
امام حسن عسکری علیه السلام، به گفته غالب منابع، در ربیع الثانی سال ۲۳۲ قمری در مدینه متولد شده اند،[۱] . احمد بن عبیدالله بن خاقان، خصوصیات ظاهری و رخسار حضرت عسکری را چنین توصیف می کند: او فردی گندمگون، درشت چشم، نیکو قامت، خوبروی و خوش اندام بود و هیبت و جلالی تمام داشت .[۷] . برای مادر آن حضرت نیز نامهای متعددی در منابع بیان شده، از جمله: سُوسَن، حُدَیْثه[۸] و سَلیل[۹]، که ممکن است از القاب او باشد. در ستایش این بانوی گرامی در روایتی از قول امام علی النقی علیه السلام آمده است: «سلیل مسلولة من الآفات و العاهات و الأرجاس و الأنجاس [۱۰] سلیل از آفتها، گزندها، پلیدیها و ناپاکیها محفوظ است . امام ابومحمد، حسنبنعلی(ع) ملقب به خالص،[۱] صامت، زکی، نقی و هادی[۲] از ائمه اهل بیت ع . در مدینه به دنیا آمد. به نقلی دیگر، تولد آن حضرت در سال ۲۳۱ق بوده است.[۶] پدر ایشان امامعلیبنمحمد الهادی ع است و نام مادر ایشان سوسن یا حدیث،[۷] یا سلیل،[۸] معروف به امالحسن[۹] و از بانوان صالح و عارف[۱۰] بود. ایشان از آنجا که همراه پدر در محل عسکر "لشکرگاه" سامرا زندگی میکرد، همانند پدر خود به «عسکری» معروف شد[۱۱] و چون نواده امامرضا ع بود، مانند پدر خود امامهادی(ع) «ابنالرضا» نیز خوانده میشد.[۱۲] ایشان همراه پدر از مدینه به سامرا رفت[۱۳] و مدت بیست سال و نه ماه در این شهر زندگی کرد.[۱۴] . یکی دیگر از صفات بارز امام علیه السلام، سخاوت و بخشش ایشان بود؛ ایشان بخشنده ترین مردم بود و وکلایی در بیشتر مناطق اسلامی تعیین فرموده بود تا حقوق شرعیه را از مردم وصول کرده به فقیران، تهیدستان و درماندگان بدهند و با آنان عهد کرده بود که این اموال را در راه خیر و حل اختلافات میان مسلمین و دیگر موارد مفید صرف کنند. یکی از موارد بخشندگی امام را مورخان چنین نقل کرده اند: محمد بن علی بن ابراهیم بن امام موسی بن جعفر می گوید: دستانمان خالی و روزگارمان سخت شده بود، پدرم به من گفت: ما را نزد این مرد (امام عسکری) که وصف بخشش و سخاوت او را شنیده ایم ببر. به او گفتم: آیا او را می شناسی؟ گفت: او را نمی شناسم و تاکنون او را هرگز ندیده ام. ما نیز به قصد دیدار امام راه افتادیم. در میانه راه پدرم گفت: چقدر خوب است که ایشان به ما پانصد درهم عطا کند؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک و یکصد درهم برای مخارج. من هم با خود گفتم: ای کاش! به من نیز سیصد درهم ببخشد؛ با صد درهم الاغی بخرم و با صد درهم مخارج خود را تأمین کنم و صد درهم دیگر را خرج پوشاک کنم و به سوی منطقه «جبل» بروم. هنگامی که به خانه حضرت رسیدیم، غلام ایشان به سوی ما خارج شد و گفت: علی بن ابراهیم و فرزندش محمد داخل شوند، همینکه وارد شدیم و بر حضرت سلام کردیم، ایشان به پدرم گفتند: یا علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟ آقای من از اینکه شما را با این حال