض می‌کرد بفرمایید، حضرت می‌فرمود: «قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ جَائِعاً - قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ عَطْشَاناً» فرزند رسول خدا، گرسنه کشته شد! فرزند رسول خدا، تشنه کشته شد! و پیوسته این سخن را تکرار می‌کرد و گریه می‌کرد به گونه‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش مخلوط می‌شد. پیوسته این گونه بود تا رحلت کرد.» با این حال که داغ مصائب کربلا بر امام سجاد(ع) بسیار سخت و جانکاه بود اما آن حضرت رسالت روشنگری خود را در بعد از واقعه عاشورا به خوبی به انجام رساند و در هر فرصتی به ایراد خطبه برای آشکار کردن ماهیت پلید بنی امیه می پرداخت. در ادامه این نوشتار به دو خطبه امام در کوفه و شام مروری خواهیم داشت. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است، «امام زین العابدین(ع) چهل سال بر پدر بزرگوارش گریه کرد، در حالی که روزها روزه بود و شب‌ها به نماز می‌ایستاد، هنگام افطار که غلام حضرت برای ایشان آب و غذا می‌برد، حضرت می‌فرمود: فرزند رسول خدا(ص) گرسنه کشته شد! فرزند رسول خدا تشنه، کشته شد! و پیوسته این سخن را تکرار می‌کرد و گریه می‌کرد به گونه‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش مخلوط می‌شد. پیوسته این گونه بود تا رحلت کرد.»[۳۸] مالک بن انس می‌گوید: علی بن حسین در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواند تا اینکه از دنیا رحلت کرد. لذا به ایشان «زین العابدین» می‌گویند.[۴۴] . ابن عبد ربّه نیز می‌نویسد: هنگامی که علی بن حسین آماده نماز می‌شد، لرزه عجیبی وجودش را فرا می‌گرفت. از ایشان در این باره سؤال شد، فرمود: «وای بر شما! آیا می‌دانید که من در برابر چه کسی می‌خواهم بایستم و در برابر چه کسی می‌خواهم مناجات کنم؟!»[۴۵] . همچنین از مالک بن انس نقل شده است هنگامی که علی بن حسین احرام بست، لبیک اللّهمّ لبیک را قرائت کرد و در همان لحظه، بیهوش شده و از مرکب خود به زمین افتاد.[۴۶] صحیفه سجادیه، مجموعه دعاهای امام سجاد(ع) و آینه‌ای است که تصویر اجتماع آن روز -به ویژه مدینه- را در آن می‌توان دید: بیزاری از کردار و گفتار زشت مردم آن روز و پناه بردن به خدا از آنچه می‌بیند و می‌شنود، و روشن نمودن راه درست در پرتو تربیت دین و قرآن و پاکیزه ساختن جان ها از آلایش؛ گویی امام می‌خواهد تا آنجا که ممکن است، به زبان دعا مردم را از شیطان ببرد و به خدا پیوند دهد.[۵۸] . رساله حقوق، یکی از آثار امام سجاد(ع) است. در این رساله ۵۱ حق (یا ۵۰ حق طبق برخی نسخه ها) شمارش شده است.[۵۹] دعای ابوحمزه ثمالی را امام زین‌العابدین در سحرهای ماه رمضان می‌خواند و ابوحمزه ثمالی از آن حضرت نقل کرده است.[۶۰] این دعا دربردارنده مفاهیمی متعالی و تعابیری شیوا و فصیح است. زیارت امین الله زیارتنامه‌ای است که امام سجاد (ع) هنگام زیارت مزار حضرت علی (ع) خوانده است.[۶۱] این زیارت از معتبرترین زیارات شمرده شده است که در همه جا(از جمله نزد قبور دیگر ائمه(ع)) می‌توان آن را خواند.[۶۲] . یاران و شاگردان امام سجاد علیه السلام : ابوحمزه ثُمالی: راوی، محدّث و مفسّر امامی قرن دوم که از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بود.[۶۴] . ابوخالد کابلی: ملقب به كَنْكَر،[۶۵] از رجال شیعی سده اول قمری و از اصحاب امام سجاد(ع) و امام باقر (ع). اَبان بن تَغْلِب:[۶۶] ادیب، قاری، فقیه، مفسّر و از محدّثان بنام امامیه که محضر امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) را درک کرد . جابر بن عبدالله انصاری: صحابی پیامبر اسلام(ص) است[۶۷] که در بسیاری از غزوه‌ها و سرایا شرکت کرد. جابر، راوی حدیث لوح است - که دربردارنده نام امامان شیعه از زبان پیامبر(ص) است. جابر را از اصحاب امام علی (ع) و ائمه تا امام باقر (ع) دانسته‌اند . سُلَیم بن قیس هلالی: از اصحاب خاصّ چهار امام نخست شیعه(ع) که محضر امام باقر(ع) را هم درک کرده است. او از قدیمی‌ترین علمای شیعه و بزرگان اصحاب ائمه(ع) و مورد وثوق آنان بوده و نزد ایشان از محبوبیت خاصّی برخوردار بوده است. ابراهیم و حسن فرزند محمد بن حنفیه؛[۶۸] . سعید بن مسیب بن حزن قرشی مخزومی:[۶۹] از صحابه که امام سجاد(ع) او را داناترین مردم زمان خودش نامیده است.[۷۰] . یحیی بن اُمّ طُوَیل[۷۱] . سعید بن جُبَیر: مفسر و از تابعین.[۷۲] . محمد بن جُبَیر بن مُطعِم.[۷۳]

نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - کسی که چهل سال بر سیدالشهدا گریست/ مروری بر خطبه‌های امام سجاد(ع) - امام سجاد علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امامت امام سجاد - زندگانی حضرت امام علی بن الحسین زین‌العابدین سجاد (ع) - ... - ماجرای زخم کتف حضرت سجاد (ع) که تا زمان شهادت خوب نشد - ... - نحوه شهادت امام سجاد (ع) پس از واقعه کربلا/ دلیل دیدارهای مکرر ... - نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - شهادت حضرت امام سجاد (ع) - خلاصه زندگی امام سجاد (ع) - شهادت امام زين العابدين - امام سجاد علیه السلام - شهادت حضرت امام زین العابدین علیه السلام - علی بن حسین - خلاصه ای از زندگی امام سجاد (ع) - شهادت امام زین العابدین علیه السلام - امام سجاد علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - شهادت امام زین العابدین (ع) - سالروز شهادت امام زین العابدین علیه السلام بر شیعیان آن حضرت تسلیت... - شهادت امام زین العابدین (ع) - زندگی‌نامه حضرت امام سجاد (علیه السلام) - شهادت امام زين العابدين - امام سجاد علیه السلام - نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - شهادت امام زین العابدین علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امام سجاد علیه‌السلام - حضرت زين العابدين(عليه السلام) - سجاد


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه خوانی باقری ، شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲ | 20:29 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

روضه شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي (25محرم94 يا 95 ق) بوده است

حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) در تاریخ پنجم شعبان سال ۳۸ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود، پدر بزرگوار او امام حسین (علیه‌السلام) و مادر او شهربانو، از شاهزادگان ایرانی است. وقایع مهمی که در دوران عمر شریفِ آن حضرت و امامت او رخ داد یکی واقعه کربلا در سال ۶۱ هجری قمری بود که منجر به اسارت آن بزرگوار به همراه خاندان اهل بیت (علیهم‌السلام) شد.[۱۳] [۱۴] . و دیگری واقعه حرّه در سال ۶۲ هجری قمری بود که در مدینه واقع شد.[۱۵] [۱۶] [۱۷] . امام سجاد و زین العابدین : (۳۸- ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۴ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت؛ ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد. واقعه حره، نهضت توابین و قیام مختار در زمان امام سجاد(ع) روی داد. مجموعه ادعیه و مناجات امام سجاد(ع) در کتاب صحیفه سجادیه گرد آمده است. رسالة الحقوق، شامل ۵۰ حقّ از حقوق خدا و بندگان، مردم و حاکمان، والدین و فرزندان، همسایگان و ... از آثار اوست.

بنابر روایات شیعه، امام سجاد(ع) به دستور ولید بن عبد الملک با سمّ به شهادت رسید. مدفن وی در قبرستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) است. کنیه امام سجاد(ع)، ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمّد،‌ابولقاسم و ابوعبداللّه گزارش شده[۹] و القاب وی، زین العابدین، سیدالساجدین، سجاد، ذو الثفنات، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی‌اکبر است.[۱۰] امام سجاد(ع) در زمان خویش به نام‌های «علی‌الخیر»، «علی‌الاصغر» و «علی‌العابد» شهرت داشته است.[۱۱] امامت امام سجاد(ع) با شهادت امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ قمری آغاز شد و تا زمان شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا سال ۹۵ قمری ادامه داشت. مدت امامت او را ۳۴ سال گفته‌اند.[۲۴] . امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی(ع) است.[۲۵] در احادیث نقل شده از پیامبر(ص) درباره اسامی امامان شیعه هم نام امام سجاد(ع) در میان امامان آمده است.[۲۶] متکلمان شیعه مانند شیخ مفید، برتری علمی و عملی وی بر دیگران پس از پدرش را نخستین دلیل بر امامت وی دانسته‌اند.[۲۷] . پس از مراجعت از اسارت، مواریث امامت را از ام‌سلمه تحویل گرفت، چنان که در روایات آمده که امام حسین (علیه‌السلام) قبل از حرکت به سمت مکه این مواریث را به ام‌سلمه سپرد،[۱۲۷] . مواریث امامت به دست امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) رسید و این، از جمله اموری است که در منابع اهل سنت هم بدان تصریح شده است.[۱۲۸] [۱۲۹] . امامت حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) از لحظه شهادت پدر بزرگوارشان در کربلا یعنی عصر روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری آغاز شد. اما بالنسبه به مدت استمرار این امامت پربرکت در بین مورخین، اتفاق نظر وجود ندارد، گروهی آن را تا سال ۹۴ هجری قمری دانسته و گروه دیگری آن را تا سال ۹۵ هجری قمری می‌دانند. بنابراین مدت امامت حضرت ۳۴ سال و یا ۳۵ سال بوده است. آن حضرت بعدازشهادت در قبرستان بقيع در كنار قبر مطهر عمويش امام حسن‌مجتبي علیه‌السلام به خاك سپرده شد.[۲۱] . تاریخ دقیق شهادت امام سجاد(ع) روشن نیست؛ برخی آن را سال ۹۵ق[۱۲] و برخی دیگر ۹۴ق دانسته‌اند.[۱۳] درباره روز درگذشت امام سجاد(ع) هم اختلافاتی وجود دارد؛ از جمله شنبه[۱۴] ۱۲ محرم،[۱۵] و ۲۵ محرم.[۱۶] گزارش‌های دیگری نیز از جمله ۱۸،[۱۷] ۱۹، و ۲۲ محرم در منابع دیده می‌شود.[۱۸] . سن امام هنگام شهادت ۵۷ سال گفته شده است.[۲۱] . تعداد فرزندان امام سجاد(ع) پانزده نفر ذکر شده که یازده نفر آنها پسر و چهار نفر دختر بوده‌اند.[۲۲] نام فرزندان و همسران امام طبق نوشته شیخ مفید و طبرسی چنین است:[۲۳] . حاکمان دوره امامت امام سجاد(ع)، عبارتند از: یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ق)، معاویة بن یزید (چند ماه از سال ۶۴)، مروان بن حکم (نه ماه از سال ۶۵)، عبدالملک بن مروان (۶۵- ۸۶) و ولید بن عبد الملک (۸۶- ۹۶).[۲۸] . امام سجاد(ع) در واقعه کربلا و در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهادت رسیدند، به شدت بیمار بود به گونه‌ای که در مواردی که می‌خواستند او را به قتل برسانند،[۲۹] عده‌ای گفتند: او را همین بیماری که دارد کفایت می‌کند.[۳۰] . پس از واقعه کربلا، امام سجاد و اهل بیت امام حسین(ع) را به اسیری گرفتند و روانه کوفه و شام کردند. هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه، بر گردن امام سجاد(ع) غل و جامعه [جامعه، طوق مانندی است که دست‌ها و گردن را با آن به هم می‌بندند] نهادند و چون بیمار بود و نمی‌توانست خود را بر پشت شتر نگاهدارد هر دو پای او را بر شکم شتر بستند.[۳۱] . بنابر برخی گزارش‌ها، امام سجاد(ع) در کوفه خطبه‌ای ایراد کرده است؛ ولی توجه به شرایط کوفه و سختگیری و بی‌رحمی مأموران حکومت و بیم کوفیان از آنان، پذیرفتن چنین گزارشی را دشوار می‌سازد. سخنان امام سجاد(ع) در خطبه کوفه، به خطبه او در مسجد اموی دمشق بسیار شبیه است. ازاین‌رو احتمال می‌رود که با گذشت زمان راویان حادثه‌ها را با هم آمیخته باشند.[۳۲]

در فاصله ورود کاروان اسیران کربلا به شهر کوفه تا هنگام دخول به کاخ عبیدالله گه به واسطه شرایط استثنایی آن روز و ازدحام بیش از حد جمعیت، موقعیت مناسبی برای انجام رسالت الهی در راستای تداوم نهضت عاشورا و روشنگری‌های لازم فراهم آمده بود، خاندان اهل بیت عصمت و طهارت هر کدام بهترین استفاده را نموده و خطبه‌های بسیار گرم و افشاگرانه‌ای را ایراد نمودند. حضرت زینب، حضرت ام‌کلثوم، حضرت فاطمه بنت حسین (علیه‌السلام) و بالاخره حضرت سجاد (علیه‌السلام) هر کدام خطابه‌های بدیعی انشاء فرمودند که در ترتیب آن بین روایات اختلاف است. در اینجا متن خطبه حضرت سجاد (علیه‌السلام) که در بحارالانوار نقل شده است بیان می‌گردد:
پس حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) با اشاره، مردم را به سکوت دعوت فرمود، نفس‌ها در سینه‌ها ماند و سکوت مطلق همه‌جا را فراگرفت. آنگاه امام سجاد (علیه‌السلام) این‌گونه خطبه تاریخی خود را ایراد فرمود: پس از حمد و ثنای الهی، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یاد کرد و بر او درود فرستاد و خطاب به مردم گفت: ای مردم! هر کس مرا می‌شناسد، می‌داند که من کیستم و آنکه مرا نمی‌شناسد، بداند که من علی فرزند حسینم که او را در کنار فرات بدون هیچ گناهی و یا اینکه از او خونی طلب داشته باشند، از دم شمشیر گذراندند. من فرزند آن کس هستم که پرده حریم حرمت او را دریدند، و اموال او را به غارت بردند و افراد خانواده او را به زنجیر اسارت کشیدند. من فرزند آن کس هستم که او را با زجر و شکنجه کشتند (انا ابن من قتل صبرا؛ قتل صبر این است که موجود زنده‌ای را نگه دارند و بر او شمشیر، نیزه، سنگ و امثال آن بزنند تا بمیرد) و همین افتخار ما را بس است.
‌ای مردم! شما را به خدا سوگند آیا به خاطر دارید که به پدرم نامه‌ها نوشتید و او را دعوت کردید ولی با او نیرنگ باختید؟ با او پیمان وفاداری بستید و با او (و نماینده او) بیعت کردید ولی به هنگام حادثه، او را تنها گذاشتید و با او به پیکار برخاستید و او را مخزول نمودید؟ پس شما را هلاکت و نابودی باد! چه بد توشه‌ای برای خود پیش فرستادید!! و برای شما چه زشت و ناپسند بود. به من بگوئید با کدام چشم می‌خواهید به روی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بنگرید هنگامی که به شما بگوید: عترت مرا کشتید و حریم حرمت مرا شکستید. پس شما دیگر از امت من به حساب نمی‌آئید. راوی می‌گوید: هنگامی که سخن امام بدین‌جا رسید، از هر طرف صدای آن جماعت بیشمار به گریه بلند شد و به همدیگر می‌گفتند: نابود شدید، آیا می‌دانید؟![۳۷۶] [۳۷۷] [۳۷۸] . این خط به حاوی نکات متعدد جالبی است که با تامل عمیق در آن قابل استفاده است. به هر تقدیر و با هر رنج و مشقت و مصیبتی بود، فاصله دروازه کوفه تا قصر دارالاماره طی شد، ابن‌زیاد که در قصر خود جلوس کرده بود، اذن عام داده بود تا همه برای مشاهده فتوحات او حاضر شوند. قبلا سر مقدس حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) نیز در برابر او حاضر شده بود و او با چوب‌دستی خود به آن جسارت می‌کرد. در این حال کاروان اسرا وارد قصر شدند و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) با جمعی از کنیزان در گوشه‌ای نشستند و بین ایشان و ابن‌زیاد سخنانی رد و بدل شد که بسیار عالی است.[۳۷۹] [۳۸۰] . بعد از آن ابن‌زیاد به سوی علی بن حسین (علیه‌السلام) نگاه کرد و گفت: این کیست؟ گفته شد: علی بن حسین است. ابن‌زیاد گفت: مگر خدا علی بن حسین را نکشت؟ علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمودند: مرا برادری بود که نام او علی بن حسین بود و مردم او را کشتند. عبیدالله گفت: بلکه خدا او را کشت!! علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها؛[۳۸۱] . خداوند جان‌ها را به هنگام مرگ‌شان می‌گیرد.
ابن‌زیاد خشمگین شد و گفت: در پاسخ من با جسارت سخن می‌گوئی؟! او را گردن بزنید. زینب (سلام‌الله‌علیها) چون چنین دید، امام سجاد (علیه‌السلام) را در آغوش خود کشید و گفت: ‌ای پسر زیاد هر چه از خون ما ریختی، تو را بس است. به خدا از او جدا نخواهم شد. اگر قصد کشتن او را داری مرا نیز با او بکش!! ابن‌زیاد لحظه‌ای به زینب و علی بن حسین (علیهماالسلام) نگریست و گفت: خویشی چه شگفت‌انگیز است. به خدا سوگند که این زن دوست دارد با برادر زاده‌اش کشته شود. گمان می‌کنم که این جوان با همین بیماری درگذرد. علی بن حسین (علیه‌السلام) رو به عمه‌اش زینب (سلام‌الله‌علیها) کرد و گفت: ‌ای عمه بگذار تا من با او صحبت کنم. آن‌گاه روی به ابن‌زیاد کرد و فرمود: ابالقتل تهددنی یابن زیاد؟! اما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة؛ آیا مرا به قتل تهدید می‌کنی؟! مگر نمی‌دانی که کشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا برای ما کرامت است؟![۳۸۲] [۳۸۳] [۳۸۴] [۳۸۵] . پس از پایان یافتن مجلس عبیدالله بن زیاد، دستور داد تا امام سجاد (علیه‌السلام) و اهل بیت را به خانه‌ای که جنب مسجد اعظم کوفه قرار داشت، برده و در آنجا جای دهند، و آن منزل زندان این بزرگواران بود.[۳۸۶] . در این خلال که آنان در این زندان به سر می‌بردند عبیدالله توسط قاصدان خبر قتل امام حسین (علیه‌السلام) را در همه‌جا منتشر کرد[۳۸۷] . و در ضمن نامه‌ای به یزید نوشت و با اطلاع آنچه گذشت، کسب تکلیف کرد که دستور آمد، اسرا را با سرها به شام گسیل کند.[۳۸۸] [۳۸۹] . حال مدت وقوف در این زندان چقدر طول کشیده و حال حضرت سجاد (علیه‌السلام) و بقیه اسرا و خاندان اهل بیت چگونه بوده است؟ به‌صورت مشخص در تاریخ چیزی نیامده است. تنها واقعه‌ای که مربوط به حضرت زین‌العابدین است و شاید در اوایل ورود به این زندان، به صورت اعجاز رخ داده است، همان بازگشت حضرت سجاد (علیه‌السلام) به صحرای کربلا برای گزاردن نماز و دفن اجساد پاره پاره پدر و سایر شهداست. ابن زیاد، امام سجاد(ع) و سایر اسیران کربلا را در زندان نگهداشت و نامه‌ای به شام نوشت و از یزید کسب تکلیف کرد. یزید پاسخ داد، اسیران و سرهای شهیدان کربلا را به شام بفرستد. ابن زیاد، امام سجاد(ع) را غل بر گردن نهاد و با اسیران همراه مُحَفّر بن ثَعلبه روانه دمشق کرد . هنگامی که کاروان اسیران را به درب مسجد شام آوردند، یک پیرمرد شامی به نزدیک زنان و اهل بیت حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) آمد و گفت: خدا را سپاس می‌گویم که شما را کشت و نابود کرد!! و یزید را به شما مسلط ساخت! و شهرها را از مردان شما رهایی بخشید!! (در همین قسمت در الامالی شیخ صدوق آمده است که پیرمردی از شیوخ اهل شام جلو آمد و گفت: حمد خدای را که شما را کشت و هلاک کرد و شاخ فتنه را قطع نمود و بعد هرچه می‌توانست ناسزا گفت)[۳۹۷] [۳۹۸] . پس چون کلامش تمام شد علی بن حسین (علیه‌السلام) به او فرمود: ‌ای پیرمرد! آیا قرآن خوانده‌ای؟ گفت: آری. فرمود: آیا این آیه را خوانده‌ای قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛[۳۹۹] . پیرمرد گفت: آری تلاوت کرده‌ام. امام سجاد (علیه‌السلام) فرمود: ما قربی هستیم، ‌ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کرده‌ای؟ و اعلموا انما غنمتم من شی‌ء فان الله خمسه و للرسول و لذی القربی؛[۴۰۰] . گفت: آری. علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: قربی ما هستیم، ‌ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کرده‌ای؟ انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا؛[۴۰۱] . آن پیرمرد گفت: آری. علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: ‌ای پیرمرد! ما اهل بیتی هستیم که به آیه طهارت اختصاص داده شدیم! راوی می‌گوید: آن پیرمرد ساکت ماند و از آن سخنی که گفته بود پشیمان شد. آنگاه روی به علی بن حسین (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به خدا سوگند شما همان خاندان هستید؟! علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: به خدا سوگند بدون شک ما اهل بیت عصمت طهارت هستیم و به حق جدمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ما همان خاندانیم. در این هنگام آن پیرمرد گریست و عمامه‌اش را از سر گرفته و به زمین زد و سر به سوی آسمان برداشت و گفت: خدایا! من از دشمنان آل محمد خواه از انسیان باشند و یا از جنیان، به درگاه تو بیزاری می‌جویم. سپس به حضرت عرض کرد: آیا برای من توبه‌ای هست؟ علی بن حسین (علیه‌السلام) فرمود: آری اگر توبه کنی خدا بر تو می‌بخشاید و تو با ما خواهی بود. آن پیرمرد گفت: من از آنچه گفتم توبه‌ای می‌کنم. بعد که خبر این برخورد پیرمرد به یزید رسید دستور داد تا او را بکشند و کشته شد.[۴۰۲] [۴۰۳] . در شام اسیران با وضعیتی دردناک در مقابل یزید ایستادند امام چهارم (علیه‌السلام) در حالی که با یازده نفر دیگر به هم زنجیر شده بودند، به یزید فرمودند: تو را به خدا سوگند می‌دهم اگر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ما را در این حالت ببیند، گمان داری با تو چه خواهد کرد؟ بعد هم دختر امام حسین فریاد زد: ای یزید! آیا دختران رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) باید این‌گونه به اسارت گرفته شوند؟ اهل مجلس با شنیدن این جمله از دختر امام حسین (علیه‌السلام) به گریه افتادند به گونه‌ای که صدای گریه ایشان شنیده می‌شد. یزید چون وضعیت را به این صورت دید به ناچار دستور داد دست‌های امام چهارم را باز کنند. و ریسمان‌ها را بریده و غل‌ها را بردارند. چون علی بن حسین (علیه‌السلام) به سوی یزید برده شد او تصمیم به قتل حضرت گرفت. پس دستور داد حضرت در مقابل او بایستد و با ایشان صحبت کند تا از او کلمه‌ای بشنود که موجب قتل او گردد. و حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) بر حسب آنچه که او صحبت می‌کرد، جوابش را می‌دادند. و این در حالی بود که در دستشان تسبیح کوچکی بود که با انگشتانشان آن را دور می‌چرخاندند و صحبت هم می‌کردند. یزید گفت: من با تو صحبت می‌کنم و تو جوابم را می‌دهی در حالی که با انگشتانت تسبیح را دور می‌چرخانی؟ چگونه این ممکن است؟ حضرت فرمود: پدرم به من گفت از جدم که هر کس هنگامی که نماز صبح خواند قبل از اینکه رویش را برگرداند، صحبت نکند مگر اینکه تسبیح را در دست بگیرد و بگوید: اللهم انی اصبحت اسبحک و امجدک و احمدک و اهللک بعدد ما ادیر به سبحتی. و تسبیح را بگیرد و آن را بچرخاند بعد بدون اینکه تسبیح بگوید، به آنچه دوست دارد حرف بزند، برای او ثواب تسبیح و ذکر محسوب می‌شود و این حرزی است برای او تا اینکه به بستر برود. پس هرگاه به بسترش رفت، همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالشت خود بگذارد تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا محسوب می‌گردد. من هم این کار را به عنوان اقتدای به جدم انجام دادم. در این موقع یزید گفت: با هیچکدام از شماها سخنی نگفتم مگر اینکه مرا جواب می‌دهید به آنچه که به آن پناه می‌برم. پس او را عفو کرد و صله عطا نمود و دستور داد تا حضرت را آزاد کنند.[۴۲۵] [۴۲۶] . یزید امر کرد زنان و نسوان امام حسین (علیه‌السلام) را با حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) در زندانی حبس کنند که آن زندان نه آنها را از گرما حفظ می‌کرد و نه از سرما. تا اینکه پوست‌های آنان ورق ورق شد و پوست‌ انداخت. (در دنباله روایت آمده است که در آن ایام در بیت المقدس هیچ سنگی را برنداشتند مگر اینکه زیر آن خون تازه بود و مردم به خورشید که نگاه می‌کردند آن را بر روی دیوارها به‌صورت سرخی می‌دیدند کان خورشید به ملحفه‌های زرد رنگ می‌ماند تا اینکه علی بن حسین (علیه‌السلام) به همراه نسوان از آن زندان خارج شدند و سر حضرت امام حسین (علیه‌السلام) به کربلا برگردانیده شد.)[۴۳۳] [۴۳۴] . ملاقات امام سجاد (علیه‌السلام) با منهال : منهال گفت: عرضه داشتم آقای من اکنون کجا می‌روید فرمود: آنجایی که ما در آن هستیم، سقف ندارد و آفتاب ما را گداخته است و هوا را در آنجا نمی‌بینیم، فعلا به جهت ضعف بدن بیرون آمده‌ام و از آنجا فرار می‌کنم تا لحظه‌ای استراحت کنم و زود برگردم چرا که بر زنها می‌ترسم، پس در این حال که با آن حضرت تکلم می‌کردم و او با من حرف می‌زد دیدم ندای زنی بلند شد و آن جناب را صدا زد که کجا می‌روی‌ ای نور دیده، و آن زن جناب زینب دختر علی مرتضی (سلام‌الله‌علیه) بود. پس حضرت برگشت و من از او منصرف شدم و من پیوسته او را یاد می‌کنم و گریه می‌کنم.[۴۳۵] .[۳۳] خطبه امام سجاد (ع) در شام و خطبه امام سجاد در شام (متن) . امام سجاد(ع) در مسجد شام خطبه‌ای خواند و خود و پدر و جد خویش را به مردم شناساند و به شامیان گفت که آنچه یزید و کارگزاران او بر زبان‌ها انداخته‌اند، درست نیست. پدر او خارجی نیست و نمی‌خواسته است جمعیت مسلمانان را بر هم بزند و در بلاد اسلام فتنه برانگیزد. او برای حق و به دعوت مسلمانان به پاخاست تا دین را از بدعت‌هایی که در آن پدید آمده، بزداید و به سادگی و پاکی عصر جدّ خود برساند.[۳۴] . پس از گذشت مراسم غمباری که در کاخ یزید برگزار شد و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) با برخوردهای سنجیده و صحبت‌های قاطع و کوبنده خود، بخش زیادی از نقشه‌های دستگاه اموی و شخص یزید برای هدم نام دین و جریان امامت حق را نقش بر آب نمودند، در این حال یزید تصمیم گرفت در روز جمعه که روز اجتماع گسترده مسلمین در مسجد جامع شهر است از راه خطبه‌های نماز جمعه که توسط یکی از علماء سوء و خطباء خود فروخته دستگاه اموی قرائت می‌شد، کار تبلیغی گسترده‌ای بر ضد خاندان وحی و نبوت بویژه حضرت علی و امام حسین (علیهماالسلام) انجام دهد. و این البته در تداوم حدود چهل سال کار تبلیغی مداوم علیه خاندان امامت و ولایت بود که در شام انجام می‌شد. از این‌رو چون روز جمعه فرا رسید، یزید یکی از خطبای برجسته خود را به منبر فرستاد و دستور داد آنچه می‌توانی در مذمت حسین و پدرش بیان کن و او چنین کرد و بعد در تعریف و تمجید از یزید و معاویه بسیار طولانی صحبت کرده و برای آنها از بیان هیچ خوبی و زیبایی فروگذار نکرد. و این در حالی بود که یزید حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) را با خود به مسجد برده بود. حضرت که این سخنان را شنید فریاد برآورد: ویلک ایها الخاطب اشتریت مرضاة المخلوق بسخط الخالق فبتوا مقعدک من النار. وای به تو‌ ای سخنران!! رضایت مخلوق را به قیمت سخط و ناراحتی خالق خریداری نمودی (و برای خشنودی یک مخلوق، خدا را بر خود خشمناک ساختی) پس جایگاهت آتش دوزخ خواهد بود!! سپس حضرت به یزید فرمودند: ای یزید به من اجازه بده تا بر این چوبها بالا رفته و چند کلمه سخن بگویم که موجب خشنودی خداوند باشد. و این حضاری که در مجلس نشسته‌اند (نیز از آن بهره‌مند شده) به اجر و ثوابی نائل گردند. یزید از این کار شدت ابا داشت. مردم و اطرافیان او به او گفتند: یا امیرالمؤمنین بگذار تا بر منبر بالا رود شاید چیزی از او بشنویم. یزید که از صلاحیت‌های علمی و مقام حضرت بخوبی آگاه بود گفت: اگر او بر منبر بالا رود، پائین نمی‌آید مگر اینکه مرا و آل ابی‌سفیان را مفتضح نموده و رسوا سازد. به او گفتند: این جوان بیمار و شکست خورده چگونه چنین قدرتی خواهد داشت؟ یزید گفت: او از خانواده‌ای که علم و دانش را به کام خود کشیده‌اند و از شیرخوارگی بمانند مرغی که به جوجه‌هایش دانه می‌دهد، به آنها علم و کمال تعلیم شده است ولی مردم دست از اصرار برنمی‌داشتند و پیوسته از یزید می‌خواستند که موافقت کند. در بعضی روایات آمده که فرزند یزید نیز با اصرار از پدر می‌خواست که با این خواسته موافقت کند تا بالاخره او رضایت داد و حضرت بر منبر بالا رفتند و شروع به ایراد خطبه‌ای نمودند که نقش اول را در بقاء و تداوم نهضت حسینی بازی کرد و اگر این خطبه نبود چه بسا اهداف و ماهیت این نهضت مخفی می‌ماند، و ستمکارانی که دست به این جنایت بزرگ زده بودند رسوا نمی‌گردیدند. حضرت بر بالای منبر ابتدا حمد و ثنای الهی را بجا آورد و بعد خطبه‌ ای غراء خواند که همه مردم گریستند تا بیقرار شدند و بشدت عواطف آنها تحت تاثیر قرار گرفت. فرمود: ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است. به ما علم و بردباری و سخاوت و فصاحت و شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین ارزانی داشت و ما را بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر برگزیده اسلام حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ماست. صدیق (حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)) از ماست، جعفر طیار از ماست، شیر خدا و شیر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) (حضرت حمزه) از ماست، امام حسن و امام حسین همان دو سبط بزرگوار این امت از ماست و مهدی این امت (که دجال را می‌کشد) از ماست.
حال هر کس مرا شناخت که شناخت و برای آنان که مرا نمی‌شناسند خاندان خود و حسب و نسبم را بیان خواهم کرد.

امام سجاد(ع) که ۳۴ سال پس از واقعه کربلا زنده بود،[۳۶] همواره تلاش می‌کرد یاد و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارد. امام هر گاه آب می‌نوشید به یاد پدر بود و بر مصایب امام حسین(ع) گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت.[۳۷] . شیخ صدوق رحمه اللَّه در کتاب خصال، به سندش از امام صادق (ع) روایت کرده: «الْبَکَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَأَمَّا آدَمُ فَبَکَی عَلَی الْجَنَّةِ... أَمَّا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَبَکَی عَلَی الْحُسَیْنِ عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ سَنَةً مَا وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَکَی حَتَّی قَالَ لَهُ مَوْلًی لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الهالکین قَالَ‌ «انَّما أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَی اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لاتَعْلَمُونَ» إِنِّی مَا أَذْکُرُ مَصْرَعَ بَنِی فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِی لِذَلِکَ عَبْرَة.» یعنی افرادی که فوق العاده گریه کردند پنج نفر بودند: آدم، یعقوب، یوسف، فاطمه، دختر حضرت محمّد (ص) و علی بن الحسین (ع). حضرت علی بن الحسین (ع) مدت بیست یا چهل سال بر حضرت حسین گریست. هیچ غذایی در مقابل آن حضرت نمی ‏گذاشتند مگر اینکه گریان می‏ شد. کار آن حضرت به جایی رسید که یکی از غلامانش به وی گفت: ای پسر رسول خدا! فدای تو شوم، من می‏ ترسم تو خود را (به واسطه کثرت گریه) هلاک نمایی! فرمود: چاره‏ ای نیست جز اینکه از غم و اندوه خود به خداوند شکایت کنم. من چیزهایی را می‏ دانم که شما نمی ‏دانید. من یادآور قتلگاه فرزندان فاطمه (س) نمی‏ شوم مگر اینکه گریه راه گلویم را مسدود می‏ کند. همچنین از یکی از غلامان آن حضرت روایت شده است که گفت: روزی امام سجاد (ع) به صحرا تشریف برد. من نیز پشت سر حضرت بیرون رفتم. حضرت سجده طولانی کرد. سپس سر از سجده برداشت. دیدم گریه بسیاری کرده است. عرض کردم: آقای من! آیا وقت آن نشد که اندوه شما تمام شده و گریه شما کم شود؟ فرمود: وای بر تو! یعقوب پیغمبر دوازده پسر داشت. خداوند یکی از پسرانش را از نظر او غایب کرد. او از حزن و اندوه مفارقت آن پسر، موی سرش سفید شد. پشتش خمیده و چشمش از بسیاری گریه نابینا شد. حال آن که پسرش در دنیا زنده بود؛ ولی من به چشم خود پدر و برادرم را با هفده تن از اهل بیت خود کشته و سر بریده دیدم؛ پس چگونه حزن من به غایت رسد و گریه‌ام کم شود؟ در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «امام زین العابدین (ع) چهل سال بر پدر بزرگوارش گریه کرد، در حالی که روزها روزه بود و شب‌ها به نماز می‌ایستاد. هنگام افطار که غلام حضرت برای ایشان آب و غذا می‌برد و عرض می‌کرد بفرمایید، حضرت می‌فرمود: «قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ جَائِعاً - قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ عَطْشَاناً» فرزند رسول خدا، گرسنه کشته شد! فرزند رسول خدا، تشنه کشته شد! و پیوسته این سخن را تکرار می‌کرد و گریه می‌کرد به گونه‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش مخلوط می‌شد. پیوسته این گونه بود تا رحلت کرد.» با این حال که داغ مصائب کربلا بر امام سجاد(ع) بسیار سخت و جانکاه بود اما آن حضرت رسالت روشنگری خود را در بعد از واقعه عاشورا به خوبی به انجام رساند و در هر فرصتی به ایراد خطبه برای آشکار کردن ماهیت پلید بنی امیه می پرداخت. در ادامه این نوشتار به دو خطبه امام در کوفه و شام مروری خواهیم داشت. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است، «امام زین العابدین(ع) چهل سال بر پدر بزرگوارش گریه کرد، در حالی که روزها روزه بود و شب‌ها به نماز می‌ایستاد، هنگام افطار که غلام حضرت برای ایشان آب و غذا می‌برد، حضرت می‌فرمود: فرزند رسول خدا(ص) گرسنه کشته شد! فرزند رسول خدا تشنه، کشته شد! و پیوسته این سخن را تکرار می‌کرد و گریه می‌کرد به گونه‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش مخلوط می‌شد. پیوسته این گونه بود تا رحلت کرد.»[۳۸] مالک بن انس می‌گوید: علی بن حسین در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواند تا اینکه از دنیا رحلت کرد. لذا به ایشان «زین العابدین» می‌گویند.[۴۴] . ابن عبد ربّه نیز می‌نویسد: هنگامی که علی بن حسین آماده نماز می‌شد، لرزه عجیبی وجودش را فرا می‌گرفت. از ایشان در این باره سؤال شد، فرمود: «وای بر شما! آیا می‌دانید که من در برابر چه کسی می‌خواهم بایستم و در برابر چه کسی می‌خواهم مناجات کنم؟!»[۴۵] . همچنین از مالک بن انس نقل شده است هنگامی که علی بن حسین احرام بست، لبیک اللّهمّ لبیک را قرائت کرد و در همان لحظه، بیهوش شده و از مرکب خود به زمین افتاد.[۴۶] صحیفه سجادیه، مجموعه دعاهای امام سجاد(ع) و آینه‌ای است که تصویر اجتماع آن روز -به ویژه مدینه- را در آن می‌توان دید: بیزاری از کردار و گفتار زشت مردم آن روز و پناه بردن به خدا از آنچه می‌بیند و می‌شنود، و روشن نمودن راه درست در پرتو تربیت دین و قرآن و پاکیزه ساختن جان ها از آلایش؛ گویی امام می‌خواهد تا آنجا که ممکن است، به زبان دعا مردم را از شیطان ببرد و به خدا پیوند دهد.[۵۸] . رساله حقوق، یکی از آثار امام سجاد(ع) است. در این رساله ۵۱ حق (یا ۵۰ حق طبق برخی نسخه ها) شمارش شده است.[۵۹] دعای ابوحمزه ثمالی را امام زین‌العابدین در سحرهای ماه رمضان می‌خواند و ابوحمزه ثمالی از آن حضرت نقل کرده است.[۶۰] این دعا دربردارنده مفاهیمی متعالی و تعابیری شیوا و فصیح است. زیارت امین الله زیارتنامه‌ای است که امام سجاد (ع) هنگام زیارت مزار حضرت علی (ع) خوانده است.[۶۱] این زیارت از معتبرترین زیارات شمرده شده است که در همه جا(از جمله نزد قبور دیگر ائمه(ع)) می‌توان آن را خواند.[۶۲] . یاران و شاگردان امام سجاد علیه السلام : ابوحمزه ثُمالی: راوی، محدّث و مفسّر امامی قرن دوم که از اصحاب امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بود.[۶۴] . ابوخالد کابلی: ملقب به كَنْكَر،[۶۵] از رجال شیعی سده اول قمری و از اصحاب امام سجاد(ع) و امام باقر (ع). اَبان بن تَغْلِب:[۶۶] ادیب، قاری، فقیه، مفسّر و از محدّثان بنام امامیه که محضر امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) را درک کرد . جابر بن عبدالله انصاری: صحابی پیامبر اسلام(ص) است[۶۷] که در بسیاری از غزوه‌ها و سرایا شرکت کرد. جابر، راوی حدیث لوح است - که دربردارنده نام امامان شیعه از زبان پیامبر(ص) است. جابر را از اصحاب امام علی (ع) و ائمه تا امام باقر (ع) دانسته‌اند . سُلَیم بن قیس هلالی: از اصحاب خاصّ چهار امام نخست شیعه(ع) که محضر امام باقر(ع) را هم درک کرده است. او از قدیمی‌ترین علمای شیعه و بزرگان اصحاب ائمه(ع) و مورد وثوق آنان بوده و نزد ایشان از محبوبیت خاصّی برخوردار بوده است. ابراهیم و حسن فرزند محمد بن حنفیه؛[۶۸] . سعید بن مسیب بن حزن قرشی مخزومی:[۶۹] از صحابه که امام سجاد(ع) او را داناترین مردم زمان خودش نامیده است.[۷۰] . یحیی بن اُمّ طُوَیل[۷۱] . سعید بن جُبَیر: مفسر و از تابعین.[۷۲] . محمد بن جُبَیر بن مُطعِم.[۷۳]

نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - کسی که چهل سال بر سیدالشهدا گریست/ مروری بر خطبه‌های امام سجاد(ع) - امام سجاد علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امامت امام سجاد - زندگانی حضرت امام علی بن الحسین زین‌العابدین سجاد (ع) - ... - ماجرای زخم کتف حضرت سجاد (ع) که تا زمان شهادت خوب نشد - ... - نحوه شهادت امام سجاد (ع) پس از واقعه کربلا/ دلیل دیدارهای مکرر ... - نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - شهادت حضرت امام سجاد (ع) - خلاصه زندگی امام سجاد (ع) - شهادت امام زين العابدين - امام سجاد علیه السلام - شهادت حضرت امام زین العابدین علیه السلام - علی بن حسین - خلاصه ای از زندگی امام سجاد (ع) - شهادت امام زین العابدین علیه السلام - امام سجاد علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - شهادت امام زین العابدین (ع) - سالروز شهادت امام زین العابدین علیه السلام بر شیعیان آن حضرت تسلیت... - شهادت امام زین العابدین (ع) - زندگی‌نامه حضرت امام سجاد (علیه السلام) - شهادت امام زين العابدين - امام سجاد علیه السلام - نگاهی به زندگی امام زين العابدين (ع) - شهادت امام زین العابدین علیه السلام - امام سجاد علیه‌السلام - امام سجاد علیه‌السلام - حضرت زين العابدين(عليه السلام) - سجاد


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه خوانی باقری ، شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲ | 9:14 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)" به روايتي (12محرم 95 ق)

شهادت امام سجاد(ع) در برخي نقل‏ها سال 92 ق و در نقلي ديگر سال 94 و در منابعي ديگر سال 95 ذكر شده است. همچنين در روز شهادت آن حضرت اختلاف وجود دارد. در برخي منابع، شهادت ايشان را در روز 22 18 و 25 ماه محرم نيز ذكر كرده‏اند. زمان حضرت امام سجاد(ع) پُر از اختناق و تقيّه بود و كسي در برابر جاسوسان بني‏اميه، مجال نفس كشيدن نداشت؛ با اين حال، امام سجاد(ع) از ارشاد و نشر احكام اسلام فروگذاري نكرد. ايشان به هر نحوِ ممكن، مسائل اسلامي را بيان مي‏نمود و در هدايت مردم مي‏كوشيد. از جمله آثار امام سجاد(ع) صحيفه‏ي سجاديه است كه مشتمل بر 54 دعا از دعاهاي آن حضرت مي‏باشد. مدت عمر آن امام، 57 سال و زمان امامت آن بزرگوار 34 سال بود. آن امام همام، سرانجام به دستِ هشام بن عبدالمَلِك در زمان خلافت وليد بن عبدالملك مسموم شد و به شهادت رسيد. پيكر مطهر امام سجاد(ع) در قبرستان بقيع و در كنار مرقد مطهر عموي گراميش حضرت امام حسن مجتبي(ع) واقع است.

شهادت "حضرت امام زين ‏العابدين"(ع) امام چهارمِ شيعيان بنا به روايتي (25محرم94 يا 95 ق) بوده است

شعر-حضرت سجّاد زین العابدین

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین

حضرت سجّاد زین العابدین - آن امامِ چارم اهلِ یقین

آن درخشان همچو ماه وآفتاب - اُسوه و اُلگو بُوَد بهرِ شَباب

محو حق میشد چنان آن بی قرین - شد ندائی اَنتَ زینُ العابدین

گشت زين العابدين آن مَه لقا - اسوه اي شد در عبادت بهرِ ما

از دعا و ذکر وطاعاتِ امام - یک صحیفه است ازمناجاتِ امام

سجده قسمي از عبادتهايِ اوست - كه نشانش در همه اعضايِ اوست

او چنان درسجده غرقِ راز بود - که تو گوئی با مَلَک همباز بود

سجده هايِ او به درگاه خدا - گشت الگو بهرِ اربابِ هُدا

پينه بر پيشاني و زانويِ او - بود از آن سجده یِ نيكويِ او

پینه ها بر زانو و پیشانِیَش - حاکی از آن حالتِ ربّانِیَش

ذوالثّفائن شد زالقابش از آن - کو به سجده بود دائم هرزمان

ذوالثّفائن شد لقب زان سجده ها - داشت او از صبح تا گاهِ عشا

او پس از قتلِ پدر در كربلا - کرد رسوا اهلِ شام و کوفه را

شد چو در بازارِ کوفه آن جناب - کرد بر آن مردمِ دانی خطاب

یک سخنرانی نمود او پُر زِ شور - که نموده دشمنان را کَر وَ کور

چونکه در دروازه یِ ساعات شد - روزِ روشن پیشِ او ظُلمات شد

مسجدِ شام و سخنرانی یِ او - مُهرِ حق را زد به پیشانی یِ او

باقری سجّاد و زین العابدین - هست اُلگو بهرِ ما و مؤمنین

سروده شده روز شهادت امام سجاد علیه السلام سال 1399

برای مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری روی لینک زیر کلیک فرمائید

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

روضه شهادت حضرت "امام زين العابدين(ع)


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روضه خوانی باقری ، شهادت امام سجادعلیه السلام

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه ۷ مرداد ۱۴۰۲ | 23:59 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |