ولادت حضرت محمدصلی الله علیه وآله

ولادت حضرت محمدصلی الله علیه وآله

ولادت با سعادت حضرت محمد صلی الله علیه وآله

پيامبران از حضرت آدم تا خاتم انبیامحمدصلی الله علیه وآله

حوادث مقارن ولادت حضرت محمدصلی الله علیه وآله

تاریخ ولادت حضرت محمد (ص): روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بدان كه مشهور بین علماى امامیه آن است كه ولادت با سعادت آن حضرت در هفدهم ماه ربیع الا وّل بوده و علامه مجلسى رحمه اللّه نقل اجماع بر آن فرموده . و اكثر علماء سنّت در دوازدهم ماه مذكور ذكر نموده اند. (جلاء العیون ص 64) و شیخ كلینى (الكافى 1/439) و بعض افاضل علماى شیعه نیز اختیار این قول فرموده اند. و شیخ ما علامه نورى طابَ ثراه رساله اى در این باب نوشته موسوم به (میزان السّماء در تعیین مولد خاتم الانبیاء)، طالبین به آنجا رجوع نمایند. و نیز مشهور آن است كه ولادت آن حضرت نزدیك طلوع صبح جمعه آن روزبوده در سالى كه اصحاب فیل ، فیل آوردند براى خراب كردن كعبه معظمه و به حجاره سِجّیل مُعَذّب شدند و ولادت شریف به مكّه شد در خانه خود آن حضرت . پس آن حضرت آن خانه را به عقیل بن ابى طالب بخشید و اولاد عقیل آن را فروختند به محمد بن یوسف برادر حجاج و او آن را داخل خانه خود كرد و چون زمان هارون شد (خَیزُران) مادر او آن خانه را بیرون كرد از خانه محمّد بن یوسف و مسجد كرد كه مردم در آن نماز كنند و در سَنَه ششصد و پنجاه و نُه ملِك مظفَّر والى یمن در عمارت آن مسجد سعى جمیل فرمود والحال در همان حالت باقى است و مردم به زیارت آنجا مى روند. و در وقت ولادت آن حضرت غرائب بسیار به ظهور رسیده . از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه ابلیس به هفت آسمان بالا مى رفت وگوش مى داد و اخبار سماویه را مى شنید پس چون حضرت عیسى على نبینا وآله و علیه السلام متولد شد او را از سه آسمان منع كردند وتا چهارآسمان بالا مى رفت و چون حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم متولد شد او را از همه آسمانهامنع كردند وشیاطین را به تیرهاى شهاب از ابواب سماوات راندند، پس ‍ قریش گفتند: مى باید وقت گذشتن دنیا و آمدن قیامت باشد كه ما مى شنیدیم كه اهل كتاب ذكر مى كردند، پس عمروبن اُمیه كه داناترین اهل جاهلیت بود گفت : نظر كنید اگر ستاره هاى معروف كه به آنها هدایت مى یابند مردم و به آنها مى شناسند زمانهاى زمستان و تابستان را، اگر یكى از آنها بیفتد، بدانید وقت آن است كه جمیع خلایق هلاك شوند و اگر آنها به حال خودند و ستاره هاى دیگر ظاهر مى شود، پس ‍ امر غریب مى باید حادث شود. و صبح آن روز كه آن حضرت متولّد شد هر بتى كه در هر جاى عالم بود بر رو افتاده بود و ایوان كسرى یعنى پادشاه عجم بلرزید و چهارده كنگره آن افتاد و دریاچه ساوه كه سالها آن را مى پرستیدند فرو رفت و خشك شد و وادى سماوه كه سالها بود كسى آب در آن ندیده بود آب در آن جارى شد و آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش ‍ شد و داناترین علماى مجوس در آن شب در خواب دید كه شتر صعبى چند اسبان عربى را مى كشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ایشان شدند و طاق كسرى از میانش شكست و دو حصّه شد و آب دجله شكافته شد و در قصر او جارى گردید و نورى در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید و پرواز كرد تا به مشرق رسید و تخت هر پادشاهى در آن صبح سرنگون شده بود و جمیع پادشاهان در آن روز لال بودند و سخن نمى توانستند گفت و علم كاهنان برطرف شد و سِحْر ساحران باطل شد و هر كاهنى كه بود میان او و همزادى كه داشت كه خبرها به او مى گفت جدائى افتاد و قریش در میان عرب بزرگ شدند و ایشان را (آل اللّه) گفتند؛ زیرا كه ایشان در خانه خدا بودند و آمنه علیهاالسّلام مادر آن حضرت گفت : واللّه كه چون پسرم بر زمین رسید دستها را بر زمین گذاشت و سر به سوى آسمان بلند كرد و به اطراف نظر كرد پس ، از او نورى ساطع شد كه همه چیز را روشن كرد و به سبب آن نور، قصرهاى شام را دیدم و در میان آن روشنى صدائى شنیدم كه قائلى مى گفت كه زائیدى بهترین مردم را، پس او را (محمّد) نام كن و چون آن حضرت را به نزد عبدالمطّلب آوردند او را در دامن گذاشت و گفت : شعر : اَلْحَمْدُ للّهِ الَّذى اَعْطانی - هذَا الْغُلامَ الطَّیب اَلاَرْدانِ - قَدْ سادَ فِى الْمَهْدِ عَلَى الْغِلْمانِ . حمد مى گویم و شكر مى كنم خداوندى را كه عطا كرد به من این پسر خوشبو را كه در گهواره بر همه اطفال سیادت و بزرگى دارد. پس او را تعویذ نمود به اركان كعبه و شعرى چند در فضایل آن حضرت فرمود. در آن وقت شیطان در میان اولاد خود فریاد كرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز ترا از جا برآورده است اى سید ما؟ گفت : واى بر شما! از اوّل شب تا حال احوال آسمان و زمین را متغیر مى یابم و مى باید كه حادثه عظیمى در زمین واقع شده باشد كه تا عیسى به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است ، پس بروید و بگردید و تفحّص كنید كه چه امر غریب حادث شده است ؛ پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند: چیزى نیافتیم . آن ملعون گفت كه اِسْتعلام این امر كار من است . پس فرو رفت در دنیا و جولان كرد در تمام دنیا تا به حرم رسید، دید كه ملائكه اطراف حرم را فرو گرفته اند، چون خواست كه داخل شود ملائكه بانگ بر او زدند برگشت پس كوچك شد مانند گنجشكى و از جانب كوه حرى داخل شد، جبرئیل گفت : برگرد اى ملعون! گفت : اى جبرئیل ، یك حرف از تو سؤ ال مى كنم ، بگو امشب چه واقع شده است در زمین؟ جبرئیل گفت : محمّد صلى اللّه علیه و آله و سلّم كه بهترین پیغمبران است امشب متولّد شده است ، پرسید كه آیا مرا در او بهره اى هست ؟ گفت : نه ، پرسید كه آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت : بلى ، ابلیس ‍ گفت : راضى شدم . (امالى شیخ صدوق مجلس 48، ص 361 ، حدیث اول) . از حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام روایت شده است كه چون آن حضرت متولّد شد بتها كه بر كعبه گذاشته بودند همه بر رو در افتادند و چون شام شد این ندا از آسمان رسید كه (جآءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا) (سوره اسراء، آیه 81) (مناقب ابن شهر آشوب1/58) . و جمیع دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و كلوخى و درختى خندیدند و آنچه در آسمانها و زمینها بود تسبیح خدا گفتند و شیطان گریخت و مى گفت : بهترین امّتها و بهترین خلائق و گرامى ترین بندگان و بزرگترین عالمیان محمّد صلى اللّه علیه و آله و سلم است . و شیخ احمد بن ابى طالب طبرسى در كتاب (احتجاج) روایت كرده است از امام موسى بن جعفر علیه السّلام كه چون حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم از شكم مادر بر زمین آمد دست چپ را بر زمین گذاشت و دست راست را به سوى آسمان بلند كرد و لبهاى خود را به توحید به حركت آورد واز دهان مباركش نورى ساطع شد كه اهل مكه قصرهاى بصْرى و اطراف آن را كه از شام است دیدند و قصرهاى سرخ یمن و نواحى آن را و قصرهاى سفید اصطخر فارس و حوالى آن را دیدند و در شب ولادت آن حضرت دنیا روشن شد تا آنكه جنّ و انس و شیاطین ترسیدند و گفتند در زمین امر غریبى حادث شده است و ملائكه را دیدند كه فرود مى آمدند و بالا مى رفتند فوج فوج و تسبیح و تقدیس خدا مى كردند و ستاره ها به حركت آمدند و در میان هوا مى ریختند و اینها همه علامات ولادت آن حضرت بود و ابلیس لعین خواست كه به آسمان رود به سبب آن غرائب كه مشاهده كرد؛ زیرا كه او را جائى بود در آسمان سوّم كه او و سایر شیاطین گوش مى دادند به سخن ملائكه ، چون رفتند كه حقیقت واقعه رامعلوم كنند، ایشان رابه تیرشهاب راندند براى دلالت پیغمبرى آنحضرت صلى اللّه علیه وآله وسلّم . (احتجاج طبرسى1/529) . (منتهی الآمال)