دیدار کنم خجالت می کشیدم. اندکی درنگ کردیم و سپس خارج شدیم. غلام حضرت به دنبال ما آمد و به پدرم کیسه ای پول داد و گفت: این پانصد درهم است؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک و صد درهم برای مخارج. سپس کیسه ی دیگری به من داد و گفت این سیصد درهم است، صد درهم را برای الاغ خریدن خرج کن و صد درهم برای پوشاک و صد درهم برای مخارج. به سوی «جبل» نیز مرو بلکه به "سوراء"[۲۵] روانه شو. محمد نیز راه سوراء را پیش گرفت و در آنجا وضع مالی او خوب شده و از توانگران علوی گشت .[۲۶] . ایشان از سوی خداوند و با نص پیامبر ص [۱۵] و معرفی پدر خود امامهادی ع [۱۶] به امامت رسید. امامهادی(ع) افزون بر معرفی امام پس از خود به مردم به شیوه انفرادی و مکاتبه،[۱۷] در مجلسی در حضور ۱۵۰ تن از بزرگان بنیهاشم و بنیعباس و دیگر مردم قریش، به امامت فرزند خود تصریح کرد و از وی خواست شکر این نعمت را به جای آورد و امامحسن عسکری(ع) خداوند را بر این نعمت سپاس گفت.[۱۸] . امامحسن عسکری(ع) جامع فضایل و در همه خصایص سرآمد دیگران بود. ایشان عصمت، خرد، دانش، زهد، شجاعت، سخاوت و دیگر صفاتی را که انسان را به خدا نزدیک میکند، در خود گرد آورده بود.[۱۹] ایشان بسیار خداترس،[۲۰] بزرگوار و با سخاوت[۲۱] و با هیبت و جلال[۲۲] بود. گفتار ایشان استوار و کردار ایشان مورد ستایش مردم بود و دوست و دشمن به برتری حضرت در علم، حلم، جود، زهد، پارسایی، گشادهدستی و دیگر ارزشهای اخلاقی ایشان اذعان داشتند.[۲۳] فراوانی عبادت ایشان دشمنان را نیز به شگفت درآورده بود.[۲۴] . حاکمان عباسی به جایگاه معنوی و تقوای امامعسکری(ع) معترف بودند.[۲۵] عبیدالله بنخاقان وزیر، امامعسکری(ع) را به جهت ویژگیهای شخصیتی، شایسته خلافت میشمرد[۲۶] و نیز فرزندش احمدبنعبیدالله کارگزار قم، با وجود دشمنی با امام(ع)، ایشان را از جهت سیره و عفاف و هیبت و عقل و جایگاه اجتماعی در نزد بنیهاشم و کارگزاران دولتی از دیگران مقدم میدانست.[۲۷] توده مردم به حضرت بسیار علاقه مند بودند[۲۸] و برای دیدار با ایشان گرد میآمدند؛ چنانکه گذرگاه حرکت امام(ع) از جمعیت پر میشد.[۲۹] افزون بر مسلمانان، پیروان دیگر ادیان آسمانی نیز که در سامرا زندگی میکردند، به حضرت احترام میگذاشتند.[۳۰] . به استناد روایات،[۳۳] مراد از لیالی عشر در وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ [۳۴] را ده تن از ائمه، امامحسن مجتبی ع تا امام حسن عسکری(ع) شمرده است[۳۵] (ببینید: لیلةالقدر . ایشان به پیروی برخی روایات اهل بیت ع ،[۳۶] روز پنجشنبه را متعلق به امام حسن عسکری(ع) شمرده و سزاوار دانسته است که مؤمنان در تعقیب نماز صبح برای در امانماندن از شیطان و نفس اماره و برای تکمیل اعمال ناقص و طاعات ناقابل به آن حضرت(ع) متوسل شوند.[۳۷] ایشان در اشعار خود در وصف امام زمان عج، آن حضرت را دربردارنده صفات همه ائمه پیشین ازجمله دارنده شمایل پدر خود امامعسکری(ع) دانسته است.[۳۸] . امامحسن عسکری(ع) پس از شهادت امامهادی ع در سال ۲۵۴ق[۳۹] (در ۲۲ یا ۲۳سالگی امامت و هدایت مردم را بر عهده گرفت.[۴۰] به روایت مسعودی دوران امامت حضرت شش سال (۲۵۶) و به نقل اشعری قمی پنج سال و هشت ماه (۱۰۲) بوده است. شیعیان آن روز در مناطق گوناگون جهان اسلام ازجمله مدینه،[۴۱] یمن،[۴۲] بیهق،[۴۳] نیشابور،[۴۴] ری،[۴۵] آوه،[۴۶] کوفه، قم، بغداد، مدائن،[۴۷] گرگان،[۴۸] سمرقند،[۴۹] زندگی میکردند و حضرت عسکری(ع) با وجود آنکه در لشکرگاه سامرا زیر نظر بود، با ارتباط حضوری در خانه و در میان راه[۵۰] یا پنهانی،[۵۱] از راه نامه نگاری،[۵۲] یا به کمک وکلا[۵۳] با شیعیان در ارتباط بود. شیخ طوسی تعداد راویان از امامحسن عسکری(ع) را بیش از صد تن ذکر کرده است.[۵۴] برخی نیز راویان آن حضرت را به ۱۴۹ تن رساندهاند.[۵۵] عثمانبنسعید عمری "بوّاب" و مسئول کارها و ارتباطات حضرت بود.[۵۶] . امامعسکری(ع) در پاسخ عبدالله بنجعفر حمیری از راویان حدیث، مبنی بر تعیین مرجعی علمی برای حل مشکلات دینی، عثمان بنسعید و محمدبنعثمان را ثقه و مورد اطمینان و گفتار و رفتار آنان را گفتار و رفتار خود شمرد.[۵۸] ایشان به نقل از شیخ طوسی و وی از استادش شیخ مفید یادآور شده است اصحاب ائمه(ع) از زمان امیرالمؤمنین علی ع تا زمان امامحسن عسکری(ع) چهارصد کتاب موسوم به «اصول اربعماة» تألیف کردند و افزوده است همه مصنفات امامیه در این مدت بیش از این است.[۵۹] ایشان در شمار راویان امامحسن عسکری(ع)، از محمدبنحسن صفار،[۶۰] محمدبنحسین،[۶۱] فضلبنشاذان نیشابوری،[۶۲] خیران خادم،[۶۳] احمد بن ابی عبدالله،[۶۴] حسینبنروح نوبختی،[۶۵] ابراهیمبنمهزیار اهوازی،[۶۶] احمدبناسحاق اشعری قمی[۶۷] و نیز از حسنبنموسی خشاب به عنوان اصحاب صاحب اثر و اصل [۶۸] یاد کرده و یادآور شده است علی بن حسین، ابنبابویه، پدر شیخ صدوق از بزرگان و فقهای موثق قم ازجمله نزدیکان امامعسکری(ع) است که حضرت در توقیعی از وی به عنوان شیخ و معتمد خود یاد کرده است.[۶۹] . امامعسکری(ع) با همه تأکید بر موضوع امامت و ولایت اهل بیت(ع) شیعیان را به مدارا و ارتباط با دیگر مسلمانان دعوت میکرد و از آنان میخواست در مساجد آنان شرکت و از بیمارانشان آنان عیادت کنند و به تشییع جنازه مردگان آنان بروند و حقوق آنان را ادا کنند،[۸۶] . از کارهای امامعسکری(ع) شناساندن حضرت مهدی، امام دوازدهم(ع) به مردم و آماده کردن شیعیان برای دوره غیبت آن حضرت بود.[۸۸] شرایط برای معرفی آشکار امامدوازدهم(ع) بسیار دشوار بود.[۸۹] امامعسکری(ع) به شیعیان دربارهٔ امام پس از خود سخن میگفت و نیز جانشین خود را به شیعیان خاص میشناساند و آنان را از نزدیک با وی آشنا میساخت.[۹۰] افزون بر این ایشان مردم را برای دریافت مسائل دینی به فقهای پارسا و دیندار ارجاع میداد.[۹۱] . تبیین و ترویج ارزشهای اخلاقی و معنوی از دیگرکارهای امامعسکری(ع) بود.[۹۳] ایشان به رهروان راه خدا (و طالبان خودسازی) سفارش کرده است که در کسب معارف و عبادت، میانهروی را از دست ندهند.[۹۴] نیز بخشی از روایات ایشان به بیان احکام و تعالیم دینی و پاسخ به شبهههای مردم در حوزه احکام الهی اختصاص دارد[۹۵] . دوران امامت امامعسکری(ع) با چند نفر از خلفای عباسی ازجمله معتز ۲۵۲–۲۵۵ق ، مهتدی ۲۵۵–۲۵۶ق و معتمد ۲۵۶–۲۷۹ق هم زمان بود.[۹۸] ایشان کودک بود که با پدر خود به فرمان متوکل به اجبار به عراق فرا خوانده شد و با تصدی یحییبنهرثمه به سامرا آورده شد.[۹۹] خلفا در دوره ایشان اقتدار زیادی نداشتند و بیشتر دست نشانده سرداران نظامی ترک و بربر بودند و رقابت های آنان جایگاه خلفا را در خطر انداخته بود و جامعه را به آشوب میکشید.[۱۰۰] امامعسکری(ع) هدایت معنوی و ظاهری جامعه را حق خاندان نبوت[۱۰۱] و خلفای عباسی را طاغوت میشمرد[۱۰۲] و به شیعیان امید میداد که خیلی زود دوره ستمگران سپری میشود و حجت خدا (مهدی(ع)) با قدرت ظاهر شود و به شعائر دین جامه عمل خواهد پوشاند.[۱۰۳] بیشتر احادیثی که دربارهٔ رهبری جامعه آمده از امامعسکری(ع) روایت شده است.[۱۰۴] . امامعسکری(ع) با همه شرایط ناگوار با شیعیان خود حتی از درون زندان در ارتباط بود، به نامهها پاسخ میداد و واجبات مالی پیروان اهل بیت ع ازجمله خمس را دریافت میکرد.[۱۱۴] زندانبانها ازجمله علی بن ناوش، متأثر از رفتار ایشان به ارزشهای دینی علاقه مند شده بودند و از حضرت ستایش میکردند.[۱۱۵] نظام وکالت و تعیین وکیل از سوی امامعسکری(ع) به نمایندگی در شهرهای اسلامی[۱۱۶] به ایشان کمک کرد تا با شیعیان ارتباط داشته باشد. پیروان ایشان گاه به صورت گروهی یا فردی به سامرا میآمدند و واجبات مالی خود را به ایشان میرساندند[۱۱۷]؛ چنانکه گفته شده است در هیچ زمانی ارتباط تشکیلاتی شیعه به وسیله وکیلان و نایبان به رونق زمان امامجواد ع ، امامهادی ع و امامعسکری(ع) نبود.[۱۱۸] در زمان امامعسکری(ع) افراد و جریانهایی در جهان اسلام علیه بنیعباس مشغول مبارزه بودند؛ ازجمله حرکت حسنبنزید علوی در طبرستان که به قوت خود باقی بود و روز به روز گسترش مییافت و راه خود را به سوی ری و دیگر نقاط باز میکرد،[۱۱۹] حسنبناسماعیل علوی در قزوین،[۱۲۰] ابراهیم بن محمد علوی معروف به ابن صوفی در مصر[۱۲۱] و علی بن زید علوی در کوفه.[۱۲۲] حرکت علویان در تشدید فشار علیه امامعسکری(ع) مؤثر بود، بهویژه که ایشان با شیعیان انقلابی مانند شیعیان قم[۱۲۳] و طبرستان در ارتباط بود[۱۲۴] و برخی از یاران نزدیک ایشان مانند ابوهاشم جعفری[۱۲۵] به سبب همکاری با علویان بازداشت شدند.[۱۲۶] . با این حال، سیاست امامعسکری(ع) در ارتباط با حکومت، بر تقیه استوار بود و به تعبیر امامخمینی حضرت ترک تقیه را از گناهان بزرگ و در ردیف انکار نبوت میشمرد.[۱۲۷] . تفسیر امام حسن عسکری ع : تفسیر قرآن از جمله زمینههایی است که مورد توجه ویژه امام حسن عسکری(ع) بوده است. کتاب تفسیری که در شمار کهنترین آثار میراث تفسیری امامیه است به ایشان منسوب شده است. شيخ طوسى در مصباح در اعمال روز جمعه از ابوالمُفَضَّل شيبانى از ابو محمد عبدالله بن محمد عابد بداليه نقل کرده که او از امام حسن عسكرى عليه السلام در منزلش در سامرا درخواست کرده که كيفيت صلوات فرستادن بر پيغمبر و اوصياى آن حضرت را به او تعلیم کند و كاغذ فراوانی را هم آماده کرده بود و امام عسکری هم بدون اينكه از كتابى ببيند صلواتی برای تمام چهارده معصوم نقل کرد ابومحمد یمنی راوی این روایت میگوید چون امام عسکری از خواندن صلوات بر پدرش فارغ شد و نوبت به نام خودش رسيد ساكت ماند به او گفتم كه كيفيت صلوات بر باقى را بفرماييد فرمود اگر نه اين بود كه ذكر اين از مَعالم (نشانه های) دين است و خدا امر فرموده ما را كه به اهلش برسانيم هر آينه دوست داشتم كه ساكت مانم و لكن چون در مقام دين است بنويس و آنگاه صلوات بر خودش را اینگونه املا کرد: اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِيِّ، الصَّادِقِ الْوَفِيِّ، النُّورِ الْمُضِيءِ، خازِنِ عِلْمِكَ، وَالْمُذَكِّرِ بِتَوْحِيدِكَ، وَوَلِيِّ أَمْرِكَ، وَخَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ الْهُداةِ الرَّاشِدِينَ، وَالْحُجَّةِ عَلَىٰ أَهْلِ الدُّنْيا، فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيائِكَ وَحُجَجِكَ وَأَوْلادِ رُسُلِكَ يَا إِلٰهَ الْعالَمِينَ . خدایا درود فرست بر حسن بن علی بن محمّد، نیکوکار، پرهیزگار، صادق، وفادار، نور تابنده، خزانه دار دانشت، یاد آور توحیدت و سرپرست و عهده دار فرمان و قانونت و یادگار پیشوایان دین، آن راهنمایانِ رشد یافته و حجّت بر اهل دنیا، پس بر او درود فرست ای پروردگار، برترین درودی که بر یکی از برگزیدگان و حجّتهایت و اولاد رسولانت فرستادی، ای معبود جهانیان. [۹۸]محدث قمی در مفاتیح الجنان این ماجرا را با عنوان صلوات بر حجج طاهره آورده است. [۹۹] .
غنچه خندید که گل وا شده است - باغِ گل از گل طاها شده است
امشب آن حامیِ ایمان آمد - عسکری حجّت یزدان آمد
جشن و شور است و سروری درخاک - نور باران ز زمین تا افلاک
یوسف است اینکه به کنعان آمد - عسکری حجّت یزدان آمد
قدسیان عطر طرب می پاشند - همگیشان زطرب بشّاشند
عرش تافرش چراغان آمد - عسکری حجت یزدان آمد
دین حق محکم از آن عترتِ اوست - عطرِ دین از اثر دولت اوست
یازدهم حامی قرآن آمد - عسگری حجت یزدان آمد
اهل دل جمله مناجات کنید - رو به آن قاضی حاجات کنید
امشب آن آیتِ غفران آمد - عسگری حجت یزدان آمد
اندر این شب همگی شاد شوید – همه ازقید غم آزاد شوید
باقری آن مَهِ تابان آمد - عسگری حجت یزدان آمد
http://asharebageri.blogfa.com/category/15
ولادت امام حسن عسکري عليه السلام
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت امام عسکري عليه السلام
