مفهومشناسی هجرت
کلمه «هجرت» در لغت به معنای دوری و ترککردن میباشد.[۱] . هجرت خصوصا اگر به منظور فراهمآوردن شرایط بهتری برای ترویج دین، حفظ دین و یا دوری از محیط گناه باشد، مورد سفارش اسلام است. در قرآن کریم و در روایات به اهمیت چنین هجرتهایی که نمونه بارزش، در هجرت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از مکه به مدینه تبلور یافته، اشاره شده است. خداوند متعال در آیه ۱۰۰ سوره نساء میفرماید: «ومن یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله؛[۲] هر کس بهعنوان مهاجر به سوی خداوند و رسولش هجرت کند و سپس مرگش فرا رسد، پاداش او بر خدا-ست.» در آیهای دیگر میفرماید: «ان الذین آمنوا وهاجروا و جاهدوا فی سبیل الله و الذین آووا و نصروا اولئک هم المومنون حقا لهم مغفره و رزق کریم؛[۳] آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مومنان حقیقی هستند و برای آنها آمرزش و روزی شایستهای است.» در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) و در خصوص اهمیت هجرت (هجرت از محیط گناه) آمده است: «من فر بدینه من ارض الی ارض و ان کان شبرا من الارض استوجب الجنه؛۴] . هر کس به منظور حفظ دینش از نقطهای از زمین به نقطهای دیگر هجرت کند، اگرچه یک وجب باشد، مستوجب رسیدن به بهشت است».
آثار و اهمیت هجرت
در نخستین سال هجرت، پیروزی بزرگی نصیب اسلام و مسلمانان گردید و حکومت مستقلی در مدینه پدید آمد. با استقرار در مدینه، نخستین و مهمترین اقدام پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بنای مسجد بود. مسجدی که دار الحکومه، مصلی و خلاصه همه کارهای اجتماعی مهم در آن انجام میشد. غنایم و مالیاتها در آنجا جمع میشد و نخستین زندان دولت جدید نیز در گوشهای از آن بود. مسجد در دوران حیات رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مرکزیت عبادی، نظامی و سیاسی داشته و نقشی اساسی در شکلدهی جامعه اسلامی جدید داشت.[۷۳] . اقدام مهم و ضروری دیگر حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، ایجاد وحدت بین مسلمانان بهوسیله پیمان برادری بود. حضرت با انعقاد عقد اخوت بین مهاجر و انصار مفهوم جدیدی را در کنار روابط خویشاوندی و قبیلهای مطرح کردند.[۷۴] . وجود زمینههای اتحاد و همزیستی در مدینه، منجر به انعقاد یک پیمان نظامی و اجتماعی شد. به برکت هجرت، نخستین قانون اساسی امت اسلام هم تدوین شد و دولت اسلامی بهمرحله شکوفایی و اقتدار خود رسید و روز به روز، شعاع اسلام گستردهتر میگشت و دلهای بیشتری را به نور خود منور ساخت و طاغوت را در هم شکست. تا اینکه در سال هشتم هجرت آخرین پایگاه مشرکان را در هم شکست. مکه سقوط کرد و در نهایت اسلام به جهان صادر شد. با هجرت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مسلمانان از محیط پر خفقان مکه به محیط مساعد و اسلامی گام نهادند و به برکت همین هجرت، اسلام برای خود تشکیلات سیاسی و نظامی پیدا کرده و حکومتی نیرومند شد.[۷۵] . از اینرو هجرت، مبدا و سرآغاز تاریخ مسلمانان قرار داده شد، چنانکه در سیره عملی خود حضرت رسول هم کاملا مشهور است.
هجرت حضرت محمدصلی الله علیه وآله که گاهی به خلاصه هجرت نیز خوانده میشود،
واقعه مهاجرت محمد و همراهانش از شهر مکه به یثرب است که در سال ۶۲۲ میلادی/۱ قمری صورت گرفت. این واقعه منجر به ایجاد اولین حکومت اسلامی در یثرب (که بعداً مدینةالنبی یا بهخلاصه «مدینه» نامیده شد) شد و به علت اهمیتش در اسلام مبدأ تاریخ مسلمانان در دو تقویم هجری خورشیدی و هجری قمری در این سال گرفته شدهاست.
هجرت به مدینه، مهاجرت پیامبر اکرم(ص) و مسلمانان از مکه به یثرب (مدینه) در آخر سال سیزدهم و ابتدای سال چهاردهم بعثت است. علت اصلی مهاجرت مسلمانان به یثرب، فشار و آزارهای مشرکان مکه و بیعت عقبه اهالی یثرب با پیامبر(ص) برای دفاع از مسلمانان در صورت هجرت ایشان به این شهر بود. این واقعه به پیشنهاد امام علی(ع) در زمان خلافت خلیفه دوم بهصورت رسمی، مبدأ تاریخ مسلمانان شد.
اهمیت و جایگاه هجرت
هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه، یکی از رویدادهای مهم تاریخ اسلام است که در قرآن نیز به جنبههای مختلف آن پرداخته شده و آیات متعددی درباره آن نازل شده تا اهمیت و جزئیات این سفر را روشن سازد؛ از جمله آیه ۳۰ سوره انفال که به توطئه قریش برای قتل پیامبر(ص) اشاره دارد،[۱] آیه ۲۰۷ سوره بقره که به فداکاری امام علی(ع) در خوابیدن در بستر ایشان میپردازد[۲] و آیه ۴۰ سوره توبه که به پناهگیری پیامبر(ص) و ابوبکر در غار ثور[۳] اختصاص یافته است.
این واقعه سرنوشتساز و تعیینکننده در تاریخ اسلام، بهحدی اهمیت یافت که بهعنوان مبدأ تاریخ مسلمانان انتخاب شد.[۴] درباره چگونگی این انتخاب، دو دیدگاه تاریخی وجود دارد. بر پایه قول نخست، این انتخاب به دستور مستقیم پیامبر(ص) صورت گرفت[۵] و نامههایی از ایشان که با تاریخ هجری نگاشته شده، مؤید این امر است.[۶] در دیدگاه دوم، این تصمیم در دوران خلافت عمر بن خطاب و پس از تشکیل شورایی برای تعیین آغازگاه تاریخ اسلامی گرفته شد.[۷] در این شورا، پیشنهاد امام علی(ع) مبنی بر انتخاب هجرت پیامبر(ص) مکه به مدینه بهعنوان مبدأ تاریخ مورد پذیرش عمر قرار گرفت و به سراسر جهان اسلام ابلاغ شد.[۸] .
آیت الله خامنه ای: «پیغمبر وارد مدینه شد تا این نظام را سرِ پا و کامل کند و آن را برای ابد در تاریخ، به عنوان نمونه بگذارد تا هر کسی در هر جای تاریخ - از بعد از زمان خودش تا قیامت - توانست، مثل آن را به وجود آورد و در دلها شوق ایجاد کند تا انسانها به سوی چنان جامعهای بروند. البته ایجاد چنین نظامی، به پایههای اعتقادی و انسانی احتیاج دارد. اوّل باید عقاید و اندیشههای صحیحی وجود داشته باشد تا این نظام بر پایه آن افکار بنا شود.».[۹] .
آغاز هجرت مسلمانان به یثرب
حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بهمدت سیزده سال در شهر مکه به تبلیغ دین اسلام مشغول بود.[۵] . آن حضرت با مشکلات بسیار زیادی در راه تبلیغ دین اسلام مواجه بود. مشرکان مکه با تمام توان سعی داشتند جلوی رشد اسلام را بگیرند، لذا در این مدت سیزده سال مسلمانان (نسبت به ده سال تبلیغ در مدینه) بسیار کم بودند. با فراهم شدن زمینه تشکیل حکومت اسلامی در مدینه و گرایش دو قبیله بزرگ مدینه (اوس و خزرج) به اسلام پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تصمیم گرفت با یاران ستمدیده خویش به این شهر مهاجرت کند. در واقع تصمیم به هجرت به نوعی خواست و دستور الهی بود. زندگی در مکه برای مسلمانان بسیار سخت شد، تا آنکه از رسول خدا اذن هجرت خواستند و رسول خدا به آنان فرمود رهسپار مدینه شوند و نزد برادران انصار خود روند و به آنان گفت: «خدای عزوجل برای شما برادرانی و محل امنی قرار داده است».[۶] [۷] . مسلمانان کمکم شهر مکه و در واقع خانه و زندگی خویش را ترک کردند و به مدینه رفتند و رسول خدا به انتظار اذن پروردگار در مدینه باقی ماند. هجرت مسلمانان به مدینه از ذی الحجه سال سیزدهم بعثت آغاز شد. [۸] [۹] جز پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، علی (علیهالسّلام)، ابوبکر و عدهای از اهلبیت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و تعداد معدودی از دیگر مسلمانان، کسی از آنها در مکه باقی نماند.[۱۰]
زمینهساز هجرت
پیمان عقبه اول که در سال دوازده بعثت بود، جنبه دینی داشت، گرچه زمزمه نوعی تشکل سیاسی نیز در آن مشاهده میشد. در این پیمان مسلمانان خواستار مبلغی از سوی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شدند تا اصول و معانی اسلام را به آنان تعلیم دهد. پس از آن بود که اسلام به سرعت در مدینه رواج پیدا کرد.[۲۵] . در نتیجه در سال سیزدهم بعثت پیمان عقبه دوم منعقد گردید. عنصر جدیدی در بیعت دوم افزوده شد و آن مسئله دفاع بود که نوعی تشکل نظامی برای حفاظت از رهبری دین را صورت داد.[۲۶] . لذا پیمان عقبه دوم، حادثه مهمی در تاریخ صدر اسلام بهشمار میآید و اهمیت آن به عزم و ارادۀ مسلمانان یثرب در حمایت از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و مسلمانان مکه باز میگردد.[۲۷] .
هجرت پیامبر اسلام به مدینه
در سال یازدهم بعثت، گروهی از مردم یثرب به مکه آمدند و پس از شنیدن سخنان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مسلمان شدند. در سال بعد، اینان در عقبه با رسول خدا بیعت کردند و سال بعد از آن نیز، هفتاد و دو مرد و زن یثربی در همان عقبه با پیامبر بر سر حمایت و حفظ جان آن حضرت بیعت نمودند. از سوی دیگر، فشارهای قریش بر مسلمانان روز به روز بیشتر میشد و مکه دیگر محیط امنی برای ایشان نبود. به همین دلیل پیامبر (صلی الله علیه وآله) در سال سیزدهم بعثت، فرمان هجرت به یثرب را -که پس از ورود ایشان به این شهر «مدینة النبی» نام گرفت- صادر کردند.
دلایل ترک شهر مکه
مکه سرزمین مناسبى براى ادامه دعوت نبود و رسول خدا صلی الله علیه و آله نهایت بهرهبردارى ممکن را از این شهر کرده بود و هیچ امیدى براى پیوستن گروههاى دیگرى -لااقل در آینده نزدیک- به آیین اسلام نداشت.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله به عنوان نماینده و مبلّغ آیین توحیدى نمىتوانست به پیشرفتهاى اندک دوران مکه بسنده کند، زیرا اسلام دین همه بشریت است و همه انسانها را در سراسر گیتى مخاطب خود مىداند.
مسلمانان سالهاى دراز در مقابل ظلم و شکنجه مداوم مشرکان مقاومت کرده بودند. چنانکه گروهى از یاران بىپناه حضرت رسول به ناچار ترک شهر و دیار کردند و از ستم قریش به سرزمین حبشه در آن سوى آبهاى دریاى سرخ پناه بردند.
در نهایت، قریش به این نتیجه رسید که با طرح توطئه قتل پیامبر، براى همیشه از دست او خلاص شود.
دلایل هجرت به مدینه
مکه را جایگاه خاصى در دل مردم بود و بدون سیطره بر آن و برچیدن بتپرستى و جایگزینى آیین اسلام، دعوت توحیدى پیامبر صلی الله علیه و آله شکست خورده به حساب مى آمد، بنابراین ضرورت داشت جایى به عنوان پایگاه این دعوت انتخاب شود که علاوه بر نزدیکى، بتوان از آنجا اوضاع مکه را زیر نظر داشت و نوعى فشار سیاسى و اقتصادى و حتى نظامى به وقت لزوم بر آن وارد ساخت. مدینه همان جایى بود که مقدمات و لوازم اعمال چنین فشارى در آن موجود بود. مدینه مى توانست به دلیل قرار داشتن در مسیر کاروانهاى بازرگانى و تجارى قریش، مکه را از نظر اقتصادى در فشار قرار دهد. خصوصا که منبع تأمین معاش مردم که در درجه نخست، تجارت و مبادلات بازرگانى بود.
هجرت به مدینه تنها راه حل ممکن فراروى پیامبر صلی الله علیه و آله بود. هجرت به طائف فایدهاى نداشت. یمن، ایران، روم، شام و سایر مناطق، زیر سلطه دو ابرقدرت بزرگ آن روزگار بودند که با هجرت به این سرزمین ها جز مشکلات و خطرات هولناک بهرهاى عاید پیامبر صلی الله علیه و آله و دعوت توحیدى نمى شد. حبشه نیز به لحاظ موقعیت جغرافیایى علاوه بر این که از مکه فاصله زیادى داشت، نظر به واقعیتهاى اجتماعى، سیاسى، انسانى و نژادى و نیز به عنوان یک کشور افریقایى نمى توانست رهبرى یک برنامه اصلاحى جهانى را در هیچ یک از زمینههاى اقتصادى، سیاسى، نظامى و حتى فکرى و اجتماعى بر عهده گیرد.
مدینه از نظر زراعى غنى تر از مکه بود. بنابراین اگر روزى با نوعى فشار بازرگانى روبهرو مى شد، مى توانست در مقابل این فشار مقاومت کند و بدون تسلیم شدن در مقابل خواسته دیگران، به نوعى هرچند مشقّت بار به زندگى روزمره خود ادامه دهد.
اهالى مدینه در اصل مردمان مهاجر یمن بودند که در قدیم الایام نوعى تمدّن ابتدایى داشتند. بدین ترتیب نه همانند مردمان بیابانگرد عرب، قلبهاى خشن داشتند و نه همچون مردم قریش در فضاى روانى خاصى به دنبال امتیازات ویژه و مصالح منطقهاى بودند. از سوى دیگر به خاطر رقابتهاى آشکار تیرههاى عدنانى و قحطانى، حتى اگر مردم مدینه انگیزه هاى دینى و عقیدتى نداشتند، از تسلیم پیامبر صلی الله علیه و آله به دشمن عدنانى، خوددارى مى کردند.
مردم مدینه طعم تلخ انحراف را چشیده بودند و جنگهاى پىدرپى آنان را از پاى درآورده بود؛ آنها همواره در رعب و وحشت به سر مى بردند، چنان که شب و روز اسلحه بر زمین نمى گذاشتند.
بشارت هاى یهود مدینه درباره ظهور قریب الوقوع پیامبرى در منطقه عربستان، همه را براى پذیرش دین جدید آماده کرده بود.
از همه گذشته، مردم مدینه، خودشان از پیامبر صلی الله علیه و آله دعوت کردند تا به این شهر هجرت کند؛ با او در عقبه منا بیعت کردند و به حضرت وعده یارى و نصرت دادند و متعهّد شدند که چونان زن و فرزند خویش از آن حضرت دفاع کنند و حتى در این راه سلاح بردارند و در مقابل همگان بایستند.
در شب پنجشنبه اوّل ماه ربیع الاول (سال چهاردهم بعثت) رسول خدا(ص) از مکه بیرون رفت و در همان شب علی(ع) در بستر رسول خدا خوابید و آن شب را لیلة المبیت نامیدهاند.[نیازمند منبع] [۲۷] علت آن آگاهی پیامبر(ص) از نقشه مشرکان قریش برای ترور بود که برخی بیان میدارند که آیه وَ إِذْ یمْکرُ بِک الَّذینَ کفَرُوا لِیثْبِتُوک أَوْ یقْتُلُوک أَوْ یخْرِجُوک وَ یمْکرُونَ وَ یمْکرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُ الْماکرینَ (ترجمه:هنگامی که کافران ضد تو حیله کنند تا تو را زندانی کنند یا بکشند یا تبعید نمایند آنان با خدا از در حیله وارد میشوند خداوند حیله میکند و خداوند بهترین حیله کنندگان است.)[انفال–۳۰] درباره همین خبردادن به پیامبر(ص) نازل شده است.[۲۸]
لیلة المبیت شبی است که پیامبر(ص) به امر الهی از مکه به مدینه هجرت کرد و بهسبب تصمیم سران قریش بر قتل آن حضرت، از علی(ع) خواست تا بهجای او در بسترش بخوابد و مشرکان متوجه عدم حضور پیامبر نشوند. خداوند در عظمت این جانفشانی علی(ع) آیه «وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»﴿۲۰۷﴾ (ترجمه:و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است.)[بقره–۲۰۷] را نازل فرمود.[۲۹]
