ساعت شنی ذخایر نفت آمریکا

* سال ۱۹۷۳ بود که کشورهای عربی شیر نفت را بر غرب بستند و آمریکایی‌ها پشت پمپ‌بنزین‌ها ماندند. از همان روزها واشنگتن تصمیمی گرفت که دهه‌ها ستون امنیت انرژی‌اش بماند: ذخیره‌ای از نفت خام در غارهای نمکی زیرزمینی تگزاس و لوئیزیانا برای روز مبادا. آن ذخیره که «سپر نفتی» خوانده شد، حالا خودش به یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های کاخ سفید تبدیل شده است.


آمار رسمی وزارت انرژی آمریکا می‌گوید ذخایر استراتژیک این کشور تا آخر دهه اول مهر به حدود ۲۸۴ میلیون بشکه رسیده است؛ یعنی پایین‌ترین سطح از ۱۹۸۲، زمانی که این مخازن تازه داشتند پر می‌شدند. در ابتدای جنگ جاری، آمریکا متعهد شد به‌عنوان بخشی از توافق با آژانس بین‌المللی انرژی، ۱۷۲ میلیون بشکه از این ذخایر را آزاد کند. بیش از ۱۳۳ میلیون بشکه از آن مصرف شده و اگر آخرین محموله ۴۰ میلیون بشکه‌ای هم عرضه شود، ذخایر به حدود ۲۴۵ میلیون بشکه می‌رسد. این عدد یعنی پایین‌تر از آستانه‌ای که کنگره سال‌ها آن را «کف عملیاتی» می‌دانست. شاید سپر هنوز کار کند، اما دیگر آن سپر پولادین دهه‌های گذشته نیست.

اما ماجرا فقط به آمریکا محدود نمی‌شود. تصویری بزرگ‌تر در حال شکل‌گیری است که مدیرعامل آرامکو، امین ناصر، آن را بی‌پرده تصویر کرده است. به گفته او، از حدود ۱۰ میلیارد بشکه ذخیره تجاری جهانی در آغاز جنگ، بیش از یک میلیارد بشکه برداشت شده و تنها ۱۰ درصد یا کمتر از آن در دسترس است و به همین دلیل است که برای تأمین و عرضه ۱۰۰ میلیون بشکه دیگر، چالش وجود دارد. با این نکته حیاتی که بخش عمده همین موجودی هم در عمل قابل عرضه نیست. امین ناصر این وضعیت را «نازک و ترسناک» توصیف کرده و هشدار داده که حتی پس از باز شدن کامل تنگه هرمز، بازسازی ذخایر جهانی می‌تواند تا دو سال طول بکشد. آنچه در ترازنامه‌های شرکت‌ها به‌عنوان ذخیره ثبت شده، در عمل فاصله زیادی با نفت قابل تحویل و پالایش دارد.

اینجاست که معادله هزینه وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. کنایه محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره روی آوردن آمریکا به روسیه برای تأمین گازوئیل، از همین زاویه قابل فهم است. اگر کشوری که سال‌ها بر محدود کردن درآمد انرژی روسیه تأکید داشته، برای تأمین نیاز خود به سوخت این کشور متوسل شود، با تناقضی راهبردی روبه‌رو خواهد شد.

مکانیزمی که تحلیل‌گران آن را «تعطیلی ناشی از بیمه» می‌نامند، عملاً جریان کشتیرانی را مختل کرده است. شرکت‌های بیمه حاضر به پوشش ریسک عبور از این آبراه نیستند و بدون بیمه، نفتکش‌ها راهی این مسیر نمی‌شوند. علاوه بر این‌که هزینه اصلی این اختلال روی دوش آمریکا است، بازار جهانی هم زیر فشار رفته است.

بخشی از این فشار به شکل بحران گازوئیل خود را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، اختلال در صادرات گازوئیل از خلیج فارس و روسیه باعث شده عرضه جهانی این سوخت روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه کاهش یابد. قیمت گازوئیل در آمریکا به‌مراتب بیش از نفت خام بالا رفته؛ جهشی نزدیک به ۹۴ درصد، در مقابل ۴۵ درصد برای نفت برنت. ریشه این شکاف فقط کمبود نفت خام نیست. ظرفیت پالایشگاهی جهان هم زیر ضربه رفته است. حمله‌های پهپادی به پالایشگاه‌های روسیه تولید گازوئیل این کشور را حدود ۳۰ درصد کاهش داده و حتی مسکو را ناچار کرده صادرات را موقتاً محدود کند. آمریکا هم برای پر کردن این شکاف، با یک مجوز موقت تحریمی، واردات گازوئیل روسیه را تا ماه آینده آزاد کرده است. یعنی همان کشوری که سال‌ها دیگران را از خرید نفت روسیه برحذر می‌داشت، خودش به التماس سوخت روسیه روی آورده است.

آنچه این معادله را برای ایران به برگ برنده تبدیل می‌کند، ناکارآمدی نسبی هزینه‌های جهانی و مدیریت انرژی جهان توسط جمهوری اسلامی ایران است. بازسازی ذخایر ازدست‌رفته جهانی دو سال زمان می‌برد، زیرساخت‌های پالایشگاهی آسیب‌دیده شش تا هشت ماه تا ترمیم فاصله دارند و قیمت گازوئیل در آمریکا به موضوع داغ انتخابات میان‌دوره‌ای و سقوط محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل شده است. هزینه‌ای که واشنگتن متحمل می‌شود، فوری و ملموس است. در چنین وضعیتی، سپر نفتی آمریکا دیگر ابزار مطمئنی برای مهار بحران نیست. این همان بازدارندگی است که جمهوری اسلامی ایران خواست و اراده خود را بر بازار نفت جهان، به شکل محاسبه‌گرانه، دیکته می‌کند.


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: روزنامه اینترنتی صدای ایران

تاريخ : سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ | 9:4 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |