تاریخ انقلاب اسلامی ایران، از نخستین روزهای شکلگیری نهضت تا فراز و فرودهای سالهای پس از پیروزی و تا همین شبهای حضور در میدانها، سرشار از جلوههای حضور آگاهانه و مسئولانه زنانی است که با تأسی به حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها، نقش خود را در صحنههای سرنوشتساز تاریخ یافتهاند. زنانی که در بزنگاههای دشوار، از روزهای مبارزه با رژیم طاغوت و هشت سال دفاع مقدس تا حضور در میدانها، نه تماشاگر تحولات، بلکه کنشگران صحنه، پرچمداران ایستادگی و همراهان مردان در دفاع از هویت و استقلال این سرزمین بودهاند.
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بخشی از پیام خود به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب سلاماللهعلیها و روز پرستار، با اشاره به نقش بانوان و دختران ایرانی فرمودند: «تاریخ نهضت و انقلاب اسلامی از ابتدا، مملوّ از صحنههای حضور زینبی بانوان و دختران ایران است. این امر در دوره بعثت بیبدیل ملّت که در دفاع مقدّس سوّم رقم خورد، کیفیّت و کمیّتی شگفتآور یافت.» ایشان همچنین بر حضور پررنگ بانوان در عرصههای مختلف، بهویژه میدانهای شهرها و روستاها، تأکید کردند.
این حضور تاریخی، در دورهای که رهبر انقلاب از آن با عنوان «بعثت بیبدیل ملّت» و «دفاع مقدّس سوّم» یاد کردند، ابعاد تازهای یافته است. زنان و دخترانی که در تجمعات حضور پیدا میکنند، تنها به حضور فیزیکی در اجتماعات بسنده نکردهاند؛ آنان با همراهی و همدلی، کمکرسانی، پشتیبانی از حاضران و تقویت روحیه جمعی، سهم خود را در استمرار این حضور ادا میکنند. اهمیت این نقش، بهویژه در پیوند میان حضور میدانی و مسئولیتهای اجتماعی آشکار میشود؛ جایی که همراهی، مراقبت از یکدیگر و کمک به نیازمندان، معنای عملی همبستگی را شکل میدهد.
اگر تاریخ انقلاب اسلامی را از منظر نقشآفرینی زنان بازخوانی کنیم، درمییابیم که حضور آنان نه پدیدهای مقطعی و نه محدود به عرصهای خاص، بلکه جریانی پیوسته و ریشهدار بوده است. از زنان حاضر در مبارزات پیش از انقلاب و روزهای سرنوشتساز پیروزی، همچون مرضیه دباغ، تا مادران و همسران رزمندگان دوران دفاع مقدّس و زنانی که پس از جنگ، بار سنگین حفظ خاطرهها، تربیت نسلها و پاسداری از ارزشها را بر دوش کشیدند، همواره نشانههایی روشن از این استمرار تاریخی دیده میشود. از سیده زهرا حسینی، راوی خاطرات مقاومت خرمشهر در کتاب «دا»، تا شهیده مرضیه نبوینیا، پرستاری که در جریان آتشسوزی درمانگاه امام سجاد علیهالسلام رشت، هنگام خدمترسانی به بیماران در آتش اغتشاشگران دیماه سوخت، و مهسا طاهری، دانشمندی که در جنگ سوم به آرزوی شهادت دست یافت، این مسیر روایتگر زنانی است که در موقعیتهای دشوار، مسئولیت خود را فراموش نکردند. در این میان، الگوی زینبی معنایی فراتر از صبر در برابر مصیبت دارد؛ این الگو ترکیبی از تربیت انقلابی، شناخت حقیقت، شجاعت در بیان آن، پایداری در مسیر باورها و حضور بههنگام در میدان مسئولیت است.
حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها در حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه ایرانی، نماد زنی است که پس از واقعه عاشورا اجازه نداد حقیقت در هیاهوی تحریف و فراموشی گم شود. ایشان با خطبههای روشنگرانه خود، بهویژه در مجلس یزید، نشان دادند که رسالت دفاع از حق با پایان میدان نبرد خاتمه نمییابد؛ گاه مرحله دشوارتر، تبیین حقیقت، مقابله با تحریف و زنده نگهداشتن پیام یک واقعه است. از همین رو، حضور زینبی زنان ایرانی را باید در مجموعهای از نقشهای بههمپیوسته جستوجو کرد: از امدادرسانی و حمایت اجتماعی تا فعالیتهای فرهنگی و رسانهای، از تربیت نسل آگاه تا مشارکت در عرصههای علمی، اجتماعی و خدمترسانی.
تجربه جنگ هم نشان داده که نقش زنان به حضور در پشت صحنه محدود نمیشود. در روزهای دفاع، بسیاری از زنان در کنار مسئولیتهای خانوادگی، در امدادرسانی، مراقبت از مجروحان، پشتیبانی از نیروها و رسیدگی به خانوادههای آسیبدیده مشارکت داشتند. این استمرار، پیوندی میان تجربه نسلهای پیشین و حضور زنان و دختران امروز ایجاد میکند؛ پیوندی که نشان میدهد شکل میدانها تغییر میکند، اما تکلیف و مسئولیت باقی است.
رهبر شهید انقلاب بارها در بیانات خود به نقش کلیدی و پیشروی زنان در تاریخ ایران اشاره کرده و اعتقادی عمیق و باوری جدی به این نقشآفرینی و حضور در عرصههای گوناگون داشتند. دختران و زنان ایرانی در دو جنگ اخیر ثابت کردند نهتنها محاسبات دشمن درباره آنان غلط است، بلکه کمیت و کیفیت حضور آنان در صحنههای دفاع از انقلاب و میهن بهگونهای است که معادلات را رقم میزند.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روزنامه اینترنتی صدای ایران