محل تولد حضرت محمد صلی الله علیه وآله

مکه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى). پیامبر در شهر مکه متولد شد. برخی منابع محل تولد را شعب ابی‌طالب در خانه محمد بن یوسف دانسته‌ اند. خانه ‏ای را که رسول خدا(ص) در آن متولد شده، با نام ‏«مولد النبی‏» می‏ شناسند، وامروزه به نام‏ «مکتبة مکة المکرمه‏» شناخته می‏‌شود . این شعب که در قسمت شرق کعبه، و پس از مَسعیٰ قرار گرفته، به دلیل نزدیکی به کعبه بهترین نقطه مکه بوده است. به علت تولد پیامبر(ص) در این منطقه آن را "شعب مولد" نیز نامیده ‌اند. فاطمه زهرا(س) نیز در این شعب به دنیا آمده‌ است. امروزه تنها بخشی از محلۀ شعب ابی‌طالب به نام سوق اللیل باقی مانده و سایر قسمت‌های آن در توسعه‌های مختلف در داخل مسجد الحرام قرار گرفته است. و همینک در فاصله محل تولد پیامبر (ص) تا مسعی سنگ فرش است.

نسب پدرى حضرت محمد صلی الله علیه وآله

هوَ اَبوالقاسمِ مُحَمَّد صَلَّى اللّه عَلَیهِ وَ آلِهِ ابن عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمَناف بن قُصَىّ بن كِلاب بن مُرَّة بن كَعْب بن لُؤ ىّ بن غالب بن فِهْر بن مالِك بن النَّضْر بن كِنانَة بن خُزَیمَة بن مُدْرِكَة بن اَلْیاْس ‍ بن مُضَربن نزار بن مَعَد بن عَدْنان . روایت شده از حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم كه فرمود: (اِذ ا بَلَغَ نَسَبى اِلى عَدنان فَاَمْسِكُوا). (بحارالانوار 15/105) محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن کلاب بن مرّة بن کعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر (قریش) بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان . اما در کتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است که فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد. علامه مجلسى فرموده : بدان كه اجماع علماى امامیه منعقد گردیده است بر آنكه پدر و مادر حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم و جمیع اجداد و جدّات آن حضرت تا آدم علیه السّلام همه مسلمان بوده اند و نور آن حضرت در صُلب و رَحِم مشركى قرار نگرفته است ، و شبهه در نسب آن حضرت و آباء و امّهات آن حضرت نبوده است و احادیث متواتره از طُرُق خاصّه و عامّه بر این مضامین دلالت دارد. بلكه از احادیث متواتره ظاهر مى شود كه اجداد آن حضرت همه انبیا و اوصیا و حاملان دین خدا بوده اند و فرزندان اسماعیل كه اجداد آن حضرت اند اوصیاى حضرت ابراهیم علیه السّلام بوده اند و همیشه پادشاهى مكّه و حجابت خانه كعبه و تعمیرات با ایشان بوده است و مرجع عامه خلق بوده اند و ملّت ابراهیم علیه السّلام در میان ایشان بوده است و ایشان حافظان آن شریعت بوده اند و به یكدیگر وصیت مى كردند و آثار انبیا را به یكدیگر مى سپردند تا به عبدالمطلب رسید، و عبدالمطلب ، ابوطالب را وصى خود گردانید و ابوطالب كتب و آثار انبیا علیهم السّلام و وَدایع ایشان را بعد از بعثت تسلیم حضرت رسالت پناه صلى اللّه علیه و آله و سلّم نمود. انتهى . (بحارالانوار 15/117) [شرح حال اجدادپیامبردر منتهی الآمال ذکرشده]


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت محمدصلی الله علیه وآله

تاريخ : شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ | 17:27 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |