پس از آنکه آمریکاییها در نبرد نظامی و امنیتی با ایران نتوانستند به اهداف از پیش تعیینشده خود دست پیدا کنند، بار دیگر به راهکاری تکراری و نخنما روی آوردهاند؛ راهکاری که اینبار، به اذعان وزیر خزانهداری آمریکا، چیزی جز تشدید فشارهای اقتصادی همهجانبه نیست. رادیو نگار در صد و چهاردهمین قسمت خود، در گفتوگو با آقای محسن پاکآیین، کارشناس مسائل بینالملل به بررسی ابعاد و چرایی تکرار سیاست فشار اقتصادی حداکثری آمریکا علیه کشورمان پرداخته است.
[دریافت نسخه صوتی]
بهعنوان سؤال اول، میخواستم از شما بپرسم که به نظر میرسد آمریکاییها در حال پیریزی و اجرای راهبرد جدیدی برای فشار بر کشورمان هستند. این راهبرد شامل محاصره اقتصادی و نظامی و همچنین بحث محاصره زمینی است. آیا این روشی نیست که آمریکاییها پیشتر نیز به نوعی اجرا کرده بودند؟ همان تحریمهای همهجانبهای که سالها کشور ما با آن دستوپنجه نرم کرده است. چه شد که آمریکاییها دوباره به این رویکرد بازگشتند و به نوعی به روش قبلی خود عقبگرد کردند؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم. این حرکت آمریکاییها راهبرد نیست. راهبرد آمریکا، تسلیم ملّت ایران است. یعنی نگاه بلندمدت آمریکاییها این است که بتوانند تمام اهداف خودشان را در ایران پیاده کنند. این، نوعی راهکار یا تاکتیک است برای اینکه در واقع به آن اهداف خودشان نزدیک شوند.
علّت اصلی این روند و این رویکرد جدید را باید در شکستهای پیدرپی آمریکا در عرصه نظامی، ناتوانی آمریکا در تثبیت نرخ و قیمت نفت و گاز و انرژی و همچنین فشار افکار عمومی، چه در داخل آمریکا و چه در خارج، جستوجو کرد. اینها دلایلی هستند که آمریکا به دنبال تغییر روش و در واقع تغییر تاکتیک برود.
در عرصه نظامی، کارشناسان نظامی خود غرب میگویند که جمهوری اسلامی ایران برتری داشته و اکثر پایگاههای آمریکا در منطقه بیاستفاده ماندهاند. حتی بحث تعطیلی برخی از این پایگاهها الان در خود آمریکا مطرح شده است.
اینکه ضربه سنگینی به موشکهای پاتریوت خورده، یک بحث جدی است که در داخل آمریکا جریان دارد. ناتوانی آمریکا در مجموع در حوزه نظامی، که هزینه سنگینی هم روی دست این کشور گذاشته، یکی از علتهایی است که ترامپ ترجیح داده روش دیگری را اتخاذ کند.
ما الان اگر نگاه کنیم، ترامپ در یک وضعیت خیلی سختی قرار گرفته است. دو ماه دیگر انتخابات است. ما میبینیم که الان در حدود ۱۰ ایالت که جمهوریخواهان امیدوار بودند در آنها پیروز شوند، رقبای دموکرات آنها یا به برتری رسیدهاند یا از لحاظ آرا جلوتر از جمهوریخواهان هستند.
سخنرانی چند شب پیش ترامپ کاملاً این را مشخص میکرد. او به مردم آمریکا میگفت اگر به جمهوریخواهان رأی ندهید، بعد دموکراتها من را استیضاح میکنند. یعنی ببینید، به مرحله استیضاح رسیده.
این را شفاف میگوید؟
بله، شفاف اعلام کرد. در یک نطق مفصلی که پریشب داشت، ایشان صریحاً این را گفت که اگر جمهوریخواهان برنده نشوند، آن موقع میآیند من -یعنی رئیسجمهور- را استیضاح میکنند. در شرایط بدی قرار دارد.
ببینید که من از لحاظ اقتصادی چه کمکهایی به شما کردم. قیمت سیبزمینی اینقدر شده، قیمت تخممرغ اینقدر شده و... یعنی وارد جزئیات و مسائل اینچنینی شد و گفت شما سعی کنید به جمهوریخواهان رأی بدهید وگرنه شرایط ما خیلی سختتر میشود.
بعد هم شعار داد که «من هر موقع بخواهم میتوانم ایران را بمباران کنم، ولی فعلاً دست نگه داشتم ببینم چطور میشود». همچنین گفت که دیگر مذاکره نمیکنم و تعامل نمیکنم.
یعنی حرفی که آمریکا از ابتدا میزد، مبنی بر اینکه «من میخواهم با ایران مذاکره کنم»، کنار گذاشته شده است. این نطق، بیپرده مشخص میکند که آنها در گرفتاری هستند.
بعد هم، در عین حال، سیاستهای رادیکالی را علیه متحدان یا دوستان خودش اعمال میکند. الان ببینید با کاناداییها مشکل جدی پیدا کرده است. کانادا هفته گذشته ارتباطات تجاری خود را با آمریکا قطع کرده است. خب، این نشاندهنده این است که حتی با همسایگان خودشان مشکل دارند.
یکی از مؤلفههای ابرقدرتی آمریکا این بود که با همسایگان و همپیمانان خودش ارتباط خوبی داشت، ولی الان این مؤلفه از بین رفته است. یعنی هم با اروپاییها الان مشکل دارد، حتی با خود ناتو مشکل پیدا کرده است و هم با همسایگانش؛ با مکزیک مشکل دارد، با کانادا، با پاناما و کشورهای آمریکای لاتین. همه الان نگران حضور ترامپ در کاخ سفید هستند.
اینها همه فشارهایی است که به آمریکا وارد میشود. الان آمریکا به دنبال این است که در انتخابات برزیل دخالت کند و فردی را که مورد نظر خودش است روی کار بیاورد تا این آقای داسیلوا دیگر رئیسجمهور نباشد. خب، اینها نشاندهنده مشکلات جدی است که آمریکا در پیرامون خودش دارد.
در منطقه خلیج فارس هم کاملاً مشخص است که کشورهای عرب خلیج فارس دیگر آمریکا را نقطه اتکای خودشان نمیدانند. پیمانی که بین عربستان، پاکستان و ترکیه منعقد شد، اگرچه غربیها سعی کردند این پیمان را علیه ایران تبلیغ کنند، ولی واقعیت این است که نه پاکستان دشمن ایران است و حاضر است با ایران وارد جنگ شود و نه ترکیه.
عربستان هم ملاحظات خودش را دارد؛ اگرچه اختلافات ما با عربستان بیشتر است. ولی کاملاً مشخص است که به دنبال این هستند که به یک نوع امنیت منطقهای بیندیشند.
همان تز و دیدگاهی که ما از ابتدای انقلاب هم مطرح میکردیم؛ اینکه یک امنیت مشترک منطقهای، بدون دخالت کشورهای خارجی، از جمله آمریکا، شکل بگیرد. خب، الان آنها دارند به این جمعبندی میرسند. در خفا به ما میگویند و گاهی هم علناً این موضوع را مطرح میکنند.
لذا کشورهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که آمریکا به دنبال تأمین منافع رژیم صهیونیستی از طریق این پایگاههای نظامی بوده است، نه تأمین امنیت کشورهای خلیج فارس.
ناتوانی در باز کردن تنگه هرمز هم یکی دیگر از مسائل است. تنگه هرمز کاملاً مسدود است. حالا اینها مرتب تبلیغ میکنند که نه، تنگه باز شده و امروز چند کشتی عبور کرده است. ولی واقعیت این است که تمام ناظران بینالمللی، در خود انگلیس و جاهای دیگر، وقتی آمار میدهند، اعلام میکنند که اگر هم کشتیای عبور کند، حتماً با مدیریت ایران است.
اینها همه باعث شده که آمریکا تغییر روش بدهد. خود ترامپ هم در همین سخنرانی اخیرش اعلام کرد که ما به دنبال این هستیم که سختترین تحریمها را علیه ایران اعمال کنیم و میخواهیم مسیر تحریم اقتصادی را دنبال کنیم؛ از طریق محاصره اقتصادی و سپس تحریمهایی که هم ما و هم همپیمانان ما دنبال میکنند.
اخیراً انگلیس هم تحریمهایی را علیه ایران اعمال کرد و خود آمریکاییها نیز هم علیه ایران و هم علیه کسانی که در خارج از کشور با ایران کار میکنند، تحریمهای اقتصادی اعمال میکنند. بعد از محاصره دریایی هم به دنبال این هستند که ما با بقیه کشورهایی که با آنها ارتباط زمینی داریم نیز نتوانیم کار کنیم.
این عملاً امکانپذیر است؟
من حالا همین را میخواستم عرض کنم. ببینید، جمهوری اسلامی ایران ۱۵ همسایه دارد. با بیشتر اینها مرز زمینی دارد و با برخی نیز هم مرز زمینی و هم مرز دریایی دارد؛ مثل ترکمنستان و آذربایجان.
ایران قطعاً محاصرهپذیر نیست. بهخصوص اینکه برخی از این کشورها خودشان طعم تلخ حضور و تجاوز آمریکا را چشیدهاند؛ مثل افغانستان و عراق. پاکستان آمریکا را بهخوبی میشناسد. پاکستان این را میداند که دوست راهبردی آمریکا در منطقه، هند است؛ یعنی به این معنا که آمریکا پاکستان را بهعنوان دوست تلقی نمیکند.
ترکیه نیز همین الان هم با ناتو مشکل دارد و هم با رژیم صهیونیستی مشکل جدی دارد. حتی رژیم صهیونیستی تهدید کرده که به ترکیه حمله میکند.
خب، ما داریم با این کشورها کار میکنیم. الان افغانستان اولین شریک ما در حوزه تجارت و صادرات و واردات است. همین مسئله را ما با عراق هم داریم و با بقیه کشورهای پیرامونی نیز همینطور.
الان جمهوری آذربایجان یکی از شرکای نزدیک ما در حوزه تجاری است. با ارمنستان بدون ویزا رفتوآمد میکنیم و هم در بخش تجارت و هم گردشگری با آن همکاری داریم و همین وضعیت در مورد برخی کشورهای پیرامونی دیگر نیز وجود دارد.
لذا قطعاً ما خواهیم توانست تحریمها را مدیریت کنیم؛ همانطور که تا به حال هم مدیریت کردهایم و انشاءالله موفق خواهیم شد. ترامپ از این ترفند جدید نیز در واقع موفقیتی حاصل نخواهد کرد. ولی بالاخره شرایط اینگونه است و به همین دلیل هم هست که آمریکاییها الان روش جدیدی را انتخاب کردهاند.
البته این را هم که اعلام میکنند ما فعلاً به دنبال محاصره هستیم و اینگونه نمایش میدهند که دنبال جنگ نیستند، باید بدانیم که ممکن است یک حیله یا یک فریب باشد تا ما غافل شویم. البته غافل نخواهیم شد.
در عرصه دیپلماسی نیز هماهنگی بسیار خوبی بین قدرت نرم ایران و قدرت سخت ایران وجود دارد. در مجموع، علیرغم این فشارهایی که آمریکاییها علیه ایران اعمال میکنند، من به آینده بسیار امیدوار هستم.
انشاءالله. اشارهای داشتید به برخی از همسایههای پیرامونی کشورمان. من بدون تعارف اگر بخواهم از شما بپرسم، همسایههایی که اطرافمان داریم، پاکستان که وضعیت سیاسیاش مشخص است. حالا میگوییم عراق و افغانستان؛ بهصورت خاصتر شما اسم بردید. آیا اینها اصولاً توانایی این را دارند که بتوانند زیر بار کمک برای حملونقل و صادرات و واردات ما بروند؟ یا اینکه با یک تشر آمریکا، مثل خیلی از کشورهای دیگر، اینها هم در واقع ارتباطشان را قطع میکنند؟مثل اتفاقی که برای امارات افتاد و این بیانیه را صادر کرد؛ البته وضعیت امارات که خیلی مشخص است. ولی ممکن است چنین بیانیهای صادر بشود که بگوید کلاً تعاملات اقتصادی را تعطیل میکنیم؟
اولویت هر کشوری منافع ملی آن کشور است. کشورها تا حدی با آمریکا همراهی میکنند که مصالح ملیشان آسیب نبیند، مردمشان دچار مشکل نشوند و منافع اقتصادیشان ضربه نخورد.
عراقیها الان، علیرغم اینکه تحت فشار هستند، با ما همکاری جدی میکنند. هم در حوزه سیاسی؛ شما دیگر تشییع رهبر بزرگ و پیکر پاک ایشان را دیدید که در عراق چگونه بود، برنامه اربعین را دیدید، حمایتهای حشدالشعبی را دیدید و سفر آقای قالیباف به عراق. همین الان خود عراقیها به ما میگویند تنگه هرمز را برای ما باز کنید تا ما بتوانیم بدهیهایمان را به شما بدهیم. یعنی اینگونه دارند با ما عمل میکنند. لذا اینگونه نیست که امروز آمریکا، آن هم آمریکای ضعیفشده امروز، فعال مایشاء باشد و به هر کس دستور بدهد و او هم انجام بدهد. امارات هم جای خودش را دارد. امارات واقعاً مستأصل شده. الان بین پنج امارت امارات اختلاف نظر وجود دارد. برخی از اینها به ما پیغام میدهند که ما با آنها، با دیگری، نیستیم. این امارت علیه آن امارت صحبت میکند و میگوید: «ما کاری نداشتیم؛ اگر با دیگری کار دارید...» اینها مسائلی است که خیلی هم نمیشود در اینجا باز کرد.
لذا میخواهم عرض کنم که اینگونه نیست. یعنی الان کشورهای پیرامونی ما، در عین حالی که با آمریکا رابطه دارند، برایشان آن چیزی که بسیار مهم است، امنیت منطقه است. اگر امنیت نباشد، اقتصاد معنا پیدا نمیکند. سرمایه جایی میرود که امنیت باشد.
الان محور ناامنی هم آمریکا در این منطقه است. چرا پاکستان دائم دارد مقامات خودش را به ایران میفرستد؟ چرا پاکستانیها، با همین وضعیت سیاسی که شما اشاره کردید، هم نگران امنیت منطقه هستند؟ لذا به نظر میرسد که کشورهای همسایه ما، حالا البته هر کدام ردهبندی خاص خودشان را دارند، ولی همه آنها به دنبال این هستند که ثبات، صلح و امنیت در منطقه ایجاد شود و دارند تلاش هم میکنند. قطر و پاکستان بهطور رسمی و بقیه کشورها، مثل عراق، هم بهصورت غیررسمی دارند فعالیت میکنند که این اتفاق بیفتد. در دورتر هم چین و روسیه الان فعال شدهاند. چین میداند که اگر آمریکا در این منطقه تفوق پیدا کند، حتماً علیه چین اقدام خواهد کرد.
هم عراق و هم این کشورها، منافع خودشان را هم میبینند. اینگونه نیست که صرفاً به خاطر ایران، صرفاً به خاطر دوستی با ایران بیایند و با ما همکاری داشته باشند. نه؛ آنها احساس میکنند که همکاری با ایران تأمینکننده منافع آنها هم هست. چینیها این را متوجه هستند که اگر به ایران کمک کنند، مثل این است که به خودشان کمک کردهاند. روسها هم همینطور.
لذا معادلات به نحوی است که آمریکاییها نتوانند حرف آخر را در منطقه بزنند، اگرچه تهدید میکنند. آمریکاییها عمان را تهدید میکنند که اگر تنگه را باز نکنی، بمباران میکنیم. خب عمان میفهمد با چه کسی طرف است. عمان وقتی به امنیت منطقه میاندیشد و بعد این تهدید را میبیند، احساس میکند باید در کنار ایران قرار بگیرد.
به نظرم میرسد که ایران الان بهعنوان یک قدرت تأثیرگذار در همه حوزهها ظاهر شده است و آمریکاییها هم نمیتوانند؛ نه اینکه نخواهند، واقعاً میخواهند به ایران ضربه بزنند، ولی نمیتوانند. میخواهند تنگه هرمز را باز کنند، ولی نمیتوانند. میخواهند به لحاظ اقتصادی ایران را فلج کنند، ولی نمیتوانند. بحث در «نتوانستن» است، نه در «نخواستن».
همانطور که اشاره کردم، این یک جنگ است دیگر؛ یک جنگ در عرصههای مختلف؛ در عرصه اقتصادی، در عرصه نظامی، در عرصه دیپلماسی و بینالمللی و ما آمادهایم. ما در همه عرصهها جنگجویان خوبی هستیم.
میخواستم برگردم به ابتدای بحثمان، درباره مسئله انرژی در آمریکا و معضلاتی که دارند. بهعنوان سؤال آخر؛ یک گزارهای وجود دارد که تنگه هرمز زمانی ارزشمند است که رفتوآمد نفتکشها و کشتیهای تجاری در آن در جریان باشد. اگر این مسئله دائمی باشد، باعث میشود که راههای جایگزین پیدا شود و دیگر آن ارزش اصلی خودش را از دست بدهد.
تنگههای دنیا محدود است. اینگونه نیست که راه جایگزینی پیدا بشود؛ که اگر بود، خب آمریکاییها همین الان استفاده میکردند. لذا برای راه جایگزین باید بروند از دماغه امیدنیک، از آفریقای جنوبی بیایند که هزینه بسیار سنگینی دارد. از این طرف بخواهند بروند مالاکا و از استرالیا در اقیانوس آرام خودشان را برسانند به آمریکا، باز هزینه بسیار سنگین است.
بابالمندب که الان با مشکل جدی مواجه است و یمنیها هر کاری بخواهند میتوانند در بابالمندب بکنند. بابالمندب تأثیر میگذارد بر کانال سوئز. یعنی شما کانال سوئز را هم گزینه سومی از تنگهها میتوانید تصور بکنید که میتواند برای غرب مشکل ایجاد بکند. لذا اینگونه نیست که گزینههای زیادی داشته باشیم و بتوانند جایگزین پیدا بکنند. همیشه تنگه هرمز برای جهان در طول تاریخ مهم بوده الان هم مهم است و اهمیت آن بیشتر هم شده است.
آمریکاییها الان برای اینکه بتوانند قیمت انرژی را تثبیت کنند یا در داخل کشور هم قیمت بنزین را پایین نگه دارند -که نتوانستهاند- ذخایر نفتی خودشان را آزاد کردند که این کار خیلی سختی است. چون اصلاً آمریکا این کار را نمیکرد. خب، اینها همه نشاندهنده این فشاری است که الان روی آمریکا هست و تنگه هرمز هم در آینده بهخوبی مدیریت خواهد شد و اینکه بتوانند گزینه دیگری بهجای تنگه هرمز پیدا بکنند، با این قیمت و با این سرعت و با این نزدیکی، پیدا نخواهد شد.
- دوران امام عسکری علیهالسلام عصر سازماندهی و گسترش شیعه است
- قدرت در غربت
- نزدیک قلهایم
- بیانیه الجزایر و تحریم داماتو؛ تجربهای دیگر از بدعهدی آمریکا
- پارادوکس راهبردی حجاز
- آینۀ درون
- بر فراز آسمان عراق
- تراز استاد دانشگاه تمدنساز
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شبکه تحلیلی نخبگان
