ایّامِ فاطمیّه، هستیم ما عزادار

اشعارفاطمیه

اَیّامِ فاطمیّه، هستیم ما عزادار - گرییم بهرِ زهرا، با دیده هایِ خونبار

اَیّامِ فاطمیّه، باشد عَزایِ مادَر - ما، دَر، عزایِ او، بَر، سینه زَنیم و بر سَر

چونکه علی بنالَد، اندر فراقِ زهرا - نالد حسین و زینب، با دیدگانِ عَبرا

در ناله زینبینش، باشد برایِ مادر - چونکه زِدست رفته، یگانه یارویاوَر

دیگر علی ندارَد، آن یار و یاورَش را - دیگر حسین ندارَد، یگانه مادرش را

اینَک حَسَن، حسین و، کلثوم و زینبِ زار - دادند مادر اَز دست، کُو بود یاوَر و یار

اَز بعدِ مرگِ زهرا، علی غریب و تنها - کنارِ قبرِ زهرا، نالد به نیمه شبها

گویدتورفتی ومَن،گشتم غریب وبی کَس - اَزجمله رنج وغمها، هست این غمت مَرابَس

زهرا بگوی بی تو، چِسان رَوَم به خانه - گویم چه دَر جوابِ اَر، گیرد حسین بهانه

بی تو بگو چه گویَم، جوابِ زینبینَت - گویم چه پاسخی با، کلثوم، یا حُسینَت

بودی تو بَضعه یِ آن، پیغمبرِ مُعَظَّم - اَز بَعدِ او کشیدی، بسیار رنج و ماتَم

بودی تو که زِ قرآن، در شانِ توست کوثر - بودی تو آنکه مدحت، فرموده است پیمبر

بعد از پدر بدیدی، چه سخت روز و شبها - هیزم کشی نمودند، حَمّالَةُ الحطبها

آتش زدند دربِ آن خانه ای که جبریل - اِذنِ ورود میخواست، هنگامِ وحی و تَنزیل

سقطِ جنین نمودی، وقتِ هُجومِ دشمن - تو پُشتِ دَر فتادی، اَز ظُلم، وای بَر مَن

مُحسن شهید گشت و، تو پُشتِ دَر فتادی - کنارِ دربِ خانه، دشمن نمود شادی

شُد بازویِ تو مجروح، اَز ضربِ تازیانه - آزرده گشت و مجروح، پهلو و کِتف و شانه

زد با لگد یا شمشیر بر پَهلویِ تو زهرا - مجروح گشت پهلوت، چشمِ تو گشت عَبرا

گشتی تو زان ستمها، آخِر مریض و بیمار - افتاده ای به بستر، از ظلم و رنجِ بسیار

زان ظلم و آن ستمها، آخِر زِ پا فتادی - آخر شهید گشتی در سیزده یِ جمادی

زان ظلم و آن ستمها، آخِر زِ پا فتادی - آخر شهید گشتی در سِوُّمِ جمادی

تا دُشمان ندانند قبرِ تو در کُجا شُد - دَفنِ تو نیمه شب شُد، بنگر چه ظُلما شُد

مانندِ لَیلَةُ القَدر، مجهول گشت قَدرَت - هَم بَعدِ رفتنِ تو، مَخفی شده است قَبرَت

رفتی شدی توراحت، زان ظُلم وآن سِتمها - اَز دَردپُشت وپهلو، راحت شدی توزَهرا

راحت شدی تو زهرا، دیگر ننالی اَز غَم - اَمّا ببین علی را، گشته است غرقِ ماتَم

اَز بعدِ مرگِ زهرا، علی شُده عزادار - او روز و شب بنالَد، اَز ظُلمهایِ بسیار

تنها علی نَنالد، بَلکه تمامَ عالَم - برایِ مرگِ زهرا، گرفته است ماتَم

هَم شیعیان بگریَد، هَم ساکنانِ بالا - هَم حوریانِ جَنَّت، گریان بِعرشِ اَعلا

هَم "باقری" عزادار، هَم دوستانِ زهرا - اَیّامِ فاطِمِیّه، با دیدگانِ عَبرا


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعار و سروده های باقری ، دهه فاطمیه ، ایام فاطمیه

تاريخ : شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ | 16:41 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |