این صدای ملت شریف و مقاوم ایران است
«من این افتخار را به همه مردم شجاع ایران و شهروندان ایرانی که استوار و بدون تغییر، مواضع خود را حفظ کردهاند، تقدیم میکنم. مردمی که سالهاست، حتی همین حالا، در برابر ظلم و ستم مقاومت میکنند. آنها در ۴۸ سال گذشته، انواع تحریمها و فشارهای اقتصادی شدید را تحمل کردهاند، اما هرگز تسلیم نشدهاند. امسال شهرهای کشور ما مورد حمله و بمباران وحشیانه قرار گرفتند. در روز اول جنگ، به مدرسهای در یک روستا حمله شد و دانشآموزان بیگناه آسیب دیدند. برخی از اجساد هنوز پیدا نشدهاند. مردم ما چه جنایتی مرتکب شده بودند؟ آنها صرفاً آرزوی زندگی مستقل داشتند. ما تا آخر برای بازپسگیری استقلال خود خواهیم جنگید.»
اینها صحبتهای مجید مجیدی، کارگردان و سینماگر ایرانی، است که بعد از دریافت جایزه بهترین فیلم سیویکمین جشنواره فیلم بوسان در کره جنوبی ایراد شد. سخنانی که در مقابل صدها هنرمند و سینماگر و رسانهای مهم سینمایی جهان ایراد شد تا بازتابی از دو روی یک سکه درگیریهای اخیر علیه مردم ایران باشد. یک روی سکه، اقدامات وحشیانه دشمن آمریکایی و اسرائیلی است که ساعت صفر جنگ را با هجوم به مدرسه میناب و کشتار دهها دانشآموز بیگناه رقم زد. روی دیگر این سکه هم ایستادگی و مقاومت ملی ایرانیان است که مقهور رعب و ترس دشمن آمریکایی و اسرائیلی نشدند و در مقابل او ایستادند؛ چنانکه به تعبیر خود آقای سینماگر، ۴۸ سال است همچنان ایستادهاند.
آنچه در این اقدام رخ داد، نوعی ادای دین به مردم مقاوم ایران است. نمیتوان منصف بود و از کنار این ایستادگی ملّی بیتفاوت گذشت. وجدان هر ناظر منصف و شریفی، ولو غیرآشنا به ظرائف انسانی هم، نمیتواند از کنار این ایثار ۴۸ ساله بهطور عام و ایثار ملی دو جنگ اخیر بهطور خاص بیتفاوت باشد؛ دیگر وجدان لطیف هنری و فرهنگی هنرمندانه جای خود دارد. حماسه ملّی ایرانیان را اگر صخره سختی بدانیم که با همه فشارها و حرمانها و دردها در مقابل هجوم وحشیانه استعماری ایستاده و برانگیخته شده، آنگاه صداهایی از این دست در جشنواره بوسان، امتداد همان برانگیختگی ملّی است.
پیشران این ایستادگی و برانگیختگی، مردم و جامعه ایران است. در ادامه، این اذهان و قلوب شریفند که به حکم فطرت خود در مقابل این بعثت ملّی سر تعظیم فرود میآورند تا آنها هم، ولو به قدر یک صدا و فریاد، سهمی در این برانگیختگی ملّی علیه جریان ساختارمند ظلم و استعمار و استکبار در دنیا داشته باشند. صدا و فریاد، پژواکی از قلب ملّت ایران است. پژواکی از نهضت و بیداری فطری و انسانی و اسلامی است که هنرمند متعهد به جامعه و مردم خود را هم به حماسه آورده و او را هم مبعوث و برانگیخته میکند تا آینه و آبی زلال باشد در برابر جامعه خود، تا داستان این سرو ۴۸ ساله ایستاده پر از زخم، اما سرشار از غرور و حماسه و افتخار را برای دیگران هم روایت کند و بگوید.
این صدا و صداهای مشابه آن، امتداد بعثت و جریان زلال انسانی و ضداستعماری و استکباری مردم ایرانند. صدالبته که رسیدن به این جایگاه و پژواک دادن این حماسه و مقاومت ملّی، علاوه بر وظیفه و مأموریت هنر و هنرمندان، افتخاری تاریخی هم محسوب میشود که نصیب هر کسی هم نمیشود؛ چراکه اصولاً صدای مردم شریف ایران، بار امانت بزرگی است که قرعهاش صرفاً به متعهدان به فطرت انسانی و توحیدی و استعمارستیزان و ظلمستیزان میافتد؛ همانانی که با قلم و هنر، تباهی دهر و ظلم و استکبار را به چشم جهانیان پدیدار میکنند.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روزنامه اینترنتی صدای ایران
